بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5205
متن پرسش
باسلام.ا1)ینکه انسان دعا میکنه واز خداچیزی رو میخواد چه جوریه؟خداکه میدونه ماچی میخوایم خودش اجابت کنه دیگه.2)درصلوات خدا دورود میفرسته یعنی چی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعضی از چیزهایی که خداوند می‌خواهد به بنده‌اش بدهد مشروط به تقاضای بنده است 2- در کتاب « صلوات بر پیامبر(ٌص)عامل قدسی‌شدن روح» عرایضی در این مورد داشته‌ام به آن کتاب رجوع فرمایید. موفق باشید
4311
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم.با سلام.استاد فرمودید حضرت زهرا (س) مظهر عبودیت و بندگی است.در ماجرای نصب پرده گل دار توسط ایشان و برگشتن پیامبر (ص) از خانه ی ایشان فرمودید این کارشان مباح بوده و پرده را جمع کردند و یا مثلا در ماجرای وام گرفتن گلوبند.سوال من این است که چگونه می توان عبودیت محض را با انجام مباح از طرف ایشان جمع کرد؟امکان جعلی بودن این داستان وجود دارد؟با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم مشکل شما در این امرکجاست، برخورد رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به جهت آن است که می‌خواهند زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» را در افقی بسیار متعالی داشته باشند. موفق باشید
3397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی مدتی است تفکراتی مذهبی و جدید توسط گروهی که خود را وابسته به شخصی به نام علی یغقوبی از تهران می دانند مطرح می شود و در اصفهان و شهرهای دیگر جلساتی با عنوان کاروان حسینی دارند که مطالبی در خصوص نظام بشر و نظام ظهور و ملک خداوندی و تفسیر قران مطرح می کنند. این گروه ایراداتی عمده به تفاسیر قبلی و رفتار و گفتار علما می گیرند و راه خودشان را صحیح تر می دانند. مدتی است در فضای مجازی نقد هایی بر این تفکرات وجود دارد ولی هیچ عالم و اهل معرفتی پاسخی به درستی یا اشتباهی این مطالب نداده اند . قابل ذکر است که یکبار در شبکه دوم سیما در برنامه به سوی ظهور از این شخص(علی یعقوبی )به عنوان مدعی رابطه با امام زمان اسم برده شد. خواهشمندم اگر نقدی بر تفکرات ایشان هست ذکر بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده مطالعات کافی در این مورد ندارم. موفق باشید
2923

تعریف "عقل"بازدید:

متن پرسش
با سلام. استاد مدام در روایات و آیات و ... به تعقل توصیه می شود. تعریف دقیق "عقل" چیست؟ می دانم عقل چیزی است که انسان را به عبودیت رحمان هدایت می کند. اما این روایات که می گوید وقتی عقل کامل شد سکوت زیاد می شود و ... این (عقل) چه تعریفی دارد؟ همان استدلال کردن است؟ سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: انسان استعدادی دارد که می‌تواند موضوعات مختلف را جمع‌ بندی کند، این استعداد را عقل می‌گویند. حال اگر توانست در بین موجودات پراکنده طوری جمع‌ بندی کند که به حقیقت وجود برسد عقل خود را درست جلو برده است و قدرت استدلال نیز از عقل است چون در استدلال نیز انسان روح جاری در موضوعات پراکنده را کشف می‌کند. موفق باشید
2615
متن پرسش
سلام علیک سیر مطالعاتی برای تفسیر قران کریم میخواستم.برای شروع مطالعه تفسر المیزان چه سیر مطالعه ای را پیشنهاد میکنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در جزوه‌ی «روش کار با المیزان» در ویرایش جدید نکاتی را عرض کرده‌ام. پیشنهاد بنده آن است که اگر ابتدا بحث «ده نکته و برهان صدیقین» را همراه با سی‌دی دنبال کنید راحت‌تر مبانی علامه را می‌فهمید. موفق باشید
2137

هایدگربازدید:

متن پرسش
با سلام.آقای طاهر زاده، اگر امکان دارد نظرتان را به صورت مشروح در مورد هایدگر بیان فرمایید.ایشان چقدر می تواند راهگشای ما به سمت خداوند باشد؟بالاخره ایشانن یک دیندار است؟اهل حضور و توحید است؟یا صرفا یک فیلسوف و متفکر؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مسلماً هایدگر یک فیلسوف است ولی موضوعی که در فلسفه‌اش مدّ نظر دارد «وجود» به همان معنایی که خودش مطرح می‌کند و سعی دارد روشن کند تمام تاریخ غرب تاریخ غفلت از وجود بوده و از این جهت یک نوع هم‌زبانی با مباحث اصالت وجود ملاصدرا در فلسفه‌ی او هست و از آن جهت که روشن می‌کند «وجود» در حضور و خفا می‌رود می‌توان گفت فلسفه‌ی وجود به نگاه توحیدی نزدیک است ولی هیچ فیلسوفی به اعتبار فلسفه‌اش دیندار نیست بلکه هرکس با عهدی قلبی که با خدا و شریعت الهی پیدا می‌کند دیندار می‌شود،‌آری دین الهی انسان را دعوت به تعقّل می‌کند تا بهتر متوجه مقاصد دین بگردد و گرفتار خرافه نشود. موفق باشید
1864
متن پرسش
باسلام وعرض ادب در خدمت استاد گرامی در کتاب شما (آشتی با خدا) در جواب سوال این که چرا خدا ما را خلق کرد؟ فرمودید که خدا فیاض مطلق است پس باید همواره خلق کند. سوال بنده این است که آیا وقتی خداوند می داند که انسان ولو با اختیار خود به جهنم می روند آیا باز هم باید خلق کند؟ وقتی می داند که انسان بعد از خلقت می گوید که من نمی خواستم باز هم باید خدا او را باید خلق کند؟ چرا خدا بندگان را خلق کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در همان کتاب روشن شد فلسفه‌ی خلقت، فیاض‌بودن خداوند است تا از هر موجودی که استعداد موجودشدن دارد فیض خود را دریغ نکند. آری خداوند می‌داند صدام وقتی به دنیا بیاید با سوء اختیار خود دست به اعمالی می‌زند که جهنمی می‌شود حال باید صدام را خلق کند تا صدام آنچه می‌خواهد بشود، بشود و مطابق عملی که انجام می‌دهد استحقاق رفتن به جهنم را پیدا کند، آیا می‌شود صدام را قبل از آن‌که اعمالی مطابق انسان جهنمی انجام دهد، به جهنم برد؟ علم خدا علم به فعلی است که بنده انجام می‌دهد، منتها قبل از آن‌که آن فعل انجام گیرد او می‌داند ولی نمی‌شود که قبل از انجام فعل، طرف را به جرم فعل انجام نداده عذاب کرد. موفق باشید
1777
متن پرسش
سلام استاد عزیز من سیر مطالعاتی شما را شروع کردم آیا سیر شما سیر افاقی و عقلی هم محسوب می شود اگر صرفا سیر قلبی محسوب می شود آیا با توجه به جمله علامه حسن زاده که قریب به این مضمون فرمودند کسی اگر از سیر عقلی به سیرقلبی نرود سطح انحراف اسفار قلبیه به شدت افزایش پیدا می کند بعده ها مشکل ساز نمیشه - ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام همه‌ی تلاش ما آن است که با تأسی به بزرگان علم و عمل، عقل‌ها و قلب‌ها را مخاطب قرار دهیم و لذا ابتدا سعی می‌شود عقل در رابطه با موضوع مورد بحث قانع شود و سپس قلب به جستجوی حقیقتِ وجود آن موضوع بپردازد. موفق باشید
1257

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ورحمت الله وبرکاته: من در حین دیدن سریالی که اخیرا در ماه رمضان با نام سقوط یک فرشته که با مضمون شیطان و راه های نفوذ آن در شخص وخانواده پخش می شد با سوالاتی مواجه شدم: 1)آیا این سریال(که ان شاء الله که دیده باشیدش) از منظر عرفانی و نظر جناب عالی بطورصحیح ساخته شده, است یعنی منظورم این است که می توان بعضی نکات آن را محور تفکرات خود قرار داد؟ مثلا :یکی از نکات در این سریال این بود که شیطان می تواند مثل یکفرد عادی متمثل شده با افراد صحبت کند خوب از ظاهراین نکته این گونه برمی آید که من بایدبه همه مشکوک باشم که آیا شیطان است یا یک فرد عادی ! 2)آن طوری که من از این فیلم برداشت کردم وسوسه های شیطان برپایه ی استدلالات عقلانی است فی المثل : دراین سریال شیطان می گفت اگر انسان گناه کندو بعد توبه کند به خدا نزدیک می شود (خوب مسلما این حرف درستی ایست) پس تو تا میتوانی گناه کن وپس از هر گناهت توبه کن و تو به این صورت به خدانزذیک و نزدیکتر می شوی..... خو ب اگر ما درباره ی این مو ضوع فکر کنیم یاخود میگوییم شیطان را چه به دعوت به تقرب خدا پس این مطلب وسوسه ی شیطان نیست درنتیجه این کار یک کار صحیح بوده و موجب تقرب میشود . حال درخواست من اینجاست که با توجه ظرافت موجود در وسوسه های شیطان آیا راهی یا قائده ایی یافرمولی( در حد یک جمله) برای خنثی سازی وسوسه های شیطان میشناسید(مثلا ماننداینکه درمورد آرزو ها : فقط آرزوی رسیدن وتقرب به خداصحیح و مابقی ازجانب شیطان است) ؟ 3) آیا شیطان میتواند در امیال و غرائز انسان دخول کند و آن ها تاثیرگذارد مانند اینکه : با اثرگذاشتن بر شهوت این میل وغریزه را به اوج ولع خودبرساند و انسان را به سمت کاریکه نباید بکند بکشاند ؟و درصورت امکان چنین حالتی خواهشمندم مانند سوال بالا برای جلوگیری از این حالت نیز یک قائده مطرح کنید. 4) من در حال حاضر در حال مطالعه برای کنکور هستم خوب طبیعتاً بعد آنهم دانشگاه و بعد آن سرکاررفتن و بعد آن ازدواج وبعدآن پدر شدن و مسئولیت های سنگین زندگی است و من فکر نمی کنم که بتوانم اینگونه از مسائل عرفانی را دقیقاً مورد مطالعه و عمل قرار دهم ... حال از منظر جناب عالی برای بهره مندی از دقیق و کامل از مسائل عرفانی چه راهکاری راباید پیش گرفت(یعنی دقیقامنظورم این است که من که فرجه ی کافی جهت مطالعات دقیق عرفانی را ندارم چگونه ازآن سیر وسلوک و منازل رفیع عرفانی که به تقرب به خدامیرسند عقب نمانم؟) (و در آخرازاستادعزیز خواهشمندم که حتی المکان به سوالات پاسخ دهند زیرا من به دلیل مشغله ی درسی زمانکافی برای مطالعه ی کتاب های خاص برای یافتن پاسخ سوالاتم را ندارم) و با عرض پوزش جهت درد آوردن سر جناب عالی باسوالات زیاد!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- بنده آن سریال را ندیده‌ام، آری شیطان می‌تواند طوری در خیال انسان متمثل شود که انسان فکر کند آن را در بیرون می‌بیند – همان‌طور که شما در خواب گمان نمی‌کنید آنچه می‌بینید در درون خودتان است – ولی شیطان آزاد نیست که هرطور خواست ما را اغفال کند ابتدا زمینه‌ی تأثیر شیطان را ما در خودمان فراهم می‌کنیم. روح شیطان استکبار در مقابل دستورات الهی است قران می‌فرماید: «اَبا واسْتَکْبَر» در پذیرش حکم خدا إبا و استکبار کرد، پس هرکس به اندازه‌ای که روحیه‌ی بندگی خدا را در خود قوی کرده باشد به همان اندازه از وسوسه‌های شیطان و تأثیر او در امان خواهد بود، به همین جهت در سوره‌ی ابراهیم«علیه‌السلام» خداوند قول شیطان را می‌آورد که در قیامت به افرادی که تحت تأثیر او قرار گرفته‌اند می‌گوید: خود را ملامت کنید چون من شما را دعوت کردم و پذیرفتید و خدا شما را دعوت کرد و نپذیرفتید. 2- فرمولی که وسوسه‌های شیطان را در عین ظاهر عقلانی به ما می‌شناساند آن است که هر توصیه‌ای که موجب شدت بندگی ما شود غیر شیطانی و الهی است و هر سخنی که بندگی ما را از ما بگیرد شیطانی است، آیا آن‌کس که می‌گوید فعلاً گناه کن و سپس توبه کن ما را به دوری از بندگی خدا نمی‌کشاند؟ 3- شیطان به اندازه‌ای که زمینه‌ی نفوذ خود را در ما دید در امیال ما تأثیر می‌گذارد و به همین جهت فرمودند به نامحرم نگاه نکنید و یا با نامحرم خلوت نکنید که موجب حضور شیطان در جان و روان شما می‌شود. 4- بالاخره فرصتی بگذارید جهت آشناشدن نسبت به معارف اسلامی و شریعت الهی. موفق باشید
869

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی پیرو سوال در مورد مرحوم سید مرتضی کشمیری و ملا فتحعلی سلطان ابادی ، مرحوم علامه تهرانی در کتاب مهر تابان صفحه 324-322 می فرماید از مرحوم علامه پرسیدم مرحوم اخوند ملا فتحعلی سلطان ابادی با تمام ریاضات و مکاشفات و مقاماتی که از ایشان نقل می شود گویا در مراحل و منازل توحید ذات حق متعال نبوده اند . مرحوم علامه طباطبایی می فرماید : مثل اینکه ایشان در مسائل مجاهدتهای نفسانی بوده و در رشته توحید نبوده اند و با مرحوم ملا حسینقلی همدانی هم عصر و هم زمان بوده و با هم مراوده نداشته و قدری هم روابط تیره بوده است.و مرحوم علامه طباطبایی در ادامه می فرماید مرحوم اقای قاضی سالیان دراز با مرحوم سید مرتضی کشمیری ملازم بودند و مرحوم سید مرتضی از اوتاد وقت و زهاد معروف و دارای حالات و مقامات و مکاشفات بوده و اما رشته ایشان رشته توحید و عرفان نبوده ولیکن در همان حال و موقعیت نفسانی خود بسیار ارزشمند و بزرگوار بوده اند.
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: در رابطه با این نوع تفاوت؛ در پاورقی صفحه‌ی 317 کتاب «جایگاه و معنی واسطه‌ی فیض» نکاتی عرض شده که چگونه بعضی از بزرگان نظر به قوت نفس و کرامت دارند، در حالی‌که عرفا نظر به توحید دارند. موفق باشید
713

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت حضرتعالی درخصوص سوالی که در مورد شبهات نسبت به مساله کربلا بیان شده بود در مورد قضیه اب باید به این موضوع توجه داشت که در زمان قیام امام حسین شهری به نام کربلا وجود نداشته و بستر رودخانه فرات مانند امروز نزدیک محل حادثه نبوده ظاهرا بعدا نسبت به نیازی که پیش امده بستر رودخانه را تغییر داده اند و در نقشه هایی که در این زمینه وجود دارد مساله کاملا روشن است
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام در هر صورت حتماً شنیده‌اید که می‌فرمایند «شریعه‌ی فرات». شریعه، راه خاصی است که به صورت مورّب در دامنه‌ی رودخانه‌ها می‌ساختند تا اسب بتواند به طرف رودخانه برود و این به جهت آن بوده که سطح آب رودخانه نسبت به سطح زمین بسیار پایین بوده و از هرجایی نمی‌شده وارد رودخانه شد. به همین جهت وقتی دشمن شریعه را کنترل می‌کرده عملاً کسی نمی‌توانسته از آب استفاده کند. موفق باشید
237

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. در تدریس کلاس های موفقیت اساتید از ضمیر ناخودآگاه به عنوان کمک کننده و غول چراغ جادوی انسان یاد می کنند و روشهایی را تدریس می کنند که مثل باور به یک کودک قدرتمند می توان از آن در جهت نیل به اهداف استفاده کرد با توجه به اینکه بنده کتاب ده نکته در معرفت نفس را خواندم می خواستم بدانم این ضمیر ناخودآگاه همان روح است یا نه یک قسمت طبیعی مغز است؟ آنها تاکید دارند که ضمیر ناخودآگاه در عالم کائنات به دنبال آنچه شما فکر می کنید و باور دارید میگردد و جسم کم تراکم(فکر شما را) به جسم پرتراکم (محقق شده فکر شما) بر اساس قانون دوبروی یا دوبرولین تبدیل می کند. در اینکه اصلا این قوانین متافیزیکی درست است یا نه که به آنها تن دهم و مثلا روزانه عبارات تاکیدی بگویم و یا پس از خود هیپنوتیزمی تصویر سازی اهداف خود را کنم مردد هستم. البته پیامبر(ص) فرموده تفالو بالخیر ولی نمی دانم این تکنیک ها در همین مسیر است یا دارم خودم را مورد تمسخر ملائکه و خدا قرار می دهم؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی علیک السلام: مباحثی که از آن نام می‌برید بعضاً القائاتی است که به نفس می‌شود و از توانایی‌های خودِ نفس کمک می‌گیرند و بعضی موارد هم صرفاً خیالات است و در انتها شما را به هیچ‌چیزی نمی‌رساند. به کتاب «جایگاه جادوگری و سحر در عالم» رجوع فرمایید، مطالب تا حدّی شرح داده شده است. موفق باشید
17246

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
خدمت استاد عزیزم جناب آقای طاهر زاده سلام عرض می کنم. اینجانب حدود دو سال است که پدرم فوت کرده است و از آنجایی که حضرت امیرالمومنین (ع) درباره رد نشدن دعای پدر صالح در حق فرزندش حدیث می فرمایند، پس چگونه می توانم از نعمت دعای پدرم در حق اینجانب محروم نمانم؟ متن حدیث: «أربَعةٌ لا تُرَدُّ لَهُم دَعوَةٌ: الإمامُ العادلُ لرعیَّتِهِ و الوالدُ البارُّ لولدِهِ و الولدُ البارُّ لوالدِهِ و المظلومُ.»(الإرشاد، ج 1، ص 3ظ 4) «دعاى چهار گروه رد نمى شود: (اول) دعای پیشواى دادگر در حقّ ملّتش. (دوم) دعای پدر صالح در حقّ فرزندش. (سوم) دعای فرزند صالح در حقّ پدرش و (چهارم) دعای ستمدیده.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت رضا«علیه‌السلام» می‌فرمایند: چون بر مزار متوفی وارد شدی برای او 7 مرتبه سوره‌ی «انّا انزلنا» بخوان و سپس برای او دعا کن و او نیز برای تو دعا خواهد کرد و از این طریق جنابعالی از دعای پدر محروم نخواهید شد. موفق باشید

15771
متن پرسش
سلام: ببخشید سوالاتم زیاد شد. در سوال قبلی که گفتم شخصی فرمود که ملاصدرا تقریبا رابطه روح و بدن را حل کرده، چرا تقریبا؟ آیا کامل تر از او کسی توانسته این رابطه را تشریح کند؟ کمی تو ضیح فرمایید. حرکت جوهری و از برهان تا عرفان و..را مطالعه کرده ام. اینکه من کتابهای شما را مطالعه کرده ام و تا این مباحث و حقایق را با زندگی روزمره خود انطباق دهم، آیا در مسیر سیر و سلوک کجای راهم؟ هرچند از نظر عبادت، فقط نمازهای واجب را می خوانم. در جزوه ی حرکت جوهری شما خواندم که جوهر ماده عین حرکت است، همانطور که نور عین روشنایی است، ماده هم عین حرکت است، حال در توضیحتان در مورد اینکه، حال که این دنیا همه ماده هستند و یکسان از نظر مرتبه ی وجود چه می شود که ما هر چیز را بصورت شیی با ماهیت جدا می بینیم، رانفهمیدم، لطفا کمی توضیح دهید. آیا صرفا خارج از درون من چیست؟ فقط ماهیت یا فقط وجود؟ آیا فقط این ماهیت های جدا ساخته ی ذهن ماست؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «حرکت جوهری» عرض شده که روح در بستر تبدیل قوه به فعلِ جسم در متن ماده، تجلی می‌کند و از این جهت روح انسان نسبتی اساسی با جسم دارد و در همان‌جا، علت تفاوت پدیده‌های مادی را به تفاوت در ظهورِ حرکت نسبت دادیم. به نظرم لازم است کتاب «از برهان تا عرفان» را با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید و به صِرف نوشته‌های آن اکتفا نکنید. موفق باشید

15500
متن پرسش

با سلام خدمت استاد: من یک طلبه انقلابی هستم. ولی چندی است که خصوصا بعد از نتایج انتخابات 7 اسفند تهران، یک سوال ذهن من را مشغول کرده: آیا به نظر شما بهتر نبود که ما بعد از انقلاب به جای اینکه تمرکز اصلی خود را بر روی مقابله مستقیم با استکبار جهانی یعنی آمریکا بگذاریم، و با مقابله مستقیم با جبهه کفر تمرکز آنها را به سمت خود جلب کنیم، با اتخاذ رویکرد تقیه که منش اصلی شیعه در زمان غیبت می باشد و روایات بسیاری هم پیرامون آن وارد شده است، به بازسازی درونی جامعه خود می پرداختیم و مبانی اسلامی (غیر از جهاد) و سبک زندگی اسلامی جامعه خود که در زمان طاغوت رو به زوال بود را درست می کردیم؟ به نظر شما آیا روایات تقیه شامل الان جامعه ما در مقابل استکبار جهانی نمی شود که ما با علنی کردن و مبارزه آشکارمان با جبهه استکبار و صهیونیست جهانی موجب شده ایم آنها هم تمرکز اصلیشان را بر روی ایران اسلامی ما بگذارند و خدای نکرده به خاطر اینکه با کنار گذاشتن تقیه، توجه ما از ساختن درون به مبارزه با بیرون جلب شده، خودمان زمینه را برای آندلیسه کردن کشورمان فراهم آورده ایم. که شاید اثرات ابتدایی آن در رای نیاوردن علمایی همچون آیت الله مصباح یزدی و آیت الله یزدی دامت برکاتهما در انتخابات تهران در حال نمایان شدن است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تقیّه همیشه لازم است و نظام اسلامی تنها خواست که از زیر اردوگاه استکبار درآید و این تحمل برای نظام استکباری، نبود. به همین جهت ابتدا سعی کردند با قائله‌هایی مثل قائله‌ی کردستان و گنبد و منافقین، نظام اسلامی را ساقط کنند و سپس جنگ آن‌چنانی را به ما تحمیل کردند که البته خداوند برکات فراوانی برای ملت ایران در مقابل این توطئه‌ها مقدر کرد و چهره‌ی جهانی از انقلاب ظهور داد. این‌طور نیست که ما آندلسی شویم. مسئله بسیار از همه جهات متفاوت است. در اعتکاف ماه رجب ملاحظه خواهید کرد بر خلاف ظاهر چند چهره‌ی ناهنجار، چه رویش‌هایی در جوانان ما واقع شده است! موفق باشید

14961
متن پرسش
با سلام: حصرت استاد فرمودید که آن چه که بنده گفتم که دارای اجزاء هست از میز و صندلی و... همه ماهیات هستن و وجود بسیط هست حتی وجودات خاصه. سوال: 1. آیا در لسان فلاسفه وجود صرفا به اون حیثیت منشایت اثر در هر موجودی گفته میشه که حقیقتش به ذهن هم نمیاد؟ 2. آیا اون حیثیت منشایت اثر همون اسماء الله هست که وجود هر موجودی هست؟ 3. بنده مباحث حرکت جوهری رو تا جلسه 12 پی گرفتم اما بهر حال آقایون دیگر بعضا مثلا آقای فیاضی حرکت جوهری رو صرفا اشتدادی نمیدونن... و برای خودمم باز جای سواله که اگر حرکت جوهری اشتدادی هست یعنی دم به دم کمال گیری هست چرا ما در حرکات عرضی حرکت های رو به زوال می بینیم مثل پیری بدن یا خشک شدن برگ درختان یا ... مگر نمیگید که در خارج یه موجود داریم و این ذهنه که جوهر و عرض رو از هم تفکیک میکنه پس این زوال ها چیه؟ مگر این امکان هست که اعراض رو به زوال برن و جوهر رو به کمال؟ در حالی که فرمودین دو چیز هم نیستن و در خارج یک موجوده که میشه ازش جوهر و عرض رو انتزاع کرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عقل می‌تواند متوجه‌ی «وجود» شود ولی ذهن، عموماً با مظاهر وجود تحت عنوان ماهیت روبه‌روست که در برهان صدیقین بدان پرداخته شده است 2-  آری 3- حرکت جوهری، حرکت ذات عالم ماده است از قوه به فعل، و همین‌که اعراض حرکت دارند چه از نظر ظاهر آن حرکت به سوی کمال باشد و چه نباشد، دلیل بر آن است که ذات عالم در حرکت است و حرکت بدون تبدیل قوه به فعل معنا ندارد و وقتی در ذات شیئ و جوهر آن، این تبدیل واقع شود حتماً اشتدادی است. موفق باشید

14130

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: دبیرستان شنیدم هر کس یک سال سوره نبا را بخونند میره مکه اما در قرعه کشی اسمم در نیامد گفتم شاید پشت سر هم نخوندم شاید یادم رفته یک روز و... زمان گذشت فضیلت نماز اول را شنیدم در نتیجه تشویق میشم به استمرار نماز اول وقت خواندن خواندم از برکات سوره واقعه هر شب هرگز پریشانی نبیند اما خوب نمی دونم گفتند ذکر صلوات دور می کند شر انس - حدیث کساءگشایش دارد بیش از یک سال می خواندم به آن فراز که پیامبر قسم می خورد در اعتکاف هم خواندم در جمع آنها به حرمت آنها جواب بگیرم اما... حالا سئوالم اینه اینها چقدر راست و درسته؟ من با ناباوری به فضلیت نماز شب نگاه می کنم و یا فضیلت نیکی به پدر و مادر و... این احساس که تمام این مدت با این توصیه ها فریبم دادند - این احساس که برای همه گشایش هست اما من نه. احساس می کنم فراموش شدم در این عالم مستقیم جهنم اگه تقدیر است دعا چرا؟ اگه تقدیر مستقیم بگند تقدیر تو رسیدن به این فضیلت نماز شب می رسد تو در تقدیرت نیست بی خود کسی امیدوار نمی شه - استاد دیگه احساس آرامش نمی کنم وقتی می خونم کشف کربتی و... خوش به حال آنهایی که امام زمان (عج ) دوستشون دارند و هدایت می کنه استاد قسم دادن درست نیست اما خواهش می کنم جوابی هست به منم بگید اگر این حرف ها هست (فضیلت ها، کرامت، معجزه، عنایت و...) پس کو؟ (اگه مال آدم های خاصه خوش به حالشون چرا به عموم میگند؟) اگر نیست چرا ما را با این عقاید بزرگ کردن؟ استاد تمام عقیدم زیر سئوال رفته گیج و افسرده شدم - راهنماییم کنید لطفا. التماس دعا. یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام این دستورات با نظر به اقتضائات خودش صورت می‌گیرد مثل علت مُعِدّه است و نه علت حقیقی و لذا اگر حضرت حق مصلحت بنده را بداند عمل می‌شود وگرنه ثواب آن برای ابدیت او در قیامت می‌ماند. موفق باشید

13207
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت استاد حکيم مان: حضرت آقا در سخنرانى شان پيرامون سينماى انقلاب و جنگ به طور خلاصه مى فرمايند اين چيزى که از انقلاب و جبهه نمايش داده مى شود در برابر خود زمان انقلاب هيچ است و بسيار عقب هستيم در نمايش اصل آن دوران، با توجه به اينکه بنده اشاره ها و نقد هايى از شما در مورد برخى اٽار سينمايى و مستند ها ديده ام و با نگاه جامع غرب شناسى شما که بسيار آن را مى پذيرم، دو سوال دارم: اول اينکه چطور توقع مى رود با سينمايى که ذاتش کفر است حقيقت نورى مٽل انقلاب را نمايش داد؟ و دوم اينکه آن چيزى که مد نظر حضرت آقا است چه مى باشد که آن را از سينماى انقلاب طلب مى کنند؟ و لطفا اگر امکانش هست اشاره اى به موضوعاتى در اين حوزه که از آن غفلت شده است داشته باشيد. با تشکر فروان در پناه حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول شهید آوینی انقلاب اسلامی باید در سینما تصرف کند و در این صورت است که می‌شود این کافر را مسلمان کرد، همان‌طور که آن شهید بزرگوار در روایت فتح این‌چنین عمل نمود و یا حضرت روح اللّه زهرِ دموکراسی را با شورای نگهبان از بین برد. در این فضا است که اگر ما حقیقتاً روح جاری در دفاع مقدس رابتوانیم از طریق سینما به صحنه بیاوریم تا حدّی متذکر آن تاریخ گشوده‌ای که هنوز هم ادامه دارد، خواهیم شد. مثل کاری که در فیلم «شیار 143» شد. موفق باشید

13033

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و وقت بخير: استاد عزيز لطفا منبع منسجمى پيرامون فهم بحٽ تجلى معرفى بفرماييد؟ هرچه از ابعاد مختلف بررسى مى کنم باز هم بخش هاى نامفهومى برايم وجود دارد. با تشکر از شما در پناه حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مطالعه‌ی بحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» إن‌شاءاللّه موضوع برایتان قابل تصدیق می‌گردد. موفق باشید

12792
متن پرسش
سلام: ما در مجموعه ای که داریم بعد از رصدی چند ساله که انجام دادیم، متوجه شدیم که نتوانستیم آنچه را که می دانیم و مطالعه کردیم را در حوزه ی عمل و برنامه ناظر به جامعه ی بیرونی پیاده سازی کنیم. به نظرمان مشکل یا از فهم نکردن درست مسائل است یا اینکه این فهم قابل عمل کردن بوده است ولی نتوانستیم عملی کنیم. لذا سوالی که پیش آمده این است که اولا فهم در انسان چگونه شکل گرفته و به ایمان بدل می شود (که التزام با عمل دارد) و چه اشکالی وجود دارد که انسانی که از مسائل فهم خوبی دارد و بیان می کند در حوزه عمل نمی تواند این را پیاده کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که فرمودند «الدّرس حرفٌ و تکرار الف» باید ابتدا مطلب را آموخت و بعد با تکرار و پشت‌کار آن را ملکه‌ی فکر و ذکر خود کرد، باید بعد از فهم مطالب شخصیت خود را برای تحقق عملی معارف شکل داد. از جمله رذائلی که مانع عمل‌کردن آموزه‌های دینی است، پرحرفی، کینه، شهرت‌طلبی، پرخوری و رقابت‌های بیجا با بقیه است. موفق باشید

11764
متن پرسش
عرض سلام و تبریک به مناسبت آغاز سال جدید و ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها خدمت استاد محترم: استاد عزیز شما در کتاب خویشتن پنهان در جلسه 6 فرمودید که قوای انسان بوسیله تن کامل می‌شود. حال این کمالات یا انسانی است و یا حیوانی. در اینجا برای من 3 سوال پیش آمده: 1- ما به چیزی می‌گوییم کمال که موجب رشد و تقرب نفس شود. با این تعریف آیا کمالات حیوانی هم منجر به تقرب می‌شود؟ هرچند تقرب به اسم قهر و غضب الهی باشد؟! 2- وقتی کاری انجام می‌دهیم قوایی در ما به فعلیت می‌رسد. حال اگر پس از یک کار نیک و ثواب، گناهی مرتکب شویم چه بر سر آن کمال می‌آید؟ آیا از بین می‌رود؟ آیا کمالات انسانی و حیوانی یکدیگر را نفی می‌کنند و از میان می‌برند؟ چون می‌دانیم چیزی که به فعلیت رسیده مجددا تبدیل به قوه نمی‌شود. 3- انجام اعمال نیک مانند زیارت کربلا در انسان ایجاد سرور و نشاط می‌کند و به انسان حال و هوایی می‌دهد. حال با اولین گناه این حال از دست می‌رود. آیا اثر زیارت و کمال حاصل از آن هم از دست می‌رود؟ چرا پس از ارتکاب گناه آن نشاط و انرژی دیگر احساس نمی‌شود و حتی نوری که در چهره فرد بود از بین می‌رود؟ با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تعریف کمال در اصطلاح آقایان نسبت به موضوع است. لذا کمال حیوانی برای حیوان کمال است 2- چیزی که به فعلیت رسید دیگر به قوه‌ی خود برگشت نمی‌کند ولی ما در مقابل قوه‌های دیگری قرار داریم که گناهان موجب می‌شود مسیر به فعلیت‌رساندن آن‌ها را از دست بدهیم 3- هرگز گناهانی که پیش می‌آید به راحتی اعمال ما را حبط نمی‌کنند بلکه صورت گناه جدید بر نظر به حال معنوی قبلی غلبه می‌کند و با انجام عملی نیک اثر آن گناه از بین می‌رود زیرا فرمود: «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئات‏» حسنات، سیئات را از میان برمی‌دارند. موفق باشید

11714
متن پرسش
با سلام و ادب محضر استاد عزیز و آرزوی سالی سرشار از موفقیت و سربلندی: بنده از ارادتمندان و شاگردان قدیمی شما هستم، خواهش می کنم در صورت امکان بنده را در باره این سوال راهنمایی جامع و کاربردی و نه صرفا اصطلاحی و نظری بفرمایید. تأمل در آیات قرآن کریم از اهمیت علم تعبیر خواب پرده می دارد. علم تاویل احادیث می تواند کشور مصر را از قحطی نجات دهد و سرنوشت دو زندانی را برایشان مشخص کند و ابراهیم (ع) را آزمایش کند و ... در سوره یوسف (ع) خدا علم تاویل را از نعمتهای خاص خود بر بنده مخلصش نام می برد. کشف رابطه بین 7 سال قحطی و 7 گاو به نظر امر پیچیده ای نمی آید. کتابهای تعبیر خواب بجز بخش احادیث معتبرش قابل اعتماد به نظر نمی رسد. آیا برای کشف این رابطه ها راهی هست؟ آیا خواب نماد است؟ آیا این علم اکتسابی است یا موهبتی و در هر صورت راه دستیابی به آن چیست؟ چگونه می توانیم به این علم دست یابیم؟ سپاس فراوان و ارادت و آرزوی توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که حضرت یوسف«علیه‌السلام» با طرح علم به تعبیر خواب خواستند پیامبری خود را اثبات کنند بزرگان معتقدند علم به تعبیر خواب اکتسابی نیست، باید انسان در مقابل آن خواب به حقیقت باطنی و واقعی آن منتقل شود – چه در مقابل خواب خود یا خواب دیگران - که این از الطاف الهی است. تقدیر مردم مصر آن بود که از آن طریق راهنمایی شوند. موفق باشید

10961
متن پرسش
استاد خسته نباشید.. 1. اینکه فرمودید شعرای ما در عالمی ماورا صدق و کذب بودند یعنی چه؟ صدق و کذب در عمل، اخلاق و عقائد یعنی عالمی که ذره ای کذب وارد آن نمی شود درست است؟ 2. با توجه به فصل 4 آشتی با خدا که قلب ما حقیقت ماست پس هر فیضی که به قوای باطنی و ظاهری می رسدحتما به وساطت قلب از حضرت حق به آنها می رسد و بی واسطه قلب نمی توانند وصل شوند جنسشان اجازه نمی دهد و بنابراین تجلی خدا بر عقل هم از طریق قلب است و عقل قدرت دریافت فیض را بدون واسطه ندارد برای همین آیه الله بهجت(ره) برای پیشرفت در تحصیلات فرموده اند نماز شب مفتاح توفیقات است؟ درست است استاد؟ 3- اینکه خانمها این همه نسبت به مسائل زناشویی ابراز ناراحتی می کنند برای من جای سوال بسیار و نگرانی شده شما در کتبتان تکلیف انسان اعم از زن و مرد را فرموده اید راه را که برویم بقیه را حضرت حق نشان می دهند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرض کردم آن موضوع را باید در کتاب «شعر و همزبانی» از آقای دکتر داوری دنبال کنید 2- حرف خوبی است 3- همین‌طور است در مسیر طبیعی و الهی همه‌چیز از قبل تدبیر شده حتی آنچه زن و مرد باید نسبت به همدیگر برخورد داشته باشند. موفق باشید
10956
متن پرسش
سلام علیکم: در رابطه با پاسخ سئوال 10935عرایضی داشتم. شما فرمودید طلبه باید خوب درس بخواند خب در این هیچ شکی نیست که طلبه باید درس بخواند ولی صحبت سر این است که تقوی باید با امور معنوی همراهی و چه بسا امور معنوی بالاتر باشد. مقام معظم رهبری به طلبه یک دید جامعی دارند ایشان یکجا می فرمایند طلبه باید از ابتدا با کتب شهید مطهری مانوس باشد، باید کار سیاسی کند در یکجا می فرمایند همه چیز درس خواندن نیست، در جایی می فرمایند برخی بجای قرآن و دعا خواندن درس می خواندند ولی این کاردرست نیست بلکه معنویت به درس انسان برکت می دهد، برکت را علامه جوادی می فرمودند جدای از ازدیاد است می فرمودند امکان دارد طلبه ای زیاد درس بخواند ولی بخاطرنبود مباحث معنوی درسش برکت نداشته باشد، آیت الله ملکی تبریزی می فرمودند نماز شب با درس خواندن تنافی ندارد بلکه به درس خواندن برکت می دهد، امام می فرمودند هم قدم با درس باید اخلاق کار کرد، در ضمن سئوال کننده گویا می دانستند باید طلبه بسیار خوب درس بخواند ولی سئوالش این بود که کار فرهنگی را چکار کنم، شاید هفته ای یک جلسه با سلاح علم و معرفت به کانون مساجد رفتن خوب باشد بلکه به گفته رهبری این کار مؤید درس خواندن هم هست، حال اگر می شود کمی پیرامون این مطلب توضیح بفرمایید، ولی نباید از جامع نگری به طلبه غفلت شود آیت الله جوادی می فرمودند امروز اگر شیخ انصاری ها از حوزه در نمی آید بخاطر نبود تقوی است والا که درس همان درس است، البته بنده منکر این نیستم که درس خواندن عبادت است ولی درس بدون تقوی ره بجایی نمی برد، با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با نظر شما موافقم و در عین حال نگرانم که عزیزان طلبه دروس ادبیات و فقه و اصول را به بهانه‌ی آن‌که حال معنوی ندارند، دستِ کم بگیرند. در حالی‌که بعضی دروس جنبه‌ی طریقت دارند و همین‌که طلبه جهت تفقه بیشتر در دین، به این دروس می‌پردازد مورد عنایت خداوند قرار می‌گیرد. موفق باشید
10860
متن پرسش
سلام استاد عزیز: در بحث معرفت النفس دو سوال داشتم: 1. در اکثر موارد روح و نفس به یک معنی استفاده می شود، جایگاه نفس انسان (نفس اماره، لوامه و ... ) کجاست؟ آیا این نفس جزء روح است ؟ 2. آیا به این معنی که انسان دارای حقیقتی هست، حیوانات هم دارای چنین حقیقتی هستند؟ اگر حیوانات دارای روح هستند، پس از مرگ چه می شوند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مباحث معرفت نفس از نفس ناطقه به عنوان یک موضوع فلسفی بحث می‌شود و در مباحث اخلاقی از نفس امّاره و یا نفس لوّامه بحث می‌گردد 2- انسان و حیوان هر دو نفس دارند و هر دو پس از مرگ با روح خود هستند. موفق باشید
نمایش چاپی