بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41506

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور خدمت استاد گرامی. با یکی از دوستانم صحبت میکردم در خصوص وقایع اخیر ممنون میشم اگر در پاسخ به ایشون راهنمایی کنین. میگفت: بحث حق و باطل رو درک میکنم ولی این ظرفیت روح رو نه ... راستش من آدمم نه پیامبر و قدیس! توان و روح عجیب قریب و بزرگ ندارم .اندازه ی یه انسان تحمل و توان دارم اینکه تو زندگی م پر از چالش و بدبیاری هست منو خسته و ناتوان میکنه یک بار میگم حکمت، دوبار میگم قسمت و صلاح و وقتی هی بیشتر و بیشتر میشه خسته میشم. اینکه فلسطین اینهمه سال جنگ داشته ، عوضش اینهمه کشور خارجی هست که مردمشون تو رفاه و خوشی سالیان سال زندگی میکنن خودشونو قاطی هیچ جنگ و ناامنی نمیکنن شاید حرفمو نپسندی ، اسلام و خدا و پیامبر همه مورد قبول و احترام هست برام اما اینکه از آشفتگی و جنگ و خون و خونریزی خوشحال باشم چون امام زمان میخواد بیاد نه راستش ...بیشتر ته دلم خالی میشه و با این حرف که راهی جز تحمل و توکل نداریم خیلی موافقم من خودم به شخصه تجربه ش کردم اینکه خواست خدا بالای تمام خواسته هاست نه پول نه قدرت نه انسان و بشر و علم وووو هیچکدوم کاره ای نیست وقتی خدا بخواد یا نخواد فقط اینکه امید وار باشم و دعا کنم که هیچ جنگی نباشه و هیچ بیگناهی نمیره و هیچ خونی به ناحق ریخته نشه بیشتر ارومم میکنه حالا امام زمان هم اگه دوست داشت هر وقت صلاح دونست بیاد شاید گفتنش خوب نیست ولی من مدتیه یه خورده دنبال ثابت کردن هر چیزی به خودمم بحث رو دوست ندارم ، اما حرف میزنم که بیشتر بدونم شاید به نقطه ی ثابتی توی وجودم برسم که یخورده خستگی هام رو کم کنه ...😞 خلاثه اینکه خیلی بدبختیم، کاش تو ایران به دنیا نیومده بودم استاد ممنون میشم راهنمایی کنین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که انسان‌ها زندگی را چگونه برای خود معنا کرده باشند. اگر زندگی آن است که غرب به بشریت معرفی کرده، آری! به گفتۀ آقای توماس هابز، انسان گرگ انسان خواهد بود و رفاه همراه با تزلزل مردم اروپا و آمریکا و اسرائیل به قیمت همین گرگ‌منشی و استعمار و ظلمی است که به دیگر ملل شده. و اگر زندگی آن است که اسلام معرفی می‌کند، دوری از ظلم و مقابله با آن، زندگی به حساب می آید و همین مقابله با ظلم زندگی را زیبا می‌کند. در این مورد استاد عابدینی بحثی تحت عنوان: «الهیات مقاومت و نقش حلقه های میانی» https://eitaa.com/abedini/9349 داشته‌اند که خوب است به آن بحث رجوع شود. موفق باشید

41457

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

📣📣📢📢 📢📢 📣📣 🚫♨ خیانت بزرگ سازمان حج ♨🚫 عرض ادب نظر استاد در رابطه با اعزام حجاج در این شرایط حساس چیست؟ 🚫 سازمان حج و زیارت در این بحبوحه جنگ با آل سعود خائن اصرار بر اعزام ۳۰ هزار حجاج (شما بخوانید اسیر دادن) از مرز زمینی به حج تمتع دارد 🚫 چرا دست رزمندگان اسلام را از پشت ببندیم و خود را در تله دشمن قرار دهیم ⁉️ و آنها مجبور شوند بخاطر حجاج (که خودمان به سعودی ها تحویل دادیم) کوتاه بیایند و تصمیمات ناصحیح بگیرند⁉️ ❌خیلی احمقانه است، کسی باور نکند که مشوق حمله استکبار، همین عمال عرب بودند ❌حال ما خودمان با دستان خودمان بیایم به آنها گروگان تحویل دهیم و این یعنی ۳۰ هزار اسیر در دستان آل سعود ‼️ 🛑 و از این طریق فشار آوردن به رهبری جهت پذیرش آتش بس‼️ 🛑 و این یعنی هدر دادن خون تمامی شهدا از رهبر شهیدمان گرفته تا کودکان میناب ‼️ 🚨لطفا افشا گری کنید تا سازمان حج در تصمیم غلط خود تجدید نظر کند 🛑۲۰ روز دیگر اعزام ها آغاز میشود

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این موارد، مسئولان مربوطه جوانب موضوع را در نظر گرفته‌اند و موضوع، بالاتر از آن است که صرفاً سازمان حج تصمیم‌گیرنده باشد بخصوص که انجام مراسم حج تمتع امری است که به راحتی نباید تعطیل شود. موفق باشید

41435
متن پرسش

سلام بر استاد گرامی، متن زیر تقدیم نگاهتان میشود: پدیدارشناسی «بعثت مردم» در جنگ رمضان عبور از تحلیل ها در مواجهه با رخدادهای عظیمِ تاریخی، به‌ویژه زمانی که ملتی با فقدانِ ظاهریِ رهبران و استوانه‌های وجودیِ خویش روبه‌رو می‌شود، نخستین و شاید مهلک‌ترین لغزش، فروکاستنِ آن واقعه به یک «خبر» یا «ابژه‌ی سیاسی» است. آنچه در این یادداشت به دنبالِ آنیم، ارائه یک تحلیلِ جامعه‌شناختی یا سیاسی از شهادت رهبر انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای نیست؛ چراکه تحلیل، همواره مستلزمِ فاصله‌گذاری میانِ سوژه (شناسا) و ابژه (موردِ شناخت) است. حال آنکه ما در بطنِ واقعه ایستاده‌ایم. مسئله‌ی ما، «چگونه اندیشیدن» به این امرِ سهمگین و در عین‌حال حیات‌بخش است. مقصودِ ما از اندیشه، نه انتزاعی‌سازیِ مفاهیم، بلکه «حاضر کردنِ خویش» در این رخداد است؛ جهانی که با شهادت، بارِ دیگر برای ما گشوده شده است. آنچه امروز شاهدِ آنیم (بعثت مردم)، یک کنشِ سیاسیِ طراحی‌شده یا یک واکنشِ هیجانیِ گذرا نیست؛ بلکه نوعی «فراخوان» وجودی است که در اعماقِ جانِ ملت طنین‌انداز شده و پاسخی از جنسِ «لبیک» را برانگیخته است. این خیزش، از جنسِ غرض‌ورزی‌های دنیوی تهی است و حکایت از نوعی «بی‌غرضیِ مقدس» دارد که تنها در ساحتِ توحید و ولایت قابل تفسیر است. باید متذکر بود که در دام «لفظ‌پردازی» و «بافتنِ کلمات» نیفتیم تا زبانِ ما، حجابِ واقعیت نشود؛ یعنی به جای آنکه «آنچه هست» را به گفت درآورد، به بازتولیدِ ذهنیات و مفاهیمِ انتزاعیِ خود نپردازیم. ما نیازمندِ زبانی هستیم که «حضور» ما را در صحنه تثبیت کند. همان‌گونه که شعارها و تکبیرهایِ شبانه در نخستین ایام انقلاب اسلامی، صرفاً اصواتی خارج‌شده از حنجره نبود، بلکه «نحوه‌ی بودنِ ما» را در تاریخ تعین می‌بخشید. زمانی که مومن فریادِ «الله اکبر» برمی‌آورد، او در حالِ گزارش دادن از بزرگیِ خدا نیست؛ او در حالِ «حاضر شدن» در ساحتِ کبریاییِ حق و نفیِ طاغوت است. این سخن، جدای از بودنِ او نیست. همان‌طور که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «قولوا لا اله الا الله تُفلحوا». در این کلام، گفتنِ ذکر، عینِ رسیدن به فلاح و رستگاری است، نه مقدمه‌ی آن. بنابراین، جستجوی ما برای یافتنِ زبانی متناسب با این ایام (ایامِ شهادت و فقدان)، در حقیقت جستجو برای یافتنِ جایگاهِ تاریخیِ خودمان است. اگر نتوانیم این «گفت» را پیدا کنیم، اگر زبانمان لکنت داشته باشد، آن گرمای وجودی و آن حرارتِ ایمانی منتقل نخواهد شد و ما تنها نظاره‌گرانی سرد باقی خواهیم ماند. خداوند در قرآن کریم به آن اعرابی که گمان می‌کردند با پذیرشِ ذهنیِ وجودِ خدا به ایمان رسیده‌اند، می‌فرماید: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ». ایمان، یک گزاره‌ی منطقی نیست که در ذهن بایگانی شود؛ ایمان، آتش است. همان‌گونه که سخن گفتن از آتش کسی را گرم نمی‌کند، باورهایِ صرفاً مفهومی نیز جانِ انسان را مشتعل نمی‌سازند. ایمان آن‌گاه رخ می‌دهد که: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ». این «وجل» و این لرزشِ دل، نشانه‌ی برقراریِ یک ربطِ وجودی با حضرتِ حق است. در این حالت، انسان دیگر «سوژه»ای در برابرِ یک ابژه نیست؛ بلکه مستغرق در «ایمان» است. انقلابِ اسلامی، و به‌تبع آن رخدادهای عظیمی همچون شهادتِ رهبرانِ الهی، بسترِ این گذار از «باور» به «شهود» را فراهم می‌کنند. وقتی ملتی در تشییعِ پیکرِ مطهرِ شهیدی شرکت می‌کند و بی‌اختیار اشک می‌ریزد و قلبش می‌لرزد، او در حالِ تجربه‌ی ایمان است؛ تجربه‌ای که حتی پوست و گوشتِ او را نیز متأثر می‌کند: «تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ». انسانِ مدرن، خود را در حصارِ آگاهی‌ها، باورها و «من»ِ خودبنیادش زندانی کرده است. اما شهادت، این حصار را می‌شکند. وقتی ما با حقیقتِ شهادت روبه‌رو می‌شویم، گویی از زندانِ تنگِ خودپرستی آزاد شده و در افقی بیکران قرار می‌گیریم. در مواجهه با صحنه‌هایی که امروز تاریخ برای ما رقم زده است، آیا ما قادریم از تحلیل‌های سیاسیِ سطحی عبور کنیم و تنها «نگاه» کنیم؟ آیا می‌توانیم دستِ قدرتِ خدا را ببینیم؟ حاج قاسم سلیمانی می‌فرمود: «باید دستِ قدرتِ خدا را دید». این دیدن، بزرگترین کاری است که در صحنه‌های تاریخی می‌توان انجام داد. اگر نتوانیم ببینیم، گرفتارِ برخوردی غائبانه و مفهوم‌زده خواهیم شد. پناه بردن به دژِ توحید در عصرِ اضطراب دشمنِ ما، که ماهیتی جز «دروغ» و «فریب» ندارد، حتی وقتی خبرِ راست (مثل خبرِ شهادت) را مخابره می‌کند، در پیِ ایجادِ رعب و یأس است. رسانه‌ی دشمن، کارخانه‌ی تولیدِ یأس است. در مقابل، انسانِ مؤمن باید به کدام پناهگاه بگریزد؟ قرآن کریم می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا». قولِ سدید، سخنی است محکم، استوار و ریشه‌دار در حقیقت. در این لحظاتِ مهیب، تنها راهِ نجات، باز کردنِ زبان به ذکرِ حق و پناه بردن به آیاتِ الهی است. «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ». اگر ما در این لحظات، زبانمان به توحید باز نشود، ترس بر ما مستولی خواهد شد. اما تجربه‌ی تاریخیِ ما نشان داده است که هرگاه خونِ شهیدی بر زمین ریخته، به جای ترس، نوعی «بیداری» و «شجاعت» در رگ‌های جامعه تزریق شده است. شهید سلیمانی می‌گفت: «من هیچ‌وقت از مرگ نمی‌ترسیدم». این نترسیدن، یک شعار نیست؛ یک «یافته‌ی وجودی» است. ما با دو ساحتِ زبانیِ کاملاً متمایز و در‌عین‌حال متصادم روبه‌رو هستیم: «زبانِ رسانه‌ی تکنیکال» و «زبانِ فطرتِ بیدار». در یک‌سو، دستگاهِ عظیمِ رسانه‌ایِ دشمن قرار دارد که ماهیتش بر «اعتبار» و «بازنمایی» استوار است. این رسانه، حتی آن‌گاه که «خبرِ راست» را مخابره می‌کند، در بطنِ خود حاملِ یک «دروغِ وجودی» است زیرا غایتِ این خبر، ایجادِ یأس، گسستِ تاریخی و القایِ پایان‌یافتگی است. دشمن با ترورِ فیزیکی، به دنبالِ ترورِ معناست. او گمان می‌برد با حذفِ «دال»، «مدلول» نیز فرو می‌ریزد. این همان خطایِ محاسباتیِ استکبار است که هستی را تنها در «موجوداتِ حاضر» می‌بیند و از «وجودِ ساری و جاری» غافل است. در مقابل، «زبانِ صدق» قرار دارد؛ زبانی که از حنجره‌ی ملتِ داغدار اما ایستاده برمی‌آید. این زبان، کارکردی متفاوت دارد. شنیدنِ خبرِ شهادت در این ساحت، به جایِ آنکه بذرِ ترس بپاشد، چاهِ توحید را در درونِ مؤمن عمیق‌تر می‌کند. اینجا خبر، نه یک اطلاع‌رسانیِ صرف، بلکه یک «تذکر» است که ندایِ «یا لَیتَنا کُنّا مَعَکُم» را در جان‌ها زنده می‌کند. مؤمن با شنیدنِ خبرِ شهادت، به جای فرار از مهلکه، خود را در میانه‌ی میدان می‌یابد؛ گویی شهادتِ رهبر، او را به «شهادت‌طلبی» فراخوانده است. شهید آوینی در مستند روایتِ فتح، دوربین را نه برای ثبتِ وقایعِ جنگ، بلکه برای کشفِ «انسانِ انقلابِ اسلامی» به کار می‌گرفت. او به دنبالِ ثبتِ خمپاره‌ها نبود؛ او به دنبالِ ثبتِ حالتی در چهره‌ی رزمندگان بود که نشان‌دهنده‌ی «عبور از ترس» و «ورود به ساحتِ یقین» بود. آنچه امروز در چهره‌ی مردم می‌بینیم – همان مردمی که شاید تا دیروز غرق در روزمرگی بودند – «ظهورِ ناگهانیِ فطرت» است. این مردم، با زبانِ شهید آوینی سخن می‌گویند، بی‌آنکه شاید کتاب‌های او را خوانده باشند. این بدان معناست که حقیقتی که آوینی کشف کرد، متعلق به گذشته نیست؛ حقیقتی است که در «جانِ زمان» نهفته است و هر بار با «شهادت»، از قوّه به فعل درمی‌آید. هوشِ مصنوعی و قهرِ تکنیک جهانِ آینده، جهانِ سیطره‌ی هوشِ مصنوعی و قهرِ تکنیک خواهد بود. اگر انسان نتواند آن «ایمان» و «حضورِ بیکرانه» را تجربه کند، در چرخ‌دنده‌هایِ این ماشینِ عظیم له خواهد شد. انقلابِ اسلامی، تنها پناهگاهِ بشر در برابرِ این طغیانِ تکنولوژیک است. هوشِ مصنوعی می‌تواند احتمالِ جنگ و صلح را محاسبه کند، اما نمی‌تواند «عشق به شهادت» و «ایستادگی در برابر ابرقدرت» را پیش‌بینی کند. اکنون، جهان با حیرت به ما می‌نگرد. نه به خاطرِ نفت یا موقعیتِ ژئوپلیتیک ما، بلکه به خاطرِ این «معمایِ وجودی»: «این ملت کجای تاریخ ایستاده است که با شهادتِ رهبرانش، نه تنها نمی‌میرد، بلکه زنده‌تر می‌شود؟» ✍🏻سید علی روح الامین هشتم فروردین ۱۴۰۵ (بیست و نهمین روز شهادت رهبر انقلاب)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیۀ بنده؛بیش از آن‌که بخواهم نکته و یا نکاتی در مواجهه با نوشتۀ خوب جنابعالی عرض نمایم پیشنهاد می‌کنم رفقای عزیز با مطالعۀ مبناییِ این گفتگو، «اندیشیدن» را تمرین نمایند.
سطر سطر این متن ، تذکری است تا خود را در تاریخی که هستیم درک کنیم و این همان زبانی است که در راستای حضور انسان در نزد خود، سخت به آن نیاز داریم تا جان‌مان این حضور را احساس کند به همان معنایی که اهل ایمان در نسبت با آن حضور به مقام «وجلت قلوبهم» نایل می‌شوند و جان‌شان، خود را بیش از پیش در صحنه‌های حضور خدا احساس می‌کند و این یعنی «ایمان»، به همان معنایی که جنابعالی به خوبی متذکر آن شدید و از یک طرف این حالت، افقی است تا حضور همه جانبۀ خدا را در همۀ ابعاد هستی احساس کنیم و از آن طرف، پوچی و بی‌هویتی و یأس دشمن را بیابیم. و این یعنی بیداری و شجاعتی که با شهادت رهبر عظیم الشأن‌مان در جان مردم مان به ظهور آمد و در نتیجه همۀ استکبار در برابر این ملت با عزمی که به ظهور آمد، گرفتار پوچیِ تاریخی شد تا ما هرچه بیشتر در معرکه‌ای که گشوده شده حاضر و حاضرتر شویم که به گفتۀ جنابعالی حکایت عبور از ترس و حضور در یقینی است «ماورای مرگ و زندگیِ دنیایی» که حقیقتاً با نور انقلاب اسلامی به ظهور آمده تا بشریت نه‌تنها به گفتۀ جنابعالی از طغیان تکنولوژی عبور کند، بلکه جهانی را بسازد که انسان در انسانیت خود، قدرت تکنولوژی را خنثی کند به همان معنایی که فرمودید با شهادت رهبرشان نه‌تنها نمی‌میرند بلکه زنده‌تر می‌شوند.
خواستم تنها با کلمات جنابعالی همراهی کرده باشم تا رفقا دوباره متن شما را بخوانند و ان شاءالله در جمع خود به بحث بگذارند و جنابعالی نیز در گفتگوهای خود با دیگر رفقا این بحث را به صورت جلساتی ممتد از اجمال به تفصیل در آورید. موفق باشید                    
 

41402
متن پرسش

سلام و احترام ۱: با توجه به اینکه اسرائیل و آمریکا در آذربایجان و ترکیه پایگاه های مهمی دارند آیا حضرتعالی اطلاعی دارید چرا این دو کشور استثناء شده آمد و مورد تهاجم نیروهای مسلح ما قرار نمی گیرند؟ آیا واقعا این دو کشور اجازه ندادند از پایگاه ها و آب و خاکشون علیه کشورمان اقدامی صورت بگیره؟ یا پایگاه ها را خالی کردند یا قضیه و مصلحت دیگری هست که ما نمی‌دانیم؟ ۲: هدف قرار دادن مناطق مسکونی و غیرنظامی در چند روز اخیر شدت گرفته. سوال این هست که با توجه به معادله ی چشم در برابر چشم که جمهوری اسلامی تعریف کرده، اگر دشمن خبیث این روند را ادامه دهد و مرتکب جنایات جنگی نظیر زدن بیمارستان ها، مناطق مسکونی، مدرسه ها، حتی استفاده از بمب های نامتعارف کند، تکلیف معادله تعریف شده چیست؟ آیا دست ما برای اقدام تلافی جویانه مشابه با توجه به محظورات اخلاقی و شرعی باز است؟ یا معادله می تواند با توجه به شرایط بازتعریف شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ظاهراً اسرائیل از آذربایجان اقدامی در مقابل ما نداشته و در ترکیه هم اسرائیل جز سفارت ندارد و پایگاه هوایی اینجیرلیک که در ترکیه هست مربوط به ناتو می‌باشد و ظاهراً ایران در حدّ محدودی که از آن پایگاه استفاده شده، برخورد کرده است 2- همان‌طور که سردار سید مجید موسوی فرمودند ظاهراً به گفتۀ ایشان ایران از موضوع چشم در مقابل چشم به جهت جنایت‌های اسرائیل عبور کرده و اقدامات آینده، اقدامات دیگری خواهد بود https://eitaa.com/mohammadi61/836. و از آن جایی که حرکت ما در مقابل کلیّت نظام استکباری می‌باشد، هیچ محذورات اخلاقی و شرعی برای مقابله با چنین جنایتکارانی جز در راستای نابودی آنان در میان نیست. البته عنایت دارید که یک لحظه پیروزی که مردم ما در مقابل استکبار آمریکا و صهیونیسم اسرائیل احساس می‌کنند قابل مقایسه با همه ثروت‌های چپاول شده رانت‌خواران و جنایتِ جنایت‌کاران نیست. جناب حجت الاسلام آقای عابدینی در بحثی که اخیراً تحت عنوان «فرآیند فتح و بعثت مردمی؛ تغییر نظم جهانی در نبرد کنونی» داشته‌اند https://eitaa.com/abedini/9269 نکات خوبی را با مخاطب خود در میان گذارده‌اند که خوب است به آن نکات توجه شود. موفق باشید

41387

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب! جناب استاد مگر نه اینکه مهم است انسان در دنیا چه طلبها و نیاتی داشته باشد؟! چون خدا پاسخ میدهد! من تا یاد دارم در طلب این بودم که آدم مفید و به درد بخوری باشم اما نمیدانم خدا نخواست یا کوتاهی خودم بود که در هیچ زمینه و عرصه و تخصصی به کار نیامدم. من یک انسان فوق العاده معمولی هستم که هیچ کاری از من برای بقیه برنمی‌آید. این ناکارآمدی را در این روزهای جنگ و بحران وقتی مثلا نیروهای هلال احمر را میبینم، بیشتر حس میکنم؛ من حتی به مصلحت خداوند از نعمت فرزند هم محروم شده‌ام که مثلا بگویم مأموریت و مسئولیت من پرورش و تجلی صفات خدا در این کودک است! پس اینهمه طلب چه میشود!!!!؟؟؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر کسی را استعداد و شرایط خاصی داده‌اند. مهم آن است که متوجۀ همان کوره راهی که به ظاهر به چشم نمی‌آید و در مقابل ما گشوده شده است، باشیم و از همان جا شروع کنیم. موفق باشید

41384

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد مگر نمی گویند که معاد معادجسمانی است؟اگر آدم کسی رو دوستش داشته باشه بعد از وفاتش یا شهادتش او رو قطعی اگر بخواد ببینه میبینه؟ اگر معشوق شهید بشه و دوستش داشته باشیم اگر بعد از وفات یا شهادتمون باز هم اون عالم یعنی قیامت بخواهیم ببینیمش قطعی میبینیمش؟ اگر این دیدار قطعی نباشه چه کنیم قطعی بشه ؟ اصلا میشه کاری کرد که قطعی بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «معاد»، جسمانی است ولی توجه داشته باشید که جسم قیامتی انسان ها، صورتِ عقاید و اخلاق آن‌ها می‌باشد هرچند معلوم است که آن جسمِ قیامتی، جسم فردی است که در دنیا به آن نام و آن روش بوده. موفق باشید

41374
متن پرسش

سلام به استاد عزیز. از شما زیاد می‌شنویم که علت علاقه‌مندی جوانان به رهبری حتی آنانی که چندان مقیّد به ظاهر عبادی خود نیستند؛ علت ساده و سیاسی و یا احساسی نمی‌باشد. برای بنده بسیار مهم است که حقیقتاً باز نگاه و نظر شما را در این رابطه بیشتر بدانم که به گفتۀ شما نگاه و دیداری که باید در این صحنه‌ها داشته باشیم، چه نگاه و دیداری باید باشد؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید، حقیقتاً باید نسبت به نظر جوانان به رهبر شهید مطلب را سطحی و ساده ندانست زیرا باید متوجه بود در جهانی که بشر جدید به انسان می‌اندیشد، چه اندازه متفاوت خواهد بود که قهرمان انسان‌ها شخصیتی همچون رهبر شهید انقلاب یعنی آیت الله خامنه ای باشد یا فردی مانند دونالد ترامپ. این است آن مرز جدّی که در تاریخ آخرالزمانی پیش آمده. و ایران متذکر نظر به قهرمانی است که بشر جدید با روحیۀ ربّانی خود به دنبال آن است. و راز تزلزل نظم غربی نسبت به معنایی که به عنوان زندگی برای انسان تعریف کرده؛ در این نکته است. و انسان جدید به‌خصوص جوانان متوجه شده‌اند نظم غربی و آن زندگی، توهّمی بیش نیست و از این جهت به دنبال زندگیِ دیگری می‌باشند و در این رابطه رهبر شهید انقلاب را افقی برای زندگی خود در این تاریخ یافته‌اند.موفق باشید. 

41242
متن پرسش

سلام و درود محضر استاد عزیز..بنده خانم ۴۸ساله ای هستم که سه تا دختر دارم و دختر سومم ۱۳سال و ۴ماه دارند و بنده مدتیست به لطف ویژه خداوندمشعول خودسازی شدم این دختر ۱۳ساله من متاسفانه با پسران زیادی چت عیراخلاقی میکنه و بنده هم هیچکاری از دستم بر نمیاد ومشاوره های زیادی میبرمش و ورزش و....اما دست بردار نیست و همین موصوع مرا دچار استرس و ناراحتی زیادی کرده که از یک طرف نگران عاقبت او هستم و از طرفی از خودم ناراحتم که بعنوان یه مادر بد پیش رفتم که این نتیجه اش است و با خودم میگویم که تو اگر میخواهی سلوک کنی باید طرفیت داشته باشی و با وجود خدا نگرانی بی دلیل است و از طرفی احساس میکنم توان این را ندارم ببینم دخترم داره به بیراه میره و من کاری برایش کنم و به بن بست رسیدم لطفا کمکم کنید چه اقدامی مفیداست چکار کنم؟ ارامش ندارم نگرانی همه زندگیم رو گرفته با خودم میگم تو اگر ایمانت قوی بود اینجوری نمیشدی و در همین چرخه گیرم .

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار کارِ سلوکی خود که پیش آمده، خوب است به طور ظریف مباحث معرفت نفس از جنس مباحث «جوان و انتخاب بزرگ»را با او در میان بگذارید. https://eitaa.com/tafakorism/3776 و با دقت کامل باید متذکر سنت‌های جاری در هستی شد. امری که فرزندان ما متوجه شوند قاعدۀ این عالَم را فضای مجازی تعیین نمی‌کند بلکه سنت‌های توحیدی در میان است که خداوند از آن طریق، ربوبیت خود را انجام می‌دهد. https://eitaa.com/matalebevijeh/21846 و https://eitaa.com/matalebevijeh/21547 . در مورد سنت‌ها زیاد و زیادتر باید با جوانان‌مان سخن بگوییم. به گفتۀ مرحوم شهید مطهری؛ سنت‌ها مانند قانون علیّت است و همان‌طور که نمی‌توان به میل خود از قوانین علیّت جدا شد و گمان کنیم هرچیزی را با هر علتی که بخواهیم می‌خواهیم ایجاد کنیم؛ در مورد دیگر عوامل هستی نیز با میل صاحبان رسانه و تبلیغات آنان، آنچه را بخواهند محقق نمی‌شود و در این مورد خداوند در قرآن کریم با ما سخن‌ها گفته است. موفق باشید    

42054

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و ادب جناب استاد طاهرزاده: مطلبی بود به ذهن حقیر رسید. خواستم نظر حضرتعالی را جویا باشم که آیا بسط این فرضیه درست است یا خیر؟ آنچه بین مفسران قرآن گفته شده است که در مقایسه حضرت خضر با حضرت موسی گفته شده که ولایت حضرت خضر از نوع «ولایت تکوینی» یعنی سرپرستی موجودات جهان و عالم خارج و تصرف عینی داشتن در آنها بوده و ولایت حضرت موسی علیه السلام از سنخ «ولایت تشریعی» یعنی ولایت بر حکومت و نظام و اداره و تنظیم امور عباد و تأمین امنیت بلاد و .... است. حال سوال این است که آیا جایز هستیم که ولایت امام خمینی (ره) را در عصر حاضر از نوع ولایت حاکم بر نفوس و ولایت تکوینی بدانیم (چرا که شاید بتوان گفت نفس قدسی ایشان خصوصا تقارن ولایت ایشان با دوران جنگ تحمیلی و از سویی کهولت سن ایشان، فرصت مناسب تر و بهتری بود نسبت به اینکه در تنظیم امور شهروندی و اجتماعی و روابط ملل و افراد بطور مستقیم ایفای نقش و دستور اجرایی داشته باشند) و از سوی دیگر ولایت امام شهید خامنه ای را همچون ولایت حضرت موسی علیه السلام از نوع ولایت تشریعی بدانیم، چرا که ایشان با توجه به شرایطی که داشتند از قبیل سفرهای استانی و دیدارهای متعدد با اصناف مختلف و همچنین سخنرانی های کوبنده و هماهنگی قوای نظامی و ... بر تنظیم روابط حکومتی و دستورات خط‌شکن، فرصت بیشتری داشتند. اگر چنین تشبیهی درست باشد، آیا می توان منزلت رهبری جدید را به امام شهید مثابه منزلت هارون به موسی دانست و این فرضیه را بسط داد....؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جای خود این نکته که می‌فرمایید نکتۀ ظریفی می‌تواند باشد ولی عنایت داشته باشید که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرموده‌اند که جامع حضرت خضر و حضرت کلیم الله «علیهماالسلام» هستند و از این جهت ذیل وجود مقدس پیامبر خدا، ولیّ فقیه قرار دارد. و از این جهت به طور کلی می‌توان گفت جمع تکوین و تشریع می‌باشد در عین تفاوتهایی که دارند. موفق باشید

42025
متن پرسش

سلام علیکم عرض ادب و احترام خدمت استادگرامی . به راستی به کدام افق نظر میکنید که در آن تمام کثرات عالم سیاست و افرادی که این مقدار حواشی دورشان هست به راحتی برایتان مسائلش حل میشود؟! خیلی ها دوست دارند بدانند استادطاهرزاده چگونه می اندیشد که چنین ارامشی دارد ‌. چگونه استاد طاهرزاده ای که قطعا نقدهایی دارد به اقای قالیباف عراقچی و و و‌... چه عینکی میزند که الان همه این عزیزان دل که بقول خود شما سرداران ما هستند را در پازل انقلاب تعریف میکند و دوگانگی یا چندگانگی نمیابد؟! بقول برادر عزیزمان اقای یامین پور:
 «اگر مدتی مطالب کانال استاد طاهرزاده را دنبال کنید احتمالاً از زاویه‌ی نگاه او به سیاست تعجب خواهید کرد‌. او به دنبال "درک" است؛ درک انسان و موقعیت و حضور او در تاریخ. از این زاویه انسان‌ها از آنچه در آینه‌‌ی رسانه‌ها دیده می‌شوند، به شما بسیار نزدیکترند. این زاویه، زاویه‌ی اُنس است نه غلبه، نه رقابت و نه قضاوت. در این موقف شما بیرون از هیجان سیاست قرار میگیرید. پس جریان‌شناسی و تعیین تکلیف و برچسب‌زنی بی‌رنگ شده و تعطیل می‌شود. از این زاویه، حکمت و عقل قدسی آشکار و کینه‌توزی ناپدید می‌شود.»
 دعای حضرتعالی را خواهشمندم.یاعلی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ما هستیم و فهمِ آیندۀ تمدنی که پیش آمده. و در این راستا انسان‌ها می‌توانند به جای نظر به محدودیت‌های امور نزدیک به آن افق‌های دور نظر کنند و مردم عزیزی که هرکدام با نظر به آن افق‌های دور، دیگری را درک می‌کنند نکته‌ای که امروز صبح در جلسۀ « جایگاه تاریخی رخدادکربلا» با مخاطبان محترم در میان گذاشته شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/23240 و همۀ تلاش بنده در سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor   آن است که متوجۀ تاریخ بزرگی که برای ما پیش آمده، باشیم و در این صورت حکایتِ «المؤمنُ مرآت المؤمن» پیش می‌آید. موفق باشید

42024
متن پرسش

در باب رسانه و جایگاه آن. سؤال: با توجه به نقش رسانه و تأثیر آن چه راه‌کاری دارید که ما بتوانیم از رسانه و استعدادی که دارد، استفاده کنیم ولی گرفتار انحرافات آن نگردیم؟ 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آگاهی از جایگاه رسانه برای جبهۀ انقلاب، فراتر از یک انتخاب، یک ضرورت تاریخی است. ولی مسئلۀ بنیادین این‌جاست که توجه داشته باشید ما عموماً در فضای «تکنیک غربی» تنفس می‌کنیم که دارای سیطره و هیمنۀ خاص خود است. اگر فعالیت رسانه‌ای با تأمل عمیق فکری همراه نباشد، فعالان این حوزه علی‌رغم تسلط بر فنون و ابزارهای تولید محتوا، ناخواسته در پازل رقیب بازی کرده و در «پرتگاه» هویت‌زدایی سقوط خواهند کرد و با توجه به این‌که رسانه در ذات خود پیچیدگی‌هایی دارد که اگر به درستی درک نشود، عملاً به نام مبارزه با رسانه در مسیری قرارمی‌گیریم که رسانه به دنبال آن است. در حالی‌که چالش اصلی، تقابل میان «جهانی که رسانه می‌سازد» و «جهانی است که خداوند بر بستر سنت‌ها بنا نهاده است». رسانه‌های مدرن بر پایۀ مدیریت اراده‌های بشری، جهانی در راستای توهّمات بشری خلق می‌کنند؛ اما در اندیشۀ اسلامی، رسالتِ رسانه توجه به جهانی است که خداوند ساخته است و تفاوت ماهوی میان رسالت پیامبر اکرم«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و رویکرد ابوسفیان در مفهوم «تغییر جهان» نهفته است. ابوسفیان نماد تمدنی پیچیده بر بنیاد جاهلیت بود که حتی در قالب «سقیفه» و با پوسته‌ای از شعائر دینی (همچون نماز) بازتولید شد؛ جهانی که در آن اراده‌های بشری بر جایگاه حق تکیه می‌زنند، در حالی‌که اسلام و دنقلاب اسلامی در این تاریخ، مخاطب را به سوی «سنن الهی» سوق می‌دهد. این همان مرز باریک میان «تفکر انقلابی» و نگاه‌های «ظاهرگرایانه» مانند جریان حجتیه است که آینده را صرفاً در تغییر صوریِ حاکمان می‌بینند، نه در استقرار انسانیت ذیل توحید. رسانه نباید ابزاری برای سرگرمیِ صرف یا تشدید تنش‌های بی‌حاصل باشد. هدف غایی، ارائه یک «سیره» یا «سبک حیات» قدسی است که در آن «حضور در سنت‌های الهی جاری در هستی» تجربه شود. ولی برنامه‌هایی که صرفاً به دنبال مشغول‌سازی مخاطب هستند - حتی با تغییر ظاهرِ مجری از بی‌حجاب به باحجاب- همچنان در ساحت جهان مدرن باقی مانده‌اند؛ چرا که جهان مدرن برای پوشاندن پوچیِ ذاتی خود، ناگزیر از «مشغول‌سازی» مداوم انسان است. مواجهِ با فضای مجازی به مراتب دشوارتر و پیچیده‌تر از مبارزه با بت‌پرستی در صدر اسلام است. برای عبور از این بحران، بازگشت به «تفسیر المیزان» به عنوان یک ضرورت استراتژیک مطرح می‌شود. علامه طباطبایی در این اثر، قرائتی از دین ارائه می‌دهند که بر حضور در «سنن لایتغیّر الهی» استوار است. در صورتی که بدون تکیه بر آن مبانی نظری، حتی ممکن است فعالیت‌های کثیر رسانه‌ای رفقا به سلبریتی‌زدگی و استحاله در فرهنگ جهانی منتهی شود؛ اگر ذیل سنت‌های الهی خود را قرار ندهیم و بر مبنای آن سنت‌ها کار را دنبال ننماییم. راز آرامش و اقتدار امام خمینی و رهبری شهید«رضوان‌الله‌تعالی‌علیهما»، زیستن در افق سنت‌های الهی و داشتن «نگاه تاریخی» به پدیده‌هاست. فعالیت رسانه‌ای زمانی ارزشمند و «عبادی» خواهد بود که در ذیل تاریخِ آغاز شده با انقلاب اسلامی و در جهت ظهور انسان کامل معنا شود. فعالان رسانه‌ای باید متوجه باشند که آیا در تاریخ جدیدی که با انقلاب اسلامی و حضور تمدنی آن پیش آمده، تنفس می‌کنند، یا همچنان در اسارت زمان‌پریشیِ جهان مدرن هستند؟ تنها با این خودآگاهی تاریخی است که می‌توان از دام چاله‌های رسانه‌ای عبور کرد و به سوی حقیقت رهنمون شد، که این اول بحث است در سلسله بحث‌های «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه»، در این بعثت تاریخی» عرایضی در این مورد شده که خوب است به آن‌ مباحث رجوع شود. https://lobolmizan.ir/special-post/1771?mark=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA%20%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C#sound-row-5886 این‌جا است که باید به هستی‌شناسیِ رسانه در افق انقلاب اسلامی نظر کرد و متوجه تقابل «سنن الهی» و «تکنیک مدرن» بود تا در رابطه با بحران تکنیک، ضرورت تأمل معرفتی در جبهۀ فرهنگی بیش از پیش جدّی گردد. موفق باشید        

42009

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خسته نباشین: استاد من به یه برداشتی به صورت کلی از قضایای عرفان نظری و حکمت متعالیه و عرفان عملی و رابطه اشون رسیدم خواستم نظرتون رو بدونم ببینم درسته یا نه. استاد در عرفان عملی شما روی حضور در وجود و نظر و توجه به وجود در بستر معرفت نفس تأکید دارین که به نوعی میشه همون توجه و معرفت به نفس که در عرفان مکتب نجف هست و نفی خواطری که در اون هست و این که غرب رو ذهنیت گرایی میدونین و باید رجوع واقعیت داشت. در واقع فکر می‌کنم غرب دنبال افکار میدود و به حقیقت نمی‌رسد اما در رجوع به وجود و حضور افکار دنبال انسان می‌دود و البته انسان بهشون بها نمیده و صرفا به وجود توجه داره و در اون استقرار داره و هرچه هم میگذره و این حالت رو حفظ میکنه افکار و وارداتش نورانی تر و به حقیقت نزدیک تر میشه، به نظرم این حالت حضور نوعی حالت فناست و ادامه ی اون حالت بقاست و همچنین این حضور همان حالت قربه و اسقرار در اون همان اشتداد وجود انسان و قرب بیشتر و هرچه انسان این حالت رو حفظ میکنه کثرات و واردات در او بیشتر میشه و البته بهشون بها نمیده و صرفا به وجود و جنبه وحدت توجه داره تا بی نهایت و این همان کثرت در وحدته و هرچه توجه و استقرار در وجود بیشتر، اشتداد بیشتر و ظهور کثرات در وجود بیشتر و شدیدتر و البته باز هم انسان توجهش باید به وجود و جنبه وحدت باشه و بزاره وجود خودش تدبیر زندگی و کثرات کنه و نه این که بخواد درگیر کثرات و هست و نیست ها و ابهام و اضطراب ها و ناکامی های حاصل از کثرات بشه این آدم ترسی نداره هرچی میخواد بشه بشه اون با وجود به سر میبره وجود به معنای ظهور وجود برای انسان نه به معنای وجود و موجوداتی که وجود دارن یا امکان وجود دارن ولی نزد انسان نیستن یعنی در غیب هستن نسبت به انسان یعنی انسان مشغول به ظاهر و ظهوره تا خود وجود هرچه خواست از غیب برای انسان به ظهور بیاره نه آنکه انسان با حدس و گمانش سودای غیب داشته باشه که در اون صورت سرگردان میشه وقتی انسان مشغول وجود به معنای ظهور اون در وجود خودش میشه و حضور پیدا میکنه خواطر بهش هجوم میارن یعنی رجوع به وجود فکر و ذکر میاره حالا چه اوهام و ظلمانی باشن و چه نورانی و حقیقی نباید حواس انسان رو از خود وجود پرت کنن وگرنه باز به کثرت و کثرات برمیگرده البته در توجه به وجود کثرات هستن به معنای وحدت در کثرت اما به صورت مستقل و خاص دیده نمیشن یعنی به معنای جمع و همه با هم.. و هرچه با توجه به وجود... وجود انسان اشتداد پیدا کنه و انسان در راه باشه کثرات بیشتر و روشن تری در وجود انسان جمع میشه و ظهور پیدا میکنه تا بی نهایت البته در عرفان نظری تشکیک در ظهوره یعنی وجود و گذشته و آینده و همه چی از ازل تا ابد همین حالا هست و در وجود جمعه ولی ظهورش برای انسان شدت و ضعف داره آیا برداشت من از قضایا درسته؟! چنین نگاه و عملی به زندگی همه ی ترس و اضطراب و وسواس ها رو فرو میریزه چون الان آدما مدام ترس از ضرر دارن یعنی از امکان ها و اتفاقات بدی که ممکنه بیوفته میترسن ولی چنین انسانی از جهنم هم نمیترسه و در جهنم هم رحمت حق می‌بینه و می‌فهمه که شر هم برای رشدش خوبه و فقط به وجود به معنای ظهور او در خودش نظر داره نه به امکان و ذهنیات و کثرات. چو ممکن گرد امکان برفشاند به جز واجب دگر چیزی نماند. میدونید استاد من یه بیماری های سخت و لاعلاج گرفتم فکر می‌کنم بدلیل مشکلات فکری و روحی و گناهانم بوده گاها دردهام شدت میگیره من بعضی وقتا که به وجود نظر می‌کنم فقط ویرانی احساس می‌کنم و انگار میخوام با همه دعوا کنم یعنی واقعا حس می‌کنم وجودم یعنی ویرانی! اما معمولا بعدش حالم بهتر میشه و احساس خوبی نسبت به وجود پیدا میکنم حس میکنم این ویرانی همون خرابات شاعران و عرفاس! نمیدونم خواستن ببینم برداشت هام درسته! یه مدت خیلی شک گرا بودم اما الان دیدگاهام خیلی تغییر کرده و بهتر شدم ولی بازم میخوام افکارم رو چک کنم که ببینم درسته یا غلط ولی دیگه خیلی دنبال فکر نیستم دنبال حضور و احساس و وجود و بودنم و نه آرزوها و چیزی های خاص! ما به وجود رجوع میکنیم آنهم ظهور وجود برای انسان یعنی نفس این تعین وجود برای انسانه و تمام وجود نیست. اما تنها وجود واقعی که نزد انسانه همینه راه های دیگه حدس و گمانه و حدس و گمان موجب گمراهی در کثراته و این که گفته میشه علم حتی علم توحید حجاب اکبره مربوط به همینه چون متوقف شدن در علم یعنی ذهنیت گرایی در حالی که اصل ماجرا حضوره و رجوع به وجود خارجی نه ذهنیت. حضور در همین ظهور و تعین موجب اشتداد وجود انسان و ظهور بیشتر وجود برای انسانه یه سوالم اینه که آیا در نهایت تمامیت وجود برای انسان به ظهور میرسه یا نه؟! انگار بیشتر گفته میشه که نه ولی انگار عده ای هم معتقدن که انسان میتونه تمامیت وجود رو تجربه کنه و براش به ظهور برسه بینهایت ممنون که به سوالات پاسخ میدین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : بحمدالله در نگاه و توجه خوبی قرار دارید، به همان معنایی که با نظر به وجود به معنای حقیقتی که هیچ وصفی از آن نمی‌توان داشت، افقی در مقابل انسان گشوده می‌شود که هم در راه قرار می‌گیرد و هم همچنان باید برود و این خاصیت به سر بردن با وجود است که همواره انسان در آن بدون آنکه نهایتی در میان باشد از آن جهت که وجود تشکیکی است هست  و این‌جا است که به قول جناب فیض کاشانی: گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی؟ گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی.» و معلوم است که بالاخره شیطان هم بیکار نیست و به هر نحوی می‌خواهد مانع ادامه راه شود و با صبر و پشت کار ما شیطان را مایوس خواهیم کرد ان شاالله. موفق باشید 

42004

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ابتدا تشکر می‌کنم از اینکه با سعه صدر به همه پرسش‌ها با این وسعت پاسخ می‌دهید، استاد گویا در تحلیل اشخاص و دیدگاه ها و رخدادها «علی الاصول نظر دیگری داشتم» را بالکل نادیده می انگارید، فهم کردن مسوولان و اهالی مذاکره و تفاهم یک بحث است و نوع کنشگری و اخذ موضع در قبالشون بحثی دیگر که از جانب شما تایید است و انتشار بدون در نظر گرفتن «علی الاصول..» ، در ثانی آیا امثال ثابتی و ایزدی و نبویان مصداق وجود نیستند و نباید فهم شوند یا عده ای شعارزده و هیجانی هستند؟ آیا نوع برخورد رهبری شهید با امثال هاشمی باید الگوی برخورد امت با مسئولان منحرف باشد؟ پس نقش خواص چه می‌شود؟ آیا وظیفه علی علیه السلام و ابوذر در قبال خلیفه یکی است؟ تکلیف «این عمار» چه می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : البته عنایت دارید که حکایت ما حکایت گفت و گو می‌باشد، به امید آنکه در دل این نوع گفتگوها فهمی تاریخی پیش آید. اینجا است که هر کس باید با نظر به شرایط تاریخی و افقی که با مدنظر قرار دادن تمدن اسلامی پیش می‌آید ، جایگاه حرف‌های  افراد را بررسی کند و حتی اگر نگاه او با بعضی افراد متفاوت است تعهد و دلسوزی آنان را نادیده نگیرد همه عرض بنده درتذکرات نودگانه «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor  در همین رابطه است و گمان می‌کنم با انس ممتد با آن تذکرات بتواند افقی را برای فهم تاریخی خود در مقابل رفقا بگشاید تا تفکر کنند از آن جهت که تفکر حقیقی، تاریخی می‌باشد. موفق باشید

41992
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. استاد بزرگوار آیا شما نظرتان نسبت به آقای قالیباف مثبته؟ اگر آری چرا؟ ۲. منظور از نور انسان همان روح است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : بنده جناب آقای سردار قالیباف را در کنار دیگر سرداران یکی از فرزندان انقلاب می‌دانم که با همان روحیه سلحشوری در دل جنگ با استکبار و صهیونیسم به صحنه آمده است به همان معنایی که به گفته جناب استاد مهدی محمدی که مشاور سردار قالیباف می‌باشند: این مردانی که اکنون بر سرکارند، مجاهدانی که دست ها بر ماشه به قتال دشمنان خدا رفته اند، هیچ سستی و تردیدی در این کار ندارند گرچه همه می دانند نبرد با فرزندان ابلیس ساده نخواهد بود. مجاهدان خواهند جنگید، طاعنان طعن خواهند زد و‌ نشستگان، بر ایستادگان خرده ها خواهند گرفت. اما باید ایستاد و استوار بود. ما سربازیم. حق سستی، ناامیدی و کوتاهی نداریم. در صبح پیروزی، یا هستیم و کنار باشرف ترین ملت جهان جشن خواهیم گرفت یا نیستیم که با شرف ترین ملت جهان ما را یاد خواهد کرد. و چه چیز بهتر از این.
به گفته بعضی از کاربران محترم: بدعهدی آمریکا و احتمال حمله‌اش، کشف تازه‌ای نیست؛ امروز حتی کودکان هم می‌دانند نمی‌شود به آمریکا اعتماد کرد. اما عده‌ای هر بار همین بدیهیات را به‌عنوان یک «پیش‌بینی شگفت‌انگیز» به مخاطبان خود می‌فروشند تا از آن، ابزاری برای تخریب مسئولان و تسویه‌حساب‌های سیاسی بسازند. هنر سیاست، فقط جنگیدن نیست؛ مدیریت میدان جنگ و مذاکره است. اینکه چگونه از مذاکره نیز به‌عنوان ابزاری در خدمت منافع ملی استفاده شود، نه اینکه با تصمیم‌های هیجانی، کشور را متحمل هزینه‌های غیرضروری کنیم. کاش برخی درک می‌کردند که همین فرصت‌های محدود، چه نقش مهمی در بازیابی توان دفاعی، تأمین دارو و واردات کالاهای حیاتی داشته است. 
آری! در جنگ اراده ها و تقابل راهبردها، همچنان اراده و راهبرد غالب با جمهوری اسلامی است، چه در جنگ و چه در میز مذاکره و نباید توجهی به  جنجال و سروصدای عده ای کرد که متوجه جایگاه این نوع مذاکره نمی‌باشند در حالی که به گفته آقای دکتر حداد عادل رهبر عزیز آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای مخالف نفس مذاکره حتی مذاکره با خود آمریکا  نمی‌باشند. https://eitaa.com/arshiv3133/192 به فرموده امام شهیدمان این تندی ها از عمق نداشتن ایمان است. تأکید رهبر معظم انقلاب نسبت به حضور ما در مدیریت تنگۀ هرمز از آن جهت است که تنگۀ هرمز عموماً ابزار جنگ و تجاوز به ما بوده است و در این رابطه آری! یا تنگۀ هرمز با مدیریت ایران و یا مقابله با هر آن کس که ما را از این حق بخواهد محروم کند، حتی به قیمت شهادت. و نقش سردار قالیباف در این رابطه و تاکید بر بند ۵ تفاهم امری نیست که نادیده گرفته شود. در رابطه با موضوع تنگه هرمز و جایگاه آن خوب است به ۱۶۹ برنامه به وقت ایران توجه شود https://eitaa.com/bevaqteiran/1661 و موضوع تفاهمی که در این رابطه تنظیم شده که به هر حال همه شکست ترامپ در آن نهفته است و این است که مجبور است به نحوی  آن را نادیده بگیرد و به لطف الهی. پیروزی ما دقیقاً در همین جا می‌باشد و مذاکره کنندگان بر همین تکیه دارند که ما نباید آن را نادیده بگیریم. آیا انتخاب مشاورانی همچون دکترمجید شاکری اقتصاددان و صاحب نظریه «غروب هسته ای و طلوع نفتی» و دکتر مهدی محمدی صاحب نظر در امور بین‌المللی، حکایت از هوشیاری آقای  سردار قالیباف ندارد؟ آن هم در میدانی که مذاکره و جنگ یکی شده است و نباید ضعف‌های جزئی آقای قالیباف را در چنین شرایطی عمده کرد و از نقش حساس ایشان غفلت نمود. مهم ان است که نقش تاریخی تفاهم را با روحیه نظامی و جنگی ادامه دهیم در آن صورت است که ملاحظه خواهید کرد چگونه بنا بود بعد از ظهر روز پنجشنبه چیزی از پایگاه‌هایشان در منطقه باقی نماند که طرف پاکستانی تماس گرفت و گفت: ترامپ تعهد کرده که تفاهمنامه را خط به خط اجرا کند. https://eitaa.com/syriankhabar/36743  موفق باشید  https://eitaa.com/arshiv3133/238

41959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: من بارها از شما شنیدم که فرمودید که حضرت آقای شهیدمان فرمودند که نباید هیچ گاه دشمنیت دشمن را فراموش کنیم. من فکر می کنم که خوش‌خیالی است که به تفاهم نامه اعتماد داشته باشیم و ضامن این تفاهم نامه، اعتماد ما به آمریکا باشد در صورتی که فرضاً تفاهم نامه تمام حقوق ملت را رعایت کنه، چه ضمانت اجرایی داره؟؟او فقط زبان زور حالیش است و ما هنوز او را خوب سر جایش ننشانده ایم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بحث در تحمیل قدرت بر جبهۀ استکبار است به همان معنایی که سردار قالیباف فرمودند و یا آقای دکتر شاکری در برنامۀ «به وقت ایران» مطرح کردند https://eitaa.com/bevaqteiran/1502  و این نکتۀ بسیار مهمی است که جایگاه این نوع مذاکره را در جای خود مدّ نظر قرار دهیم. موفق باشید

41820

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: وظیفه من ۱۶ ساله در این برهه زمانی و شرایط جنگی چیست؟ من که قدرت آنچنانی در تبیین و رسانه و مجازی ندارم. در این شرایط چه کاری باید انجام بدهم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله سیره و شخصیت رهبر شهید در مقابل شما حاضر است. پس به راهی که از طریق شخصیت آن مرد الهی در مقابل شما گشوده شده است، فکر کنید و همچنان‌که رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ا‌ی فرمودند لااقل به سخنان سال‌های گذشتۀ رهبر شهید در رابطه با ۱۴ خردادماه فکر کنید. تذکرات جواب سؤال شمارۀ 41819 خوب است که مدّ نظر باشد. موفق باشید

41789

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و عرض ادب خدمت استاد گرامی: اینکه بعضی گفته اند مرگ آخرین امکان انسان هست رو بعضی می گویند پس از دیدگاه هایدگر انسان با مرگ تموم میشه. می‌خواستم ببینم معنای به سوی مرگ و آخرین امکان بودن مرگ به چه معناست؟ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این از نکات بسیار دقیق جناب هایدگر در رابطه با معنای مرگ به آن شکلی که او مطرح می‌کند، می‌باشد. زیرا او مرگ را به معنای رفتن از این دنیا به آن دنیا معنا نمی‌کند، که بحث آن جدا می‌باشد. بلکه او مرگ را به انتها رسیدن امکاناتی می‌داند که نظام هستی در مقابل انسان گشوده است و از این جهت به نیهیلیسم می‌پردازد که چگونه سراغ انسان می‌آید. موفق باشید

41711

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار میشه بهم این حدیث امیرالمومنین علی علیه السلام که در نهج البلاغه به قلم فیض الإسلام صفحه ۱۲۲۹ اومده نظرتون رو راجع بهش بگین بهم؟ «دوستان تو سه گروهند و دشمنان تو نیز سه گروه و اما دوستانت ۱. دوست تو، ۲. دوست دوست تو و ۳. دشمن دشمن تو و اما دشمنانت: ۱. دشمن تو، ۲. دوست دشمن تو و ۳. دشمن دوست تو»

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ملاحظه بفرمایید که چه اندازه این سخنان، حکیمانه است و حقیقتاً معنی تفکر نسبت به دیگران، به همین معنا می‌باشد که مولایمان متذکر آن هستند. موفق باشید

41689

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد گرامی و عزیز استاد طاهرزاده: لطفا کمی درباره نحوه ی انتساب نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بطور کل از زمان شروع غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف توضیح بفرمایید. به چه شکلی این انتخاب صورت می‌گیرد؟ وقتی اولین نائب امام غایب انتخاب شد، مجلس خبرگانی نبود که، آیا امام اون شخص مورد نظر رو دعوت می‌کردند و بهشون می‌فرمودند که تو رابط ما و مردم خواهی بود؟ یا اینکه یک نوع ارتباط قلبی و وجودی و ولایی بین امام و نائبش ایجاد می‌شده مبنی بر اینکه خود نائب انتخاب شده هم به درجه ای از تقوا رسیده است که متوجه انتخاب شدنش از طرف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌شده؟ آیا این افرادی که تا الان بعنوان نائبان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انتخاب می‌شدند چه عام چه خاص، از کودکی می‌دونستند که در آینده نائب خواهند شد؟ و به نحوی خاص تربیت می‌شدند؟ آیا استعداد وجودی خاصی دارند؟ آیا همه این نائبان سید بودند؟ آیا همه شأن از درجه فقاهت بالایی برخوردار بودند؟ التماس دعا در نماز شب‌های تان، یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که شیعیان از زمان امام صادق «علیه‌السلام» تشکیلاتی را داشته‌اند که به اصطلاح، حکومت در حکومت گفته می‌شود و به همین جهت همواره حاکمان غاصب نگران این امر بوده‌اند و در این راستا زیر نظر ائمه «علیهم‌السلام» این جریان همواره ادامه داشت تا آن‌جایی که با غیبت کبرای حضرت صاحب الزمان «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» آن جریان به خوبی در صحنه، میدان‌داری می‌کرد و از آن به بعد چه در سامرا و چه در نجف در تشکیلات خاصی ادامه یافت و در همان تشکیلات به طور طبیعی علمایی که به طور شاخص مدّ نظر قرار می‌گرفتند، به صحنه می‌آمدند و به همین جهت می‌توان گفت ولایت فقیه، ریشۀ تاریخی دارد که در مقدمۀ جزوۀ «ولایت فقیه موافقت‌ها و مخالفت‌ها - نقدی مختصر بر نظریۀ آقای کدیور» https://lobolmizan.ir/leaflet/271?mark=%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87  عرایضی در این مورد شده است. و در مورد جریان حکومت در حکومت، می‌توانید به جزوات «هویت گمشدۀ شیعه» رجوع فرمایید. موفق باشید

41660
متن پرسش

سلام استاد: در این شرایط فعلی در جامعه ما زمزمه هایی را از جانب افراد می‌شنویم که چرا جایگاهی و بستری برای اعتراض موثر در عرصه های حداقل اقتصادی وجود نداره و تا اونها میخوان از حق اعتراض استفاده کنند دشمن فرصت پیدا میکنه و اونا به اغتشاش تبدیل میکنه و حق اعتراض از آنها سلب میشه و صدای آنها گم میشه و مسئله به حاشیه میره و چکار کنند که بتونن فضای اعتراض بدون اغتشاش را داشته باشن؟ در گزینه بعد انتقاد بسیار شدید دارند که چرا هیچ مسئول و هیچ بخشی مسئله اقتصادی را مطرح نمی کنن و از مواجه با اون طفره میرن و چرا به هیچ عنوان به این مسائل پرداخته نمیشه که از هاله ابهام حداقل یکمی به سمت شفافیت بره و اصلا در قشر مردمی و انقلابی هیچ کس دلیل هایی برای بحث اقتصاد را نمیدونه و از اون مطلع نیست و خب از فشارهای بی دلیلی که به اونها میاد دارند خسته میشن. مردم ما مردمی هستند که اگر باهاشون صحبت بشه درک فهم مسائل را دارند و تحمل خودشون را وسعت میدن اما همانطوری که رهبر شهید ما در آخرین سخنرانی های خود فرمودن گرانی های اخیر هیچ دلیلی ندارن و من از اون قشر زیاد می‌شنوم که از دلسوزی که برای انقلاب دارن میخوان حداقلی ترین چیزهایی که حقشون هست را لااقل بدونن که رضایت شون حاصل بشه. الآن گرونی های اخیر واقعا داره فشار میاره بعضی ها ماورای نیاز شون چیز میخوان و زیاده خواهی دارند و ناله میزنن از وضع موجود که ما کاری به اونها نداریم ولی اون دسته ای که اندازه نیازشون امکانات میخوان براشون خیلی فضا سخت شده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مسلّم این گرانی‌ها ریشه در اقتصاد معیوب ما دارد که متأسفانه در بدنۀ دولت‌ها نفوذ کرده‌اند و البته نقش دشمن هم در این گرانی‌ها در میان است. می‌ماند که ان شاءالله از طریق همین مردمی که در خیابان‌ها نقشه‌های دشمن را خنثی کرده‌اند، در ادامه، مطالبات‌شان باید در راستای عدالت‌خواهی باشد که آرمان انقلاب اسلامی بوده است هرچند فعلاً نباید این موضوع را عمده کرد تا دشمنان گمان کنند ما گرفتار اختلافات داخلی هستیم. ولی بنا نیست که موضوع عدالت‌خواهی را در شرایطی که به لطف الهی برای عبور از نظام سرمایه‌داری پیش آمده است به حاشیه برانیم. این حضور در میادین و خیابان‌ها به این راحتی‌ها نباید ترک شود. موفق باشید

41639
متن پرسش

«ما اول باید خودمان را اصلاح کنیم» انقلاب ما که پیروز شد به برکت صفا و خلوص و اخلاص و کار برای خدا و بلند شدن از سر منافع مادی و شخصی بود. مقاومت در جنگ تحمیلی هم همین طور بود. این شهدای عزیز ما یا این جانبازان در اوج صفا و اخلاص به استقبال شهادت رفتند و شهید شدند و همین شهادتها و مقاومتها و به استقبال خطر رفتن ها بود که انقلاب را حفظ کرد، اسلام را عزیز کرد مسلمین را قوی کرد و دشمنان اسلام و آمریکا را خوار نمود. هر کسی که به اسلام و انقلاب دلبسته‌تر است، باید برای اصلاح نفس خود عازم‌تر و جدی‌تر باشد. هر کسی که از وضع دنیا از این زورگویی ها و خباثتها و رذالتهایی که قدرتها و عربده کشها و قداره بندهای جهان انجام می‌دهند بیشتر ناراحت است باید بیشتر به خود بپردازد و خود را اصلاح کند. این وضعی که امروز در دنیاست ناشی از این لنگی است... ● برشی از کتاب؛ 📗 شرح حضرت آیت الله خامنه‌ای بر حدیث مکارم اخلاق ● #نشر_صهبا ........ ای مرد طوری از اصلاح نفس سخن میگویی که گویا راه بازِ باز است و انسان نیز جدی‌تر از جدی‌تر خودش را مد نظر دارد. آری! اما پس چرا ما هنوز با اینکه این حقیقت را با طاهرزاده و آوینی گریسته‌ایم و تاریخ معنوی انقلاب را در اشک عرشی حاج قاسم درک کردیم باز در سخت ترین پیچ‌ها هستیم و خود را با عادات و اخلاقیاتی که داریم هنوز در اول راه که نه و حتی راه نیافتاده‌ایم. هنوز نابسامانی و به‌هم‌ریختگی‌های درونی و برونی جان‌مان را خسته‌مان می‌کند و تفاوت قول و فعل بیچاره‌مان کرده است. این چه حالی است که با خواندن، طلب عالمِ این چنین اشک‌ شوق‌مان را درمی‌آورد اما کمی که خود را می‌آبیم چه رذائل‌ها و چه خلقیاتی پستی که هنوز باقی است. این حرف‌ها همه از زمین‌گیری و نشدن و هنوز قدم نگذاشتن در راه است. از بیچارگی است. حضرت آقا هم شهید شد پس چرا هنوز زمین‌گیر هستیم؟ نمی‌دانم. آیا این حرف‌ها شخصی است و مثلا تنها بنده گرفتار هستم؟ در سوال ۳۹۷۶۵ در رمضان سال گذشته این بیچارگی را در نسبت با قرآن را غصه می‌خوردم. اما حال حرفم این است که تا به کی؟ عمرمان که تباه شد و جوانی‌مان در حال تمام شدن. راه برون رفت آری راه آزاد شدن در درک این راهی است که امام پیش پایمان گذاشت و نسبتی که به قول شما سلوک ذیل شخصیت امام است. و حال با شهادت رهبری این امر بیشتر خود را نشان می‌دهد. اما چه کنیم با این وضعی که داریم؟ با این به قولی توسعه نیافتگی و از جهتی نیهیلیسم و پوچی که گریبان‌مان رها نمی‌کند چه کنیم. به نظرم می‌آید که بعد از شهادت رهبری دم از توسعه نیافتگی و نیهیلیسم و اینها زدن جایگاهی دیگر ندارد. اما مگر می‌شود از اینها نگفت و از تنگی به درد نیامد؟ 
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
بکوش خواجه و از عشق بی‌نصیب مباش
که بنده را نخرد کس به عیب بی‌هنری
می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند
به عذر نیم شبی کوش و گریه سحری
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که در برابر چشمی و غایب از نظری
هزار جان مقدس بسوخت زین غیرت
که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری
ز من به حضرت آصف که می‌برد پیغام
که یاد گیر دو مصرع ز من به نظم دری
بیا که وضع جهان را چنان که من دیدم
گر امتحان بکنی می خوری و غم نخوری
کلاه سروریت کج مباد بر سر حسن
که زیب بخت و سزاوار ملک و تاج سری
به بوی زلف و رخت می‌روند و می‌آیند
صبا به غالیه سایی و گل به جلوه گری
چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی
که جام جم نکند سود وقت بی‌بصری
دعای گوشه نشینان بلا بگرداند
چرا به گوشه چشمی به ما نمی‌نگری
بیا و سلطنت از ما بخر به مایه حسن
و از این معامله غافل مشو که حیف خوری
طریق عشق طریقی عجب خطرناک است
نعوذبالله اگر ره به مقصدی نبری
به یمن همت حافظ امید هست که باز
اری اسامر لیلای لیله القمر
 ..... و باز حیران تر از حیران....

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جلال او باید نظر کرد که در دلِ جمال‌اش به ظهور می‌آید، و به جمال او باید نظر کرد که در جلال‌اش به میان می‌آید. نه می‌توان گفت که نزدیک نیست، و نه می‌توان گفت که دور است. و این است آن سرگردانی و حیرت زیبا. از آن جهت که حضرت محبوب، جمال‌اش عین جلال و جلال‌اش عین جمال است به همان معنایی که از یک طرف می‌گویم: «مژده بده مژده بده یار پسندید مرا» و بعد با به ظهورآمدنِ جلال‌اش خواهی گفت: «هزار جانِ مقدس بسوخت زین غیرت». و این همان حضور آخرالزمانی است با وسعت خاص آخرالزمانی، که عبور از باورهای دیروزین است و نظرکردن و باز نظرکردن، که در این حال روایت مشهور حضرت سجاد «علیه‌السلام» به میان می‌آید که فرمودند: «إنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جلَّ عَلِمَ أنَّهُ يَكونُ في آخِرِ الزَّمانِ أقوامٌ مُتَعَمِّقونَ فأنزَلَ اللّه ُعَزَّ و جلَّ «قُلْ هُوَ اللّه ُ أحَدٌ، اَللّه ُ الصَّمَدُ» و الآياتِ مِن سُورَةِ الحَديدِ إلى قَولِه: «و هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدورِ»، خداى عزّوجلّ مى ‏دانست كه در آخرالزمان مردمانى مى‏‌آيند بسيار عميق، لذا سوره «قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَد» و آياتى از سورۀ حديد را تا «وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُور» فرو فرستاده و هركه ماورای آن‏ها را خواهد، هلاك گردد. (الكافى، ج 1، ص 91)».
به امید سلوکی که با این حضور برای بشر امروز پیش آید . موفق باشید      
 

41617

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب و تبریک روز معلم خدمت شما: آیا امر به معروف و نهی از منکر در مورد حجاب در زمان حال باعث دوقطبی در جامعه می‌شود و پیگری حجاب در حال حاضر به ضرر جامعه است با توجه به اینگه الان دیگر از بی حجابی به بی حیایی رسیده ایم واقعا نمی‌دانیم چکار درست است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله بسیار حساس است. از یک طرف نسبت به آن‌هایی که با دلسوزی نسبت به ایران عزیز و شهادت رهبر بزرگوارمان در عین عدم رعایت کامل حجاب، به نظام نزدیک شده‌اند؛ که فعلاً می‌توان نسبت به ظاهر آن‌ها اغماض کرد و از طرف دیگر با کسانی روبرو هستیم که گویا مأمور تظاهر به بی‌حجابی هستند، که بالاخره بعد از این جنگ و با پیروزیِ قاطع نظام اسلامی و تحقیر هرچه بیشتر نظام استکباری باید این افراد، تکلیف خود را با این نظام و این مردم که می‌خواهند کشورشان کشوری مستقل و آزاد باشد؛ تعیین کنند. موفق باشید 

41577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم در دعای سحر ماه مبارک رمضان ، که می فرماید اللهم انی اسئلک اللهم انی اسئلک اللهم انی اسئلک اخرش نمی فهمم چی اسئلک؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «اسماء حسنی دریچه های نظر به حق» https://lobolmizan.ir/book/241?mark=%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%A1  رجوع فرمایید. موفق باشید

41541

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب و احترام. از پاسخ‌های بسیار جامع و عمیق و راهگشای شما استاد بزرگوار جداً سپاسگزارم. همسر بسیار جوان یکی از دوستان که هنوز نرفته بودند سر زندگی‌شان در جنگ اخیر به شهادت رسیدن، سوالشان این است که اگر همسرشان در جنگ به شهادت نمی‌رسید آیا در همان لحظه و ساعت با مرگ از دنیا می‌رفت؟ یعنی آیا جنگ، مرگ کسی را جلو می‌اندازد یا نه؟ با توجه به اجل معلق و مسمی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند آن شهید عزیز را رحمت کند و تأثیر واسعۀ او را بر همگان و بخصوص بر خانواده‌اش بیفزاید و همسر محترم او را صبری عطا کند که نتیجۀ آن در هم‌اکنون، حضور بیشتر در ابدیت است در عین زندگی در همین دنیا. آری! همان‌طور که خداوند در آیۀ 22 سورۀ حدید می‌فرماید: «ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا في‏ أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرٌ» هر آنچه برای انسان حتی در جان و نفس او پیش آید، قبل از آن‌که او خلق شود مشخص شده است و اینطور نیست که افراد بتوانند زندگی یا مرگ را به کسی تحمیل کنند. موفق باشید

41536
متن پرسش

سلام خدمت استاد بزرگوار رهبر عزیز انقلابمان گفت تکیه زدن بر کرسی کسی که حدود شصت سال مشغول مجاهدت و مبارزه بوده بسیار سخت است. او که همیشه و در اغلب ایام مایه آرامش و اندیشه مردم خویش بود. و شاید مبارزه و مجاهدت او در همین معنا باشد که چگونه ملتی را به حرکت درآورد و تنها و تنها به رفتن و راه دراز را هر چه بیشتر طی کردن. و بی خود نیست که در این ایام عجیب و هولناک، ماتم زده نیستیم چون آن خون دل، اینک لعلی است درخشان و زلال که چشم‌ها را خیره کرده و عقل‌ها ناتوان از درکش... "خون دلی که لعل شد" عنوان تازه‌ترین روایت تولید شده در سرای هنر و اندیشه است و این متن را هم بعنوان مقدمه آن خدمتتان ارسال شد. این روایت را از طریق لینک https://eitaa.com/soha_sima/5693 میتوانید مشاهده کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار و بسیار خوب تنظیم کرده بودید تا معلوم شود در نگاه آن پیرِ فرزانۀ شهید برای ادامۀ راهی که با انقلاب اسلامی در مقابل‌مان گشوده شده است، «مردم» و باز «مردم» و نه سیطرۀ دولت‌ها به جای کمک‌کردنِ دولت‌ها به مردم. وگرنه همان‌طور که آن پیرِ فرزانه فرمود ما می‌مانیم و ضعف‌های اقتصادی تا دشمنان، خود را و توانایی‌های خود را به رُخ ما بکشند.
فرمود باید در میدانِ عمل و طلب نتیجه همراه با اشک حتی تا مرز شهادت جلو و جلوتر رفت و دیدید که فرزندان این ملت چگونه با غسل شهادت در میدان‌ها حاضر شدند و مسیر ما همین سرمایه‌ها هستند. 
باید از آن پیرِ فرزانه پرسید: ای مرد! تو چه می‌دانستی که این‌همه نسبت به آینده‌ای بس بزرگ، امیدوار بودی و معنی توسل به حضرت فاطمه زهرا«سلام‌الله‌علیها» را در کوتاه‌نیامدن در عین آرامش و «تبیین» به ما آموختی؟
چه خوب است که عزیزان ما در «سرای هنر و اندیشه» در بازخوانی به شخصیت رهبر شهیدمان چنین تلاش‌هایی را داشته باشند. موفق باشید            
 

نمایش چاپی