بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
4745
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدا قوّت. استاد غزیز:شما در سی دی رجب و اعتکاف فرمودین نبینم در جمع ما مومن بد اخلاق باشه خودتون را اصلاح کنین. در صورتی که یکی ازمعصومین فرمودند که بد اخلاقی درمان ندارد.چطور با هم جمع مکنین؟تناقضی نیست؟ اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر می‌شود بداخلاقی درمان نداشته باشد؟ پس این‌همه توصیه برای ایجاد اخلاق فاضله برای چیست؟ موفق باشید
3520
متن پرسش
سلام علیکم 1-امامان (ع) تا زمانی که ظاهرند مجبورند خود را پایین بکشند در حد درک و عقل مردم و اینگونه هیچ وقت آن رجوع کعبه گونه به امام رخ نخواهد داد و غیبت راهی شد تا مردم خود را بالا بکشند و آرام آرام از این طریق رجوع به مقام غیبی امام رخ دهد 2- این که زمان ظهور زمین از ظلم و ستم پر می شود شرط لازم ظهور است یا نشانه ی لازم ظهور که ائمه از علم به آینده خود خبر داده اند؟ خیلی ممنون خداوند توفیقات همه مان را بیشتر کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- قسمت اول سخن‌تان حرف خوبی است 2- شاید نشانه‌ی ظهور باشد. موفق باشید
2740
متن پرسش
باعرض سلام وتشکرفراوان ازراهنماییهای خوب شمااستادگرامی.بنده طلبه سال چهارم هستم وعلاقه زیادی به فلسفه وکلام دارم وقصددارم مطالعاتم رادراین راستاادامه دهم اماباتوجه به فرمایشات اقادرمورداینکه وظیفه ماحوزویهاودانشگاهیان است که بیشتردرزمینه اسیب شناسی کارکنیم به نظرجناب عالی مهمترین اسیب یاخلائ که وجودداردوضروری است کاربیشتری دران زمینه انجام گیردکدام است تامطالعاتم رادران راستاانجام دهم.باتشکرفراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر خداوند شما را به فلسفه و کلام علاقه‌مند کرده، می‌خواهد شما از همین طریق در آینده آسیب‌های فکری و فرهنگی را مرتفع نمایید. موفق باشید
2322
متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار نظر شما را راجع به برنامه «گره» که پارسال از تلویزیون پخش شد و حضرتعالی هم در آن حضور پیدا کردید بپرسم؟ آیا این برنامه را می توان در یکی از سه دسته از فعالیت های فرهنگی که در کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود آورده اید قرار داد؟ به نظر شما این گونه کارها در چه سطحی است و چقدر جواب میدهد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هدف مسؤلان برنامه‌ی عبور از غرب و رجوع به انقلاب اسلامی بود و از این جهت – اگر مهمانان برنامه‌ همکاری کنند – می‌تواند مقدمه‌ی فعالیت‌هایی باشد که رجوع به «وجود» دارد. موفق باشید
1958

خوف و رجاءبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد محترم! خسته نباشید بنده در مواجهه با احادیث قیامت با دو دسته روایات مواجه می شوم. دسته ای از روایات آنچنان آدم را امیدوار می کنند که آدم با خود می گوید من اگر 100 برار گناهی که تا کنون انجام داده ام از این به بعد انجام دهم همین که محبت اهل بیت(ع) را دارم و در مراسمات شرکت می کنم همه بخشیده خواهند شد. برخی نیز آنچنان آدم را می ترسانند که آدم می گوید اگر این است بعید است بجز اهل بیت (ع) کس دیگری بهشتی شود. حال بالاخره کدام است!؟ آیا ما امیدوار باشیم یا بترسیم!؟ واقعا در آن دنیا چگونه رفتار خواهد کرد!؟
متن پاسخ
.باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی در عالَم دینی قرار گیرید و جهت‌گیری شما قرب الهی باشد مخاطب روایاتی هستید که رجاء شما را تقویت می‌کند و اگر در عالم دینی نباشید و در عین انجام عبادات روحتان در فضای دیگری است مخاطب روایات خوفی هستید تا به خود آیید و فکری اساسی برای خود بکنید. روایت می‌فرماید: « حُبُ‏ عَلِیٍ‏ حَسَنَةٌ لَا یَضُرُّ مَعَهَا سَیِّئَةٌ وَ بُغْضُ عَلِیٍّ سَیِّئَةٌ لَا یَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة» «دوستى على حسنه‏اى است که با داشتن آن، سیئه زیانى نمى‏رساند و دشمنى على سیئه‏اى است که با وجود آن حسنه سودى ندارد.». موفق باشید
798

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز جناب آقای طاهرزاده با عنایت به اینکه در برخی کتابهای حضرتعالی از جملات و کتابهای جناب آقای دکتر سیدحسین نصر استفاده شده است و اینکه ایشان بنا به مستندات اطلاعاتی-امنیتی جزء عناصر ( خودفروخته )نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی محسوب میگردد،و جزء مروجین اسلام آمریکایی می باشند ،در برخورد با کتابها و جملات ایشان در آثار حضرتعالی و همچنین مطالعه آثار ایشان چه دستورالعمل مطالعاتی را معرفی می فرمائید؟ با توجه به اینکه اینجانب آثار حضرتعالی را با افتخار تمام در مبان دوستان دانشجو و غیر دانشجوی خود معرفی می نمایم ، جواب سؤال فوق برای اینجانب از اهمیت بالایی برخوردار است.(جدای از آشنایی بیشتر با مبانی اندیشه ای دکتر نصر و ...) باتشکر . گوزلی . تبریز
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: بنده در مباحث شرح کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهّم» نظرات آقای دکتر نصر نسبت به امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» را عرض کردم و لذا نمی‌توان به‌راحتی دکتر نصر را از اردوگاه طرفداران انقلاب اسلامی بیرون کرد و شرایط قبل از انقلاب و مسئولیت‌های علمی ایشان را در نظام شاهنشاهی حمل بر شاهنشاهی‌بودن او کرد، سلوک و اندیشه و دوستان او همه حکایت از آن دارد که باید دکتر حسین نصر را یک دانشمندِ معتقد به حکمت خالده دانست و در همان حدّ هم به او انتقاد داشت که بنده در شرح کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهّم» در قسمت حکمت خالده انتقادهای خود را عرض کرده‌ام. ولی باز تأکید می‌کنم دکتر حسین نصر کسی نیست که بتوان او را از منظر سیاسی نگریست و جامعه و جوانان خود را از اندیشه‌های بعضاً دقیق او محروم نمود. موفق باشید
464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله! (لطفا هرچه سریعتر پاسخ دهید) بسیار ممنونم 1- لطفا نقش زیارت امامزادگان و علماء و شهدا را در زندگی دنیوی و اخروی برایم روشن کنید و بفرمایید آیا به علماء زنده هم می توان برای گره گشایی متوسل شد؟ 2- در بعضی سایتها مقاله های طنز و یا اهانت آمیز در مورد اشخاصی می نویسند که اینها با بی بصیرتی خود دل رهبر عزیزمان و مردم خوبمان را سوزانده اند و انقلابمان را دشمن به شاد کرده اند. خواستم بپرسم خواندن این طنزها (و بعضا اهانت ها) اشکالی دارد؟ (چون روایتی قبلا شنیده ام که چنین مضمونی داشت: کسی را سنگسار می کردند و شخصی به او فحش داد و معصوم علیه السلام او را نهی فرمودند که مجرم به مجازات جرمش رسید ولی تو به او ظلم کردی!) خدا در یاری دین خودش یاریتان کند! التماس دعا یا علی مدد
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی 1- جواب قسمت اول سؤال‌تان در سؤال 460 داده شد. 2- در هر صورت مؤمن از هرگونه عمل لغوی باید إعراض کند مگر این‌که بخواهد اطلاع پیدا کند تا به موقع از اسلام و مسلمین دفاع کند. موفق باشید
16714

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: استاد حضرتعالی در جزوه راه های افزایش دین باوری در جوانان فرمودید که ما باید بین مدیریت اسلامی با مدیریت غربی تفکیک قائل شویم... و در مدیریت اسلامی باید ابتکار را در دست مردم داد یا به تعبیری مردم خودشان اموراتشان را بگذرانند و در ادامه فرمودید که نسل جوان را آماده کرد تا ان شاءالله تحول اساسی در نظام اداری ما به وجود آید. استاد بنده دانشجوی رشته حقوق هستم که پیاده ساختن چنین طرحی بر عهده دانشجویان رشته حقوق هست لذا لطف کنید که پیرامون مقوله مدیریت اسلامی توضیحی دهید؟ وبفرماییدکه پیاده ساختن چنین طرحی چقدرمی تواند انقلاب رابه انقلاب مهدی روحی له الفدا نزدیک نمایید؟؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصول کلّی مدیریت اسلامی و ایده‌های مربوط به آن را، حضرت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» در نامه‌ای که به مالک اشتر نوشته‌اند، به‌خوبی نشان داده‌اند. موفق باشید

15888
متن پرسش

عرض سلام و ادب خدمت استاد طاهرزاده بزرگوار: بنده دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه تهران و مشغول انجام پروژه ای هستم که جهت تبیین جایگاه و اهمیت پدیده ی پیاده‌روی در ایام اربعین حسینی و همچنین آسیب شناسی و ارائه راهبرد چگونگی نقش آفرینی و استفاده از این جریان عظیم در لایه های عمومی و تخصصی به متولیّان امر؛ در حال انجام است. در این مسیر پیچیدگی هایی وجود دارد که دانستن حقایق روایی و تاریخی، به روشن شدن آن ها و اتخاذ تصمیمات صحیح کمک شایانی خواهد نمود. لذا خواهشمندم جهت تقویت غنای بحث، در این بحث مشارکت فرمایید. ضمن قدردانی از فرصتی که برای مطالعه و پاسخگویی اختصاص داده اید، سوالات در دو بخش الف و ب به شرح زیر به استحضار می رسد: الف) بر طبق (اولا روایات و ثانیا سیره معصومین علیهم السلام)؛ 1. با توجه به اختلاف نظر تواریخ در مورد حرکت اهل بیت علیهم السلام از شام به مدینه؛ آیا کاروان اسرا، در این مسیر از کربلا هم گذشتند؟ آیا رسیدنشان به کربلا در روز اربعین بوده است؟ آیا در بازگشت از شام به کربلا، مسیر را پیاده طی کردند؟ 2. آیا تاکیدی بر پیاده‌روی و ترک مَرکب برای زیارت معصومین علیهم السلام وجود دارد؟ اینکه در روایات به ازای هر قدم که برای زیارت برداشته می شود، ثوابی معین شده؛ می تواند مقصود اولا ترویج نفس زیارت، ثانیا افزایش عظمت میزان ثواب با کوچکترین مقیاس زمانه باشد. قدم مقیاسی برای تقسیم مسافت خانه تا حرم است؛ و الا فرقی نمی کند این گام ها با پای انسان طی شود، با اسب و یا با وسایل نقلیه ی امروزی. چنانکه در روایت هشتم از باب چهل و نهم کامل الزیارت، می بینیم که قدم برداشتن و اسب راندن در عرض هم آمده است. تاکید ویژه بر پیاده‌روی زمانی معلوم می گردد که در مقام مقایسه حالت پیاده با حالت سواره باشند و اجر پیاده‌روی را بیشتر بدانند. اما ما در سایر روایات نیز چنین مقایسه ای نمی بینیم، بلکه نهایتا علاوه بر سفر پیاده به سفر سواره هم اشاره شده و برای هرکدام نوعی از اجر معین شده که قابل مقایسه نیست و گویی بیشتر می خواهد بگوید هر کس هرطور می تواند به زیارت برود و مثلا نداشتن مَرکب باعث ترک زیارت نشود. 3. اگر چنین تاکیدی وجود دارد؛ هدف از تاکید بر عملی چون پیاده‌روی، در کنار سایر اعمال زیارت معصومین علیهم السلام چیست؟ 4. پیاده‌روی برای زیارت تمام ائمه اطهار علیهم السلام سفارش شده است و یا فقط بر روی پیاده‌روی برای زیارت امام حسین علیه السلام، تاکید شده است؟ 5. در پیاده‌روی به قصد زیارت سید الشهدا علیه السلام، فرقی بین زمانهای خاص با سایر اوقات است؟ و مشخصا اربعین امتیازی بر اوقات خاص دیگر چون عاشورا و سایر اوقات عام دارد؟ 6. سیره یا واقعه ای از پیاده‌روی معصوم برای زیارت اباعبدالله علیه السلام وجود دارد؟ اگر وجود دارد، معمولا این مسافت چه مقدار بوده است؟ آیا هر چه میزان پیاده‌روی بیشتر باشد بهتر است؟ 7. چرا زیارت امام حسین علیه السلام افضل اعمال اکثر زمانهای خاص است؟ دلیل وعده پاداش های عظیم برای زیارت ایشان چیست؟ 8. زیارت اربعین چرا جزء پنج نشانه ی شیعه قلمداد شده است؟ آیا بین زیارت از راه دور و نزدیک تفاوتی وجود دارد که زائران مشقت و سختی راه و شلوغی را به جان می خرند؟ 9. آیا میان پیاده‌روی فردی و جمعی تفاوتی وجود دارد؟ همراه نمودن خانواده در این پیاده‌روی ممدوح است؟ 10. در زمان ائمه علیهم السلام، مانند امام صادق علیه السلام، آیا نسبتی میان شناخت امام حسین علیه السلام و مردم جهان در آخرالزمان بیان شده است؟ 11. آیا سرّ خاصی در عدد چهل، نهفته است؟ 12. در مجموع آیا ظرفیت پیاده‌روی اربعین، ظرفیت ویژه ی معرفی شده از سوی معصومین علیهم السلام است یا خودبخود توسط شیعیان ایجاد شده است؟ آیا اربعین کربلا، نشان از میعادی خاص دارد؟ 13. آیا منزلت و اجر خدمت به زوار، بالاتر از پیاده‌روی و یا زیارت است؟ ب) به نظر شخصی جنابعالی؛ 1. هر کدام از هفت سوال بخش اول. 2. آیا میان (اربعین، تمدن سازی و ظهور) ارتباط ویژه ای وجود دارد؟ ظرفیت اربعین چطور می تواند در خدمت تمدن سازی و زمینه سازی ظهور قرار گیرد؟ 3. آن قالبی که در این پدیده معنوی حرکت به سمت معصوم علیه السلام موضوعیت بیشتر دارد، چیست؟ (پیاده‌روی، اجتماع عظیم، ارتباطات، بین المللی بودن و...) 4. فرهنگ این پدیده به تدریج و خودجوش توسط مردم و نهادهای عراق، ایران و سایر کشورها در حال ساخته شدن است. برای فرهنگ سازی و هنجارسازی زائرین، روی کدام محورهای محتوایی تمرکز بیشتری باید نمود؟ 5. آیا مردم ایران و عراق (چه از جهت تاریخ شیعه، چه از جهت مردم شناسی فعلی و چه از جهت ماموریت نهایی) شباهتی با هم دارند؟ 6. ابعاد اجتماعی پدیده پیاده‌روی اربعین چیست؟ 7. تبادلات فرهنگی این پدیده، تا چه حد برای مردم ایران، عراق و سایر کشورها فرصت و تا چه حد چالش است؟ 8. مهم ترین برنامه ریزی دشمن، برای انحراف این مسیر از جریان اصلی خود، چه چیزهایی می تواند باشد؟ 9. با وجود اتفاقات منطقه و وضعیت مستضعفین جهان، اربعین چه نقشی می تواند ایفا کند؟ 10. اهمّ آسیب شناسی وضعیت فعلی پیاده‌روی اربعین در ابعاد (زائرین، نهادهای رسمی و گروههای خودجوش مردمی) چیست؟ 11. در دو سال اخیر در ایام اربعین، بدلیل استقبال گسترده زائرین، شاهد راه اندازی کاروان توسط افراد کم تجربه، سفرهای انفرادی بسیار و ورود بسیاری از نهادها و گروههای مردمی ایرانی، برای خدمت رسانی (فرهنگی، بهداشتی یا تغذیه ای) در خاک عراق بوده ایم. این عرصه با چه فرصت ها و تهدیداتی روبروست؟ 12. آیا شبیه سازی پیاد‌ه‌روی اربعین در ایام نیمه شعبان، عرفه، 29 صفر و... را توصیه می فرمایید؟ 13. آینده پژوهی این جریان چطور است؟ 14. چه وظیفه و راهکارهایی برای (زائرین عمومی، نهادهای رسمی و گروههای خودجوش مردمی) در این حوزه پیشنهاد می دهید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در این مورد اختلاف است. اگر بپذیریم اهل‌البیت«علیهم‌السلام» بیش از ده روز در شام نبوده‌اند، می‌توان پذیرفت برگشتِ آن‌ها به مدینه با زیارت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» در اربعین اول واقع شده است و مسلّم این حرکت به صورت پیاده نبوده است 2- در هر حال روح روایات، نظر مثبتی نسبت به پیاده‌رفتن دارد، حتی با داشتن مرکب در آن حدّی که در مورد سفر حج با این‌که سؤال‌کننده از رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه» پرسش می‌کند که مرکب برای سفر دارم، پيامبر خدا (ص) مى فرمايد: «مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْ‏ءٍ أَشَدَّ مِنَ الْمَشْيِ‏ إِلَى بَيْتِهِ»[1] خداوند به چيزى به اندازه پياده روى به سوى مسجدالحرام عبادت نشد. درست است كه در قديم ماشين نبود، اما اسبِ تيزرو بود، ولى باز مردم به جهت توجه به آن روايت و روحيه ى صبر بر سختى ها، پياده به خانه ى خدا يا زيارت ائمه عليهم السلام مى رفتند، چون در روايت هست براى هر قدمى ثواب مى نويسند. حضرت امام خمينى «رضوان الله تعالى عليه» به هنگام ديدار از جانبازانِ قطع نخاعى وقتى به استقبال آن ها رفته بودند، قدم هاى خود را كوتاه برمى داشتند، چون مى دانستند به تعداد قدم هايشان حَسنه خواهند داشت. در هر حال حرف بنده اين است:

حضور دل نتوان يافت در لباس حرير

 

پس از فتيله ى ابريشمى چراغ مساز

     

وقتى روشن شد با رفاه نمى توان به نتيجه رسيد و رفاه، ابتدا موجب غفلت از مرگ مى شود و سپس مرگ را سخت تر مى كند پس براى خوب زندگى كردن و راحت مردن، بايد سختى كشيد، چرا كه:

هر كه شيرين زيست، آخر سخت مُرد

 

هر كه اندر بند تن شد، جان نبرد

     

هنر خوب مردن مربوط به كسانى است كه هم زندگى دنيايى را مى شناسند و هم بعد از اين زندگى را، و تنها ملت هاى خدادوست هنر خوب مردن را يافته اند. 3- طبق آن روایت، پیاده‌رفتن روحیه‌ی رفاه‌طلبی را تقلیل می‌دهد 4- آن‌چه برای ما تأکید شده در مورد زیارت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» و حج است ولی شاید بتوان آن‌را به سایر زیارات نیز سرایت داد 5- نفسِ پیاده‌روی یک ثواب دارد و زیارت اربعین، ثواب دیگر. خوش‌سلیقگی را ببین که چگونه عده‌ای این دو را با هم جمع کرده‌اند 6- نفسِ پیاده‌روی مطلوب است. هرکس مطابق موقعیت خود 7 و 8 – این‌ها سؤالاتی نیست که مربوط به من و شما باشد، حکمتی است در نزد اولیاء معصوم 9- همراه‌نمودن خانواده، حرکت را همه‌جانبه به میدان می‌آورد 10- نمی‌دانم 11- نمی‌دانم 12- کار زیبایی است 13- عرایضی در رابطه با نسبت پیاده‌روی اربعین و تمدن‌سازی، قبلاً شده است. خوب است به آن رجوع فرمایید. شاید متن نوشتاری آن را در قسمت یادداشت ویژه بیابید. اجازه دهید همین اندازه بس باشد وگرنه فرصت زیادتری نیاز است که بنده از جوابگویی به سایر سؤالات باز می‌مانم به‌خصوص که جواب‌دادن به بعضی از سؤالات، اهمیت چندانی ندارد. موفق باشید 

 


[1] ( 2)- شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 630.

14861
متن پرسش
سلام: ۱. شرح نهج البلاغه مرحوم جعفری را در کنار شروح شما استفاده کنیم خوب است؟ ۲. تفسیر مجمع البیان چه جایگاهی دارد؟ ۳.به طور کلی جامع ترین تفسیر پس از المیزان کدام است از نظر شما؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم علامه‌ی جعفری با صفای خاص خود و با تعلق درونی که به مولایش علی«علیه‌السلام» داشته است، نهج‌البلاغه را شرح کرده است و از طریق سخنان آن حضرت، قصه‌ی معاشقه با حقیقت را به ظهور آورده است. 2- «مجمع‌البیان» تفسیر نیست، جمعِ نظرات عالمان است نسبت به یک آیه که به عنوان منبع تفسیر می‌توان از آن استفاده کرد 3- نمی‌دانم. موفق باشید

12920
متن پرسش
سلام: این برایم حل نمیشه چرا در توافق اخیر هم طرف ایرانی خوشحال هست هم طرف آمریکایی؟ مگر نه اینکه تمدن ما در تضاد کامل با تمدن غرب است؟ پس چه طور می شود که با یک اقدام مشابه دو پارادایم متضاد با هم به یک حرف مشترک برسند؟ پس آن حرف امام مبنی بر اینکه هر وقت دیدید آمریکا از شما تعریف می کند بدانید مشکلی در کارتان هست چه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد توافق وین، بحث تعریف آمریکا در میان نیست، بحث در مورد دروغ و اتهامی است که به ما زدند تا ما را از میدان بیرون کنند و بحمداللّه ملت بزرگ ایران به نور شهداء، مسیر مقاومت را در پیش گرفتند. و آن‌ها ماندند بعداً چه‌کار کنند و لذا از طریق حاکم امارات پیغام دادند آماده‌ی مذاکره‌اند، و ما می‌دانستیم قضیه از چه قرار است. خوشحالی آن‌ها از آن‌جهت است که از تله‌ی ساخته و پرداخته‌ی خودشان یک‌طوری بی‌سر و صدا بیرون آیند، حالا نتانیاهوی احمق مثل یک کودک نفهم، نمی‌فهمد قضیه چیست، بحث دیگری است. و خوشحالی ما تنها از این جهت است که دشمن به اهداف خود نرسید و این غیر از ذوق‌زدگی‌های بعضی از سیاسیون است که به روش حکیمانه‌ی مقام معظم رهبریِ حکیم عمل نمی‌کنند. عرایضی در مورد توافق هسته‌ای در جواب‌ سؤال‌های شماره‌ی 12684 و 12682 و 12691 و 12702 شده است. موفق باشید

12378

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: استاد مدتی است سؤالی ذهنمان را درگیر کرده اینکه تسلیم بودن و رضا به رضای حق بودن در ازدواج چگونه است؟ این که کاملاً توکل کنیم و فقط اینکه دین داشته باشد و نماز بخواند را در نظر بگیریم و کسی را رد نکنیم چون می دانیم که آنچه خدا خواهد همان می شود و در مواردی که می آیند ایراد به ایمان و پایبندی های بیشتر دینی نگیریم چون اگز خدا بخواهد ایمان حفظ می شود و نخواهد نمی شود اینجا رضای کامل به خدا بودن چگونه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نه آن‌چنان سخت بگیرید که فکر کنید خواستگار شما هرشب باید به معراج رود، و نه آنچنان ساده بگیرید که اگر طرف سرش به سجده‌ی حق هم نمی‌آید مهم ندانید! موفق باشید

12127
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشین. استاد آدم زیاد پایبند به مساله دینی متاسفانه نیستم، اما مثلا دیندارم. استاد خسته شدم. اونقدر تو یه زمینه خاص توبه کردم و توبه شکستم و عامل تمام بدبختی ها و حواس پرتی و عدم پیشرفت چه علمی و چه دینیم شده تقريبا، استاد با اشک سوال رو می پرسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا انسان باید خود را از بستری که گرفتار گناه می‌شود خارج کند تا توبه‌ی او برایش باقی بماند. یکی از عواملی که مانع بقای توبه می‌شود کثرت کار و تحریک وَهمیّات است. اشعار مولوی و کتاب‌های شهید آوینی کمک می‌کند که بستر گرفتاری به گناه تغییر کند. رفقای خوب و حضور در مسجد، کارساز است. موفق باشید

11700
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام: در مکتب های عرفانی بنده به دو نظر در مورد گناه برخوردم. نظر اول این بود که بعد از توبه اساسی تمامی گناهان پاک می شود و هیچ اثری نمی ماند ولی دیگری این بود که گناهان پاک می شوند ولی اثر آنها می ماند و در سیر و سلوک اثر منفی دارد و استعداد سلوکی انسان که پایین آمد دیگر بالا نمی رود. به اصطلاح ظرف بزرگتر نمی شود. من نمی دانم کدام نظر را مد نظر بگیرم. کدام نظر درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «اَلتَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لا ذَنْبَ لَه‏» هرکس از گناهی توبه کند مانند کسی است که آن گناه را مرتکب نشده، و وقتی خداوند می‌فرماید: «ان الله يُحِبُّ التَّوَّابين‏»؛ دیگر جای هیچ نگرانی نیست و مسلّم راه را تا رسیدن به عالی‌ترین مقام باز می‌کنند. موفق باشید

11218

اندر شکبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به جواب 11199 که فرمودید: «همین‌که پذیرفته‌اید بنده در خارج از ذهن شما وجود دارم که از بنده سؤال می‌کنید، نشان می‌دهد به طور بدیهی وجود خارج را پذیرفته‌اید و اگر هم بگویید همین هم در ذهن خود دارید پس چرا از بنده سؤال می‌کنید، از آن صورت ذهنی که در ذهن خود دارید سؤال کنید؟!» باید بگویم بنده نپذیرفتم شما در خارج از ذهن بنده وجود دارید اتفاقا می خواهم خدمتتان عرض کنم دلیلی نیست که شما درخارج از ذهن من هستید بلکه چه اشکالی دارد که از شما در درون خود سوال می پرسم اصلا شما را قسمت ناخوداگاه من که به آن اگاهی ندارم و تحت اختیارم نیست می سازد و من از ذهن خودم سوال پرسیدم و جواب گرفتم و اینکه فرمودید: «اگر هم بگوییم علم همان چیزهایی است که در ذهن ما است بدون آن‌که حکایت از جهان خارج کند، که باید منکر وجود اطراف خود باشید و فقط با خودتان حرف بزنید. بدیهی است که این کار را نمی‌کنید.» در این سخن شما پیش فرضی دارید که لازمه قائل شدن به اینکه علم همان چیزهای ذهنی است انکار وجود اطراف خود و حرف زدن با خود است باید خدمتتان عرض کنم این لازمه درست نیست و بنده منکر وجود اطرافم نیستم بلکه می گویم اطراف من که درک می کنم همان وجود های ذهنی من هستند و لازمه این سخن این نیست که با خودم مثل دیوانه ای حرف بزنم بلکه لازمه اش آن است که شما وجود ذهنی من هستید و من در عالم ذهن با شما صحبت می کنم و عالم ذهن من همان اطراف من هستند که تجلی ذهن ناخوداگاه من یا همان خداوند هستند و چه دلیلی است که این سخن حکما را «نفس ناطقه با احاطه‌ای که به جهت مجرد بودن بر همه‌ی محسوسات دارد به کمک حسّ، صورت محسوسات را در خود ابداع می‌کند» اینگونه نگوییم که نفس ناطقه با احاطه‌ای که به جهت مجرد بودن دارد مستقلا صورت هایی را در ذهن ابداع می کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه‌ی این سخن انکار هرچیزی است که خارج از ذهن وجود دارد و عملاً شمائید و ذهن خود که این با بدیهیات ادراک افراد نمی‌خواند هرچند کسی که این‌طور فکر کند را کسی مجبور نمی‌کند نباید این طور فکر کند، تنها می‌توان به او گفت اجازه دهید ما مثل شما فکر نکنیم. موفق باشید
10194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: به نظر شما سهراب سپهری تحت تاثیر اندیشه عرفانی خاصی بوده یا اشعار او فقط و فقط تراوشات درونی اوست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جایی که بنده اطلاع دارم ایشان سفرهایی هم به شرق آسیا داشته‌اند و از معارف عرفان نظری اطلاع دارند. موفق باشید
9655
متن پرسش
سلام حضور استاد گرانقدر: من به شدت دنبال تحقیق و مطالعه کتب مذهبی هستم، و به شدت علاقمند تدبر و تفسیر قرآن و... و به شدت متاثرم که عمرم را به این مسایل اختصاص ندادم. حال اینکه مطالبی که می خوانم تفسیر ها و.. از یادم می رود. اما قلبا اعتقاد دارم. اگز بخواهم توضیح بدم اکثر مطالب را نمی توانم بگویم با وجودیکه در کل قدرت بیان و سخنوری خوبی دارم!! با این اوصاف آیا برای آخرتم می ماند آنچه می خوانم و می دانم؟ ضمنا اگر بجای این مطالعه ها شروع کنم به خواندن دعاهای مفاتیح، قرآن و تعقیبات نماز... آیا پیشرفت و فهمم را در حوزه مطالب معنوی بیشتر نمی کند؟؟؟ امیدوارم منظورم را توانسته باشم برسانم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در قیامت عقاید ما که قلبی شده‌اند به کمک ما می‌آیند و ما را جلو می‌برد، محفوظات ما که در حافظه است همه از یادمان می‌رود. سعی بفرمایید عقاید و اخلاق را قوت ببخشید و به کمک تفاسیر با تدبّر در قرآن، عقاید خود را محکم کنید و با دعاهای مشهور اُنس خود را با خدا رونق بخشید. موفق باشید
9607
متن پرسش
سلام علیکم: در حال نوشتن مقاله ای با عنوان نقش یهود در بروز مشکلات در حکومت أمیر المؤمنین علی علیه السلام هستم، کتاب «کربلا مبارزه با پوچی ها» و «راز شادی امام حسین در قتلگاه» را مطالعه کرده ام، آیا استاد محترم رد پائی از یهودیانی غیر از کعب الاحبار و بلکه همانند سرجون مسیحی در دربار معاویه یافته اند، و آیا اشاره کردن به مسیحیت یهودی و از جمله نقش پولس در به انحراف کشاندن مسیحیت جائی در این مقاله می تواند داشته باشد؟ از لطف شما در مطالعه سؤالم سپاسگزارم. البته به نقش مرجعیت یهود در دوران جاهلیت و نیز حتی بعد از بعثت هم برای مشرکان و هم برای افرادی چون خلیفه دوم اشاره خواهد شد ولی می خواهم بدانم آیا در سرزمین شام در زمان حکومت معاویه می توان گفت غلبه با یهود است یا اینکه آنها اهداف خود در لوای مسیحیان به انجام می رساندند؟ چگونه و با استناد به چه مدرکی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در زمانی که تاریخ را مطالعه می‌کردم روی این موضوع حساس نبودم، ولی فکر می‌کنم اگر کار درست دنبال شود متوجه می‌شویم مسیحیان نیز در پازل یهود به اسلام نفوذ پیدا کردند و بعضاً یهودیان در پوشش مسیحیت کارهای خود را جلو می‌بردند. باید با اساتیدی که در این مورد حساس هستند کار را جلو ببرید. موفق باشید
6357
متن پرسش
سلام و خدا قوت جای کسی که دچار "کمرویی" است ولی دغدغه زیادی برای کارهای فرهنگی دارد در جبهه انقلاب اسلامی کجاست؟ (خیلی آزار دهنده است که مطالبی را بلد باشی و نتوانی ارائه بدهی و توان انجام کارهایی را داشته باشی و نتوانی انجام بدهی...)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تعمق بیشتر در معارف اسلامی خداوند توفیق ارائه‌ی آن را به جنابعالی می‌دهد. موفق باشید
5975
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جناب آقای استاد طاهر زاده : اینجانب سوالی از حضرتعالی دارم . بنده با کتب و سی دی های شماارتباط دارم و از این منابع استفاده می نمایم . خدا قوت میگویم خدمت شما بخاطر زحماتتان در عرصه دینی فرهنگی . لکن انتقاداتی نیز دارم . اولا چرا در سایت شما همه پرسش پاسخها مطابق با سلیقه و دید گاه جریان خودتان است؟ چرا پرسشهای چالشی در زمینه دین یا سیاست که اتفاقا سوالات جوانان بیشتر حول همین محور هاست خیلی کمتر است و بیشتر سوالات شامل به به و چه چه گفتن به همدیگر است .شاگردانتان به شما و برعکس . حال من یک سوال متفاوت از شما میپرسم .اگر دوست داشتید در سایتتان بگذارید. شما در کتابهایتان به کرات تمدن غرب را می کوبید .ما نیز مخالف این صحبت نیستیم . لکن تجربه سفرهای خارجی که من داشته ام و پرس و جوهایی که ازایرانیان ساکن خارج داشته ام ، به این نتیجه می رسم که : یک مقایسه سر انگشتی بین اخلاق و ادب و نزاکت و...مردم ما با ملت غرب نشان می دهد ، ما که 32 سال است روحانیت دارد تربیتمان می کند و مرتب هم بد و بیراه به غربی ها میگوییم و آنها را پوج و فاسد و ... می دانیم ، ملت خودمان دراخلاق خیلی خیلی عقبتر از آنها هست. از فساد اقتصادیمان بگیرید تا بی بند و باری در خیابانها تا اعتیاد تا بیکاری تا فقر تا شعارهای گنده گنده دادن و عمل نکردن مسوولین تا بی نظمی تابد اخلاقی در رانندگی، تا تعداد بالای پرونده های قضایی تا آمار بالای طلاق ، تا چک های برگشتی و خیلی های دیگر .... میدانم جواب میدهید که ما از اصل اسلام فاصله گرفته ایم . پاسخ شما مذهبی ها همیشه همین است . (من خودم هم مذهبی هستم و از دست جوابها خیلی داده ام) من میگویم اگر این همه مشکل داریم و از اصل دین هم دور شده ایم ، پس دیگر وقت آن نرسیده این چماق توی سر فرهنگ غرب زدن را زمین بگذاریم ، ما که صد جای خودمان لنگ میزند؟ منتظر پاسختان هم در ایمیل وهم در سایتتان هستم . باز هم مزاحم جنابعالی میشوم . موید و پیروز باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید بنده و امثال بنده نگاهمان به غرب بر مبنای تمدن غرب است و این که غرب بعد از رنسانس به بهانه ی کارهای غلط کشیشان و اصحاب کلیسا تمدنی را پایه گذاری کرد که منقطع از عالم قدس و معنویت، به امورات اقتصادی و سیاسی و فرهنگی خود پرداخت و عملاً انسانی را به صحنه آورد که محور خوب و بد، میل های خودش است و توصیه ی ما به دوستان آن است که مواظب باشید گرفتار چنین نگاهی نباشید که از تمدن اسلامی باز می مانید. تمدنی که با عبور غرب ظهور می کند و زندگی زمینی بشر را به آسمان معنویت متصل می کند. تعجب بنده از جنابعالی از آن جهت است که برای بررسی ملت خود بر روی آسیب هایی انگشت گذارده اید که عموماً حاصل کار استعمارگران و حاکمان وابسته ی قاجار و پهلوی است که ملت را از نظر فرهنگی و اقتصادی به این روز کشاندند. انتظار بنده از جنابعالی و امثال شما آن است که معضلات و مشکلات را خیلی عمیق تر ارزیابی کنید تا راه کارِ برون رفت از آن ها در منظر شما ظهور کند. موفق باشید
5150
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید در بحث برهان صدیقین گفته شد که هر نقصی ناشی از عدم هست و هر کمالی ناشی از وجود مثلا جهل به تنهایی وجود نداره بلکه عدم علم یا عدم عقل معنی جهل میگیره از طرف دیگه در حدیث شرح جنود عقل و جهل حضرت صادق می فرمایند خدا جهل را آفرید و برایش سربازانی قرار داد... من متوجه نمیشم که اگر جهل به معنی عدم عقل است مگر عدم هم خلق دارد؟ ممنون از زحمات شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح آن حدیث عرض شد؛ جهل در آن حدیث، علم به جهل است و نحوه‌ای از اراده است در انسان که اراده عدم برگشت به حق است و از این جهت نحوه‌ای از وجود است، مثل آن است که شما اراده می‌کنید که نماز نخوانید. نماز نخواندن فعلی نیست ولی اراده‌ی نمازنخواندن فعل است نسبت به شما. موفق باشید
3577
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و عزیزان سایت لب المیزان سوال: یکی از دوستان نزدیک سوالی کردن که خدا چرا مارو افرید در صورتی که میدانست سرنوشت مارو یعنی بهشت و جهنم مارو میدونست....میگفت چه نیازی به افرینش انسان داشت و هدف از خلقت خدا که مارو افرید و سرنوشت مارو میدونست چی بود....بنده در جواب بهشون گفتم که خدا بی نیاز و نور هستی عالمه ومارو برای بندگی به این دنیا برای به کمال رساندن روح معنویت در ابرزخ وقیامت افرید و در ادامه گفتم که این افرینش خدا در مورد انسان شاید ازمایشی هم برای موجودات دیگر و یا فرشتگان و ملائکه که در عالم غیر ماده هستن باشه خدا هم خواسته بی نیازیشو نشون بده و هم قدرتشو......ازتون تشکر میکنم که این سوال پر محتوا وکامل جواب بدین اگرم نقصی در حرفام بود اصلاح ودرست گفته بشه ....خیلی ممنون تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در چند جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» بنده عرایضی در این مورد داشته‌ام شاید مفید باشد. موفق باشید
3124

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . . راستش یک دفعه این سوال رو پرسیدیم،جوابی بسیار قانع کننده دریافت کردیم،ولی چه کنیم که شیطان در مقابل این موهبت الهی یه حربه بدی رو بکار میبره،حالا عرض میکنم. . .3 سال با امسال شده که ما تغییر کردیم،روند تغییرات هر سال بعد ماه رمضان به صورت دلی متوجه میشدیم که چیزی بهمون داده شده(با احتمالات). . .امثال تقریبا بعد از ماه رمضان،مشاهده کردیم که علاقه شدیدی به حضرت آقا پیدا کردیم،استاد به جان خودم شوخی نمیکنم،من ایشون رو قبلا خیلی دوست داشتم و بخدا هم رهبرم میدیدم و فرمایشاتشون رو رو هوا میزدم،اما این یه جنس دیگس،وامونده با کلمات نمیشه بیانش کرد چه کنم آخه. . .حالا چالش روبروش،من عرض کردم نکنه استاد این علاقه جای علاقه به حضرت حجت رو بگیره،شما فرمودید چون دلتون در محضر امام زمان علیه آلاف تحیه و الثناء هست،ایشون آقا رو به دل شما میارن. . .استاد تا این علاقه به رهبری عزیز بعد از یه مدت سلوک و ترک گناه سر باز میکنه،نمیدونم عقله،شیطانه،چیه،میاد هزار سوال مطرح میکنه،بذارید بگم:1-تو چرا امام خمینی رحمت الله علیه رو به اندازه ایشون دوست نداری؟2-چرا وقتی ایشون میاد تو دلت یاد امام زمان نمیکنی3-نکنه اشتباه کنی؟ و سوالات دیگه که بسیار زیادن اما در همین عنوان ها هستند. . .ما هم هیچ دوری نمیکنیم از آقا،درو دیورا دورو برمون عکس آقا زدیم ،همیشه سعی میکنیم بیاناتو مرور کنیم،حتی تازگیا نرم افزار گیر آوردیم،از صحبتای آقا میخوایم،همین عاشورا رو در کلام آقا با طبقه بندی بررسی کنیم. . .خلاصه تن ما هم تا حدودی میخواره. . .امیدوارم مدیریت سایت و شما از ما با مطرح کردن سوال تکراری ناراحت نشید. . .یا علی مدد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اصل قضیه که رجوع به مقام معظم رهبری دارید مبارک است ولی آن ملکی که به شما تذکر می‌دهد که متوجه نور حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی» و از همه مهم‌تر متوجه نور حضرت مولا صاحب‌الزمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» باشید، تذکر خوبی می‌دهد چون حضرت آقای خامنه‌ای هرچه دارند از حضرت صاحب‌الزمان دارند که از طریق حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به ایشان رسیده. گفتید عکس آقا را همه‌ جا به در و دیوار زده‌اید مواظب باشید افراط نکنید که بگویند عاقلانه عمل نمی‌کنید یک عکس کافی است. موفق باشید
3034
متن پرسش
با سلام و احترام و با تشکر از شما به خاطر همه ی زحماتی که تا کنون برایمان کشیده اید. استاد، من خیلی زیاد خواب می بینم، مدت زیادی است که یک بار هم نشده بخوابم و خواب نبینم و غالبا خواب هایم مرتبط با مسائلی است که در طول روز برایم رخ می دهد . مثلا همین الان که سرماخوردگی شدید دارم برای دقایقی به خواب رفتم و در خواب از راز گلودردم مطلع شدم و از آن استفاده کردم. استاد ، همسرم می گوید این همه خواب دیدن دلیل بر داشتن افکار پریشان است و او خودش اصلا خواب نمی بیند. واقعا دلیل این که من همیشه ی همیشه حتی اگر برای دقایقی خوابم ببرد خوابی معنی دار می بینم ، چیست ؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی نفس در حین خواب نظرش به عالم خیال متصل افتاد مشغول نظر به آن عالم است و چون با خاطرات دنیایی‌اش به آن عالم می‌رود حالت او در عالم خیال متصل ترکیبی است از آنچه در خیال دارد و آنچه از آن عالم می‌گیرد. حال بعضی‌ها بعد از بیداری آن حالات را در حافظه‌ی خود نگه داشته‌اند مثل شما و بعضی مثل همسرتان آن حالات را در حافظه ندارند وگرنه هیچ‌کس نیست که خواب نبیند. آری در زندگی روزانه ذهن خود را عمیقاً مشغول امور دنیایی نکنید تا در موقع حضور در عالم خیال متصل بهتر می‌توانید از انوار آن عالم استفاده کنید و فلسفه‌ی هفتاداستغفار قبل از خواب برای آن است که خداوند کمک کند با ذهنی پاک وارد آن عالم شویم. موفق باشید
2813
متن پرسش
با سلام محضر استاد عزیز و دوستانی که درباره سوال همسر دوم نظر داده اند: من همان فردی هستم که از دوستم خواستم آن سؤال را از استاد بکند، بعد از آن‌که جواب استاد را گرفتم با سیل اشکالاتی که به جواب استاد داده شد روبه‌رو شدم ، حال خودم چند سوال دارم:آیا هر کس با این اوضاع اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و ... حتی یک بار ازدواج کند و بتواند حقوق زندگی مشترک را رعایت کند کاری بزرگ انجام نداده ؟آیا کسی که به خود جسارت داده و قبول کرده با رمسئولیت دو خانواده را به دوش بکشد آیا هوس باز است؟آیا اگر کسی اهل هوسبازی باشد راه های شرعی و غیر شرعی دیگری وجود ندارد؟آیا اسلام گفته ندانسته و بدون آگاهی همه را با یک چشم نکاه کن و به هر رابطه یا هر دو نفری که با هم هستند تهمت بزن؟آیا بعضی از مراجع عقد موقت را برای دختر رشیده حتی اگر باکره باشد جایز ندانسته؟آیا مردی 40 ساله اگر با دختری 36 ساله آشنا شود و بعد از محرمیت به نتیجه برسند ازدواج نمایند ولی به خاطر مصالح خانواده هر دو طرف به بزرگتری مراجعه و مشاوره نمایند باید توبه کارشان نمود و به جای کمک کردن آنان را به اعماق چاه فرستاد؟آیا عاشقی و وفاداری فقط در گوشه مساجد یافت می شود و نمی توان در هر جای اجتماع، پاک و بدون آلایش و از راه های شرعی زندگی کرد؟آیا کسی که همسر دوم اختیار کند باید همه به چشم جنایتکار و هوس باز به او نگاه کنند ولی در جامعه افراد زناکار به راحتی به فسادشان ادامه دهند و درکمال بی حیایی در اجتماع حاضر شوند، آیا هوس‌بازی زناکردن است یا زن دوم اختیار کردن؟ آیا دختر خانمی 36 ساله چون همدم و همزبان مورد نظرش را پیدا نکرده و حال و در این سن و به این حقیر تن می دهد و می داند باید با خیلی از لذات و حقوق دنیوی خود به خاطر این تصمیمش پشت کند هوس باز است؟ نه استاد عزیز نه دوستان گرامی : خدا به انسان اختیار داده، نه من آن دختر را اجبار کردم و نه او مرا اجبار کرده، هیچ کدام اهل هوس نبودیم ودر ارتباط ما ذره ای مسائل شرعی زیر پا گذاشته نشده است. ما به خاطر احترام به خانواده من و خانواده آن دختر به این نتیجه رسیدیم پای روی عشق خود گذاشته و در فراغ بسوزیم .اما با همه آموخته هایی که دارم نباید همه را به یک چشم نگاه کرد : التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام . بنده جهت هرچه بیشتر روشن‌شدن جواب‌های داده شده عین سخن جنابعالی را در معرض دید عزیزان قرار می‌دهم تا در هر حال هیچ‌کدام راه افراط و تفریط را در پیش نگیریم. موفق باشید
نمایش چاپی