باسمه تعالی: سلام علیکم: به اسم مخالفت با فلسفه، عملاً کار به مخالفت تعقل در دین کشیده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به سخن حضرت؛ انسان به حكم وظيفه عمل ميكند ولي امورات را به خدا ميسپارد مثل كاري كه حضرت امام در نسبت با انقلاب انجام دادند و اين خدا بود كه كار را تا اينجاها جلو برد. موفق باشيد
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو راه خوب است. راه دوم مشهور است به راه «احراقی»، که سالک انانیت خود را آتش میزند و عرفان عملی و نظری متکفل آن راه است. اگر بخواهید وارد آن راه شوید کتبی مثل «فصوص الحکم» و «منازلالسائرین» کمک میکند. تفسیر حمد حضرت امام برای ورود، باب خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی که بر روی سایت پیشنهاد شده با همین نیت است که إنشاءاللّه آرامآرام کاربران عزیز در مسیر عرفان اسلامی قرار گیرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به حکم وظیفه و برای پرورش یک گویندهی «لا إله إلاّ اللّه» به فرزندتان خدمت کنید، عمل شما مخصوص خدا است. موفق باشید
سلام علیکم
با عرض معذرت اطلاعی ندارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسألهی زینت به تشخیص عرف است. یعنی به صورت کلی باید دید که عرف چه چیزی را زینت به حساب میآورد به این شکل که اگر شخصی آن کار را بکند عرفا گفته میشود که «زینت کردهاست». بنابر این تشخیص این امور به نگاه عرفیِ خودتان بر میگردد و اینچنین نیست که یک مجتهد مصداقی را اثبات و مصداق دیگری را نفی کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیرهی زندگی امثال مرحوم آیت اللّه مرحوم انصاری همدانی تحت عنوان «سوخته» کمک میکند.
عنایت داشته باشید بعد از امام معصوم بايد مجارى امور به دست علماى الهى باشد كه حلال و حرام شريعت را مى شناسند. حضرت امام خمينى «رضوان الله تعالى عليه» مى فرمايند: من با تمام اين جناحهايى كه براى اسلام خدمت مى كنند، چه جناحهاى روحانى كه از اول تا حالا خدمت كرده اند و چه جناح هاى ديگر، از سياسيون، از روشنفكرها كه براى اسلام خدمت مى كنند، من به همه ى اينها علاقه دارم و از همه ى اينها هم گلايه دارم. اما علاقه دارم چون وقتى انسان ببيند گروه هايى در خدمت انسان هستند، در خدمت انسانيت هستند، در خدمت اسلام كه انسان ساز است هستند، چاره ندارد الّا اينكه علاقه داشته باشد به آن، از آن طرف گلايه هم هست براى اينكه مى بينم در بعضى نوشته هايشان، راجع به علماى اسلام، راجع به فقه اسلام، اينها يك قدرى زياده روى كرده اند، يك قدرى حرف هايى زده اند كه مناسب نبوده است. ما مى بينيم اين اسلام را در همه ى ابعادش روحانيون حفظ كرده اند، يعنى معارفش را روحانى حفظ كرده، فلسفه اش را روحانى حفظ كرده، اخلاقش را روحانى حفظ كرده، فقهش را روحانى حفظ كرده، احكام سياسى اش را روحانى حفظ كرده. از اول كه زمان پيغمبر بوده است و دنبالش زمان ائمه، اين علماى شيعه بودند كه جمع مى شدند دور ائمه (ع) و احكام را از آنها اخذ مى كردند و در اصولى كه چهار صد تا كتاب بوده است نوشته اند ... اينها همه با زحمت علماى شيعه، فقهاى شيعه درست شده است. تمام ابعادى كه اسلام دارد و قرآن دارد، آن مقدارى كه درخور فهم بشر است، تمام اينها را اين جماعت عمامه به سر - به قول اين آقايان، عمامه به سر و ريش دار - اينها درست كرده اند. تا اينجا اسلام را اينها رسانده اند، اسلام بى آخوند اصلًا نمى شود. پيغمبر هم آخوند بوده؛ يكى از آخوندهاى بزرگْ پيغمبر است. رأس همه ى علماء پيغمبر است. حضرت جعفر صادق (ع) هم يكى از علماى اسلام است.[1]
موفق باشید
[1] ( 1)- صحيفه ى امام، ج 3، ص 10. 234 آبان 1356.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همینطور که متوجهاید به غیر از آنها که میفرمایید اکثر کسانیکه به آقای روحانی رأی دادند، هم انقلاب را و هم رهبری را قبول دارند ولی تصورشان این بود که اگر اقای رئیسی رئیس جمهور شوند، یک نوع تحجر و خشونت پیش میآید. این جا هست که ما باید طوری عمل کنیم که این تصور در بین مردم نباشد بهخصوص نسبت به جناب آقای رئیسی که سوابق و تحصیلات ایشان همه خبر از یک نوع سعهی صدرِ حکیمانه میدهد. 2- آنچه نقش اصلی را همیشه داشته، مردم بودند لذا اگر تلاش شود مطالبات مردم متعالی گردد و از نحوهی زیستِ غربی به نحوهی حیات قدسی نظر کنند، دولتها خواسته و نخواسته در مسیر مطالبات مردم قرار میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ با توجه به سخنان آیتالله مومن که فرمودند باید اجتهاد نامزدهای خبرگان برای فقهای شورای نگهبان احراز شود، حال این شناخت میتواند با شناختی که از افراد دارند محقق شود و یا با امتحان و با توجه به درس خارج آیتالله میرباقری که درس قدرتمندی است چه در زمینهی درسهای مرسوم فقهی حوزه و چه در زمینهي فقه حکومتی از آن جهت که اجتهاد ایشان برای اعضای شورای نگهبان احراز شدهاست، نمیتوان به آنها اشکال گرفت. 2ـ در مورد تغییر ذائقهی مردم، نباید عجله کرد؛ مردم نسبت خود را با انقلاب طوری تعریف کردهاند که غیر از نسبت آنها است با مسائل سیاسی و اجرایی کشور و لذا وقتی تمدنی محقق میشود که «علم» و «فرهنگ» و «تاریخ» در یگانگی کامل در کنار هم قرار گیرند و ما سالها است از جدایی این سه مقوله رنج میبریم و به نظر میآید با ظهور انقلاب اسلامی، زمینهی یگانگی این سه، ذیل فهم جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی فراهم شده است تا به جای ادامهی عقلی که تنها با مفاهیم سر و کار دارد، علمی دنبال شود که در این تاریخ به کار میآید و عقل مفهومی خود را در خدمت شرایط جدید تاریخی قرار گیرد؛ که روح انقلاب اسلامی متذکر آن است. این علم لازم نیست ادامهی تجدد باشد ولی برگشت به گذشته هم نیست و با درک تاریخی که در آن هستیم شکل میگیرد و در کنار آن، فرهنگِ مناسبِ این تاریخ به صحنه میآید. اگر درک درستی از تاریخی که در آن هستیم پیدا شود و بفهمیم با انقلاب اسلامی، تاریخ دیگری که ادامهی غرب نیست، برای ما مقدّر شده و با دقت در معادلات زمانه متوجه باشیم افق آیندهی ما در این میدان روشن است؛ در این حالت «تفکر» ظهور میکند و تواناییها به صحنه میآید، زیرا هر جا «تفکر» نیست، توانایی هم نیست. یعنی «تفکر» و «توانایی» با هماند. وقتی «تفکر» نیست، مجال افراط و تفریط و دست و پازدن فراهم میشود و آینده را تیره و تار میکند و جانها پژمرده و خردها، افسرده و علیل مینماید. با توجه به این امر، وظیفهی ما برای برگرداندن تفکر به جامعه سنگین میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که رسولان خدا با دستوراتی میآیند که موجب اتمام حجت میگردد، پشتکردن به آنها عقاب دارد و بدین لحاظ هلاکت اقوام از بعد از قوم نوح شروع شد و خداوند در این رابطه میفرماید: «وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنَ الْقُرُونِ مِن بَعْدِ نُوحٍ وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرَاً بَصِيرًا»[1] چه اقوامی که بعد از نوح هلاک کردیم و کافی است پروردگار تو از گناهانش آگاه و بصیر باشد. زیرا قبل از حضرت نوح مردم بر فطرت الله بودند و شریعتی برای آنها نبود. مسلّم پیامبران قبلی هم امر و نهی داشتند و تمرّد از آنها موجب عقوبت فردی میشده، ولی نه به معنای عذابی که از حضرت نوح به بعد بر امتها وارد میگشته است. موفق باشید
[1] - سورهی اسراء، آیهی 17.
