بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15302

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: اگر می شود کتاب هایی که در مورد زندگی علما است با این دو خصوصیت: 1. به رشد فکر و معنوی ما کمک کند. 2. در راستای تاریخ امروز ما (انقلاب اسلامی) باشد را معرفی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از علماء و عرفا در تاریخ خودشان به زیباترین شکل نقش‌آفرینی کردند. هنر ما آن است که با نظر به نقش تاریخی آن بزرگان، نقش تاریخی خود را بیابیم. زندگی‌نامه‌ی بزرگانی چون آیت اللّه شاه‌آبادی و آیت اللّه بهاءالدینی و آیت اللّه بروجردی و آیت اللّه محمدتقی اصفهانی، هرکدام متذکر وظایف خوبی برای ما هستند. موفق باشید

12413
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: در سخنرانی ای از آیت الله جوادی آملی فرمودند: (اهل سیر و سلوک اواخر شعبان در نهايت تلاش و كوشش اند كه خسارت ها را جبران كنند. ماه شعبان مده از دست قدح كين خورشيد از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد مي گويد: درياب ماه شعبان را و گرنه ماه مبارك رمضان خبري نيست! ماه مبارك رمضان ماه راه است، نه ماه جايزه! http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1685666) منظورشان چیست؟ آیا کسی مثلا ماه رجب و شعبان را از دست بدهد دیگر ماه رمضان خبری نیست؟! یعنی دیگر شخص امیدی به خبر نداشته باشد؟! همچنان که از آیت الله انصاری همدانی علت عدم بهره بردن افراد از ماه مبارک رمضان را پرسیدند ایشان به این مضمون علت آن را عدم استفاده از ماه رجب دانستند. یا نه اصلا خیر ماه شعبان با ماه رمضان تفاوت دارد و منظور آقای جوادی این نبوده که عدم استفاده از ماه شعبان دلیل عدم استفاده از ماه رمضان است؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دوی این بزرگواران متوجه‌اند که در ماه رجب و شعبان حضرت حق، افق را به ما می‌نمایاند و ماه رمضان جاده‌ی سیر به سوی آن افق به روی ما گشوده می‌گردد. به همین جهت است که اگر بهره‌ی لازم را از طریق استغفارهای ماه‌های رجب و شعبان نبریم بیشتر در ماه رمضان به حکم وظیفه‌ی الهی عمل می‌کنیم و کمتر به شوق سیر إلی اللّه نایل می‌شویم. موفق باشید

11922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهرزاده: نمي دانم چرا در بين علما گويا کسي يافت نمي شود که درد ما را بشناسد پاسخ 11902 تان را بار ديگر مرور کنيد، ما که نه به مبدا معتقديم و نه معاد چگونه مي توانيم از ماه رجب استفاده کنيم؟ چرا شما علما نمي خواهيد بپذيريد بر شاک در اصول، عمل به ذره اي از فروع لازم نيست. زباني که ما متوجه مي شويم عقل است چرا ما را حواله به رجب و... مي دهيد که براي ما مفهوم نيست. باز از شما مي خواهم راهکاري ارائه کنيد تا از شکوک رهايي يابيم يا بگذاريد دراين باقي مانده سياهچال حيات به اندک لذايذ خوش باشيم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که عموم انسان‌ها از جهت فطری متوجه حضور خدا و ابدیت خود هستند، می‌ماند که با تزکیه‌ی لازم آن را احساس می‌کنند و لذا در کنار روزه‌ی ماه رجب برای آن‌که عقل هم چموشی نکند و همراهی نماید مباحث کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را همراه با شرح صوتی آن پیشنهاد می‌کنم. از طرفی فراموش نکنید اگر دغدغه‌ی رسیدن به حقیقت را داشته باشید راه‌کارها کمک می‌کند، و اگر مایلید به قول خودتان در سیاهچال حیات باقی بمانید کسی کاری به شما ندارد که می‌فرمایید بگذارید درآن حیات بمانیم!! موفق باشید

9544
متن پرسش
سلام علیکم: بعضی می گویند: اگر بگوییم فلان مشکل یا فلان سختی بوجود می آید، آن مشکل یا سختی بوجود می آید. آیا چنین چیزی بواقع صحیح است؟ اگر اینگونه است حتمی است یا ممکن است واقع شود؟ 2. بالعکس مورد قبل می گویند اگر بگوییم فلان کار خیر واقع می شود. پس واقع می شود. آیا این صحیح است و اگر صحیح است حتمی است یا ممکن است واقع شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم‌رفته می‌فرمایند: زبان؛ مقدِّر است به همان معنایی که می‌فرمایند، و به همین جهت به ما فرموده‌اند: «تفعلوا بالخیر» یعنی امید به ظهور خیر برای خود داشته باشید. با این‌همه باید زمینه‌ی آن در شخصیت و رفتار ما باشد. موفق باشید
8368
متن پرسش
سلام علیکم ؛ اگر شنیده باشید قرار است در روز 17 اردیبهشت ماه ، مردم تهران در تجمعی گسترده از مسئولان کشوری درخواست نمایند که وظایف خود را در قبال مسئله عفاف و حجاب به طور کامل انجام دهند ... می خواستیم در این خصوص ما را از راهنمایی خود بی بهره نگذارید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این‌که باید مسئولان متعهد به ارزش‌هایی باشند که انقلاب اسلامی بر آن تأکید دارد و به آن‌ها متذکر وظائفشان شویم خوب است ولی باید متوجه باشیم طرح و حل مسائل منوط به درک و امکان و شرایط تاریخی ما است و ما باید در نظام فکری و فرهنگی خود ریشه‌ی بی‌حجابی‌ها را بخشکانیم ودر این مورد باید فشار آورد که کارهای فرهنگ سر و سامان بگیرد.. موفق باشید
7543
متن پرسش
بسمه تعالی سلام نمیدونم از وضعیت فکری بعضی از جوانان بسیجی مطلع هستید یانه. اما برای پیشرفت جوانانی که روحیه ی قدرت طلبی(که باعث میشود نتوان به صورت تئوری و یا با صحبت نظر آنهارو به سوی ارزش های انقلاب جمع کرد و حتی شاید نسبت به مباحث رهبر انقلاب راغب نباشن)دارن چه روش هایی توصیه میکنید؟ احساس میکنم طرز تفکر عموم مردم نسبت به "بسیجی" یکم تغییر کرده و باید یه کاری بکنم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: وقتی بسیجیان متوجه رسالت بزرگ تاریخی‌شان بشوند و بفهمند برای مطرح‌کردن اسلام در جهان باید شخصیت خاصی از خود را به صحنه آورند با احساس مسئولیتی که در آن‌ها به‌وجود می‌آید کار را جدّی‌تر می‌گیرند چون می‌دانند امروز اگر در یک پایگاه درگوشه‌ی یک روستا حرکتی انجام شود انعکاس جهانی دارد. موفق باشید
7350
متن پرسش
سلام خداقوت موضوع اینه که من مدتی است دنبال اینم که اوقات فراغتم رو یه جوری پر کنم اما هنوز به نتیجه ای نرسیدم . با وجود پسر یک ساله ام نمیتونم در کلاسی شرکت کنم چون بخاطر تحصیل همسرم در شهری غریب زندگی میکنم و کسی نیست که بخوام حتی برای یک ساعت تو هفته بگذارمش پیشش. دنبال کلاسای مجازی هم هستم اما خب خیلی زیادن و من اطلاعی ندارم که کدوم مناسب هستن. علاقه مندیهای من نقاشی ،زبان انگلیسی ،مباحث مذهبی ،بافتنی و این چیزاست. البته علاقه ای به حوزه رفتن ندارم اما بعضی مباحثشو دوست دارم دنبال کنم درباره نقاشی و زبان هم 2تا از مهارتهایی هستن که من واقعا بهشون علاقه دارم و همینطور فکر میکنم استعدادشم دارم اما چون هدفی براشون نداشتم نصف و نیمه رها شدن و همیشه ازین بابت حسرت میخورم.که ای کاش یه راهی بود که من با اموزش اینا میتونستم در راستای هدفم که رضای خداست ازشون استفاده کنم.که البته الان اگه راهی هم باشه نمیدونم چطوری با وجود بچه میتونم کسب مهارتمو تو این 2 موضوع تکمیل کنم! خلاصه واقعا موندم چکار کنم از یه طرف شدیدا نیاز دارم یه کاری بکنم در کنار امور فرزند و شوهر و خانه داری چون زندگی برام یکنواخت شده و غیر از اون حس میکنم واقعا نیازه که تو این مملکت هر کاری از دستم برمیاد انجام بدم.خصوصا که به شهری جدا از خانواده اومدم اوقات فراغتم بیشتر شده و اگه بخوام خوبم به زندگیم برسم یکم که از خوابم بزنم وقت برای کارای دیگه دارم. از اینا گذشته حس میکنم شروع یه فعالیت جدید و مداوم در جهت استعدادها و علاقه مندیهام و در جهت هدفم اصلیم که نزدیکی به خداست میتونه نشاط بیشتری در انجام وظایف زنانه و مادرانه بهم بده. گفتم این موضوع رو با شما مطرح کنم شاید بتونین راهنماییم کنین. من اصفهان که بودم از کلاسای شما در قایمیه استفده میکردم و خیلی علاقه مند بودم.اما الان تهرانم و فقط کتاباتونو مطالعه میکنم اونم بندرت! ممنونم ازتون. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره فرزندتان إن‌شاءاللّه بزرگ می‌شود و شما فرصت حضور بیشتر در جلسات و محافل پیدا می‌کنید. در این فرصت اولاً: کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» را خوب مطالعه کنید تا رویکردتان به جایگاه زن درست باشد. ثانیاً: مباحث معرفت نفس را دنبال کنید تا روح‌تان آماده شود که در فرصت‌هایی که در آینده پیش می‌آید مفید واقع شوید. در ضمن گروه فرهنگی المیزان دارای بخش آموزش مجازی می باشد که می توانید با شماره 09133278065تماس بگیرید. موفق باشید
6891
متن پرسش
سلام علیکم . خدمت استاد عزیز . در سوالی که در شماره 6873 در خصوص تفاوت سلوک حضرت امام و آقای قاضی پرسیدم جنابعالی متن زیر را مرقوم فرمودید بنده در جلسه‌ای که سال گذسته در مدرسه‌ی معصومیه داشتم تحت عنوان «وظیفه‌ و نحوه‌ی سلوک طلبه‌ی عصر انقلاب» که به صورت جزوه در آمد و روی سایت هم هست، عرض کردم اگر امروز مرحوم قاضی زنده بودند همان راهی را می‌رفتند که حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» رفتند. زیرا اصل قضیه که توحید و حضور مع‌اللّه است که فرقی نمی‌کند، می‌ماند رویکردی که باید امروز داشت که بحمداللّه امروز به بهترین شکل می‌توان در ذیل شخصیت حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» رویکرد دینی خود را به ثمر برسانیم. موفق باشید من قلب ام گواهی میدهد که اگر بخواهیم برای مهدی زهرا کاری انجام دهیم باید به شیوه امام جلو برویم ولی باز هم یک سوال در ذهن ام مانده و آن اینکه اگر در عصر انقلاب سید علی آقا قاضی نبود ولی عرفای بزرگ و سرشناسی بودند که به هیچ وجه نمیتوان به سادگی از کنار آنان عبور کرد . بزرگانی مثل شیخ محمد جواد انصاری - علامه محمد حسین طهرانی - علامه سیدمحمدحسین طباطبائی - مرحوم حداد - مرحوم بهالدینی - مرحوم کشمیری - مرحوم بهجت .اما من تنها از افرادی مثل علامه طباطبایی کمی فعالیت سیاسی دیدم . آن هم در غالب تفسیر قرآن که در مقابل جریان فکری مارکسیستی و فلسفه های الحادی ایستاد . و مقداری فعالیت سیاسی هم از علامه سیدمحمدحسین طهرانی دیدم که آن هم باز در قالب درسی بود و نتیجه اش یک دوره کتب معارف اسلام شد . ولی هیچ کدام از این اولیای الهی را بطور جدی داخل در سیاست و انجام فعالیت های سیاسی ندیدیم . علت این کار چیست ؟ مگر بزرگ مرد عرفان و یقین علی (ع) با اینکه در حالت فنای الهی بود و سرنماز تیر را از پایش کشیدند و متوجه نشد ،‌ولی باز هم میبینید که حضرت امیر با اینکه در حال فنا بوده ولی از جهاد برمیگشته .دقت کنید در متن سلوک و فنا و اشک و آه با حضرت احدیت و در متن سیاست و جنگ و جهاد. یعنی سلوک علی (ع) در عین اینکه جنبه فردی داشته از جنبه سیاسی و اجتماعی آن هم نمیشود گذشت .من نمیخواهم خدای ناکرده به این بزرگ مردان و راسخان طریق لقاالله جسارت کرده باشم ولی واقعا برایم سوال پیش آمده است از راهنمایی هایتان ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در دوران پیری و کهولت تنها می‌تواند با ملکاتی که در جوانی و میان‌سالی به‌دست آورده زندگی را ادامه دهد، این عزیزانی که نام بردید در عین ارادت به امام و تأکید حضرت امام تنها آنچه از دست‌شان برمی‌آمد را انجام دادند. عاش سعیدا و مات سعیدا. موفق باشید
4343
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی استاد ایا دی وی دی نقد اقایان دهقانی و موسوی را بر کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی علیه الرحمه دیدید؟ البته اقای دهقانی در وبلاگش نوشته بود چند مرتبه از گروه المیزان درخواست کردیم در همان خانه مشروط جلساتی با حضور استاد گذاشته شود تا نقدهای خود را بیان کنیم ولی از جانب شما گفتند که فرصت ندارید ظاهرا بعد تصمصم گرفتند به تهیه این دی وی دی . البته نقد تفکرات مشکلی ندارد ولی بنده که حدود یک ساعتی از انرا گوش دادم حس کردم اقایان عجله کردند مثلا اقای موسوی می گفت شهدا نشان میدهند برای طی راه امام نیازی به اشنایی با مبانی نظری ایشان نیست؟ خوب بحث این است که اولا شهدا طبق دستور امام در ان مقطع خاص رو به جبهه اوردند از طرفی در همان جبهه ها هر وقت فرصتی بود کارهای مطالعاتی در بین خیلی از بچه ها رایج بود یا مثلا رزمندگانی که اسیر میشدند و دستشان از جبهه کوتاه بود رو می اوردند به حفظ قران فراگیری زبانهای بیگانه و کارهای دیگر یعنی واقعا این خلط مبحث است یا خیلی از همین رزمندگان بعد از جنگ رو اوردند به حوزه ها و دانشگاه ها یعنی وضعیت شهدا در ان مقطع خاص را نباید الگو گرفت برای همیشه انچه که باعث الگو گیری است نحوه تبعیت انها از ولی فقیه زمانشان است که انها از حوزه ها و دانشگاه ها و خیلی جاهای دیگر رو به جبهه ها اوردند خب امروز دستور ولی فقیه نظام سازی بر اساس مبانی حکمی و عرفانی است .اگر امروز بزرگانی مانند شهید همت زنده بودند حتما با تجهیز علمی خود سعی در نظام سازی داشتند و ایا نظام سازی بدون کمک گرفتن از حکمت و عرفان ممکن است؟
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر آقایان چند سال دیگر که خشم‌شان فرو نشست و در شرایط روحی دیگر ،کتاب را خواندند خودشان سخنان امروزشان را نقد می‌کنند و از فضای مراء که در آن «دی وی دی» حاکم است آزاد می‌شوند و دیگر بین آزاداندیشی و آزادی بیان این‌همه خلط مبحث نمی‌شود و یا گمان شود خداوند برای تنبه ملت ما که زمینه‌ی ظهور حضرت صاحب الزمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» را فراهم نکرده‌ایم نباید فقیهی با هویتی آنچنان که برای حضرت امام تبیین شد بفرستد و در فضای مراء عدول امت محمد«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» منحصر در امامان می‌شود و در نتیجه در هر قرن به هر معنایی که قرن را بگیریم ،دربه‌در به دنبال یک امام بگردیم و حالا که نمی‌یابیم لازم می‌آید بگوییم پیامبر«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» از تاریخ رو دست خورده است و آن‌هایی هم که از این روایت حضور حضرت امام در تاریخ معاصر را تبیین کرده‌اند همه را خطاکار بپنداریم و از آن عجیب‌تر ،‌ با این‌که حضرت رضا«علیه‌السلام» یک قاعده‌ی کلی می‌دهند که « إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِکَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ یَنَابِیعَ الْحِکْمَةِ وَ أَطْلَقَ عَلَى لِسَانِهِ فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِیهِ غَیْرَ صَوَابٍ فَهُوَ مُوَفَّقُ مُسَدَّدٌ مُؤَیَّد» اگر خداوند بنده‌ای از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب کرد، سینه‌ی او را گشاده می‌کند و توانایی‌های خاص به او می‌دهد را منحصر به امام معصوم کنند و عملاً باب تفکر و اجتهاد را در امور دین مسدود نمایند. بنده این نوع نگاه را ناشی از روحیه‌ای دیدم که سخت خشمناک است و با عصبانیت به کتاب نگریسته و در این فضا هیچ حقی روشن نمی‌شود. راه‌کار همان است که رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند که: «أَوْرَعُ النَّاسِ: مَنْ تَرَکَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ کَانَ مُحِقّاً. » پارساترین مردم کسی است که مراء و جدال را ترک کند و اگرچه حق با او باشد. موفق باشید
3958

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خداقوت نظرتون را میخواستم بدونم در باره اظهارات زیر. آیا این وحدت وجودی که در متن زیر بررسی شده، آیا همان وحدت وجود ملاصدرا است یا اشتباه تصور کردند و از دل آن نسبی گرایی را درآورده اند؟ متن: چند روز پیش پسرم -محی الدین_ میگفت: بابا میخوا ستم به دوستم بگویم که خدایشان را نپرستند و خدای ما را بپرستند. گفتم: خوب. چرا نگفتی؟ گفت: با خودم فکر کردم شاید ناراحت بشه، نگفتم. ************ با خود فکر کردم این چه مقوله ایست که ما مسلمانها دائماً درصدد "هدایت زبانی" دیگران به دین خودمان هستیم؟! محی الدین فرزندیست که اساساً در محیطی بزرگ شده که دائماً احترام به ادیان دیگر و نقد "خود" را دیده و شنیده است، ولی با این حال درصدد هدایت زبانی "دیگری" است! مسلمان جماعت را جان به جانش کنند دست از هدایت دیگری بر نمیدارد و خودش را برتر می بیند. خیلی برایم این حرف محی الدین عجیب بود. گرچه به خودش اجازه نداد بر زبان بیاورد ولی با این حال برایم عجیب بود که چرا خدای دین خود را برتر از خدای دین دوست بودایی اش می داند و می بیند! چرا او برغم اینکه در خانه و محیطی بزرگ شده است که "وحدت ادیان" و "وحدت وجود" مشی عملی و نظریش بوده، بازهم در پس و پشت ذهنش، خود را مکلف به هدایت زبانی "دیگری" می بیند!! این "خود برتربینی" هستی شناختی(نه روانشناختی) چیزی است که سالها ذهن مرا به خود مشغول کرده است. من نمیتوانم به صرف اینکه دین اسلام برترین ادیان و کامل ترین ادیان است، "خود" را برتر از دیگران ببینم تا چه رسد به اینکه بخواهم آنها را با زبان به مشی و منش خود دعوت کنم. هرگاه رفتم تا غیر مسلمانی را به اسلام دعوت کنم خود را مخاطب این کلام وحی دیدم که میفرماید: مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَکَهُمْ فِی ظُلُمَاتٍ لَا یُبْصِرُونَ(بقره/ 17) "سرگذشت آنان مانند کسانى است که آتشى افروختند، چون آتش پیرامونشان را روشن ساخت ، خدا نورشان را خاموش کرد و آنان را در تاریکىهایى که مطلقاً نمىدیدند واگذاشت" شاید کسانی با توسل به "شبه علوم وهمی"، شأن نزول این آیه را برای "منافقان" بدانند و "خود" را مخاطب این کلام الهی نبینند! ولی من نمیتوانم خود را اینگونه فریب دهم و مصداق این آیه نبینم. واقعاً چرا نباید خود را مصداق این آیه ببینم؟ آیا وقتی نماز میخوانیم، نوری از نمازمان برمیخیزد؟ ایا از عبادات ما نوری برمیخیزد؟ چگونه است که هم نماز میخوانیم و هم مغرور و متکبر هستیم؟ کدام عبادت ما میتواند مُرده زنده کند؟ کدام عمل صالح ما میتواند اتاق تاریک خانه مان را روشن سازد؟ ایا براستی ما میتوانیم با یک "حمد" بیماری را شفا دهیم؟ اگر اینطور نیست، پس لاف بیهوده نباید بزنیم و به آنچه اولیاء دین دارند، غره نشویم. به قول ما ترکها "تو رو سن نه"! من هرگاه توانستم با یک "ذکر" یک بیمار را شفا دهم و با یک "کلمه" مُرده را زنده کنم و با "عملم" اسباب آرامش و راحتی برای مردمان فراهم کنم، آنگاه به خود اجازه میدهم "دیگری" را به دین خود دعوت کنم. این است معنای آن حرفی که میزنیم و میگوییم: دوران اسلام گرایی به پایان رسیده است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بر اساس نوری که به قلب شما رسیده است بخواهید انسان‌ها را هدایت کنید حرف همین است که می‌فرمایید. ولی وقتی بر اساس نوری که بر قلب حضرت محمد«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» بخواهید متذکر سخن آنان باشید تا در آن اردوگاه جای بگیرید کار خوبی است. حضرت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» به فرزندشان می‌فرمایند: «وَاْمُرْ بِالْمعروفِ تکُن مِن اَهله» امر به معروف کن تا از اهل معروف باشی. معروف یعنی آن‌چه حق و پسندیدنی است و انبیاء اهل معروف‌اند. آیا با توجه به این امر می‌توان گفت دوران اسلام‌گرایی به پایان رسیده است یا باید گفت تازه شروع شده است زیرا تنها اسلام است که با ابعاد عمیق انسان‌های سرگشته‌ی این دوران گفتگوها دارد. در ضمن وحدت وجودی که مورد بحث در محافل عرفانی است. در مورد نحوه‌ی حضور مطلق حضرت حق است و این‌که مخلوقات در عرض خدا نیستند بلکه همه مظاهر انوار اسماء الهی‌اند. موفق باشید
3426

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام - خسته نباشید - میخوام خیلی واضح حرف دلمو بزنم - خواهشا کتابی و کلیشه ای جوابمو ندید - من دختر 27 ساله داشجو هستم که نماز و روزه و دعا و و غیره ام به حمد لله ترک نمیشه - درسته با حضور قلب نیست ولی اینم از سستی و کوتاهیم بوده . من از 20 سالگی تا همین هفته اخیر خواستگارای زیادی داشتم (البته خواستگار که چه عرض کنم , مادر و خواهرایی که به جای پسراشون میومدن ) . ولی همه شون میانو و راضی هم نشون میدن ولی بعد دیگه پیداشون نمیشه - خانوادمم شکر خدا مذهبی و تحصیل کرده هستن یعنی فکر نکنید بابت خانوادست . راستی یه خواهر کوچک تر از من هم ازداج کرده - میخوام بگم من محجبه ی نمازخون , هرچند وظیفمه هرچند با حضور قلب نیست , ولی چرا باید این همه عذاب را تحمل کنم . احساس میکنم که بی حجابها زودتر به خواستشون میرسن - چند وقت پیش یه دعا تو جیبم پیدا کردم - من اصلا اینا رو باور نداشتم اما انقدر به من داره فشار میاد که احساس میکنم طلسم شدم و بختم بسته شده . دیگه دارم منکر همه چی میشم - حوصله ندارم . به گناه هم نیفتادم - شما بگید چه کنم . کمک از خدامیخوام ولی صبرم کمه - میگن دعا بگیر چون سحر شدی . به نظر شما این حرفا درسته ؟ لطفا کمکم کنید - قزوین - جانبازان - خ پیروزی - فرعی مهر - کوچه فجر 11 - پ 8 - ط اول - کد پستیم : 3414766976
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: خیلی واضح به شما بگویم. اولاً: کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» را بخوانید تا تحلیل درستی از این موضوعات داشته باشید. ثانیاً: بی‌خودی خود را به زحمت نیندازید و فکر کنید خدا شما را فراموش کرده است، بالاخره در این فرصت که در اختیار دارید در درک معارف عمیق‌تر قدم بردارید و اخلاق فاضله‌ی الهی را در خود نهادینه کنید و آن دعایی که در جیب‌تان بود را به چیزی نگیرید، کار و وظیفه شما چیز دیگری است. موفق باشید
3159

عالم انسانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . در ابتدای کتاب عالم انسان دینی فرموده اید که نمیتوان تعریف دقیقی از عالم داشت . نمیشه گفت مجموعه ای از ماده ها و مجردات؟منظورتون از اینکه نمیشه از عالم تعریف کرد دقیقا چیه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: چون عالَم موضوعی است بیرون از زمان و مکان و جنبه‌ی وجودی و حضوری دارد تعریف بردار نیست. موفق باشید
3095
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم سوال بنده از شما این است که من حدود دو سه ماهی است که به لطف خدا شروع به حفظ قرآن کرده ام در ابتدا علاقه زیادی داشتم ولی الان میل چندانی به حفظ ندارم ولی همسرم اصرار زیادی به حفظ من دارندمیخواستم بدانم به نظر شما من به حرف همسرم گوش بدهم واین راه را ادامه دهم یا فعلا حفظ را قطع کنم وهر وقت حال داشتم دوباره به سراغش بروم ،همچنین الان که من مقداری از قران را حفظ کرده ام باید محفوظاتم را نگه دارم و اگر آنها را فراموش کنم در قبالش مسؤلیت دارم ؟با توجه به اینکه من وقت آزاد دارم وهنوز در بسیاری از مسایل دینی و اعتقادی مشکل دارم و معرفت لازم را از دین و قرآن ندارم استاد محترم در مورد آخر لطفا برنامه ای به من بدهید تا بیشتر با دین و قران آشنا شوم و معرفت لازم را در این زمینه بدست آورم با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: گفت: «هرکسی را بهر کاری ساختند.... میل آن اندر دلش انداختند» ما مأمور به تدبر در قرآن هستیم، اگر روحاً آمادگی حفظ آن را ندارید نباید به روحتان فشار آورید که از کارهای دیگر باز شود. چه کسی گفته اگر انسان آیاتی که حفظ است و بعد فراموش کرد مسئولیت دارد؟ بنده توصیه می‌کنم اگر آمادگی دارید یک دور تفسیر المیزان را مطالعه بفرمایید. بنده در رابطه با چگونگی کار با المیزان عرایضی در آن جزوه داشته‌ام شاید مفید افتد. موفق باشید
1365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم.با سلام خدمت استادطاهرزاده.امیدوارم در پناه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سربلند و سلامت باشید.پیشاپیش شهادت امام جواد علیه السلام را تسلیت عرض می کنیم.استادعزیز برادری داشته ام پانزده ساله که شانزده سال پیش در اردویی که با یکی از مراکز فرهنگی رفت و آنها بدون مجوز بچه ها را به سد برده بودند غرق شد.ما تمام تلاش خود را کردیم تا فهمیم چگونه این اتفاق افتاد ولی به دلایل مختلف روشن نشد و ما به ناچار رضایت دادیم.خیلی از خدا خواستیم که اگر کسی مقصر بوده روشن شود تا بتوانیم انتقام خونش را بگیریم.چندتا از مسئولین این کار عزیزان خود را پس از مدتی از دست دادند و ما هم به امید اینکه روزی امام زمان علیه السلام انتقام او را میگیرد تقریبا ماجرا را رها کردیم.اما حالا بعضی وقتها عذاب وجدانهای شدیدی میگیرم که نکند مرحوم برادرم منتظر انتقام خونش باشد و از ما ناراضی.آنقدر فکرهای منفی بهم حمله ور می شود که به همه حتی به پدر و مادرم بدبین می شوم و گاهی هم به خودم که نکند به خاطر اشتباهات و گناهان دارم تاوان میدهم و بدتر اینکه گاهی به خود مرحوم هم شک میکنم با همه عاتقه و وابستگی که به ایشان داشتم.این حالت را بقیه اعضای خانواده کم و بیش دارند و زندگی ما خیلی تحت تاثیر این ماجرا قرار گرفته است.حالا از شما تمنا دارم مرا راهنمایی بفرمایید که چه کنم؟امروز صبح به قرآن استخاره زدم آیه28سوره مبارکه نور آمد.منتظرم.با تشکر.من الله توفیق.ربنا افرغ علینا صبرا.التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اولاً: این‌که مؤمنین به همدیگر تسلیت می‌گویند، تسلیت به معنی فراموشی است و از خدا می‌خواهند که آن مصیبت را از ذهن بازماندگان متوفی ببرد، زیرا شخص متوفی وارد یک زندگی دیگر شده و دارد در آن‌جا زندگی برزخی خود را می‌گذراند، ما هم باید زندگی خود را بکنیم و هر هفته برایش خیرات بدهیم. سعی کنیم ذهن خود را مشغول او نکنیم، این شیطان است که ما را متوجه انتقام می‌کند تا از زندگی خود بازمان کند. مواظب باشید کسی را متهم نکنید، گذشت کنید تا خداوند نیز از شما و کوتاهی‌های برادرتان بگذرد. موفق باشید
14112
متن پرسش
با سلام دو سوال در رابطه با جلسه دوشنبه داشتم: ۱. فرمودید به آیت الله بروجردی در رابطه با سیاه شدن سینه در اثر سینه زنی برای امام حسین و ظلم به بدن پرسیدند و ایشان در پاسخ گفته بودند این مسئله عشق است و این حرفها معنی ندارد حالا ممکن است برخی قمه زنی را همینگونه توجیه کنند در حالی که شما در جلسه دیگری گفتید ریشه قمه زنی تز آتش پرستان بوده است؟ ۲. فرمودید به اندازه ای که انسان از دیگران توقع نداشته باشد و به حقوق دیگران احترام بگذراد به همان اندازه نفی خود کرده و حق را می یابد، حال آیا می توان گفت که اگر شخص بگذارد دیگران از او انتظار داشته باشند ولو انتظار بیجا، همان نتایج را می برد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده اطلاعی ندارم که ریشه‌ی قمه‌زنی مربوط به آتش‌پرستان باشد و فکر هم نمی‌کنم چنین باشد. مشکل قمه‌زنی آن است که اولاً: مبنای روایی ندارد. ثانیاً: در حال حاضر موجب وَهن اسلام می‌شود ولی در روایت داریم: حضرت صادق«علیه‌السلام» از فرستادگان مردم کوفه پرسیدند شنیده شده است در رثای عزاداری برای امام حسین«علیه‌السلام» به سر و صورت می‌زنید. آن‌ها جواب دادند: همین‌طور است و امام کار آن‌ها را تأیید کردند 2- این‌هم لازم نیست چون معلوم نیست بتوانید انتظارات بیجای افراد را برآورده سازید. موفق باشید

11898
متن پرسش
سلام علیکم: نظرتون درباره کتاب "شعاع شمس: غزلیات شمس تبریزی به روایت دکتر دینانی " چیه؟ کدام شرح حافظ را بهتر می دانید؟ (اصلا نیازی هست که بعد از شرح مولانا؛ شرح حافظ کار کنیم؟)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب را ندیدم ولی آقای دکتر دینانی انصافاً دیدنی و پسندیدنی است و لذا فکر می‌کنم شعاع شخصیت ایشان هرکجا بتابد موجب گرمی است چه آن شعاع از طریق حافظ بر ما بتابد و چه از طریق مولوی. لطفاً آدرس تهیه‌ی کتاب را مرقوم فرمایید. موفق باشید

11733
متن پرسش
سلام استاد عزیز: گاها که امام خمینی رحمت لله علیه یا علمای دیگر را می خواهم به عنوان الگو و یک زندگی مطلوب انتخاب کنم دچار یک نوع بی میلی می شوم چرا که در زندگی این بزرگان وارد شده مثلا 18 ساعت مطالعه داشتند و یا مثلا یک دقیقه هم حتی سر سفره از کتاب یا قرآن استفاده می کردند که وقت هدر نرود و یا... با این وضعیت کی برای خانواده وقت می گذاشتند کی با همسر صحبت می کردند؟ کی به تربیت فرزند صحبت با فرزند گوش کردن حرف آنها کی با دوستان بودند کی به کوه و دشت و استفاده از آیات آفاقی و....؟ آیا انسان اگر بخواهد به مقامات این بزرگان برسد در آخرت باید حتما مانند ایشان این قدر مطالعه و ... باشد؟ 2- اگر دانشجویی که حالا طلبه شده و بالتبع با سن26 سال هنوز پایه دوم است اگر بخواهد به نهایت کمالی که می تواند برسد، برسد چقدر باید به تفریح حلال چقدر زمان برای همسر بگذارد؟ آیا می شود که فردی روزانه 4 ساعت از 24 ساعت برای همسر قرار دهد و به نهایت کمال برسد؟ اگر آری آیا و چرا بزرگان این طور بودند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- یکی از مشکلاتی که در سیره‌نویسی‌ها می‌بینیم همین است که وجهی از شخصیت افراد بزرگ را برجسته می‌کنند و بزرگی آن‌ها را که به جهت تعادل در امور انسانی بوده متذکر نمی‌شوند.! فکر می‌کنم به همین جهت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در آن روایت مشهور می‌فرمایند: «حُبِّبَ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا ثَلَاثٌ النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاة» براى من پسنديده شده از دنيا سه چيز: زنان، و بوى خوش، و نور چشم من در نماز است‏. تا برای بشریت معلوم کنند اسوه‌ی شما، انسانِ متعادلی است و در همین رابطه مولوی در وصف رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌گوید: «نه بشر بودی و نه خسته ز خاک/ ای بشیر ما، بشر بودی و پاک». 2- وقتی انسان در مسیر صحیح قرار گرفت 26 سال که سهل است، اگر 90 ساله هم باشد افقی از نورانیت را در مقابل خود می‌یابد که همه‌ی هستی او را تشکیل می‌دهد. موفق باشید   

11108
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: درجلسه تفسیر شنبه چندین بار فرمودید که به هنگام نزول وحی گوش حضرت صوت می شنید. خوب این صوت باید به طور طبیعی به گوش اطرافیان حضرت هم برسد و اتفاقا همین اعتراض را به حضرت می کردند، لذا مکانیسم این صوت الهی را لطفا شرح دهید. در ضمن این سوال را از یک معلم قرآن پرسیدم فرمودند مجرای شنیدن فقط پرده گوش نیست شما اگر محکم درب گوشها را بگیرید و دندانها را به هم بزنید صدا را به خوبی می شنوید. نظر شما در مورد این مثال چیست؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث معرفت نفس روشن می‌شود که گوش انسان یا از طریق ارتعاشات هوا از بیرون متأثر می‌شود و نفس ناطقه‌ی انسان آن صوت را می‌شنود، در این حالت است که باید بقیه هم آن صوت را بشنوند، و یا آن صوت در جان شخص ایجاد می‌شود و نفس ناطقه از درون می‌شنود. صوتی که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» شنیدند از جنس دوم است. موفق باشید
10788
متن پرسش
سلام علیکم استاد می خواستم ببینم شما در نجف محل حرکتتون کجاست که ما هم ملحق به شما شویم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به شرایطی که سر مرزها هست نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم. بنای ما آن است که پیش از ظهر روز چهارشنبه بعد از زیارت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» و زیارت مرحوم قاضی«رحمة‌اللّه‌علیه» حرکت خود را شروع کنیم. إن‌شاءاللّه و به امید خدا. موفق باشید
10367
متن پرسش
سلام آقای طاهر زاده: در جواب سوال قبلی من (مربوط به امام خمینی که شما آقای گلپایگانی را مثال زدید) و با توجه به سوال 10280 شما می گویید امام از همان ابتدا ی کودکی نترس بوده اند و آقای گلپایگانی می گوید من به اندازه امام نترس نیستم پس یک حالت نا امیدی در من پیدا شده و چند سوال مهم خدا در قران می گوید: هرکسی وقتی به دنیا می آید ضعیف است و کلا هیچ چیزی ندارد (پس همه در کمالات انسانی موقع تولد یکی اند) و آیه دیگری می گوید ای مردم شما فقیر به سوی خدا هستید و خدا غنی و ستودنی است و آیه دیگر م یگوید اولیا الهی را هیچ خوف و غمی نیست و آیه دیگر و کسانی که ایمان آورده اند آنها را ترس و غمی نیست پس با این حساب یا ایمان آقای گلپایگانی ضعیف بوده و یا جز اولیا نبوده اند و دیگر اینکه این آیات شامل حال امام نمی شده و از همان ابتدا قوی و بی نیاز بوده اند. دیگر آن که شما با جواب 10280 این امید را در من بی رنگ کردید و راه کمال و از بین بردن ترس و اضطراب را یک جور سخت و دشوار دانسته اید که با توجه به مطالب کتاب جوان و انتخاب بزرگ و نزدیکی به خدا پس این ترس چه می شود؟ اگر استاد عزیز بی احترامی در سوالات من است ببخشید چون کمی گیج شده ام
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: درست است که انسان را در ابتدا ضعیف خلق کردند، ولی فرمود هرچیزی را خلقت مخصوص به خودش را به او دادند و در همان راستا خلق‌اش کردند: «رَبُّنَا الَّذی أَعْطى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏». به امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» خلقت خودشان را دادند و انتظاری مناسب توانایی‌شان از ایشان دارند و به آیت‌اللّه گلپایگانی«رحمة‌اللّه‌علیه» نیز خلقت خودشان را دادند. مهم آن است که نسبت به آنچه خدا داده راضی باشیم و در همان بستر بندگی کنیم. موفق باشید
9955

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام: کودکان ما که شروع به نقاشی کشیدن می کنند نباید اجازه دهیم تصویر انسان و حیوان بکشند تا روحشان با محسوسات انس نگیرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که ممکن است این کار که می‌فرمایید خوب است چون حضرت صادق«علیه‌السلام» در این موارد می‌فرمایند: « الشَّجَرِ وَ نَحْوه » چیزهایی مثل درخت یا نهر بکشند. موفق باشید
9003
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: بنده هنگام گوش دادن به برخی از موسیقی ها دچار یک احساس خیلی خوبی میشم و حس میکنم که این احساس به نوعی باعث تقرب و شناخت بیشتر خداوند هست. مثلا وقتی به برخی از آهنگ های آقای سراج گوش میکنم احساس میکنم این موسیقی ها باعث افزایش حالات عرفانی در انسان میشه. سوالی که دارم اینه که آیا این احساس کاذب هست یا حقیقی؟ و اگر کاذبه دلیل اون چی هست؟ یعنی موسیقی میتونه در مواردی قلب انسان رو به خدا نزدیکتر کنه یا فقط توهمه؟ با آرزوی طول عمر با عزت برای شما استاد عزیز و بزرگوار
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حوزه‌ی موسیقی، مرتبه‌ی خیال انسان است، اگر انسان‌ها طالب حضور در مقام قلب و روح هستند باید از موسیقی عبور کنند و در این راستا اهل‌البیت«علیهم‌السلام» هیچ رجوعی به موسیقی نداشتند. موفق باشید
7189
متن پرسش
باسلام وخداقوت دوستی دارم که ادعامیکند برخی ازمسائل به اوالهام میشود ومیتواندتاحدکمی ذهن دیگران رابخواندومیتواندشخصیتهایی که مثل اوهستندرابشناسدومیگویدموردی درموردآینده به اوالهام شده است که فکرمیکندوقوع پیداخواهدکرد.لطفاراهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه خودش به این حالاتش اعتماد کند و نه شما، زیرا خطر ورود شیطان در این خطورات بسیار زیاد است. موفق باشید
5804
متن پرسش
با سلام و احترام می خواستم بدونم نظر شما در مورد دیدگاه و آثار مرحوم شیخ علی صفایی (ع-ص) چیست ؟ آیا دیدگاه ایشان را به دیدگاه خودتان نزدیک می دانید ؟ در صورت امکان توضیحات کامل ارائه فرمایید التماس دعا یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بنده قبلاً نظرم را در رابطه با محتوا و روش عالمانه‌ و همه‌جانبه‌ی آثار مرحوم حضرت استاد صفایی عرض کرده‌ام. در جواب شماره 1570 موفق باشید
4315
متن پرسش
سلام عرض میکنم خدمت استاد طاهر زاده آیا به تعداد همه انسان ها راه رسیدن به خدا وجود دارد؟ نظر شما نسبت به نظریه نسبیت انیشتین چیست؟ با تشکر از شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر انسانی از نظر وجودی یک مسیر است برای رسیدن به خدا به شرطی که خود را در مسیر شریعت الهی قرار دهد. در مورد نسبیت انیشتین در جواب سؤال شماره‌ی 4296 عرایضی داشتم. موفق باشید
نمایش چاپی