بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: این حرف رو شخصی استدلال می‌کرد و سوال پرسید و من نمی‌دونستم چی بگم در جوابش. لطفا نظرتون رو بگید. «چگونه حفظ نظام اسلامی (جامعه ی مسلمانان) از حفظ جان امام زمان مهمتر و واجب تر است، اما بخاطر حفظ جان غیر مسلمانان و کشتار جمعی، در جهانی که قدرت ها بمب دارند، موجودیتِ مسلمانان و شیعیان و نظام را با نداشتن بمب اتم به خطر می اندازیم؟ یعنی نتیجتا می توان امام زمان را فدا کرد تا جامعه ی مسلمانان بماند، اما نمی توان بمب در گوشه ی انبار نگه داشت و تست کرد تا غیرمسلمانان و جنایتکاران را تهدید کرد و نظام و جامعه ی مسلمانان و شیعیان را حفظ کرد؟ یعنی ترساندن ترامپ و نتانیابو و دیگر غیرمسلمان ها از قتل امام زمان بدتر است؟ از طرفی رهبر شهید می‌گفتند در هر سطحی به ما حمله بشه در همون سطح پاسخ می‌دیم ، خب اگر استفاده و تهدید به استفاده از بمب تاکتیکی یا غیر تاکتیکی حرام نیست پس ساخت یا خریدش هم حرام نیست.» لطفا جواب این سوالات رو بگید، من حس می‌کنم مغلطه ست اما نمیدونم چی میشه جوابش.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند حفظ جامعۀ اسلامی از حفظ جان مبارک حضرت حجت مهم‌تر است، که خود حضرت نیز تمام زندگی‌شان را برای جامعۀ دینی می‌خواهند و در مورد بمب اتم و بازدارندگیِ آن می‌دانید که نظرها مختلف است. شهید حاجی‌زادۀ عزیز فرموده بودند موشکهای ما به اندازۀ چندین و چند بمب اتم نقش‌آفرین است بخصوص در موضوع جنگ منطقه‌ای که به طور معجزه‌آسایی پیش آمد. موفق باشید

41868
متن پرسش

سلام بر استاد عزیزی که بسیار از او آموخته‌ایم ولی استاد همچنان نسبت به این مذاکرات که با آمریکای جنایت کار در حال انجام است نگرانیم. نظرات شما را تا حدی در سایت لب المیزان و در کانال مطالب ویژه دنبال می‌کنم ولی نمی‌دانم چرا هنوز سرگردان هستم، دلم می‌خواهد شما در این مورد با ما سخن بگویید. با تشکر.

متن پاسخ

 باسمه تعالی. سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایرانِ انقلاب اسلامی به خوبی نشان داد که انقلاب اسلامی رویداد یک حقیقت است با تولد انسانی که نمی‌خواهد شکاف‌های ناشی از غرب زدگی دولت‌ها را نادیده بگیرد و از این جهت می‌توان گفت تاریخ برای عبور از آنچه لیبرال‌ها به عنوان آینده مدّ نظر داشتند سرعت گرفته. آینده‌ای که نسبتی با زندگی مردم ما نداشته و ندارد مانند دوگانه بین یا «مقاومت» و یا «مذاکره» در حالی که در تاریخی قرار داریم که بحمدالله مذاکره ما جدای از مقاومت نمی‌باشد. ای کاش این نکته مهم از طرف بعضی از دلسوزان انقلاب که مخالف مذاکرات پیش آمده می‌باشند، درک می‌شد و این وقتی ممکن است که ما متوجه حضور در تاریخی باشیم که با شهادت رهبر عزیزمان و با آن قامت بلند مقاومتی که او به میان آورد باشیم. چه اندازه جای تاسف است که سردار مقاومت یعنی سرداراسماعیل قاآنی متوجه جایگاه این مذاکره هستند و در این رابطه این مذاکره را عین مقاومت می‌دانند https://eitaa.com/arshiv3133/95  . ولی عده ای آن را بعنوان یک شکست مطرح می کنند، به جای آنکه متوجه موقعیت تاریخی این حضور و این مذاکره باشیم، حتی اگر نقص‌ها و ضعف‌هایی داشته باشد. موفق باشید

41858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار فرا رسیدن ماه محرم، ماه خدا، ماه نمایش حق و باطل، ماه مثل یخ آب شدن ظلم، ماه امام حسین علیه السلام و ماه خون را به شما و مخاطبین عزیز تسلیت عرض می کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله در بابی که به سوی اُنس با حضرت محبوب از طریق سیدالشهدا «علیه‌السلام» گشوده شد و ذیل آن سیدالشهدای انقلاب، راهی شدند هرچه بیشتر به مولای‌مان حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام»، نزدیک و نزدیک‌تر شویم؛ جنابعالی موفق باشید.

41807

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام: درباره گروهی که در ایتا دارم چند نفر از اعضا خواهان این هستند که خبرهایی در مورد جنگ و اخبار جدید آن مطالبی بگذارم و یکی از مطالب همین پیامی است که در پایین می‌گذارم می‌خواستم بدانم آیا شما این منبع و این خبر را تایید می‌کنید برای قرار دادن؟ و همین طور چه منبع مناسبی می شناسید که از آن استفاده کنم که به اشتباه چیزی را به مردم ندهم؟ و یک نکته دیگر اینکه استاد، اگر صوتی یا مطلبی از بیانات آقای براتی از اصفهان میدان قدس (طوقچی) بود این مورد تایید شما هست برای گروه؟ التماس دعا * پیامی که درخواست گذاشتن آن را داشتند: 🚨#خبر_مهم دوستان گرامی تصمیم دشمن برای ترور رهبر ایران بسیار جدی است و شاهد آغاز مقدمات اصلی آن از جمله ترور شخصیتی رهبر کنونی از سوی جریان لیبرال داخلی و حتی نوچه های وفاق آنها هستیم. این ترور دقیقا مانند ترور شخصیتی رهبری قبل از جنگ است که آن روزها هم خیلی هشدار دادیم هدف ترور شخصیتی در هسته سخت حاکمیت است. گویا به آمریکا این موضوع منتقل شده است که تنها مانع تسلیم ایران رهبری است و اگر اینبار ایشان ترور شوند دیگر کار مشابه ونزوئلا خواهد شد. هرچند این یک اشتباه محاسباتی دیگر برای دشمن است اما از رفتارهای برخی سیاسیون و خدا لعنت کند برخی مشاوران آن فقط چنین پیام هایی به دشمن ارسال می‌شود. البته این‌بار شما می‌توانید در خنثی کردن این طرح دشمن نقش جدی داشته باشید. اگر در خیابان ها، تجمعات مردمی شلوغ تر از همیشه شود دشمن دوباره مجبور است محاسبات خود را تغییر بدهد. به هیچ وجه در چنین شرایطی خیابان ها را خالی نکنید. حضور در تجمعات خصوصا با پلاکارد هایی درباره خونخواهی رهبر شهید ما می‌تواند خنثی کننده طرح دشمن شود. همچنین باید مطالبه حفظ جان رهبری را بیش از همیشه داشته باشیم و اعلام کنیم که نباید به هیچ وجه اجازه دهند کسی با رهبری دیدار کند خصوصا اگر سیاسیون باشند چرا که رهگیری این سیاسیون از هرچیزی راحت تر است چون کوچکترین درکی از فضای امنیتی کنونی ندارند و طبق معمول به دشمن اطمینان می‌کنند. از دوستان رسانه ای هم خواهش می‌کنم هرجوری هست به مخاطبان خود این موضوع را منتقل کنید که بحث ترور رهبر ایران از سوی دشمن قطعی شده است و فقط به دنبال یافتن مکان ایشان هستند. بازهم یادآوری می‌کنم حضور در این تجمعات حتی برای ۵ دقیقه هم شده را فراموش نکنید. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید این سطح تحلیل، بیشتر با توهّمات همراه است. همان‌طور که در سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در کانال‌ «مطالب ویژه» https://eitaa.com/matalebevijeh  و کانال «روایت‌های برترین حضور» https://eitaa.com/bartarin_hozoor مطرح شده است اساساً باید جایگاه تاریخی ما با پیروزی خاصی که در مقابل جبهۀ استکبار به دست آوردیم؛ بیندیشیم. و ای کاش عزیزان به جای آن‌که خود را گرفتار دوگانۀ مذاکره و عدم مذاکره بکنند که هرکدام در جای خود قابل اندیشیدن است، به حضوری فکر کنند که مردم ما به آینده‌ای بس متعالی نظر داشته باشند. به این جملۀ رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای بیندیشید که می‌فرمایند: «آینده متعلق به امت اسلامی و تمدن  نوین اسلامی است و هر یک از ما می‌توانیم به اندازۀ همت، ظرفیت و مسئولیت خود در تحقق این آینده و نزدیک‌ترشدن به آن ایفای نقش کنیم.» آیا به معنای تمدنی فکرکردن و خود را به معنای آن نوع حضورِ تاریخی در صحنه آوردن اندیشیده‌ایم؟ در این مورد نیز خوب است سری به جواب سؤال شمارۀ 41809 بزنید. موفق باشید

41799

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

پرسشی از محضر استاد طاهرزاده داشتم و آن اینکه قانون عفاف و حجاب در کشور اجرا نمی‌شود و عده‌ای مانع اجرای آن هستند؟ خواستم نظر استاد بزرگوار را در این خصوص جویا شوم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که دست‌اندرکاران تدوین آن سند فرموده‌اند به هر حال باید با توجه به شرایط جامعه‌ای که در آن هستیم در آن سند تجدید نظر شود وگرنه در اجرا با مشکل برخورد می‌کنیم. موفق باشید

41779

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و تبریک عید سعید غدیر: بنده در آستانه ی ازدواج قرار دارم و تا اینجا از نظر اعتقادی، اخلاقی، فکری سنخیت ها وجود داشته است. نگرانی دارم که می دانم ناشی از ضعیف بودن ایمان و توکل است ولی از اینکه در نقطه ی تصمیم گیری برای قدم گذاشتن در این راه قرار دارم، سخت نگرانم و تصمیم گیری برایم سخت است؛ به عبارتی نمی دانم خودم را متوجه چه چیزی کنم تا دلم در اطمینانی قرار گیرد و بتوانم با آن اطمینان وارد این برهه از زندگی شوم. افق بالایی که فراتر از مرسومات و بعد شخصی می توان به ازدواج نگاه کرد چیست؟ افقی که با نظر کردن به آن بتوان از بن بست هایی که احیانا در زندگی مشترک پیش می آید عبور کرد و متوقف نشد یا حتی اصلا بن بستی احساس نکرد؟ احساس می کنم پس از شهادت آقا، باید به قصه ی ازدواج و بنا کردن خانه و افق پیش رو نگاه عمیق تری داشت. ممنون می‌شوم در این رابطه سخنی بفرمایید که مرا از این سردرگمی خارج کند و نوری بر فکر و قلبم بتاباند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» در قسمت «ازدواج، تولدی دیگر» صفحه ۲۰۳ عرایضی شده است که خوب است به آن کتاب رجوع شود. و بالاخره باید متوجه باشیم که خداوند می‌فرماید: «و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجا لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مودة و رحمة» و یکى از آیات او این است که از جنس خود شما همسرانى برایتان خلق کرد، تا مایه سکونت و آرامش شما باشد و بین شما و همسرانتان مودت و رحمت برقرار نمود.» سوره روم آیه: ۲۱"، عنایت داشته باشید آیه‌ای که اشاره می‌فرمایید، می‌فرماید خداوند بین زن و شوهر مودّت و رحمت قرار می‌دهد و ما وظیفه داریم با رعایت حقوق همدیگر آن مودّت و رحمت را حفظ کنیم و مواظب باشیم شیطان آن را از ما نگیرد. البته باید متوجه بود در زندگی مشترک «گذشت» بسیار کارساز و انسان‌ساز است. موفق باشید

41774

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: عیدتون مبارک. ببخشید درفایل غدیرفرمودید اگر بخواهیم خدا را دوست داشته باشیم نمیشه مگر اینکه امیرالمومنین داشته باشیم، اینکه ولایت حضرت را باید داشته باشبم درست، ولی سوال درآیه قرآن هم داریم مومنین خیلی خدا را دوست دارند، اگه ممکنه ی توضیح بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اولیای الهی آینۀ نمایش انوار اسماء الهی هستند و حقیقتاً محبّت به پروردگار با محبت به اولیای الهی شکل می‌گیرد که مفصل این موضوع در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت «علیهم‌السلام» عرض شده است و معنی محبّت مؤمنین به خداوند نیز به همین معنا می‌باشد. موفق باشید

41669
متن پرسش

اگر کسی پنداشته است که می‌توان ایمان آورد و پای در بیابان بلا نگذاشت سخت در اشتباه است. او بداند که زمین دلش از سوراخ‌های پنهانی موش‌های نفاق سست است و در خاکی این چنین بذر حیات نمی‌روید، اگر با زبان رسمی سیاست سخن بگوییم آنان با آمریکا می‌جنگند اما در بیان حقیقی با شیطان است که نبرد می‌کنند، این کبر شیطان است که در حکومت‌های استکباری دنیا تمثل یافته و از همین است اگر حضرت امام آمریکا را شیطان بزرگ می‌خواند. باز نفس ملکوتی آوینی و طنینی که لرزه بر قلبم می‌اندازد و چقدر دل من دور است و خود را از این راه دور می‌بیند. این راه ایمان برای اهل ایمان است. اگر این چنین است ما چه هستیم؟ این صدا را که همراه حضور مردم کلیپ شده بود تماشا می‌کردم. و اشکی طلب‌گونه داشتم. به ذهنم آمد که این جمله آوینی که از ایمان و بیابان بلا و نفاق می‌گوید، از چه انسانی سخن می‌گوید. هر چه فکر می‌کنم نمی‌فهم. گویا اصلا فهمیدنی نیست. اما چه کسی اهل ایمان است و بلا را درک می‌کند و می‌ایستد؟ می‌توانم از حضور تاریخی و درک زمانه و تفکر و و و که خوانده‌ام و شیرینی خواندن‌شان را درک کرده‌ام و همه‌ جا گفته‌ام_از سر گفتنی که زبانش مال خودم بود نه از سر تبلیغ_ اما هنوز به جان نیازموده و نسبت بهشان به خودآگاهی نرسیده‌ام سخن برانم، اما ای جانم به آنکه زبان و دلش یکی است. درست است که باید گفت تا شدن پیش بیاید، اما چه گفتنی است که با آن می‌شویم؟ این را هم در پیدا و پنهانی‌اش ناگهان به دل حس می‌کنم که شاید این خود ایمان است اما تا این حد قبض و بسط مگر ممکن است. صوفی از پرتو می راز نهانی دانست / گوهر هر کس از این لعل توانی دانست / قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس / که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست / عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده / بجز از عشق تو باقی همه فانی دانست / آن شد اکنون که ز ابنای عوام اندیشم / محتسب نیز در این عیش نهانی دانست / دلبر آسایش ما مصلحت وقت ندید / ور نه از جانب ما دل نگرانی دانست / سنگ و گل را کند از یمن نظر لعل و عقیق / هر که قدر نفس باد یمانی دانست / ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی / ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست / می بیاور که ننازد به گل باغ جهان / هر که غارتگری باد خزانی دانست / حافظ این گوهر منظوم که از طبع انگیخت / ز اثر تربیت آصف ثانی دانست. تنها سید علی‌ها و حاج قاسم‌ها راهی و رهروِ این راهند. و لحظه به لحظه عقب‌روی و جلو‌روی‌هایش را می‌بینند. تنها بندگان خدایی که خدای اینان است می‌توانند این راه بروند. آری و صد آری که حضرت امام این راه گشود. اما چرا ما پای در راه نمی‌نهیم؟ یا حداقل خود را وامانده و زمین گیر می‌بینیم. ما چگونه بندِ بندگیِ این خدا را عزم می‌کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راهی که به سوی اوست، به سویِ «اویی» است که هیچ مفهوم پیشینی ندارد تا معلوم شود به کدام سو باید رفت. تنها می‌دانیم که در «بودنِ» خود، بودنی به عنوان افق بدون تعیّن و تعریفی خاص در میان است. و این است حضور آخرالزمانیِ حقیقت که آن را هیچ تعریفی نیست به ظهور می‌آید و در آینه‌هایی که هیچ چیز خاصی نمی‌باشند، تنها ما را دعوت می‌کنند که در جمال شخصیت جلالیِ رهبر شهید احساس‌اش کنیم و با نسبتی که با او در خود یافته‌ایم، به چیزی ماورای «زندگی و مردن» در این زمانه حاضر شویم و به خیابان‌ها می‌آییم تا «او» را در حضوری که با شهادتش به میان آمد؛ احساس کنیم. و این، وقتی است که همۀ آن جمع عزیز حاضر در میادین و خیابان‌ها را اشاره‌ای به شخصیت او بیابیم و هر شخصی، آینه‌ای می‌شود که آن عزیز را به ما عطا می‌کند و این، یعنی این‌چنین دل‌دادگی نسبت به همدیگر، و این یعنی هرکس جان خود را در دیگری احساس می‌کند به جای سرمایه‌دارانِ رانت‌خوار که هرکس اموال خود را در دست آن دزدان و چپاولگران می‌یابد، و این یعنی تنفر و دوگانگی. چه اندازه زیباست که انسان‌ها محبوب خود را در دیگر انسان‌ها به تماشا بنشینند و آخرالزمانی فکر کنند. موفق باشید        

41504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد فرمودید نسبت به آتش بس نباید حساس باشید با توجه به بیانیه آقا.امکانش هست بفرمایید اگر ایشان رضایت داشتند چرا اگر برفرض در این عبارت ذکر شده؟ «نباید با اعلام بناء بر مذاکرات با دشمن، تصور شود که حضور در خیابان‌ها لازم نیست. بلکه اگر بر فرض، ضرورتاً نوبت دورۀ سکوت صحنۀ نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفۀ آحاد مردمی که امکان حضور در میادین و محلات و مساجد را دارا هستند، سنگین‌تر از قبل به نظر می‌رسد.» مطمئن هستید اگر قرار بود خود حضرتشان تصمیم بگیرند نه شعامی که بیشترشان غرب گرا هستند آیا معتقدید باز هم در این برحه زمانی واقع میشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت همان‌طور که استاد مهدی محمدی که در جریان امور هستند؛ فرمودند، اگر ما شروط خود را اعلام نمی‌کردیم، ترامپ بنا داشت شروطی را اعلام کند که عملاً ما در موضع انفعال قرار می‌گرفتیم و از این جهت دولت، آن شروط را به نظر رهبر انقلاب رساند و ایشان پس از اصلاحاتی آن را اعلام کردند. https://eitaa.com/mohammadi61/877   موفق باشید 

41475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

کمیت و کیفیت نیت خالص داشتن را در مباحث تربیت نفس توضیح بفرمایند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت دستورات شرع، حضور در رعایت کمیت ها می باشد و عمیق کردنِ آن دستورات از طریق هرچه بیشتر به معارف توحیدی افزودن، رعایت  کیفیت و خلوص است. در همین رابطه باید با نور توحید و هرچه عمیق تر کردن معارف توحیدی به جسم وظایف شرعی، روح داده شود. موفق باشید

41427
متن پرسش

سلام استاد خسته نباشید استاد این روزها که حملات رژیم صهیونیستی اوج گرفته بعضی می‌گویند وقتی ما بمب اتم نداشتیم که این روزها با داشتن بازدارندگی مانع این همه خسارت به کشورمان شود پس داشتن انرژی هسته ای چه فایده ای داشت ایا انرژی هسته ای ارزش این همه خسارت و ویرانی برای وطن داشت استاد چی جواب بدیم؟و سوال دیگر این که اساسا هدف از جبهه مقاومت چه بود در غزه که به هیچ نتیجه ای نرسیدیم ۷۰ هزار آدم شهید شدند غزه با خاک یکسان شد جبهه مقاومت به چه دستاوردی رسید؟ در ایران هم اگر ترامپ آن گونه که امروز هشدار داده نیروگاه ها و نفت ایران رو نابود کنه دستاورد ما چه بوده آیا داشتن انرژی هسته ارزش این همه خسارت رو داشت استاد مردم خیلی این روزها این سوالات رو مطرح می‌کنند چی بگیم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به سخن شهید حاجی زاده فکر کنید که فرموده بودند ما با موشک‌های خود کاری بزرگ‌تر از آنچه بمب اتم انجام می‌دهد برای اسرائیل در پیش داریم 2- در رابطه با پیروزی خون بر شمشیر به این نکته بیندیشید که چگونه اسرائیل با آنهمه توانایی در مقابل ملت مظلوم غزه به اهداف خود نرسید و آنچنان از نظر هویت تاریخی متزلزل شد که تنها راه را برای پنهان‌کردن آن تزلزل؛ حمله به ایران تشخیص داد و ترامپ را نیز با خود همراه کرد 3- ملاحظه کنید که ما بنا داریم تاریخ دیگری را به میان آوریم و بحمدالله همان‌طور که در پاسخ سؤال شمارۀ 41422 عرض شد با چنین آینده‌ای روبه‌رو هستیم که عدم پیروزی جبهۀ مقابل نسبت به اهدافی که داشته، خود به خود برای ما پیروزی به همراه دارد و آینده‌ای که دیگر آیندۀ جبهۀ استکباری نیست https://eitaa.com/matalebevijeh/22159  موفق باشید 

42256

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقت شما بخیر: چطور می‌تونم گناهان جنسی رو ترک کنم؟ روش‌های مذهبی و درمان‌های مدرن رو سال‌هاست دارم استفاده می‌کنم. دیگه خسته شدم. گاهی هنگام گناه به پاداش ترک یا عقوبت الهی فکر می‌کنم. اما من نمی‌خوام به خاطر تعبیر خواب، بهشت یا هر پاداش دیگه‌ای گناهم رو ترک کنم. آخه اینکه ترک گناه نیست. دلم می‌خواد به خاطر خود خدا اصلا حتی ذهنم به اون سمت و سو نره. از طرفی من همین الان هم توی جهنم هستم. دیگه خودمو از چی بترسونم؟ به علاوه عمیقأ باور دارم خدا انسان رو می‌بخشه و هدایتش می‌کنه. اما خب اینا دلیل نمی‌شه که من حق خدا رو به جا نیارم. همه اینا رو می‌دونم و دائم بهشون فکر می‌کنم. اما به طرز وحشتناکی در معرض افکار و اعمال شیطانی هستم که خودم هم ازشون استقبال می‌کنم. چی کار باید بکنم که نجات پیدا کنم؟ تا کی این ادامه پیدا می‌کنه؟ می‌ترسم تا آخرش هم موفق نشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست باید این نکتۀ مهم را در اندیشۀ خود داشته باشیم که «هرچه در این راه نشانت دهند / گر نستانی، بِه از آنت دهند». بدین معنا که اگر نگاه‌های غیر شرعی خود را کنترل کنیم در جان ما نورانیتی طلوع می‌کند که با نظر به معنویتی که در خود داریم، بیش از آن‌که با آن تصاویر ذهنی به‌سر ببریم، با آن معنویات زندگی می‌کنیم. در این مورد نکاتی در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، مطرح شده که خوب است بدان رجوع شود. موفق باشید

42243
متن پرسش

بسمه تعالی. استاد سلام. بفرمایید بر ما چه می‌گذرد و در چه شرایطی هستیم از یک طرف پنجه‌های خونین دشمن را می‌بینیم که چگونه دندان تیز کرده است که ما را بشکند و از طرف دیگر مردم امیدواری را در داخل کشور و در جبهه مقاومت ملاحظه می‌کنیم که گویا با تمام وجود در مقابل دشمنانی این چنین خونخوار ایستاده‌اند. همیشه از طریق شما متوجه شرایط تاریخی خود بوده‌ایم ،  حضوری که ماورای ظاهر صحنه‌ها با نظر به افق‌هایی که انقلاب اسلامی در مقابل بشر گشوده است ما خود را تجربه کرده‌ایم. البته بسیار امیدوار هستم اما دوست داشتم از شما  نیز بشنوم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درارزیابی متفکران درخود آمریکا معتقدند که آمریکا و اسرائیل جنگ را به انسجام داخلی ایران باخته‌اند، امری که حقیقتاً رهبر معظم انقلاب«حفظه‌الله‌تعالی» متوجۀ آن هستند و در همین رابطه بر انسجام داخلی  تأکید می‌‌کنند، زیرا دشمن جنگ را به مردم ایران باخته است و معلوم است که نهایت تلاش خود را در این رابطه به کار می‌گیرد و بصیرت ملت بزرگ ما نیز در همین موضوع باید بیش از پیش در صحنه باشد که کار بسیار مهم، دقیق و تمدن‌سازی می‌باشد. از این جهت به گفتۀ استراتژیست‌های ما، کلید استراتژی ترامپ در همین نکتۀ ایجاد دوگانگی در بین ملت است. ما مفتخریم که نه تنها در میدان نظامی دشمن را با همه تلاشی که حتی در محاصره دریایی به کار برده منفعل کرده‌ایم، افتخار می‌کنیم که بحمدالله مردم عزیز ما به نور بعثتی که در آن قرار دارند دشمن را  با حساس بودن نسبت به اختلافات داخلی از آیندۀ خود مایوس کرده است، زیرا حضور مردم در میادین یعنی حضور در میان انسان‌ها. آری! حضور میان انسان‌ها با وجه انسانی آن‌ها، آزاد از هرگونه انگیزه‌های سطحی و جزئی و خودنمایی. و این مهم‌ترین حضور تاریخی است که پیش آمده و موجب شدت روحیۀ جبهۀ نظامی ما گردیده تا به عملیات‌هایی دست بزنند که دشمنان تصور آن را هم نمی‌کردند. ای کاش ما متوجه جایگاه حضور خود در کنار هم به خصوص در میدان‌های شبانه باشیم که موجب غافلگیری دشمن و سربلندی ایرانی می‌شود که ایرانِ دیروزین نخواهد بود که بخواهد حتی مشکلات داخلی را که رانتخواران ایجاد کرده‌اند تحمل کند. این است برکات انسجام داخلی و توجه به آینده‌ای که تنها پیروزی نظامی بر دشمن نیست. به آینده بزرگی بیندیشید که ایران با حضور خود نه تنها با ناوهای آمریکایی که عامل محاصرۀ دریایی است ، درگیر می‌شود؛ مطمئناً مسئله حزب‌الله و لبنان را نیز به نحو شایسته‌ای حل خواهدکرد. به این نکته فکر کنید که محاصره دریایی ما که آمریکا بسیار بدان امید داشت در حال شکستن است و این یعنی حضور «ایرانِ هرچه قوی‌تر». وقتی حضور ایران را ماورای تبلیغات دشمنان، حضوری تاریخی بدانیم، کافی است که باور کنیم همه چیز حکایت از آن دارد که خداوند اراده کرده است  استکبار را سرشکسته و ایران را سرفراز نماید. شیرینی و شور زندگی جز این نیست که در چنین میدان‌هایی حاضر باشیم و زندگی را به معنی واقعی آن تجربه کنیم که چگونه خداوند اراده کرده است در میدان مقابله ما با آمریکا و اسرائیل هیچ مانع و بن‌بستی وجود نداشته باشد و هر نقشه‌ای از نقشه‌های پیچیده آن‌ها به راحتی خنثی شود. آری! جنگی چنین بزرگ بدون سختی نخواهد بود ولی یقیناً خداوند در کنار ما، ما را یاری می‌کند تا ایمانِ بیشتری را در نسبت با خداوند تجربه ‌کنیم. موفق باشید                https://eitaa.com/arshiv3133/400

42234

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: بنده دانش آموز کنکوری هستم پایه دوازدهم، زندگی شدیدا سختی داشتم و با یک نگاه واقع نگرانه خیلی خوب توانستم در این شرایط به سختی دینم را حفظ کنم و بلکه وارد فضای سیر و سلوک شوم و در مکتب تربیتی مرحوم پهلوانی گام بردارم، اما سوالی که دارم مهم است ولی مرتبط به مکتب تربیتی نیست آن هم اینکه به خود که نگاه می‌کنم می‌بینم از تمام هم سالانم در تمام عرصه ها عقب تر هستم شاید فقط در تهذیب نفس کمی در حد این بزرگوارها باشم، از طرفی روح وسیعی دارم که می‌خواهم در عالی‌ترین سطوح خدمت به خلق باشم و از طرفی از لحاظ امکانات و شرایط فراهم مثل خانواده و فضای امن در خانه و مدرسه و... در مضیقه شدید هستم، روحم را با هر شغلی اعم از طلبگی یا تحصیل در رشته فیزیک گرایش کوانتوم شریف یا امیر کبیر می‌سنجش، می‌بینم نسبت به روح من کوچک است اما نسبت به واقعیت من خیلی هم بزرگ است و از سرم زیادی است و با وجود تلاش آنها را دست نیافتنی می‌بینم و گم شدم و نمی‌توانم بفهمم برای چه کاری ساخته شده ام. می‌شود کمکی بکنید تا برایم واضح شود و بتوانم بین وضع مطلوب و موجود، روح وسیع و امکانات کم بفهمم تکلیفم چیست و چه باید بکنم (تا الآن هم بابت کوچک ترین چیزهایی که برای خیلی ها عادی است سختی های بیشتر و هزینه های هنگفت تری کردم مثلا برای نماز اول وقت و روزه واجب و نماز شب و درس خواندن... و این باعث شده کمی عقب تر باشم از آنچه باید) عطشان روحم با کارهای کوچک یا حتی بزرگ عادی خاموش نمی‌شود جنون آور کار عظیم می‌طلبد در عین کوچکی در واقعیت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در میدانی که در امور اجتماعی و دانشگاهی در مقابل‌مان گشوده می‌شود، مردانه وارد شویم و خود به خود روح شما، خود را با آن حضور هماهنگ می‌کند. پیشنهاد می‌شود کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» https://lobolmizan.ir/book/78?mark=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%20%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84 که روی سایت هست مطالعه شود. موفق باشید

42183
متن پرسش

«السَّلام عَلَى الْمُرَمَّلِ بِالدِّمآءِ...السَّلام عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الأعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ» سلام استاد بزرگوار: چرا بعد از شهادت آقای شهید ایران، دیوانه‌وار کل تمدن غرب رو به آتش نکشیدیم؟ بعد از شهادت ایشان چه چیز مهم تری برای از دست دادن داشتیم؟ مخصوصاً با توجه به مطالب و برکاتی که در مورد جهاد و شهادت نقل شده دیگه چه جای نگرانی وجود داشت؟ آیا ترسیدیم گرسنه بمانیم و دنیا و زیرساخت‌هامون آسیب ببینه و سبک زندگی های غربی و غرب‌زده مون متلاشی بشه؟ الان مثلاً زندگی و زنده ماندن بدون وجود مبارک رهبر شهید خیلی خوبه؟! پس کجا رفت آن همه سخنان امامین انقلاب در مورد ایستادگی ملت ایران؟! آقای شهیدم! علی الدنیا بعدک العفا😭❣

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آن عزیز که جلال‌اش ما را حیران کرده بود چگونه خواست که در مقابل شهادتش انجام دهیم که قبل از شهادت، با ما از نوعی مبعوث‌شدن خبر داد؟ و حقیقتاً بعثتی در ایران که او برای شرافت و عظمتش تلاش‌ها کرده بود؛ پیش آمد، و همۀ مردم با تمام وجود به میدان شهادت آمدند. چه آن عزیزانی که پای لانچرها با علمِ به شهادت حتمی ایستادند، و چه آن‌هایی که به خیابان‌ها آمدند و هزاران حیلۀ دشمن را که بنا داشت در خیابان‌ها عملی کند، خنثی نمودند. و از ایرانی که بنا بود با شهادت رهبرش، کشورِ شکست‌خورده بسازند تا رجّاله‌ها و برهنگان خیابانی میدان‌دارش باشند؛ ایرانِ بزرگی ساختند که مسلّماً این ایران، آغازِ یک تاریخ است و خدا کند این حضور را با تقوای تمام پاس بداریم و به راهی که حضرت سجاد «علیه‌السلام» پس از شهادت امام حسین «علیه‌السلام» از طریق دعای «مکارم الاخلاق» مقابل ما گشودند، بیندیشیم تا نه‌تنها شهادت آن مرد الهی را پاس داریم، به نتایج بزرگی که آن شهادت در پی خواهد داشت رهنمون گردیم. و این‌جا است که به راز تأکیدات حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» باید فکر کرد که می‌فرمایند از هر مطلبی که موجب انشقاق و دو دستگی در جامعه و زمینه‌ساز نسبت‌های نادرست به مسئولان محترم می‌شود باید احتراز کرد. به جای آنکه متاسفانه بعضی‌ها دشمنی‌ها را تا آنجا دامن می‌زنند که سخنان جناب سردار قالیباف در عراق را تقطیع می‌کنند به امید آنکه خود را مطرح  نمایند. https://eitaa.com/rahe_khamenei/52114 موفق باشید   

42177

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«یا حسین» سلام استاد بزرگوار: به نظر حضرتعالی آیا در قبال شهادت شجاعانه و مظلومانه رهبر شهید انقلاب، هزینه لازم و کافی در کف دست درّندگان و قاتلان ایشان قرار داده شد تا مجدداً فکر چنین جنایاتی به سرشان نزند؟ چه اندازه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت شهادت مردی که جلال او دل‌ها را تسخیر کرده، بیش از آن است که بتوان برای جبران آن کاری کرد هرچند بحمدالله قاتلان آن حضرت نه‌تنها به اهداف خود نرسیدند، بلکه شدیداً به نهایت سقوط و خواری گرفتار شدند و این است معنای آن‌که شهادت، حیات برتر است حتی برای ملتی که دل به آن شهید بزرگوار سپرده‌اند و جانانه در مقابل قاتلان آن مرد الهی در صحنه هستند و معلوم است که نه‌تنها دیگر از این غلط‌ها نمی‌کنند تا این‌جا هم که آمده‌اند بسیار پشیمانند در مورد ترور نکاتی عرض شد که خوب است به آن رجوع شود. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/206 . موفق باشید

42173

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: خداوند در قضیه ماجرای کوه طور از طریق صدا بر موسی (ع) تجلی کرد. ایا میشه این تجلی بصورت یک انسان باشد. البته من تو جه دارم که این انسان تجلی است نه ذات خدا. چون جناب ابن عربی در چندین جای فتوحات مثلا میگه من در خواب پیرمردی را دیدم که گفت الله هستم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مگر در روایت نداریم که رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «من رآنی فقد رای الحق» و معلوم است که منظور ذات نیست. موفق باشید

42145

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد جان سلام: من در یک خانواده به ظاهر مذهبی ولی فقط در حد نماز و رعایت احکام و... زندگی می‌کنم که به انقلاب اسلامی و... هم چنان اعتقادی ندارند. آنها بنده را دوست داشته و زحمت های بسیاری می کشند. ولی بنده به خاطر جهت گیری که آنها دارند و یا گاها در امور دنیایی و کارهایی که آنها غیر معقولانه و منطقی انجام می دهند و خود نیز این را می دانند بحث کرده و در موارد بسیاری خشمگین شده و به نزاع ختم می شود. حال مانده ام چه کنم. با چه سبکی با آنها مواجه شوم و تحمل کنم کارها و نحوه فکر کردن آنها را؟ و یا مشکلاتی که بین ما هست را حل کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در این موارد آنچه کار را زیبا و به نتیجه می رساند، مدارا می باشد و در دل این مدارا باید سَبکی از حضور خود را به نمایش بگذاریم که احساس کنند ما آنها را درک می کنیم و برای سخنانِ حقّ شان ارزش قائل هستیم. موفق باشید

42142

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: ۱.حاج آقا اگر پذیرفتیم که خدا جواب جان ماست و با آن آرامش می یابیم، باید فهمید غذای جان ما اوست و حال اینکه ارتزاق جان ما با ادعیه و آیات و اعمال عبادی به یک نوع خاصی از ارتباط می رسد که دل و جان آدمی سرشار می‌شود و حال اینکه من هرچه ادعیه و تلاوت و نماز و زیارت و ... انجام می‌دهم، آنچنان که باید دلم آرام نمی‌گیرد و دچار افسردگی و اضطراب است. نمی‌دانم کدام راه مرا می رساند؛ زیرا هرکس در این دنیا جایی ایستاده که غیر از دیگریست. به اصطلاح در شخصیت خود است که غیر از دیگریست. حال این راه من چیست؟ چگونه تشخیص دهم که اول قدم من چیست و در چه باید خود را آغاز کنم (البته آغاز بعد از آغاز). شهید مطهری فرمودن راه های رسیدن به اسلام زیاده که البته وقتی برسی با تمام آن روبرو می‌شوید و نه قسمتی از آن و یا همان جزئی که آمده ای... حال نمی‌دانم چگونه باید برسم؟ از مطالعه معرفت نفس و اخلاق و زیارت عاشورا و زیارت ال یاسین و نماز استغفار و تلاوت قران و نماز هدیه به معصومین_که سعی برای انجام روزانه آنها دارم_ گرفته تا اعمال عبادی واجب و تحصیل و ... اما باز نیست آنچه باید باشد. ۲. حاج آقا ما در درس فقه با یک مشکلی مواجهیم که از پس عرفان و معرفت و نفس و ... اینها بر می آید که برایتان توضیح می‌دهم؛ بعد از مشورت با استادان بسیاری به این نتیجه رسیدیم که غرض اصلی حوزه یاد دادن روشی برای استفاده از منابع دینی است. که به این روش اجتهاد می گویند. این اجتهاد در فقه بخاطر سابقه تاریخی بسیار طولانی و علمای بسیار آن و دلایل دیگر بهتر از دیگر علوم حاصل می‌شود، لذا سیر معمول حوزه تحصیل اصول و فقهی است. سوالی که پیش آمد این بود که چرا با وجود «اجتهاد» بعنوان یک روش مورد تایید معصومین و ثابت بودن آن، اختلاف فتاوا و اختلاف مکاتب فقهی وجود دارد که در برخی موارد این اختلاف غیریت است و برخی موارد ضدیت!؟ جوابی که دادند بازگشت به فهم هر انسان داشت که جواب مناسبی نبود. چرا که اسلام قرار است در میان انسان ها حکومت کند؛ اختلاف نظر باعث اختلاف عمل و عدم ایجاد نظامی بر پایه مبانی اسلامی می‌شود. و دیگر گفتند که اختلاف نظر یک امر لا ینفک است که در میان انسان ها وجود دارد اما نظام اسلامی در زمان غیر معصوم یک سری ابتدائیاتی دارد که همه بر آن واقف اند باید بر ان اساس نظام اجرا شود، هرچند که هنوز در بسیاری از مسائل این ابتدا آن مشخص نیست و جواب ها برای نظام اسلامی هیچ است. بنده سوال برایم شد که این اختلاف نظر آیا بخاطر اختلاف در مرتبه وجودی انسان هاست و یا آیا یک امر علمی است که بالاخره روزی به مصابه یک مشکل بر طرف خواهد شد؟ آیا ما باید همچنان که در فلسفه وجود را بعنوان اولین امر که مبتنی بر علم نفسی و حضوریست این اجتهاد را به این سمت ببریم؟ (چرا که به صورت استدلالی بیان شد که وجود، استدلال پذیر نیست چرا که سر سلسله علل است و اگر استدلال و تعریف پذیر باشد، دور و تسلسل پیش می آید و این محال است و مایه کلّ علم متزلزل خواهد شد) ۳. حاج آقا با توجه به پرسش شماره ۴۱۵۳۵ و با توجه به اینکه نپدیرفتید که این علل اثر گذارند و درحد معد هستند، می‌خواهم بگویم پس آن‌چیزی که انسان را جلو می‌برد و یا حدّ می زند و متوقف می‌کند ارادهء اوست. خب در اراده هم که ضعیف هستم! چکار کنم اراده ام قوی شود؟ یعنی چکار کنم که وجودم قوی و شدید شود؟ چکار کنم گستره وجودم بیشتر شود و در ناخوده خود نمانم؟ در این ضعف مریض خارج گردم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حکایت عبادات الهی، حکایت افقی است که در مقابل انسان گشوده می‌شود و از این جهت ضرورت دنبال کردنِ معارف الهی که گزارشی است نسبت به حقایق هستی، بسیار مهم است. آری! آنگاه که عقل در صحنه باشد و با تدبّر در قرآن آن را بپرورانیم، به جایی می‌رسیم که فرمود: «آنکه عمری در پی او می دویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبرو». باید عجله نکرد و صبر را مفتاح فرج دانست. ۲. در مورد فقه در زمان غیبت بالاخره علمای ما در حدّ توان خود آنچه به عنوان وظیفۀ مکلّف می باشد را با ما در میان می گذارند و معلوم است که بالاخره تفاوت اساسی بین حضور امام و غیبت امام در میان است. ۳. همین که با روح تشنۀ حقیقت و قلب طالب محبوب دستورات شرع الهی را دنبال کنید خود به خود آن عزم اراده ای که نسبت به حقیقت در پیش است به میان می آید و انسان هرچه بیشتر نسبت به شریعت الهی متعهدتر می گردد تا به لطف الهی ملکات معنوی به سراغ او آید. موفق باشید

42105

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب: ببخشید استاد آیا اینکه پدر فرزند خود را بعد از کار اشتباهی که کرده مثل بی احترامی وادار به گفتن کلماتی مثل ببخشید یا غلط کردم و خورد کردن شخصیت بچه می‌کنه کار درستی انجام میده و آیا فرزند وظیفه ی شرعیش در برابر این برخورد پدر باید چی باشه سرپیچی یا اطاعت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! در هر صورت باید به حکم دستورات اسلام با کودکان با حترام برخورد کرد و آن‌ها را تحقیر ننمود و این یعنی: «وارْحَمُوا صِغارَكُمْ». موفق باشید 

41923

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در بحث قاعده «بسیط‌ الحقیقه کل‌ الاشیا و لیس بشی منها»، آیا درست این است که بگویی: بسیط‌ الحقیقه (خداوند)، دارای کمالات اشیاست و یا اینکه بگوییم خداوند (بسیط‌ الحقیقه)، عین کمالات اشیاست؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که دوگانگی در ذات حضرت حق نیست، پس کمال او عین ذات او می‌باشد و از این جهت او همۀ اشیاء است به اعتبار کمال اشیاء و نه به اعتبار چیستیِ آن‌ها. موفق باشید

41829

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ببخشید اگر شخصی که صفات رذیله در نفسش داشته باشد، همانند: بخل، کبر، عجب، ریا، غضب و.... امثال اینها، اگر نتواند که این صفات مهلکه را از خودش بزداید، هنگامی که می‌میرد این صفات با او وجود دارند؟ آیا در آن دنیا هم می‌تواند از این صفات نجات پیدا کند؟ در این دنیا چگونه می‌تواند خود را نجات دهد و مطمئن باشد که دیگر در قلب او هیچ صفات رذیله ای وجود ندارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! اگر به نور تقوا و رعایت دستورات شرع مقدس صفات رذیله از خود نزداییم، در قبر و قیامت برای انسان به صورت‌های آزاردهنده مورد اذیت انسان خواهد بود. ۲. در روایت داریم: «الیوم یوم العمل و غداً یوم الحساب» امروز روز عمل است و فردا، روز نتیجه‌گرفتن از اعمال می‌باشد. ۳. با نظر به دستورات دین و سیرۀ ائمه «علیهم‌السلام» انسان می‌تواند از رذایل عبور کند. جناب آیت الله محمد شجاعی در کتاب «مقالات» خود در این رابطه نکات ظریفی فرموده‌اند. شرح صوتی آن کتاب در سایت قرار دارد. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA&tab=sounds موفق باشید

41775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب استاد بزرگوار: استاد یه سری شبهه دارم که جواب براش دارم و می‌دونم بی‌خود هست ولی موقع عبادات و کارها اذیتم می‌کنه و حرکتم را کند و گاهی حتی متوقف می‌کنه. چندین بار در موردش از اساتید مختلف پرسیدم میگند اهمیت نده و از شیطان هست ولی این حالت خیلی خیلی آزاردهنده و دست و پاگیر هست و نمیزاره فعالیت‌هام را خوب انجام بدم. انگار در عین اینکه همه چیز را باور دارم و لذتش را چشیدم برام فرو می‌ریزه. این حالت از زمانی اتفاق افتاد که همسر نمازشب‌خوانم که از آب شب مانده پرهیز می‌کردند و بسیار خودساخته بوده و هستند از دین خارج شدند و به این نقطه رسیدند که فقط خدا و بقیه مسائل باطل و دروغ هست. چه کاری باید انجام بدم و وظیفه‌ام چیه؟ برای همسرم چه کاری از دستم ساخته‌است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در مسیر دینداری یعنی در صراط مستقیم متوجۀ حضور فعّال شیطان که قسم یاد کرده است در صراط مستقیم برای اغوای مؤمنین فعّال است؛ را همواره مدّ نظر داشته باشیم و همین‌که آن نوع ذهنیّات پیش می‌آید، متذکر خود باشیم که این نشانۀ حضور ما در صراط مستقیم است و البته با پایداری در این راه، شیطان مأیوس می‌شود. در مورد همسرتان به هر حال با خوشرفتاری فرصت به او داده شود، إن‌شاءالله به خود می‌آید. موفق باشید

41570

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم تا کنون در بحث های مختلف اینگونه تحلیل می‌شد که برای بسیاری از تحولات و تصمیمات اجتماعی و سیاسی ، این مردم هستند که باید به بلوغ برسند. اما عملا امروز شاهدیم که علیرغم ظهور این بلوغ در متن جامعه ، بخش مهمی از حاکمیت که می‌بایست مجری تحولات درخواستی ایشان باشند عقب مانده اند! نمونه بارز آن متأسفانه منفعل ترین قوه قضائیه ادوار انقلاب هست که می‌تواند با پشتوانه اجتماعی بوجود آمده تحولات بزرگی را رقم بزند اما محافظه و ملاحظه کاری را به آن ترجیح داده است. مردمی که رسیده اند به مبارزه با جاسوسان و خائنان و خناسان و مرجفانِ دست به قلم و مقاله و مانند آن را یاری نمی‌کند و از قضا مردم نیز به علت نجابت و احترامی که به نظام قائلند خودسرانه کاری را پیش نمی‌برند . به راستی اینجا تکلیف چیست ؟! آیا اکنون که جامعه خروشیده است هم باید تردید داشت ؟! اگر امروز بدون مماشات ، به پشتوانه نیروی اجتماعی بوجود آمده بساط کَنه هایی که مشغول مکیدن خون نظام و مردم هستند جمع نشود و فردا مجدداً همین الیگارش های اقتصادی و منافقان سیاسی در اداره کشور باقیماندند و این گنج بزرگِ بدست آمده را با رنج مردم نابود کردند چه کسانی مسئول خواهند بود؟ کما اینکه بعد از جنگ ۱۲ روزه هم اتحاد مقدسی در اجتماع ظهور کرد ولی سیاست های اقتصادی نابجای نشأت گرفته از تفکر الیگارش غربی و عدم بهره‌وری از آن نیروی اجتماعی در پساجنگ حوادث تلخ ۱۸و۱۹ دی و زمینه جنگ رمضان را رقم زد ... و باز هم تکرار همان سوال که آیا حاکمیت نباید تردید خود را کنار بگذارد؟...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ابتدای آثار حضور مردم در میدان‌‌ها و خیابان‌ها می‌باشد و باید در همین اجتماعات و با همین مردم، مطالبات منطقی و مردمی به میان آید و دنبال شود. مهم، طرح درست مشکلات است و ارائۀ راه‌حل‌ها. و بنده امیدوار هستم که بتوانیم در چنین شرایطی آن نوع مشکلاتی که می‌فرمایید را برطرف نماییم. اخیراً در همین رابطه بازرسی کل کشور با پشتوانۀ مردمی وارد میدان شده است.
عنایت داشته باشید که مسئله، بسیار بزرگ‌تر از آن است که ما خود را در محدودۀ رفع مشکلاتی قرار دهیم که در هر صورت مدیرت‌های متأثر از فرهنگ غربی ایجاد کرده‌اند. در حالی‌که همۀ حرف آن است که متوجه باشیم جهان دیگر و نظم دیگری غیر از نظم جهان مدرن باید به میان آید و باید به این نکته تأکید کرد نکته‌ای که حتی اهل نظر معتقدند تازه جنگ ما با جبهۀ نژادپرست غربی به سرکردگی آمریکا شروع شده است. آقای مهدی محمدی نیز متذکر این امر با نظر به نگاه خاصی که ایشان در مسائل بین المللی دارند؛ می‌باشند. موفق باشید

41523
متن پرسش

سلام استاد این روزها بعثت مردم منو به تعجب انداخته در همین رابطه نظرتون درباره یادداشت بفرمایید. ممنونم بعثت مردم (1) حس و حال مردم در تجمع حس و حال کسی است که گمشده ای را پیدا کرده اند. گمشده ای که سالها فراموش شده بوده و حالا مثل فرزند به آغوش مادرش رسیده است. آن گمشده چیست که چهل و چند شب افراد در آغوشش می‌گیرند؟ من فکر میکنم آن گمشده خودشان هستند. افراد گویی خودشان را خارج از روزمره پیدا میکنند و این پیدا کردن به معنای فرار از اکنون نیست. انسان دنیای مدرن اکنون زده است. سینما میرود، خیابان میرود تا از خودش فرار کند اما انسان انقلاب اسلامی خودش را شب ها در تجمعات پیدا میکند. او این حس را دارد شب مسئولیتی دارد که همان سرباز پشت لانچر. او حافظ امنیت است. در زمانی که پدر از دست داده دارد نقش آفرینی میکند و خودش را در تاریخ حاضر میبیند. او حس میکند مبعوث شده برای ماموریت تاریخی به وسعت ماموریت انبیا. همان قله ای که ابراهیم برایش بت شکست و موسی برایش فرعون را به نیل کشاند و محمد برایش جنگید و حکومت تشکیل داد. ماموریتی که انسان انقلاب اسلامی شب در تجمعات بر دوشش حس می‌کند همان ماموریتی است که میثم تمار برایش به نخل آویزان شد و کمیل و سلمان و مالک برایش جان دادند. این شب ها مردم خودشان را پیدا میکنند به وسعت تاریخ.گویی آنها در شب از زمان قراردادی دنیوی خارج میشوند و باید از ایشان پرسید شما شب را در کدام زمان سپری میکنید؟ این همان "حضور" ذیل ولایت برای توحید است. این بعثت مردمی است که خمینی فرمود بهترین مردم از صدر اسلام هستند و همت و باکری سلیمانی و حججی و همدانی و خامنه ای برایش جان دادند. این بعثت همان مردمی هست که خامنه ای شهید فرمود نقطه تحول دنیا هستند. همان هایی که آیت الله جوادی آملی در برابر عظمتشان اشک ریخت. جان دادن برای این مردم توفیق می‌خواهد و کاش جان من هم ارزش فدا شدن برای مردم ایران اسلامی پیدا کند. مثل شهید سردار موسوی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب و خوب‌تر از خوب می‌فرمایید. آری! حکایت حضور مردم در این شب‌ها، حقیقتاً حکایتی است که متذکر شده‌اید و وظیفۀ امثال بنده و جنابعالی آن است که این مردم عزیز را نسبت به آنچه در جان‌شان می‌گذرد به حکم «خودآگاهی در دلِ آگاهی» آگاه نماییم. در این رابطه عرایضی تحت عنوان «ما و الهیات جنگ و جهاد» https://eitaa.com/matalebevijeh/22296 شده است که خوب است به آن رجوع گردد.  از آن جهت که حقیقتاً انسان حیرت می کند که چه بر جان این مردم می‌گذرد که آن بانوی محترم برای تعمیر پرچم‌ها با چرخ خیاطی خود در میدان حاضر شده است؟ خدا می‌داند این، همۀ آرزوی انبیاء و اولیاء بوده و هست که چنین مردمی به چنین شعور تاریخی و معنوی نایل شده‌اند. موفق باشید  

نمایش چاپی