بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
42213
متن پرسش

۱_آیا بعد از غیبت امام زمان ، دوره‌ای بوده که مردمش مثل الان و یا بهتر ، عده‌ای پای کار دین باشند ؟ منظورم از این لحاظ است که اینکه به این مردم که ۱۸۰ شب تو میدون هستند میگن ملت برگزیده برای ظهور امام زمان ، قبلا هم نمونه ای بوده؟ اگر بوده دلیل عدم ظهور چی بوده ؟ ۲_قطعاً نباید به یه پرچم گردونی اکتفا کنیم و امیدوار به ظهور باشیم. تازه اونی که من دارم می‌بینم ،کم هستند کسانی که به نیت کمک به ظهور امام زمان بیان و متاسفانه در خیلی از مسائل اولیه دینی هم مشکل دارند از طرفی با توجه به وجود زیاد عبدالصالحین دارای کرامات و اسم اعظم‌، و نیز رجعت خیلی از افراد، قطعاً توی بحث فرمانده و نیروهای اصلی امام زمان مشکلی ندارند بحث نیروهای عادی است مثل من که می‌خوام بدونم از لحاظ اعتقادی و خودسازی و بعدش تاثیر بر دیگران جهت جذب و در عین حال شناسایی امام زمان و شیعه و مقاومت به دنیا در چه حدی باید باشیم این دو سوال را توضیح بدید ممنون میشم

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت، حکایت عجیبی است. در این‌که مثل روز روشن است که ما به یک معنا به ظهور نزدیک شده‌ایم و باید این شرایط را پاس بداریم و شکر کنیم؛ ولی البته که حفظ آن مانند حفظ هر عطای الهی نیاز به توجه خاص دارد. محال است که این حضور خیابانی با اراده و تحلیل خود مردم شکل گرفته باشد و چقدر خوب است خود مردم متوجۀ چنین عنایتی باشند. و کافی است همین حضور را بدون هر حاشیه‌ای درک کنند اگر در آن حدّ است که هر شب در مدتی محدود با پرچم‌های افراشته در میادین حاضر شوند و بدون هیچ سخن و هیچ مجلسی به خانه‌ها برگردند؛ همین حکایت از آن دارد که این مردم در جمع اراده‌مندِ خود متوجۀ امری هستند که با شهادت آقای شهید ایران و تجاوز دشمنان حقیقت پیش آمده است. آری! آمده‌اند تا روشن کنند متوجۀ چنین امری هستند در مقابل انبوه مردمان سرگردانی که متوجۀ چنین امر مهمی نمی‌باشند و این یعنی «...كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» چه اندازه بزرگ و پیروز و توانا هستند آن مجموعۀ کم و با اراده‌های بزرگ در مقابل مجموعه‌های کثیر با اراده‌های پراکنده. و معلوم است که خداوند با آنانی است که می‌دانند ذیل ارادۀ الهی در صحنه هستند و خداوند با جان چنین انسان‌هایی که با شکیبایی و پایداری در تاریخ خود حاضرند، یگانگی دارد. موفق باشید      

42209

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: من در این سنی که تازه واردش شدم حس می‌کنم بعضی از رذیله ها داره سراغم میاد مثلا حب قدرت و منصب را به شدت حس می‌کنم از طرفی زندگی مشترک و پول در آوردن که این روزها براش تلاش می‌کنم حس می‌کنم از طرفی نگران رزق هستم از طرفی پولی که در میارم خرج کردنش سخته واسم. چه کنم استاد مثل دوران کودکی که بعضی معاصی بد بود اما حالا برایم عادی شده این موارد عادی نشود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این موارد ذیل معارف الهی و تدبّر در قرآن از طریق سوره‌هایی که در سایت مطابق با نگاه المیزان مطالبی مطرح شده، در حدّ ممکن وقت بگذارید. مانند سوره‌های زمر و روم و کهف. و از حضور در مسجد جهت نمازهای یومیه غفلت نشود. ان شاءالله با برکت در زندگی در ایمان ارزشمندی رشد خواهید کرد. موفق باشید

42199

 معجزۀ نمازبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام: در مورد این جمله آیت الله قاضی (ره) که فرموده‌اند: «هرکس نمازش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد، مرا لعن کند» لطفاً توضیح دهید که متظور ایشان چیست؟ از فواید و فضایل و برکات نماز مطابق فرمایشات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) به قدر فهم آگاه هستیم، منتها این فرمایش آقای قاضی را مشخصاً توضیح بفرمایید که منظور ایشان چیست؟ متشکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همان‌طور است آن‌گاه که انسان خداوند را به عنوان معبودی بیابد که دل را تماماً به او سپرده است و در راستای همین دلدادگی به او، نماز را، آری! نماز را که به عنوان عمود دین پیامبر خدا «صلوات الله‌علیه‌وآله» در مورد آن فرمودند: «أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ اَلْعَبْدُ اَلصَّلاَةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِوَاهَا» اولین چیزی که در نسبت با بنده به محاسبه می‌نشیند، نماز اوست و چنانچه او در این حضور در طول زندگی حاضر بود، آری! بقیۀ تلاش‌های خوب او نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد. زیرا هر حرکت خوبی اگر ذیل توحیدی نباشد که ما در نماز یافته‌ایم، جای و جایگاهی ندارد. مهم آن است که با نگاهی که عرض شد در نماز وارد شویم و معجزۀ آن را که اُنس بی‌نهایت کوچک‌ها با بی‌نهایت بزرگی‌ها است، احساس کنیم. موفق باشید      

42156

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

۱. با سلام: استاد یه جایی خوندم یه آفت کسانی که دنبال دین هستن و مباحث دینی را دنبال میکنن اینه ممکنه فرد دینش را وسیله معاشش کنه. استاد بنده اینو نمی‌فهمم یعنی چه شکلی، این آفت برای طلبه ها هم ممکنه باشه، ۲. استاد برای شناخت نفس به طوری که قوای اون را بتونم با متعلقاتش بفهمم به کجا مراجعه کنم؟ کتاب معرفت نفس و مباحث نفس از شما را خوندم چیزی پیدا نکردم، بنده پیدا نکردم یا اینی که من میخوام اونطور نیست؟، استاد فرق حیا با کمرویی چیه؟ بنده تو تفاوت این صفات هم خیلی مشکل دارم از کجا پیدا کنم پاسخم را، ۳. استاد یه مطلب دیگه در زمینه طب یادمه یه بار سخنرانی های استاد صمدی بود گوش می‌دادم یا استاد حسن زاده شنید ایشان یعنی استاد حسن زاده تو زمینه طب یه سری پزشکان از کشورهای مختلف میومدن پای درس ایشون و کتابهایی هم نوشتن بنده دسترسی مستقیم به شاگردان استاد ندارم ولی چون رشته دبیرستانم تجربی بوده نمیدونم چرا حس می‌‌کنم استاد یه اشرافی رو رشته من داشتن با اینکه من اصفهان بودم اشراف ایشون را حس می‌کردم، خیلی دلم میخواد با مباحث طبی ایشون اشناشم ولی چیزی پیدا نکردم از طرفی اگر پزشکانی مطالبی چاپ کردن بهترنیست اگر خارج از کشورهستن مطالب به داخل جهت داده بشه، ۴. استاد گرامی چند سال پیش با مرکز پژوهشهای علوم اسلامی رضوی در مشهد مقدس اشنا شدم کتابهایی که از این پژوهشگاه بیرون میاد بسیار موضوعی کاربردی خلاصه و مفید هست، به ذهنم رسید این مطلب را براتون بنویسم اگر می‌توانید و نیرو دارید این ایده بنده را اجرا کنید به نظر بنده اگر تمامی دانشگاها یا یه شعبه از این مرکز در دانشگاهشون داشته باشن یا به طور مستقل یه شعبه شبیه این با همین کیفیت داشته باشن عالیه اونوقت تغذیه دانشگاه درست میشه و بقیه رشته ها حرکت پیدا می‌کنه و از رکود بیرون میاد اگه یه مرکز پژوهشهای قرانی هم کنارش باشه که عالی تر و اونوقت مسایل دانشگاه به صورت موضوعی داده بشه تا علوم انسانی حل کنه و بعد وارد خود دانشگاهها کنه بنده خودم دچار رخوت شده بودم واقعا کتابهای کوچیک و مختصر و مفید این پژوهشگاه ذهنم رو سازماندهی عالی کرد، بنده با مراکز علوم اسلامی تقریبا اشنام ولی نمیدونم شاید مال برکت امام رضاست و یا اینکه ناخوداگاه ذهنم که مطالبشون رو میخونه متوجه امام میشه اینطوری با برکت هست مطالب. تشکر از شما استادعزیزم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده این جمله، جملۀ ناقصی باید باشد معنیِ چندانی از آن نیافتم. ۲. در این مورد خوب است به مباحث «معرفت نفس» آیت الله حسن زاده رجوع فرمایید. ۳. حیاء، نوعی ادب عقل است و کم‌رویی یک نوع ضعف است و آنجایی که باید سخن بگوید و کاری بکند، بر خلاف عقل آن سخن را اظهار نمی‌کند و آن عمل را انجام نمی‌دهد. ۴. چیزی در این مورد نمی‌دانم. ۴. این دیگر، کارِ شما جوانان فعّال و اندیشمند می‌باشد. موفق باشید

42119

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: علت و درمان اینکه در بعضی از کشورها افراد خود را به شکل حیوانات در می آورند چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان‌ها در مسیر انسانیت آن‌طور که باید و شاید قرار نگیرند و نظام فکری و فرهنگی جایگاه انسانیت را به عنوان حضوری متعالی به وسعت ارض تا عرش برای او به میان نیاورد؛ معلوم است که به چنین کارهایی و بدتر از این کارها دست می‌زند. باید به غفلت‌هایی که آن فرهنگ‌ها نسبت به انسان دارند فکر کرد. موفق باشید

42102
متن پرسش

عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: تابستان سال ۴۰۱ بعد از گذشت دوران سختی از زندگی، امام حسین طلبیدند و موفق به زیارتشون شدم. ازشون خواستم بهم آرامش بدن. چند ماه بعد، با مباحث معرفت نفس آشنا شدم و ده نکته و برهان صدیقین و بعضی کتب شما را مطالعه کردم و صوت ها رو گوش دادم. اواخر سال ۴۰۱ چنان آرامشی درونی پیدا کردم که مثال زدنی نبود. درک و ارتباط متفاوتی با خدا پیدا کرده بودم. از نماز و مستحبات لذت می‌بردم. دیدن فیلم های تو خالی و کم مفهوم رو وقت کشی می‌دونستم. فیلم ها و کلیپ هایی که با دیدنشون غم دنیا رو فراموش می‌کردم برام بی معنی شده بود، چون غم دنیایی برام مفهومی نداشت و فقط یکی از مراحل گذران زندگی تلقی می شد. یاد گرفته بودم ستون زندگیم نماز هست. تمام برنامه ریزی هام بر اساس ساعت های نماز بود و هست. برای رسیدن وقت اذان لحظه شماری می‌کردم. برای رسیدن اربعین و برای رسیدن نیمه ی شعبان و پیاده روی نجف تا کربلا لحظه شماری و برنامه ریزی می‌کردم. هر هفته دوبار زیارت آقام امام رضا می‌رفتم و هر بار ذکر لبم درخواست کربلا و قم بود. خلاصه با اولیای خدا عشق بازی می‌کردم و تمام تلاشم رو داشتم به چشم خدا بیام و تا جایی که برام مشقت نباشه نوافل و سایر مستحبات رو با عشق انجام می‌دادم. همه چیم خدا و کسب رضایت خدا بود. فقط دو مشکل داشتم که از خدا راهی برای رفع اون ها طلب می کردم: یکی نماز شب بود، که قبل از سال ۴۰۰ میتونستم بیدار شم و بخونم ولی از سال ۴۰۰ توفیقش نصیبم نمی‌شد و علتش رو نمیتونستم پیدا کنم، دیگری محبت قلبی به مادرم بود. دوستشان دارم ولی متاسفانه، نه با تمام وجود، به خاطر بعضی رفتارهایشان مثل وسواس فکری و رفتاری مدام با ایشون درگیر میشم و اینکه صبر و تحمل کنار اومدن با رفتارهای ولیم رو ندارم عذاب می‌کشم و از خدا میخوام بهم قدرت تحمل بده. تا اینکه نیمه ی شعبان ۱۴۰۴، برای بار ششم به دیدار مولام امام علی و امام حسین و آقام ابوالفضل و بقیه ی امام زاده ها رفتم و از همه شون عیدی خواستم. گفتم هر چی خودتون میخواین، من برا تولد مولام امام زمان عیدی به انتخاب خودتون میخوام. چیزی که میخواین بهم بدین متوجه بشم این همون عیدی هست. شک ندارم هیچکی از در خونه ی صاحب کرم دست خالی برنمیگرده. اسفند ماه جنگ شد وظیفه م دونستم تو خونه نباشم. هر جا دستور رسید برین مسجد حاضر شدم. بعد هم با دوستم به یکی از مساجد غیر فعال رفتیم و اونجا رو فعال کردیم و کنار یکی از چهارراه های همون منطقه نمایشگاه زدیم و چهارراه رو شلوغ کردیم. تا اردیبهشت صبح تا شب فعالیت می‌کردیم. با وجود سختی جسمی، به لحاظ روحی لذت می‌بردیم و همه چیز خوب بود. اواخر اردیبهشت کم کم احساس ناتوانی برای ایستادن گناه اذیتم می‌کرد. تلاش می‌کردم با گناه غیبت، اشد من الزنا هست، مقابله کنم اما به خاطر اینکه حرمت بزرگترم را نمی‌توانستم بشکنم چیزی نمی‌گفتم. منتظر فرصتی بودم تا بساط این غیبت ها را جمع کنم. طوری که نه باعث ناراحتی بشه، نه طرف مقابل به خاطر خرد شدن مقابل من بایستد. فعالیت در چهارراه، باعث می‌شد با آقایان ارتباط بگیریم و این هم برایم احساس گناه ایجاد می‌کرد. این دو گناه عذابم می‌داد. برای آزمون ارشد ثبت نام کرده بودم استرس درس خواندن هم به من غلبه کرده بود. استخاره گرفتم که فعالیت را رها کنم و برای درس خواندن خانه نشین شوم خوب آمد. به خانه آمدم و پیامکی حرف دلم را به همنشینم که انصافا آدم خوبی بود گفتم. گفتم که این غیبت ها خیلی آزارم داد. تشکر کرد و گفت دعا کن من هم از این به بعد روی غیبت حساس باشم. از همان اواخر اردیبهشت دیگر انگار آن فرد سابق نبودم. دیگر به عشق اذان و خواندن نماز به انتظار نمی نشینم. آهسته و با آرامش نماز خواندن برایم لذت بخش نیست. عجله دارم ولی نمی‌دانم برای چه کاری بالاتر از نماز! سجده می‌کنم ولی خدا را نمی‌بینم‌. نماز اول وقت می‌خوانم اما ذهنم همه جا درگیر است. امسال برای کربلا اشتیاق نداشتم. ضعف جسمی وجودم را گرفته و مدام مریض احوال هستم. گفتم دوباره از اول شروع کنم. صوت ده نکته را گذاشتم تا شاید تلنگر دوباره ای باشد. گویا سرسخت شده ام و راه های ورودی را ناخواسته به روی قلبم بسته ام. هر روز صبح ذکر استغفار و تهلیل و توحید و صلوات را داشتم، دیگر رقبت شدید به خواندن آن ها ندارم. سعی می‌کنم روزی یک صفحه قرآن بخوانم ولی انگار عجله دارم تمام شود. امروز فکر می‌کردم هدیه ای که طلب کرده بودم این بوده اما نمی‌دانم برای استفاده از این هدیه کدام در را باز کنم؟ چگونه از ابتدا شروع کنم تا دوباره نگاه بی حد و مرز خدا قوی تر از قبل نصیبم شود؟ دیشب به علت بیماری ناگهانی که به سراغم آمده بود و علتش را نمی‌دانم، سرگیجه داشتم، برای آرامش به فیلم های طنز مهران مدیری رو آوردم. چیزی که از سال ۴۰۱ تا الان به نظرم کار بیهوده ای بود. امروز به خودم آمدم که دوباره به روزهای آشوب درونی و آرامش های لحظه ای قبل سال ۴۰۱ خودم برگشتم. این برگشتِ رو به عقب برایم عذاب آور است. لطفا راهنمایی کنید مثل خسران زدگان زندگی نکنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولیای الهی که خود، صاحبان قلب هستند فرموده‌اند «انّ للقلوب اقبالٌ و ادبارٌ» قلب‌ها را گاهی شوق رجوع به حضرت محبوب است و گاهی در پیش خود متوقف می‌باشند و این‌جا است که در هنگام اقبال قلب حتی انسان تا مستحبات و مطالعات معرفتی جلو می‌رود و در هنگام ادبارِ قلب، به ما فرموده‌اند به واجبات اکتفا کنیم تا در همان حالت ادبار، پخته و پخته‌تر شویم و صبر را تجربه نماییم. و جنابعالی با نظر به زمینه‌های معرفتی و قرآنی که دارید با برنامه‌ای منسجم در حدّ توان خود اگر کار را جلو ببرید تا مرزی که انسان را به صفای «قُرَّةَ اَعْیُنٍ» جلو می‌برد. کافی است در حدّ خود کار را جلو و جلوتر ببرید و با برنامه‌ای که به خود می‌دهید و با نظر به مباحث اخیر مربوط به انسان، ماورای مباحث کلامی که در جای خود ارزشمند است، نسبت دیگری با خود پیدا کنید که آن نسبتِ وجودی می‌باشد تا جمع  «جلال» و «جمال» الهی پیش آید. از این جهت مانند حضوری که قبلاً داشتید عمق بیشتری پیدا می‌شود در عین این‌که مانند قبل نیست. به این معنا که دینداریِ عرفی فقط در میان باشد و این‌جا است که جایگاه غزل مشهور جناب عطّار با ما سخن‌ها دارد که در پرسش و پاسخ شمارۀ ۳۹۷۶۵ عرایضی در این مورد شده است. https://lobolmizan.ir/quest/39765?mark=%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D8%A7%20%D8%A8%DA%86%D9%87%20%D8%A7%DB%8C  موفق باشید

42020

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی، سلام علیکم: (ظهور برزخی در امتداد ظهور زمینی) مگر نه این که الدنيا مزرعة الآخرة؟ و مگر نه این که پیامبر خاتم علم را فریضه جهانی دانسته؟ ولو با عزیمت به دور دستها؟ که فرمود: اطلبوا العلم و لو بالصین. و مگر نه این که محصول زراعت دنیا همان علمیست که زوال پذیر نیست و تا ابدیت پابرجاست و روشنی بخش راه؟ اما این زارعان!، اینان که آمده اند توشه ای برچینند...، همانا دانه شان، سخن قرآن و عترت است که هرکدام به قدر و زعم خود آنها را در دل زمین خود می‌نگارند. آیا نه چنین است که هر که زمین وجود خود را با میل و علاقه، همت و تلاش، استعداد و توان می‌گستراند و به همان قدر از دانه های سر از خاک برآورده، توشه برمی‌چیند؟ و آیا نه چنین است که هر که با هر میزان از میل و توان و همت در زمین به همانقدر در برزخ حاضر است؟ که لنگ لنگان در زمین، لنگ لنگان در برزخ اند... غرض آنکه؛ ۱. آیا به هر مقدار از اراده و همت و امید داشته باشی، در امتداد همان میزان در عوالم بعد روبه صعودی؟ ۲. با توجه به جایگاه رفیع علم دینی که در روایات متعددی به این مضمون که یک عالم به از هزار عابد است، آیا هرقدر در علوم دینی حوزهی، استعداد و توان، همت و اراده، امید و علاقه داشته باشی، نشانه از سعه ی وجودی است که نشان می‌دهد حقیقتمان چقدر است و چند مرده حلاج؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به این مژدۀ الهی بیندیشید که حضرت پروردگارمان می‌فرمایند: « ... وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُون» آن کس را که در مسیر دینداری همچنان جلو و جلوتر رود را پاداشی هست در حدّ عالی‌ترین شکل آن نحوه حضوری که او به دنبال آن بوده است. و این‌جا است که انسان با صبر و پایداری با آن عالی‌ترین‌ها روبرو می‌شود. ۲. در موضوع علوم دینی و حوزوی مهم، طریقیت است که در بستر فرهنگ حوزوی، انسان می‌تواند به عمق موضوعات انسانی و الهی برسد برعکسِ نظام جدید آموزشی که عموماً نمایی از موضوعات را با مخاطبان در میان می‌گذارد. موفق باشید‏

42003

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: بنده با کتا‌ب‌های شما آشنایی دارم فرهنگ مدرنیته و توهم، گزینش تکنولوژی و علل تزلزل تمدن غرب و ... خوندم، در مجموعه‌ای کار می‌کنم که محصول پیچیده‌ای ساخته میشه، ما از اسناد مهندسی آمریکایی و روسی استفاده می‌کنیم چه برای مهندسی و چه برای مهندسی سیستم (که به نوعی سامان‌دهی کار مهندسان و محصول است‌). اما بنده با مواجه با آثار شما و مطالعه برخی از آثار ملاصدرا و کتب امام به مدد جمعی از دوستان متوجه شدم که در انقلاب اسلامی نمی‌توان با تکیه بر دستورالعمل‌های غربی سامان‌دهی محصولی پیچیده را انجام داد و باید طرحی نو درانداخت. بنده همچنین با توجه به نگاه شما به آثار هایدگر طالب بهره‌بردن از ایشان هم هستم مقاله پرسش از تکنولوژی هایدگر را با این طلب خواندم که اصلا تکنولوژی چیست؟ چگونه می‌توان از آن بهره برد اما ذیل آن قرار نگرفت و به نظرم آمد وقتی محصولی بسیار پیچیده است باید از اصل تکنولوژی پرسش کرد. کتاب هستی و زمان ایشان را تهیه کردم اما متوجه آن نمی‌شوم. می‌خواهم در عالَم انقلاب اسلامی این مساله حل شود نه بیرون از تاریخ و در فضای توسعه‌نیافتگی و امید پوچ به غرب. شعار امام خمینی که می‌فرمایند نه شرقی و نه غربی چگونه در مهندسی ساری و جاری شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : خدا قوت و آفرین به این همت. همین روحیه را اگر ادامه دهید و از آن کوتاه نیایید خود به خود راهی در مقابل تان گشوده می‌شود که می‌توانید در فضای عقل تکنیکی گرفتار گشتلی که جناب هایدگر از آن سخن می‌گوید نشوید. در این رابطه کتاب عقل تکنیکی همراه با مباحث صوتی آن ، به اضافه ۱۵ نکته در موضوع عقل تکنیکی و عرایضی که در این مورد شده ان شاالله می‌تواند راهگشا باشد. و پس از آن جناب استاد امیرنجات بخش در مرکز سها نکاتی در رابطه با اقتصاد مقاومتی مطرح فرموده‌اند که راهگشا می‌باشد. موفق باشد

41949
متن پرسش

"....أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اَلْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ اَلْجَنَّةِ فَتَحَهُ اَللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ : پس از ستايش پروردگار، جهاد در راه خدا، درى از درهاى بهشت است، كه خدا آن را به روى دوستان مخصوص خود گشوده است..." قسمتی از خطبه ۲۷ نهج‌البلاغه با نظر به شهدا خصوصا حاج قاسم عزیز و آن رهایی و نسبت‌هایی که برایش پیش آمد و سیره خود امام شهیدمان، ان‌شاءالله اشاراتی پیش بیاید و قلب‌مان متذکر شود. کتاب "قاسم" نوشته مرتضی سرهنگی را که میخواندم، از این همه گویا بدون مانع بودن و سختی بودن راهی که حاج قاسم میرفت در حیرت بودم و اشک بی‌تابی می‌ریختم و البته منظورم از سختی، راحتی جان و وسعت وجود و روح آماده پرواز اوست و اینکه در تصمیم گیری و انتخاب‌ها دچار سختی نمیشود و چقدر کارها انگار در زمان و موقع خودش انجام میشود و نسبت‌ها و ارتباط‌ آدم‌ها و کارها به راحتی پیش می‌آمد. این‌ همه کار و مسئولیت و این راهی که پیش آمده برای ایشان و دیگران، استعدادها و ویژگی‌های شخصی و شخصیتی و فردی اینهاست، و یا اقتضای راه توحید است بدین معنا که غم دلدار خواب و خوراک را از اینها می‌گیرد؟ این پرسش به نظرم خیلی حساس است. شاید نقطه‌ای است که نه میشود خود شخص را نادیده گرفت و نه میتوان همه چیز را به او نسبت داد. بگذارید طور دیگری به مسئله نگاه کنیم. در ابتدا قسمتی از خطبه ۲۷ را آوردم. باب جهاد تنها برای اولیاء خاص‌ او باز شده است. بنده بعد از شهادت حاج قاسم در جایی مشغول به کار شدم که ایشان مشغول بودند و نه برای شغل و نه برای مزایا و تنها به شوق او این راه را رفتم. به شوق او نه یک دلداگی ساده که با دیدن برخی ناملایمات و شرایط بد و بروکراسی‌های اداری بخواهد از دست برود. منتها حاج قاسم هم دور از این شرایط نبود که آدم‌ها را گرفتار شغل و مزایا و دنیادوستی و کار نکردن، ندیده باشد و آخرین سخنرانی‌اش با سپاه موید این قصه است. اما او خود را در کدام نقطه نگه می‌داشته است؟ حال پرسش بنده اینجاست: خُب به آدم‌ها و به شرایط نگاه می‌کنم. به خصوص به خودم و این احوالاتِ به زبان شما بی‌تاریخی و نیست‌انگاری خویش می‌نگرم. به این ناهم‌زبانی و حتی بد زبانی‌ای که بین خود با خویشتن و با دیگران میبینم. نمی‌دانم، شاید بنده تیره و تار میبینم، ولی آخر که باید فکر کرد. حال این احوال را چطور دریابیم_احوالِ جهادِ بی‌وقفه و طلب شهادت. و چطور آدم‌ها_ که هر کدام ایده‌ای دارند و راه حل را چیزی می‌دانند و مابقی را بدان دعوت می‌کنند_ آری چطور آدم‌ها مثل حاج قاسم و حاج احمد از همه چیز گذشته‌اند و اینطور قربون همدیگر می‌روند. می‌دانم. بله می‌دانم که در وجود و نگاه وجودی و توحیدی است که این نسبت پیش می‌آید و لذتش را در جانم که نه ولی در ذهنم چشیده‌ام. اما چطور در این وضع بی‌نسبتی می‌توان دوام آورد؟ از اینکه باید انتظارگونه و آماده‌گرانه این راه رفت_ مجسمه این احوال حاج قاسم و سیدالشهدای‌مان است_ شکی نیست و به خوبی صحبت‌های اخیرتان از بعد از جنگ که درک سیاست عین دیانت و دیانت عین سیاست را که به نظرم بعد جنگ خیلی روشن‌تر درک میشود را متوجه هستم. و از طرفی دوره‌ی تصمیم گیری و تقسیم کارهایی که به دور از جان‌ انسان‌ها باشد نیز گذشته است، منتها بنده کمی وضعیت را در این مورد که عرض کردم بحرانی میبینم. حال پرسش اصلی‌ام که در بین حرف‌ها شاید پیدا باشد را باز میپرسم: در این شرایطی که خود و از بیرون از خود مطرح کردم چگونه فکر کنیم و چطور راه برایمان باز میشود؟ چطور شب و روز برایمان از بی‌معنایی در می‌آید و لحظه به لحظه در جانمان استقرار در مغز عالم را حس خواهیم کرد؟ چطور آدم‌ها در پیوندی از جنس پیوند اصحاب عاشورایی سیدالشهدا و اصحاب عاشورایی امام خمینی قرار می‌گیرند و قربون همدیگر میروند؟ دیگر این تجربه اینگونه کنار هم بودن‌ و اینقدر چون آینه همدیگر را یافتن را میتوان یافت؟ بنده خیلی این را سخت برای خویش می‌یابم. در صحبت کردن با رفقایم خود و هر کداممان را در توهمی یا در منفعتی یا خیلی خوبش در هم‌زبان نبودن با هم‌دیگر یافتم. و این ناهمزبانی بعد از قضایای یک سال اخیر یا شدیدتر شده یا همان است که وخامتش به بیشتر به چشم می‌آید‌. اینکه مشکل چشم تیره و تار بین بنده است و چشم دیگری میخوام و یا شرایط و نسبت آدم‌ها تیره و تار است_که البته بی ربط به هم نیستند_ را نمیدانم ولی آخر باید به این مسئله فکر کرد. شاید راه جهاد و شهادت از این تفکر پیدا بشود. یاعلی مدد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و صد آری! آن‌گاه که شرایط به زیباترین حالت، شرایطِ مقابله با دشمنان خدا و دشمنان انسانیت است و خداوند  با لطف خود راهی را برای این مقابله به نام «جهاد» گشوده است؛ چه حضوری و چه حیاتی در انسان طلوع می‌کند! و البته هرکس را در این میدان راه نمی‌دهند تا به بهانۀ «جهاد»، دشمن‌سازی بکند و با دشمنان خیالی خود درگیر شود. این‌جا است که مولای‌مان تأکید دارند آن جهاد دروازه‌ای می‌باشد که خداوند در مقابل اولیای خاص خودش می‌گشاید. مانند دروازه‌ای که مقابل حضرت روح الله«رضوان‌الله تعالی‌علیه» و قائد شهید عظیم ما گشود، به جای آن‌که مانند بعضی‌ها با همه درگیر می‌شوند به جز با دشمنان خدا. به هر حال قصۀ بی‌معنایی را باید در همین جاها جستجو کرد وقتی به نحوی دشمنان خدا فراموش شوند و جنگ و جهاد با دشمنان خدا به حاشیه رود. حال جنگ نظامی باشد و یا جنگ فرهنگی، خدا می‌داند اگر در کنار همدیگر در این مبارزه قرار بگیریم، آنچنان در یگانگی نسبت به همدیگر حاضر می‌شویم که شهید آوینیِ عزیز به آستین خالی حاج حسین خرازی عزیز دل می‌بست تا همۀ زندگی را بیابد. اگر جناب ملک‌الشعرای بهار فرمود: «زندگی جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو /  نیست هنگام تامل بی‌درنگ آماده شو» منظور آن است که هیچ لحظه از زندگی بدون جهاد نباشد؛ یا جهاد با نفس و یا جهاد با خصم. و عجیب است که این دو در مولای‌مان جمع شد تا او را مولای متقیان نامیدند. موفق باشید            

41925

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

ما وظیفه خودمان را انجام می‌دهیم او هم وظیفه خودش را خیلی ها نگرانند. چون شروط ما نقض شده است نگرانند که نکند مسئولین واکنش لازم را نشان ندهند این نگرانی ها طبیعی و نشانه حساسیت مردم است. اما بدانید ورود به موضوعی در این سطح یا خروج از یک توافق و تفاهم نامه بین المللی یک تصمیم کوچک و روزمره نیست که با اولین نشانه اختلاف یا اولین نقض احتمالی همان لحظه همه چیز را تمام کنیم. گاهی فقط حق داشتن کافی نیست باید بتوانی حقانیت خودت را هم برای افکار عمومی که هنوز سوال دارند اثبات کنی. گاهی لازم است آن قدر سند و مدرک جمع بشود که هیچکس نتواند در باره بدعهدی دشمن تردید کند. گاهی لازم است طرف مقابل آن قدر در نقض تعهدات پیش برود که حتی نزدیک ترین حامیانش هم نتوانند از او دفاع کنند. گاهی ما از همه محاسبات امنیتی و نظامی و سیاسی خبر نداریم. نمی‌دانیم چه زمان بندی هایی در حال بررسی است. چه ملاحظاتی در میدان وجود دارد و چه اقداماتی در پشت صحنه در حال انجام است. خیلی وقت ها مسئولان مجبورند ده ها متغیر را همزمان مدیریت کنند. برای همین نباید هر سکوتی را به معنای بی عملی و هر صبری را به معنای ناتوانی تعبیر کرد. بارها اتفاق افتاده که عده ای از روی ظاهر ماجرا قضاوت کرده اند بعد از مدتی معلوم شده که داستان بسیار پیچیده تر از چیزی بوده که تصور می‌کردند. پس نگران نباشید مطالبه گر باشید اما مضطرب و نا امید خیر. وظیفه ما حفظ روحیه وحدت و خیابان است. بقیه اش را به خدا می‌سپاریم ما وظیفه خود را انجام می‌دهیم و رهبر انقلاب وظیفه خود را.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. حقیقتاً باید با همۀ حیله‌گری‌های دشمن نگران نبود به حکم: «إن‌ الله یدافع عن الذین آمنوا» خداوند خودش مدافع آن‌هایی است که ایمان به خداوند دارند. و تا حال نیز چنین بوده. ولی آری! باید مطالبه‌گر بود به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند: « ما یعنی شما ملّت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود. امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود» موفق باشید

41914
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و رضوانه و ریحانه مائیم وجهانی پیش رو در انتظارما! یا فتاح در طلیعه ظهور ولایت سید مجتبی خامنه ای«حفظه الله»، ما شاهد حضور درکرانۀ معناهایی از زندگی شدیم که تا دیروز از آن غافل بودیم، ما با او وارد مرحله جدیدی از انسان سیاسی الهی شدیم، انسانی برانگیخته برای ساخت جهان های از دست رفته! استعدادهایی که با شروع این جنگ به فعلیت رسیدند آنهم نه در ساحت فردی بلکه در یک ساحت و فعلیت اجتماعی، جهانی در میان ویرانه های عالم تکنیک و مدرنیته، برای خلق انسان جدید انتظار می کشید و این با شهادت سید علی گشوده شد. ما در لبۀ خلق معناهایی متعالی از حماسه و خون و فتح به تاریخی هستیم که مناسباتش را تا امروز بر صورت پول وثروت و شهوت و قدرت بنا کرده بود. این دستاوردی است که نیازمند روایت و حفظ است. وقتی معنا از جامعه ای رخت بر می بندد، پوچی تاروپود زندگی آدمی را در می نوردد و اینگونه است که تاریخ، تاریخ فرار می شود! فرار از خود و سرکردن با انواع بیخودی ها برای گذران زندگی سرد و بی روح، و تاریخ در فروبستگی درجا می زند! اینک، بار دیگر رایحۀ معنا و فطرت و معنویتی از دست رفته از جانب شرق جغرافیای تاریخ به مشام غرب زدۀ بشر وزیده است و نوید و عطر دیگری را با خود دارد. زندگی بدون ننگ و عار و تعفن زدۀ ابزوردیسم، دستی از دل تاریخ بلند شده است و به سوی آدمیت کشیده شده تا او را از غربت غربی دوران در طلوع افقی نو و امتدادی سرخ از خون انسان های پاک در عالمی سراسر معنا و شور و حماسه بکشاند. عزیزان، اگر در پی انتقام خون شهید سید علی می‌گردید، انتقام خون این شهید خلق حماسۀ معنایی از انسان است که مناسبات عالم مدرن سالیانی است با فریب و شهوت و قدرت آن را از پیش روی انسان ها با خلق نظام سرمایه داری و مناسبات ساختار لیبرال وگم شدن معنویت در بستر سکولاریسم پنهان کرده است و الان این سرمایه عظیم(خون جوشیدۀ سید علی) در اختیار تاریخ ماست تا با روایت حماسۀ این خون بنیان و روح اومانیسم و نظام تکنیکی یزید دوران را ویران کنیم! امّا کو زینبی؟ کو زین العابدینی؟؟ اگر گرفتار نزاع هایی شدید که اساسا نزاعی خارج از فهم این تاریخ بود شما نتوانستید حامل پیام آن حماسه باشید و نتوانستید بر قلۀ فتح آن تشت رسوایی بنی امیه دوران را بر ملا بکنید و مگر جز این است که یکی از مطهرات نجاست های تاریخی در طول سالیان متمادی خصوصا از حادثۀ کربلا به بعد «خون» است، خون شهید کاخ کفر را ویران می‌کند. یک جهان خون خواه او خواهند شد اگر روایت این خون افقی که آنها هم سالیانی است در انتظار آن هستند را پیش چشم شان نشان دهد. اگر این خون، هبه ای است الهی که خداوند آن را به امت محمدی ارزانی داشت تا موجبات رسوایی تاریخ یزیدی را بر ملاکنیم، جفاست اگر گرفتار نزاع های بی مایه و سیاسی شویم. رفقا، خونخواه امام شهیدمان خداست و این خون مطهر ظهور اراده ای است که تاریخ دیگری را برایمان می گشاید و عجول نباشید و بمانید و ببینید و با عقل و عشق مجرا و مجلای طلوع این خونی باشید که غایت اش پایان کفر است. وقتی سخن از ارادۀ تاریخی خداوند در دل یک ملت می شود باید نقش مان را در آن اراده ذیل ولیّ آن تاریخ پیدا کنیم تا به خوبی از دل آن تاریخ گذر کنیم. امروز بیش از هر روز دیگر، ارادۀ خداوند را در آغوش ملتی احساس می‌کنیم که خودشان را در بعثت ارادۀ الهی مبعوث می‌بینند و پرچم دار مشیت تاریخی حق در عالم شده‌اند. و صد افسوس و فغان که این شور و جوشش حماسه را با تنازع برهم بزنیم!!! خدا از این ناشکری نخواهد گذشت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت کلمات جنابعالی، حکایت هر آن کسی است که متوجه شده آری! انسانی که به گفتۀ شما در عین سیاسی‌بودن، الهی باید باشد و در عین الهی‌بودن، سیاسی. و امام شهید ما همۀ این حکایت بود و چه شهادتی بود این شهادت! اگر دیروز این زینب«سلام‌الله‌علیها» است که آن شهادت را درک کرد و در جای خود عالَمی شد تا ما در صحیفۀ وجود او افقی را نظارت کنیم، که خدا می‌داند هر روز عظیم‌تر از دیروز این افق خودنمایی می‌کند و چه هنرمندانه این بانوی بزرگ متوجه شدند آن حضور، نیازمند روایت و حفظ است؛ نکته‌ای که جنابعالی در نسبت شهادت رهبر شهیدمان متذکر شدید.
گفتید اینک بار دیگر رائحۀ معنویت و فطرت از دست‌رفته به مشام غرب‌زدۀ بشر وزیدن آغاز کرده تا او را از غربتِ غربی دوران در طلوع افقی نو که حکایت حماسه و ایمان است، بکشاند، و حقیقتاً چنین است. و معنای انتقام را درست‌روایت‌کردنِ حماسۀ آن خون دانستید و حال، ملاحظه می‌کنید که از یک طرف این امام سجاد«علیه‌السلام» است که با حضوری نرم همچون حضور آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای به میان آمده و از طرف دیگر این بانوان ما می‌باشند که چگونه بعثت تاریخیِ خود را در حرکات و کلام خود تجربه می‌کنند تا آغازی باشند برای فردای‌مان. و به گفتۀ شما جهانی می‌باشند که همه خونخواه امامِ شهیدشان هستند ولی زینب‌گونه. و این‌جا است که آری! و صد آری! چه اندازه به بیراهه می‌رویم اگر مشغول دعواهای سطحی شویم به گمان این‌که هر کدام، خود را حق می‌دانیم و برادران ایمانی خود را باطل. https://eitaa.com/arshiv3133/177  آیا وقتی در دل چنین شهادتی می‌توانیم پرواز کنیم، شایسته است که هر کدام پای دیگری را پایین بکشیم؟ موفق باشید      
 

41913

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

نه به گندم ملک ری؛ آری به سویای آمریکایی حسین نصر ملت مبعوث شده‌ی ایران که نخواستند پا روی خون امام شهیدشان بگذارند و مسئولینی که تا مرز شهادت رفتند، با دشمن به تفاهم رسیدند که از گندم ملک ری نخورند و آن را از آمریکا وارد کنند، اصلا سویا وارد کنند. بالاخره شیعه بعد از هزار و چهارصد سال به پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در مناسبات خود رسیده است. رگ غیرتمان خیلی بالا نزند. اگر گاو نبودیم نیازی به واردات یونجه‌ی آمریکایی نداشتیم. وضعیت ما، وضعیت گاوبودگی تاریخی است. گاو، مواد خام مصرف می‌کند و ماده‌ی خام دیگری صادر می‌کند. متاسفانه ایران عزیز ما، همین وضعیت را دارد و تا این وضعیت داشته باشیم، نمی‌توانیم از وضعیت گاوبودگی خود رها شویم. یک کشور مصرف‌کننده‌ی خام‌فروش مونتاژکار داریم. اقتصاد ورشکسته‌ی دولتی که نمی‌تواند فراتر از وضعیت گاوبودگی، مسیر دیگری جلوی پای کشور قرار دهد. ایران با جمعیت ۹۰ میلیونی، منابع عظیم طبیعی و ژئوپلتیک بسیار ممتازش تولید ناخالص ملی آن ۵۰۰ میلیارد دلار است. اصلا همین میزان کم هم به خاطر تحریم است وگرنه اگر عربستان بودیم با صادرات روزانه ده میلیون بشکه نفت، یک تریلیون دلار تولید ناخالص ملی داشتیم اما در گوشه‌ی همین جغرافیا، اسرائیل هم وجود دارد. تولید ناخالص ملی اسرائیل سالیانه میان ۵۰۰ تا ۷۰۰ میلیارد دلار است آن هم با جمعیت ده میلیونی، بدون موقعیت ژئوپلتیک و بدون منابع زیر زمینی. صادرات ایران شامل نفت خام، فرآورده‌های نفتی، گاز طبیعی، محصولات پتروشیمی و شیمیایی، فلزات و مواد معدنی، محصولات کشاورزی سنتی نظیر پسته، زعفران، خرما، با کمی فرش دستباف است. اما اقتصاد اسرائیل، یک اقتصاد دانش‌بنیان است. بیش از ۵۰ درصد صادرات اسرائیل، صادرات محصولات هایتک است. منظور از محصولات هایتک ساخت محصولات هایتک است نه مونتاژ آن نظیر کاری که ترکیه و سایر ملل انجام می‌دهند. بعد از سیلیکون وَلِی در آمریکا؛ دومین مرکز هایتک دنیا سیلیکون وادی اسرائیل است. اسرائیل معمولاً در رتبه‌های اول یا دوم جهان از نظر درصد اختصاص بودجه تحقیق و توسعه نسبت به تولید ناخالص داخلی را دارد. به دلیل کمبود منابع طبیعی (مانند نفت و معادن بزرگ)، این کشور استراتژی خود را بر توسعه مهارت‌های تخصصی، آموزش عالی و فناوری‌های پیشرفته بنا کرده است. ارتباط بسیار نزدیکی بین مراکز تحقیقاتی دانشگاهی و بخش خصوصی صنعتی وجود دارد که باعث می‌شود ایده‌های علمی سریعاً به محصولات تجاری تبدیل شوند. از امنیت سایبری تا فناوری‌های خودران و هوش مصنوعی تا صنعت دارویی و تجهیزات پزشکی اسرائیل از قطب‌های جهان محسوب می‌شود. همچنین به خاطر اقلیم خشک فلسطین اشغالی، اسرائیل در زمینه آبیاری قطره‌ای، شیرین‌سازی آب دریا و گوشت‌های آزمایشگاهی پیشرو هستند. مهم‌تر از همه در بخش تراشه‌ها و نیمه‌رساناها به شدت کار کرده‌ اند و تمام این مسائل در صورتی است که سهم شرکت‌های دانش‌بنیان در اقتصاد ایران زیر ۵ درصد است. واقعیت تلخ‌تر درباره‌ی اقتصاد دانش‌بنیان ایران این است که بخش اعظم همین ۵ درصد را هم نمی‌توانیم دانش‌بنیان بدانیم. آن بخش دانش‌بنیان هم اغلب در حوزه‌ی نرم‌افزار حضور است تا ساخت سخت افزار. این روضه‌ی گاوبودگی ماست، ما که در انتظار یونجه‌ی آمریکایی نشسته‌ایم تا از گندم ملک ری نخوریم. دردمندانه‌تر آنکه؛ آن‌هایی که تریبون‌های آتیشن دارند و سخنرانی می‌کنند. اغلب مسئله را شخصی می‌کنند و خودشان هیچ قدمی برای اقتصاد دانش‌بنیان در این ملک برنداشته‌اند. ما هنوز قدرت فناوری را درک نکرده‌ایم هنوز در ذهن‌های پوسیده‌ی ما این جمله‌ی استعماری نوشته شده است که علم هزینه است نه قدرت، نه راه اقتصاد. هنوز دنبال فرمول جادویی برای کار نکردن و مقاومت کردن می‌گردیم. وقتی فهم‌مان از اقتصاد، اقتصاد دانش‌بنیان و تولید فناوری نباشد، کاسه‌ی گدایی گندم آمریکایی دستمان می‌گیریم تا از گندم ملک ری نخوریم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دلسوزی‌های جنابعالی و امثال شما در این شرایط تاریخی بسیار ارزشمند است و حکایت مردم مبعوث‌شده است به سوی ایران ابرقدرت در میدان جمع سیاست و دیانت، و در این راستا به یاد سخن رهبر شهیدمان باشید که فرمودند ضعف‌ها را طوری برجسته نکنید که موجب یأس افراد شود. در مورد نکاتی که در ابتدای فرمایشات خود داشتید، آقای مهدی محمدی در آخرین صحبت خود آن موارد را نفی می‌کنند. https://eitaa.com/matalebevijeh/23026  موفق باشید

41813

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه و شما استاد مهربان: از اینکه مثل همیشه صبوری می‌فرمایید و سؤالات بنده را جواب می‌دهید سپاسگزارم و اجرتون با امام عصر علیه السلام. استاد شما در یکی از سخنرانی هاتون مطلبی در مورد حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام فرمودید که ایشون لکنت زبان نداشتند و انبیای الهی نقص جسمی نداشتند. و منظور آیه مربوطه چیز دیگه ای هست که فرمودید ولی بنده اصلا یادم نمیاد چی فرمودید. میشه لطفاً یکبار دیگه توضیح بفرمایید. التماس دعا در نماز شبهایتان، یا علی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح صدری که حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» در آیۀ «ربِّ اشْرَحْ لی صَدری و یَسِّرْ لی أمری و احْلل عُقدةً مِنْ لسانی یَفقَهوا قَوْلی» از خدا تقاضا می‌کنند به معنای آن است که بتوانند به بهترین نحو، گفتار خود را به مخاطب برسانند زیرا نگران بودند با روحیۀ خود که سریعاً می‌خواستند نتیجه بگیرند، نتوانند مقصود خود را به طور کامل برسانند. و از این جهت از خداوند خواستند که برادر خود را که فصیح‌تر سخن می‌گوید با آن حضرت همراه کنند. «وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ» و برادرم هارون زبانش از من گویاتر است، پس او را همراه من بفرست که یاور و دستیارم باشد تا [در همه امور] مرا تصدیق کند؛ زیرا می ترسم [فرعون و فرعونیان] تکذیبم کنند. موفق باشید

41728

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام: بعضی از اساتید سیر و سلوک هستند که ذکر خاص و گرفتن چله و برنامه منظم به شاگردانشون می‌دهند. آیا شما کسی را سراغ دارید که به بنده حقیر معرفی نمایید؟ آیا شما این نوع راهها را می‌پسندید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده کسی را سراغ ندارم و به نظر می‌آید همین دستوراتی که مرحوم شیخ عباس قمی از طریق ائمه «علیهم‌السلام» در مفاتیح آوردند، کارساز است آنهم بدون افراط و سخت‌گیری. موفق باشید

41727

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام جناب استاد: بنده مدتی هست دارم شرح صوتی مقالات استاد شجاعی که روی سایت هست رو گوش میدم، خیلی شیفته این مسیر بودم و الان شوقم بیشتر شده، برای اینکه از این مسیر به الله جل جلاله برسم چه نکاتی رو باید رعایت کنم؟ با اینکه گناه سد راه هست اما ناخودآگاه انجام می‌دهم و اگر یادم باشه سریع استغفار می‌کنم. خیلی دوست دارم سریع این راه به پایان برسد و به خدا برسم. سوال بعدم این هست آیا این مسیر مشکلات زیادی داره یا اینکه راحته؟ چون احساس می‌کنم خیلی دارم امتحان میشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به رحمت واسعۀ الهی ان شاءالله از موانع عبور خواهید کرد. به خودتان سخت‌گیری نکنید و فراموش نفرمایید که یکی از صفات خوب که خداوند برای بنده‌اش بسیار دوست دارد، صبر بر معصیت است. بدین معنا که همواره در مقابل امیال غیر الهی صبر پیشه کند و باز صبر پیشه کند تا نتایج گشوده شدنِ راه در مقابل حضرت حقّ را بیابد. https://eitaa.com/matalebevijeh/22720 موفق باشید

41516

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نام خدا سلام بر شما، وقتی سیستم حکمرانی ایالات متحده آمریکا به این وضوح در همه آمریکا یک تافته جدابافته شده و نشان از جدایی و تاریخ جدید است، چقدر زیباست که وعده نابودی آمریکا را میبینیم. سیستم سیاسی تمدنی آمریکا نتنها در آسیا و اروپا و کشور خودش همزمان همه را باخت بل‌که در ایرانمان که همه تلاش شیطان بود «که اگر در ایران بمانند در همه جای دنیا ماندگارند و اگر نتوانند در ایران ماندگار شوند هیچ کجا نیستند» با شکست مواجه شد. هرکجا بنگری نابودی امریکا را میبینی مگر متوهمان بیچاره دلدداده به رسانه اینترنشنال که از پایین سطح ترین مردم دنیا هستند. ما شادی شکست آن‌ها را قرین بر پیروزی خودمان یافته ایم که راه سعادت مان را با بعثت مردمی یافته و خودرا یافته ایم و پروریدن خود را جشم می‌گیریم.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که فرمودید «که اگر در ایران بمانند در همه جای دنیا ماندگارند و اگر نتوانند در ایران ماندگار شوند هیچ کجا نیستند» و بالاخره از طریق همین ایران نابودیِ آمریکا به همان معنای شیطان بزرگ پیش خواهد آمد. آیا می‌توانیم دستِ قدرتِ خدا را ببینیم؟ حاج قاسم سلیمانی می‌فرمود: «باید دستِ قدرتِ خدا را دید» این دیدن، بزرگترین کاری است که در صحنه‌های تاریخی می‌توان انجام داد. موفق باشید

41477

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام اگر ما جنگ را جنگ تمدنی، نظم جدید زندگی غیر یهودی و غیر مدرن و رسیدن به جهان حقیقی انقلاب اسلامی و استقرار کامل در اینها می‌دانیم حال چگونه باید زندگی کرد؟! زیرا بنده بعنوان یک نفر از میلیون ها نفر هیچ گونه زندگی روی زمین بعنوان زیستن طبیعی ندارم و دشمن باعثش بود و پیروزی را زمانی میدانم که زندگی طبیعی زمینی برایم محقق شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در هر شرایطی راهی مقابل انسان گشوده شده است که با تواضع میتوان آن راه را پیدا کرد و در آن قرار گرفت. موفق باشید

41401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام راه علاج صفت اخلاقی خمود(کتاب معراج السعادة نراقی) چیست؟ تشکر -

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه مباحث «معرفت نفس» و نظر به حضور بیکرانۀ نفس مؤثر خواهد بود. در رابطه با مباحث «معرفت نفس» می‌توانید به کانال مربوط به این موضوع رجوع فرمایید و از شرح هریک از اساتید که احساس می‌کنید با روحیۀ شما بهتر می‌خواند، استفاده نمایید. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh موفق باشید

42152

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام حضور استاد محترم: جزوه مرزهای زن و مرد را خوندم، و پرسش و پاسخ های کانال رو هم، مرور کردم. نکات خیلی خوبی دستگیرم شد. استاد جایی که فرموده بودید، گاهی خداوند تمایلات قلبی را قرار می دهد، آزمایش می کند، اگر بنده طبق شرع و شریعت عمل کرد، خداوند تمایلات رو از او بر می دارد به چه مفهوم است؟ اینطور برداشت کردم که خداوند به او حضور قلب دهد و یا شهود قلب دهد، همانند چیزی که در داستان های بزرگان و عرفا و شهدا خوانده ایم و این به نظر به مفهوم، دادن همان ایمانی است که شیرینی اش را در دلش حفظ کند، و شاید اینگونه باشد، که خداوند نوری دهد، یا حضوری دهد، یا شهودی که جذب خداوند شود، و غیر خداوند برایش بی ارزش گردد، و این به او قدرت دهد و این است که گاها علما گویند، که برای زن، قرب الهی با رعایت حجاب بدست می آید. و شما می فرمایید، اگر جوانی چشم بپوشاند به نامحرمی، همان نگاه اول، اصلا نگاه نکند، راه صد ساله پیموده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. حقیقتاً اگر جایگاه اسلام را بشناسیم و متوجۀ دستورات شرع مقدس شویم، عملاً به هدایتی می‌رسیم که خداوند وعده داده و می فرماید: «وَمَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُضِلٍّ» هر آن کس را که خداوند هدایت کرد گرفتار بیراهه ها و سرگردانی ها نمی‌شود. موفق باشید

42086

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ارادت چرا در کانال از محمدی صوت میگزارید کارشناسی که صحبتهای ظریف رو عینا تکرار میکنه از شما خیلی تعجب میکنم حاصل اعمال چهل ساله کجاست ؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به تخصص و سوابق آقای دکتر مهدی محمدی است که جناب سردار قالیباف به خوبی تشخیص دادند ایشان را به عنوان مشاور انتخاب کنند. پیشنهاد بنده آن است که آزاد از این قضاوت‌ها و با نظر به پیام رهبر معظم انقلاب که به ما توصیه می‌کنند تا آن‌جا که ممکن است از اختلاف پرهیز کنیم؛ با دقت به نکاتی که آقای محمدی می‌فرمایند فکر کنید بدون آن‌که بخواهیم مرید کسی باشیم. عنایت داشتید که حتی برنامۀ «به وقت ایران» که بحمدالله عزیزان اهل نظر و اندیشمند آن را اداره می‌کنند، اخیراً آقای محمدی را در رابطه با نکات مهمی که عموماً ایشان در آن صاحب‌نظر هستند دعوت نمودند و البته این بدان معنا نیست که از دیگر صاحب‌نظران در این مورد مانند آقای دکتر سعدالله زارعی و یا آقای دکتر خوش‌چشم غفلت شود. ولی در هر حال با نظر به جایگاه و تخصص ایشان اگر به دنبال نکات استراتژیک در مورد جنگ اخیر هستید، حتماً نمی‌توانید از امثال آقای محمدی منصرف شوید. آیا این حاصل اعمال 40 ساله نیست که گرفتار جوّ انکارِ دیگران نمی‌شویم؟!!! عرایضی در سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در شماره -106 تحت عنوان«ما و جهانی که همه در آن جهان هستیم» شده است خوب است نظری به آن بیاندازید.https://eitaa.com/bartarin_hozoor  موفق باشید

41950

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: استاد بنده برای انتخاب سطح عالی با حدود ۲۰ استاد صحبت کردم و مشورت گرفتم اما به نتیجه ای نرسیدم لذا به شما پناه آوردم و بعد از شما دیگر کارم با استخاره است. هر کس بنابر مذاق خود چیزی می‌گوید؛ برخی علاقه و نیاز جامعه را محور انتخاب می‌دانند. برخی سنت حوزوی را محور می‌دانند بدون در نظر گرفتن حال شخص. برخی هدفی که برای اشتغال خدمت گزاری در آینده متصور شده ایم را محور می‌دانند. آن کسانی که تخصصا فقه خوانده اند می‌گویند فقه و اصول بخوان. آن کسانی که فلسفه خوانده اند می‌گویند فلسفه بخوان. دقیقا یک پیام مشترکی که برای اساتید فرستادم هرکدام براساس راه خود پاسخ دادند. گویی هیچ مبنا و معیاری نیست که هرکس خود را با آن بسنجد و جای خود را مشخص کند. اما هیچ کدام مرا قانع نکرد. استاد بنده ذهنم کلی نگره، افق محوره، آینده نگره. در روند تحصیلی سیر ذهنیم از کلی به جزئی است. بسیار بسیار بسیار به مباحث معرفت نفسی و هستی شناسی علاقه دارم، علاقه ای نه برای دانستن، بلکه برای بودن (بنایی که فقه دارد که چگونه باشیم‌ را و پایه آن‌را در حکمت و معرفت می‌چینم). هدفم در آینده حضور در بستر فرهنگ و رسانه و تفکر و نظام سازی فکری_فرهنگی حتی قانونی است. در حال حاضر بسیار از فقه (آنهم به صورت تخصصی) نا مانوس و گریزانم؛ چرا که پایه ها و افق های کلان مشخص نیست و در دریای جزئیات فقه خفه می‌شوم. اما فقه را ذاتا دوست دارم اما روند فکری و تحصیلی ام همراهی نمی‌کند که با شیوه مرسوم حوزه در پایه ۷ به بعد رسائل مکاسب را به طور جدّ پیگیری کنم که فلسفه ام در حاشیه قرار گیرد، احساس پوچی می‌کنم. فقه را بعد از فلسفه به طور جدّ‌ می‌خواهم به صورتی که بعد از سطح ۳ درس خارج های فقه و اصولی شرکت کنم. اما در سطح دو و سه به صورت عمومی فقه و اصول بخوانم و بیشتر در حکمت تفقه کنم. در حال حاضر حتی لمعه خوانی هم‌برایم مشکل است که به سختی امتحاناتش را نیز قبول می‌شوم. من بسیار احساس بی جایی، بی هویتی، نا امیدی پیدا کرده ام با این روند آموزشی. حس کارآمد بودن، حس بکار آمدن همین فقه و اصول به طور عمومی در میان طلاب خوابیده و خاموش است. من اگر الان می‌خواهم فلسه بخوانم و یا اگر می‌خواهم فقه عمومی بخوانم و بعدا درس خارج فقه و اصول شرکت کنم، نه برای اینکه معلوماتم را زیاد کنم، بل برای اینکه بتوانم مراحل تحصیل را بگونه ای بروم که چشمه شود و نه اینکه بعد از ۱۰ _۱۵ سال درس خواندن همچنان گیج و سردرگم به کمترین حالت بسنده کنم (همچنان که روند عمومی حوزه اینگونه شده...) چکار کنم به نظرتان؟ خوب است که اصل را بر فلسفه و حکمت بگزارم و از فقه اصولی که امروزه در موسسات تدریس می‌کنند که بیش از ده ساعت در روز را به خود اختصاص می‌دهد و هیچ چیز دیگری را اجازه تحصیل نمی‌دهد، فاصله بگیرم و در حد عمومی پشت سر بگذارم؟ اما مردانه بعد از سطح در درس خارج فعالانه و پویا حاضر باشم؟ همچنان در در بیانات امام شهید آمده که درس سطوح را زود و عمومی بگذرانید و اصل را بر درس خارج بگذارید. متنشان را برایتان مرقوم‌ می‌دارم: «برای این طلبه سطح را می‌خواند که وقتی درس خارج می‌رود، استاد مجبور نباشد هر مسئله را از اول برای او بگوید؛ رؤوس مطالب را بداند... وقتی که استاد به «اجتماع امر و نهی» اشاره می‌کند، بداند که اجتماع امر و نهی یعنی چه؛ بداند اصالة الجواز یعنی چه؛ تا استاد در زمینه تحقیق آن مسئله نظراتش را بیان کند و نخواهد از صفر شروع کند... پس ما در دوره‌ی سطح فقط احتیاج داریم که یک دوره اصول و فقه را به صورت فقط آشنایی ـ که بداند این چیست ـ به طلبه یاد بدهند. این دوره فقط برای آشنا شدن است... فرض بفرمایید طلبه می‌خواهد بداند اصلاً علم اصول یعنی چه؟ وقتی که راجع به مباحث الفاظ بحث می‌کنند، مباحث الفاظ یعنی چه و این مباحث چیست؟ یا مباحث عقلیه و از این قبیل. می‌خواهد اجمالاً از این اصطلاحات سر در بیاورد و اندکی راجع به آنها بداند. در زمینه‌ی فقه هم طلبه احتیاج دارد که از طهارت تا دیات یک دوره مسئله بداند، با اندکی اشاره به استدلال... ما می‌خواهیم کاری صورت گیرد که طلبه وقتی به پای درس خارج ـ که اول شروع کار جدی است، والا بقیه مقدمات درس خارج است ـ می‌رسد، اگر استاد در درس خارج کلمه‌ای گفت و اشاره‌ای کرد، او گیج و گم نباشد. تحصیل در حوزه باید طوری باشد که دوره‌ی ادبیات و سطوح در ظرف حداکثر پنج سال تمام شود و بعد طلبه پای درس خارج بنشیند...» لذا این نوع مواجه پایه ۷ تا ۱۰ که پدر طلبه را در می‌آورند، اگر اشتباه نباشد (که بنابر نظر امام شهید در این مطالبی که ارسال می‌شود و هزارنا جای دیگر که حرف از عوض شدن‌کفایه و مکاسب هم هست..) برای بنده کاربردی احتمالا نباشد. جوایای نظرتان هستم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت ساده‌ای نیست آنهم نسلی که به راحتی نمی‌تواند با آنچه در دیروز پذیرفته شده بود، در امروزش با آن کنار آید مگر آن‌که جایگاه امروزین آن فعالیت و کار را بیابد. و دقیقاً مسئله همین است که نه می‌توانید از آنچه رسائل و مکاسب می‌گویند جدا شوید، و نه می‌توانید خود را فریب دهید و به آن مطالب دل ببندید. و در این میدان به این نکته بیندیشید که در نسبت با آن دو کتاب، نه برای آن که آنچه گفته‌اند را بدانید و مانند کودکِ مکتبی به ذهن بسپارید، بلکه مانند اندیشمندی که باید جایگاه آن نوشته‌ها را و آن کلمات را بداند با روحیۀ فرهیختگی با آن نوشته‌ها مواجه می‌شوید. این است توصیۀ آن رهبر شهید که شما اسیر آن نوشته‌ها نمی‌شوید ولی همچون اندیشمندی فرهیخته با آنان برخورد می‌کنید. موفق باشید

41935

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ» سلام استاد بزرگوار: مژده بده، مژده بده! با مطالعه این مطلب https://eitaa.com/arshiv3133/177 قلبم اشاره آیه شریفه «وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» را دریافت کرد😍. عاقبة اگر به معنای آینده باشد، آینده‌ی درخشان انقلاب اسلامی در رخدادهایی مثل رخداد شهادت رهبر شهید انقلاب «هم اکنون» به سوی متقین می تابد (لِلْمُتَّقِينَ) تا راه را روشن کند. استاد ببخشید که زبان فاخری ندارم که اشارات اجمالی حضرتعالی را پر و بال بدهم و به پرواز در بیارم. همین چند کلمه را از ما قبول کنید به همان معنای «همچو موری اندر این خرمن خوشم»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است حقیقتاً با عبور از دوقطبی‌گری که متأسفانه بعضاً رفقای عزیز گرفتار آن شده‌اند از آیندۀ بسیار قدسی و متعالی و تمدنی، محروم می‌شویم که همان محرومیت از نهایت و عاقبتی است که خداوند برای متقین تقدیر فرموده است. موفق باشید

41917

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد طارهرزاده عزیزم: با توجه به پیام رهبری و با توجه به خوش‌بینی آقایان مداح و منبری و مفسر به مسئولان و تیم مذاکره کننده: اگر ما و رهبری از امروز هیچ مطالبه‌ای نداشته باشیم و با اعتماد کامل به مسئولین دیگر هیچ اعتراضی نکنیم چه اتفاقی می افتد؟ آیا درخواست رهبری از مردم برای پیگیری جدی اجرا شدن تفاهم نامه نشان از اعتماد کامل رهبری به مسئولان دارد؟ تعهد دادن رئیس جمهور به رهبری و این که ایشون گفته من مسئولیت تفاهم را قبول می کنم و ذکر این مطلب توسط رهبری در پیام به مردم آیا نشان از این دارد که رهبری از مردم اعتماد کامل (پشتی نرم زیر سر) به مسئولان را می خواهند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که آقای یامین‌پور می‌فرمایند: https://eitaa.com/yaminpour/6217 آن علی الاصولِ رهبری را نباید وسیله‌ای برای مقابله با دولت معناکنیم و از آن طرف به جهت آخرین نکتۀ پیام رهبری ما باید نبست به مفاد تفاهم مطالبه‌گر باشیم. آقای مهدی محمدی نیز در آخرین پیام خود نکاتی را برای فکرکردن روی موضوع مفاد مذاکره مطرح کرده‌اند که خوب است مدّ نظر قرار دهیم.  https://eitaa.com/matalebevijeh/23026  موفق باشید

41866
متن پرسش

عرض سلام و ادب خدمت شما استاد گرامی: خدا به شما خیر کثیر عنایت فرماید، خصوصا در پاسخ‌هایی که به بعضی از دوستانی که به موضع‌گیری‌های اخیر شما اعتراض دارند می‌فرمایید، و متاسفانه این عزیزان فهم دقیقی از فرمایشات و موضع بسیار دقیق و عمیق و صحیح شما ندارند، ان‌شاءالله خدا درک لازم رو به همه‌ی ما عنایت فرماید، و عاقبت همه‌ی ما را ختم به خیر و شهادت فرماید. چند وقتی‌ست که دارم روی بحث «معنای درک حضور تاریخی اصحاب امام حسین علیه السلام» کار می‌کنم، هم دارم صوت‌های شما استاد بزرگوار را گوش میدم و پیاده می‌کنم، و هم در کنارش کتاب مربوطه را می‌خونم، اما نمی‌دونم چرا هنوز عبارت «حضور تاریخی» برام جوری جا نیفتاده که بگم آهان بالاخره فهمیدم! آیا این دو مثالی که می‌زنم درسته؟ منظور از حضور تاریخی، مثلا مثل شهدا که با اینکه در این عالم نیستند ولی حضورشون امتداد داره و الان در این دنیا و در این تاریخ هم حضور دارند و موثرند؟ یا مثلا، مثل اقامه‌ی نماز که با نماز گزاردن فرق داره، و باید حضور در نماز در طول شبانه روز امتداد داشته باشه، تا نماز در برابر فحشا و منکر ایستادگی داشته باشه؟ خیلی دارم تلاش می‌کنم که متوجه بشم، چون احساس می‌کنم اگه این عبارت پر معنا و پر مفهوم و عمیق رو بفهمم، گره‌ی خیلی از مطالب دیگه برام باز خواهد شد. آیا این موضوع در دو سه تا جمله‌ی ساده تر، یا با مثالی قابل فهم برای حقیر قابل توضیح هست که برام بفرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ بسیار مهمی است وقتی بخواهیم معنای درک حضور تاریخیِ اصحاب امام حسین «علیه‌السلام» را دنبال کنیم. احتمالاً بابی که بنده در امسال در نسبت به نظر به کربلا بخواهم باز کنم، با عنوان «جایگاه تاریخی نهضت حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام»» است در منظر نگاه هرمنوتیکی، از آن جهت که باید به این نکته بیندیشیم که حضرت ربّ العالمین در آن تاریخ چه اراده‌ای کرده بودند که آن امام شهید و اصحاب‌شان ذیل آن اراده، کردند آنچه را کردند. و از این جهت اگر به صحنۀ کربلا توجه شود نکات مهمی پیش می‌آید خداوند در آیه ۲۹ سوره الرحمن می‌فرماید: «يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في‏ شَأْنٍ» هر آنچه در آسمان‌ها و زمین است از خدا طلب‌ها و تقاضاها دارند و خداوند نیز در هر زمان و زمانه‌ای  مطابق طلب مردمان به شأنی که جوابگوی طلب آنان باشد در آن تاریخ به میان می‌آید. و اینجا بود که خداوند بر قلب مردم ما تجلی کرد تا جوابگوی طلبی باشد که همان انقلاب اسلامی است و این یعنی باید نسبت به آینده این تاریخ اندیشه کرد، آینده‌ای که اگر هزاران مانع در مقابل آن باشد همچنان جلو و جلوتر می‌رود زیرا این اراده الهی است در مقابل طلب اصیل مردمان و این غیر از شورش‌ها و اعتراض‌های عادی است. که پس از زمانی فرو می‌نشیند بدون آنکه آینده‌ای داشته باشد. بنابراین باید در این مورد به خوبی بیندیشیم و همچنان مطلب را دنبال کنیم. موفق باشید  

41832

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام: متاسفانه ما دیگه به هیچ کس اعتماد نداریم. وقتی کار به کد بازی و اخبار پشت پرده و... برسه و هر کسی بگه من موندم من دیدم من مطلعم ما مردم کف خیابان فقط به محکمات حرف رهبری استناد خواهیم کرد. نه به آقای محمدی نه به آقای نبویان نه طائب و نه فلان سردار و پاسدار و آخوند و عالم و جسارتا حتی خود شما. چطور شد که همین آقای محمدی تا پریروز می‌گفت رفتیم تو فاز جنگ و توافق دور شد و از این حرفا بعد یکشبه توافق از همیشه نزدیک تر شد و ترامپ اعلام کرد و ما هم تلویحا تایید؟! چطور آقای نبویان می گوید هر کس که مدعی است من متن اصلی توافق را ندیدم یا اطلاع ندارد یا فلان است. نه! ما به هیچ وجه در دام بازی هیچ کس نخواهیم افتاد. متاسفانه کاری کردند ( دشمن) و کاری کردیم ( خودمون) که ما دیگه به هیچ کس اعتماد و استناد نمی کنیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فقط باید به سخن افراد فکر کرد و بعد خودمان در نسبت با جمع‌بندی خودمان حاضر شویم. وگرنه آری! نوعی سرگردانی پیش می‌آید. در این مورد خوب است سری به جواب سؤال شمارۀ 41834 بزنید. موفق باشید

نمایش چاپی