سلام علیکم: در مورد سخنان آقای حاج عظیم ابراهیم پور در به روز رسانی تحلیل جنگ در حادثه ربودن اورانیوم در اصفهان. منابع مطلع بیان کردن که مطلب کاملا خلاف واقع بوده و فقط لطف خدا بوده که طبس ۲ اتفاق افتاد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که آقای حاج عظیم ابراهیمپور - مسئول قرارگاه پیشرفت و آبادانی کشور- در جریان نکات ریزی هستند که باید از آن زاویه به سخنان ایشان فکر کرد. https://www.hawzahnews.com/news/1045539/%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%BA%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D9%84%D8%AD-%DB%B5 موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه معلم هستی و همچنین استاد طاهرزاده عزیز. روز معلم رو به شما استاد گرانقدر تبریک عرض میکنم. کلماتی برای تشکر از رنج و زحمت و خون دلهایی که در راه تربیت و تعلیم و پرورش فرزندان سرزمین کشیدید و خوردید، پیدا نمیکنم و واقعا از خدای قادر و علیم و مهربان میخواهم که اجر شما رو به شیرینی و شایستگی بدهد. انشاءالله که همیشه در پیشگاه مادر سادات حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها سربلند باشید و هر آن مقرب درگاه الهی باشید و بهترین تقدیر برای شما رقم بخورد به دستان مبارک حضرت حجت ارواحنا فداه. کاش من یک نشانه ای پیش شما داشتم که هیچوقت اسمم رو برای دعا فراموش نمیکردید. خدای بزرگ عزت تان رو بیش از پیش کند. بهترین درسی که من از شما گرفتم و امیدوارم با دعای شما و امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در موفق این مسیر باشم شور و شعور توحیدی هست. همه جا با اهل بیت علیهم السلام بودن و به تعبیر بهتر عین اهل بیت بودن، سلمان بودن، اباذری بودن، عمار بودن، خمینی بودن، حاج قاسم بودن و اکنون خامنه ای بودن. استاد دلمان خیلی برای آقا تنگ شده است. خوش به حال اونایی که حضرت آقا رو از نزدیک میدیدند، مراوده داشتند، خوش به حال فرزندان شون که از نسل ایشون هستند، آه حسرت دارم تا ابد و این جگر سوخته ما با هیچ چیزی آروم نمیشود. التماس دعا در نماز شبهای تان و هر لحظه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر فراوان از الطاف جنابعالی. به امید اجابت دعاهای مخلصانه و ارزشمندی که لطف فرمودهاید. امید است که خداوند توفیق عطا فرماید و دعاگوی امثال جنابعالی باشم تا آنجایی که در ذیل ایمان، آری! ایمان، این غیر قابل توصیفترین حقیقتِ هستی، همچنان جلو و جلوتر رویم. موفق باشید
بسمه تعالی، سلام علیکم با توجه به پاسخ پرسش۴۱۵۵۸و رجوع به کتاب آیت الله حائری شیرازی، اینگونه میتوان گفت که میتوان درست برعکس بستر انتخاب کرد و پیش رفت اما بستر جدای از جهت گیری ها ظرفیت هایی دارد؛ هیچ گاه ماهی در جوی و رود و برکه نمیتواند نهنگ شود، اما در دریا و اقیانوس میتواند. حاصل اینکه جهت گیری هارا میتوان تغییر داد اما ظرفبت ها را نه! ؛ که تمام کفر در برابر تمام ایمان وجود میگیرد و لا غیر. پس کسی همچو من حتی بخواهم برخلاف شرایط نیمبند و ضعیف منفی پیش روم، نمیتوانم جهت مثبت را از آن شرایط نیمبند و ضعیف خارج کنم... نهایتا این ایمان ما تا نوک دماغ مارا نشان دهد، و چیزی جز حسرت و درد نمی ماند. لطفا بگویید اشتباه فهمیدم و منطقی در اختیارم دهید که بتوانم واقعا در خود ایمانی وسیع و عمیق غرص کنم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال با همّتِ توحیدی میتوان ماورای شرایط بیرونی و درونی، راهی که فطرت انسان که اصیلترین حضور انسان است نزد خود؛ را پیدا کرد و جلو رفت به همان معنایی که با همّت، جهان انسانها نیز تغییر میکند. به جناب اباذر بیندیشید که چگونه در غفارِ سراسر کفر و بت پرستی به ایمانی رسید که میدانید. و به حضرت موسی«علیهالسلام» بیندیشید که چگونه در دربار فرعون، محیطی آنچنان آلوده نتوانست بر روح توحیدی آن حضرت مؤثر باشد. به این نکته فکر بفرمایید که رسول خدا«صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند: «الآن قیامتی قائم» بدین معنا که آن حضرت ماورای حضور در دنیا و یا حضور در آخرت، بدون حضور در دنیا، از حضوری خبر میدهند که در اکنونِ خود، در حضور بیکرانۀ خود حاضر شدهاند و این حکایت شریعت محمدی«صلواتاللهعلیهوآله» میباشد. و هرکس حقیقتاً در این مسیر حاضر شود با چنین حضوری در خود روبهرو میگردد بدون آنکه زندگیِ دنیایی را ترک کند و دوری از دنیا را پیشه نماید. در این رابطه همۀ سخن در آن روایت مشهور نهفته است که میفرماید: «موتوا قبل ان تموتوا». موفق باشید
سلام استاد استاد من هر کتاب شما رو میخونم، مطالبش رو درست متوجه نمیشم و درک نمیکنم؛ حتی کتاب های چه نیازی به نبی و ادب خیال و جایگاه جن؛ و احساس میکنم نیاز به شرح کامل دارم؛ مطالب کتب شما خیلی عمیقه و آدم رو به فکر فرومیبره؛ شما کسی رو نمیشناسین که همه کتب شما رو با زبان شیوا و کامل شرح داده باشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که نباید به خودتان سختگیری کنید بخصوص در چنین مباحثی مثل «چه نیازی به نبی»؛ ابتدا صوتِ بحث را دنبال بفرمایید و یا صوت «جوان و انتخاب بزرگ» را. که هردو روی سایت هست .موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد میشه بهم دغدعه های چهارده معصوم و پیامبران علیهم السلام و سه رهبر عزیزمون رو در تبیین قرآن بهم بگین چی بوده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با این سؤال و دو سؤال بعدی عنایت داشته باشید که بنده در این موقعیت سنی چنین توانایی و فرصتی برای پاسخ به این گونه سوالات ندارم، به خصوص که در این سن، زبان بنده بیشتر زبانی اجمالی و اشارت گونه است، در حالی که جواب به این نوع سوالات به تفصیل و تبیین و شرح نیاز دارد. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر، بنده مادر هستم، در زمان شیردهی به فرزندم نماز قضا دارم ، خواستم بدونم این در تربیت فرزندم موثر هست، تعدادی رو قضا کردم و میخونم هم بقیه اش رو اما نماز صبحم خیلی قضا میشه، روی فرزندم تاثیر منفی میذاره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ توان خود تلاش کنید و به رحمت واسعۀ الهی امیدوار باشید و با «بسم الله الرّحمن الرّحیم» شیردادن را آغاز کنید. موفق باشید
سلام استاد عزیزم وقت به خیر استاد در سن ۴۰ سالگی تصمیم به حفظ قرآن گرفته ام با توجه به این که خانم هستم و وکیل دادگستری استاد به نظرتون توانای اش رو دارم؟و این تصمیم درستی است؟ یا نه حفظ قران چندان هم مهم نیست عمل به قرآن مهم است و مطالعه و گوش دادن به تفاسیر اساتید بزرگ و تفاسیر شما؟استاد اساسا حفظ قرآن به سلوک معنوی ما کمکی میکند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در کنار تدبّر در قرآن اگر سعی کنیم آن آیات را به ذهن بسپاریم، بسیار خوب است ولی در هر حال در ابتدای امر ما مأمور به تدبّر در قرآن هستیم که در این رابطه تفاسیری مانند «المیزان» بسیار مؤثر خواهد بود. موفق باشید
سلام استاد نظر شما در مورد این نوشته چیست؟ به نام خدا سلام علیکم اگر جنگ ما تمدنی و خروج حضور تایین کننده دشمن در زندگی ما هست پس چند بند و نکته در مورد کلیت زندگی باید تحقق یابد تا از نظم زندگی مدرن به زندگی عادلانه اسلامی ایرانی نایل شویم. ۱_ تمام درآمد حاصله از فروش منابع طبیعی ائم از نفت و معادن و غیره باید به حساب مستقیم مردم ایران واریز شود. ۲_قیمت زمین در ایران از بالا شهر ها و پایین شهر ها تا اطراف شهر ها باید قیمت یکسان و حد اقلی ثابت باشد تا برای هرکس فقط بیرزد که یک ملک برای زندگی خود داشته باشد. ۳_هر مالک شرکت و مالکان کسب و کارها موظفند به کارمندان و کارگران خود سود حاصل از کار را تا اندازه ای تقسیم کنند تا همه با هم رشد کنند و کسی از زحمات دیگری پولدار و غالب بر دیگری نشود. ۴_ حقوق تایین شده از کارگر تا مدیر باید در ازای ساعت و زحمت کاری اختلاف زیادی نداشته باشد تا هرکس ارزشمندی خود را در اجتماع از دست ندهد بلکه هرکس بر اساس استعداد و علاقه خویش مشغول به کار متناسب خود شود و در این جاست که انسانهای طمع کار کنار رفته و جای آنها افراد مخلص خواهند آمد که زحماتشان را در آخرت از خدا میخواهند. ۵_ سیستم تحصیلی و علمی از بستگی و دستوری که وارداتی بود به سیستم آزاد، اجتماعی و یک نوع زندگی علمی تبدیل شود تا هرکس بجای فرار از مدرسه و زحمت روانی در دانشگاه به بخشی از زندگی در آنجا تبدیل شود. همه این موارد کمک میکند جامعه از تکبر و دنیا خواهی خارج و به زندگی و عدالت اسلامی انسانی وارد شود و موارد دیگر که بسیار هست هرچند همین چند نکته میتواند روی کلی نظام را به عدالت بکشاند تا دیگر موارد کم کم گشوده شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت حال که مردم در صحنه آمده اند و رهبر معظم انقلاب نیز ادامۀ راه را با نظر به مردم مدّ نظر دارند، راهی که می فرمایید با تجربه های گذشته و عقل تاریخی باید راهی باشد که ما را از گرفتاری های پیش آمده توسط دولت های لیبرال نجات بدهد ان شاءالله. موفق باشید
سلام و احترام با عرض پوزش از مقدمه نسبتا طولانی و در پی آن سوالی که مطرح می شود. در جنگ دوازده روزه و مخصوصاً در جنگ فعلی که وارد ماه دوم اون میشیم تب و تاب تشخیص و انجام وظیفه بالا گرفته. اینکه افراد با مشاغل و توانایی ها و نقش های مختلفی که دارند چطور میتونند وظیفه خود را در قبال وطن،دین و تاریخ و زمانه حساسی که در آن قرار داریم به درستی تشخیص داده و انجام دهند و حس بودن و حضور در تاریخ گشوده شده پیش رو را بیش از پیش احساس کنند. در این راستا فعالین در حوزه های مختلف با تهیه جزوات، کلیپ، صوت و... تحت عنوان راهنمای کنشگری، سنگر تو کجاست و... تلاش می کنند نحوه کنشگری اقشار مختلف در وضعیت فعلی را تبیین کنند. از نحوه کنش گری و نقش آفرینی خانم خانه دار گرفته تا استاد دانشگاه و معلم نانوا و بقال و کارمند و... . طبیعتاً در جنگ نظامی، نیروهای نظامی و انتظامی و بسیج و جهادی و تریبون داران و در وهله بعد، نیروهای امدادی، آتش نشانی، اورژانس، خدماتی و تعمیرات و... در خط مقدم قرار دارند و لذت حضور و بودن و حفظ سنگر خود در مقابله با هجمه دشمن را می کشند. به قول آن نانوا که خبر شهادت برادرش در جنگ ۱۲ روزه را شنید و در حین انجام پخت نان گفت: من سنگر خود را رها نمی کنم. با طرح این مقدمه سوال بنده این است که در شرایط پیش آمده وظیفه طلاب و دانشجویان، مخصوصاً دانشجویان علوم انسانی چیست؟ سنگر ما کجاست؟ ما که هنوز نه مخاطب خاص حقیقی یا مجازی داریم، نه تریبون داریم و نه دیگر میتوانیم بیخیال و بی نسبت با وضعیت موجود کما فی السابق به درس و بحث و مسئله هایی که داشتیم بپردازیم. می شناسم دوستانی را که به آب و آتش می زنند بلکه کاری کنند! یکی میرود آوار برداری! دیگری رفته کار با سلاح یاد بگیرید برای گشت های ایست و بازرسی، آن یکی وزن خود را کم می کند که اگر لازم شد به خارک برود! برخی هم خانه نشین شده و صبح تا شب در کانال ها می چرخند،خبر و تحلیل میخوانند و نهایتا تشییع شهدا و شب در تجمعات شرکت می کنند. یکی از رفقای علوم اجتماعی خوانده و انقلابی تعریف می کرد که از خودم خجالت می کشم وقتی شب ها به تجمعات میروم و میبینم مردم مختلف با مشاغل مختلف از صبح تا شب مشغول به خدمت رسانی بوده اند و شب ها در اوج خستگی تا پاسی از شب در خیابان می مانند. اما ما که مدعی بودیم و همیشه رسالت بزرگی را بر دوش خود حس می کردیم و منتظر چنین روزهایی بودیم، به ناگاه خلع سلاح شدیم و گویی راه به روی ما به طور عجیبی بسته شده و کاری از دستمان برنمی آید جز اینکه همین شب ها در خیابان بیاییم و حسرت بخوریم که ای کاش ما هم می توانستیم کاری بکنیم. کار تا جایی پیش رفت که تردید کرده بود که اگر همان مسیر مهندسی را ادامه داده بود شاید امروز بیشتر به درد می خورد. بار دیگر پوزش می طلبم از طرح مقدمه و سوال نسبتا طولانی. دردلی بود از بچه حزباللهی های حوزوی و علوم انسانی خوانده ای که این روزها یتیم شده اند و در عین اینکه فرصت حضور و بودنی تا بی نهایت فراهم شده، رنج نبودن و بی اثری را تجربه می کنند. در پایان ذکر این فرمایشات امام شهیدمان شاید خالی از لطف نباشد: رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه: «طلبهها باید در صفوف مقدّم باشند. اگر جنگ پیش مىآید، طلبه باید در صفوف مقدّم جنگ باشد. و این را ارزش قرار بدهید؛ این حقیقتاً یک ارزش است. آن کسى که در حوزهى علمیّه مشغول درسخواندن است، به مجرّد اینکه اذان حرب، اذان جهاد بلند شد، مىشتابد به سَمت جهاد فىسبیلالله. این اصلاً قیمت ندارد. بهترین عناصر طلبه آن کسى است که همین روحیه را در خود داشته باشد و بپروراند که مشمول آن حدیث «مَن لَم یَغزُ وَ لَم یُحَدِّث نَفسَهُ بِالغَزو» نشود. اگر هم عملاً وارد میدان جنگ نمیشود، دلش براى میدان جنگ بجوشد. حالا یک مانعى پیش آمده و نمیتواند برود؛ امّا دلش آنجا باشد؛ [یعنى] «حَدَّثَ نَفسَهُ بِغَزو» باشد. این ارزش بسیار والایى است؛ این روحیه باید زنده بماند. در حوادث گوناگونِ انقلاب، طلّاب حاضر و آماده [باشند]. مسئلهى آمریکا پیش مىآید، اظهار نفرت از دشمنان و مستکبرین پیش مىآید، مسائل خلیج فارس پیش مىآید، مسائل گوناگون دیگرى پیش مىآید، طلبه اوّل کسى باشد که احساس کند مسئولیّتى دارد و آن مسئولیّت را استفسار کند و ببیند چیست؛ و هنگامى که مشخّص شد، در جاى مسئولیّت خودش باشد. و اینها با طلبگى میسازد. تصوّر نشود که خب، اگر اینجور بخواهند [عمل] بکنند، پس کى درس میخوانند. درس را همیشه میخوانند. جنگ که همیشه نیست؛ راهپیمایى که همیشه نیست، حضور در صحنههاى ضرورى که هر ساعت نیست. درس هم باید بخوانند؛ بىدرس و بىتحقیق و بىمباحثه، طلبه معناى خودش را از دست میدهد.» (بیانات در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب حوزه علمیه قم ـ ۱۳۶۹/۱۱/۰۴)
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مهم در درک تاریخی است که پیش آمده. عرضی که در فراز آخر پاسخ سؤال شمارۀ 41422 بدان پرداخته شد که آن امر بسیار مهمی میباشد در معنای جایگاه شکست جبهۀ مقابل و جایگاه پیروزی ما نسبت به آن که دشمنانمان با عدم دستیابی به اهدافشان پیروز نشدهاند و وظیفۀ اهل اندیشه بخصوص طلاب و دانشجویان عزیز در اینجا تذکر به این امر مهم است و آیندهای که ما در راستای این تابآوری خواهیم داشت. اگر به جنگی که پیش آمده متوجۀ نامتقارنبودنِ جنگ ما با جبهۀ استکبار و صهیونیسم نشویم، وسعت و فراوانی اسلحههای آنها ما را مرعوب میکند. در حالیکه ما اهداف دیگری را در مقابله با استکبار و صهیونیسم دنبال میکنیم که مقابله با فرهنگ نژادپرستِ غرب میباشد و مبارزۀ ما با آنها موجب میشود تا آنها از صحنۀ تصمیمگیری برای جهان خارج شوند و از این جهت حتماً پیروزی از آنِ جبههای است که ایران در آن حاضر شده و در این حضور است که به جای حذف غزه، اسرائیل و آمریکا حذف میشوند.
ما در حادثهها جایگاه خاصی را میتوانیم برای خود معلوم کنیم و آن سبک و سلوکی است حاکی از وقار و امیدواری و هر آنچه که پیش آمد تا چنین سبک و سلوکی را نشان دهیم حتی اگر مانند خود رهبر شهید و به گفتۀ خود ایشان: «حَدَّثَ نَفسَهُ بِغَزو» باشد.
بنابراین در یک کلمه وظیفۀ اهل فکر و اندیشه آن است که متذکر درک عمیق و تاریخی حضوری باشد که خداوند برای ما مقدّر کرده، امری که شهید آوینی در تبیین جایگاه دفاع مقدس به عهده گرفت زیرا مردم به عنایت الهی در صحنه حاضر شدهاند ولی تذکر به این امر به معنای خودآگاهی میباشد که در دلِ آگاهیها باید از آن غفلت نکرد. موفق باشید
می توان این روشنی دل سالک به این بلاخره بعد از این همه ریاضت و تزکیه نفس به مرحله تقرب الی الله می رسه ناشی از تجلی و ظهور اسم حبیب است؟! که حاکی از عشق خداوند و عاشقی سالک است؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فرمود: «آنقدر ای دل که توانی بکوش» و در این مسیر، حضرت محبوب است که جلوهگری میکند و باز رُخ بر میتابد و سالک میماند و فراق در عین امید. موفق باشید
سلام و احترام محضر استاد بزرگوار و بینندگان متن . ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی ... چه دارد میکند با ما رب الارباب؟ چگونه نبینیم که توحید جلوه کرده و میخواهد فرد فرد ما را موحدینی منقطع از همه اسباب کند؟ می گویند رهبر رفت ، موسوی رفت ، حاجی زاده رفت ، رشید رفت ، سلامی رفت ، باقری رفت ، هر کدام بودند خودشان به تنهایی لشکری بودند ، من میگویم والله اگر همه آن ها امروز بودند جنگ به همین شکلی پیش می رفت که امروز به سمت غرق کردن فرعون زمان می رود و اکنون فهمیدیم ما اصلا نبودیم و نیستیم و نخواهیم بود ... دیده ای خواهم سبب سوراخ کن / تا سبب را بَر کند از بیخ و بن
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف در همین یک کلمه است که متوجه باشیم عنایتی خاص این مردم را فرا گرفته تا خداوند از این طریق، آنچه را در این زمانه اراده کرده است، به میان آورد. در این مورد به این فراز از آیۀ 44 سورۀ انفال فکر کنید که میفرماید: «لِیَقْضِیَ اللهُ أَمْراً کانَ مَفْعُولاً» خداوند در دو جبهۀ مقابل هم در جنگ بدر، اراده کرده بود تا آنچه را که بنا داشت واقع کند، به میان آورد و حال این ما هستیم و این روزها و توجه به ارادۀ خداوند در راستای نابودی جبهۀ استکبار ، تا آنجایی که آمریکا و اسرائیل با همۀ تواناییهای تکنیکی نسبت به آنچه اراده کرده بودند ناکام ماندهاند و آری! این همۀ حرف در این زمانه است. موفق باشید
سوال اول : ابن عربی که میگه سیر سالک هرچه بیشتر باشد اسم های الهی بیشتر در او ظهور می کنند آیا ظهور این اسم ها به صورت ترتیبی خواهد بود یا فرقی نداره و بستگی به تفسیر خود ما از اسم ها دارد ؟! سوال دوم : مثلا در سفر دوم که سالک از ذات و افعال و صفات خود فانی می گردد می توان گفت اسم حق در اینجا تجلی و ظهور کرده؟! برای تجلی اسما در مکتب ابن عربی چه کتاب هایی رو پیشنهاد می دهید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در میدانهای سلوک، پرسش از چگونگیها و کیفیتها جایی ندارد مهم قدمگذاردن در آن راه است تا «راه بگویدت که چون باید رفت».ازمولایمان حضرت علی«علیهالسلام» در دعای صباح داریم که او : «وَ جَلَّ عَنْ مُلاَّئَمَةِ كَيْفِيّاتِهِ» برتر است از چگونگی ها. و این یعنی: «گر نپرسی زودتر کشفت شود». توصیهای که جناب خضر به حضرت موسی«علیهالسلام» فرمودند .کتاب «مصباح الهدایة از امام خمینی (ره) در رابطه با عرفان حرف ها دارد و عرایضی در شرح آن کتاب شده است می توانید به آن شرح رجوع فرمایید https://lobolmizan.ir/sound/653?mark=%D8%B4%D8%B1%D8%AD موفق باشید
سلام و احترام ۱: با توجه به اینکه اسرائیل و آمریکا در آذربایجان و ترکیه پایگاه های مهمی دارند آیا حضرتعالی اطلاعی دارید چرا این دو کشور استثناء شده آمد و مورد تهاجم نیروهای مسلح ما قرار نمی گیرند؟ آیا واقعا این دو کشور اجازه ندادند از پایگاه ها و آب و خاکشون علیه کشورمان اقدامی صورت بگیره؟ یا پایگاه ها را خالی کردند یا قضیه و مصلحت دیگری هست که ما نمیدانیم؟ ۲: هدف قرار دادن مناطق مسکونی و غیرنظامی در چند روز اخیر شدت گرفته. سوال این هست که با توجه به معادله ی چشم در برابر چشم که جمهوری اسلامی تعریف کرده، اگر دشمن خبیث این روند را ادامه دهد و مرتکب جنایات جنگی نظیر زدن بیمارستان ها، مناطق مسکونی، مدرسه ها، حتی استفاده از بمب های نامتعارف کند، تکلیف معادله تعریف شده چیست؟ آیا دست ما برای اقدام تلافی جویانه مشابه با توجه به محظورات اخلاقی و شرعی باز است؟ یا معادله می تواند با توجه به شرایط بازتعریف شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ظاهراً اسرائیل از آذربایجان اقدامی در مقابل ما نداشته و در ترکیه هم اسرائیل جز سفارت ندارد و پایگاه هوایی اینجیرلیک که در ترکیه هست مربوط به ناتو میباشد و ظاهراً ایران در حدّ محدودی که از آن پایگاه استفاده شده، برخورد کرده است 2- همانطور که سردار سید مجید موسوی فرمودند ظاهراً به گفتۀ ایشان ایران از موضوع چشم در مقابل چشم به جهت جنایتهای اسرائیل عبور کرده و اقدامات آینده، اقدامات دیگری خواهد بود https://eitaa.com/mohammadi61/836. و از آن جایی که حرکت ما در مقابل کلیّت نظام استکباری میباشد، هیچ محذورات اخلاقی و شرعی برای مقابله با چنین جنایتکارانی جز در راستای نابودی آنان در میان نیست. البته عنایت دارید که یک لحظه پیروزی که مردم ما در مقابل استکبار آمریکا و صهیونیسم اسرائیل احساس میکنند قابل مقایسه با همه ثروتهای چپاول شده رانتخواران و جنایتِ جنایتکاران نیست. جناب حجت الاسلام آقای عابدینی در بحثی که اخیراً تحت عنوان «فرآیند فتح و بعثت مردمی؛ تغییر نظم جهانی در نبرد کنونی» داشتهاند https://eitaa.com/abedini/9269 نکات خوبی را با مخاطب خود در میان گذاردهاند که خوب است به آن نکات توجه شود. موفق باشید
عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز ●|اگر غم لشکر انگیزد|● ای رهبر عزیز تو با اهل و عیال و عزیزانت شهید شدی، ما هم این روزها با مادر و پدر زن فرزندانمان به میدانهای شهر آمدهایم. همه میگویند عزاداری برای شما باشد برای بعد ولی ما دیگر با این شهادت عزادار نیستیم. ما به گفته تو پیامبرانی هستیم که در لحظه بعثت باری را به دوش کشیدهایم که حضوری برایمان رقم زده که خود را در آغوش خدا قرار گرفته میبینیم. «پرّ کاهم در مصاف تند باد / خود نداند در کجا خواهد فتاد.» آنچه با ماست دلتنگی توست و اگر این مردم آماده پذیرش این بعثت نبودند و این مردم نبودند که بار تاریخ را در این سالها بر دوش کشند این داغ و دلتنگی کمر آنها را دو نیم کرده بود و دیگر توانی برای این راست قامتی تاریخی نداشتند. چه کسی تصور میکرد این مردم برای چنین روزهای اینگونه آماده باشند که بتوانند بار این رسالت به دوش بگیرند. انگار روزها و سالها منتظر چنین روزهایی بودیم که شیدا و بی اختیار و با چنان مستی، سرنوشت تاریخ را رقم زنیم. و خود از آن خبر نداشتیم. به راستی با این مردم چه کردی که شایسته این بعثت شدند؟ و حالا با این حال تو را، به وسعت همۀ حضوری که در این عالم داشتی احساس کنند!؟ «اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد / من و ساقی به هم سازیم و بنیادش بر اندازیم»
باسمه تعالی: سلام علیکم: از نبودنِ رهبر انقلاب و داغ دلتنگیِ ایشان گفتید که حقیقتا نمیتوانیم نبودِ او را احساس کنیم و وای اگر گمان کنیم او نیست؛ در آن صورت هیچ چیزی از ما نمیماند.
مردم ما امروز بنیادِ غم را برانداختهاند و چه اندازه زیبا مردم ما دست در دست ساقی جانها یعنی حضرت حق انداخته تا حیات دیگری را رقم بزنند و اینجاست که میبینی که غم آری که غم هرگز نتوانسته جان ما را در بر بگیرد.
به این نکته بیاندیشید که افرادی که نسبت به جبهه مقابله با اسرائیل و آمریکا بی تفاوتند، چیزی نمیگذرد که خودشان از خودشان بدشان میآید زیرا در شخصیت انسانی و فطرت الهی خود که انقلاب اسلامی آن را برای آنها گشود حاضر نشدند و از آن طرف حتما متوجه شدهاید که سرداران و فرماندههان میدان به خوبی میفهمند برای مردمی بزرگ و عظیم میجنگند و نه برای گروه و حزبی خاص و اینجاست که این سرداران و فرماندههان حاضرند سالها برای این مردم بجنگند و از آن طرف مردمِ ما در خیابان ایستادهاند تا ایران شرایط خود را بر جبهه استکبار تحمیل کند و این است زیباترین زندگی همراه با نظر به شهادت. https://eitaa.com/hosein_darabi/42006 موفق باشید
در مستند «طلیعه طاهر» شما ذیل شرح برههای از زندگی خویش به جریان آقای شریعتی اشاره میکنید و ضمن تجلیلاتی به عدم توقف بر آن و امتداد با مرحومِ استادِ اسلامشناسآیة الله شهید مطهری اذعان دارید، با توجه به این همه جریانات گوناگون که به طُرق و سبل مختلف از این جریان امتناع می کنند و حتی تنها مدافع شاخص آقای شریعتی و نخست کسی که این شخص را مطرح کرد یعنی مرحوم استاد شهید مطهری در اواخر برای آن گفتارهای سخیف و عواملی دگر از ایشان دوری جستند و حتی از حسینیه ارشاد هم استعفا دادند و کنارهگیری کردند، مخالفتهای بسیار علما که بیاساس نبوده و حاکی از دوراندیشی و آیندهنگری آنان بوده، و سوال من از آن نیست که چرا شما سخنرانیهای او را در دانشجویی پیگیری میکردهاید چراکه در آن مصاحبه بیان داشتید ما بر شریعتی متوقف نشدیم چون عقب می افتادیم و با آقای مطهری ادامه دادیم اما چرا از اکنون خود اینگونه سخن میفرمائید: «ولی ما هرگز هنوز هم از شریعتی منقطع نیستیم، همان روح شریعتی در عین هرچه قدسی بودن هستیم.»؟ اگر امتداد با جریان شریعتی منجر به عقب افتادگیست و آنکه این شخص و شیوهاش بسیار مورد خرده علما قرار گرفته تا موقعیتی که مرحومِاستادِاسلامشناسآیةالله شهید مطهری که او نخست بار شهره اش کرد از وی اعلام برائت کرده شما بعد از مدتها پیمایش هنوز به این شخص متصل هستید و از او منقطع نشدید و این عدم انقطاع منجر به سقوط نمیشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در این مورد نگاه رهبر شهید انقلاب به جناب دکتر شریعتی با توجه به آشنایی بیشتری که از ایشان داشتهاند، جامعتر میباشد که در رسانهها میتوانید آن را بیابید. البته این بدون آن است که بخواهیم از نقدهای مرحوم شهید مطهری «رحمتاللهعلیه» نسبت به مرحوم دکتر شریعتی منصرف شویم. و البته از این جهت امروز هم جوانان ما نیاز دارند با شور امثال دکتر شریعتی به دینداری ورود کنند، ولی در آن متوقف نشوند. موفق باشید
سلام و عرض احترام خدمت استاد گرانقدر: دانشجوی دانشگاه شریف هستم و چندین سال است که با منظومه فکری استاد گرانقدر آشنا شده ام و پیگیر مباحث گوناگون معرفتی از انتشارات استاد هستم. با توجه به ارتباط گیری و انسی که با قلم استاد بزرگوار داریم و نظر به شرایط فعلی کشور بی صبرانه منتظر نوشتارهای حکیمانه ایشان پیرامون زندگی انسانی در جنگ و افق دیدگاه در این شرایط و هر گفتاری که شنیدنش برای نسل جوان در این جنگ لازم می باشد هستیم. مرتب صفحه انتشارات را بازدید میکنیم تا بلکه محتوای جدید از استاد تشنگی معرفتی مان را فرونشاند. ضمن تشکر از فعالیت های انتشارات لب المیزان، توقع حضوری پررنگ تر و تولید آثار سریع تر در این شرایط داریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در درک تاریخی که پیش آمده، بسیار مهم است حداقلِ سخن، نکاتی بود که طی دو جلسۀ اخیر تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 پیش آمد. پیشنهاد میشود نکاتی که در متن https://ble.ir/join/9njuFovDHp مطرح شده است مدّ نظر قرار دهید به امید آنکه متوجه شویم در چه تاریخی هستیم هرچند بنده معتقدم واژهها برای گزارش آنچه پیش آمده؛ ناتوانند. موفق باشید
«السلام علیک یا امیرالمؤمنین» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. با توجه به اینکه حضرتعالی فضای جنگ ۸ ساله را درک کردید، به نظر حضرتعالی آنچه بعد از شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی و در ماه مبارک رمضان امسال و جنگی که با آمریکا پیش آمده نورانی تر است یا فضای هشت سال دفاع مقدس؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در این جنگ خداوند بر ما منت گذاشت و مقابله با ائمۀ کفر را برایمان به عالیترین شکل آغاز نمود و در این میدان است که عالیترین حضور در جان ما پیش میآید که همان بعثتِ تاریخی ما میباشد و رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کردند. https://eitaa.com/matalebevijeh/21945 عرایضی در این رابطه در دو جلسۀ اخیر تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 شده است خوب است نظری به آن مباحث بیندازید. موفق باشید
سلام استاد: برای جلوگیری از آتش بس بی وقت، بدون به انجام رساندن انتقام و بدون رسیدن به نتیجه لازم چه باید کرد، حرفهایی با زمینه ی میل به آتش بس بی مورد، از بعضی گلوها مثل آقای عراقچی در دولت به گوش میرسد. نکند باز کاری کنند که انقلاب را تضعیف کنند، خوبه شما که صدای بلندتری بین بدنه انقلابی دارید به نمایندگی از ما جهتگیری لازم را به فضای انقلابی تبیین کنید، ما نمیخواهیم میراث پدر عزیزمان آیت الله خامنه ای را تضعیف کنیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در این مورد باید به آقایان اعتماد داشت از این جهت که در این موارد، بدنۀ نظام تصمیم میگیرند و نه صرفاً دولت. موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد گرانقدر و بزرگوار بنده حقیر ۱۷ سال سن دارم و الحمدلله در مسجد محل فعالیت کوچکی دارم. همیشه در ماه رمضان مسجد آبجوش نبات برای روزه داران تهیه و درست میکنم این مسئولیت رو من و یکی دو تا از رفقا پذیرفتیم و این مسئولیت به نماز جماعت من ضربه میزنه و من مجبورم که نماز عشاء رو فرادا بخونم و اگر بخوام نماز جماعت بخونم خب تقریبا کار پیش نمیره و مردم اگر به موقع آبجوش بدستشون نرسه، متاسفانه شروع به سر و صدا و اعتراض میکنن من متوجه مقام نماز جماعت هستم و پدرم هم میگه نماز جماعت واجب تره و حتی اگر تو نماز رو فرادا بخونی و به این کار بپردازی به هیچ عنوان ثوابی نداره خودم هم فکر می کنم کارم هیچ نفعی برای خودم نداره. خواستم اگه شما بنده حقیر رو قابل بدونید از شما کسب تکلیف کنم و از این دوراهی در بیام که الان باید به کدوم مسئله بپردازم نماز جماعت یا رسوندن پذیرایی به روزه دارا؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بنده به جای جنابعالی بودم افتخار میکردم که برای روزهدارانِ عزیز آن آبجوش و نبات را تهیه کنم و با افتخار به آنها تعارف نمایم و نماز عشاء را با حوصله و فرادا بخوانم. حال، خود دانید. موفق باشید
سلام به استاد محترم: مدتی است توفیق دیدار نداشتم. به امید تجدیدشدن دیدارها شعر زیر را سرودم.
در اوج پاکیِ دل، متّهم شدن سخت است/ میان جمجمهها، جامجم شدن سخت است/ بهای رؤیت خورشید، مرگ یلدا بود/ زیاد بودن و یکباره کم شدن، سخت است/ برای من که هوادار علم فلسفهام/ وجود بودن و گاهی عدم شدن، سخت است/ حرارت دل تو، جبرئیل را سوزاند/ چقدر با دل تو هم قدم شدن، سخت است/ شریعتم که به باد است و این طریقت هم/ صمدپرستی و مستِ صنم شدن، سخت است/ نسیم آمد و خنداند و از کناری رفت/ چقدر ساکن در این حرم شدن، سخت است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به امید تجدید دیدارها.
همینطور است که سرودهاید. خدا را شکر انسان انگشتنما نمیشود و از آن طرف در وسعت خود به عنوان جام جم خود را تجربه میکند. خدا را شکر که خورشید بدون مرگ یلدا ظهور نمیکند وگرنه مخلوط تاریکی و روشنایی مانند نگرانیهای رهبر عزیزمان است که عدهای در عین دلسوزی نسبت به انسجام جامعه بیتفاوتند. آری! زیاد بودن و یکباره کمشدن، یعنی از کثرتِ ماهیات، حضور در «وجود»، وجودی که هیچ چیز نیست و هست در بحث https://eitaa.com/soha_sima/5995 از جلالی که بسی جمال را به حاشیه میبرد و انسان در آن تنهاییِ تنها حتی گمان میکند که بیدین شده است. در حالیکه بیدینی آخرالزمان یعنی احدیتش بر صمدیتاش غلبه دارد و این همان حرارتی است که جناب جبرائیل را نیز میسوزاند و به گفتۀ شما شریعت به باد میرود و صمدیتاش در اوج بیکرانگی، دل را سخت امیدوار میکند. و این یعنی ساکنشدن بر درگاهی که «که عَنقا را بلند است آشیانه!». موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم (تعارض غرب با اسلام؛ تعارضی ذاتی!) غرب بعنوان سرآمد امروزی فرهنگ مادی گرا و منقطع از وارء عالم ماده، فرهنگ کثرت گرائیست که پیشرفت و قدرت خود را در کثراتی میبیند که او را به رفاه و قدرت بیشتری برساند. در مقابل فرهنگ اسلام، پرچم دار فرهنگ توحیدیست که پیشرفت خود را در انسجام و وحدت گرایی میبیند که در عین کثرت، وحدت قائم است. فرهنگ غرب پدیده هایی بوجود آورد که با آن همه گیریِ وحشت زا، جامعه اسلامی را نیز آلوده کرد_ که اینک جامعه اسلامی برخی از آن پدیده ها را_خواسته یا ناخواسته_ رسمیت بخشید_ از جمله ی آن پدیده ها که از دوره ای در غرب به اسم انقلاب صنعتی پیش آمد، دیجیتال و تکنولوژی در وسایل ارتباطی بود که اگر توجه به ذات آن شود، درک میشود که ذات آن به فرهنگ و روح ما معارض است و اینچنین است که آیت الله جوادی حفظه الله فرمودند که خیلی از علما حتی عهد کردند که قصه نخوانند!؛ چرا که روح و ذهن بشریت را به عالم کثرتی میبرد که ناخواسته، از آن انس معنوی که بنای جامعه توحیدی و راز خلقت_بعنوان تربیت انسان_ و رسالت بود را درهم شکست!. آری! اموری در زندگی روزمره ما عادی شده است که دشمنی ذاتی، در غالب نرم افزاری با روح و طبع بشر الهی دارد و هیچ راه حلی جز حذف آن و بازگشت به همان روحیه دوری از کثرات و شلوغی ها نیست و این مهم جز با برنانه ریزی مسئولین امر محقق نمی گردد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع نسبتی که باید با غرب داشت بسیار مفصل است. آری! از آن جهت که جنابعالی می فرمایید به عنوان فرهنگ کثرت گرایی، ما هیچ نسبتی با آن فکر و فرهنگ نداریم و روحیۀ تمامیت خواهیِ آن فکر و فرهنگ به همان معنای خودبنیادی، هیچ جایگاهی برای هیچ کس و هیچ جریانی قائل نیست. می ماند موضوع به خود آمدنِ انسان که می خواهد قرون وسطایی نباشد و به جای حضور در جهان در نسبت با انسانیت که در این مورد هم، گرفتار اومانیسم شد. عرایضی در این رابطه شده که خوب است به آن رجوع شود. موفق باشیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23508
«یا معین الضعفاء» سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: دوتا نگاه وجود دارد: یک نگاه معتقد است خودت را تزکیه و پاک کن تا نظر مبارک امام عصر «سلام الله علیه» شامل حالت بشود. یک نگاه دیگر هم هست که میگوید باید نظر مبارک اولیاء الهی به قلبت بیفتد تا پاک و مطهر شوی. چون ایشان مبدأ و منشأ طهارت کل هستی هستند. نظر مبارک استاد را در این موضوع تقاضامندم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو نظر یکی می باشد. آری! هر اندازه که جان انسان از طریق معارف الهی و اعمال شرعی در صفا و طهارت قرار گیرد، به نوعی به انس و نزدیکی با انسان کامل که عین معارف حقّه و طهارت کامله است نزدیک میشود. موفق باشید
تعاریف گوناگونی از عقل وجود دارد. تعریف صحیح از عقل چیست؟ دلیل حجیت عقل چیست؟ انواع و اقسام آن چیست؟ کدامین قسم از عقل خطا نمیکند و اشتباه ندارد؟ ابزارهای شناخت صحیح و کامل از مسائل گوناگون چه چیزهایی هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. در جمعبندی میتوان گفت عقل، آن استعداد فطری و خداوندی می باشد که از یک طرف متوجۀ واقعیات عالم است در مقابل توهمات، و از طرف دیگر متوجۀ عبودیت ذاتی انسان است در مسیر «ما عبد بها الرّحمن»، بقیۀ عقلها در نسبت با موضوع خاص مطرح است مانند عقل ریاضی یا عقل تکنیکی. موفق باشید
سلام: من تقريبا چند ساله كه دارم هر كارى ميكنم تا بتونم اون آدمى باشم كه خدا ازش راضيه از خوندن كتابهاى معنوى و فيلم و سخنرانى گرفته تا درخواست از ائمه و امام رضا (ع) ولى انگار بى فايدست اصلا جواب نميده البته بى اهميتى خودمم هست نميدونم چرا بعضى وقتا راضى بودن خدا خيلى خيلى برام مهمه و بعضى وقتام انگار اصلا خدا رو نميشناسم. يه روز موئمنم يه روز اصن رفتارا و كارام برام هيج اهميتى نداره. مثلا سر چيزاى كوچيك با مامانم بحث ميكنم و باهاشون بد صحبت ميكنم حجابم برام مهم نيست نمازام قضا ميشه آهنگاى بد گوش ميكنم و... خسته شدم ديگه از اينكه نميدونم با خودم چند چندم ولى خيلى خيلى دوست دارم اون آدمى باشم كه حتى وقتى اب هم ميخوره به اين فكر ميكنه كه خدا ازاين كارش راضيه يا نه ولى نميتونم اينطورى باشم انگار خيلى سخته. بعضى شبا دوس دارم تا صبح نماز بخونم و بعضى وقتا هم حتى نمازاى واجبم قضا ميشه. نميدونم منظورم رو درست متوجه شدين يا نه لطفا بهم بگين براى اينكه به يه اعتقاد قلبى برسم كه حتى اگه جونمم وسط باشه ازش نگذرم و هر كارى براش بکنم بايد چيكار كرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید به خودتان در زندگی برنامه بدهید و تا آنجا که ممکن است طبق آن برنامه عمل کنید و در دادنِ برنامه به خودتان سختگیری نکنید. از جمله نکاتی که برای آن برنامه ریزی کنید دنبال کردن شرح دعای مکارم الاخلاق حضرت سجاد «علیه السلام» است که روی سایت هست https://lobolmizan.ir/sound/646?mark=%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85 . موفق باشید
سلام علیکم: عزاداری های شما قبول. حاج آقا بنده مادر یک پسر نوجوان هستم ایشون قبل و بعد تکلیف خیلی به مسائل شرعی من جمله نماز و... مقید بود ولی الان چند ماهی میشه تقیدی به نماز نداره، در مورد مسائل اعتقادی و سیاسی هم نظراتش متفاوت شده ما تقریبا تمام اصول تربیتی رو تا جایی که از دستمون براومده در مورد ایشون رعایت کردیم و این چند ماهه اندازه چند قرن برای ما گذشته. از بس که تلخ و باورناپذیر بوده. پیشنهاد حضرتعالی برای شرایط ما چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این عزیزان نیاز دارند تا جوابهای سؤالاتشان با ادبیات و عمق بیشتر از آنچه که تا دیروز با آنها در میان میگذاشتیم؛ جواب داده شود. بیحساب نبود که آن رهبر شهید بصیر در ۱۴۰۲/۰۴/۲۱ https://khl.ink/f/53333 فرمودند: « ... آن نقطهای را که من امروز انتخاب کردهام تا روی آن صحبت کنیم، مسئلهی تبلیغ است. واقعاً با اطّلاعاتی که به من میرسد از جهات مختلف، نسبت به تبلیغ نگرانم! بله، همهی این فعّالیّت هایی که ذکر شده، بیان شده، گزارش شده، واقعی است، درست است، میدانیم؛ در عین حال نیاز ما بیش از اینها است! اینقدر ظرفیّت تبلیغ در این کشور انبوه و متراکم و گسترده است که اگر ما چندین برابر آن مقداری هم که کار میکنیم، کار کنیم، به نظرم این ظرفیّت پُر نمیشود. هم به تبلیغ احتیاج داریم، هم به موعظه احتیاج داریم، هم به تحقیق احتیاج داریم؛ اگر تبلیغ ما متّکی به تحقیق نباشد، خنثی و ابتر خواهد شد. حالا من یک مطلبی را در پایان عرایضم عرض میکنم. لذا امروز من چند مطلب دربارهی تبلیغ را آماده کردهام که به شما عزیزان عرض میکنم...». در همین رابطه حدود ۱۷ سال پیش بحث «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» عرض شد و هنوز هم امیدواریم که با تشخیص دقیق سؤالات جوانانمان، اعتراضات آنها را نردبانی برای صعود هرچه بیشترشان بگردانیم، مشروط بر آنکه جوانانمان را درک کنیم. موفق باشید
