بسمه تعالی. عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد فرزانه و عزیز. غرض از مزاحمت : ۱. اولا عرض تبریک روز عید غدیر با تاخیر ۲. ثانیا، میخواستم نظر حضرت استاد را در مورد حضوری بدانم که در آن تصمیمات فرماندهان ما همان تصمیم مردم است و مردم به آن اعتماد دارند. چه میشود که مردم مذهبی بیشترشان در فضای مجازی احساس همراهی با فرماندهان دیپلماسی و گاهی حتی با فرماندهان نظامی نمیکنند! متن جالبی در ایتا دیدم که در کانال منتشر کردم که اینجا تقدیم شما میشود:
ان شاء الله زودتر به این بلوغ برسیم که برای فرماندهان میدان، تعیین تکلیف نکنیم. وقتی ما که هیچ تجربهای در مسائل نظامی نداریم، و هیچ اطلاعی از شرایط و اطلاعات مگو نداریم، صرفا از روی هیجان، تکلیفی را برای نیروهای نظامی مشخص میکنیم، در صورت عدم تحقق خواستهمان، یا رسماً سیاسیون را متهم به دخالت در امر نظامیون میکنیم، یا ناخواسته چنین برداشتی را در ذهن مخاطبمان ایجاد میکنیم. نتیجه هم یک چیز است، تصور دودستگی در میان مسؤلین سیاسی و نظامی و ایجاد تردید و ناامیدی در جامعه. ای کاش زودتر به این بلوغ برسیم سخن سدید - [ @tafakorism | تفکریسم ] التماس دعا یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همۀ سخن همین نکتهای است که فرمودهاید. ای کاش به لطف الهی به این بلوغ سیاسی و اجتماعی برای حضور در ایرانی که در حال حاضرشدن در همۀ جهان است، برسیم که به توصیۀ رهبر معظم انقلاب با اعتماد به مسئولان و با امیدواریِ تمام، دلگرمِ حضور در راهی باشیم که آغاز کردهایم و خود را مشغول شایعاتی که بعضاً توسط دشمنان ساخته شده است، نگردیم.
آری! اکنون ایرانیان با یک حادثه بزرگی روبهرو شدهاند و اینکه ما در این حادثه چگونه باشیم که ادامۀ آمریکا نشویم، موضوع بسیار مهم میباشد. و از این جهت جمهوری اسلامی به لطف الهی در آستانۀ حوادث این تاریخ به کشوری تبدیل شده که به خوبی میتواند از بحرانهای پیشآمده توسط فرهنگ غربی برای جوابگویی به نیازهای اصیل بشر جدید عبور کند، وقتی ما به شخصیت بزرگ ملت ایران بیندیشیم و در بستر رهنمودهای رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای گرفتار کوتهبینیها و اختلافات جزئی که ما را از آن افق بلند غافل میکند نگردیم. موفق باشید
استاد طاهرزاده عزیز سلام: من در کانال شما با آقای محمدی آشنا شدم در عین این که ایشون را دلسوز می دانم اما ایرادات اساسی به ایشان دارم یکی از آن ها را در پیام زیر برایتان می فرستم که اگر اشکال از بنده است شما برطرف بفرمائید این روزها آقای مهدی محمدی در صوت هایی که می گذاره ضمن تحلیل هاش حرف هایی از دیگران که قبول نداره را به عنوان #دروغ در مجازی و در بین مردم نام گذاری می کنه. جدا از این که من ندیدم ایشون این حرف ها را توضیح بدهد و بگوید کجاش دروغه اما ادامه این مدل حرف زدن از مشاور مسئول ارشد مذاکرات این انگاره را زنده می کند که مسئولان و مشاورانشان گوشی برای شنیدن حرفی غیر از حرف خودشان ندارند در حدی که حرف های ناخوشایند با فکر خودشان را با چوب دروغ می رانند. به طور مثال این دفعه آخر بعد از سخنان جناب نبویان آقای محمدی حرف های فضای مجازی را با لحن شدیدتری دروغ خواند. این در حالیست که نبویان داره بر مبنای متن تحلیل ارائه می دهد. تحلیل یک فکر است نهایت شما می توانی بگویی تحلیل فلانی غلط است و کجای آن غلط است. نه این که دروغ است. اگر کسی هم بگوید حرف های محمدی ناظر به حرف های نبویان نیست بنده می گویم به وضوح سخن و فکر آقای نبویان با فکر آقای محمدی تضاد دارد. فکر یک نفر نفی کننده نتیجه مثبت مذاکرات و فکر دیگری تایید کننده آن است و غیر ممکن است به آقای محمدی حرف های نبویان نرسیده باشد. جناب محمدی کاش یه میز مذاکره و مفاهمه و گفت و گو هم با مردم داشتید و خود را عقل کل نمی دانستید. من دوباره یاد سخنان رهبری در مورد تلاش دشمن بر تاثیر بر محاسبات مسئولین افتادم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همۀ حرف در آن متنی است که آقای نبویان روی آن تأکید دارند و آقای احمد برزگر بفرویی، از کارشناسان مسائل سیاسی نیز همین سؤال را داشتند که آقای نبویان این متن را از کجا آوردهاند؟ https://eitaa.com/barzegar1359/4012 که مبنای سخن خود در آن سخنرانی قرار دادهاند؟ و سؤال آقای محمدی نیز همین است که آنچه آقای نبویان مطرح کردهاند واقعیت ندارد. و اینجا است که ما باید با دقت بیشتر نسبت به سخن افراد و مبنای آن سخن فکر کنیم و لااقل آقای نبویان تا مطمئن به آن مطالب نبودند نباید چیزی که به گفتۀ آقای محمدی هیچ مبنایی ندارد را در بین مردم رسانهای کنند که مسلّم اثر بسیار بد و منفی داشته است. موفق باشید
چرا رؤسای جمهور ما - غیر از آنهایی که شهید، یا رهبر و یا عزل شدند - مابقی آنها (که تعدادشان کم هم نبود)، بعد از دو دورهی چهارساله ریاست و پس از دوبار تأیید صلاحیت، دوبار تنفیذ و دوبار تحلیف، ممنوعالتصویر شدند؟! یعنی از چشم افتادند؛ مطرود و منفور شدند! چرا چنین شدند؟! به نظر شما عجیب نیست؟! این در حالی است که سنّ آنان در زمان داوطلبی برای ریاست جمهوری، از پنجاه سال، گذشته بود و تحوّل در شخصیت و شاکلهی انسان در این سِنین، پدیدهای نادر، همانند «جابجا کردن کوه» است! این پدیده (مطرود شدن و از چشماُفتادگی) را در مورد: رؤسای قوهی قضاییه، رؤسای مجلس شورای اسلامی، رؤسای شورای نگهبان، فرماندهان کل سپاه پاسداران، نمایندگان مقام معظم رهبری در نهادها و ارگانها، و بسیاری از مقامات دیگر، به «نُدرتِ کَالعَدَم» میبینید! اگر هم دیده شود، واقعاً یک استثنا است. کجای کار اشکال داشته است؟! خواستم نظر استاد طاهرزاده بزرگوار را در این خصوص جویا شوم. سپاسگزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دموکراسی به همان معنایی که مردم مسئولان اجرایی کشور را انتخاب کنند؛ خوب است. ولی نیازمند فرهنگی هستیم که در این رابطه، مردم مان ماورای فضای وعدههای نامزدهای ریاست جمهوری بتوانند بهترین را انتخاب کنند تا این مشکلات پیش نیاید و از این جهت باید امیدوار به مردمی بود که با بعثتِ تاریخی خود از آن مشکلات عبور کرده باشند. موفق باشید
سلام و عرض ادب استاد بزرگوار: استاد یه سری شبهه دارم که جواب براش دارم و میدونم بیخود هست ولی موقع عبادات و کارها اذیتم میکنه و حرکتم را کند و گاهی حتی متوقف میکنه. چندین بار در موردش از اساتید مختلف پرسیدم میگند اهمیت نده و از شیطان هست ولی این حالت خیلی خیلی آزاردهنده و دست و پاگیر هست و نمیزاره فعالیتهام را خوب انجام بدم. انگار در عین اینکه همه چیز را باور دارم و لذتش را چشیدم برام فرو میریزه. این حالت از زمانی اتفاق افتاد که همسر نمازشبخوانم که از آب شب مانده پرهیز میکردند و بسیار خودساخته بوده و هستند از دین خارج شدند و به این نقطه رسیدند که فقط خدا و بقیه مسائل باطل و دروغ هست. چه کاری باید انجام بدم و وظیفهام چیه؟ برای همسرم چه کاری از دستم ساختهاست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در مسیر دینداری یعنی در صراط مستقیم متوجۀ حضور فعّال شیطان که قسم یاد کرده است در صراط مستقیم برای اغوای مؤمنین فعّال است؛ را همواره مدّ نظر داشته باشیم و همینکه آن نوع ذهنیّات پیش میآید، متذکر خود باشیم که این نشانۀ حضور ما در صراط مستقیم است و البته با پایداری در این راه، شیطان مأیوس میشود. در مورد همسرتان به هر حال با خوشرفتاری فرصت به او داده شود، إنشاءالله به خود میآید. موفق باشید
https://eitaa.com/ch1405/24378 سلام: اینکه نام شما به عنوان جاده صاف کن جریان غربگرا داره در تاریخ ثبت میشه خیلی آزارم میده جناب استاد. ناامیدانه این چند صوت از دکتر جمشیدی براتون فرستادم امیدوارم، خواهشمندم حتما گوش کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که بنده از سالهای قبل ارادت خاصی به جناب آقای دکتر جمشیدی داشتهام هرچند فرصت آن را ندارم که آن صوتها را بشنوم. ولی مطمئن هستم دلسوزانه سخن گفتهاند و همۀ عرض بنده نکاتی است که در جواب سؤال شمارۀ 41849 عرض شد و آن اینکه عزیزان اهل تفکر برای حضور در آیندۀ تمدنیِ ایرانِ اسلامی باید بیش از پیش همدیگر را «فهم» کنند به همان معنای «فهمِ دیگری» که آقای دکتر مصلح متذکر آن هستند https://lobolmizan.ir/leaflet/1435?mark=%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C موفق باشید
سلام و رحمة الله: استاد طاهر زاده عزیز آیا می توان گفت که ما در محاسبات مان در خصوص دشمن در مواردی خوش بينانه عمل کرده و آن را دست کم گرفته و کوتاهی می کنیم؟ از سخنرانی رهبر شهید در جمعه نصر گرفته که فرمودند ما هیچ احتمالی نمیدیم که دشمن بخواد از بیرون به ما حمله کنه و تا صحبت شما در خصوص محاصره دریایی ترامپ که آن را احمقانه خطاب کردید ولی امروز در برنامه هایی همچون به وقت ایران و افرادی همچون آقای مهدی محمدی اون را موثر دانستند و یا در موردی ديگر که عرض کردم مسائل را خوش بینانه نگاه میکنیم بدین جهت بود که خود آقا نیما در برنامه به وقت ایران هم اشاره داشتند که این محاسبه اسرائیل از اینکه ما به تهدیدات مون عمل نمیکنیم ناشی از رجز های بی مورد فرمانده هامون هست که بی جا رجز می خوانند و در وقت عمل کوتاهی می کنند مثل سخن اون بزرگواری که می فرمود اگر خلبان اسرائیلی از روی باند بلند شه و ایران را بزنه وقتی برگرده اسرائیل نیست که روش بشینه و این موارد طبق گفته بچه های به وقت ایران در دستگاه محاسباتی دشمن اثر گذار هست و یا آقای مهدی محمدی در اوایل مذاکرات چندین بار گفتند که باید محاصرات برداشته شود و تحت هیچ عنوان نباید تثبیت بشود و آتش بس کامل در لبنان اجرا شود تا ما به مذاکره برویم که هیچ کدام شان محقق نشد و محاصره همچنان باقیست و ما مانديم و خوش خیالی های مان از اساتید. استاد ما ریشه این مشکلات را از کجا بینیم؟ و چطور جمع بندی کنیم که هر دفعه پیش خودمون نگیم که نکنه این حرفا که میزنن همش خیال باشه و با واقعیت ها ما سوپرایز بشیم مثل زمانی که اقای خوش چشم گفتند که جنگ نمیشه و اگر هم بشه رهبر را نمی زنند؟ استاد اگر ما این نظام را دوست نداشتیم این سوال را که ناشی از نگرانی ها هست نمی پرسيديم و واقعا هم نگرانی داره که چرا سخن اساتید و عزیزان ما در اون سطح که خودشان مد نظر ها می آوردند محقق نمیشه و نکنه این ديدگاه ها موجب اشتباه رفتن مسیر بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد همانطور که جنابعالی دقت فرمودهاید، در نگاه تمدنی و اینکه بحمدالله ایران میتواند جهانی برای بشر این دوران شود؛ بسیار مفصل است. و همچنانکه مکرراً عرض شده https://eitaa.com/bartarin_hozoor . ما در این شرایط تاریخی که انسانها هر کدام در سوبژگیِ خود جهانی هستند که باید با جهان آنها ارتباط برقرار کرد به راحتی نمیتوان در میدان ردّ و قبول اهل فکر مسئله را تمامشده به حساب آورد. عرض شد بحث آن مفصل است بخصوص در شرایطی که طلوع خورشید تمدن نوین اسلامی در حال ظهور است. در رابطه با اینکه باید در فهمِ انسانها حاضر شد که امری ماورای معنای ظاهری کلمات آنان است؛ در این رابطه مصاحبهای با جناب حجت الاسلام آقای روح الامین شده است که فکر میکنم امکان تفکر در این موضوع را میگشاید. https://eitaa.com/varastegi_ir/2244 موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و تبریک عید سعید غدیر: بنده در آستانه ی ازدواج قرار دارم و تا اینجا از نظر اعتقادی، اخلاقی، فکری سنخیت ها وجود داشته است. نگرانی دارم که می دانم ناشی از ضعیف بودن ایمان و توکل است ولی از اینکه در نقطه ی تصمیم گیری برای قدم گذاشتن در این راه قرار دارم، سخت نگرانم و تصمیم گیری برایم سخت است؛ به عبارتی نمی دانم خودم را متوجه چه چیزی کنم تا دلم در اطمینانی قرار گیرد و بتوانم با آن اطمینان وارد این برهه از زندگی شوم. افق بالایی که فراتر از مرسومات و بعد شخصی می توان به ازدواج نگاه کرد چیست؟ افقی که با نظر کردن به آن بتوان از بن بست هایی که احیانا در زندگی مشترک پیش می آید عبور کرد و متوقف نشد یا حتی اصلا بن بستی احساس نکرد؟ احساس می کنم پس از شهادت آقا، باید به قصه ی ازدواج و بنا کردن خانه و افق پیش رو نگاه عمیق تری داشت. ممنون میشوم در این رابطه سخنی بفرمایید که مرا از این سردرگمی خارج کند و نوری بر فکر و قلبم بتاباند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» در قسمت «ازدواج، تولدی دیگر» صفحه ۲۰۳ عرایضی شده است که خوب است به آن کتاب رجوع شود. و بالاخره باید متوجه باشیم که خداوند میفرماید: «و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجا لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مودة و رحمة» و یکى از آیات او این است که از جنس خود شما همسرانى برایتان خلق کرد، تا مایه سکونت و آرامش شما باشد و بین شما و همسرانتان مودت و رحمت برقرار نمود.» سوره روم آیه: ۲۱"، عنایت داشته باشید آیهای که اشاره میفرمایید، میفرماید خداوند بین زن و شوهر مودّت و رحمت قرار میدهد و ما وظیفه داریم با رعایت حقوق همدیگر آن مودّت و رحمت را حفظ کنیم و مواظب باشیم شیطان آن را از ما نگیرد. البته باید متوجه بود در زندگی مشترک «گذشت» بسیار کارساز و انسانساز است. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم. شناختِ بستر؛ شناختِ ظرفیت هر موجودی بنای بر خلق فطری، خدا جوست و در راه یافت الهِ خود است. حال در این مسیر مائیم و ظرفیتی که در نسبت با آن در راه یافتیم. ظرفیتی که میتوان آن را با شناختِ بستر شناخت و رحمت الاهی را در نسبت با حدیث "رحم الله من قدر نفسه" از آنِ خود کرد. همانگونه که مرحوم صدرا میفرماید "النفس جسمانیه الحدوث روحانیه البقاء" که نشان از حضورِ نقشِ جسم و جسمانیت در شکل گیری نفس است. بستری از جمله محل تولد، عادات و رسومات، علایق، خوراک و ... در آن حضور دارد و نقش آفرینی میکند. بیشک خامنه ای شهید را آن پدر عالم و آن مادر عالمه بباید، آن همسر زاهد بباید، آن سادگی بباید. آه را که درد است این سخن! و منی که زمانی بر دل می نگرم خود را طالب نهایت عشق و از خود گذشتن میبینم، اما عادات و اعتقادات خانوادگی و ... چون زنجیری بر پا بسته شده و از تعیّن بخشی آن مانع می گردد
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این نکتۀ مهمی است که متوجه باشیم همۀ موارد جسمانی و بیرون از نفس، معدّات و زمینهها هستند و نقش اصلی مربوط به نفس ناطقه است و عزمی که در درون خود دارد. چه بسیار کسانی که در محیطی خاص و خانوادهای غیر اصیل بودند، ولی با عزم فطری خود آن شدند که شدند. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: مطلبی رو خواستم با جنابعالی در میان بگذارم: در دانشگاه و کلاس درس دانش خانواده بحثی پیش آمد. همکلاسی های بنده اصلا انسانهایی مذهبی ای نیستند و چون چندباری احتمالا دیدند که من به مسجد دانشگاه رفتهام، مرا انسان مذهبی ای میدانند. سَرِ درس دانش خانواده یکی از دختران همکلاسی ام خواستار این شد که گفتگویی را با موضوع اهمیت پول در زندگی مشترک داشته باشیم و بنده قبول کردم و صحبت آغاز شد. ایشان لب کلامش این بود که جامعه مذهبی و سنتی تنها ملاکی که دارند پول است و بس و دوست داشتن و عشق و ... ملاک های بعدی میباشند. گفتم به ایشان که مثالی بزنند؛ ایشان به چند مورد از رفقای مذهبی ای که دارند اشاره کردند و به اینکه حاضر شدند با افرادی که ۱۰ یا ۱۵ سال بزرگتر از خودشان هستند ازدواج کنند ولی پولدار باشند. ادعای ایشان این بود که این موارد که اختلاف سنی خیلی بالاست و پسر پولدار می باید باشد در جماعت مذهبی خیلی شایع و زیاد است. من با اشاره به مواردی، گفتم که این مسئله ربطی به مذهبی بودن ندارد. چون مذهب بر قناعت تاکید دارد و اختلاف سنی اینچنینی را نیز توصیه نمیکند. اینها مواردی بسیار وابسته به شخصیت افراد است. ممکن است شخصی جانماز آب بکشد و شخصیت پول پرستی داشته باشد همانگونه که در جماعت غیرمذهبی مشاهده میکنیم. اصل مطلب همکلاسی ام این بود که خودش و کلا دختران غیر مذهبی خیلی بیشتر به دوست داشتن و ایثار و تجملاتی نبودن و قناعت اهمیت میدهند ولی در جامعه مذهبی چه دختر و چه پسر اینها رنگ باخته و فقط پول اهمیت پیدا کرده است. بنده سعی کردم نشان دهم که در جامعه مذهبی مواردی کاملا برعکس نیز هستند؛ دخترانی مؤمنه که حاضر شده اند با پسران دانشجو ازدواج کنند. اینها نه اختلاف سنی زیادی دارند و نه پسر پولدار است. متاسفانه همکلاسی ام پربیراه نمیگفت زیرا در فامیل پدری بنده ازدواج هایی عجیب غریب دیده شده با اینکه بسیار هم مذهبی اند. مثلا دختری ۱۷ ساله با مردی ۳۰ ساله ازدواج کرده که همه هم اذعان کرده اند که اگر مرد پول نداشت این ازدواج هیچگاه صورت نمیگرفت. خواستم بگویم اینها برای جامعه مذهبی زشت است. شرع اجازه داده که دختر ۹ ساله با پیرمرد ۹۰ ساله ازدواج کند ولی آیا عرف میپذیرد که چنین کنند؟ برای خودم هم اندکی نگران شدم. چون در این سن و سال که مهیای ازدواج میشوم هم میخواهم با دختری مذهبی ازدواج کنم و هم میخواهم که او پول پرست نباشد. بخواهم حقیقتش را بگویم خود بنده که ظاهری مذهبی دارم، علاقه ام به دختری که غیر مذهبی باشد و اهل قناعت و ایثار باشد خیلی بیشتر از دختری مذهبیست که مال دوست باشد. میدانید نمیخواهم بحث علمی ای بکنم. کاملا دلی و از روی دلتنگیست. در انتها خواستم بگویم که با دختری که غیر مذهبی باشد و مالدوست نباشد خیلی احساس راحتی و نزدیکی انسانی بیشتری دارم تا دختری مذهبی که بخاطر پول و... حاضر است با مردی بسیار بزرگتر از خود ازدواج کند. این احساس انسانی من است. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال همانطور که خودتان هم میفرمایید این دوگانهای که یا طرف، مذهبی و دوستدار پول است و یا غیر مذهبی و اهل صفا و عشق؛ هرگز همیشه اینچنین نیست و البته خطر غفلت از عدم تقیّد دختری که مرد متدیّن با او ازدواج کند، کم نیست، مگر آنکه امیدوار باشد او با وجدان انسانیاش به مرور به دستورات شرع که عالیترین راه برای حفظ خانواده و حفظ جامعه است، نزدیک و نزدیکتر شود و البته فراموش نکنید که عرف جوامع در طول تاریخ متفاوت بوده و نباید آنچه دیروز برای آن جامعه پذیرفتنی بوده است را با امروزمان مقایسه کنیم. موفق باشید
سلام علیکم: ببخشید اگر شخصی که صفات رذیله در نفسش داشته باشد، همانند: بخل، کبر، عجب، ریا، غضب و.... امثال اینها، اگر نتواند که این صفات مهلکه را از خودش بزداید، هنگامی که میمیرد این صفات با او وجود دارند؟ آیا در آن دنیا هم میتواند از این صفات نجات پیدا کند؟ در این دنیا چگونه میتواند خود را نجات دهد و مطمئن باشد که دیگر در قلب او هیچ صفات رذیله ای وجود ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! اگر به نور تقوا و رعایت دستورات شرع مقدس صفات رذیله از خود نزداییم، در قبر و قیامت برای انسان به صورتهای آزاردهنده مورد اذیت انسان خواهد بود. ۲. در روایت داریم: «الیوم یوم العمل و غداً یوم الحساب» امروز روز عمل است و فردا، روز نتیجهگرفتن از اعمال میباشد. ۳. با نظر به دستورات دین و سیرۀ ائمه «علیهمالسلام» انسان میتواند از رذایل عبور کند. جناب آیت الله محمد شجاعی در کتاب «مقالات» خود در این رابطه نکات ظریفی فرمودهاند. شرح صوتی آن کتاب در سایت قرار دارد. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA&tab=sounds موفق باشید
سلام علیکم: خدا قوت التماس دعا داریم .حاج آقا با توجه به سخنرانی ۱۴۰۲ رهبر شهید با طلاب و مبلغان از طرفی و از طرف دیگر روح حاضر در جهان کنونی (که عبارت باشد از سرعت در فهم رسانه ای و مجازی) به نظر شما در وضع کنونی تبلیغ به شیوه منبر و سخنرانی چقدر موثره؟ و در آینده چقدر موثره؟ به نسبت گذشته که تقریبا تمام تبلیغ در منبر و سخنرانی منحصر میشد، اکنون و آینده چند درصد در سخنرانی منحصر میشه و چه ابزارها و چه شیوه های دیگری حضور خواهند شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این نکته، نکتۀ مهمی میباشد و از این جهت نمیتوان در ادامۀ تبلیغ دین از حضور در فضای مجازی غفلت کرد. با اینهمه بالاخره مسجد و منبر استعداد آن را دارد که نکاتی را با مخاطب در میان بگذارد که فقط در آن فضا، آن نکات امکان ظهور و تذکر دارد. و از این جهت باید متوجۀ نیاز اصیل افراد امروزین تاریخمان بشویم و در آن راستا فضای «اشاره» به حقیقت را به میان آوریم. که البته این مطلب، عرض عریضی دارد. حداقل خوب است که طلاب عزیز نسبت به آن بیندیشند. موفق باشید
سلام استاد: در کتاب جایگاه رزق در هستی فرمودید رزق خودش میاد با کمی تلاش. حالا بنا، روحانی یا حسابدار باشید اما در صحبت حضوری من گفتم میخوام طلبه بشم فرمودید خونه و ماشین کسی برات تامین میکنه برو حوزه اما اگه نه برو فرهنگیان و از حقوقش استفاده کن، خب این با حرف کتاب در تناقض هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! رزق، مقسوم است و خداوند راههای کسب آن را در مقابل ما میگشاید. با توجه به شرایطی که فرمودید و قبولی دردانشگاه فرهنگیان گمان میرود مسیر رزق شما حضور در دانشگاه فرهنگیان باشد. ولی اگر خداوند جنابعالی را علاقهمند کرده به حضور در حوزه، ان شاءالله از همان طریق رزق شما را نیز فراهم میکند. موفق باشید
سلام علیکم: «فاقتلوهم حیث ثقفتموهم» «واقتلوهم حیث وجدتموهم» «فان قاتلوکم فاقتلوهم» ... نصرت الهی در جنگ زمانی نازل می شود که دستورات جنگی باری تعالی اجرایی شود و ترس یا محافظه کاری در جنگ مانع نصرت الهی هست. اگر دشمن رهبر ما را ترور کرده است و ناو دنای ما را زده است؛ احتیاط در زدن ناو دشمن و صرفا فراری دادنش با پهپاد و تیرهای اخطار به جهت عصبانی نشدن او از کشته های زیاد و عدم گسترش جنگ، خلاف نص دستور الهیست. چرا دشمن باید روی جان تک تک سربازان خویش اینگونه حساس باشد و ما تعدد کشته های خویش را هضم می کنیم؟ گویا بین فرهنگ شهادت و ارزش گذاری و حساسیت بر جان ها خلط کرده ایم که خود جای بحث مفصل دارد، حال آنکه دو مقوله مثبت ولی جدا از همند. دستور الهی می گوید وقتی دشمن ضربه ای میزند باید او را دنبال کرد و همان ضربه و یا دردناک تر از آن را به او وارد کرد. رهبر شهید فرمود خطرناک تر از ناو آن سلاحی است که آن را به اعماق دریا میفرستد؛ تازه آنکه آن زمان ناوی از ما زده نشده بود چه رسد به الان ... آیا تمرد از دستور الهی و تصمیم بر اساس حساب کتاب های روی کاغذ اگر غضب الهی را به همراه نداشته باشد حداقل نصرت او را مانع نخواهد شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این نکته که قرآن عزیز میفرماید، بحثی نیست. بحث در آن است که اگر با همۀ جنایتکاری اظهار آتش بس کرد برای مذاکره، و حیلهگرانه هم چنین پیشنهادی را مطرح کرد، باید بپذیریم و نشان دهیم توان احقاق حق حتی در مذاکره در عین اقتدار را داریم و یا نباید مذاکره کرد. این است تفاوت دو جریانی که یک جریان، موافق مذاکره است با آن ده شرطی که ذیل نظر رهبر معظم انقلاب ما گذاشتیم و عدهای که مخالف آن هستند. که البته باید بدون اتهام به هر کدام و بدون اختلاف، به هر دو نظر فکر کرد. امری که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و عرض ادب و تبریک عید سعید غدیر 🌹. من مرد خانواده ام با حدود ۳۵ سال سن و وضعیت اقتصادی خانواده بگونه ایست که برای خرجی یکبار مسافرت در سال مثلاً به مشهد مقدس حتماً قرض و وام ضروری است. یعنی اگر قشر متوسط جامعه را ۵ قسمت کنیم ما در یک پنجم پایین هستیم برای برقراری تعادل دخل و خرج، هر کسی از عموم اهل جامعه به صورت یقینی میگوید شغل و درآمد دوم برای من لازم و قطعی است. اما من دچار رکود روحی شده ام و طبق شناخت خودم از خودم میدانم به غیراز مطالعه نظام مند و رشد و ارتقای علمی (منظورم تحصیلات حوزوی یا دانشگاهی) این افسردگی از بین نمیرود. چون این حالت حتی سر کار و مشغله نیز من را رها نمیکند. حالا سوالم این است وظیفه من یعنی وظیفه ای که خداوند از بنده اش دراین مواقع انتظار دارد چیست؟ آیا بروم سراغ شغل دوم که برای من میشود کار در اسنپ یا کار فست فود ها و رستوران ها در شیفت عصر تا نیمه شب؟ یا اینکه بروم سراغ تحصیل مثلاً در حوزه علمیه یا دانشگاه، به این امید که ان شاء الله علاوه بر طلب علم، خدا در رزق و روزی ما وسعتی قرار دهد چون در احادیث هست که خدا روزی اهل علم را تضمین کرده است. استاد عزیز بجز پاسخ سوال بالا لطفاً بفرمائید در دوراهی ها چگونه از سردرگمی در آییم وقتی ظاهراً از مشورت و توسل جواب نمیگیریم. ببخشید که متن طولانی شد. با تشکر فراوان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این خوب است که روحیۀ مطالعه بخصوص در امور معرفتی و معنوی را محفوظ نگه دارید و در دل همین روحیه در صورتی که فعالیت اقتصادی به صورتی پیش بیاید که این روحیه محفوظ بماند، جا دارد. و در این موارد یعنی در دو راهیها میتوانید افرادی را مدّ نظر قرار دهید که از جهاتی به شخصیت شما نزدیکاند. موفق باشید
آتش زدن عکس روحانی خائن و ظریف بهائی زاده در اجتماع شبانه بله آفرین درستش همینه✅ باید ننگ نامه را هم آتش بزنید✌️ بعضی فکر میکنند چون انقلابیون سروصدا کردند واقعا ظریف از دولت کنار رفته و هیچ کاره است‼️ اشتباه میکنید ظریف همه کاره است‼️ آنهمه فشار که در ایام انتخابات خورد، برای این بود که قرار بود با کشتن رئیسی کشور را دست این خائنان بسپارند تا صهیون را از خطر نجات دهد‼️ و دیدید که شد و جبهه مقاومت یک به یک نابود شد و نوبت به ایران رسید و اگر به کمک ظریف و تیم خائنش در دولت امید نداشتند هرگز ریسک حمله به ایران و کشتن امام را قبول نمیکردند❌ ⭕️ ملّت ایران همانطور که کمر فتنه را شکست، کمر فتنهگر را هم باید بشکند. ۱۴۰۴/۱۰/۲۷ اگر این دستور امام شهیدمان را اطاعت کرده بودیم و کمر فتنهگر را هم میشکستیم، امروز عزادار امام خود نبودیم😭 ای کسانیکه با پرچم سرخ خونخواهی🚩🚩 خواب وفاقیون با دشمن را آشفته کردید! بخدا که اگر خط سرخ پرچم های شما نبود؛ خون امامتان را به همراه شرف و عزت و اعتبار مملکت فروخته بودند‼️ استیضاح پزشکیان، عزل قالیباف، مذاکره نمیخوایم سر ترامپ رو میخوایم، مرگ بر سازشگر، از بنی صدر عبور کنید تا به دشمن پیروز شوید‼️ #قوموا_لله #مرگ_بر_امریکا #مذاکره فریب است🚨 سلام استاد اگر این کار غلط است چطور میشود جلویش را گرفت؟ استاد از صمیم دل التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: روش حکیمانۀ آقای شهید ایران عبور از این افراد و افکار بود به همان صورتی که انقلاب را از جریان آقای هاشمی عبور دادند همانند مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» که از خلفاء عبور کردند زیرا درگیری مستقیم و یا توهین به این افراد، سیرۀ اهلالبیت «علیهمالسلام» نمیباشد. همینقدر عرض کنم جناب آقای دکتر عبدالفتاح عبدالمقصود دانشمند سنیمذهب در کتاب «امام علی بن ابیطالب» که در ۸ جلد تألیف فرمودهاند، و جلد اول آن را مرحوم آیت الله طالقانی که به تعبیر حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» مالک اشتر انقلاب بودند؛ ترجمه نمودند در همان جلد اول میفرمایند از عظمت علی «علیهالسلام» همین اندازه بس که همگان میدانستند راه او و نگاه او از راه و نگاه خلفا جداست و در عین حال از همکاری و کمک به آنها هیچ دریغی نمینمودند. موفق باشید
۱. استاد چرا عده ای با وجود صراحت کلام سید علی خمینی سخنران مدعو مراسم رهبری ، باز با تقطیع و شیطنت و نامردی سعی دارند به فتنه گری و بی اعتبار سازی نهادها و تصمیمات نظام ادامه دهند؟ ۲. خاطر شریفتان هست سالیان قبل در یکی از انتخابات ها رهبر شهید گفتند نظر من به فلان کاندیدا نزدیکتر است ، بر اساس قاعده ای که عده ای دارند تشریح و بنا میگذارند که مسئولان وقتی نظر رهبری را میفهمند دیگر حق ندارند خلافش را انجام دهند و بالاترین نهاد نظام یعنی شعام را انگ میزنند و تخطئه میکنند که آرائشان باطل است چون میدانستند نظر رهبری این نیست ، بر این مقدمات این افراد نتیجه نخواهند گرفت که مسئولین موظفند آراء انتخابات را در مثال فوق دستکاری کنند؟ و یا اگر سهام حق ندارد رای دیگری دهد پس به طریق اولی مردم حق ندارند رای دیگری دهند ؟ عاقبت این حرف های عجیب به کجا ختم میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : حقیقتاً به نکته مهمی متذکر هستید و دغدغه بنده نیز از همین جنس است که چرا همدیگر را نمیفهمیم و چرا در جهانِ نیروهای انقلاب که انگیزههای مقدس دارند حاضر نباشیم ؟ بنده نیز همین نوع فعالیتهایی که متذکر شدهاید را دیدهام و واقعاً نگران هستم که چرا بعضیها با انگیزه های به ظاهر انقلابی و ولایی ، چنین میکنند. امید است مردم عزیز ما مرز خود را از این افراد جدا کنند . نمونه کارهایی که انسان را نگران میکند میتوانید ملاحظه بفرمایید https://eitaa.com/arshiv3133/250 که چگونه با تقطیع سخنان حجت الاسلام آقای سید علی خمینی عملاً موضوع را تغییر میدهند. خود مردم ما باید با هوشیاری و سواد رسانهای متوجه این امور باشند. اتفاقاً آقای مهدی محمدی متذکر همین امر شدند که جناب حجت الاسلام سید علی خمینی بر آن تاکید داشتند https://eitaa.com/mohammadi61/1046 موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: سید مجتبی خامنه ای حفظه الله تعالی در مقایسه با رهبران الهی قبل از وی در زمانه ای به رهبری منصوب گشت که ظرفیتی بیش از پیش به ظهور آمده بود که این مهم بی شک بیگانه از شخصیت ایشان نبود؛ تاریخ سید مجتبی تاریخی بسیار گشوده تر از سید علی و سید روح الله رحمهما الله است. همچنان که دکتر حداد عادل چندی پیش در برنامه «پدر امت» متذکر گشت که ساده زیستی رهبر انقلاب خیلی بیشتر از امام شهید بود. ساده زیستی نیز همچون وعائیست که از طرفی نمایانگر ظرفیت بیشتر است و از طرف دیگر جامعیت علمی عملی بیشتری را ایجاد می نماید؛ همچنان که در دورانه سه ماهه رهبری ایشان معلوم و مشهود است ژرف نگری ایشان. حال با این اوصاف چگونه است که با اینکه وظیفه خبرگان رهبری شناخت اصلح است، سید مجتبی را در دوارن امام شهید به رهبری منصوب نکرد؟ آیا این با وظیفه الهی این مجلس همسوست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: از قبل هم زمرمۀ آن بود در حدّی که آقای میرحسین موسوی چندسال پیش مطالبی را رسانهای کرد که میخواهند با مطرح کردن آقا مجتبی، ولایت را موروثی کنند. و شاید به همین جهت خبرگان مستقیماً ورود نکردند، ولی بسیاری میدانستند که آیت الله سید مجتبی خامنهای استعداد رهبریِ انقلاب را به خوبی دارند و به همین دلیل میتوان گفت خداوند اراده کرده است به طور خاص این انقلاب در مسیری کاملاً حساب شده جلو و جلوتر برود و همچنان که در https://eitaa.com/matalebevijeh/22800 عرض شد حضرت علی «علیهالسلام» یعنی تحمّل آنچه قابل تحمّل است و نباید بر سر آن اختلاف کرد و عدم تحمّل آنچه قابل تحمّل نیست که در این زمان آنچه قابل تحمّل نیست و نباید کوتاه آمد؛ مقابلۀ ما با استکبار و رژیم اسرائیل میباشد و آنچه قابل تحمل است دامن نزدن به اختلافات داخلی که حکایت سیرۀ مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» است با نظر به آیندۀ درخشانی که نباید با دامن زدن به آن اختلافات، آن آینده و تاریخ حضور تاریخیِ عبور از آمریکا به تأخیر بیفتد، حضوری که همچون خورشید در افق امروزین ما در حال درخشش است و رهبر معظم انقلاب با نظر به آن آیندۀ بزرگ، ما را از اختلافها برحذر میدارند. و این است بصیرت حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای. موفق باشید
با سلام و ادب محضر استاد گرامی: جناب طاهره زاده سوالی خدمتتان داشتم مبنی بر اینکه اخیرا پدرمان دار فانی را وداع گفته. از خصوصیات ایشان علاقه مندی به دنیا واموالش بود و بسیار به سلامتی و احوالات جسمانیش کوشا و ساعی بود با اینکه در سن نود و دو سالگی بود ولی منتظر مرگ نبود و ناگهانی از دنیا رفت. از شواهد رویاهای اقوام ایشان را دیدند که ناراحت بوده و اضطراب داشته و نگران. استاد آیا ایشان ممکن است هنوز مرگ را باور نکرده است و ما فرزندان چگونه می توانیم به ایشان کمک کنیم تا روح ایشان در عالم برزخ آرامش داشته باشد؟ ممنون میشویم ما را راهنمایی فرمایید. متشکرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وظیفه بازماندگان متوفی هست که در حد توانشان از صدقه و نماز غفلت نکنند و اگر امکان مالیاش اجازه میداد مقداری از اموال را در خیریه برای باقیات الصالحات ایشان قرار دهند. موفق باشید
سلام علیکم: ممنون از حوصله ای که برای پاسخ به سوالات خرج میکنید. اما جسارتا عارضم با اینکه سوالات درباره مذاکرات و جنگ بسیار شفاف و مستدل هستند متاسفانه جوابها کلی و مبهم هستند در نتیجه برای مخاطب پرسشها و اشکالات مطرح شده همچنان بقوت خودش باقی می ماند. آقای طاهرزاده دائما به صحبت های آقای مهدی محمدی ارجاع میدهند در صورتیکه ایشان هم در برنامه من ایرانم همینطور کلی و مبهم جواب سوالات رو دادن. خلاصه آنکه حجت شرعی مذاکرات همچنان جای سوال و تردید خیلی از مردم است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در صحبتهای حاج آقا طائب، https://eitaa.com/matalebevijeh/22490 جایگاه آن وجه از مذاکره را با نظر به آیات قرآن روشن میکنند که البته اجازۀ رهبر معظم انقلاب نیز برای ورود در آن مذاکره جای خود را دارد. پس بحث در مذاکره همراه با اقتدار و یا عدم مذاکره است که به نظر بنده هر دو در جای خود قابل فکر است به همان معنایی که در https://eitaa.com/sot_enghelabi/22233 توانسته جایگاه منطقی و غیر منطقیِ مذاکره را بیان نماید. موفق باشید
سلام و عرض ارادت چرا در کانال از محمدی صوت میگزارید کارشناسی که صحبتهای ظریف رو عینا تکرار میکنه از شما خیلی تعجب میکنم حاصل اعمال چهل ساله کجاست ؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به تخصص و سوابق آقای دکتر مهدی محمدی است که جناب سردار قالیباف به خوبی تشخیص دادند ایشان را به عنوان مشاور انتخاب کنند. پیشنهاد بنده آن است که آزاد از این قضاوتها و با نظر به پیام رهبر معظم انقلاب که به ما توصیه میکنند تا آنجا که ممکن است از اختلاف پرهیز کنیم؛ با دقت به نکاتی که آقای محمدی میفرمایند فکر کنید بدون آنکه بخواهیم مرید کسی باشیم. عنایت داشتید که حتی برنامۀ «به وقت ایران» که بحمدالله عزیزان اهل نظر و اندیشمند آن را اداره میکنند، اخیراً آقای محمدی را در رابطه با نکات مهمی که عموماً ایشان در آن صاحبنظر هستند دعوت نمودند و البته این بدان معنا نیست که از دیگر صاحبنظران در این مورد مانند آقای دکتر سعدالله زارعی و یا آقای دکتر خوشچشم غفلت شود. ولی در هر حال با نظر به جایگاه و تخصص ایشان اگر به دنبال نکات استراتژیک در مورد جنگ اخیر هستید، حتماً نمیتوانید از امثال آقای محمدی منصرف شوید. آیا این حاصل اعمال 40 ساله نیست که گرفتار جوّ انکارِ دیگران نمیشویم؟!!! عرایضی در سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در شماره -106 تحت عنوان«ما و جهانی که همه در آن جهان هستیم» شده است خوب است نظری به آن بیاندازید.https://eitaa.com/bartarin_hozoor موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب و ارادت محضر استاد عزیز! چهارشنبه در جلسه «ما و برکات یگانگی و خطر تقابل بزرگ»، نکاتی جاری شد که وقت بیان در محضرتان نبود، اندکی مینگارم تا او چه بخواهد و چه پیش آید. شما از سبک شدن گفتید، بارها در جاهای مختلف به اینکه ما باید یک سبک شویم اشاره کردهاید، مدتها برایم ابهام داشت که چه سبکی؟ و ما انسانیم در عین تفکر و اندیشه محتاج مصداق. اکنون که در این نقطهی خاص تاریخ ایستادهایم، مدتی است فکر میکنم شاید بهتر است بگوییم ما فرزندان و نسل آقای شهید ایران چارهای جز این نداریم که متفکرانه و متدبرانه چشم باز کنیم و دست به زانو زده و سبک «امام خامنهای شهید» را سرلوحهی خویش قرار دهیم. آری الحمدالله عشق به او پیشران ماست، اما سختی این راه این است که باید او شویم، پس با فکر، بصیرانه نگاه کنیم و حرکت و عمل کنیم. سبک آقای شهید ایران در تمام مراتب و حوادث عظیم انقلاب اسلامی وجود دارد: آری حدود ٣۶ سال سبک او در لباس زعامت و رهبری پیشروی ماست و حدود ۱۰ سال در لباس مسؤل و مجاهد پس از پیروزی انقلاب اسلامی و بیش از ۱۰ سال در لباس مبارز و مجاهد قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، حقا تابلویی بینظیر و دقیقی برای انسان انقلابی و آزاده ترسیم کرده است که ابهامی ندارد، هرچند درک آن، محتاج انس با قرآن و شناخت انسان و شناخت تفکر امام خمینی به عنوان مبادی فکری ایشان است تا عقلانیت و زمانهشناسی و حضور به موقع و خروج به هنگام داشته باشیم وگرنه با کجفهمی و بیهنری خویش میتوانیم آن را هم چون تاریخ عظیم شیعه گشتل کرده و به حاشیه رانده یا به حجاب فهم نابخردانه خویش بکشانیم، البته این هم محرومیت شخصی است وگرنه سبک او مانا است و اهلش با او پرواز خواهند کرد. آری سبک او، سبکی است شفاف و روشن که البته بسیار حکیمانه و آیندهنگارانه است و از شدت شفافیت و روشنایی ممکن است خطر سادهنگری آن را به حجاب برد و چون بسیار حکیمانه است ممکن است ترس ما که او نیستیم و ما نمیتوانیم ما را از آن بیبهره کند. امری بسیار لطیف و باز هم صراطی است که باید با توسل به خودشان و توکل به حق به آن چنگ زد. کلام را طولانی نکنم، نهایت و غایت سبک آقای شهید ما در وسعت بسیار زیادی پیش چشم ماست، همو که میفرماید روی کفنم فتوایم در اتحاد بین شیعه و سنی را بنویسید تا نهایت سعه وجودی مورد نیاز جهان اسلام را در مسیر رشد مورد نیاز انسان مسلمان متذکر شود و این ذکر دیگر فقط یک فتوای ساده نیست، یک فتوایی است که خونشان بهای درک و فهم آن است. پس برای عبور از ظلمات آخرالزمانی و ایستادن در جبههی نهایی مبارزهی انسان با مستکبرین جهان وحدت حیاتی است، با تمام اختلاف نظرها. اما شاخص بودن سبک آقای شهید ما این است که در عین این فتوا، پای اصول و مبانی شیعه مستقر است و هر سال دههی فاطمیه روضهی حضرت زهرا سلاماللهعلیها را برپا میکند و میفرماید رزق و روزی سال مردمم را آنجا میگیرم. این یعنی جامعیت حضور ایشان. اگر این گفته نشود فرزندان بر حق او عمق کلامتان را شاید متوجه نشوند و فقط کنند دارند دعوت به رها کردن میشوند، در حالی که منظور حضور تاریخی در سایه وحدت اسلامی و حتی انسانی است برای فتح الفتوح نهایی این تاریخ. درکم این است، زاویهی دید بسیار باز و گستردهی آقای شهید ما که در اوج درک اسلام و انسان و انسان این تاریخ است، به سوی افق حقیقی اسلام حرکت میکند. و امروز ولیزمان ما و نایب برحق امام زمان عج، فرزند صالح ایشان که وجودشان و کلامشان سند حقانیت انقلاب اسلامی و حقیقت ولایت فقیه است در پیام خویش تابلوی عظیمی از این وسعت را به نمایش گذاشت، آری! او به همهی عالم نشان داد ولی فقیه و رهبری در انقلاب اسلامی یعنی تجلی و سردمداری جمهوریت، و علی الاصول او یعنی قطعا من ولی فقیه امت اسلامی که باطن ساری و جاری امت اسلام را صیانت، زعامت و رهبری میکنم بر اصول حقیقی اسلام که مبارزه با استکبار است ایستادهام و حتی اذن و اجازهای که دادم برای تفاهمنامه و مذاکره با ایستادن در موضع اصول است و عَلَم مولا را برداشتم برای رفع موانع در مسیر راه رسیدن به قله، برای شدن تک تک انسانهای هم عصرم، از توی مردم انقلابی کف خیابان که باید سعه وجودی داشته باشی و علمدار وحدت باشی تا آن انسانهای منتظر منجی عالم ولی در سیطرهی رسانه و مکر استکبار، همه و همه. آری او که بر اصول ایستاده، اجازه حرکت در جهت مذاکره را داده، او که منتقم است، متوجه سبکهای مختلف انتقام است... چون وسعت و جامعیت مسائل بسیار است و محدود نیست. قضیه به اصطلاح صراطی است یعنی بر لب تیغ به سوی حق حرکت کردن، ساده نیست، راحت نیست، عمیق است و بصیرتی تاریخی را محتاج است که البته حضرت آقا سیدمجتبی خامنهای متوجه است که باید با همین مردم این مسیر طی شود و به این دلیل با مردم در میان میگذارند، او با تمام وجود ایستاده تا مردم را به سمت ریل قطار تمدن نوین اسلامی که آقای شهید ما زیر ساختهایش را فراهم کرده، سوق دهد. سبک نرم افزاری شیعه و آزادمردان تاریخ، بودن است نه صرفا گفتن، و یا بهتر است بگویم «بودنی است در عین گفتن» ولی تحمیل در آن نیست ولی تبیین هست، ایجاد میدان تفهیم هست. یعنی زبانش بر آمده از جانش است که جانش همان سبک بودنش را به تجلی میکشد البته در موقعیتها این موضوع به صحنهی نمایش میآید. نظرتان را مشتاقانه با جان پذیرا هستم انچه نوشتم قطعا پر از نقص است. یک تعبیر شاعرانه هم در جلسه به جانم نشست، برایتان مینویسم، امیدوارم در توصیف عاجز نباشم. وقتی از وحدت میگفتید و از اینکه در نقص دیگری متوقف نشویم. و فرمودند شاید حتی خیرخواهی خالصانه در درک دیگری این است که باید پوشاننده نقایص باشیم. گلبرگهای گل در نظرم آمد، هر گلبرگی زیباست و لطیف اما در نقطه اتصال که گل کامل متولد میشود، یک حالتی دارد که خود را به کاسبرگ میسپارد تا آن حالت را بپوشاند، ظاهر آن جمع شدن در پس زبری حتی هست ولی زیباست و گل متولد میشود در آن اجتماع لطیف و زیبا.... سرتان را درد آوردم و وقت چون دُرتان را گرفتم، امیدوارم آنچه به قلم آمد، راهی بر خودم و انسان منتظر تاریخ بگشاید و اطاله کلام و زمان نباشد. این روزها، دردم دغدغهی امامی است که در غیبت پس غیبت است و درک شدنشان حتی توسط طرفدارانشان بسا بسیار سختتر از درک شدن امام و پدر شهیدشان است. ما خسران زدگان تاریخ هستیم و امام شهیدی از بین ما رفته که ابرمردی بیمانند بود و هر چه بگوییم کم است برای وصف این خسران عظیم... دل به هیچ تسلی نمییابد جز بیانات خودشان و پیامهای امام جوانمان. دعا کنید اگر عمری هست در راه او باشد ولاغیر. حلال بفرمایید و التماس دعای خیر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که ملاحظه فرمودید آقای شهید ایران حتی شیعه را برای جهانیان معنا کردهاند تا گمان نشود شیعه یک فرقهای میباشد مقابل دیگران، بلکه رسالتی است تا به همگان عظمت انسانیِ آنان گوشزد شود و همانطور که فرمودید این رسالت، حقیقتاً هویت صراطی دارد یعنی از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است و با نظر به شخصیت امروزین آقای شهید ایران و رهبر معظم انقلاب میتوان این راه را طی کرد مشروط بر آنکه بدانیم همچون «مو» باریک و ظریف است و تأمّل زیاد نیاز دارد، و همچون شمشیر تیز است و نمیتوان روی آن متوقف شد. نکته، نکتۀ دقیقی است که سبک نرمافزاریِ شیعه چگونه باید باشد که انسان با بودن و شخصیت خاصی که در مواجهه با افراد به میان میآورد، هرکس با هر موقعیتی که دارد خود را در آن فرد جستجو کند و به خود آید که چه کسی میتواند باشد بدون جدال و بدون تحمیل نظر. در شهادت آن مرد الهی، تولد دیگری برای هر آن کس که با انسانیت خود، خود را درک میکرد پیش میآید. به عنوان نمونه https://eitaa.com/matalebevijeh/23334 همانطور که عرض شد: این عزیزان به دنبال چه نوع حضور و چه نوع انسانیتی بودند که تا این اندازه سرگردان شدند و حال، خود را در آقای شهید ایران یافتند؟ که در واقع تولّد دیگری میباشد. در این مورد رفقا زحمت کشیدهاند و در کانال «رهبر شهید و آینه انسانیت» https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat بعضی از این موارد را جمعآوری کردند. آری! «رهبر شهید و آینه انسانیت». موفق باشید
سلامی به گرمی محبت: دلم میسوزه که ما بعنوان یک ملت کم با هم درباره اختلاف نظرات صحبت میکنیم هرچند قرار نیست اختلافات بینمان با گفتگوهایی حل شوند که از دو سوی یک جوی و در کمال جدایی و درک نکردن ها صورت گیرد. که گاهی آنطرف جوی نمیرویم و کمی قدم نمیزنیم که کفش یکدیگر را نمیپوشیم و قضاوت میکنیم که عمیق ترین زندگی یعنی یگانگی ذیل محبت را بی دلیل رد میکنیم. در حالی که با دشمنی روبروییم که از پس کل کره زمین بر آمده و هر تمدن و روحی را شکست داده و حال ما باید بدانیم که او پیچیده و به تمام نقاط ضعف های مردمان آگاه و از همه ترفند ها استفاده میکند. موضوع صرفا بحث سر مذاکره کردن یا جنگ نظامی که امری گذراست نیست بلکه اصل فکر نکردن به این جداییهاست. هرچند با گفتن اینکه این مذاکره موضوعش تفاهم با دشمن نیست و در واقع ترفندی برای استقرار پیروزیهاییست که آن پیروزیها نیز صرفا نظامی نبوده بلکه مجاهدت ها و ذره ذره خون های مظلومان و جنگ های نرم توسط سربازان گمنام و مظلوم و صبر بر همه اینها و در سیطره سنت و امر پروردگارمان صورت گرفته. کسی این حرف ها را میزند که هزاران ساعت گفتگو را با مخالفان خود داشته و از کودکی هرگز توسط هیچ کسی درک نشده اما هیچ گاه دست از این عشق میان انسانها نکشیده و عمیق به این موضوع اندیشیده. قرار نیست که با قلدری در زمان زور داشتن بر کسی پیروز شویم مخصوصا اگر آن کسان همراهان راهی باشند که درش براه افتادیم و قرار نیست گول دشمن را خوریم یا قرار نیست مدت کوتاهی را با هم مدارا کنیم و در میادین زندگی تاریخیمان رشد نکرده باشیم. هرچه پیش آید درواقع میدانیست برای امتحان و امتحان میدانیست برای پرورش ما و پرورش ما همان اصل دین است و بخدا قسم دین و حقیقت ارثیه ما نیست و نه تحت کنترل یا اراده های نفسانیمان بلکه راهی است برای تسلیم تا رشد و در نهایت تغییر. اگر غیر این بود خدا همان روز اول دشمنان را نابود میکرد. چقدر عمیق قلب دوست دارد تا زندگی کند و زندگی به خدا قسم یعنی ادراک یکدیگر هرچند آن ادراک فضولی کردن یا دخول به قلب دیگری برای تجاوز و تحقیر نیست ولی بهشت هایی ایست که مهمان کوتاهشان میشویم و باید ادامه یابد. مردم دو نوعند عده ای تنها که پذیرفتند بی کس باشند و عده ای که به هر خیانتی از دیگران تن بدهند و با سیاست رابطه های میان انسانی را شکل دهند ولی ما غیر از این دو گونه ایم ما هم به تنهایی معنوی هر انسانی معتقدیم و هم به ارتباط میان انسانی که در عین محبت و احترام و یگانگی انسانی است. اگر این محقق شود دیگر هیچ فرزندی بد نمیشود هیچ والد و همسری بد نمیشود و تمام جرایم از زندگی محو خواهند شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما از طریق اسلام عزیز، تاریخی را شروع کردهایم تا در میدان «تقوا» رشد کنیم. در میدان «تقوا»، تقوایی که به حکم: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا» زمینۀ هرچه نزدیکیِ خداوند به انسان میشود تا مرز معیّت خدا با انسان و احساسی متعالی که در این معیّت سراغ انسان میآید و در چنین شرایطی یاران انقلاب و یاران رهبری سخت باید مواظب تقوای خود باشند و از هر سخنی که این تقوای عزیز را در ما ضعیف کند، پرهیز نماییم. موفق باشید
سلام علیکم: در آخرین سوال درباره تزاحم حکم قصاص سران آمریکا و مذاکره با آنها سوالی پرسیدم که جواب شما برای بنده قانع کننده نبود. بگذارید سوال رو طور دیگه مطرح کنم. هر مذاکره به توافق و تفاهمی باید منتج بشه و اینها هم تا امضا رئیس جمهور کشور طرف مذاکره نباشد اعتباری ندارد! حال که به فرموده امام جامعه امضا رئیس جمهور آمریکا فاقد اعتبار است آیا جایگاهی برای مذاکره باقی میماند یا طبق معمول مذاکره کننده های ما با دیدن پوست موز روی زمین باید بگویند ای وای دوباره باید به زمین بخوریم؟؟؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به پیام رهبر معظم انقلاب نسبت به دلسوزی مسئولین محترم، وقتی رهبر معظم انقلاب به خوبی جایگاه رئیس جمهورآمریکا و آمریکا را آنچنان روشن میفرمایند «...که امضای رئیسجمهور امریکا چقدر بیارزش و نامعتبر است و زورگوئی، تمامیّتخواهی و وحشیگری، اجزاء لاینفک مرام و مسلک آمریکایی میباشد. امروز شیطان بزرگ بار دیگر چهرهی واقعی و بدون نقاب خود را آشکار کرده تا این تجربهی تاریک از جنایت و بدعهدی، سند محکم دیگری بر دروغگویی، غیرمنطقی و غیر قابل اعتماد و پلید بودن آمریکا باشد.» فکر نمیکنم جایگاهی برای تفاهم حتی تفاهمی که مفاد آن را ما تعیین کرده باشیم باقی مانده باشد. به هر حال این رهبر انقلاب هستند که با بصیرت تمام و درک شرایط تاریخی مان تصمیم میگیرند. موفق باشید
سلام بر همۀ عزیزان: با نظر به سفر اربعینی در عین دعاگویی برای همۀ رفقا، از اینکه مدتی امکان جوابگویی به سؤالات نیست؛ عذرخواهی میشود. التماس دعا
سلام بر همۀ عزیزان: با نظر به سفر اربعینی در عین دعاگویی برای همۀ رفقا، از اینکه مدتی امکان جوابگویی به سؤالات نیست؛ عذرخواهی میشود. التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و درود خدمت شما استاد عزیزم خدا قوت و تندرستی خدمت شما و خانواده محترمتون چند سوال خدمت شما دارم تشکر که با حوصله برامون وقت میذارین و جواب میدین... ۱- در کتاب ده نکته معرفت در قسمت مقدمه فرمودین گوشها و زبانها منتظر گفت تازهای هستند نه تازهای بریده از حکمت گذشته، و بعد چند خط بعد فرمودین این اولین قدم ارتباط با معلوم زنده است نه معلوم مرده... منظور چیست؟ ۲- خطبه ۱ قسمت ۳۸ در مورد فلسفه حج فرمودین که اگر حج تعطیل بشود دنیا به آخر میرسد، فرمودین که در همین کتاب نهج البلاغه هم آمده و در صورتی که برای نماز چنین حرفی نیست. خواستم بپرسم کجای نهج البلاغه اومده و اون جمله رو میتونین بفرمائید اگر امکانش هست.... ۲- در خطبه ۲ قسمت ۴ فرمودین که نهج البلاغه تعلیمی نیست، اگر تعلیمی بود کسی حوصله نداشت بنشینه. حدیث نفس که حضرت علی این حدیث نفسه رو فرموده... در شرح جامع کبیره قسمت ۱ فرمودین که جامعه کبیره تعلیمی است خود حضرت هادی یاد داد و آموزش داد به یارانش.... هر دو کلام معصوم، فرقش نامحسوس... ۳ـ در خطبه ۲ قسمت ۲۲ فرمودین خدا به معنای جلال ؛بعید به معنای جمال؛ قریب ، به خدای قریب به مقصد بعید که امام زمان است قلبش را از من راضی کند یعنی ما نمیتوانیم بگوییم ای امام زمان ، خدا را به ما نزدیک کن، بلکه باید بگوییم خدایا قلب امام زمانو به ما نزدیک کن... احساس میکنم برعکسم با واسطه راحتره... التماس دعای شدید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان نفس که در ذات خود «حیات» است و هرگز نمیمیرد؛ منظور است 2- به یاد ندارم در کجای نهج البلاغه بوده و یا بنده گفتهام. ولی از امام صادق (علیه السلام) داریم: «لَو تَرَک النّاسُ الحَجَّ لَما نوظِرُوا العَذابَ أو قالَ: انزِلَ عَلَیهِمُ العَذاب» اگر مردم حج را ترک کنند، در نزول عذاب مهلتی به آنان داده نمیشود یا که فرمود: عذاب بر آنان فرود میآید. 3- حکایت اسم «جلال» و «جمال» حضرت حق در موضوع توحید، حکایت بسیار مهمی میباشد از آن جهت که با جلال خود نشان میدهد که بسی بالاتر و متعالی است و با جمال خود در جلوۀ مخلوقات و اولیای الهی راه اُنس با خود را برای مخلوقات فراهم میکند و البته هرچیزی را که ما طلب میکنیم حتی جمال و جلال حضرت معبود را در جانِ جانان یعنی حضرت صاحب الأمر«عجلاللهتعالیفرجه» را باید از خدا طلب کنیم. موفق باشید
