بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10887

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: بنده معاون علمی بسیج دانشجویی استان فارس هستم با توجه به شدت نیاز و عطش جوانان دانشگاههای فارس، مشتاق حضور شما ولو برای یک روز به جهت تبیین مبانی معرفتی انقلاب اسلامی و اندیشه های حضرت امام هستیم. باور بفرمایید که شهر زادگاه صدرالمتالهین با دنیایی از استعداد و عطش جوانان، شکر حضور شما را با پیگیری و دغدغه مندی دانشجویی به جا خواهند آورد. هرچند از برنامه سنگین و وقت اندک و محدودیت های مسافرت شما آگاهم ولی با توجه به این همه عطش و مطالبه در اینجا و نیز فقر اساتید امثال شما، بسیار متشکر و مشعوف می شویم اگر برای هر تاریخ که مقدور باشد، به سومین حرم اهل بیت و شهر فلاسفه و عرفای اسلامی و دیار لسان الغیب تشریف بیاورید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: (شخصی) برنامه‌ریزی در این امور مربوط به جناب آقای توکلی است. شماره‌ی ایشان 09138780869 می‌باشد. موفق باشید
10203
متن پرسش
سلام علیکم: استاد جوابی که به سول بنده (شماره 9739) دادید بسیار خوب بود و مرا خیلی کمک کرد؛ از جنابعالی تشکر می کنم و از خدا می خواهم خودش اجرتان دهد. اما سوال دیگری خواستم خدمتتان بپرسم و آن اینکه نظر خود شما راجع به آن برنامه خواندن قرآن (روزی یک آیه) و تفسیر و فکر در مفهوم آیات به طور روزانه (که در سوال مذکور توضیح دادم) چیست؟ آیا توصیه ای در این رابطه مد نظر دارید؟ یا حسین علیه السلام
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن حرف خود را در سوره‌ها می‌زند و نه در آیه‌ها و به همین جهت می‌فرماید: اگر می‌توانید یک سوره مثل سوره‌های قرآن بیاورید؛ لذا تا فضای یک سوره در اختیار شما نباشد پیام تک‌تک آیات را درست نمی‌شناسید. لذا توصیه می‌کنم از طریق تفسیر، یک سوره را کار کنید و هر آیه را در دل سوره‌ی مورد نظر قرار دهید. موفق باشید
8742

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. استاد یه نگرانی بزرگ دارم از این که متحجر و کوته بین بشم. بعضی وقت ها احساس میکنم زندگیم خیلی خشک شده. راهکار شما برای فرار از تحجر در کنار ورود به عالم دینی چیه؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام ‌علیکم: شاید عرایضی که در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» داشته‌ام، مفید باشد. موفق باشید
7561
متن پرسش
سلام استاد عزیز دیروز به مقاله ای از نشریه فارن افرز منتسب به شورای روابط خارجی امریکا بر خوردم که دو کتاب که اخیرا در مورد ایران و انقلاب توسط محققین غربی نوشته شده بود را بررسی میکرد. نکته جالب تحیر و تعابیر ضد و نقیض جیمز بوچان محقق غربی از شخصیت حضرت امام است. در بعضی تعبیرات شمه هایی از حقیقت به مشام می رسد اما در بعضی دیگر نویسنده کاملا دچار سوءفهم است. به هر حال روایت جالبی است که نشان میدهد چگونه حجاب معیارهای مدرنیته انسان را از فهم حقیقت و اسرار احوالات شخصیت های الهی باز می دارد. متانت و طمئنینه الهی امام به سنگ دلی و غیرعاطفی بودن تعبیر می شود و به هیچ انگاشتن ادبیات متعارف سیاسی غرب به بی سوادی. مناسب دیدم بخشی از این مقاله جالب را ترجمه و خدمتتان ارسال کنم: بوچان خمینی را به عنوان یک رادیکال مادام‌العمر، یک سیاست‌مدار بسیار تهاجمی در میان روحانیتی عمدتا سکوت‌پیشه ترسیم می‌کند. جاه‌طلبی خمینی آن‌چنان سنگ‌دلانه بود که حتی رئیس ساواک در مورد آن گفته بود که موی را بر بدنش سیخ می‌کرد. بوچان می‌نویسد، در حضور او «انگار که شخصیتی با اقتداری غیرقابل‌فهم یک باره ظاهر شد و با یک تشعشعِ تند، مدرنیته را ... خاتمه داد.» خمینی که پرزور و سازش‌ناپذیر بود هیچ چیز را قربانی خوش‌رویی، آداب دیپلماتیک، یا در نهایت، خواسته‌های نرم مردم خویش نکرد. «در عالم خلقت، به نظر می‌رسد به طور ناقصی زندانی شده است، مثل مسافری در سالن استراحت فرودگاه در هوایی طوفانی». بوچان با شگفتی می‌نویسد: «در غرب، ما که مدت‌ها است متون دینی اسکولاستیسیزم (مدرسی‌گرایی) را پشت سر گذاشته‌ایم، نمی‌توانیم بفهمیم مردی را که می‌تواند این قدر بداند و در عین حال هیچ نداند. نوشته‌های عرفانی او بخار از سرمان بلند می‌کند در حالی که بیانیه‌های سیاسی او حتی لایق توجه هم نیستند.»
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ضمن تشکر؛ الحمداللّه خداوند دشمنان ما را تا این حدّ احمق و نادان خلق کرده که در فضایی تحلیل می‌کنند که هیچ رویکردی به واقعیت ندارد و با گام‌زدن در عالَمی با این تحلیل‌ها به ناکامی کامل می‌رسند. موفق باشید
3439
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم با توجه به پیگیری که در مورد سیر مطالعاتی شما دارم و بلطف حق در آن ها پیش می روم و انشاالله با دعای شما بتوانم به یقین قلبی برسم و صزفا جمع آوری اطلاعات نباشد، می خواستم بدانم چکونه این بحث ها را برای دیگران نیز مطرح کنم چرا درک که خیلی از مباحث بدون ورود به سیر مطالعاتی جنابعالی سخت است در حالیکه یکی از مهم ترین اهداف ما کمک گرفتن از این موضوعات در اجتماع است. برای مثال بنده در مسجد محل با چند تن از جوانان مباحثی از قبیل بیانات مقام معظم رهبری، وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی(ره)، تربیت فرزن و... را شروع کرده ایم و در بین راه سوالاتی مطرح می شود که من با کمک مباحث شما می توانهم به راحتی پاسخگو باشم اما پاسخ برای بقیه دوستان سنگین است؟مثلا برای بحث طی الارض و علت و چگونگی آن برای من با کمک بحث های شما حل شده بود ولی پاسخم برایشان سنگین بود.از طرفی نمیتوان مطالعات را به بعد از پیگیری سیر واگذار کرد و آنها در همان ابتدای سییر قرار دارند. راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: سعی کنید ابتدا مباحث معرفت النفس را به صورت ساده مثل کاری که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شده، طرح کنید تا بتوانید بر مبنای آن جواب سؤالاتشان را در حدّ قابل فهم آن‌ها بدهید. موفق باشید
3323

خرافاتبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشی در سایت های اجتماعی مشاهده میشه که بعضی ها پیام هایی را با این مضمون که مثلا اگر این پیام و به 10 نفر ندی یه اتفاقه بد یا خوب میفته یکی از این پیام ها به این شکل است: این5اسم خداروبه 10نفربفرس بزرگترین مشکلت حل میشه(یاالله)(یاکریم)(یارب)(یاسبحان)(یامجید)قبل ازحذف امتحانش کن من خودم اعتقادی به اینا ندارم ولی بالاخره آدم و می ترسونند ممنون میشم موضوع رو برام روشن کنید با سپاس فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این کارها برای آن است که بفهمند چه تعداد آدم ساده و بی‌عقل در دنیا وجود دارد. موفق باشید
3081

"تماس باما"بازدید:

متن پرسش
سلام وخسته نباشید به مسئولین و دست اندرکاران سایت. میخاستم بدونم صوت مطلب حوزه یا دانشگاه در کجای سایت قرار داره که من پیدا نکردم؟
متن پاسخ
بسمه تعالی.باسلام.باشماره تلفن هایی که درمنوی "تماس باما"آمده است تماس حاصل فرمایید."مدیریت سایت"
3050
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام استاد عزیز. . .انشاالله موفق باشید. . .استاد نظرتون و یا بهتر بگم تحلیلتون از جریان پایداری که در مجلس شکل گرفته چیه؟. . . با توجه به این جریاناتی که مشاهده میکنیم در مجلس بوجود میاد و این عده تلاش خوبی برای روشنگری میکنند. . .از جمله در بحث سوال از رئیس جمهور،همین بحث اصلاح قانون انتخابات و مباحث دیگه که اشاره به کوتاهی هایی در مجلس میشه و توسط اینا روشنگری میشه. . . به نظرتون این جریان،جریانی ولایی و نزدیک به نظرات حضرت آقا بیشتر نیست؟این جریان چه مشکلاتی داره؟. . . فکر میکنم مصداق صحبتای آقا در اون دیدار با مجلسیان که فرمودن البته عده ای هم خوب کار میکنن،تقریبا همین عده هستند. . . چون ما که خیری از مجلس و عملکردش ندیدیم. . .مخصوصا بحث اقتصاد مقاومتی که هیچ کاری نکردن. . . اینو منتشر نکنید،فکر میکنم مجلس زیر سر هاشمی هست. . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده هم رویهم‌رفته با نظر جنابعالی موافقم ولی همچنان که در جزوه‌ی «احمدی‌نژاد اولین خاک‌ریز» عرض کردم جبهه‌ی پایداری باید در کنار آقای احمدی‌نژاد این تشکل را شکل می‌داد تا ما امروز در بین اصول‌گرایان جبهه‌ی دیگری غیر از دو جبهه‌ی مشهور نداشته باشیم و ناظر فرسایش جبهه‌های مقید به ولایت رهبری نباشیم. موفق باشید
2963
متن پرسش
سلام.استادچندروزپیش سوالی را پرسیدم من باب تفسیر آیه213بقره وارتباط احتمالی آن با ظهور حضرت امام عصر(عج)که شمافرمودیدکه ربط قسمت اول آن را با قسمت دوم متوجه نشدید که مطمئنا اشتباه از بیان بنده بوده است که پوزش می طلبم.سوال این حقیر در اصل این بود با توجه به اینکه در این آیه مبارکه سبب نزول کتب آسمانی وشریعت را اختلافی که بین مردم به وجود آمده می داندکه در تفسیراز زمان حضرت نوح به بعد ذکر شده است وقبل ازآن مردم امت واحده ای بودند که بر اساس فطرت که اصیل تر از شریعت می باشد زندگی فردی واجتماعی می کردند ودر منازعات احتمالی به انبیا رجوع می کردند سوال اصلی اینجاست که باتوجه به ظهور حضرت وبرکات حتمیه ی ظهور ایشان وبلوغ بشریت ویگانه شدن ناس با فطرتشان وبا توجه به این که شیعه معتقد به ولایت تشریعی هم می باشد آیا می توان گفت که شریعت به حداقل میرود وبه نوعی انسان ها به همان فطرت خداجوی خود با حضور حضرت صاحب، دیگر به شریعت به تفصیل الان نمی باشد وآیا شریعت به همان معنای احکام شرعیه در زمان حضرت به تقلیل می رسد ویا نه حداکثری می شود ویانه به گونه ای دیگر؟اجرتان با صاحب الزمان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از آن جهت که مسیر بشر به سوی تمدن و اجتماع است شاید در زمان حضرت برگشت به قبل نباشد بلکه شعوری در بشر پیدا شود که در عین وجود اجتماع و تضادهایی که بالتبع در اجتماع ایجاد می‌شود، آن شعور تقیّد بشر را به شریعت بیشتر کند. موفق باشید
2521
متن پرسش
با سلام خدمت استاد در ادامه سوالی که در مورد روش علامه شده بود باید این بحث مطرح شود که آیا شما روش علامه را روش نهایی تفسیر می دانید که بالاتر وبهتر از آن روش دیگری نیست؟ اگر اینطور باشد شاید تعقل همیشه در قرآن جایی داشته باشد ولی تولید فکر نو وحرف نو دیگر ممکن نیست ولی اگر قائلید ممکن است کسی بتواند روش بهتر از ایشان ارائه دهد این نقطه ای است که راه را در ارائه افکار جدید در قرآن باز می کند که البته باید در این زمینه هم سوال شود که آن روش جدید چه روشی می تواند باشد ویا چه افقی را می تواند ببیند؟ به هر حال راهی که برای نوآوری در تفسیر قرآن هست چیست؟ آیا می توان روشی نو در تفسیر قرآن ابداع کرد که قرآن به قرآن نباشد واز طرفی ظرفیت زیادی برای ارائه مقصد ومقصود قرآن داشته باشد ومعارف قرآنی را هم به خوبی به بشریت منتقل کند؟ بسیارممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: قرآن عقل‌ها را مورد خطاب قرار می‌دهد و عقل‌ها در هر زمانی مناسب آن زمان و بر اساس نیاز انسان‌ها، از نور قرآن استفاده می‌کنند، معلوم است که در آینده ما نیاز به تفسیر دیگری داریم ، وقتی نیاز پیش آمد روش‌ها هم ظهور می‌کند. موفق باشید
2381
متن پرسش
سلام علیکم. استاد آیا روحی که در شب قدر به همراه ملائکه نازل میشود آیاهمان حقیقت نوری اهل البیت است؟ چون خداوند او را از نورش خلق کرده واز آنجا که ملائکه توسط روح تنزل می یابند پس حقیقت ملائکه باید همان روح باشد که آن روح هر زمان شخصی بستر مناسب با جلوات میکائیلی داشت روح توسط جلوات حضرت میکاییل جلوات میکاییلی میکند وسایر ملائک هم همینطور هستند. ودر حدیث نوری داریم که ملایک توسط ما بوجود آمده اند یعنی ملائک جلوه هایی از حقیقت نوری هستند طبق این استدلالات باید به این نتیجه برسیم که روح همان حقیقت نوری اهل البیت است.آیا درست است؟توضیح کامل بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: روح فرشته‌ی عظیمی است که از جهتی پرتو وجود مقدس انسان کامل است در حالی‌که حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» حقیقت اهل‌البیت می‌باشد. موفق باشید
2144
متن پرسش
2- برای تنظیم مباحث شما جهت ارائه، به چه نکاتی باید توجه داشت که رویکرد حضوری در مباحث‌تان حفظ شود؟
متن پاسخ
اساس کار باید اُنس قلبی به حقیقت باشد و علم حصولی به حقایق تنها باید مقدمه به حساب آید تا قلب راه خود را پیدا کند و بداند به کدام طرف باید قدم بگذارد، در این رویکرد تمام مباحث جای خود را پیدا می‌کنند، به این معنا که هرکدام از مباحث یا بحثی است برای شناخت مسیر قلب به سوی حقیقت، مثل مباحثی که در حکمت صدرایی مطرح است و یا بحثی است برای شناخت موانع اُنس، مثل مباحث مدرنیته و بحث «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود». در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» نمونه‌های خوبی ارائه شد که چگونه اگر انسان گرفتار افکار و اخلاقی شد که از حضور بی‌نهایت نفس ناطقه‌اش محروم گشت، نمی‌تواند در شرایط اُنس با روح اولیاء الهی قرار گیرد. بنابراین مباحث؛ یا برای شناخت قلب است تا راه خود را برای اُنس با حقایق پیدا کند، یا شناخت موانع است، حتی شناخت موانع اخلاقی.
1864
متن پرسش
باسلام وعرض ادب در خدمت استاد گرامی در کتاب شما (آشتی با خدا) در جواب سوال این که چرا خدا ما را خلق کرد؟ فرمودید که خدا فیاض مطلق است پس باید همواره خلق کند. سوال بنده این است که آیا وقتی خداوند می داند که انسان ولو با اختیار خود به جهنم می روند آیا باز هم باید خلق کند؟ وقتی می داند که انسان بعد از خلقت می گوید که من نمی خواستم باز هم باید خدا او را باید خلق کند؟ چرا خدا بندگان را خلق کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در همان کتاب روشن شد فلسفه‌ی خلقت، فیاض‌بودن خداوند است تا از هر موجودی که استعداد موجودشدن دارد فیض خود را دریغ نکند. آری خداوند می‌داند صدام وقتی به دنیا بیاید با سوء اختیار خود دست به اعمالی می‌زند که جهنمی می‌شود حال باید صدام را خلق کند تا صدام آنچه می‌خواهد بشود، بشود و مطابق عملی که انجام می‌دهد استحقاق رفتن به جهنم را پیدا کند، آیا می‌شود صدام را قبل از آن‌که اعمالی مطابق انسان جهنمی انجام دهد، به جهنم برد؟ علم خدا علم به فعلی است که بنده انجام می‌دهد، منتها قبل از آن‌که آن فعل انجام گیرد او می‌داند ولی نمی‌شود که قبل از انجام فعل، طرف را به جرم فعل انجام نداده عذاب کرد. موفق باشید
1442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض می کنم چرا خداوند کسانی را که دشمن او هستند خلق کرد؟چه دلیلی داشت تا خلق بکند و در قرآن به کرات و شدید اللحن خطابشان قرار دهد و عذابشان کند؟ یک جوابی که در این مورد شنیده ام این است که همین بندگان هم در روز قیامت اسما جلالیه خداوند برآن ها ظهور پیدا خواهد کرد در این صورت این طور معنی می شود که این جلوه ی اسما هم یک حسن و رحمت است در این صورت آیا شیطان دارای بیشترین ارتباط با خداوند نخواهد بود؟ !
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بین اراده‌ی تکوینی خداوند با اراده‌ی تشریعی او نباید خلط شود. حضرت حق با اراده‌ی تکوینی خود موجودات را خلق می‌کند ولی با اراده‌ی تشریعی خود می‌فرماید: گناه نکنید تا به کمال مطلوب خود برسید. آری شیطان نیز به اراده‌ی تکوینی خداوند خلق شده و از این جهت تفاوتی با سایر مخلوقات ندارد ولی خداوند به اراده‌ی تشریعی خود به موجودات مختار از جمله به شیطان، دستور داد که خدا را بپرستند و موجودات مختار با اراده‌ی تشریعی خود جایگاه قرب یا عدم قرب خود را نسبت به خدا تعیین می‌کنند و شیطان به جهت تمرّد از فرمان الهی و استکباری که ورزید در نهایت دوری از خدا قرار گرفت. موفق باشید
749

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت شما جناب استاد در کتاب جوان و انتخاب بزرگ فرموده اید حضرت عیسی در اثر معنویتی که داشت با همین بدن به آسمان عروج کرد . استاد چگونه این بدن مادی می تواند در ان عالم غیر مادی وارد شود آیا تغییری در او صورت می گیرد ؟ یا به همان نحو وارد می شود که ظاهرا محال است. و ایا معاد جسمانی با همین بدن است ؟ چون در داستانی دیدم با عنایت حضرت ابوالفضل عباس علیه السلام یک حوری با ایجاد تغییراتی به این عالم امده است و با طلبه ای ازدواج کرده است.
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: منظور بدنی است مناسب آن نشئه و از آن‌جایی که همیشه نفس ناطقه در هر نشئه‌ای بدن خود را با خود دارد گفته می‌شود انسان همیشه با بدن خود در هر نشئه‌ای حاضر است که ممکن است این جمله موجب شود افراد تصور کنند منظور بدن مادی است. موفق باشید
718

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد و سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز 4 سوال خدمتتان داشتم : 1.در صفحه 109 کتاب "معاد،بازگشت به جدی ترین زندگی" میفرمایید که « در مرتبه قیامت قوه ی واهمه همان صورت هایی را که در موطن خیال ایجاد میکرد ، وقتی از مشغولیت حس (بدن مادی) آزاد شده با قدرت زیادتری صورت عقاید و اعمال را در بیرون نفس ایجاد میکند و بهشت یا جهنّم انسان را میسازد. » حال : مگرنه آنکه ما در قیامت فقط قلب هستیم پس قوای واهمه و خیال دیگر چه اثری دارند؟ ، آیا این قوای واهمه و خیال غیر از قلب هستند! آیا اصلا تفکیکی حقیقی میان قوای انسان است که در قیامت فقط قلب میماند یا اینکه این نامگذاری ها اعتباری اند به لحاظ شئون مختلف حقیقت واحده ی انسان؟ 2.اعمال هرشخص قائم به خود اوست و حقیقتاً با وی ارتباط دارند و در قیامت هیچ حیثیت اعتباری میان اعمال و انسان نیست و اگر انسان خودش نباشد اعمالش هم نخواهند بود. پس چطور در روایات است که برای ادای حق الناس از اعمال صالح ما میگیرند و به صاحب حق میدهند تا راضی شود( ویا از اعمال ناصالح او میگیرند و به ما میدهند)! این چه نوع انتقالی است که اعمال ضمن رابطه ی حقیقی که با انسان دارند از وی گرفته میشوند؟ 3.انصراف نفس از بدن چگونه است؟ آیا همانطور که هنگام موت قوای عزرائیلی نفس را تماماً میگیرد درهنگام خواب هم به همین شکل است یا اینکه صرف " انقطاع از صورت های ظاهر" نفس به عالم مثال منتقل میشود؟ آیا همین "عدم توجه نفس به صورت های ظاهر" و "قطع تعلق به غیرخود" اگر در بیداری محقق شود همین اثر انتقالی ایجاد میشود؟ آیا این اثرات نشانه کمال نفس است و رتبه ای از رسیدن به مطلوب واحد و توحیدخداوند را دارد؟ 4.آیا ما بمانند انبیاء مکلّفیم که حساسیّت به حقایق ملکوتی و توجه به باطن امور داشته باشیم و یا اینکه باید صرفا براساس ظاهر امور تصمیم بگیریم و عمل کنیم؟ مثلا خواب های صادقه ی انبیاء که به شکلی باطن و ملکوت نفس صادق آنها برایشان حکایت گری میکند حجّت دارد که براساس آن تکلیفی را انجام دهند ، آیا این حالت برای ما هم تکلیف آور است؟ در آخر یک مشورت میخواستم : بزودی اولین فرزند ما به دنیا می آید ، اوّل از شما استاد عزیزم میخواهم برای این فرزند دختر که رحمت الهی برای ماست دعا کنید که سالم و صالح باشد و خداوند او را وارث و حامل و نشر دهنده فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام ) قرار دهد. و بعد اینکه بدنبال عالم عارفی هستیم که نامی زیبا و الهی که متناسب حقیقت ملکوتی این بنده ی خدا باشد برایش برگزیند ، اسمی که با مسمّی بخواند. آیا اصلاً اینقدر دقّت نظر ما نیاز است یا اینکه این انتخاب صرفا یک امر ذوقی است؟ نام بانوان اهل بیت برای ما که زوجی طلبه هستیم زیباست امّا راضی شدن جوانان خانواده های دوطرف مسئله ساز شده! ؛ لطفا شما با قلم خیرتان تفضّلی مرحمت بفرمایید. برای توفیق روزافزونتان دعا میکنم.اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم.
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام 1- خدا را شکر می‌کنم که بحمدالله مطالب کتاب معاد را درست گرفته‌اید. عنایت داشته باشید که در قیامت نفس ناطقه یا قلب با تمام شئوناتش حاضر می‌شود، از جمله با قوه‌ی خیال و قوه‌ی واهمه. 2- قیامت شرایط ظهور صورت اعمالی است که انسان در دنیا انجام داده و همان‌طور که انسان سخن‌چین زبانش به طول چهل ذراع است و آن چیزی نیست جز صورت سخن‌چینی‌اش، صورت عمل انسانی که غیبت کرده به آن صورت ظاهر می‌شود که از عمل نیک او کاسته می‌شود و به عمل انسانی که غیبت شده افزوده می‌گردد، چون غیبت او زمینه‌ی عمل نیک او را محدود کرده است. پس موضوع صورتِ انتقالیِ است که در دنیا محقق شده وگرنه همان‌طور که فرمودید هیچ اعتباری در آن جا جای ندارد. 3- همیشه انصراف نفس چیزی جز تغییر منظر و توجه نفس ناطقه نیست که با قبض حضرت عزرائیل انجام می‌شود – چه در خواب و چه در مرگ و چه در شهود – 4- ما به نور کشف تامّ نبی‌الله می‌توانیم تکلیف خود را پیدا کنیم، حال یا به ظاهر بسنده می‌کنیم که بنا به وعده‌ی خداوند، مصاب هستیم، و یا سعی می‌کنیم همچون عارفان به باطن ملکوتی تکالیف نظر کنیم که لذت اُنس با ملکوت نصیب ما می‌شود. ولی در هر حال آنچه محور عمل ما است شریعت الهی است و نه چیز دیگری مثل شهود یا خواب. 5- تا آن‌جا که ممکن است نام فرزند را به عهده‌ی مادرش بگذارید و ایشان هم سعی کنند صاحب نام فرزندشان انسانی الهی و آشنا برای اذهان باشد. موفق باشید
467

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عیکم با توجه به مبحث «حرکت جوهری» روشن می شود که همه حرکات وانفعالات هستی تدریجی وتکاملی است اما آیه١٧٥سوره اعراف خبر از واقعه ی می دهد که شخصی اگر چه در سیر تکاملی مستحق«نزول ایتهای حق»بر قلب خود شده بود اما گویی فقط وفقط با یک گناه (ظاهراً زنا) از عالم خود خارج شده به گونه ی که جزء «غاوین»می شود در ایه بعد(۱۷۶اعراف)تصریح دارد که علت این امر تبعیت شخص از «هوای نفس»بود حال سوال دوم این است که چگونه شخصی که هنوز هوای نفس دارد می تواند خزینه اسرار غیب یا« آیتهای خدا»باشد؟
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی می‌فرماید: «وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِیَ آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَکَانَ مِنَ الْغَاوِینَ» برای مردم داستان آن‌کسی را بگو که آیاتی از خود را به او دادیم و از حقایقی برای او پرده برداشتیم و سپس آن‌ها را از او گرفتیم و از راه حق بیرون آمد و شیطان هم دنبالش را گرفت و او گمراه شد. در آیه‌ی بعد می‌فرماید: «وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَث ذَّلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ» اگر می‌خواستیم به وسیله‌ی همین آیات او را به درگاه خود نزدیک می‌کردیم ولی ما چنین نخواستیم چون به زمین و دنیا چسبید و هوای خود را پیروی کرد و او مثل خوی سگ دارد و از آن دست برنمی‌دارد، چه به او حمله کنی زبانش بیرون است و چه حمله نکنی زبانش بیرون است و این مثل افرادی است که آیات خدا را تکذیب می‌کنند و آن ملکه‌ی آن‌ها شده، پس آن قصه را مطرح کن بلکه تفکر کنند و از باطل بیرون آیند. با توجه به آیات فوق اولاً: عنایت داشته باشد که حرکت جوهری در امور مادی است و نه در امور مجرد. ثانیاً: هرکسی هوای نفس دارد منتها بعضی آن‌را کنترل می‌کنند و با دستورات شریعت الهی بر آن حاکم می‌شوند و در نتیجه حجاب‌ها به همان اندازه از قلب آن‌ها زدوده می‌شود، ولی اگر باز حکم شریعت را بر هوای نفس خود حاکم نکنند هوای نفس ظاهر می‌شود و قلب از مشاهده‌ی آیات الهی محجوب و محروم می‌شود. در شرح آیات؛ خلاصه‌ی فرمایش علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» را آوردم تا راحت‌تر بتوانید در آیات تدبّر کنید و نتیجه بگیرید. موفق باشید
19823
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: همچنان که مستحضر هستید، ارتباطات کلامیِ نامحرم با نامحرم به ویژه در فضای کاری و فضای فامیلی راحت گشته!! نکته قابل تامل آن است که یک طرف این ارتباطات گاها خواهران متدینه و برادران متدین هستند و نیز برادران و خواهران معمولی که تقیدی به دین ندارند! و انصافا بنده وقتی به این روابط و به این افراد توجه می کنم، هیچ سوء نیت و ذهنیت ناشایستی از هر دو قشر برداشت نمی کنم و اکثراً به دلایل خاص و حُسن قصد دیگه ای این طور راحت هم کلام می شوند و اغلب هم ملاحظه کردیم به هیچ اتفاق و امر مذموم و نابهنجاری هم کشیده نشده است. نظر مبارکتان را از این پدیده که در متن فوق تا اندازه ی توصیف شد را بفرمایید؟ با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ارتباط غیر معمول با نامحرم از هر نوعی که باشد، بدون این‌که انسان‌ها در ابتدای امر متوجه باشند قوه‌ی واهمه را بر قلب و عقل انسان غالب می‌کند، و از یک طرف صفای باطن او را که می‌توانست با معنویت مأنوس باشد، از بین می‌برد و از طرف دیگر او را گرفتار بدترین انتخاب‌ها در زندگی می‌نماید. موفق باشید

19500
متن پرسش
سلام: آیا شهریار یک شاعر مقید به احکام شرعی بوده است یا یک فرد لاابالی؟ یا معمولی؟ در یک کتاب که خاطراتی از ایشان نقل شده بود ظاهرا توسط آقای نیک اندیش که همواره همراه ایشان بوده است) مکرر مطالبی آورده که ما متوجه می شویم که شهریار اصول اخلاقی و شرعی را چندان رعایت نمی کرده. مثلا او شوق دیدار یک زن آوازه خوان به نام قمرالملوک را داشته و وقتی او می میرد ناراحت می شود و در وصف او شعر گفته است و آن زن او را بوسیده است. شهریار دست دختری را می بوسد. شهریار به معشوقه پیشینش که فرزند هم داشته سر زده است. و از حسرت نرسیدن به هم برای هم نامه خاطرات گذشته را نوشته اند. شهریار به خانه یک ارمنی باده فروش رفته. شهریار انگار هر دختری را میدیده عاشقش می شده. آیا او مقید به مذهب نبوده؟ یا مذهبی که ما داریم سخت گرفته ایم که این چیز ها برایمان بد است؟ ما فقط یک تصویر از او در ذهن داریم و آن هم شعر علی ای همای رحمت است. قضیه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که حداقل باید زندگانی مرحوم شهریار را به دو مرحله تقسیم کرد: مرحله‌ای قبل از انقلاب اسلامی که در فضای روشنفکری به‌سر می‌برد با خصوصیاتی که آن فضا دارد و در عین حال، یک شاعرِ هنرمندی است که ریشه‌های معنوی و معناگرایی در شعر او چشم‌گیر است. و مرحله‌ی بعد از انقلابِ او که از فضای روشنفکری فاصله گرفته و به اردوگاه متعهدین نسبت به انقلاب اسلامی پیوسته در عینِ طعنی که از طرف روشنفکران به او زده می‌شد. شهریار دوره‌ی اول، شاعرِ عاشق‌پیشه‌ای است که به هر حال، روحِ زیباگرایی او بعضاً عنان او را از او می‌رُباید. در این رابطه شاید بتوان علاقه به صدای آن خانم را توصیه کرد، وگرنه در کلّ، اشعارِ او حکایت از آن دارد که به افق‌های بس متعالی نظر دارد. به گفته‌ی آیت اللّه محمدتقی جعفری شعر «حیدر بابا» انسان را از زمین می‌کَنَد و به معراج می‌برد. در آخر از این موضوع هم نباید غفلت کرد کسی که حرکات و سکنات او را برای ما گزارش می‌کند، از نگاهِ معمولی خود می‌نگرد نه از نگاه شاعر و حالات شاعرانه‌ی او. شهریار، شاعری نیست که بتوان او را نادیده گرفت، و از حالات روحانی او که در آخر عمر به فوران آمده است برای زیست‌جهانِ خود استفاده نکرد. موفق باشید  

19414
متن پرسش
بسمه تعالی استاد طاهرزاده سلام علیکم: شنبه ۱۳۹۶/۰۲/۳۰ تفسیر آیات ۵۹ الی ۶۴ سوره نساء. برداشت من از تفسیر آیات فوق این بود که بر جام ضد قرآن است و آقای حسن روحانی در بستر منافقین داخلی و خارجی عاقبت شومی دارد و برخورد مقام معظم رهبری با برجام مطابق قرآن است که این برداشت را اگر درست متوجه شده باشم به اطلاع یکی از مجتهدین رساندم ایشان گفتند اگر استاد طاهرزاده چنین تفسیری کرده اند مقام معظم رهبری مقصرند که به دولت اجازه داده اند برجام انجام پذیرد. لطفا راهنمائی فرمائید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای بابا! اگر همه‌ی مستمعین این‌طور که شما برداشت کرده‌اید، برداشت کرده باشند که خاک بر سر من است!! اتفاقاً آیات مذکور خبر از آن می‌دهد که امثال آقایانی که در عین باورِ ایمانی جهتِ داوری به طاغوت رجوع می‌کنند. لذا قرآن می‌فرماید: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُريدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعيداً» (60/ نساء) آیا ندیدی کسانی‌که در باورِ خود به آن‌چه تو نازل کرده‌ای و آن‌چه در قبل آمده، ایمان دارند و این‌که در داوری به سوی طاغوت نظر می‌کنند. در حالی‌که به آن‌ها امر شده است به طاغوت کافر باشند و این شیطان است که آن‌ها را گمراه می‌کند، آن‌هم گمراهیِ بسیار شدیدی. بنابراین این‌طور نیست که بخواهند با اسلام مقابله کنند بلکه گرفتار یک‌نوع اغفال از طرف شیطان شده‌اند تا آن اندازه که شیطان بخواهد آن‌ها را به تعبیر علامه طباطبایی از صراط مستقیم به‌کلّی بیرون کند. و خداوند در ادامه می‌فرماید: «وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‏ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً» (61) چون به آن‌ها گفته شود که به سوی آن‌چه خداوند نازل کرده است و به سوی رسول خدا بیایید، در این صحنه می‌بینید منافقان، فعالانه وارد می‌شوند تا آن‌ها را ای رسول خدا از تبعیت نسبت به تو منحرف کنند. ملاحظه می‌کنید که قرآن نمی‌گوید آن‌ها منافقند، بلکه می‌گوید جریان نفاق سعی دارد آن‌ها را از رجوع به رهبریِ نظام منصرف نماید. قرآن در ادامه می‌فرماید: «فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفيقاً» (62) اینان چگونه خواهند بود وقتی با قرارگرفتن در چنین مسیری با مشکلات روبه‌رو می‌شوند به جهت اعمالی که خود انجام داده‌اند و ای پیامبر به سوی تو خواهند آمد و به خداوند سوگند می‌خورند که ما جز نیکی و رفع مشکلات، قصد دیگری نداشتیم. عنایت دارید که به جهت خطای محاسبه، با مشکل روبه‌رو می‌شود و به سوی رهبری نظام برمی‌گردند. در حالی‌که اذعان نمی‌کنند اشتباه کردیم، ولی خداوند در آیه‌ی بعد می‌فرماید: «أُولئِكَ الَّذينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما في‏ قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ في‏ أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَليغاً» (63) آن‌ها کسانی‌اند که خداوند می‌داند چه در درون‌شان می‌گذرد. پس ای پیامبر از آن‌ها فاصله بگیر و آن‌ها را نصیحت کن و در ارتباط درونی و تنگاتنگی که با آن‌ها داری، سخنانِ رسا و نافذی را با آن‌ها در میان بگذار. ملاحظه می‌کنید که در این آیه از طرفی به رهبری نظام متذکر می‌شود که خط خود را از آن‌ها جدا کن تا اشتباهِ محاسباتی آن‌ها به پای تو نوشته نشود، ولی از نصیحت به آن‌ها خودداری ننما، زیرا زمینه‌ی اصلاح و امید به برگشت در آن‌ها هست. و از این مهم‌تر این‌که به تعبیر علامه‌ی طباطبایی در تنهایی و خلوتی که رهبری نظام با آن‌ها دارد می‌فرماید با کلماتی رسا و نافذ، آن‌ها را متذکر اشتباهات‌شان بگردان.

و سپس برای این‌که گمان نشود راهی جز اطاعت رسول خدا جهت رسیدن به اهداف حقیقی وجود ندارد، می‌فرماید: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً» (64) ما هیچ رسولی را نفرستادیم مگر آن‌که به اذن الهی باید بدون هیچ چون و چرایی اطاعت شود و ای پیامبر! اگر آن‌هایی که از این مسیر فاصله گرفتند و به خود ظلم کردند از خدا طلب استغفار و آمرزش بخواهند و رسول خدا نیز برای آن‌ها آمرزش طلب کند، حتماً آنان خداوند را توّاب و رحیم می‌یابند. در این آیه در عین آن‌که متذکر می‌شود باید در اطاعتِ رهبریِ نظام که به تعبیر حضرت رضا«علیه‌السلام» مؤیّد به مدد الهی است؛ هیچ‌گونه سستی ننمایند، آن‌ها را به جهت خطای در محاسبه به‌کلّی طرد نمی‌کند و راهِ بازگشت را در مقابلشان می‌گشاید که اگر اولاً: به سوی رهبری نظام برگردند و در این فضا از خداوند طلب استغفار کنند و رهبری نظام نیز نسبت به آن‌ها ترحم نماید و از خدا برایشان طلب مغفرت نماید، آن‌ها برگشتِ خدا به خود را می‌یابند.

آیات مذکور نشان می‌دهد که جریان مذکور که گمان و باور دارند در مسیر دینداری قدم می‌زنند، ولی امیدشان به داوریِ طاغوت است، به‌کلّی از گردونه‌ی نظامی که مکتب وَحی به‌وجود آورده، بیرون نیستند هرچند که جریان نفاق و وسوسه‌های شیطانی در آن جریان فعّال است. لذا باید در مسیر رهنمودهای رهبری نظام طوری عمل کنیم تا با دست خود آن‌ها را از گردونه‌ی نظام بیرون نیندازیم، بلکه به همان طریقی که رهبریِ نظام الهی عمل می‌کنند امید برگشت آن‌ها را داشته باشیم. و از آن عجیب‌تر که ملاحظه می‌کنید در دو آیه می‌فرماید: «جاؤُكَ». یعنی اینان بالاخره چاره‌ای ندارند که به رهبری نظام برگردند. و این است که قبلاً در جواب کاربران محترم عرض شد؛ آینده، عظمت و قدرت رهبری چندین و چند برابر خواهد بود. موفق باشید  

15250

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و ارجمند چرا در روانشناسی و علوم انسانی ما محتاج علوم غربی هستیم؟سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل از ما است که نتوانسته‌ایم متون دینی خود را مطابق این زمان، کاربردی کنیم. موفق باشید

13425
متن پرسش
سلام: خسته نباشید. استاد ریاضت های شرعی که باعث شود انسان کمی کرامت دار شود هست؟ نه این که فکر کنم کرامت اصل است. نه. بدیهی است که اصلا مهم نیست. ولیکن طبق کمی تحقیق و دقت به این نتیجه رسیدم که بعضی از کرامتها در بعض سالکها. جنبه ی جایزه دارد. برای ادامه راه. یا به اعتباری تشویق می کند آنها را. درست است یا من اشتباه می کنم. بعد از توضیحاتتان اگر در زمینه چیستی کرامت کتابی یا مطلبی سراغ دارید معرفی بفرمایید که إن شاءالله این مسأله را برای خودم روشن کنم. تشکر از شما التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مسیر بندگی را به صورت قلبی و وجودی طی کنید کرامت‌هایی را هم که پیش می‌ آید، به چیزی نمی‌گیرید و راه خود را ادامه می‌دهید. زیرا می‌یابید که بالاتر از کرامت، خودِ حضرت کریم است. چرا با کرامت کار را ادامه دهید؟! با توحید کار را ادامه دهید. موفق باشید

13405
متن پرسش
با سلام و احترام: علت وجود سختی و مصیبت و بلا در زندگی چیست و چه لزومی دارد که برای رسیدن به کمال این همه سختی و گرفتاری و بیماری رو تحمل کرد؟ لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مصائب در ذات خود مصیبت نیست بلکه بستگی به تعلقات ما دارد و به همین جهت معصوم می‌فرمایند: به اندازه‌ای که در مقابل مصائب صبر و رضایت پیشه کنید، مقام شهداء نصیبتان می‌شود. یعنی از هرگونه تعلقی مانند شهداء آزاد می‌شوید، کافی است ما نگاهمان را به زندگی عوض کنیم تا همچو شاعر ندا سر دهیم: «در بلا هم می‌کشم الطاف او / مات اویم مات اویم مات او». شاعر در بلا هم آن‌چنان خدا را یافته است که ماتِ خدا شده‌است و هیچ‌چیز دیگر در منظرش نمانده. موفق باشید

13402

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: بنده کتاب ده نکته را کار کردم و کتاب خویشتن پنهان را هم در نکته آخرم تمنا می کنم این سوال بنده را جواب دهید، این پرسش ها برای من باید حل شود و همینطور بگویید به کدام نکته مراجعه کنم. 1. می خواستم بدانم وقتی انسان به حالت مجردش نزدیک می شود چگونه مثل آیت الله بهاءالدینی رحمه الله علیه یک کاری را در جای دیگر انجام می دهد در حالی که جسم و حواس جای دیگر است. و اینکه امیر المومنین صلی الله علیه وآله چگونه هم با پیامبر صلی الله علیه وآله سر سفره بوده اند و همزمان با آن سر سفره ظاهرا شام چند تن دیگر حاضر بوده اند؟ آیا نفس قادر است چند بدن ایجاد کند یا چطور است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان مطالب ده نکته اگر با دقت دنبال کنید، جواب خود را می‌یابید. تفصیل آن را در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» مطالعه نمایید. موفق باشید

11099
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز من فایل سخنرانی شما را در خصوص عصمت معصومین گوش دادم و سوالی برایم حل نشده و آن اینکه آیا معصومین از ابتدای تولد معصوم بوده اند و به عبارت دیگر عصمت تکوینی چرا به آنها داده شده؟ چرا به ما داده نشده این با عدالت خداوند سازگار است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه این موضوع در شرح آیه‌ی 33 سوره‌ی احزاب در بحثی که بر روی سوره‌ی احزاب شده، مورد بررسی قرار گرفت سعی بفرمایید مطلب را در آن‌جا دنبال بفرمایید. به این موضوع فکر کنید که اگر خداوند نمونه‌هایی از عصمت را در معرض نگاه بشر قرار نداده بود، چطور با عدالت خدا سازگار بود که ما را به چیزی بخواند که نمونه‌ای از آن را نشان نمی‌دهد. موفق باشید
نمایش چاپی