بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
12528
متن پرسش
سلام استاد: در روایت داریم که معصوم می فرمایند از تنبلی بپرهیز که موجب میشه حقی ادا نشه و از بی حوصلگی بپرهیز که موجب میشه دنیا و آخرت تباه بشه. بنده متاسفانه هم تنبلم هم بی حوصله، می خواستم بدونم شریعت که از این دو نهی کرده آیا این رو هم گفته که چه عواملی موجب تنبلی و بی حوصلگی میشه؟ اگه روایتی هست لطفا مقرون بفرمایید و لطفا نظر شخصی خودتون رو هم بنویسید که چه عواملی زمینه تنبلی و بی حوصلگی میشه؟ سوال دوم استد عزیز بنده روی ماه رمضون خیلی حساب باز کرده بودم و می خواستم کم کاری ها و غفلت های طول سال رو جبران کنم اما نه شوری نه حال مناجاتی نه سوزی نه دعایی، من محبوس الدعا شدم، من در زندان بی خدایی حتی در رمضان هم اسیرم و سهم من از رمضان شده فقط تشنگی و گرسنگی و مانند گاو بغدادی فقط پوست خربزه می بینم چه کنم استاد مرض من چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در رابطه با روایات مربوط به تنبلی می‌توانید به کتاب «علم اخلاق» یعنی ترجمه‌ی کتاب «جامع‌السعادات» رجوع فرمایید. روی‌همرفته تنبلی به جهت توجه نداشتن به اهداف عالیه از یک طرف، و کینه‌ورزی و پرحرفی و پرخوری از طرف دیگر، پیش می‌آید 2- به خودتان سخت‌گیری نکنید همین‌که توفیق انجام وظائف الهی و روزه‌داری را در ماه رمضان دارید، امیدوار به رحمت الهی در پیش روی خود باشید. موفق باشید

11149

رزقبازدید:

متن پرسش
به نام خدا و سلام: حکم ارتباط با افراد ناامید چیست؟ تعدادی از دوستان دانشگاهی بنده به جز ناامیدی چیزی در کلامشان نیست و حتی با تذکر هم رعایت نمی کنند و ناخواسته صحبت هایشان ناامید کننده است و همه اش درد و ناراحتی را به انسان منتقل می کنند. ممنون و سپاسگزارم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد فراموش کرده‌اند خدایی که آن‌ها را خلق کرده تا آخر مواظب آن‌ها است. کتاب «جایگاه رزق در هستی» در این رابطه کمک می‌کند. موفق باشید
9416
متن پرسش
سلام علیکم: میخواستم نظر جناب عالی در مورد این مقاله با نام «خودسازی و دیگرسازی» بدانم. http://www.rajanews.com/detail.asp?id=195041
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این یک حرف اساسی و منطقی و راه‌بردی است اگر معتقد باشیم که انقلاب اسلامی باید با هویت اسلامی‌اش ادامه یابد. موفق باشید
9090
متن پرسش
سلام: بله استاد در سوالی که بنده اسم شهید فهمیده را بردم متوجه بودم شما در جزوه عرفای نجف اسم ایشان را نیاورده بودید ولی چون کار ایشان شبیه مثالهایی که زده بودید بنده هم آوردم - در ادامه سوال قبل سوالم این است که به نظر شما چرا آن رابطه ای که بین امام (ره) و شهدا بود (که جنسش جنس اشراق و معنویت و شهود و حتی در اوقات بسیاری جنسش جنس معجزه و کرامت بود) بین حضرت آقا و جوانها نیست یا اگر هست چرا اینقدر در حجاب هست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده معتقدم بحمداللّه به همان شکلی که سرداران و شهدای ما توانستند نسبتی اشراقی بین خود و حضرت امام ایجاد کنند، خداوند بصیرتی به جوانان ما داده که همان نسبت را با مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» پیدا کرده‌اند و این را یک لطف الهی به این ملت می‌دانم. موفق باشید
7678
متن پرسش
سلام علیکم . در یکی ازجوابها فرموده بودید " که در رابطه با هر دوی این دو پیامبر خدا (ادریس و عیسی) بحث در آن است که آن‌ها با جسمی لطیف‌تر از جسمی که در عالم ماده هست در عالمی بالاتر از عالم ماده به‌سر می‌برند و جنبه‌ی روحانی آن‌ها بر جنبه‌ی مادی آن‌ها غلبه دارد. " اینکه جسم حضرت عیسی جسم مثالی نیست چون ایشان وارد عالم برزخ نشده اند . جسم مادی شدید هم نیست و فرموده اید که جسمی لطیف تر دارند و بر اساس برهان صدیقین جسمی است که شدت یافته است . و فرموده اید که روحانیت آن بیشتر است . پس ایشان دارای جسم مادی هستند ولی بطور لطیف و رقیق . این چگونه با بحث عالم مجردات قابل جمع هست ؟یعنی شما منظورتان چیزی شبیه به بخار است . یعنی جسمی رقیق .خب این جسم رقیق جایش کجاست ؟ به نظر من راهی نیست جز اینکه وجود حضرت عیسی را مجرد بدانیم و هیچ جنبه ی مادی برای ایشان قائل نباشیم . میشود کمی توضیح دهید . . و سوال دوم اینکه مگر جز عالم ماده ی ما و کهکشان راه شیری عالم ماده ی دیگری هم هست که رقیق و لطیف باشد با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- وقتی جسم لطیف شد برزخی می‌شود و همین حالا برزخ به عنوان یک مرتبه‌ی وجودی هست و نسبت این برزخ برای آن پیامبران غیر از برزخی است که هرکس بمیرد وارد آن می‌شود 2- خیر ، وقتی می‌گوییم ماده لطیف؛ منظورمان جسم برزخی و مثالی است، مثل جسمی که در خواب هست. موفق باشید
5876
متن پرسش
باسلام 1)دربحث حرکت جوهری شمافرمودید که اگرقوه محض باشد یعنی موجودیت ندارد مگر هیولای اول فوه محض نیست اما موجودیت دارد؟ 2)تعریف شما ازقوه چیست؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: 1- که با صورت ظهور پیدا می‌کند، به خودی خود وجود ندارد 2- قوه یعنی امکان و استعداد. موفق باشید
5579
متن پرسش
سلام استاد، البته من در موضع چنین امتحانی قرار ندارم خدا رو شکر. ولی خیلی بابت جواب های اخیری که شما بابت زن دوم دادین ناراحت شدم. یعنی واقعا اگه یک زنی قبل از ازدواج با همسرش شرط کنه که اولین و آخرین همسر او باشه، باز هم اون مرد می تونه بره زن دوم بگیره؟ استاد چرا اینقدر غیرواقعی صحبت می فرمایید. خودتون میگید اگر واقعا تکلیف مرد باشه که یک زن دیگه رو از بی شوهری در بیاره. خب این همه مردای مجردی هستن که پول ندارن ازدواج کنن، هرکس میخواد ازدواج مجدد کنه بره مردهایی رو سر و سامون بده که به خاطر بی پولی به گناه می افتند. من کسی رو می شناسم که سال گذشته به خاطر کمتر از ده میلیون نتونست ازدواج کنه !!! به نظر من شما و هم چنین مراجعی که زن دوم را برای مرد حلال می دانید - در زمانه امروزی - ، به هیچ وجه متوجه شرایط زمانه نیستید. الآن نه جنگ است که تعداد مردها کم باشد نه ... . ضمن این که ازدواج مجدد به هیچ وجه با روحیه ی هیچ زن امروزی در این منطقه سازگاری نداره. متأسفم برای افرادی مثل شما که مجوز شرعی ازدواج دوم را به مردان هوس بازی که شرع رو ابزار ارضای شهوت تنوع گرای خود می کنند می دهید. متآسفم برای کسانی که فقه فقه ندارند. یعنی علمی به فقه خود ندارند. متأسفم برای مراجع تقلیدی که با نگاه غیر زمان شناسانه به آیات و روایات و دیگر منابع احکام شرعی ، می نگرند بسیار بسیار متأسفم. خدا لعنت کند مردانی رو که به زن خودشون رحم نمی کنن. فقط می ماند یک حالت. اون هم حالتی که زن مشکلی داره که مثلا بچه دار نمی شه. این حالت هم اگه قبل از ازدواج مرد می دونسته که نباید باهاش ازدواج می کرد که حالا ولش کنه. و اگه این مشکل قبل از ازدواج مکشوف نبوده، مرد باید خودش رو بذاره جای زن ، خود مردها دوست دارن اگه مشکلی دارن ، زنشون ازشون طلاق بگیره و مجددا ازدواج کنه!!. من سال های زیادیه که کتاب های شما رو می خونم اما به هیچ وجه اسلامی را که زن دوم را حلال می داند قبول ندارم. مگر در شرایط خیلی خیلی خیلی نادر که تقریبا در کشور ما صفر است. استاد یک نکته ی خیلی مهمی رو خدمتتو عرض کنم و شاهد بگیرم برای این ادعا که تک همسری با تکوین زن امروز سازگار است.اگر لازم می دونید بفرمایید تا آدرس فیلم رو بگم، چند تا فیلم کوتاه و واقعی هست از خانوم های خارجی و بیشتر اروپایی که نیمه عریان با همسراشون توی خیابون راه می رن ، به محض این که شوهر ناخواسته ، قسمت های مخفی تر زن دیگه ای رو ببینه ، زن به شوهرش حمله می کنه و گاها به او آسیب می رسونه . حالا باز ایرانی ها بهتر اند که اگر این اتفاق بیافتد ، نهایتا زن با مرد قهر می کنه ولی هرگز به مردش حمله نمی کنه. این رو گفتم که بگم حتی زن های اروپایی ها که خودشون عریان هستند طاقت ندارن ببینن مردشون به زن عریان دیگری نگاه می کنه چه رسد به ازدواج مجدد. یعنی این اختصاص به مسلمون ها یا ایرانی ها نداره و تکوین زن معاصر این گونه است. خدا لعنت کند کسانی رو که بدون داشتن نگاه زمان شناسی ، حکم به حلال بودن زن دوم می دهند. خدا لعنت کند کسانی را که گل زن را - به تعبیر پیامبر ص - پژمرده می کنند تا دیگر عطرافشانی نکند. لطفا این سوال رو رو سایت بگذارید تا بقیه خانوم هایی که مطمئن هستم با من هم نظرند این سوال رو ببینند. با تشکر فراوان از شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌که بنده بنا ندارم به طور مفصل وارد این موضوع شوم و تنها در آن حدّی که کاربران محترم سؤال می‌فرمایند نظر خود را عرض می‌کنم، از جهت آن‌که گویا جنابعالی اصل موضوع را نادیده گرفته‌اید یادآوری می‌کنم عنایت داشته باشید چنانچه شرایط طوری باشد که مرد احساس وظیفه‌ی شرعی کند در زندگی‌بخشیدن به یک خانم به طوری که وجود مردان مجرد به هر دلیلی مشکل را مرتفع نسازد، دیگر شرط قبل از ازدواج در این مورد معنا نمی‌دهد زیرا شرطی است در راستای ترک واجب شرعی که به خودی خود باطل است. عرض بنده از یک جهت توجه دارد به سؤال محمدبن سنان از امام رضا«علیه‌السلام» که: «کتب الیه فیما کتب: وَ مِن علل تحلیل اربع نسوة لرجل واحد»؟ به حضرت نوشت که علل حلال‌بودن چهارزن برای یک مرد چیست؟ حضرت جواب دادند: «لِأنّهُنَّ اکثر مِن الرّجال» زیرا زنان بیشتر از مردان هستند. آیا در موقعی که چنین نباشد دیگر چنین وظیفه‌ای پیش می‌آید که می‌فرمایید ما فقه فقه نمی‌دانیم؟ مگر می‌توان به راحتی و به صرف هوس‌بازی ازدواج مجدد یا ازدواج موقت را در جامعه باب کرد در حالی‌که در روایت داریم: « عن علىّ بن یقطین قال سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الْمُتْعَةِ قَالَ وَ مَا أَنْتَ‏ وَ ذَاکَ‏ وَ قَدْ أَغْنَاکَ اللَّهُ عَنْهَا » حضرت در جواب فرمودند: تو را با آن چکار است؟ با آنکه داراى همسر دائمى هستى و خداوند تو را از ازدواج موقت بى‏نیاز ساخته است. پس نباید موضوع را یک طرفه تمام کرد و این را نیز عنایت داشته باشید باید بین «طبع» با «فطرت» تفکیک کرد، همان‌طور که بعضی از امیال می‌تواند مطابق طبع انسان باشد ولی مطابق فطرت تعالی‌طلبِ انسان نیست می‌تواند بعضی از حرکات مخالف طبع انسان باشد ولی مخالف فطرت تعالی‌طلب انسان نباشد و انسان با عبور از «طبع» می‌تواند به مقام کلی‌تر و وسیع خود که حیات فطری است برسد. با این‌همه وقتی کارشناسان خطر آینده‌ی کشور ما را پیرشدن جامعه می‌دانند و این‌را خطری حتی بزرگ‌تر از مشکلی که جنگ برای ما به‌بار آورد پیش‌بینی می‌کنند و تأکید مقام معظم رهبری در تلاش برای تولد فرزندان بیشتر است و خداوند نیز دختران و زنانی را پروریده است که در صورت ازدواج با آن‌ها این مشکل برطرف می‌شود، آیا نباید در این مورد هم تأمل نمود؟ موفق باشید
4907
متن پرسش
سلام استاد گرامی آیا میتوان تقسیم بندی علم به حقیقی و اعتباری را جزء نوآوری های معرفت شناسناسانه علامه طباطبایی (ره) دانست؟ آیا اصطلاحات حقیقی و اعتباری که در اخلاق و عرفانی عملی هم به وفور به کار می روند بعد از این نوآوری علامه باب شده اند؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی«رحمت‌الله‌علیه» در کتاب «اصول فلسفه» بحث بسیار دقیقی از جایگاه اعتباریات و مبنای اعتباریات می‌کنند که منحصر به ایشان است ولی نه این‌که تقسیم علم به اعتباری و حقیقی موضوعی باشد که ایشان مطرح کرده‌اند. موفق باشید
3164
متن پرسش
سلام استاد. در یکی از سخنرانی های شما شنیدم فرمودید اگر: "هنوز نجات نیافته اید یعنی هنوز بر کشتی نجات حسین سوار نشده اید؟". استاد خواهش می کنم به من بگویی سوار شدن بر سفینه نجات حسین علیه السلام چگونه میسر می شود؟استاد من در خصوص ارتباط قلبی با امام حسین ناتوانم. بشدت احساس می کنم امام علیه السلام عظمت دارند، آیا این واقعا عظمت است یا اینکه من شناخت و بصیرت نسبت به ایشان ندارم و حس می کنم این بخاطر عظمت ایشان است که نمی شود خوب با ایشان ارتباط قلبی و وجودی برقرار کنم؟استاد بزرگان می گویند راه معرفت الله از معرفت امام حسین می گذرد چگونه معرفت نسبت به ایشان پیدا کنیم؟راهکار عملی آن چیست. بیکران سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هراندازه در جریان نهضت کربلا بیشتر تدبّر کنیم بیشتر روح انسان طالب اُنس با حقیقت آن حرکت می‌شود و در آن حال اشک شروع می‌گردد و قلب به راه می‌افتد. پیشنهاد می‌کنم کتاب‌هایی را که با تدبّر نسبت به حادثه‌ی کربلا تدوین شده مطالعه شود، مثل کتاب حماسه‌ی حسینی از شهید مطهری. موفق باشید
3018

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سؤال20: انسان به بعضی قضایا علم حصولی دارد مثل این که: «دیروز درد داشتم»، و به بعضی قضایا علم حضوری دارد مثل این که «الآن درد دارم». پس می‌شود انسان به یک قضیه علم حضوری داشته‌باشد بدون این که نظر به موضوع و محمولش داشته‌باشد. حال سؤال ما این است که: آیا مبادی یک فکر، لزوماً از جنس قضیه و تصدیق است (البته لابشرط نسبت به این که نظر به موضوع و محمولش بشود یا نشود)؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام:جناب اقای قدوسی ایا قبلا این سوال جواب داده نشده است؟ باسمه تعالی.باسلام.سوال تکراری است باشماره 2906
2955
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و خسته نباشید حدود یک سالی پیش مطالعه کتاب "ده نکته از معرفت نفس" استاد را با برخی دوستان شروع کردیم و امسال هم دوباره به تنهایی این کتاب را تا جلسه هفتم مطالعه کرده و صوت را گوش کرده ام. سوالاتی در باره مباحث مطرح شده برای بنده پیش آمده که امید وارم استاد بنده را راهنمایی کنند. البته نمیخواهم تمامی سوالات را مطرح کنم، یکی از سوالات را مطرح میکنم که اگر پاسخ به این یکی داده شود امید است تمامی سوالات پاسخ داده شود. درباره سیر کلی این مباحث؛ در این کتاب مباحثی مطرح می شود که بنده احساس کردم نقش مادی بدن کاملاً نادیده گرفته می شود. مثلا در مباحث حضور کامل و تمام نفس و مجردات در عالم گفته می شود که "من الان دستم را بلند میکنم و خودم را در دست احساس میکنم و همچنین در پایم و یا ...." سوال بنده این است که چه اشکالی دارد اگر بگوییم من تماما در مغز آدمی است و احساسات و یا حرکت دادن اعضای بدن از طریق سیگنال هایی است که به مغز می رسد؟ در کل چرا از مغز و نقش آن هیچ صحبتی نمیشود؟ و در پایان برای ابطال این مدلی که مادی گرایان برای نفس و جسم و عالم ارائه میکنند از چه راهی باید وارد شد؟ آیا اثری برای مطالعه در این باره هست؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به این جهت نمی‌توان مبنای حرکات خود را – مثل بلندکردن دست – به مغز نسبت داد که خود را طوری احساس می‌کنیم که مغز هم دارد یعنی مغز را هم عضوی از اعضای بدنی احساس می‌کنیم که نفس انسان آن بدن را با تمام اعضائش احساس می‌کند. در فلسفه ثابت است که مدرِک غیر مدرَک است. حال با توجه به این‌که ما بدن خود را با تمام اعضائش احساس می‌کنیم پس ادراک‌کننده که نفس انسان است غیر از بدن اوست. این بحث را به صورت کامل در کتاب «خویشتن پنهان» تحت عنوان مغایرت مدرِک و مدرَک می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید
18086
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: نظرتون در مورد این گفتگویی که در یکی از شبکه های اجتماعی صورت گرفت چیست؟ الف. اعضای یک گروه برای فعالیت سیاسی بهتره از شرایط و امکانات همدیگر مطلع باشند این جوری قدرت بیشتری خواهیم داشت. مثلا اگه کسی در قسمت بهداشت و درمان آشنا و یا آدم مطمئنی سراغ داره به من بگه چون نیاز به اطلاعاتی در زمینه سلامت مردم اما مستند نیاز دارم چون بچمو واکسیناسیون نکردم مسئول بهداشت شهرمون منو تهدید کرده که شکایت می کنیم و این حرفا منم یه آماری از سلامت مردم دادم که می گفت همش دروغه و اینا تشویش اذهان عمومیه و خلاصه اگه کسی رو می شناسید بهم بگید. ب. مواظب باشید دچار افراط و تفریط نشوید. گاهی افراط و تفریط آسیب می زند. به نظر بنده واکسن فرزند خود را بزنید. الف. درمورد واکسیناسیون تحقیق زیادی کردم که یقین دارم مثل اون آیه قرآنه که خدا میگه در شراب منفعتی است ولی ضررش اکثر من نفعهما. در روایت داریم برای اینکه بچه فلج نشه حجامت نقره کنید و خیلی دستورات دیگه در مورد نوزادان. سازمان جهانی بهداشت خودش میگه اونایی که واکسن سرخک زدن نسبت به اونایی که نزدن بیشتر مبتلا به سرخک شدن. از لحاظ تجربی هم من هر چی بچه دو رو بر خودم می بینم همشون مریضن از همون ابتدا که زردی میگیرن و یکم که بزرگ میشن حساسیت و ضعف سیستم ایمنی بدن و اوتیسم و غیره. یقین دارم که جزیی از برنامه ی استکباره برای ضعیف کردن جسم و ذهن مردم دنیا مخصوصا ما شیعه ها. دانشمندای خودشون میگن این واکسن ها از کلیه سگ و جنین سقط شده و آلومینیوم و سرب و الکادوئید و غیره درست میشه که خیلی مضره. وقتی مسئول بهداشت شهر بهم گفت بیا تا صحبت کنیم باور کنید اون و همکاراش به اندازه ی منی که کاردانی حسابداری دارم از این واکسن ها و سلامت مردم نمیدونستن. وقتی هم می خواستم بهشون دید کلان بدم و در مورد وضعیت روز دنیا و استکبار و بهداشت دنیا بهشون بگم گفتن اینا دروغه و تشویش اذهان عمومیه و تو بدبینی و سیاست رو با بهداشت قاطی نکن و سیاسی حرف نزن و .... آخرش هم تهدید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که جریان‌های صهیونیستی در نظام سلامت جهانی نفوذ کرده‌اند و این موضوع به اثبات رسیده است، حرفی نیست. ولی همان‌طور که در جواب سؤال 18085 عرض شدبالاخره در این زمان و در این نوع زندگی‌ها، بیماری‌هایی پیش می‌آید که دنیایِ جدید آن را ایجاد کرده و طبّ جدید آن را می‌شناسد و نمی‌توان به چنین طبیبانی رجوع ننمود. موفق باشید

15259
متن پرسش
با عرض سلام و احترام: در پاسخ به سوالم درباره زن فرمودید: «بنده هم مدت‌ها به جزء‌جزء این موضوعات فکر کردم». خواهش می کنم کتابی در این باره بنویسید، بویژه با نیاز شدیدی که امروزه به این مسائل می شود. لطفا نفرمایید که من فقیه نیستم چون انتظارات ما هم از شما، انتظارات فقهی نیست ولی حداقل یک افق گشایی در نگاه طلاب از جمله حقیر، به مسائل فقهی نیز می شود. چه چیز باعث شده که شما «مدت ها» به «جزء جزء» مسائلی که طرح کردم «فکر» کردید، ولی کتابی درباره ی آن ننوشتید؟ یعنی ضرورت پرداختن به آن روشن نبوده یا ضرورتهای دیگری در اولویت بوده که فرصت نشده؟ هرچند کتاب «زن آنگونه که باید باشد»، بسیار ضروری و راهگشا بود ولی مستحضرید که جای چنین مباحثی را نمی گیرد. اصلن حاج آقا یک آشفتگی خاصی در نگاه به این مسائل وجود دارد، حداقل نزد کسانی که درباره ی این مسائل فکر می کنند. لطفا کمک کنید به ما و ما را تنها نگذارید. یا علی مدد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مقدمه‌ی کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» عرض شد که «زن» یک پدیده‌ی جدید در تاریخ ما است و در آن‌جا مقایسه‌ای بین یک لودر و کلنگ‌های زیاد شد. بدین معنا که این‌طور نیست که هزار کلنگ یعنی همان یک لودر؛ بلکه لودر یک پدیده‌ی جدید است و نسبت دیگری را با طبیعت در این تاریخ ایجاد می‌کند. ما هنوز باور نکرده‌ایم «زن» در این تاریخ، همانی نیست که 400 سال پیش بوده است تا حکمی مناسب این «زن» در این تاریخ برای او داشته باشیم، همچنان‌که هنوز در سایر موضوعات این عالم در مفاهیم به‌سر می‌بریم و از نگاهِ «وجودی» به عالم و آدم بی‌بهره‌ایم. انبوهِ مفاهیم تفکر مشائی حجابی برای هرگونه تفکری شده است. باید آرام‌آرام رویکرد فکری جامعه عوض شود، تا نگاه تاریخی جای نگاه مفهومی به موضوعات را بگیرد. هنوز تاریخی که در انتظار آن هستیم، متولد نشده است. پیشنهاد بنده آن است که برای فهم نگاه تاریخی، مطالعه‌ی دقیق و بیش از یک‌بار کتابِ بس خطرناکِ دکتر رضا داوری اردکاری که اخیراً نوشته‌اند را، دارم. نام کتاب «خرد سیاسی در زمان توسعه‌نیافته». موفق باشید   

12829
متن پرسش
با عرض سلام خسته نباشید: استاد بنده تن انسان و نفس و روح و فطرت و غریزه و رابطه اینها را با هم فهمیدم، اما وقتی می خواهم انسانیت و مقام امام (که انسان کل است) را وارد این مجموعه کنم جایگاهش را نمی فهمم. شما می فرمایید فطرت یک سرمایه در روح است، بعد می فرمایید نفس جان ما و فطرت جان جان ما است، پس یعنی برای فطرت مقام در نظر می گیرید؟ و اینکه می فرمایید امام جان جان انسان است، پس یعنی فطرت همان مقام انسانیت است و فطرت همان نور مقدس امام است و بعد مسئله بعدی اینکه در مورد مقام روح می فرمایید اول خلق خدا و جامع تمامی اسما خداوند است با این فرق که از خودش نیست و بعد هم می فرمایید که نور وجودی حضرت محمد (ص) اولین خلق خداوند و جامع تمامی صفات خداوند است پس یعنی این روح همان وجود مقدس پیامبر است؟ پس اینکه گفتید پیامبر یک تن دارد مثل ما یک نفس دارد مثل ما و یک وجود مقدس دارد پس یعنی در پیامبر نفس و آن نور وجودی حضرت هر دو در مقام روح هستند؟ استاد می دونم در همه اینها اصل تزکیه است و آنقدر دقت حجاب می شود اما ذهنم را مشغول کرده و مطلب جدیدی را نمی تونم شروع کنم و جلو بروم لطفا کامل پاسخ دهید. در پناه حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فطرت در انسان بالقوه است و امام معصوم تجلیِ بالفعلِ انسانیت و فطرت انسانی است و در مورد مقام نوری پیامبر می‌توان گفت که همان مقام «اول ما خلق اللّه» یعنی مقام روح باشد و در عین این‌که در وجود مقدس پیامبر، نفس پیامبر با آن مقام متحد است، ولی در هرحال مقام روح یا مقام نوری پیامبر یک مقام تکوینی است و رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» با تلاش و عبادات ممتد، نفس مقدس خود را با آن مقام متحد می‌کند. موفق باشید

12493
متن پرسش
سلام: من قبول دارم که زن و مرد با توجه به تفاوت هایی که در آفرینش شان وجود داره مسلما بایستی وظایف مختلفی در خانواده داشته باشن اما گاهی کتاب های دینی مربوط به وظایف زنان در خانواده و اهمیت نقش هایی مثل همسرداری و همچنین تربیت فرزند رو مطالعه می کنم و اون رو با واقعیت های بیرون مقایسه می کنم به نظرم گاهی اهمیت این وظایف رو خیلی بیش از آنچه که در عالم واقع هست بیان می کنن. مثلا چه اشکالی داره یک زن با وجود اولویت قرار دادن وظایف مربوط به خانواده اش مثل تربیت فرزند و همسرداری، برای پی گیری اهداف علمی و تحصیلی اش گاهی در نگه داری فرزندانش مثلا از مادر خودش کمک بگیرد و ساعاتی از هفته فرزندان کنار او باشند البته نه خیلی زیاد بلکه نسبتا کم تا وی بتواند به فعالیت های اجتماعی اش برسد، البته نه تا آن حدی که سلامتی و تربیت کودک اش با مشکل مواجه شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید کار بسیار مطلوبی است تا از یک‌طرف فرزندان ما از گنجینه‌ی صندوق سینه‌ی پرتجربه‌ی مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها بهره‌مند شوند و از طرف دیگر امثال جنابعالی بتوانند نقش خود را در فعالیت‌های اجتماعی پیش ببرند. موفق باشید

12480
متن پرسش
سلام علیکم: تقدیر را باید حس کرد یا فهمید؟ یعنی جنس آن وجودی است یا ماهیتی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تقدیر مثل هر حقیقتی در ابتدا معقول خواهد بود و عقل متوجه‌ی وجود اراده‌ی الهی در رابطه با عالَم و آدم می‌شود. ولی تا انسان با رفع موانع و کشیک نفس کشیدن آن اراده‌ی خاص الهیه را احساس نکند، راهِ رجوع به حضرت حق در رابطه با خودش و تاریخش به سوی او گشوده نگشته است. در این مورد عرایضی در کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» هست. در ضمن بد نیست به جواب سؤال شماره‌ی 12462 نظری بیندازید. موفق باشید      

9160

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: این که شما فرمودید طبقه آیه قرآن «الله یتوفی الانفس حین موتها....» انسان هنگام مرگ به جای دیگر توجه دارد، یعنی چه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» مطلب را دنبال بفرمایید. موفق باشید
9069
متن پرسش
با سلام. استاد عزیز در پاسخ سوال 9026 اشاره فرمودید که انسان برای تعالی در انسانیت‌اش نیاز دارد به عین الانسان رجوع کند، همان‌طور که برای گرما، به آتش رجوع دارید و لذا ما در انسانیت به امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» که عین‌الانسان هستند نیاز داریم؛ این موضوع رو متوجه هستم اما سوال بنده این است که برای هرحاجتی که ما در خانه خدا را بزنیم خداوند ابتدا آن را در کف امام معصوم میگذارد و ما از ایشان می گیریم؟ حتی حاجات تماماً دنیایی مثلا بندکفش؟ شغل؟ ماشین؟ خانه؟ مکانیسمش چگونه است؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام اموری که مربوط به وجوه انسانی ما است اگر از مسیر انسان کامل باشد جنبه‌ی انسانی ما در آن امور محفوظ می‌ماند با فرض آن‌که در هر حال آن حضرت واسطه‌ی فیض الهی هستند، پس اگر هم از خدا بخواهیم کار درستی کرده‌ایم منتها حضرت حق از طریق واسطه‌ی فیض‌اش آن را به ما می‌رساند. موفق باشید
8230

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز.استاد عزیز پدر و مادری دارم تقریبا مذهبی ولی متاسفانه بعضی چیزها را اصلا رعایت نمیکنند مثلا از همسر غیبت میکنند و از کارهایش خورده میگیرند که این غیبتها گاهی منجر به تهمت هم میشود ولی من نمیتونم از همسرم دفاع کنم و بهشون بگم در مورد همسرم اشتباه میکنند و البته گاهی اوقات گلایه هایشان بی تاثیر نیست و نظرم نسبت به همسرم عوض میشودو باعث کدورت من و همسرم میشودلطفا مرا راهنمایی کنید که هم بتوانم دل همسرم را بدست بیاورم هم خانواده را.با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اولاً: باید به فضای غیبت میدان ندهید، غیبت هرکس که می‌خواهد باشد و سعی کنید حتی‌الامکان از جلسه‌ای که در آن غیبت می‌شود خارج شوید و یا موضوع را عوض کنید. ثانیاً: مواظب باشید تحت تأثیر بدگویی‌های افراد نسبت به همسرتان قرار نگیرید، زیرا آن‌ها قصد خیر ندارند وگرنه به همسرتان به صورتی دوستانه تذکر می‌دادند. شما انتظار نداشته باشید همسرتان تجربه‌های یک زن 60 ساله را داشته باشد. موفق باشید
7255
متن پرسش
باسلام خدمت استاد دخترم که دانشجوی سال اول دانشگاه است بادلیل تلطیف روح وتخلیه احساس علاقمندومصر به اموزش موسیفی میباشدازطرفی بعلت عدم رویکرددین و اقبال مراجع به فراگیری این نوع مواردوچو مذهبی خانوادگی ما راهنمایی لازم چهت اقناع ویاهرگونه دستو رمقتضی مبذول فرماییدر باتشکرودعای خیر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت مؤمن باید از لغو اعراض کند و موسیقی نسبت به سایر هنرها مثل شعر و یا نسبت به معارف الهی، جنبه‌ هایی از لغو دارد و عمر انسان را تلف می‌کند. موفق باشید
4676
متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز اینکه شما در شرح کتاب اداب الصلاه میفرمایید برای نماز خواندن نباید به خودمان بگوییم که این نماز را باحضورقلب میخوانم بلکه اینکه فقط ماتصمیم به نماز خواندن وتوجه به هدف افرینش یعنی عبودیت راداشته باشیم وخدا خودش اسباب حضور قلب رافراهم میکند وملائکه رابه عنوان اموکل ومعلم انسان میفرستد حال اولا بنده حقیر درست فهمیدم اگر نیاز به اصلاح دارد-اصلاح کنیدوبعداگر ممکن است ان راقدری شرح دهید باتشکر از شما معلم دلسوز
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید برای آن‌که در نماز در حضور حضرت حق قرار گیریم تنها می‌توانیم نظر به حضرت حق داشته باشیم و آن‌چه را در قالب نماز وارد شده اظهار کنیم بدون آن‌که اراده‌ی دیگری را با موضوع مخلوط کنیم و مثلاً اراده کنیم می‌خواهیم در حضور حق باشیم، این اراده‌، شما را به خود مشغول می‌کند و از حضور باز می دارد. موفق باشید
4155
متن پرسش
سلام علیکم لطفا نامگذاری امسال مقام معظم رهبری را بیشتر تبیین نمایید مفهوم حماسه،چگونگی خلق حماسه،رابطه این شعار با سبک زندگی،رابطه این شعار با عبور از مدرنیته،سهم دانش آموزان،معلمان،دانشجویان و طلاب در تحقق این شعار را بفرمایید.با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» در همه‌ی دستورات خود از جمله در شعار هرساله بستری را اراده کرده‌اند که اگر ما جانانه از ایشان تبعیت کنیم، آن بستر به نظامی می‌انجامد که برای جهان بشری الگوی مناسبی است. در همین رابطه در جواب سؤال شماره‌ی 4141 عرایضی داشته‌ام. وقتی متوجه مقصد رهبری عزیز شدیم هرکدام در موقعیت خود وظیفه‌ی خود را انجام می‌دهیم. حماسه‌ی سیاسی و اقتصادی یعنی در این شرایط تاریخی از هر قدمی که در تقابل با استکبار جهانی می‌توانیم برداریم کوتاهی نکنیم، از جمله در انتخابات و در تحریم‌ها. موفق باشید
3671
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم از خدمتتون سوالی داشتم در بحث حرکت جوهری به این جا رسیدم که دائما باید فیض از بالا برسد تا عالم بقا بیابد وگرنه عالم ماده عدم می شود اما مشکل این جاست که این سخن هنوز ما را گرفتار زمان می کند، می گوییم دائما باید اینگونه باشد و این یعنی ما داریم از درون زمان سخن می گوییم در حالی که زمان خود انتزاع شده از حرکت است و به نظر می رسد لازمه ی فیض دائمی غیب متحرک باشد و گرنه وجود ثابت چگونه می تواند وجود متغیر به وجود آورد و این برای بنده بک تسلسل ایجاد کرده در مورد خود اصل حرکت جوهری احساس می کنم حرف مکانیک کوانتمی در فیزیک خیلی نزدیک به حرکت جوهری است درست است که فلسفه می تواند از جوهر سخن بگوید اما فیزیک صرفا می تواند از عرض سخن بگوید اما مثل این که فیزیک به وسیله ی کوانتم به اعراضی از عالم رسیده که این اعراض فقط یک چیز نشان می دهند فقط و فقط حرکت ما در کوانتم همه چیز را ساخته شده از موج می بینیم و می گوییم طبیعت را همین امواج می سازند اصلا از چیزی که موج دارد سخن نیست بلکه از خود موج سخن است می خواستم نظرتان را در این مورد بدانم خداوند توفیقاتتان را روزافزون نماید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت ما در حرکت جوهری با جوهری روبه‌رو هستیم که عین حرکت یا عین قبول است و بقاء آن به ادامه‌ی فیض است حال اگر در کوانتم فیزیک به جایی برسیم که کوانتم عین موج است و موج را چیزی جز قبول و حرکت ندانیم به حرف حرکت جوهری نزدیک شده‌ایم وگرنه بالاخره این سؤال پیش می‌آید که چه چیزی است که به صورت موج ظهور کرده. موفق باشید
3172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استادعزیز قبلا از این اینکه وقتتون رو میگیرم حلالیت می طلبم چند سالیست ازدواج کردم اما به دلایل شرایط کاری در غربت زندگی میکنیم مشکل اینه که همسر من به شدت از تنهایی فراریست یعنی به هیچ عنوان تحمل تنهایی رو نداره.به طوری که این قضیه80%مشکلات ما در طول این مدت بوده من در خانه احساس یک زندانی رو دارم و خانمم زندان بان منه. شما فکر کنید اگر صبحها که من میرم سر کاراگر نخوابه شاید دیوونه بشه من میرم تو اتاق مثلا کتابی بخونم بساتشو میاره تو اتاق یا این اینکه میخواد به هر نحوی منو از کتاب خوندن بندازه واسه کلاس اومدنمون اگر خودش نتونه بیاد به بهانه های بیخود از رفتن من جلوگیری میکنه وقتی میریم شهرستانمون من باید اگر ایشون خونه باباشه من هم حتما باشم حتی اگر بودن من فایده ای نداشته باشه می خوام برم بانک میگه منم میام شما از این مجمل بخوانید کل ماجرا را.استاد شاید شما اگردر این شرایط گیر میکردید نمیتوانستید کلاسهایتان رو اداره کنید.شاید انهایی که این سوال رو میخوانند بگن چقدر زن زلیل ولی دیگه خسته شدم از دعواهایی که بر سراین قضیه داشتم.راستش را بخواهید من هم هیچ وقت صبور نبودم و تقریبا همیشه این وضع را تحمل نکردم ودعواهای اساسی راه میافتاد که نه تنها فایده ای نداشته بلکه غیر از خشم و غضب وگریه و دادوبیداد ومریضی هیچ نداشته.در ضمن گوش زد کنم که برداشت نشه که خانمم به من شک داره از این بابت یقین دارم .حال من باید چکار کنم خیلی سعی میکنم صبور باشم اما اخرش ناراحتیم در گفتارم یا رفتارم بروز میکنه و یه چیز جالب تر اینکه تاموقعی که حرفمو نزنم مثل خوره منو میخوره و راحت نمیشم.در ضمن همسرم به همین شدت مساله بالا زود رنجه و تحمل هیچ انتقادی رو نداره که دیگه بهتره سخن در این مورد کوتاه بشه که مثلا کافیه بهش بگی بالا ی چشمت ابروست که دیگه حالا بیا جمعش کن که چی به اسب شاه گفتی یابو.باز هم شرمنده که وقتتون رو به من دادید. در پناه حق
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: إن‌شاءالله بچه‌دار می‌شوید و مشکل حل می‌شود. در هر صورت محبت کارساز است از محبت غفلت نکنید. موفق باشید
2429
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم ایا می شود با قوه واهمه یا خیال اشیاء اطراف خود را حرکت داد یا در انها تغییری ایجاد کرد؟چگونه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اهلش می‌توانند ولی اگر کسی به این قصد عمر خود را در تمرکز جهت این امر صرف کرد ضرر کرده ولی اگر با نظر به توحید الهی از عالم کثرت به سوی عالم وحدت سیر نمود و در این راستا به اذن الهی به چنین توانایی رسید ضرر نکرده. موفق باشید
نمایش چاپی