سلام و وقت بخیر؛خیلی از کسایی که به دین اهمیت و نمیدن و اعتقادات خیلی ضعیفی دارن، به نظرم ۲ سوال اساسی دارن: ۱_ چرا باید به خدا اعتقاد داشته باشیم؟ چه نیازی به خدا داریم؟ بود و نبود خدا چه فرقی میکنه ۲_ چرا باید دین داشته باشیم خب آقای طاهرزاده چطوری به این سوالات جواب بدیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «آشتی با خدا... » در رابطه با سؤالات اینچنینی تنظیم شده است. صوت آن کتاب برای ابتدای کار خوب است. https://lobolmizan.ir/sound/642?mark=%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C موفق باشید
سلام استاد استاد من هر کتاب شما رو میخونم، مطالبش رو درست متوجه نمیشم و درک نمیکنم؛ حتی کتاب های چه نیازی به نبی و ادب خیال و جایگاه جن؛ و احساس میکنم نیاز به شرح کامل دارم؛ مطالب کتب شما خیلی عمیقه و آدم رو به فکر فرومیبره؛ شما کسی رو نمیشناسین که همه کتب شما رو با زبان شیوا و کامل شرح داده باشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که نباید به خودتان سختگیری کنید بخصوص در چنین مباحثی مثل «چه نیازی به نبی»؛ ابتدا صوتِ بحث را دنبال بفرمایید و یا صوت «جوان و انتخاب بزرگ» را. که هردو روی سایت هست .موفق باشید
به نام خدا سلام بر شما، وقتی سیستم حکمرانی ایالات متحده آمریکا به این وضوح در همه آمریکا یک تافته جدابافته شده و نشان از جدایی و تاریخ جدید است، چقدر زیباست که وعده نابودی آمریکا را میبینیم. سیستم سیاسی تمدنی آمریکا نتنها در آسیا و اروپا و کشور خودش همزمان همه را باخت بلکه در ایرانمان که همه تلاش شیطان بود «که اگر در ایران بمانند در همه جای دنیا ماندگارند و اگر نتوانند در ایران ماندگار شوند هیچ کجا نیستند» با شکست مواجه شد. هرکجا بنگری نابودی امریکا را میبینی مگر متوهمان بیچاره دلدداده به رسانه اینترنشنال که از پایین سطح ترین مردم دنیا هستند. ما شادی شکست آنها را قرین بر پیروزی خودمان یافته ایم که راه سعادت مان را با بعثت مردمی یافته و خودرا یافته ایم و پروریدن خود را جشم میگیریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که فرمودید «که اگر در ایران بمانند در همه جای دنیا ماندگارند و اگر نتوانند در ایران ماندگار شوند هیچ کجا نیستند» و بالاخره از طریق همین ایران نابودیِ آمریکا به همان معنای شیطان بزرگ پیش خواهد آمد. آیا میتوانیم دستِ قدرتِ خدا را ببینیم؟ حاج قاسم سلیمانی میفرمود: «باید دستِ قدرتِ خدا را دید» این دیدن، بزرگترین کاری است که در صحنههای تاریخی میتوان انجام داد. موفق باشید
سلام بر استاد عزیز متن زیر تقدیم نگاهتان میشود: در باب زبانِ گشایش و ضرورت عبور از تبیینهای علّی هر رخدادی که در تاریخ رخ مینماید، بسته به ماهیت وجودیِ خود، نحوهی خاصی از سخن گفتن را طلب میکند. از همین رو، مواجهه با انقلاب اسلامی ایران، پیش از آنکه نیازمندِ تحلیلهای علّیِ مرسوم باشد، مستلزم پرسش از «زبانِ» متناسب با آن است: آیا میتوان با همان دستگاه مفاهیمی که برای تبیین پدیدههای عادی تاریخی به کار میرود، به کنه این حقیقت دست یافت؟ یا اینکه این رخداد از سنخی است که زبان را وامیدارد تا از کارکردِ صرفاً ابزاریِ خود فراتر رود و به «محلِّ ظهور» حقیقت تبدیل شود؟ انقلاب اسلامی، از همان آغاز، خود را به مثابه امری «گشوده» و در عین حال «ناگشوده» نشان داد. از یک سو، حقیقتی را مقابل انسان میگشاید که سرشار از نور امید است و حیاتی تازه را در جانها شکوفا میسازد. از سوی دیگر، این حقیقت چنان مبهم و غیرقابل احاطه مینماید که هر زبانی در برابر آن به عجز اعتراف میکند. این دوگانگی نشانهی اصالتِ رخداد است. هر چه حقیقت اصیلتر باشد، زبانِ عادی را از کار میاندازد تا خود، زبانِ تازهای را متولد کند. برای درک این مسئله، باید از چارچوب رایجی که پدیدهها را به مجموعهای از علل و عوامل فرو میکاهد، عبور کرد. نگاهِ علّی-تبیینی که میراث علوم انسانیِ متأثر از اثباتگرایی (پوزیتیویسم) است، همواره پدیده را به امری «موجود» و «قابل تملک» توسط عقلِ محاسبهگر تبدیل میکند. اما حقیقت انقلاب اسلامی، از این سنخ تحلیلها میگریزد. یک اثر هنریِ بزرگ، صرفاً منتقلکنندهی یک مفهوم یا پیام نیست؛ بلکه «جهانی» را میگشاید که مخاطب را در خود سکنی میدهد. تماشاگر یک تابلوی اصیل، پیش از آنکه به تحلیل تکنیکهای آن بپردازد، در فضای آن اثر سیر میکند و نحوهی وجودش توسط آن دگرگون میشود. انقلاب اسلامی نیز از همین جنس است. جهانی را میگشاید که در آن، انسان نه با مفاهیم انتزاعی، که با خودِ حقیقتِ در حال ظهور، روبهرو میشود. تنها کسانی در این جهان حاضر میشوند که ندای وجود را در آن شنیده باشند؛ کسانی که از جستجوی عللِ دمدستی دست شسته و خود را در معرضِ گشایشِ حقیقت قرار دادهاند. جهانِ مدرن، با حاکمیتِ عقلِ ابزاری و فروکاستنِ همهچیز به محاسبهی منفعت و قدرت، انسان را در ورطهی عمیقترین شکلِ نیهیلیسم فرو برده است. انسانِ مدرن، گرفتارِ روزمرگیای است که در آن، هیچچیز جز تکرارِ مناسباتِ مبتذل، مجالِ ظهور نمییابد. در چنین وضعیتی، بازگشت به کربلا -نه به مثابه یک واقعهی تاریخی، که به مثابه «رخدادی از جنس زبان»- میتواند راهگشا باشد. زبانِ کربلا، زبانی است که از چنگِ مفاهیمِ عادی میرهاند و انسان را در افقی قرار میدهد که در آن، مرگ و زندگی، پیروزی و شکست، معنایی دیگر مییابند. این زبان، به تعبیری، «زبانِ روضه» است. روضه، در عمیقترین معنای خود، گزارشی از یک واقعه نیست؛ بلکه «عرصهای برای حضور» است. «روضه» زبانی در وصف شهادت شهادت، در سنت اسلامی، هرگز به معنای پایانِ یک حیات نبوده است؛ بلکه همواره به مثابه «آغازِ نحوهای دیگر از حضور» تلقی شده است. این حضورِ تازه، از جنسِ بقایِ جسمانی یا تداومِ یادِ تاریخی نیست، بلکه از سنخِ «گشایشِ افقی تازه» است که در آن، انسان با حقیقتی روبهرو میشود که پیشتر از دیدگانش پوشیده بود. شهادت، به تعبیری، «رخدادی از جنس زبان» است: زبانی را میگشاید که پیش از آن، امکانِ جاری شدن نداشت و جهانی را میآفریند که پیش از آن، افقِ آن بر انسان بسته بود. شهادتِ رهبر انقلاب اسلامی، صرفاً یک رویدادِ سیاسی یا فقدانی عاطفی نیست؛ بلکه «رخدادی زبانی» است که نسبتِ انسانِ ایرانی را با انقلاب اسلامی، با تاریخ و با خودِ هستی، دگرگون میسازد. آنچه در این شهادت گشوده میشود، امکانی تازه برای «حضور» در متنِ حقیقتِ انقلاب است؛ حضوری که پیش از این، یا در غبارِ روزمرگی پنهان مانده بود، یا با زبانِ عادی و مشهوراتِ مفهومی، قابل بیان نمینمود. انقلاب اسلامی، از آغازِ پیروزی تاکنون، همواره با دو نوع زبان روایت شده است: «زبانِ تبیین» که در پی فروکاستنِ آن به مجموعهای از عللِ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است، و «زبانِ روایت» که میکوشد تا آن را در افقِ حقیقتِ وجودیاش بازنماید. زبانِ تبیین، که میراثِ علومِ انسانیِ مدرن و نگاهِ اثباتگرایانه است، هرچند در مواردی سودمند مینماید، اما از درکِ آنچه انقلاب را از سایرِ تحولاتِ تاریخی متمایز میسازد، ناتوان است. انقلاب اسلامی، از منظرِ این زبان، صرفاً یک «حادثه» در میان حوادثِ دیگر است که میتوان آن را با همان دستگاهِ مفاهیمِ تحلیلِ سیاسی، فهمید و تبیین کرد. اما شهادتِ رهبری، امکانِ عبور از این زبان را فراهم میآورد. در این رخداد، آن چنان که بارها در تاریخِ تشیع مشاهده شده است، زبانِ روایت جای زبانِ تبیین را میگیرد. مردم، در مواجهه با این شهادت، نه در پی یافتنِ علل و عواملِ آن، که در جستجوی «حضور» در متنِ این حقیقت برمیآیند. زبانی که به جای تحلیل، «میگشاید» و به جای توضیح، «حضور» را ممکن میسازد. شهادتِ رهبری، انقلاب اسلامی را در افقی تازه قرار میدهد که میتوان آن را «افقِ روضه» نامید. روضه، در فرهنگِ شیعی، تنها یک مجلسِ عزا و سوگواری نیست؛ بلکه «عرصهای برای حضور» است که در آن، حقیقتِ کربلا (که سرّ هستی است) برای مؤمنان گشوده میشود. با شهادت رهبری، ایران نیز در چنین افقی قرار میگیرد. پیش از این، انقلاب اسلامی به مثابه یک «دستاورد» یا یک «نظام» تلقی میشد؛ چیزی که در گذشته تحقق یافته و اکنون باید از آن پاسداری کرد. اما در افقِ روضه، انقلاب اسلامی از قامتِ یک «حادثهی گذشته» خارج میشود و به «حقیقتی حاضر» بدل میگردد. این دگرگونی، نه از طریقِ تحلیلهای سیاسی، که از طریقِ «زبانِ روایت» امکانپذیر میشود؛ زبانی که شهادت را نه پایان، که آغازِ نحوهای دیگر از حضور میداند. جهانِ معاصر، گرفتارِ بحرانی عمیق است که میتوان آن را «نیهیلیسمِ روایی» نامید. در این جهان، روایتهای بزرگ که زمانی به زندگی معنا میبخشیدند، فروپاشیدهاند و انسان در انبوهی از دادهها و اطلاعاتِ پراکنده، سرگشته و حیران مانده است. رسانههای جمعی، با انباشتنِ بیوقفهی اخبار و رویدادها، از یک سو، حسِ «حضور» را از انسان سلب میکنند و از سوی دیگر، هر رویدادی را به امری عادی و گذرا فرو میکاهند. در چنین وضعیتی، شهادتِ رهبری و گشایشِ زبانِ روایت در انقلاب اسلامی، میتواند پاسخی به این بحران باشد. این زبان، روایتهایی را بازمیگشاید که از جنس «حضور» هستند، نه از جنس «اطلاع». زبانِ روایت، مخاطب را از جایگاهِ ناظرِ بیرونی به در میآورد و او را در متنِ حقیقت، سکنی میدهد. در این سکونتگاهِ تازه، دیگر پرسش از «چرایی» و «علت» موضوعیت ندارد؛ آنچه اهمیت مییابد، «چگونگیِ بودن» در این حقیقت است. زبان روایت و آینده انقلاب اسلامی یکی از مهمترین پرسشهایی که در مواجهه با شهادت رهبری پیش میآید، پرسش از «نحوهی انتقال» این حقیقت به نسلهای آینده است. اگر زبانِ تبیین و تحلیلِ علّی، نتواند حقیقتِ انقلاب اسلامی را به درستی روایت کند، آنگاه با چه زبانی میتوان این میراثِ عظیم را به آیندگان سپرد؟ آیا صرفاً با بازگوییِ تاریخِ سیاسیِ انقلاب، میتوان نسلِ جوان را با آنچه در این مسیر رخ داده است، آشنا ساخت؟ انتقالِ حقیقتِ انقلاب اسلامی، تنها از طریقِ «زبانِ روایت» امکانپذیر است؛ زبانی که به جای آموزشِ مفاهیم، «حضور» را ممکن میسازد. نسلِ آینده، نه با شنیدنِ گزارههایی دربارهی استبدادِ شاه یا دستاوردهای اقتصادیِ انقلاب، که با «حضور» در جهانی که انقلاب گشوده است، میتوانند با این حقیقت نسبتِ اصیل بیابند. این حضور، از طریقِ روایتهایی ممکن میشود که شنونده را از جایگاهِ ناظرِ بیرونی خارج میکند و در متنِ حادثه سکنی میدهد. در اینجا هنر نقشی بیبدیل دارد. هنرِ اصیل، دقیقاً از همین جنسِ زبان است. جهانی میگشاید و مخاطب را در آن سکنی میدهد. شهید آوینی، که خود از پیشگامانِ این نگاه بود، همواره بر این نکته تأکید میورزید که روایتِ دفاع مقدس باید از جنسِ روایتِ عاشورا باشد؛ روایتی که به جای تحلیل، «حضور» را به مخاطب میبخشد. شهادت رهبری، از این حیث، فرصتی است برای بازگشت به این نگاه و بازاندیشی در شیوههای روایتِ انقلاب اسلامی. باید توجه داشت که زبانِ روایت، به محض آنکه به نظامِ مفاهیم بدل شود، از کارکردِ اصیل خود تهی میگردد. این زبان، از جنسِ «روش» یا «متدولوژی» نیست که بتوان آن را به دیگران آموخت. از جنسِ «حضور» است که تنها از طریقِ «بودن» در متنِ حقیقت، قابل انتقال است. شهادت رهبر انقلاب «آینهای» است که حقیقتِ انقلاب اسلامی را به ما بازمینمایاند. در این آینه، ما خود را نه به عنوانِ ناظرانی بیرونی، که به عنوان «حاضرانی در متنِ حقیقت» مییابیم. این حضور، تکلیفی بر دوشِ ما مینهد و آن یافتن زبانی در وصف این رخداد است. روایتی که به جای تحلیل، بگشاید؛ به جای تبیین، حاضر کند؛ به جای فروکاستن، اوج بخشد. روایتی از جنسِ روضهی کربلا، که هزار و چهارصد سال است جانهای تشنه را سیراب میکند و هیچگاه از طراوت نمیافتد. آیندهی انقلاب اسلامی، در گروِ همین زبان است. اگر توانستیم این زبان را بگشاییم و خود را در آن حاضر کنیم، آنگاه انقلاب اسلامی نه یک دورهی تاریخی، که «افقِ همیشه حاضر» خواهد ماند؛ افقی که هر نسل میتواند خود را در آن بیابد و از آن، حیاتی تازه کسب کند. و اگر از این زبان غافل بمانیم و به زبانِ عادیِ مشهورات و تحلیلهای دمدستی بازگردیم، آنگاه حقیقتِ انقلاب را از کف خواهیم داد، هرچند که نهادها و ساختارهای آن همچنان پابرجا باشند. ✍🏻سید علی روح الامین چهارم فروردین ۱۴۰۵ (بیست و پنجمین روز شهادت رهبر انقلاب)
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه مایۀ مسرت اول است که انقلاب اسلامی تا این جاها خود را مدّ نظر اصحاب اندیشه قرار داده که عزیزانی مانند شما برای اشاره به حضور تاریخی آن رخداد عظیم، بر خود لازم دیدهاید اینگونه سخن بگویید که زبان اشاره به حقیقتی است که در مقابل جانها گشوده شده تا آن حقیقت، گرفتار زبانهای روزمرّه و زبانهای سیاسیون نگردد و به حجاب رود.
خدا را باید شکر کرد که در معنای «شهادت» متذکر این امر هستید که شهادت، رخدادی از جنس «زبان» است و زبان را میگشاید که در جان ما پنهان بود و این را در زبان مردم خود در این شبها بخصوص در زبانِ نرمِ بانوان سلحشور خود مییابیم بدون تبرّجی که غرب در زنان ایجاد کرده بود. با زبانی حیرتانگیز، زبانِ بانوان ما اشارات تاریخی دقیقی را به میان آوردهاند بدون آنکه خودشان بخواهند چنین گفتنیها را به ظهور آورند بلکه تنها حکایت حضور مردمی را – اعم از زن و مرد- گزارش میدهند تا حقیقت گرفتار روزمرّهگی نشود. این همان زبانِ روایت است که جنابعالی به خوبی در این متن از آن سخن گفتید که با معجزۀ شهادت رهبر بزرگ ما ظهور کرده و ما را به حضوری دیگر حاضر میکند ماورای زبان تحلیل سیاسیون که عملاً از حضوری که ما از نظر تاریخی در آینده خواهیم داشت، در غفلت است.
از جایگاه «زبانِ» هستی در این رابطه سخن گفتید و چه اندازه خوب است رفقا نسبت به آن فکر کنند. ای کاش رفقای عزیز چندین و چندین مرتبه این متن را بخوانند و به گفتگویی که جنابعالی با جناب آقای صادق بهرامی در نسبت با حضور تاریخی انقلاب اسلامی و نظر به سرآغازبودنِ انقلاب داشتید؛ توجه کنند تا معلوم شود انقلاب اسلامی یک «رخداد تاریخی است» و ما را به سوی وارستگی و انتظاری اصیل رهنمون میکند اگر و اگر با زبانی که بتواند به آن رخداد اشاره کند، موضوع را در میان بگذارد تا معلوم شود به گفتۀ جنابعالی انقلاب اسلامی جهانی را در مقابل انسانها میگشاید که برای درک آن مفاهیم انتزاعی ظرفیت اشاره به آن را ندارد. @varastegi_ir «وارستگی – بعثت مردم به مثابه ارایگنیس»
امید است خوانندگان عزیز متن جناب آقای حجت الاسلام دکتر روح الأمین را چندین و چندین مرتبه مطالعه فرمایند به امید آنکه افقی در راستای اظهار زبانی گشوده شود و از آیندهای که بسی بزرگتر از آیندهای است که سیاسیون مدّ نظرها میآورند؛ آگاه شویم. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد گرامی ببخشید من چند سالی هست و قتی قرآن را باز میکنم آیاتی از این قبیل میآید که چه بسیار مردم ستمگری در شهر ها بودندکه نابودشان کرد سوره ی انبیا و... آیاتی با همین مضمون ببخشید استاد یعنی این جریانات این سالها همه بلا هست و عذاب
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع آیات متذکر سنت الهی در مقابل جریانهای غیر توحیدی میباشند که مقابل انبیای الهی قرار گرفتهاند و در رابطه با استخاره، معلوم است که متذکر نفیِ آن تصمیمی است که انسان با استخاره میخواهد جایگاه آن تصمیم را بداند. موفق باشید
به نام خدا ، سلام استاد میگم داشتم فکر میکردم ، ببینم تضادهایی که بین ما و اسرائیل غاصب بوده و هست در چند لایه وجود داره ؟ چرا به هیچ عنوان اسرائیل غاصب برای ما قابل تحمل نمیتونست باشه؟ و عمیقترین علت و اصلی ترین دلیل اینکه نباید تحملش کنیم چیه ؟مشکل ما فقط مقابله با اشغال سرزمینی بوده ؟ یا دفاع از خود مسلمانان فلسطینی بوده ؟ یا علتهایی دیگری هم داشته ؟ آیا آنها با خود خود اسلام مشکل عمیقی دارند ؟ یا دنبال منافع هستند فقط ؟ نمیشد امید داشت اینها یه جوری از خواب غفلت بیدار بشن و به آموزه های حضرت موسی بازگشت کنند و روششون را عوض کنند ؟ به نظرتون اگر انقلاب اسلامی نبود و بر فرض محال حکومت شاه ادامه پیدا کرده بود ، و اسرائیل غاصب مزاحمت ما را نداشت چه نیتهایی را عملی کرده بود ؟ و در کل به نظرتون درست ترین راه ممکن را در مورد حل این مشکل طی کردیم؟ یا میشد گفت راههای بهتری هم بوده که ما توجهی یا دقتی به آنها نداشتیم ؟ راستی اینکه خداوند در آن زمان سرزمین موعود را به آنها داده بود ، و عهد شکستند و خداوند از آنها گرفت دیگر در ذهن آنها حق مالکیتی ایجاد کرده است ؟ الان که واقعا هیچ حقی ندارند ؟ آن حق با شکستن عهد از طرف آنها تمام شد درست است ؟ ببخشید کمی نظرتون را مشروحتر بفرمایید که بتوانم زوایای مسئله را از دید شما دقیقتر ادراک کنم ، خدا خیرتون بدهد ، تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله، بسیار عمیقتر از این حرفها میباشد که در فضای سیاسی مطرح است. نمونهاش نکاتی است که قرآن از آیۀ 40 سورۀ بقره حدود 100 آیه در مورد روحیۀ یهودیگری با ما سخنهایی دارد که عرایضی در این مورد شده است https://lobolmizan.ir/sound/1620 بخصوص از جلسۀ 12 تا جلسۀ 34 . از آن جهت که روحیۀ یهودیگری بنا دارد به گمان خود به عنوان قوم برگزیده، جهان را در اختیار خود داشته باشد و بقیۀ ملتها غلام آنها باشند و اسلام ناب محمدی دقیقاً در مقابل چنین جریانی است و بحمدالله با انقلاب اسلامی بخصوص در این مرحله تاریخی این شرایط به خوبی فراهم شده است. در این مورد میتوانید به متن «تغییر سرنوشت جهان، با یهود و یا با اسلام» https://lobolmizan.ir/leaflet/1724?mark=%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1 رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام استاد نظرتون در باره شهادت رهبر انقلاب چیه ؟درباره آگاهانه بودن این شهادت و انتخاب آگاهانه آن سوال دوم و شخصی از چه زمانی می دونستین رهبری شهید می شن؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آگاهانه بودن شهادت آن قائد عظیم، حکایت روحیهای است که در آن مرد الهی به ظهور آمده. و این غیر از آن است که مربوط به زمان خاصی باشد. احوالات معنوی و روحانی، چیز دیگری است. در رابطه با افقی که شهادت آن مرد الهی در مقابل این ملت و جهان گشود، حرف بسیار است. عرایضی در این رابطه شده است که خوب است به https://lobolmizan.ir/category/127?tab=quests&inner_tab=all-quest رجوع شود. بخصوص به https://lobolmizan.ir/sound/1770 . موفق باشید
وظیفه من ۱۶ ساله چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با روحیۀ انقلابی خود را آماده کنید برای هرچه بیشتر آشناشدن با قرآن و روایات اهل البیت«علیهمالسلام» و در همین رابطه مطابق سؤالات دیگرتان به بحث «جوان و انتخاب بزرگ» بپردازید؛ خوب است https://eitaa.com/tafakorism/3776. و پس از آن به بحث «ده نکته در معرفت نفس» بپردازید و از شرح هریک از اساتید که احساس میکنید با روحیۀ شما بهتر میخواند، استفاده نمایید. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh . در مورد کتاب «مقالات» آیت الله شجاعی و مباحث آیت الله مصباح، نباید عجله فرمایید. ولی کتابهای غیر فلسفی مرحوم شهید مطهری میتواند برای شما در همین موقعیت که هستید مفید باشد. موفق باشید
به نظر حضرتعالی تاکید رهبر شهید و تعابیر بینظیری که مرحوم امام استخدام داشتند برای آثار حضرت استاد آیت الله شهید مرتضی مطهری به چه دلیلی میتواند باشد؟ محمد باقر آقائی
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً مرحوم شهید مطهری عزیز یک حکیم زمانشناسِ متألّه بودند که حتی امروز، بیش از دیروز به آن مرد الهی نیازمند هستیم. https://lobolmizan.ir/category/79?&tab=posts&inner_tab=leaflet. موفق باشید
سلام و ادب: در مورد جواب سوال شماره ۴۱۳۰۵ که فرمودین در مورد فرهنگ انتظار، باید بیش از پیش بیندیشیم را میشه توضیح بدین. دقیقا باید چیکار کنیم؟ ممنون و التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» و کتاب «مبانی نظری مهدویت» شده است که خوب است به آن دو کتاب که متن آن روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام و وقت بخیر: یک سوالی داشتم خدمت استاد. با توجه به اینکه مردم در صحنه ایستادگی می کنند و از مرگ هراسی ندارند اما خواص و جریان لیبرال با تاخیر در اعلام رسمی رهبری جدید و پایبندی به شورای موقت و سخنان اخیر رئیس جمهور در حال تضعیف جریان انقلابی هستند وظیفه مردم چیست؟ آیا فقط با تجمعات شبانه و صبوری مثل دفعات قبل باید شاهد تاخیر در حرکت حق باشند؟ آیا دیگر زمان اقدام نواب صفوی ها فرا نرسیده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله مسئله حل شد و حال، مائیم و امیدوار به آیندهای که دشمنانمان را خدا ناکام میکند. بیچارهها گمان کردند آنان در مقابله با جبهۀ حق کاری از پیش میبرند.
با بعثتی که آن مرد الهی از آن خبر داد به عنوان آغازی که با شهادت ایشان در مقابل جهانِ ساختگی رسانه آغاز شد تا ما ادامۀ آرامشبخشِ خود را در آغوش سنتهای لایتغیّر الهی احساس کنیم. مانند حضور در سنتی که خداوند در وصف آن میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ» (حج/۳۸) اینجا است که انسان در آغوش چنین سنتی هرگز نگران حیلههای دشمنان دین و دینداران نیست، هرچند رسانهها، جهان دیگری را مدّ نظر آورند. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد و التماس دعای فراوان برای این حقیر و خانواده. پرسش بنده برگرفته از صحبتهای دکتر عبدالکریمی با شما در مورد آینده انقلاب اسلامی هستش. اگر تامل بفرمایید شما فرمودید جای تامل و فکر کردن دارد. صحبتهای دکتر و از طرفی دکتر عبدالکریمی خطاهای انقلاب در مواجهه با همه مردم و انتظارات همان مردم از انقلاب هنگام اعتراض از هر نوعی صنفی، سیاسی، حقوقی و فرهنگی چیست؟ در اکثر این موارد برخلاف انتظار چه انقلابی و چه غیره انقلابی مواجه شدن با یک برخورد دور از بیان انقلاب و تعریف ذهنی که افراد دارند و برچسب زدن های سیاسی و غیره که اینجا به درستی دکتر اشاره کردند ندیدن حاکمیت اون اعتراض را به عنوان مثال عرض میکنم کارخانه ذوب آهن طبق قول مدیریت قرار بود مفاد طرح طبقه بندی را در عرض ۳ ماه در تقریبا ۲ سال پیش اجرایی کند که عدد رقمی در حقوق پرسنل ملاحضه میشد بعد از موعد مقرر مدیریت عوض شد و با نگرش صد درصد مدیریت جدید پرسنل دست به اعتصاب قانونی زدند. در تخیل هیچ یک از پرسنل انقلابی و غیره نمیگنجید با یگان ویژه در کارخانه پرسنل را کتک بزنند بعضی را دستگیر و به زندان ببرند این نمونه را عرض کردم چون لمس کردم و از این دست مثالها زیاد است. حالا از حضور تارخی انقلاب در تاریخ کنونی هرچه بگوییم دیگر اثر ندارد حاکمیت به دست خود بخشی از خودش را مقابل خودش قرار داد و حالا این را مقیاس کنید در کل کشور و اینجا که دکتر گفتند جاوید شاه نه اینکه به عقب بر میگردیم بلکه شما در رفتارتان بعضا از شاه هم بدترید اما پیشنهاد حقیر به شما و دوستان شما این است که در جهاد تبین این اعتماد از دست رفته را فریاد کنید. مثلا در موقع هر رویداد تاریخی شما مطلبی مینویسید اما در توجه به مسائلی مثل تعیین دست مزد کارگر یا نمیدونم افزایش نرخ ارز مطلبی نمیگویید اینجا میشود همان حرف دکتر که گفتند روحانیت حافظ گذشته ماست برای امروز ما چه دارید؟ امروز دشمن روی سربازهای شطرنج حساب باز کرده نه دنبال مهره های کلیدی، چون هر کدام از مهره ها که زمینه داشته باشند تو این دنیای دیده شدن لیدر همان سربازها میشوند حالا باید رفقا جمع بشیم و از همین مسائل کوچک ولی مهم شروع کنیم مثلا حقوق کارگر معلم و غیره تلاش کرد راه حلی مناسب پیشنهاد داد به دولت و مجلس و کار فرما. چطور میشود این بار سنگین اقتصادی را کم کرد. به عنوان مثال مسکن یکی از معضلات جامعه هست ولی چه میزان مسکن خالی وجود دارد؟ چه افرادی هستند که میتوانند این تناقض را کم رنگ کنند؟ امروز باید به قول رهبری بعضی از دولتی ها را هم مثل تحریم دشمن دور بزنیم. امروز مردم باید طعم انقلاب را آنجور که معقول و انتظار دارند لمس کنند نه آنجور که وعده داده میشود و در یک کلام خلاصه کنم این هست که تفکر را باید به پایینترین قشر جامعه تعلیم نه بلکه هدیه داد با روش هایی مثل چاه کندن حضرت علی برای مردم کوفه. ببخشید زیادی نوشتم. امید به روزی که ایرانی در برابر ایرانی به جرم اعتقاد یا اعتراض نایستد که بعد از هر رویارویی در برابر هم فاصله ها و فتنه ها خواهد شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در همین رابطه پس از چند سال مدیریت اجرایی به این نتیجه رسیدم که ما در نسبت با انسان و حقوق انسانیِ انسانها، همچنان در گردونۀ غرب و روح خودبنیادیِ فرهنگ لیبرال دموکراسی هستیم. لذا کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» با بیش از ۷۰ جلسه شرح مطالب آن به میان آمد و همۀ سخن آن است که ما برای عبور از غرب از یک طرف و تحجّر دینی از طرف دیگر باید به عمق انسانیِ انسان بیندیشیم و البته این کار عمیقی میباشد و با هرچه بیشتر متمرکزشدن به اهداف اصیل انقلاب اسلامی میتوان از آنچه به عنوان اشکال فرمودید؛ عبور کرد وگرنه اگر آن بصیرت تاریخی که امثال حاج قاسمها داشتند، پیش نیاید، باز تحجّر و باز لیبرال دموکراسی و بیحرمتی به انسانیت انسان. موفق باشید
سلام: آیا خود ارضائی از نظر اسلام حرام؟ آخه من تحقیق کردم و از نظر علم در حد تعادلش اشکال نداره و آسیب زننده نیست. میتونین بیشتر راجع بهش توضیح بدید. ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این موارد که آثار منفی روحی دارد در محدودۀ نظر علم تجربی و پزشکان نیست. در این رابطه خوب است به سؤالات شمارۀ ۳۱۱۴۴ - 715 و ۵۷۹۵ و ۷۸۱۶ و ۱۹۸۲۸ رجوع فرمایید. موفق باشید
درود استاد طاهرزاده: برای ایام محرم و صفر، چه کتاب هایی رو برای مطالعه پیشنهاد میدن؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در این مورد کتاب ها و سخنرانیهای زیادی هست و همه ارزش خود را دارد. ولی از کتاب «حماسۀ حسینی» شهید مطهری هرگز غفلت نکنید بخصوص اگر بتوانید صوتهای آن کتاب را دنبال کنیدhttps://navideshahed.com/fa/news/464067/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%87-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-1 موفق باشید
سلام و احترام: متاسفانه ما دیگه به هیچ کس اعتماد نداریم. وقتی کار به کد بازی و اخبار پشت پرده و... برسه و هر کسی بگه من موندم من دیدم من مطلعم ما مردم کف خیابان فقط به محکمات حرف رهبری استناد خواهیم کرد. نه به آقای محمدی نه به آقای نبویان نه طائب و نه فلان سردار و پاسدار و آخوند و عالم و جسارتا حتی خود شما. چطور شد که همین آقای محمدی تا پریروز میگفت رفتیم تو فاز جنگ و توافق دور شد و از این حرفا بعد یکشبه توافق از همیشه نزدیک تر شد و ترامپ اعلام کرد و ما هم تلویحا تایید؟! چطور آقای نبویان می گوید هر کس که مدعی است من متن اصلی توافق را ندیدم یا اطلاع ندارد یا فلان است. نه! ما به هیچ وجه در دام بازی هیچ کس نخواهیم افتاد. متاسفانه کاری کردند ( دشمن) و کاری کردیم ( خودمون) که ما دیگه به هیچ کس اعتماد و استناد نمی کنیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فقط باید به سخن افراد فکر کرد و بعد خودمان در نسبت با جمعبندی خودمان حاضر شویم. وگرنه آری! نوعی سرگردانی پیش میآید. در این مورد خوب است سری به جواب سؤال شمارۀ 41834 بزنید. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار ۱. در غدیر خورشیدی که طلوع می کند و می شکفد علی است در دل تمام کویرها باران بهاری علی است خورشید شکفته در غدیر است علی در ملک محمدی تنها کسی که امیر و پادشاه است علی است عید غدیر مبارک. ۲. «الدّنيا تُسلِمُ» میشه استاد این روایت رو در حد توانتون شرحش بدین؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر غدیر بدان معنا میباشد که در بستر اسلام، نگاهها باید به انسانی باشد که نماد کامل اسلامیت همه ما میباشد، این غدیر و این نگاه به حضرت مولی الموحدین علی علیه السلام مبارکتان باد.۲. آری! در فضای سؤال و جواب ورود به این نکات، نیاز به وقت موسع دارد. احتمالاً بتوانید در فضای مجازی جواب آن را بیابید. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار من دلم میخواد تو این افق باشم اما یکم کارهام بی نظمه. آیا این بی نظمی سد نیست؟ اگر هست چه کنم این سد برداشته شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باید در زندگی برنامه داشته باشیم و هرچیزی را در جای خود قرار دهیم بدون هر افراط و تفریطی. موفق باشید
سلام الله علیکم: استاد طاهرزاده عزیز امام خمینی رحمة الله علیه درباره دو جمله «و لتصنعَ علی عَینی» و «و اصْطَنعتُک لنفسی» بیان داشتهاند که اگر چشم دل باز کنی، یک نغمه روحانی و لطیفی میشنوی که جمیع مسامع قلبت و سراسر وجودت از سِرّ توحید پر شود. تقاضا دارم حضرتعالی ما را به این لذت قلبی از سِرّ توحید رهنمون فرمایید. سپاس.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در امر حضور توحیدی و توجه توحیدی، ابتدا باید در معرفت نسبت به این امر بزرگ حاضر شد که آن، «برهان صدیقین» است با ارزش فوقالعادهای که دارد و سپس منوّرشدن به نگاه قرآنی که در اعتکاف رمضانی امسال عرایضی تحت عنوان «آیات قرآنی و نظر به وجه حضرت حق و در طلب دیدار حق» https://lobolmizan.ir/sound/1782?mark=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1 شد. امید است مؤثر افتد. موفق باشید
سلام طاعات و عبادات شما قبول باشه انشاءالله یک سوال: در فایل سخنرانی که از حاج آقا طائب فرستاده بودید، ایشون فرمودند تحمیل بر امام معنی نداره اما امام خمینی رحمه الله علیه میفرمایند در ماجرای حکمیت؛ هم حکمیت تحمیل شد، هم حکم تحمیل شد. اگر توضیح دهید ممنون میشم. با تشکر از شما استاد عزیز.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته همانطور که میفرمایید تعبیر واژۀ تحمیل، ممکن است متفاوت باشد. در مورد فرمایش حاج آقا طائب، بیشتر باید بر این نکته فکر کرد که پذیرش پیشنهاد آتش بس در عینی که توان ادامۀ جنگ را داریم؛ از نظر قرآن جا دارد یا نه؟ تأکید حاج آقا طائب آن است که میتوان آن نوع پیشنهاد را پذیرفت. موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و شما استاد بزرگوار: با توجه به اینکه خیلی از علمای کشور میفرمایند که مطالبات تون رو در قالب پلاکارد در تجمعات شبانه بیان کنید، مختصر و مفید و بصیرت افزا انگار که یک منبر سخنرانی رو در چند جمله یا کلمه خلاصه کرده باشیم، میخواستم نظرات و شعارهای متناسب و دشمن شناسانه حضرتعالی رو بدونم چون من هر روز برای مردم محله مون پلاکارد مینویسم و میدم که شبها ببرند. با تشکر، اجرتون با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف. التماس دعا در هر لحظه و نماز شبهای تان. یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با توجه به آن که باید در آن پلاکاردها جملات کوتاهی باشد که اشاره میکند به آنچه دیدنی نیست، ولی در منظر جان انسانها به ظهور میآید. فکر میکنم سلسله نکاتی که تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است»https://eitaa.com/bartarin_hozoor شده است و شرح آن نکات https://eitaa.com/soha_sima/5759 و یا نکاتی که در سلسله سؤالات برگزیده به میان میآید، بتوانید نسبت به آنچه دنبال میکنید بیابید، https://lobolmizan.ir/category/127?tab=posts&inner_tab=spost . وخواهران در کانال «صراط» تلاشهایی دارند ان شاءالله میتوانید نکاتی را بیابید. موفق باشید
سلام استاد وقت شما بخیر: استاد بنده دانشجوی ارشد رشته روانشناسی مثبت گرا هستم. خیلی علاقه مند به شروع کردن سیر مطالعاتی هستم که از ریشه و ساده شروع بشود از مباحث معرفت النفس تا خدا شناسی و... و به مطالب سنگین تر برسم. فعلا برای شروع فایلی که در سایت بارگزاری شده مبنی بر خلاصه کتب شما (سیر صورت به حقیقیت) را شروع کردم، آیا این فایل کفایت میکند یا اینکه باید خود هر کتابی مطالعه بشود؟
باسمه تعالی سلام علیکم : کار خوبی است که رفقا در جمع بندی مباحث داشتهاند ولی بعضاً صوت مباحثی مثل معرفت نفس و یا برهان صدیقی ذهن را به تمرکز بیشتری میبرد از آن مهمتر صوت مباحث قرآنی هست که ان شاءالله کمک اساسی خواهد کرد. مهم آن است که به هر حال از جایی باید شروع کرد بقیه خود به خود پیش میآید. موفق باشید
در ارتباط با صحبتهای آقای طایب که حتی ترجمه و تحلیل آیاتشون کاملا اشتباه بوده ولی در یک پیام کوتاه نمیگنجه، اکتفا میکنم به صحبت رهبری در ۲۶ مرداد ۱۴۰۲ مطالعه کنید در مورد همین آیه هست و صحبتهای امام خمینی (ره) در فیلم زیر https://www.aparat.com/v/wfb4x3x
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی حیف شد که متوجۀ دقتهای حکیمانه و عالمانۀ حجت الاسلام طائب در رابطه با آیاتی که مطرح کردند و دقایقی که در رابطه با موقعیتِ امروزین ما متذکر شدند؛ نشدهاید! تا اتفاقاً در آن رابطه متوجۀ جایگاه صحبتهای رهبر عزیز شهیدمان و حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» هم میشدید. پیشنهاد برادرانۀ بنده آن است که با دقت کامل به آن صحبتها و به فرمایشات آقای سردارحاج عظیم ابراهیم پور توجه فرمایید https://eitaa.com/matalebevijeh/22491 . آری مشکل ان است که رفقا با پیش فرض های خود به دقت های قرآنی آقای طائب فکر نکردند و اگر ما خدای ناکرده در این جنگ شکست بخوریم به جهت بی دقتی های کسانی است که متوجه دقت های همه جانبه آقای مهدی طائب و امثال ایشان نشدند. چه اندازه خوب است که رفقا علاوه بر بحث اخیر استاد طائب برای آشنایی با اندیشه تاریخی و قرآنی ایشان به کانالشان سر بزنند https://eitaa.com/ostad_taeb موفق باشید
با سلام و احترام: مطلبی تحت عنوان ضرورت اعزام حجاج فرموده بودید به دلیل نشان دادن اقتدار ِ آیا برای نشان دادن اقتدار مثلا بهتر نبود جلسات مجلس بصورت علنی برگزار میشد؟ منظور بر این است که مردم سپر بلا نشوند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی است که با اعتماد به مسئولین نظام که حقیقتاً بنا دارند ذیل نظر رهبر عزیز انقلاب امور را جلو ببرند؛ با اعتماد به آنها باید به عهدۀ خودشان گذاشت. سخنان اخیر حجت الاسلام آقای مهدی تائب، برادرِ جناب آقای حسین تائب (رئیس سازمان اطلاعات سپاه) میتواند اندیشهساز باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/22490 موفق باشید
با عرض سلام از نظر استاد تکلیف کسانی که درحج امسال ثبت نام کرده اند با شرایطی که به وجود آمده چیست آیا باید انصراف بدهند در صورتی که توانایی برای رفتن حج را دارند
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته در این موارد با رجوع به دفتر مرجع تقلید خودشان باید مطلب را دنبال کنند. بعضی از مراجع اعلام نظر فرمودند از جمله آیت الله مکارم شیرازی به استفتائی درباره تشرف به بیتالله الحرام و سفر حج با توجه به شرایط کنونی پاسخ دادند: «کسانی که امسال تمکن از حج پیدا کرده، ولی به خاطر شرایط موجود نسبت به این سفر دچار خوف و ترس شده اند (ترس از خطر جانی، ناامنی جدی و مانند آن)، استطاعت شرعی آنان برای انجام حجة الاسلام حاصل نیست. کسانی که استطاعت آنها مربوط به سالهای قبل بوده، اگر اکنون نسبت به رفتن به حج، خوف و نگرانی عقلایی دارند میتوانند سفر را به سال بعد موکول کنند.» موفق باشید
سلام استاد امروز جوان دهه هشتادی دیدم که جانباز شده ودودست خود ودوپای خود را از دست داده است ،حقیقتا احساس حقارت کردم او کجا ومن کجا دوسال هم کوچک تربود وپای لانچر این صدمه رادیده بود وخانواده داشت،من استاد ۲۴ ساله هستم علارغم استعدادم در درس غفلت کردم وشکت های زیادی متحمل شدم،الان هم تلاش میکنم تا شاید جبرانمافات کردم واحساس حقارت شدید دام که ماها مدعی هستیم و اینها در عمل هزار پله امابالاترند،وازخدامیخواهم جانم راگیرد تابیش از این رنج نکشم و ازشکست های بعدی هم خوف شدید دارم وعاجزشده ام ونمی دانم چه کنم با این حجم ازخطا وضعف. همچنین استاد پناهیان درصحبتشان فرمودند بارهبری ایشان معتقدبودند دین را باید ازتاریخ آموزش داد وانسان ۲۵۰سال وکلیی که مفصل هست ومیگفتندشیوه فعلی آموزش دین که احکام و عقاید هست غلط هست لطفا نظرتان را دراین لاره هم بفرمایید ودرحق این حقیر گرفتار وذلیل دعا بفرمایید استاد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، تشخیص و توجه به راهی است که در این مرحله از تاریخ انقلاب که تاریخ دیگری میباشد؛ در مقابل ما گشوده شده تا با سبک و سلوک معنوی و معرفتی، متذکر انسانیت انسانها باشیم. در مباحث «ما و الهیات جنگ و جهاد» https://eitaa.com/matalebevijeh/22302 و «شهادت رهبر انقلاب و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» https://eitaa.com/matalebevijeh/21977 عرایضی در این رابطه شده است به امید آنکه عزمی باشد برای حضور در راهی که مقابلمان گشوده شده است. موفق باشید
