بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
4550
متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد عزیزم 1-بنده مرجع تقلید خودم رو حضرت آیت الله خامنه ای انتخاب کرده ام ولی راستش در انتخابم شک دارم بنظر شما در بین مراجع چه کسی اعلم است؟(خواهشمندم نظرتون رو صریح بفرمایین) 2-بنظر شما با توجه به شرایط جامعه , نامیدن حضرت آقا(مقام معظم رهبری) با عنوان "امام " و اصرار بر آن در صحبت ها و...کار درستیست؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده آیت‌الله خامنه‌ای را اعلم می‌دانم. زیرا از نظر فقهی همان توانایی را جهت استنباط حکم الهی دارند که بقیه دارند و از نظر عالم به زمانه‌بودن از سایر عزیزان برترند. 2- امام در عرف جهان اسلام به معنای رهبر است، مثل آن‌که می‌گویید: امام موسی صدر و لذا اگر به صورت درست برای ایشان به‌کار رود خوب است. موفق باشید
4089
متن پرسش
گزارة «خدا هست»، الآن برای ما یک معرفت نظری و علم حصولی است. اگر این گزاره را قلباً باورکردیم و به علم حضوری این معرفت را دریافتیم (حال یا مثل عرفا به مقام مشاهدةالله رسیدیدم یا مثل همان کسی شدیم که داریم در کشتی غرق می شویم)، در صورت ادراک این معرفت به علم حضوری، آیا این معرفت، جزء مبادی نظریِ ماست؟ یا جزء مبادی عقل عملی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این حالت تمام وجود انسان اعم از نظر و عمل تحت تأثیر چنین مشاهده‌ای است، به این لحاظ، آن کسی که خود را در معرض غرق شدن می‌یابد عملش همان نظر به خداوندی است که قدرت نجات دارد. موفق باشید.
2287

روش طب سنتیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله. نظرحضرت عالی راجع به طب سنتی چیست؟به نظر حضرت عالی فراگیری آن چقدر ضرورت دارد؟ ایدکم الله.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: طبّ سنتی از آن جهت که نظر به طبیعت بدن دارد و سعی می‌کند به نفس ناطقه کمک کند تا خودش بدن را درمان کند، لازم است و به نظر می‌رسد علم الابدان از این جهت مورد توجه دین است و لازم است انسان‌ها به آن آگاهی داشته‌باشند. موفق باشید.
1873

هدف آفرینشبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار سوال بنده از هدف آفرینش است,البته جوابهایی پیرامون الا لیعبدون و یا ترحم خداوند بر بندگان و ...شنیده ام ولی نمی دانم چرا ناقص است یا شاید جواب ها مختصر و ناقص است.از طرفی این را یک مسئله مربوط به کنه ذات باریتعالی میدانم و چون احاطه ای نیست بر خالق جواب آن را غیر ممکن می دانم.در ضمن درمورد کافر شدن بعضی از علما در مسئله ورود به کنه ذات شنیده ام,می خواستم جواب شما را در این مورد بدانم.از وقت گذاریتان در حل شبهات بسیار ممنونم.انشالله جمله امام شامل شما هم بشود(هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و یده)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: همان‌طور که خودتان مستحضرید موضوع مورد بحث در حدّی نیست که در یک سؤال و جواب روشن شود مگر آن‌که موضوع را در کتاب‌ها مفصل دنبال فرموده باشید و سؤالاتی باقی مانده باشد که آن‌جا مطرح کنید. بنده در چند جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» در حدّ توان خود جواب داده‌ام و فکر می‌کنم جواب این نوع سوالات مربوط به معرفت ما نسبت به اسماء الهی است ونه مربوط به ذات الهی. در مورد تفکر در ذات و معانی آن پیشنهاد می‌کنم به شرح حدیث دوازدهم از کتاب چهل حدیث حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» رجوع کنید تا کمی موضوع روشن شود. موفق باشید
1782

اصلاح خودبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد عالی قدر-چند سالی است که می خواهم رذایل اخلاقی ام را بیرون بریزم و در مباحث دین پپیش بروم و با توجه به نظر بزرگان به این نتیجه رسیدم که باید اول از خانه و احترام به پدر و مادر شروع کرد ولی چندین بار تا جاهایی پیش رفتم ولی به دلیل اخلاق بسیار نامناسب مادرم پس رفت کردم(گاهی رفتارهای سبک ،نسنجیده ، بچه گانه و غیر دینی که به شدت خشمگینم میکند ) و همچنین در خیلی جاها به علت رودربایسی و کم رویی (عدم بلوغ عاطفی) خیلی از نظرات بزرگان را نتوانستم در خانه پیاده کنم خواهشمندم در این مورد راهنمایی ام کنید ، فکر می کنم اگر در این مورد موفق بشوم در باقی موارد خیلی بتوانم سریع تر حرکت کنم .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده نمی‌دانم منظور شما از این‌که می‌فرمایید می‌خواهید جهت اصلاح خود از خانه شروع کنید چیست. آنچه به ما دستور داده‌اند آن است که با پدر و مادر خود مدارا کنید، حتی اگر اعمال ناپسند از آن‌ها دیدید – بدون تأیید آن عمل- آن‌ها را تحمل کنید و در رفع حوائج زندگی آن‌ها در حدّ امکان خود کوتاهی نکنید. سر به سر خانواده نگذارید، صفای اخلاقی شما با مدارا با خانواده حاصل می‌شود. موفق باشید
1259

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله ، بنده انشاء الله فارغ التحصیل رشته مهندسی هستم اما برای ادامه تحصیل علاقه ای به آن نداشته و دوست دارم در زمینه های قرآنی فعالیت داشته باشم اما برای ادامه تحصیل در رشته های دانشگاهی مردد هستم . از طرفی نمیخواهم به طور سطحی با قرآن تماس داشته باشم .از کسانی که رشته علوم قرآن را در مقطع کارشناسی خوانده اند این گلایه را شنیده ام که رشته مورد انتظار نیست. یکی از اساتید مرا به خواندن فلسفه تشویق کرده است و خودم هم علاقمند هستم اما از طرفی میترسم پابند فلسفه شوم و از قرآن بازبمانم. نظرتان چیست ؟ به نظر شما برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد چه رشته ای را انتخاب کنم؟ به نظرتان راه دیگری هست ؟ و من الله توفیق
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در هر رشته‌ای که تحصیل کنید فرق نمی‌کند، عمده آن است که خودتان را مقید کنید از طریق تفسیر دقیقی از قرآن مثل المیزان با قرآن آشنا شوید. فکر می‌کنم اگر مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین و معاد را کار کنید مقدمه‌ی لازم جهت کار با المیزان را پیدا کنید. موفق باشید
17862
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز با توجه به اینکه در قرآن نوع معجزات پیامبرانی چون حضرت موسی (ع) بیان شده می خواستم ببینم آیا در نوع معجزات ایشان که مثلا نورانی شدن دست و عصا ایشان و... بود پیام خاصی است؟ لطفا من را از آن درک عمیق خود مانند همیشه بهره مند سازید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً حضرت با این معجزه‌ی خود مثل معجزه ای که در مقابل ساحران داشتند، شرایطی را به صحنه آوردند که فرعونیان با آن‌همه توانایی‌های عجیب نتوانند آن را امری طبیعی بدانند. موفق باشید

17020
متن پرسش
سلام علیکم: خدا را برای همه نعمت هایش شاکر هستم و دعا گوی شما هستم. استاد عزیز برادری راجع به ظهور سلسه صفویه توسط جهان غرب برای جلوگیری رشد عثمانی نظری داشتند که: «جهان غرب برای شکست تنها امپراتوری اسلامی عثمانی جهان، با پروژه نفوذ به تشکیل دولت صفویه در ایران اقدام کرده است.» شاید سوال خیلی مهمی نباشد چون مربوط به جنس زمانه ما نیست اما وجود چهره های بزرگواری چون شیخ بهایی و علامه مجلسی ... که در زمانه خودشان شاید بهترین روش را برای ترویج شیعه با استفاده از بستر آماده شده استفاده لازم را برده اند. و با آن همه عظمتی که برای این بزرگواران معتقد هستیم آیا با پیش فرض سوال آن برادر باید بگوییم که علمای بزرگوار ما در مقطعی فریب آنها را خوردند یا بگویم آنها تا آن زمان که صفویه در رشد شیعه نقش داشت حمایت کردند. چون این خطر تحریف همیشه هست و برای هر نهضت وجود دارد. البته من نظرات قبلی شما راجع به صفویه را مطالعه کرده ام و چون اطلاعات بنده محدود بوده از شما می خواهم مرا در حل این مشکل فکری یاری دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسئله‌ی جایگاه صفویه، در تاریخی که صفویه ظهور کرد باید عنایت داشته باشید که تحقق چنین حرکتی برای علماء به‌خصوص، و برای شیعه به صورت اعم، در آن زمان یک رسالت تاریخی است تا از یک طرف چهره‌ی اسلام از حجابی که عثمانیان بر آن انداخته بودند آزاد شود و از طرف دیگر خطر نفیِ اسلام از طریق فرهنگ غربی شدت نیابد. زیرا اسلامی که عثمانیان ظهور داده بودند چندان نبود که با ظهور رنسانس و پشت‌کردن به مسیحیت به آن اسلام نیز پشت نشود. و در این راستا دولت صفوی خواسته و یا ناخواسته، رسالت تاریخی تشیع را محقق نمود. و اگر از طرفی همراه با غربیان به مقابله با عثمانیان پرداخت، از طرف دیگر هویت دیگری از اسلام به صحنه آورد که آن هویت، سراسر مثل حاکمان عثمانی شیفته‌ی غرب نبود آن‌طور که آتاترک دولت عثمانی را از نظر فرهنگی به غرب سپرد. و البته این بدین معنا نیست که دولت صفوی هوشیاریِ لازم را در حفظ کلیّتِ جهان اسلام از خود نشان داد و یا در رجوع به غرب، حکیمانه عمل کرد؛ بلکه عرض بنده بیشتر نظر به جایگاه تاریخی دولت صفویه دارد که اسلام را با هویتی بهتر از هویتی که عثمانیان نمایان کرده بودند، به ظهور رساند و عملاً جهان اسلام نسبت به این نوع هویت‌بخشی، تحت تأثیر بودند. موفق باشید

16976
متن پرسش
استاد سلام: چرا وقتی در یک امر بدیهی از ساحت بدیهی آن خارج می شویم و وارد ساحت نظری و غیر بدیهی می شویم دچار انواع سوالات و شاید شک ها می شویم، درصورتی که تا قبل از آن به صورت بدیهی به آن امر معتقد بودیم و یقین داشتیم؟ چه اتفاقی در نفس می افتد که اینگونه می شود؟ چه مکانیزمی در نفس پیش می آید که دچار مشکل می شویم؟ آیا امثال دیوید هیوم چون از ساحت بدیهی خارج شده اند منحرف شده اند و آیا به خاطر همین است که می گویند: پای استدلالیان چوبین بود / پای چوبین سخت بی تمکین بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که متوجه شده‌اید. زیرا وقتی ما با حالت حضوری با موضوعات روبه‌رو هستیم، اساساً دوگانگی بین سوبژه و اُبژه و یا فاعلِ شناسایی و موضوع قابل شناسایی در میان نیست و اساساً وجود ما است که ارتباطِ وجودی با واقعیت برقرار می‌کند. و به همین جهت اگر روحِ دینی به معارف ما برگردد، بسیاری از این دوگانگی‌ها و شک‌ها و سؤال‌ها، چون گردی به هوا می‌رود. موفق باشید

15664

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1. اگر جسم اهل البیت (ع) از جنس ماده بود چگونه دارای سایه نبوده با اینکه نور به هر جسم مادی برخورد کند سایه ایجاد می کند و اینکه اگر مادی بوده چگونه بول و خون و همه چیزشان پاک است تا جایی که خوردن خونشان اشکال ندارد. و اگر جسمشان مادی نبوده باید بگوییم مردم در زمان معصومین همه اهل شهودات بوده اند و آنها در عالم ملکوتی با مردم مرتبط می شدند؟ و اینکه آیا صرف با پیامبر (ص) بودن باعث شهودات ملکوتی می شده یا نه؟ 2. در محل ما جلسه روضه ای هست که افراد آن غالبا طرفدار سید صادق شیرازی هستند و با رهبری یا مخالفند یا می گویند ما کاری به سیاست و رهبری نداریم؛ در عین حال سخنران هم ندارند و فقط ۲ ساعت روضه و سینه زنی آن هم با یه وضعی دارند، ولی بنده به رفقای خود گفته ام این جلسه مورد تایید نیست و شاید مورد تایبد امام زمان علیه السلام هم نباشد آیا نظرم درسته؟ 3. چرا از علامه طهرانی (ره) به عنوان یک دانشمند اسلامی یاد می کنید در صورتی که آیت الله شوشتری می فرمودند او کامل است و دیگران نیز در مورد رسیدن او به توحید صحبت کرده اند ولی شما بعنوان عارف توحیدی از او یاد نمی کنید آیا دلیل خاصی دارد؟
متن پاسخ

بسمه تعالی: سلام علیکم: 1- احتمالاً این نوع روایات جای تأویل دارد و به چیزی ماوراء ظاهرش اشاره می‌کند. ممکن است اگر گفته می‌شود جسم مبارک آن حضرت سایه ندارد، مقابل این اصطلاح است که می‌گویند فلانی سایه‌اش سنگین است 2- به نظر بنده نیز همین‌طور است که می‌فرمایید. جریان شیرازی‌ها بیشتر خواسته یا ناخواسته در اردوگاهِ دشمن عمل می‌کنند 3- در عارف توحیدی‌بودنِ علامه‌ی طهرانی شکی نیست، بحث بر سر آن است که عده‌ای از ایشان یک نوع قطبیت می‌سازند. موفق باشید

15614
متن پرسش
سلام علیکم وقت بخیر: بنده طلبه پایه 2 هستم. 1. چطور باید علاقه و عشق به مطالعه دروس را ایجاد کرد که خستگی و زدگی پیش نیاید؟ 2. گاهی در کلاس و مطالعه یا هر جای حساس که نیاز به حواس جمعی دارد، تمرکزم را از دست می دهم و نمی توانم بطور ارادی آن را باز گردانم و کار سخت می شود. لطفا بفرمایید درمان این مساله چیست؟ 3. گاهی از برخی می شنویم چه نیازی است طلبه مثلا کتاب مغنی را بخواند که مجموعه ای از نظرات مختلف است که فلان ادیب مطرح کرده است و شاید به آن در این حد نیازی نباشد و طلبه فرصت و وقت خود را اینطور هدر بدهد؟ لطفا بفرمایید این نگاه صحیح است یا خیر؟ و راه حل این مساله چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با یادداشت‌برداری و تعمق بر روی مطالب، حوصله‌ی انسان برای دنبال‌کردنِ مطالب بیشتر می‌شود به شرطی که سعی شود پرحرفی و پرخوری نداشته باشیم و دنبال دیدنِ فیلم و سریال نباشیم. 2- سعی کنید ملکه‌ی یادداشت‌برداری را در خود تقویت کنید، حتی اگر نخواهید از آن یادداشت‌ها استفاده کنید، ولی صرفِ یادداشت‌کردن تمرکز می‌آورد. 3- چنین کتاب‌هایی کمک می‌کند تا بحث‌های ادبیاتی به صورت ملکه در آید. ادبیات که فقط فهمیدنی نیست، تکرارکردنی است. موفق باشید

12288
متن پرسش
سلام علیکم: 1. استاد بهترین شرح بر نهج البلاغه چیست؟ 2. آیا نسبتی بین کتب آشنایی با قرآن شهید مطهری با المیزان هست؟ و آیا به عنوان مقدمه خوب است آشنایی با قرآن کار شود؟ 3. معرفت النفس با معرفت الامام چگونه جمع می شود؟ آیا معرفت النفس مهم تر است یا معرفت الامام؟ و اینکه کدام مقدم بر دیگری است؟ 4. برخی می گویند شما ابتدا تفسیر صافی و الرهان را بخوانید بعد به سراغ المیزان بروید و دلیلشان اینست که بگذارید اول با کلام معصوم رشد کنید بعد با کلام غیرمعصوم آیا این خوب است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شرح ابن میثم حرّانی و شرح ابن ابی‌الحدید و شرح مولی فتح الله کاشانی و  منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة و ترجمه و تفسیر نهج البلاغه اثر استاد علامه مرحوم شیخ محمدتقی جعفری هست و هرکدام حُسنی دارند ولی بسیار باید راه طی شود تا شرحی در حدّ سخنان آسمانی مولایمان به تاریخ بیاید. 2- مرحوم شهید مطهری در کتب آشنایی با قرآن خود نکات ظریفی را مطرح کرده و به عنوان مقدمه‌ی ارتباط با تفسیر المیزان بسیار ارزشمند است. 3- به نظر می‌رسد معرفت النفس مقدمه‌ی معرفت امام باشد زیرا در شناخت نفس انسان متوجه‌ی حقایقی می‌شود که مصداق متعیَّن آن امام است 4 - تفسیر المیزان به بهترین نحو قدرت فهم کلام معصوم را به ما می‌دهد وگرنه به صِرف روبه‌روشدن با روایات متوجه منظور اصلی آن‌ها نمی‌شویم. موفق باشید

10767
متن پرسش
سلام استاد عزیز: اولا با تشکر از پاسختان در ثانی بنده جواب خود را دریافت نکردم و آن اینکه شما چگونه اثبات می کنید که حضرت محمد پیامبر خدا بوده اند؟ از کجا معلوم ایشان یک انسان خوب نبوده اند؟ آیا غیر از قرآن که بنده اصلا متوجه اعجاز آن نمی شوم دلایلی بر این داریم که حضرت محمد پیامبر خدا بوده اند؟ آخر من که نه ایشان را دیده ام و نه کلام ایشان را شنیده ام چگونه به پیامبری ایشان ایمان بیاورم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت یا باید با تدبّر در قرآن متوجه الهی‌بودنِ آن شد، و یا از این جهت که کسی تا حال در مقابل ادعای قرآن که می‌فرماید: «وَ إِنْ کُنْتُمْ فی‏ رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه..‏» و اگر درباره آنچه بر بنده خود [پیامبر] نازل کرده‏ایم شک و تردید دارید،(دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید؛ سوره ای نیاورده است، می‌پذیریم که قرآن معجزه است و یا به آن‌هایی که در قرآن تدبّر کرده‌اند و به الهی‌بودن آن یقین کرده‌اند باید اعتماد کرد. دکتر واگلیرى مى‏گوید: «کتاب آسمانى اسلام نمونه اى از اعجاز است ... قرآن کتابى است که نمى‏توان از آن تقلید کرد ... چطور ممکن است این کتابِ اعجاز آمیز کار محمد باشد؟ در صورتى که او یک نفر عرب درس ناخوانده بوده است ... ما در این کتاب مخزن‏ها و ذخایرى از دانش مى‏بینیم که مافوق استعداد و ظرفیت با هوش‏ترین اشخاص و بزرگترین فیلسوفان و قوى‏ترین رجال سیاست است». (استاد دانشگاه ناپل، کتاب «پیشرفت سریع اسلام»، ترجمه‏ى سعیدى، ص 49. خودم فکر می‌کنم اگر کمی وقت بگذارید و با قرآن مأنوس شوید، به الهی‌بودن آن اقرار می‌نمایید: قرآن در طول 23 سال بر پیامبر خدا (ص) نازل شد، آن هم در شرایط اجتماعى و روحى متفاوتى که براى رسول خدا (ص) پیش مى‏آمد، بدون آن که رسول خدا پیش‏نویسى داشته باشد و یا پس از نزول آن به حکّ و اصلاح آن بپردازند با این همه هیچ‏گونه تناقض و اختلافى در میان مطالب آن نیست. هرگز کسى ندید که مثلًا پیامبر (ص) یادداشتى داشته باشند و مطابق آن یادداشت آیات را قرائت کنند و یا طورى آیات را بخوانند که بعداً معلوم شود یک کلمه را اشتباه گفته‏اند و بخواهند آن را تصحیح کنند، آن هم آیاتى که قبلًا هیچ‏کس چنین کلماتى در هیچ کتابى نگفته بود و بعداً هم کسى نیامد بگوید شبیه آن کلمات در کتاب‏هاى رومى‏ها و یا ایرانى‏هاى متمدن آن زمان دیده شده است. قرآن طورى است که آیه‏اى مفسّر آیه‏اى دیگر و مجموعه‏ى آن شاهد بر مجموع آن است و در عین تنوع - حتى در یک موضوع وحدت نگاه‏کاملًا درآن حاکم است. مثلًا در مورد عبادت و یا تقوا هزاران نکته‏ى متنوع دارد ولى همه با یک بینش و یک جهت و یک نگاه.خودِ قرآن مى‏فرماید: «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً» آیا این منکران قرآن در قرآن تدبّر و تفکر نمى‏کنند تا متوجه شوند اگر از طرف غیرخداوند صادر شده بود، حتماً در آن اختلاف و تضاد مى‏یافتند زیرا: اولًا: فکر انسان دستخوش تحول و تکامل است، و در آخر عمر عموماً اشتباهات اول را ندارد. ثانیاً: افکار انسان در طول زندگى تحت تأثیر حالات متفاوت روحى‏اش قرار دارد و سخنانش هماهنگ آن حالات، و گاهى متفاوت و بعضاً متضاد خواهد بود. ثالثاً: کسى که کارش بر دروغ باشد در طول عمر حتماً به تناقض و اختلاف مى‏افتد، در حالى‏که هیچ‏کدام از موارد بالا در قرآن نیست و یگانگى و وحدت کاملى بر آن حاکم است. موفق باشید
9344

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن اتلرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: من در سجده به جای 400 بار ذکر یونسیه 100 بار ذکر یوسیه 100 بار ذکر امام کاظم 100 بار «الهم اخرج حب الدنیا من قلبی» 100 بار «یا حی یا قیوم» یا «لا اله الا انت» و اگر توان داشتم ذکرهای دیگری می گویم و فکر می کنم این طور بهتر می توانم با خدا نجوا کنم. آیا کارم صحیح است یا باید طبق گفته بزرگان 400 بار را ذکر یونسیه بگویم؟ 2- من چون دچار زانو درد هستم اگر بخواهم تمام 11 رکعت نماز شب را بخوانم زانو دردم تشدید می شود لذا مجبورم سه رکعت آخر را بخوانم و به جای نماز دعا می خوانم آیا از فیض نماز شب و برکاتش محروم می شوم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آن عزیزانی هم که می‌فرمایند ذکر یونسیه 400 بار گفته شود به صِرف تجربه می‌فرمایند. حضرت آیت‌اللّه جوادی می‌فرمودند: حضرت یونس یک بار گفت و از آن مشکلات رها شد و از طرفی بعضی بزرگان تا 1000 بار آن را پیشنهاد کرده‌اند. بنابراین آن‌طور که شما عمل می‌کنید نتیجه‌ی لازم را خواهید برد منتها باز مواظب باشید تعادل روحی شما نسبت به بقیه‌ی امور زندگی و ارتباط با اطرافیان از حالت معمولی خارج نشود 2- بزرگان می‌فرمایند حتی اگر سه رکعت آخر نماز شب را نیز نمی‌توانید بخوانید به رکعت آخر آن بسنده کنید. إن‌شاءاللّه نتیجه‌ی لازم را خواهید گرفت. موفق باشید
8630

عین ثابته‌بازدید:

متن پرسش
با سلام دوباره خدمت عزیزمان. این نکته برایمان مبهم است ممکن میتواند باشد و واجب وجود میدهد، حال یهودی بودنش عین ثابته اوست یا در عهد الست و عرضه دین انتخاب کرده؟ اگر عین ثابته اوست میتوان گفت نقصی برایش نیست چون باید به اصلش برگردد یا چون خدا میداند چکارست در میان یهودیها قرارش میدهد آیا شیعیانی که یهودی میشوند عین ثابته آنها یهودیست یا انتخابشان را عوض میکنند، با همه این حرفها اگر عین ثابته ممکن همه چیز را در بر دارد چه نیازی به عهد الست هست با عرض بوزش از سوال به هم ریخته.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حقیقتِ بالفعلِ هر انسانی را با همه‌ی انتخاب‌ها و اختیاراتی که می‌کند، عین ثابته‌ی او می‌گویند. ولی فطرت هر انسانی جنبه‌ی آرمانی اوست که انسانیت انسان آن را به جهت عهد الست‌اش می‌شناسد و این دو در هر فردی تلاقی دارند ولی دو موضوع هستند. موفق باشید
7102
متن پرسش
باعرض سلام لطفا بفرمائید امام خمینی درکجا فرمودند به جان دوست قسم حرفهای اهل معرفت همان حرف ایات و روایات هست باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از جاهایی که حضرت امام سخن بدین مضمون دارند در کتاب سرّ الصلوات است در صفحه‌ی 64 به بعد. می‌فرمایند: « از امور مهمه‏اى که تنبه به آن لازم است، و اخوان مؤمنین خصوصاً اهل علم- کثر اللَّه أمثالهم- باید در نظر داشته باشند، آن است که اگر کلامى از بعض علماى نفس و اهل معرفت دیدند یا شنیدند، به مجرد آنکه به گوش آنها آشنا نیست یا مبنى بر اصطلاحى است که آنها را از آن حظى نیست، بدون حجت شرعیه رمى به فساد و بطلان نکنند و از اهل آن توهین و تحقیر ننمایند؛ و گمان نکنند هر کس اسم از مراتب نفس و مقامات اولیا و عرفا و تجلّیات حقّ و عشق و محبت و امثال اینها که در اصطلاحات اهل معرفت رایج است برد، صوفى است یا مروج دعاوى صوفیه است، یا بافنده از پیش خود است، و بر طبق آن برهان عقلى یا حجتى شرعى ندارد؛ به جان دوست قسم که کلمات نوع آنها شرح بیانات قرآن و حدیث است‏ ». موفق باشید
4092
متن پرسش
آیا ممکن نیست دانشمندان کافر حدس بزنند؟ اگر ممکن است، اگر یک دانشمند کافر، در علم حصولیِ خودش توانست یک حدس بزند آنگاه آن حدس را تئوریزه کرده اثبات کند، آیا آن حدس را به عنوان لطفی از طرف خداوند می‌داند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک دانشمند کافر هم می‌تواند «حدس» بزند حالا یا آن حدس از طریق مبادی صحیحی اشراق شده‌است و نفس کافر در‌آن تصرف نکرده‌است و یا تحت تأثیر عقائد و اخلاق فاسد، آن حدس آلوده شده‌ا ست. موفق باشید.
3023
متن پرسش
سلام. راستش این دهه محرم من حتی نتوانستم یک بار به امام سلام بدهم یا زیارت عاشورا بخوانم.باور کنید بارها کتاب دعای زیارت عاشورا را باز کرده ام اما خجالت کشیده ام آن را بخوانم و جمله اولش را بگویم و کتاب را بسته ام.باور کنید برای من سخت است حتی نام امام را ببرم و تقریبا هیچوقت اسم ایشان را نمی برم.من نمی توانم با ایشان ارتباط بگیرم اصلا ما هیچ ربطی به یکدیگر نداریم.آخر نمی شود دیگر!باید یکی شانش هر چقدر هم بالا است در حیطه فهم آدم باشد باید بشود یک چیزی گفت یک کاری کرد.اما ما و ایشان هیچ ربطی به هم نداریم هیچ سنخیتی نداریم.اصلا نمی شود در مورد ایشان صحبت کرد.این امام قمار عشق را پاک پاک باخت.عجب عجب.کربلا جز صحنه ی قمار بازی این مرد نیست.واقعا که پاک باز تر از او نیست،هست؟باور کنید این روزهای آخر فقط با شنیدن نامش گریه ام می گرفت و دلم می رفت.نمی دانم این ها کار شیطان است ظریف و ظاهرا زیبا؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به گفته‌ی مولوی: «تو مگو ما را به آن شه راه نیست.... با کریمان کارها دشوار نیست» به لطف الهی توانسته‌ اید در حیرت عظمت امام راهی به سوی او گشوده باشید. موفق باشید
1348

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا سلام وخداقوت خدمت استاد عزیز - در مورد تفکر ، تدبر ، تعقل لب، علم ،تذکر به چه مفهومی لست وچه رابطه ای با هم دارند. چه شاخص هایی دارند. و وهم وخیال چه مفهومی دارد؟ آبا این 6مرحله 1.تفکر ( عاقبت اندیشی)2.تعقل( عاقبت سنجی)3. علم(عاقبت شناسی)4. توجه( عاقبت نگری)5. باور وایمان(عاقبت گرایی)6. عمل صالح( عمل عاقبت گرا) در فراین تدبر قرار میگیرند که این در کتاب تدبیر:چیستس ، چرایی وچگونگی از آقای اخوت وخانم قاسمی است - آبا در گذشته مثلا صفویه علوم دینی بوده وآیا انرا د راداره جامعه بکار میبردند> - مفهوم پبشرفت را هم توضیح دهید با تشکر از توجه شما خداوند متعال خیرتان دهد التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در این موارد پیشنهاد می‌کنم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه فرمایید تا علاوه بر روشن‌شدن جایگاه خیال و عقل و قلب، روشن شود بعضی واژه‌ها در یکی از موضوعات خیال و عقل و قلب جای می‌گیرد. در ضمن توان بنده بیشتر در جواب به سؤالات عقیدتی است. موفق باشید
14024

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده که از آثار شما استفاده می کنم. کدام آثار دیگر می تواند مکمل با آثار شما باشد تا از آنها هم استفاده کنم؟ آقای دینانی یا آقای جوادی یا علامه حسن زاده یا آقای صمدی یا آقای رمضانی یا....؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌‌ی علمایی که نام بردید ذیل حضرت امام و علامه طباطبایی رشد کرده‌اند و همه متذکر حقیقت دیانت در این دوران‌اند؛ منتها جنابعالی باید بر اساس ذوق خود از هرکدام که بیشتر می‌توانید استفاده کنید، به ایشان رجوع کنید. موفق باشید

13382

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: به عقیده من مناظره هایی که با افرادی مانند صادق زیبا کلام می شود بسیار بی ارزش است زیرا این افراد اصل نظام را قبول ندارند و رژیمهای پلیدی مانند رژیمهای اسراییل و آمریکا را بر نظام جمهوری اسلامی ترجیح می دهند. حال با کسی که اصل را قبول ندارد وارد فرعیات شدن مانند این است که با کسی که خدا را قبول ندارد در مورد امامت مناظره کنیم از قبل معلوم است که هیچ نتیجه ای نخواهد داشت به عقیده شما این گونه مناظره ها انحرافی نیست و نتیجه آن ایجاد انحراف در ذهن جوانان نمی باشد که یک نوع تهاجم فرهنگی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با شما موافقم. شاید بخواهند بی‌محتوایی چنین افرادی را با جوابی که به حرف‌های ایشان داده می‌شود روشن کنند تا این افراد نتوانند جوانان ما را فریب دهند. موفق باشید

12978

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد: بنده آن سوال امام شناسی و خداشناسی را پرسیده بودم. بنده حدودا 150 صفحه از کتاب شما را خوانده ام و ادامه اش هم مانده یعنی حین مطالعه کتاب سوال را پرسیده ام و دلیل پرسش هم این است که یک عده می گویند با عقل و بدون امام می توان خدا را شناخت حال سوال من این است که عقل به تنهایی در شناخت کامل خداوند کافی است یا اینکه تا یک جایی عقل برد دارد و شناخت اصلی با قلب و با بندگی است؟ وقتی می گوییم ائمه باب الله هستند می گویند شناخت باب لازم نیست! آنها می گویند اول باید خدا را کامل شناخت بعد امام را ما می گوییم شناخت کامل خدا بدون امام غیر ممکن است. البته بنده نظر علامه را در شیعه در اسلام را مطالعه کرده ام که در پایان می گویند امام شناسی از خدا شناسی جدا نیست. همچنین نظر علامه جوادی را در ادب فنای مقربان ذیل محال معرفه الله. همه این بحث ها با دوستان و یکی از طلاب صورت گرفته تا به یک حقیقت برسیم خواهش می کنم جواب بنده را بدهید تا کرسی آزاد اندیشی مان تکمیل گردد. خواهشا هر چه لازم است مرقوم دارید اجرتان با مولا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهل بیت» و به خصوص در شرح آن، عرایضی شده‌است که از جلسه‌ی پنجاه به بعد می‌توانید جواب خود را به صورت مبنایی بگیرید و گرنه هر روز در این موارد با سوال بدون جوابی روبرو هستید. موفق باشید

12571
متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: لطفا راه مسدود کردن سستی و اجتناب از سوف سوف را بفرمایید. چرا با وجود اهداف بلند و مسیر و امیر مشخص، بعد از طی اندکی راه، دچار رکود و عدم تلاش و مداومت در مسیر سلوک می شویم؟ لطفا راه و روش عمیق شدن و عمق بخشی به فعالیتها و افکار و نیات را نیز بفرمایید. موفق باشید، باتشکر، التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت دستورات اخلاقی مثل کم‌خوردن و کم‌گفتن و نداشتن آرزوهای بلند و لجبازی‌نکردن و کینه‌ی مؤمنین از قلب بیرون‌کردن و راضی به رضای خداوندبودن و منتظر عنایت حضرت حق‌شدن؛ در این مورد کمک خواهد کرد، إن‌شاءاللّه. موفق باشید

12395
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد فرهیخته و عارف جناب طاهرزاده عزیز: استاد بنده تقریبا 70 درصد کتاب های شما را خوانده ام و کاملا با خط فکر صدرایی شما آشنا گشته ام و بعد از امام و حضرت آقا خط فکری جامع و شامل تر از شما نیافتم و حتی تا حد زیادی شناخت حقیقی امام را توسط شما بدست آوردم و باعث افتخارم هست اگر بتونم خود را شاگرد شما بدونم. إن شاء الله خداوند به کارتان خیر بدهد و سایه اساتید بزرگی چون شما را بر سر ما حفظ کند. اما سوال بنده : حضرت آقا در سخنرانی سالگرد امام رحمه الله علیه فرمودند که اگر راه امام را گم کنيم، يا فراموش کنيم،‌ يا خدائي نکرده عمدا به کنار بگذاريم، ملت ايران سيلي خواهد خورد. و بنده متوجه این موضوع هستم که راه امام غرب زدگی و تکیه بر نیروی اسلام و مبارزه با استکبار و تشکیل جامعه اسلامی بوده است. اما مسئله ای که در حال حاضر در میان است مسئله مذاکرات با غرب است که با بررسی بیانیه لوزان و ژنو که چارچوب مذاکرات هستند کاملا پیداست که هسته ای به رویایی تبدیل خواهد شد و عملا تمامی دستاورد ها نابود خواهد گشت. اما موضوع دیگر که در مجلس هم توسط برخی از اعضا مطرح شد این بود که هسته ای نخواستیم ولی مملکت رو ندهید برود. که مشاهده کردیم حضرت آقا برای اولین بار بود که دیگر آمدند وگ فتند من اجازه نمی دهم از مراکز نظامی بازرسی کنند و از دانشمندان نظامی و هسته ای ما بازجویی کنند (که البته آقایون مذاکره کننده در مجلس فرمودند ما اجازه اش رو دادیم که حضرت آقا دیگر فرمودند من اجازه این امر را نمی دهم) ولی مسئله ای که الان برای کشور اسلامی ایران خطر ساز شده این است که (با اینکه می دانم انقلاب چنان ذانی دارد که نابود شدنی نیست و خدا حافظ آن است اما وضعیت الان مثل این است که ما خودمون را جلوی ماشین بیندازیم و بگوییم عمر دست خداست پس باید حتما با این مسائل اگر به فکر اسلام و دین هستیم مقابله کرد) سران ما دارند تمام اطلاعات حیاتی که برای حفظ ثبات و پایداری کشور مورد نیاز است رو به غرب و دشمنان اسلام دو دستی تقدیم می کنند و به نظرم اتفاقی که در صورت عدم مقابله خواهد افتاد فراتر از یک سیلی به کشور باشد و بنده می خواستم از شما راهنمایی بگیرم که وظیفه اصلی جوانان و مردم در این لحظه چه می تواند باشد؟ و روشنگری مردم چگونه و تا چه حد و در چه زمینه ای باید انجام شود؟ شرمنده بابت طولانی بودن پیام با تشکر در پناه حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آن‌که حضرت آقا فرمودند با مذاکره مخالف نیستند، چقدر خوب بود که دولت با همان روحیه‌ی استغناء از غرب و امیدوار به مدد الهی در مذاکره حاضر می‌شد تا خداوند چیزی بسیار بالاتر از آن‌که آن‌ها می‌خواهند از طریق مذاکره به‌دست آورند به ما عطا می‌کرد. درست است که تحریم‌ها ظلم است، ولی به نظر می‌آید آن‌طور که شایسته بود دولت آقای روحانی با ظالم برخورد نکرد. در هر صورت شاید این نیز تجربه‌ای باشد تا ملت ما در راستای عبور از فرهنگ غرب با عزم بیشتری عمل کند. موفق باشید

10803
متن پرسش
سلام علیکم: استاد متأسفانه من جوابی رو که به این سوال دادین متوجه نشدم بیشتر توضیح بفرمایید؟ س 10765: سلام علیکم: ما معتقدیم که علم ازلی الهی از نظام سببی و مسببی جهان جدا نیست و علم الهی علم به نظام است یعنی اینکه خدا از ازل می داند که چه کسی به موجب اختیار و آزادی خود طاعت می کند و چه کسی معصیت، خوب بر این اساس چرا ما خلق شدیم مگر خدا نمی داند که کدام یک از ما با ختیار به سعادت می رسیم یا به شقاوت؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض کردم در علم کلام اسلامی این موضوع بحث می‌شود که علم خدا علم به مخلوق است نه آن‌که علمی جدای از مخلوق نسبت به مخلوق داشته باشد پس معنا نمی‌دهد بگوییم وقتی خدا می‌داند ما چه‌کاره‌ایم، چرا ما را خلق کرد تا بفهمد ما چه‌کار داریم. موفق باشید
نمایش چاپی