بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41808

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: آیا در هر خانواده و هر محیطی می‌توان رشد کرد؟ منظورم رشد واقعی و کامل است. حد من چقدر می‌تواند باشد می‌توانم درحد سلمان و حاج قاسم و ... باشم یا باید بپذیرم که حتی در خوبی و رشد هم محدودیت وجود دارد؟ من بسیار ناراحتم و حتی دچار حسادت هم شده ام لطفا من را راهنمایی کنید. این سوال من را بشدت غمگین ساخته و وقتی که نه دردنیا قرار است خوب باشم در امور دنیایی و نه آخرتی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حالی‌که حتی در محیط خانۀ فرعون می‌شود همچون حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» رشد کنند، بنابراین محیط در جای خود علت اصلی نیست. در این موردمرحوم آیت الله حائری شیرازی در کتاب  ارزشمند «مربی و تربیت» نکات خوبی را با خواننده در میان می‌گذارند. مهم آن است که با تدبّر در قرآن و تأمّل در روایات جلو و جلوتر برویم. در این مورد امثال شهید مطهری عزیز برای ما حرف‌ها دارند. موفق باشید

41655

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

‌سلام استاد: چیزها گفتند مردم، نیست حتی چیزکی. نقض شد ضرب‌المثل‌‌ با حرف‌های دلقکی. گفتم از این سگ‌صفت بیزارِ بیزارم ولی، نه به سگ توهین نکن، دارد گناه حیوانکی. ناامیدی میوه‌ی گندیده‌ی اخبار بود. کشوری می‌سوزد از تحلیل‌های آبکی، گوش هرکس هم بدهکار حقیقت‌ها نبود، چشم را باید بشوید، یا بگیرد عینکی. عده‌ای تخریب‌گر، وحشی، مضر جامعه، عده‌ای دنبالشان با مغزهای آهکی. اعتراضات به حق مردمی شد بارِ کج. کِی رسید این راه ها حتی به ترکستانکی؟ دود تنها توی چشم آتش‌افروزان نرفت، مانده بر دیوار صدها خانه قاب کودکی. توی روز رأی‌گیری‌ خانه ماندی؟ شک‌نکن شد بهانه تا بیاید سمت ایران ناوکی، هر کسی وقت تمنای ولیّ در خواب بود، جنگ بیدارش کند، هر جا به هر آلونکی. بوستان سعدی و دیوان حافظ را ببند، تا بخوانم شعر نابی از کتاب رودکی. آخرت حق است، پس باید هنرمندانه مُرد، زیر پرچم در خیابان، یا که شهر موشکی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و صد آری! «آخرت حق است، پس باید هنرمندانه مُرد» و حال مائیم و خیابان و معراجی بس عزیزالقدر. حضور مردم در خیابان نوعی حضور مردمی است که خود را زیر سایۀ رهبر شهید ادامه می‌دهند، مردمی «خودآگاه» به جای توده‌های سرگردان که دشمن را نمی‌شناسند. مردمی در خیابان حاضر شده‌اند که حتی با حضور و بصیرتی عمیق‌تر از ابتدای انقلاب به صحنه آمده‌اند و معلوم است که دشمنان ما و وابستگان داخلی‌شان نسبت به این حضور، ناراحت باشند و به آن‌ها تهمت «رانت‌خوار» بزنند زیرا وابستگان به جبهۀ دشمن، دل‌بسته به نظمی هستند که در حال زوال است و اینان هستند که به دشمن تصور غلطی از ایران می‌دهند. موفق باشید

41645

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد محترم: خدا قوت. بخدا قسم روزی نیست که سینمون سنگین نشه و قلبمون درد نگیره که این پلیدترین موجودات روی زمین چه شد و چطور به خودشون جرأت دادند امام ما همه وجود ما دین و دنیای ما را بزنند. فقط میگیم اللهم انا نشکو الیک... بلکه قدری آرام بگیریم. بگذریم که در این رابطه حرف خیلی زیاده. فقط تو را خدا شما که تریبون دارید مخاطب دارید یه طوری بگید که درد اصلی ما چیه. ما تا دنیای آنها را به آتش نکشیم آرام نمی‌شیم. ما شکایت به خدا و امام زمان می‌بریم که اون موقع که رهبر عزیزمان را تهدید کردند صدایی از اونها که باید بلند می‌شد نشد، یا درخور نبود. بماند درد اینکه اندک صداهایی که مردانه اومدن تو صحنه را هم ساکت کردند و پشت تریبون عمومی و حتی بین المللی گفتند اینها یه عده ای هستند برای خودشان سر و صدا می کنند! همه ده شرط به یک طرف، انتقام خون رهبری یه طوری که دیگه جرأت نکنند حتی مرجعیت شیعه و ولی فقیه ما را تهدید کنند به یک طرف. باید بفهمند شیعه برای توهین و کوچکترین تعرض به امامش هم دنیا و رؤیای آنها را به آتیش می‌کشه چه برسه برای به شهادت رسوندنش. تو را بخدا یه وقت لابلای این هیاهو و مطالبات و... این مهم ترین گم نشه!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به بلایی فکر کنید که فرهنگ شیعه در این زمان با رهبری آن امام شهید بر سر جهان استکبار آوردند. جهانی که گمان می‌کرد به اوج خود رسیده و با سبک حضورِ رهبری در این جهان، آن‌ها در اوج بی‌معنایی خود هیچ راهی نمی‌شناختند مگر آن‌که او را به گمان خود از میان بردارند. این حکایت همۀ آن‌هایی است که گمان می‌کنند می‌توانند اولیای الهی را «فقتل من قتل و سبی من سبی واقصی من اقصی» پس کشته شدند آن کسانی که کشته شدند و اسیر شدند آنان که اسیر شدند، و از وطن آواره شدند آن کسانی که آواره شدند. به امید آین‌که از بی‌تاریخی، خود را نجات دهند و اتفاقاً درست برعکس شد و از این جهت آری! در مورد شیطان گفته‌اند: «در جهان جنگ، این شادی بس است / که بر آری بر عدو هر دم شکست». بیچاره، هزار نقشه می‌کشد و بعد ناکام می‌شود.  خوشا به حال ملتی که از آن رهبر شهید آموخته است که با «وقار» و «تاب‌آوری» و «ایمان» می‌توان جهان را دگرگون کند. و این است معنای زندگی و حضور در آینده‌ای که در خود آغاز کرده‌ایم. و این است معنای انتقامی نرم از جبهۀ استکبار که آن رهبر عزیز نسبت به انتقام حاج قاسم مطرح فرمودند. موفق باشید

41511

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: 1_چرا سوره ی توبه يا برائت هیچ مناسبتی با بسم الله الرحمن الرحیم ندارد؟ 2_گفته اند آن قدر گرم است بازار مکافات عمل گر به دقت بنگری هر روز روز محشر است و میدانم که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :الآن قیامتی قائم. سوال بنده این است که بعد از شهادت یا وفات، رحمت رحمانی خدا چرا همیشگی نیست؟ و همیشگی نبودنش به چه معناست؟3_بهتر است معنای ربّ العالمين را بجای این که پروردگار جهانیان معنی کنیم پروردگار جهان ها معنا کنیم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فرموده‌اند از آن جهت است که سوره به قهر الهی شروع شده 2- نمی توان گفت رحمت رحمانیۀ خداوند همیشگی نیست. مهم شرایطی است که زمینۀ تجلی رحمت رحمانی او را فراهم نماید 3- آری! می‌توان چنین گفت. موفق باشید

41493

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر درباره ی دعانویسی و طلسم سوالی دارم به نظر شما چگونه برخی افراد می‌توانند با طلسمی زندگی افرادی را بهم بزنند و حتی موجب درگیری و خونریزی در زندگی افراد شوند(حتی اگر اون فرد آدمی بسیار باخدا و مومن باشد)؟ درمقابل چنین چیزها چاره چیست؟ چگونه باید اثر بد آن را از بین ببریم؟ آیا می‌توانیم به دعانویس مراجعه کنیم (از نظر شرعی)برای دفع ان؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در رابطه با موضوع سحر و ساحری و جایگاه آن و راز تأثیر آن شده است که خوب است به آن مباحث رجوع فرماییدhttps://lobolmizan.ir/search?search=%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D8%B1%DB%8C&tab=sounds عنایت داشته باشید بالاخره شیطان دشمن انسان است و راه‌هایی برای اعمال دشمنی دارد ولی به حکم: «انّ کید الشیطان کان ضعیفاً» ما با نور ایمان می‌توانیم همۀ آن‌ها را خنثی کنیم. موفق باشید

41460

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد بزرگوار ارزش جهاد چقدره؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان نکاتی که مولای‌مان در رابطه با جهاد فرموده‌اند همۀ حرف است که خوب است به آن نکات رجوع شود. تا آن‌جایی که می‌فرمایند: «إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّة». موفق باشید

41459

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد بزرگوار نظرتان در رابطه با شهدا چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی تحت عنوان «قرآن و جایگاه شهادت و سید حسن نصرالله» شده است خوب است به آن مطالب رجوع شود. https://lobolmizan.ir/leaflet/1600?mark=%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%88%20%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87  موفق باشید

41325

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نقل از امام علی می‌گویند: (به سخن نگاه کن نه به گوینده سخن) اما از منظر بنده این حدیث اشتباه هست و می‌خوام در صورت صحت، برداشت شما رو هم بدونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این‌که فرموده‌اند: «وَانظُر اِلی ما قال وَلا تَنظُر اِلی مَن قال» باید به جایگاه آن سخن بیندیشیم که عبور از مریدبازی می‌باشد زیرا عده‌ای  بدون آن‌که در مورد سخنان بیندیشند، به صرف آنکه مراد آن‌ها آن سخن را گفته است، می‌پذیرند. در حالی‌که ما اگر حتی امامان معصوم عزیز سخنی گفته باشند با مبنای تعقّل، سخنان حکیمانۀ آن‌ها را قبول می‌کنیم امری که خود آن عزیزان ما را دعوت به آن می‌فرمایند. آری! خودِ عقل، ما را تا آن‌جا می‌رساند که متوجه می‌شویم سخنان آن‌ها  بعضاً ماورای صرفاً انتزاعی می‌باشد. موفق باشید.

42076

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

آتش زدن عکس روحانی خائن و ظریف بهائی زاده در اجتماع شبانه بله آفرین درستش همینه✅ باید ننگ نامه را هم آتش بزنید✌️ بعضی فکر می‌کنند چون انقلابیون سروصدا کردند واقعا ظریف از دولت کنار رفته و هیچ کاره است‼️ اشتباه می‌کنید ظریف همه کاره است‼️ آن‌همه فشار که در ایام انتخابات خورد، برای این بود که قرار بود با کشتن رئیسی کشور را دست این خائنان بسپارند تا صهیون را از خطر نجات دهد‼️ و دیدید که شد و جبهه مقاومت یک به یک نابود شد و نوبت به ایران رسید و اگر به کمک ظریف و تیم خائنش در دولت امید نداشتند هرگز ریسک حمله به ایران و کشتن امام را قبول نمی‌کردند❌ ⭕️ ملّت ایران همان‌طور که کمر فتنه را شکست، کمر فتنه‌گر را هم باید بشکند. ۱۴۰۴/۱۰/۲۷ اگر این دستور امام شهیدمان را اطاعت کرده بودیم و کمر فتنه‌گر را هم می‌شکستیم، امروز عزادار امام خود نبودیم😭 ای کسانیکه با پرچم سرخ خونخواهی🚩🚩 خواب وفاقیون با دشمن را آشفته کردید! بخدا که اگر خط سرخ پرچم های شما نبود؛ خون امامتان را به همراه شرف و عزت و اعتبار مملکت فروخته بودند‼️ استیضاح پزشکیان، عزل قالیباف، مذاکره نمیخوایم سر ترامپ رو میخوایم، مرگ بر سازشگر، از بنی صدر عبور کنید تا به دشمن پیروز شوید‼️ #قوموا_لله #مرگ_بر_امریکا #مذاکره فریب است🚨 سلام استاد اگر این کار غلط است چطور می‌شود جلویش را گرفت؟ استاد از صمیم دل التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش حکیمانۀ آقای شهید ایران عبور از این افراد و افکار بود به همان صورتی که انقلاب را از جریان آقای هاشمی عبور دادند همانند مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» که از خلفاء عبور کردند زیرا درگیری مستقیم و یا توهین به این افراد، سیرۀ اهل‌البیت «علیهم‌السلام» نمی‌باشد. همین‌قدر عرض کنم جناب آقای دکتر عبدالفتاح عبدالمقصود دانشمند سنی‌مذهب در کتاب «امام علی بن ابیطالب» که در ۸ جلد تألیف فرموده‌اند، و جلد اول آن را مرحوم آیت الله طالقانی که به تعبیر حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» مالک اشتر انقلاب بودند؛ ترجمه نمودند در همان جلد اول می‌فرمایند از عظمت علی «علیه‌السلام» همین اندازه بس که همگان می‌دانستند راه او و نگاه او از راه و نگاه خلفا جداست و در عین حال از همکاری و کمک به آن‌ها هیچ دریغی نمی‌نمودند. موفق باشید

42030
متن پرسش

‌ ‌ 🔸 این روزها که دغدغه‌های مختلفی، از جمله مسئله‌ی تفاهم‌نامه و چالش‌های آن و رویارویی با آمریکا پیش آمده، خطر اصلی‌ای که باید به آن اندیشید این است که آیا ما می‌توانیم در این مسائل «همدیگر را بفهمیم»؟ 🔹 فهمیدن همدیگر، غیر از قبول نظر یکدیگر است. ممکن است کسی مخالف تفاهم‌نامه باشد و دیگری موافق. اما آیا می‌توانیم در افق انقلاب اسلامی جایی برای یکدیگر قائل باشیم؟ یا تصور ما این است که انقلاب اسلامی یک «نظریه» است و ما یا با آن موافقیم یا مخالف، و از این رو دیگری را به تحجّر یا خیانت متهم می‌کنیم؟ 🔸 این خطر وجود دارد که ما خود را «ملاک حقیقت» بگیریم، به جای آن‌که خود را در وسعت تاریخی احساس کنیم و حقیقت را در میان خود جستجو نماییم. 🔹 آیا می‌توانیم به مسئله‌ی تشییع توجه کنیم که ما در تشییع حضرت آقا بناست از همه‌ی فاصله‌ها که هر کس با فکر خود چیزی را حق می‌داند و نمی‌تواند دیگری را استقبال کند، فراتر رویم و ماورای همه‌ی اختلاف‌نظرها، یگانگی خود را احساس کنیم؟ 🔸 در این زمینه، منشور برادری حضرت امام (ره) بسیار راهگشاست. آقای انصاری در نامه‌ای به امام نوشتند که امروز شاگردان شما دو گروه با نظرات مختلف اقتصادی و سیاسی هستند و این کار اداره‌ی کشور را سخت کرده است. از آن‌جا که آنان شاگردان شمایند، اگر یک نظر را ترجیح دهید، گروه دیگر کنار می‌روند و نظر واحد تثبیت می‌شود. امام در پاسخ، پیامی نوشتند که به «منشور برادری» معروف شد. اولین نکته‌شان این بود که «اختلاف رحمت است» و عالم تشیع در طول تاریخ با همین اختلاف پیش آمده است و نباید به دنبال یک نظر واحد بود. اما باید «برادری» را بین خود حفظ کنید که اصل و اساس حرکت، برادری است. در انتهای پیام فرمودند که راه سازندگی کشور از «وحدت، برادری و تفکر» می‌گذرد. 🔹 یعنی به جای نگرانی برای یک نظر واحد، نگران وحدت و برادری میان خود باشید. این امر اساس آینده‌ی اسلام را پیش می‌برد. 🔸 ما می‌توانیم ذیل انقلاب نظرهای مختلف داشته باشیم، اما این «پیدا شدن وحدت و برادری» در میان ماست که ضامن آینده‌ی انقلاب است، نه تئوری و نظر ما. 🔹 چالش امروز ما این است که فکر می‌کنیم اگر نظر ما محقق نشود، انقلاب به بحران می‌افتد و با تحلیل‌های مختلف می‌خواهیم آن را محقق کنیم. اما تحقق انقلاب به حفظ وحدت و برادری و یگانگی است. 🔸 اگر شهادت را به مثابه امری می‌بینیم که ما را در آینده حاضر می‌کند، باید به این راه بیندیشیم که شهادت راهی است که ما وحدت خود را می‌یابیم؛ مسیری که در آن یگانگی دوباره آشکار می‌شود. 🔹 همان‌طور که آقا درباره‌ی تشییع حاج قاسم فرمودند باطن ملت که یک نحوه یگانگی است، آشکار می‌شود. با این نسبت به تشییع می‌توانیم از جهان استکبار عبور کنیم. 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته و صد البته کافی است به جای اصرار بر گرایش خود، هر گرایشی که می‌خواهد باشد، هر چند محترم؛ خود را در ذات اندیشیدن پاس بداریم حتی به قیمت احترام به نظر «دیگری». این‌جا است که تازه معنای وحدت و برادری و تفکر، ظهور می‌کند و با علاقه‌مندی تمام در جستجوی اندیشۀ «دیگری» بخواهیم خود را معنا کنیم. و این، آن‌گاه ‌پیش می‌آید که تفکر، تاریخی باشد و نظر به افقی داشته باشیم که در مقابل‌مان بر اساس اقتضائات تاریخی گشوده شده است و همۀ اصرار بنده در این روزها برای حاضرشدن در برادری و وحدت و تفکر، همین نکته است که باید به افقی نظر کرد که به لطف الهی در این تاریخ در مقابل ما گشوده شده است و همچنان‌که فرمودید شهادت، اشاره‌ای است به آن افق. خدا کند همان‌طورکه حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند مشعل شهادت را همواره برپا داشته باشیم. موفق باشید          

41930
متن پرسش

سلام: در مورد تمجید استاد از سخنان حداد عادل؛ اولا تعریف آقا از مذاکره کنندگان نافی سوء نیت اونهاس نه ساده لوحی و اختلال محاسباتی اونها. دوما: وقتی آقا می فرمایند برخلاف نظرم اجازه دادم، یعنی این اختلاف رو کشاندن بین مردم و هزینه تبعات اون رو ترجیح دادن به نتایج یک دندگی مسئولین. چون اینها هنوز عبرت نمی گیرند!!! (این رو بذار در کنار اینکه زاکانی گفت بیش از بیست بار بردن پیش آقا، لاریجانی گفت با قهر نمیشه کار پیش برد صحبتهای آقای نبویان و ... ) سوما: اینکه آقا راضی نیست، صرفا به علت کم بودن امتیازهای ماست از کجا استنباط می شه؟ (قطعا غلطه!) احتمال داره عدم رضایت از خسران و ضرر زیاد اون تفاهم باشه. به همین علت آقا آشکار کرد و فرمود ما منتظریم!! یعنی احتمال زیاد بخش قابل توجهی هم محقق نخواهد شد. چهارم: خود دکتر حداد میگه اگه در آینده مذاکرات شکست خورد، رهبری نظرش رو قبلا فرموده، ‌نمیشه به ایشان منتسب کرد!! خب پس رهبر معظم این رو درست نمی دونسته که خواسته جلوی این کار رو بگیره و تجربه برجام و انتساب به رهبری تکرار نشه. پنجم: اجازه صادر کردم، با توجه به نکات بالا یعنی اینها هنوز نفهمیدن و هنوز عبرت نگرفتن! چه کنه رهبر معظم که با همینها باید کشور رو اداره کنه!!! ششم: آقا ما می گیم ترامپ و ... کذابن! این همتی احمق و صادق الحسینی رو چه کنیم! اونها که گفتن اگه محصولشون خوب باشه می خریم!!! یعنی هم بازار دشمن رو رونق بدیم هم به دشمن اعتماد کنیم (احتمال بیوتروریسم عمومی)!!! البته که نباید اهانت کرد اما با این کارها، این ضربه آقایان به ولایت فقیه رفع و رجوع نمیشه!!!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر عنایت کرده باشید بنده در آن جمله‌ای که در رابطه با سبک برخورد آقای دکتر حداد عرض شد، آخر آن جمله این بود: «تذکر آخر دکتر حداد عادل که ما در نسبت با همدیگر چگونه باید باشیم». آری! این نکتۀ مهمی است «ما در نسبت با همدیگر چگونه باید باشیم.» این همۀ آن چیزی است که ما در این تاریخ باید مدّ نظر قرار دهیم تا حال ۷۹ نکته تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» مطرح شده است  https://eitaa.com/bartarin_hozoor  در همین رابطه عرض شد که باید نسبت به آینده بسیار امیدوار بود. امید است که جواب خود را با نظر به آن نکات بیابید. موفق باشید

41878

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«آنچه قوة وَهميه انسان را در کنترل مي‌آورد تا با اندک بهانه‌اي به خنده نيفتد قوه عاقله است و لذا انسان‌هايي که عقل خود را رشد نداده‌اند توان کنترل خود را در خنديدن ندارند و اين را نبايد حمل بر گشاده‌رويي کرد. و اگر انسان متوجه چنين نقيصه‌اي در خود شد بايد با تدبّر در امور حِکمي آن را جبران کند.» این متن از جزوه «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» گزینش شده است.از امور حکمی چه مد نظر است که باید تدبر شود؟ قرآن و احادیث و فلسفه و ...؟ خصوصا به قول جنابعالی در تاریخی که بعد از شهادت رهبر انقلاب پیش آمده است و خصوصا در توجه به آثار امام شهید در سلسله جلسات رهبر شهید و خلق معانی جدید در کلام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری اساساً عقل یعنی بندی که احساسات را کنترل می‌کند و به همین جهت آن حلقه‌‌‌ای که پای شتر را کنترل می‌کند عقال گویند. پس بحث در عقل و حکمت است یعنی آن چه ما را از توهمات و وهمیات که تحریک کننده‌ می‌باشند به واقعیات و سنت‌های الهی نزدیک کند. در این مورد ان‌شاءالله دنبال کردن سیر مطالعاتی سایت مفید خواهد بود. موفق باشید

41843

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار بشر جدید نگاهش به جایگاه تاریخی بانو امین چیه؟ و این بانو امین چه شخصیتی بوده؟ برای شناخت ایشون کتابی سراغ دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سایت شده است. خوب است به آنجا رجوع شود https://lobolmizan.ir/sound/828?mark=%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86 و نیز خوب است به کانال  https://eitaa.com/ziafat_andishe  سر بزنید. موفق باشید

41833

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: آیا صحیح هست که وقتی ما می‌گوییم «الهی» نظر به رابطه ی خصوصی بین خود و خدایان را کد نظر داریم؟ اون کانال وجودی که هر موجودی به صورت مستقیم با خداوند متعال داره و وقتی عرض می‌کنیم «اللهم و یا یاالله» منظورمان ارتباط با خداوند از طریق تجلی حضرت حق در امام امیرالمومنین علیه السلام و اگر نمی‌توانستیم تجلی امام امیرالمومنین علیه السلام در مثلاً علامه حسن‌زاده آملی هست؟ اگر این طور هست « رب» مربوط به کدام مسیر است؟ خداوند شما را حفظ فرماید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که فرموده‌اید هرکدام در جای خود نکات خوب و قابل توجهی می‌باشد و همۀ آن موارد مظاهر حضرت ربّ العالمین هستند حتی وقتی به حضرت «الله» رجوع می‌کنید، عملاً او را در جایگاه ربّ العالمینی‌اش رجوع می‌کنید وگرنه صرفاً ذهنی خواهد بود. آیت الله محمد شجاعی در جلد اول مقالات در این مورد و اساساً در مورد معارف الهی نکات ظریفی فرموده‌اند که خوب است نظری به آن موارد بیندازید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA&tab=sounds  موفق باشید

41821
متن پرسش

«ترامپ حرام لقمه راهش را یاد گرفته حمله می‌کند عقب می نشیند مجدد به میز مذاکره باز می گردد همزمان برای آینده تهدید مجدد می کند. می دانید چرا؟ چون اطمینان دارد عده ای در داخل با نام «مذاکره» طلسم می شوند! علی اکبر رائفی پور» سلام و احترام: جمهوری اسلامی ایران در تله مذاکرات افتاده است. لختی به این بیاندیشید که موضع موافقان مذاکرات می‌تواند غلط باشد! همانگونه که اذعان می‌شود رفتن به اسلام آباد غلط ترین کاری بود که ایران می‌توانست انجام دهد. یهود و نصاری از تو راضی نمی‌شوند مگر اینکه به آیین آنان درآیی. حال ایستاده تماشا خواهیم کرد که آیا مذاکراتی که چند ده بار نابود شده و آتش بسی که دائما در حال تمدید است چه مشکلی را از سر مردم ایران کم می‌کند. در خیالات و ساده‌لوحی هاست که ما آمریکای قبل جنگ رمضان را پلید بدانیم و بعد از آن‌را سر به راه!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که به مواضع سلحشورانۀ جناب آقای قالیباف در نسبت «مذاکره با قاطعیت» و یا «مبارزه با قدرت» فکر کنید. زیرا بالاخره در دلِ هر جنگی مذاکره پیش می‌آید، مذاکره با اقتدار، معنای بهره‌مندی از پیروزی است و به گفتۀ آقای مهدی محمدی ایران، با قاطعیت تمام بر مواضع خود پافشاری می‌کند. در این رابطه خوب است به عرایضی که در جواب سؤال شمارۀ 41819 شد، نظری بفرمایید. بالاخره تمدنی فکرکردن در این شرایط بسیار مهم است وگرنه نمی‌توانیم همدیگر را بفهمیم در حالی که ما در آینده بسیار بزرگی باید حاضر شویم     https://eitaa.com/bartarin_hozoor/109nv    موفق باشیدhttps://eitaa.com/sot_enghelabi/22233

41815

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام: خدا قوت، مدتی است سوالی به شدت ذهن بنده را درگیر کرده و آن مطلبی است که در سایت امام موسی صدر دیدم و شبهاتی که برایم پیش آمد از اینکه در سایت ایشان از بی وفایی شهید بهشتی و امام خمینی و... نسبت به ایشان بعد از ربوده شدن مطلبی آمده و از طرفی هم باز در همان سایت به تلاش های خود رهبری درباره ایشان پرداخته شده و از طرفی هم حضرت آقا هیچ اشاره‌ای به ایشان در این سالها نداشتند و حداقل در سایتشون که سخن مستقیمی ندیدم درباره ایشان از آقا درحالیکه از شهید امام محمد باقر صدر و... سخنان ایشان موجود است؛ واقعا گیج شدم از این معما؟!!!! اردیبهشت ۱۳۵۸ خانواده امام موسی صدر، به همراه هیئتی از بانوان حامی مؤسسات خیریه امام در لبنان، برای درخواست اقدام برای آزادی امام، به ایران آمدند. این گروه چند ماهی در ایران ماندند، با همراهی سایر اعضای خانواده و بستگان که اغلب ساکن ایران هستند، به شهرهای مختلف ایران از جمله قم، شیراز و مشهد سفر کردند، با شخصیت های روحانی متعددی دیدار کردند، تلاش کردند با مقامات نیز دیدارهایی داشته باشند که در برخی موارد ناکام ماندند. خواهر امام، رباب، همسرش، پروین خلیلی و فرزندانش حمید و حورا و ملیحه، که هنوز از بهت ربایش امام موسی صدر، در سفری رسمی، رها نشده بودند، در تجمعات سخنرانی می‌کردند. از شرایط سخت لبنان، و غیبت امام موسی صدر می‌گفتند. شخصیتی نبود که موسی صدر را نشناسد. ملاقات کنندگان یا همدوره او بودند، یا در مقام مدرس حوزه او را دیده بودند یا در دوره مبارزه، با او ارتباط داشتند و از حمایت‌هایش برخوردار شده بودند. حضور خانواده امام موسی صدر، با سفر عبدالسلام جلود به ایران همزمان شده بود و خانواده امام در مقاطع مختلف اعتراضشان را به این دعوت و استقبال و مسئولیت لیبی را در این آدمربایی، یادآوری می‌کردند و تحقیقات قضایی انجام شده در ایتالیا را ذکر می‌کردند. تا جایی که در تجمع جوانان معترض به حضور جلود در مقابل هتل محل اقامت وی در تهران شرکت کردند.[1] این تجمعات هنگام حضور خانواده در سایر شهرها، به ویژه قم تکرار شد و مردم با تصویر امام موسی صدر در دست، خواهان آزادی او شدند. رباب صدر، واکنش‌های مختلف افراد را به یاد دارد؛ از بی علاقگی، دکتر بهشتی، دوست صمیمی امام موسی صدر به ملاقات با خانواده که امام در نامه‌هایش او را عقل منفصل خود توصیف کرده بود، تا گریه شدید آیت الله شریعتمداری که مانع صحبتش می‌شد. تا جواب صریح احمد خمینی که می‌گفت درباره این موضوعات نمی‌شود با آقا صحبت کرد، آقا را اذیت می‌کند. تا همدلی دولت موقت که آنان را دوستانی خوب توصیف می‌کند که درگیر مسائل بیشماری بودند و فرصت نکردند کاری کنند. ملاقات‌ها و اظهار علاقه‌هایی که بعد از مدتی تعطیل شد: «کم کم از ما فرار می‌کردند، وقتی می‌خواستم بروم ملاقات می‌گفتند وقت ندارند، گرفتارند.» بی تفاوتی که باعث شد رباب صدر دست به حرکت دیگری بزند؛ «یک وقتی که دیدم کسی به حرف ما توجه نمی‌کند، در ساختمان مدینه الزهرا، در بیروت، با خانم امام موسی صدر ده روز اعتصاب غذا کردیم. مردم دورمان جمع شدند، وقتی ما را می‌دیدند دلشان قرص می‌شد، آن زمان آقای بنی صدر رئیس جمهور ایران بود. از طریق سفیر ایران پیغام داد که اعتصاب را تمام کنید، ما با جدیت این قضیه را دنبال می‌کنیم. من باور نکردم؛ گفتم این حرف‌ها دروغ است، ابورائد (همسرم) گفت حواست باشد باید آبرویتان را حفظ کنید. این جور نگو. قبول کن. باید آبروی سید را نگه داری، مردم بالاخره خسته می‌شوند. بالاخره اعتصاب را تمام کردیم، اما باز هم کاری نشد.» پروین خلیلی، همسر امام موسی صدر، که در تمام بیست سال گذشته، شاهد رابطه انقلابیون و روحانیون ایران با همسرش و میزان حمایت‌های او از آنان بود و بارها میزبان این افراد در منزلش شده بود، از برخوردهای سرد و وعده‌های بی ثمر بسیار رنجیده خاطر شد. با بسیاری از افراد شخصا تماس گرفت و پاسخ های سردی شنید. برای ملاقات با رهبر انقلاب ایران، مدتی زیر باران به انتظار ایستادند و قبل از ورود این توصیه را شنیدند که بخاطر کسالت ایشان، درباره قضیه ربودن امام موسی صدر صحبتی نکنید و پروین خلیلی متحیر بود که مگر برای حرفی جز این آمدیم؟ حورا صدر، دختر ارشد امام موسی صدر، در توصیف دیدارهایی که در تمام این سال‌ها درباره پدر داشته می‌گوید: ملاقات هر کسی می‌رویم، بیشتر از ما بابا را می‌شناسند و بیشتر از ما از او تعریف می‌کنند، اما همه این تعریف و تمجیدها، منجر به کاری برای آزادی او نشده است. همانطور که رباب صدر می‌گوید: «بعضی‌ها خیلی بی مروتی کردند. اگر همان روزهای اول سفت دنبالش را می‌گرفتند، با همان هواپیماهایی که برایشان اسلحه می‌آوردند، اخوی را برمی‌گرداندند.» حلاوت قدرت و مسئولیت اما قوی‌تر از مناسبات اخلاقی و انسان‌دوستانه بود؛ چیزی که البته سید موسی صدر مرعوبش نشده بود، اما دیگران گویا شرایط متفاوتی داشتند. [1] گزارش خبرگزاری پارس. ۸ اردیبهشت ۱۳۵۸ این هم متنی که سخن از بی وفایی انقلاب نسبت به امام موسی صدر زده. می‌خواستم بدانم نظر استاد چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این شکی نیست که نظام اسلامی و مسئولان اصلی نظام نسبت به شخصیت آیت الله امام موسی صدر جایگاه بزرگی قائل بوده‌اند و تا آن‌جا که بنده در آن سال‌ها در جریان بودم، آن اندازه که در محدودۀ آن‌ها بود، به عنوان یک نظام تلاش‌های زیادی انجام شد. به نظر می‌آید شیطنت‌ها در جای دیگری بود که حتماً نقش اسرائیل و نفوذی‌های آن رژیم بی‌تأثیر نبود که چگونه ایشان در سفری که به ایتالیا داشتند سر از لیبی در آوردند و آن شد که هنوز صدها ابهام در آن هست. موفق باشید

41755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام برشما استاد عزیز: کشور ما مشکلات زیادی دارد. تقریباً ما در هر وزارتخانه و مکان و امور دولتی، بلااستثناء یک مشکل داریم! در اقتصاد مشکل داریم، در فرهنگ و حجاب مشکل داریم، در بحث های آموزش و پرورش که می بینیم چه قدر دارد به دانش آموزان از هر لحاظ مثل ایجاد استرس و فضای رقابتی و... ظلم می شود، در بحث کار و مسکن، حتی در بحث نظامی هم در جنگ ما ضعف هایی داشتیم و یا در بحث روابط ما الان لبنان برایمان اصلاً انگار مهم نیست و هزاران مشکل و فساد دیگه... من به عنوان یک نوجوان که می‌خواهم کار فرهنگی هم بکنم، چه طور می توانم با وجود این همه مشکلات در تقریباً همه جا، باز بروم و تبیین انقلاب و جمهوری اسلامی را بکنم و بگویم که این مسیر و حکومت حق است؟ آخر کدام حکومت و مسیر حقی در همه جایش مشکل و فساد هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این رابطه نیاز به نظر به جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و مواجهۀ ما با جهان مدرن و تنگناهایی که در این راستا پیش می‌آید در میان است که بحث آن مفصل است و در سلسله مباحث «غرب‌شناسی» بدان پرداخته شده. که پیشنهاد می‌شود پس از مطالعۀ کتاب «مدرنیته و توهّم» همراه با شرح صوتی آن و کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» همراه با شرح صوتی و یا فیلم آن، به مباحثی که تحت عنوان «جهان بین دو جهان» پرداخته شده است؛ رجوع فرمایید تا روشن شود بالاخره باید ما ملاحظه داشته باشیم در جنگی وارد شده‌ایم که ذیل تمدن اسلامی پیش آمده است و این رقابت دو گروه نیست. موفق باشید

41696

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: من تحصیلات خاصی ندارم مطالب شما را به دقت پیگیری می‌کنم. الان می‌خوام تکلیف خودم را بدانم در برابر جامعه. آیا به نظر شما با جمعی در هیات‌های خانگی مباحث شما را کار کنم یا آنها را تشویق به گروه های کتابخوانی کنم و از سایت شما برای صوتها استفاده کنند هر چند برای تدریس کتاب‌های شما من هم از همان مطالب صوتهای شما می‌خواهم یادداشت برداری کنم و بیان کنم، اصلا این درست است؟ و آیا وظیفه من این است درحالی که از خودم نو آوری و مطلبی و تحلیلی ندارم بخواهم اینطور تدریس کنم؟ و البته یه موضوعی هم هست که افراد هیات یه انس و علاقه ای به من دارند می‌خواستم از این محبت استفاده کنم اما نمی‌دانم کدام روش خدا پسندانه است و مهم تر از آن وظیفه من است بیشتر به سمت کتاب خوانی کتاب‌های شما برود تاثیرش بیشتر است؟ یا تدریس های کپی گونه از مطالب شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم نزدیکیِ هرچه بیشتر مخاطبان است به معارف توحیدی تا آرام‌آرام در کسب سجایای اخلاقی و تقوای الهی موفق شوند و با قرآن و روایات اولیای معصوم مأنوس گردند. همین مسیری که می‌فرمایید خوب است تا ان شاءالله آماده شوند و صوت‌های مباحث قرآنی را با راهنمایی جنابعالی دنبال کنند تا ان شاءالله با تفسیر گرانقدر «المیزان» آشنا شوند. البته باید مواظب باشید که علاقۀ آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به جنابعالی حالت مرید و مرادی پیدا نکند. موفق باشید

41588

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقتتون بخیر استاد اینکه در نوشته های اخیرتون اشاره به اینکه در انقلاب مرگ تبدیل به شهادت شده و بل احیا عند ربهم یرزقون رو میفرمایید که مربوط به برزخ و.. نیست که همه دارن بلکه یه حضور خاصیه، منظورتون اینه که با رفتنش در همین دنیا حضورش فقط نظم بازی استکبار رو بهم میزنه یا اینکه این حضور رو شهید یا میتی که در حضور انقلاب از دنیا رفته رو خودش درک میکنه؟ و بعد از مرگ در این حضور باقی هست در برزخ و... خودش؟ یعنی میخواستم بپرسم اینکه فرمودید حضورش مربوط به برزخ همه اموات نیست ، اما خب همون حضور خاص توحیدی رو خودش بالاخره در برزخش حس میکنه، درسته؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت حضور شهید بعد از شهادت، همانی است که رهبر شهیدمان از آن خبر دادند و فرمودند: «شهدا مایه‌ رونق حیات معنوی‌اند در کشور. حیات معنوی یعنی روحیه، یعنی احساس هویّت، یعنی هدفداری، یعنی به سمت آرمان‌ها حرکت‌کردن، عدم توقّف؛ این کار شهدا است؛ ... وقتی می‌روند، با جان خودشان: «وَ یَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا‌ هُم یَحزَنون؛» ... وقتی می‌روند، معنویّت‌شان، صدای‌شان تازه بعد از رفتن بلند می‌شود. نطق شهدا بعد از شهیدشدن باز می‌شود، ... با ماها دارند سخن می‌گویند... اگر این پیام را بشنویم، روحیه‌ها قوی خواهد شد، حرکت، حرکت جدّی‌ای خواهد شد....»(۱۴ آبان ۹۷) و این، نوعی حضور در همین دنیا می‌باشد. موفق باشید

41559

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد آیا برای تقویت زبان اشاره کتابی چیزی هست؟ اگه هست میشه بهم معرفی کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان اشاره، اشاره به نکاتی است فوق فکر و مفهوم و نظر به ادراکات قلبی و باطنی مخاطب دارد. از این جهت مباحث مربوط به سورۀ آل‌عمران که صوت آن روی سایت هست، ان شاءالله می‌تواند جوابگو باشد. موفق باشید

41541

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب و احترام. از پاسخ‌های بسیار جامع و عمیق و راهگشای شما استاد بزرگوار جداً سپاسگزارم. همسر بسیار جوان یکی از دوستان که هنوز نرفته بودند سر زندگی‌شان در جنگ اخیر به شهادت رسیدن، سوالشان این است که اگر همسرشان در جنگ به شهادت نمی‌رسید آیا در همان لحظه و ساعت با مرگ از دنیا می‌رفت؟ یعنی آیا جنگ، مرگ کسی را جلو می‌اندازد یا نه؟ با توجه به اجل معلق و مسمی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند آن شهید عزیز را رحمت کند و تأثیر واسعۀ او را بر همگان و بخصوص بر خانواده‌اش بیفزاید و همسر محترم او را صبری عطا کند که نتیجۀ آن در هم‌اکنون، حضور بیشتر در ابدیت است در عین زندگی در همین دنیا. آری! همان‌طور که خداوند در آیۀ 22 سورۀ حدید می‌فرماید: «ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا في‏ أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرٌ» هر آنچه برای انسان حتی در جان و نفس او پیش آید، قبل از آن‌که او خلق شود مشخص شده است و اینطور نیست که افراد بتوانند زندگی یا مرگ را به کسی تحمیل کنند. موفق باشید

41519

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد جان همونطور که در مورد بیماری های جسمی باید به پزشک مراجعه کرد که بیماری انسان را تشخیص و راه درمان را بیان کند مگر این طور نیست که در مورد بیماری های روحی نیز باید به پزشک روح و کسی که این بیماری ها را می‌شناسد و راه درمان را می‌داند مراجعه کرد؟ بنده با شخصی از بزرگان که در زمینه اخلاق و عرفان نام آشنا هستند تماس گرفتم و از ایشان همین درخواست را داشتم که لطف کنن و ریشه ای ترین بیماری روحی بنده را بیان و راه درمان آن را بفرمایند. ایشون در پاسخ فرمودن ""اینکه شما میخواهید معمول نیست، شما خودتون وظیفه دارین که جستجو کنین ، ببینید چی اذیتتون میکنه. این درخواستی که از من دارین سلب مسولیت کردن از خودتون و انداختن وظیفه خود بر گردن دیگری است"" خب استاد بنده که طبیب روح نیستم و این بیماری ها و جزئیات آن ها را نمی‌شناسم و نمیتونم تشخیص بدم، اگر هم تشخیص بدم راه درمان را بلد نیستم. مگر نه اینکه اولیای خدا وظیفه دستگیری و کمک به بندگان در مسیر رشد دارند؟ البته یکی از دوستان میگفت اگر اولیای خدا خیری در کسی ببینن حتما از اون شخص دستگیری میکنن، راستش از بعد از اینکه ایشون این پاسخ را به بنده دادن خیلی نا امید شدم و میگم شاید ایشون خیری و رشدی در بنده ندیدن که اینگونه پاسخ دادن.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در این زمان وزمانه با مطالعۀ کتاب‌های ارزشمندی مانند «معراج السعادة» و «جامع السعادات» می‌توانیم در امر تشخیص ضعف‌های اخلاقی و درمان آن‌ها اقدام نماییم. در مورد کتاب «جامع السعادات» عرایضی شده است که می‌توانید به آن عرایض رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/673?mark=%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9 موفق باشید

41491
متن پرسش

سلام و عرض ادب. آیا درست است اینکه بگوییم سلوک ما متوقف بر حرکت است و حرکت در زمانهٔ ما، یا نسبتی با جبهه جمهوری اسلامی به عنوان حافظ منافع و مصالح دین حقه الهی دارد یا ندارد. اگر حرکت ما نسبتی با جمهوری اسلامی نداشته باشد، گویی آن حضور نهایی را از خود دریغ کرده ایم و آن لذتی که در مقاومت و شهادت دادن به حقیقت هستی‌ست را از دست داده‌ایم. و اگر حرکت‌مان نسبتی با جبهه اصلی جمهوری اسلامی و آن خطِ مقدم نبرد تاریخی میان حق و باطل داشته باشد، هر لحظه‌اش عاشورایی‌ست و «احلی من العسل» در میان است. حالا در خصوص این حرکت می‌شود گفت که ابتلائاتی هم در میان است. بالاخره در راه رسیدن به کربلا، ابتلائات فراوان است. اینکه کسی امکان این را داشته باشد که در چنین نسبتی با جمهوری اسلامی حاضر شود، نیازمند گذشتن از ابتلائات است. در واقع باید از این ابتلائات گذشت تا باقی راه نمایان شود و اگر ابتلائات کسی را زمین گیر کند، امکان نظر کردن به باقی راه را از دست می‌دهد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به زیبایی حضور عزیزانی نظر کنید که این شب‌ها با نظر به عبور از تاریخِ سیطرۀ استکبار، با چنین شیدایی‌ها، پرچم به دست در میدان‌ها حاضرند و این یعنی حرکت در بستر تاریخی که با انقلاب اسلامی گشوده شده. آری! به قیمت ابتلائاتی که در این مسیر برایشان پیش آمده و پیش خواهد آمد و بحمدالله به خوبی آماده‌‌اند و این همان حضور سخن حضرت روح الله«رضوان‌الله تعالی علیه» است که در وصیت‌نامۀ خود فرمودند: «مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه‌های‌دار می‌روند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته می‌شوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.»
خدا می‌داند این مردم با بصیرتی که دارند آمادۀ همۀ آن ابتلائات هستند و این را مادران و پدران و همسران شهدا نشان دادند به همان معنایی که ملاحظه می‌کنید چگونه یک زوج با یک موتور که همۀ دارایی آن‌ها است؛ پرچم به دست با حرکات خود نشان می دهند چه اندازه بزرگ‌اند. و این است که ما برندۀ این تاریخ هستیم در سرزمینی که به نام «ایران»، الهام‌بخشِ بشریت خواهد بود. آیا این همان فردایی نیست که ما در عزم این مردم و با نظر به آن افق‌های دور و آماده برای ابتلائات بزرگ می‌توانیم به نظاره بنشینیم؟ موفق باشید          
 

41473

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

نوشته من را در ۴۱۴۷۱ چقدر خوب تمام کردید استاد بدون شک همین است حرکت در جوهر یعنی حرکت به سوی توحید، جوهر یکی است و آن حق است. بدون شک خود رهبر انقلاب یک جلوه‌ی بی مانند توحیدی بودند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حرکت جوهری نظر به جوهر عالم ماده است که عین حرکت می باشد حرکتی که قوه هایش به فعل تبدیل می گردد و به سوی کمال خودش که فعلیت آن می باشد، می رسد. موفق باشید

41248

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار من می‌دانم که باید حتی در زمان جنگ به خدا توکل کرد ولی از شما خواهش می کنم این پیامم رو پخش کنید. پیامم اینه: مردم در زمان جنگ آمریکا و اسرائیل اینستاگرام، تلگرام، وی پی ان و ابزار های خارجی از این قبیل رو اگر تو گوشیهاتون دارید خواهش می کنم حذف کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. حقیقتاً مردم در این موردها از واقعیت‌ها فاصله می‌گیرند و گرفتار توهّمات می‌شوند. موفق باشید

نمایش چاپی