باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه مکرر عرض شد فرهنگ مدرنیته بیماریهایی را با خود آورده است که در حوزهی طبّ سنتی که مطابق شرایط طبیعی انسان کاربرد دارد نمیگنجد و خودِ مدرنیته میداند که با انسانها چهکار کرده است. و به جای برگشت از راهی که رفته است، مجبور است با انواع وصله پینهها به عنوان طبّ جدید، آثار منفیِ زندگی مدرن را کاهش دهد و ما هم چون در همین فکر و فرهنگ غربی بهسر میبریم، نمیتوانیم از وصلهپینههای طبّ غربی بهکلّی فاصله بگیریم مگر آنکه بهکلّی زندگی خود را از این نحوه سبک زندگی و در این شهرها جدا کنیم که این نیز ممکن نیست. البته تا آنجا که طبّ سنتی جواب میدهد باید از همان درمانهای طبیعی بهره برد، ولی بدنهای اکثر مردم، بدنهای دیگری شده است و ما نباید از این غفلت کنیم. شاید آنهایی هم که بحث تلفیق طبّ جدید و طبّ سنتی را پیش کشیدهاند، با نظر به چنین مسائلی بوده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جامعهی اسلامی وظیفه دارد که نیازهای خود را بر اساس عقل و تدبیر دنبال کند و این یک موضوع اساسی هر جامعهای است که میخواهد در امور دینی نیز موفق باشد 2- سیر إلی اللّه بستگی به نیت انسانها دارد در هر شغل و منصبی که باشند میماند که برای این کار معارفی لازم است که کسب آن معارف برای هرکس که بخواهد میسر میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه در عالم ماده جلو برویم همواره با ماده روبهرو هستیم مگر اینکه افق تفکر و شخصیت خود را به عالمی برتر یعنی عالم مجردات سیر دهیم. از طرفی، بینهایتبودنِ عالم مجردات مثل عالم برزخ، بینهایتبودنی است در عینِ مخلوقیت. ولی بینهایتبودنِ خداوند، بینهایتی است در عینِ خالقیت که وجودش به غیر محدود نمیشود.
عنایت داشته باشید حوزهی عالم ماده، مقهورِ عالم مجردات است مثل آنکه «تن» مقهور نفس ناطقهی انسانی و یا روح انسان است و هر اندازه انسان در «بدن» دقت کند و در جزئیات آن جلو رود، بالاخره از حوزهی بدن که مقهور عالم غیب است، خارج نمیشود. پیشنهاد بنده آن است که جهت رفع ابهامات خود مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن مطالعه کنید وگرنه همواره با همین سؤالات مبهم مشغول خواهید بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آیهی مذکور میفرماید آنهایی که به سن بلوغ نرسیدهاند، ولی آن اندازه هم کودک نیستند که نزد شما باشند – یعنی قدرت تمیز دارند – در مواقعی که خلوت دارید و زمانهای «عوراتند» که پوشش عموی ندارید، بدون اجازه وارد نشوند 2- نمیدانم، ولی قدرت حضور شیطان در خیال، بیشتر از انسان است به همان معنایی که قرآن در وصف آن میفرماید: «إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُم»(اعراف/27) او و قبیلهی او شما را از جایی که شما آنها را نمیبینید زیر نظر دارند 3- در مورد خلودِ در جهنم، بین شیاطین جنّ و انس فرقی نمیکند. اگر کسی در هیچیک از وجوه شخصیت خود، هیچ رجوعی را نسبت به حضرت حق اراده نکرده باشد و تماماً در حاکمیت نفس امّاره، ارادههای خود را شکل داده باشد، در جهنم مخلّد خواهد بود 4- فرق نمیکند، شیاطین انسی هم به حکم فطرت متوجه خالقیت حق هستند ولی روح استکباری آنها مانع ارادهی صحیح میباشد و در همین فضا از رحمت خدا مأیوسند 5- اساساً کسی که در مقابل حضرت حق کبر پیشه کند و تمام عمر در این فضا شخصیت خود را بسازد نسبت به هر حقیقت معنوی کینهمند است. در آن حدّ که در روایت داریم در قیامت رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» از کنار جهنم رد میشوند و نسیم خنکی به جهنمیان میرسد. ابوجهل میپرسد علت آن نسیم چیست؟ وقتی میفهمد به جهت وجود مقدس حضرت است، میگوید: در جهنم را ببندید که به من چیزی از آن مرد نرسد. تا این حدّ نسبت به حق و حقیقت، کینه دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روش معرفت نفس و برهان صدیقین در کنار کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ابتدای امر به آرامشی که با اطمینان به حضرت حق باید نظر میکرد، توجه نکرد و حالا به تبع آن این فشارها را دارد تا آنجا که ممکن است باید به این آیهی کریمه نظر داشته باشد که فرمود: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» بدانید با یاد خدا و اینکه خدا را همهکارهی امورتان بدانید قلبها آرامش مییابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال شمارهی 11406 عرض شد در یک مرحله بر اساس حکم شریعت عمل میکردهاید و بعداً «دل» را به میان آوردید و «دل» به میدان بود و اُنس با حق داشت. مرحلهی سوم جمع بین «دل» و «شریعت» است و باید در این وادی مستقر شوید تا با نور محمدی در شریعت محمدی«صلواتاللّهعلیهوآله» مستقر شوید. فعلاً در مرحلهی جنگ بین «دل» و ظاهر شریعت هستید، با نور حضرت محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» دل در قالب شریعت محمدی«صلواتاللّهعلیهوآله» به جایی که باید برسد، میرسد. موفق باشید
