بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6489

وحدت وجودبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم.. ببخشید اکر میشود چند نا منبع برای وحدت وجود به بنده بدهید.. خیلی نیاز است... یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشترین بحث را محی‌الدین به‌خصوص در فصوص داشته‌ که متن آن به عربی است. کتاب عرفان نظری جناب آقای استاد یزدان‌پناه را مطالعه کنید، و یا وحدت وجود به روایت ابن‌عربی و مایستراکهارت نوشته قاسم کاکایی إن‌شاءاللّه برایتان مفید خواهد بود. موفق باشید
6228
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز استاد می خواستم بدانم ما چرا باید بر امام حسین گریه کنیم ؟ و فلسفه ی گریه کردن ما چیست ؟ و اینکه احساس میکنم که گریه هایم از روی عاطفه و مظلومیت این خاندان است. باتشکر از مسئولین سایت خواهش میکنم اگر امکان دارد جواب سوال را ایمیل کنند با تشکر ve
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم:بر روی سایت در قسمت یاد داشت ویژه بحث جایگاه اشک شده عین آن متن را خدمتتان کپی می کنم. بسم‌الله‌ الرّحمن ‌الرّحیم قال الحسین (ع) : أ َنَا قَتِیلُ الْعَبْرَةِ لَا یَذْکُرُنِی مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَر[1] من کشته‏ام براى اشک، مؤمن یادم نکند جز آنکه گریه‏اش گیرد اشکی که در شیعه هست با ناراحتی‌های عاطفی و احساساتی فرق اساسی دارد، اشک برای حسین(ع) عامل رابطه انسان است با مقاصد قدسی و لذا نه تنها شادی و نشاط را از شیعیان نمی‌گیرد، بلکه شادی و نشاط در زندگی شیعیان موج می‌زند. ولی نباید آن را با لذت‌گرایی یکی گرفت، زیرا تفاوت زیادی است بین آن شادی که با پرهیزکاری همراه است و روح معنوی دارد با آنچه امروز در غرب هست که لذت‌گرایی در آن مقصد و معبود شده است. در شیعه، شور زندگی با یادآوری غم غربت نسبت به عالم قدس همراه است و با فرهنگِ مرگ آگاهی راه خود را از قهقهه‌های اهل غفلت جدا کرده و سعی دارد خود را در فرحِ حضورِ با حق حفظ کند و اشک بر حسین(ع) نوعی طلب آن فرح است و آن‌هایی که غم غربت در این دنیا را می‌شناسند می‌فهمند حزن مقدس چه حلاوتی دارد و مواظب‌اند گرفتار لذت‌گرایی و خوش‌گذرانی اهل دنیا نشوند و از ارتباط با حقایق وجودی عالم محروم گردند. شیعه و غم و شادی و اشک در زندگی شیعه شادی و طرب موج می‌زند، اما نباید آن را با لذت‌گرایی یکی گرفت، تفاوت زیادی است میان آن شادی که با پرهیزکاری همراه است و ویژگی معنوی دارد و آنچه امروز در فرهنگ غرب هست که در آن لذّت‌گرایی مقصد و معبود شده است. در شیعه شور زندگی یا فرح، با یادآوری نوعی غمِ غربت نسبت به وطن معنوی، همراه است، که موجب حزن می‌گردد. این حالت از جمله حالاتی است که در اشعار عرفانی ما هویدا است و معلوم است که این حزن با ناراحتی عاطفی فرق بسیار دارد. از آن‌جا که ما مرگ را در پیش داریم ناممکن است چون غافلان از غیب و قیامت از زندگی لذّت مستانه ببریم، و لذا فرهنگ شیعه در این «مرگ‌آگاهی» راه خود را از قهقهه‌های مستانه‌ی اهل غفلت جدا کرده است و با حزنی معنوی در فرحِ حضور است و متوجه است که ما در مقام موجوداتی معنوی با این عالم بیگانه‌ایم و یک نحوه باطن‌گرایی را دائماً مدّ نظر داریم. آن‌هایی که غم غربت را می‌شناسند در دل حزن مقدس، فرح و حلاوتی می‌یابند که قابل مقایسه با شادی‌های اهل دنیا نمی‌باشد. دیدگاه شیعه با پیروی از ائمه«علیهم‌السلام» این نکته را دائماً مدّ نظر دارد که این جهان ناقص‌تر از آن است که بتوان با نور حقیقت به طور کامل ارتباط پیدا کرد. اگر این غم مقدس نبود عناصر شادی‌بخش افراطی بر زندگی تشیع غالب می‌شد و به مردمی تبدیل می‌شدند که بیشتر لذت‌گرا و خوش گذرانند. حزن شیعه نیز به جهت احساس غم غربت یا حزن معنوی او است که خود را و بقیه را در این غم شریک می‌بیند و اگر این حزن معنوی نبود، خیلی زود فرح، شکل شادیِ بی‌محتوا به خود می‌گرفت و گرفتار لذّت‌جویی حسی می‌شد. جایگاه عزاداری برای امام حسین«علیه‌السلام» 1- عزادران امام حسین«علیه‌السلام» با حضور در مراسم عزای آن حضرت، در واقع خویشتن را مصیبت‌زده و داغدارِ حادثه‌ی عاشورا می‌یابند، گریه سر می‌دهند و بی‌تاب می‌شوند. 2- در اشک برای حسین«علیه‌السلام» آرامشی ویژه و لذتی خاص هست متفاوت با غم‌ها و اشک‌های زندگی روزمرّه، غم معنویت، غم سوختن برای مظلوم، غمی است منشأ حرکت، و پویایی اجتماعی افراد را افزایش می‌دهد و به قلب و روح انسان نشاط همدلی با مظلوم را پدید می‌آورد و لذا از تکرار این غم و اشک ملول نمی‌شود. 3- مهر و محبت به امام معصوم در ژرفای احساسات و عواطف شیعیان آن حضرت جای دارد و با تلاش شیعیان این پیوندِ عمیق عاطفی هرسال تکرار می‌شود، آن‌هم تلاش برای پیوندی عمیق‌تر. و لذا رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا» [2] برای شهادت حسین«علیه‌السلام» در قلوب مؤمنین حرارتی است که هرگز خاموش و سرد نمی‌شود. 4- با توجهِ عاطفی به حضرت امام حسین«علیه‌السلام» سایر ابعاد شخصیت امام و اسلام مدّ نظر قرار می‌گیرد تا علاوه بر نظر به آزادگی و ظلم‌ستیزی و ایثار و حقیقت‌جویی که غذای جان انسان است، به مقام امامت نیز نظر ‌شود و آن دری می‌شود برای فهم معارف اسلامی از طریق روایات آن بزرگان، و فربه‌شدن در فضائلی چون صبر و حلم که زمینه‌ی نزدیکی به امامان معصوم می‌‌گردد و مرز تولّی و تبرّی که عامل نجات جامعه‌ی اسلامی است شکل می‌گیرد و معنویت به عنوان یک ارزش جا باز می‌کند. 5- گریه بر امام حسین«علیه‌السلام» از نوع گریه‌های نیمه‌شب‌ اولیاء الهی است که حسین«علیه‌السلام» توانست آن را برای عموم مردم عملی کند و خودِ آن حضرت به‌خوبی متوجه بودند که صحنه‌ی کربلا عامل چنین گریه‌هایی باید باشد تا زمینه‌ی اُنس قلب با حقایق فراهم شود و حجاب‌ها بین عبد و معبود رفع گردد. چرا که هرکس ناظر آن اندازه زیبایی وفاداری بین حسین«علیه‌السلام» و ابوالفضل عباس یا بین امام حسین«علیه‌السلام» و حرّ شود، از عمق فطرت گریه سر می‌دهد تا از اتصال به این زیبایی‌ها محروم نباشد و موجب پایداری بر عهد خود با حقیقت می‌شود و پیوندی جاودانه را که بین جان انسان است با دل‌ اولیاء الهی به صحنه می‌آورد. بنا به فرمایش امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه»؛ «هر مکتبی تا پایش سینه‌زن نباشد، تا پایش گریه‌کن نباشد، حفظ نمی‌شود. گریه‌کردن بر عزای امام حسین«علیه‌السلام»، زنده نگه‌داشتن نهضت و زنده نگه‌داشتن همین معنی است که یک جمعیتِ کمی در مقابل یک امپراتوری بزرگ ایستاد... آن‌ها از همین گریه‌ها می‌ترسند. برای این‌که این گریه‌ای است که گریه بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است». با لباس سیاه به تن‌کردن و سینه و گریه جمعی نهایت تعلق خاطر را نشان می‌دهد که تا چه اندازه به آرمان‌های شخص مظلوم وفادار است و نیز کودکان این جامعه را متوجه چنین تعلق خاطری می‌کند و با نمادهای کربلا و عاشورا آشنا می‌نماید. رسول خدا(ص) فرمودند: «کُلُّ عَیْنٍ بَاکِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ- إِلَّا عَیْنٌ بَکَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَیْن»‏[3] هر چشمى فرداى قیامت گریان است غیر از چشمى که در مصیبت حسین«علیه‌السلام» گریه کند. روایت فوق خبر از عمق تأثیر اشک بر امام حسین«علیه‌السلام» در عمیق‌ترین ابعاد انسان می‌دهد که در قیامت ظاهر می‌شود. آن‌کس که عاطفه‌ی خود را درست مدیریت کند و بخواهد بهترین مصداق را جهت تغذیه‌ی عواطف بیابد، می‌پذیرد اشک برای اباعبدالله«علیه‌السلام» موجب صیقل قلوب و گشادگی روح می‌شود و عامل رشد ایمان و حفظ آن از یک طرف ،و دوری از دنیا و صفات رذیله از طرف دیگر می‌شود. اشک برای حسین«علیه‌السلام» نمونه‌ی به فعلیت‌رسیدن ایمان است، زیرا ایمانی که به پاک‌کردن قلب و زلال‌ساختن دل و دگرگونی آن منتهی نشود، ایمانِ فعلیت‌یافته نیست و نمی‌توان به وسیله‌ی آن ، انس با خدا را از یک طرف، و ایثار و فداکاری و جهاد از طرف دیگر به‌دست آورد. اشک برای حسین«علیه‌السلام» موجب احیاء قلوب و آزادی عقل از اسارت هوس‌ها و غفلت ها است و در همین راستا حضرت رضا«علیه‌السلام» به «دعبل خزایی» می‌فرمودند: قصیده‌ی خود را در رابطه با شهادت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» بخواند و حضرت با تمام وجود اشک می‌ریختند و دو بیت نیز به آن اضافه نمودند. «والسلام»
5483
متن پرسش
سلام علیکم. چند سوال داشتم،خواهشمندم جواب را برایم شرح دهید. آیا جسم پیامبر سایه ندارد؟چرا؟ آیا خون پیامبر پاک است؟ آیا عرق و ... پیامبر خوشبو است؟ آیا جسم ظرفیت هایی این چنین دارد و ما کمتر به آن توجه می کنیم؟ اینها مسائلی است که در کتب خوانده و یا در منابر شنیده ام و هنوز علت وجود این چیزها را نفهمیده ام.لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید غلبه‌ی روح مبارک رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» بر عالم جسم چنین اقتضایی را در پی داشته باشد که جسم آن حضرت سایه ندارد، با این همه معنای درست این خبر را نمی‌دانم. ولی در مورد آیه‌ی تطهیر یعنی آیه‌ی 33 سوره‌ی احزاب که هرگونه آلودگی را از اهل‌البیت«علیهم‌السلام» از جمله پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» منتفی می‌داند و بیشتر نظر به عصمت علمی و اخلاقی آن ذوات مقدس دارد، آن طهارت در امور جسمانی آن‌ها نیز سرایت دارد و از این جهت از همه‌ی ابعاد در طهارت هستند ولی فکر نمی‌کنم این ظرفیت برای همه‌ی انسان‌ها باشد زیرا در ابتدای آیه این طهارت را منحصر به این خانواده کرده تا مسلمانان بدانند اگر راه صحیح در دینداری را می‌خواهند باید به این خانواده نظر کنند. موفق باشید
3502
متن پرسش
سلام علیکم. منظور از " روزی تضمین شده که در احادیث بیان شده چیست؟ یعنی اگر چند شغله باشیم در کل رزق و روزی ما ثابت است
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در کتاب «جایگاه رزق در هستی» عرایضی در این رابطه داشته‌ام به کتاب رجوع فرمایید تا مسئله به‌کلی برایتان حل شود. موفق باشید
1807
متن پرسش
با سلام. ضمن تشکر از سعه صدر شما استاد عزیز در پاسخ به سوالات و عرض خسته نباشید در رابطه با جوابی که به سوال شماره 1739 داده اید دو سوال دارم:1- فرموده اید همانطور که ائمه معصومین«علیهم‌السلام» در عینی که می‌فرمایند؛ «طلب المعارف من غیر طریقنا اهل البیت مساوق لانکارنا»، می‌فرمایند: عَلَیْنا بالقاء الاصول و علیکم بالتّفریع. سوال این است که در مورد فلسفه کدام اصل آن( و نه مسئله) آن از جانب ائمه القا شده است؟ در حالی که می دانیم اصول فلسفه اسلامی همان اصول فلسفه یونان است و فلاسفه اسلامی هم آنها را نسخ نکرده اند. 2- فرموده اید که مگر نه این‌که تفکر فلسفی یک نوع تفکر است و باید با همه‌ی ابعادِ تفکر وارد قرآن و حدیث شد؟. سوال این است که آیا به صرف اینکه یک چیزی یک نحوه تفکر است حق داریم آن را به عالم تحمیل کنیم. آیا تفکر مکانیکی گالیله نوعی از تفکر بود یا نه؟ پس آیا صحیح است که بگوییم ریاضی وار دیدن عالم هم چیز حقی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- وقتی متعهد به آن باشیم که با تفکر، با متون دینی برخورد کنیم طبیعی است که مثل اصول فقه در عقاید نیز به جمع‌بندی‌هایی می‌رسیم که در فلسفه‌ی اسلامی مطرح است و این جمع‌بندی‌ها هیچ ربطی به فلسفه‌ی یونان ندارد. 2- اگر واقعاً تفکر مکانیکی یک نوع تفکر است – و نه یک ذهنیت که به عالم تحمیل شده – چرا از آن بهره نگیریم. آری یک وقت تمام عالم را در محدوده‌ی کمیّت ریاضی‌گونه می‌نگریم ، این نادیده‌گرفتن بسیاری از حقایق است که در نگاه ریاضی لحاظ نمی‌شود ولی یک وقت از جنبه‌ی ریاضی‌گونه‌ی عالم غفلت نمی‌کنیم. این دومی خوب است. موفق باشید
768

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی دو سوال از محضر تان دارم1در زمان مجردی تقیدات جدی داشتم دنبال وظیفه می گشتم سعی می کردم هر حرفی نزنم تا چیزی را نیازندارم تهیه نکنم در برخورد با دیگرانی که به نحوی آزارم می دادند رفتاری متفاوت داشته باشم یا اینکه سکوت می کردم از کسی گله نکنم اما بعد از ازدواج اخلاق همسرم به نحوی است که مدام از دیگران گله می کند واز من می خواهددر مقابل کوتاهی های دیگران ساکت ننشینم وگله کنم ومثل خودشان رفتار کنم در غیر اینصورت او را دوست ندارم وبا رفتارم او را تحقیر کرده ام ازطرف دیگرحاصل ازدواج قبلی او دختری بسیار لجوج است که هیچ گاه جواب بله در دهانش نیست ودر مواقع حساس پدرش شیطنت های او را تحویل می گیرد وباعث عصبانیت شدید من وحتی پرخاشگری من به دخترش می شود عمدتا روز وشب ما به کل کل کردن می گذرد و از معانی بلندی که در مجردی دنبالش بودم خبری نیست از این وضع خیلی ناراحتم اما نمی توانم از پس عصبانیت هایم برایم وجلو فکر منفی و پرخاشگریم را بگیرم اطلاعاتم در این زمینه کم نیست در عمل مشکل دارم لطفا راهنماییم کنید چه کنم ازوضع خودم نگرانم واز آخرتم می ترسم کمکم کنید 2 همسرم در یکی ازادارات حساس شهر مشغول به کار است کاری بسیارسنگین که خیلی از او نیرو می گیرد وقت اداری وغیر اداری نمی شناسد خودم به اهمیت کارش واقفم اما چیزی که مرا رنج می دهد غفلت ایشان از وظایف همسریش در قبال من است ایشان در گیری فکری زیاد دارد من فکرم خیلی در گیر نیست به همین خاطر مدام درگیرم ومایه عصبی شدنم است چرا که ریاضت کشیدنم برای دوره مجردی بود قرار نیست در زندگی زناشویی هم ریاضت بکشم اگر قرار بود مثل مجردیم باشد که ازدواج نمی کردم این همه عوامل عدم تمرکز برای خودم درست کنم در مجردی می گفتم مجردم حالا چه /؟نمی دانم چگونه با او صحبت کنم که حمل به بی حیای نکند به شیوه های مختلف با ایشان صحبت کرده ام اما گویا فراموش می کند خودم می فهمم خیلی از عصبانیت هایم از این قضیه نشئت می گیرد اما نمی دانم چه کنم بچه داری ومسولیت های که بر دوشم است اجازه نمی دهد پیوسته کتاب بخونم وتمرکز کنم وسط مطالعه دائما ار پیش می اید وغفلت دوباره سراغم می آید لطفا مرا راهنمایی کنید ایمانم ذره ذره آب می شود ومن روز به روز عاجز تر می شوم از مقاومت کمکم کنید اسمم مستعار است مرا ببخشید
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: در عین آن‌که از طریق روایات ائمه«علیهم‌السلام» به‌خصوص از طریق کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از امام خمینی«رضوان‌الهد‌علیه» برای همسرتان روشن کنید که با عدم انتظار از بقیه گله‌مندی از دیگران که موجب خطورات منفی در قلب می‌شود را رها کنند. مسئولیت خودتان نسبت به دختر همسرتان را محدود کنید و انتظارات زیادی از دختری که بالاخره احساس بی‌مادری می‌کند نداشته باشید، خطاهایش را خیلی به رخش نکشید و با او بیشتر مهربانی کنید تا انتقاد. با نشان‌دادن زیبایی‌های خود به همسرتان و لباس مناسب و آرایش مناسب ارتباط را جذاب کنید، مگر بنا است زن در مورد شوهرش هم حیا داشته باشد؟ موفق باشید
210

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده یک سوال اخلاقی داشتم باید ببخشید چون من نمی دانستم این مشکلم را با کی در میان بگذارم من خیلی کم تحمل هستم یعنی اصلا توهین دیگران را نمی توانم تحمل کنم به علاوه زندگی خوشکی هم دارم فضای خانوادگی ما نیز همین طور است می خواستم ببینم که راهکارهای لطیف تر کردن زندگی چیست؟چگونه می توانم بر فضای خانواده برای نجات خودم غلبه کنم ؟و دیگر اینکه آیا مبارزه با بعضی خصوصیات اخلاقی دیگر می تواند حالت غضب را در انسان تقویت کند؟ اگر کتابی هم در این موارد معرفی کنید که بیشتر در بعد معرفتی وارد شده باشد تا در بعد عملی ممنون می شوم
متن پاسخ
باسمه تعالی علیک السلام: خداوند می‌فرماید: «خُلِقَ الإنسانُ ضَعیفاً» یعنی انسان ضعیف خلق شده، پس هرکس به طور طبیعی دارای ضعف‌های اخلاقی است، عمده آن است که انسان جهت اصلاح نفس برنامه‌ریزی کند. بنده فکر می‌کنم دستورالعمل حضرت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» به حضرت امام حسن«علیه‌السلام» یک دستورالعمل جامعی جهت رفع ضعف‌ها به‌خصوص رفع موضوعاتی است که جنابعالی مطرح فرمودید. پیشنهاد می‌کنم شرح آن نامه را که در دو جلد تحت عنوان «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» با حوصله‌ی زیاد مطالعه نمایید. موفق باشید
18376
متن پرسش
سلام: میگن آیت الله ناصری یه دختری بهش گفت حاج آقا این گل رو بعنوان یادگاری از من قبول میکنید؟ ایشون گفتن نه. دوستانم میگن میتونست باعث شه این دختر بدین بیاد اگر قبول می کرد و افراطه این قضیه ایشون 80 سالشون بود و اون دختر جوون. بعد اینکه میگن عکس گرفتن یه دختر با یه هنرمند سبکی نیست چه اشکال داره دوستم میگه من عکس نمی گیرم ولی ربطی به حیا و غرور زنانه م نداره. شیخ 37 ساله ای با دخترای دبیرستانی عکس گرفت آیا کار این دخترا اشتباه بوده؟ آیا کار این شیخ اشتباه بوده؟ منظورم دو سه تا دختر هست که شاگردشن و میرن پیشش میگن باهامون سلفی بگیرید حاج آقا. حالا می خواستم نظر شما رو بدونم. من سوالات دیگه ای هم ذهنمو مشغول کرده ان شاءالله در آینده ازتون می پرسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای عالمانی که در عالَم روحانیِ خودشان به‌سر می‌برند خارج‌شدن از آن عالَم برای آن‌ها مثل فرورفتن در دیگ آب جوش است؛ تا این حدّ روح‌شان به زحمت می‌افتد. از این جهت باید امثال آیت اللّه ناصری را درک کرد. ولی این در مورد افرادی که در چنین عالَمی مستقر نیستند، فرق دارند. در این رابطه مولوی می‌گوید: «کار نیکان را قیاس از خود مگیر /  گرچه باشد در نوشتن شیر شیر». گفته اینک ما بشر ایشان بشر ** ما و ایشان بسته‌‌ی خوابیم و خور. این ندانستند ایشان از عمی ** هست فرقی در میان بی‌‌منتها.  موفق باشید

16388
متن پرسش
سلام: با آرزوی توفیق در ماه مبارک رمضان این متن در تفسیر جناب ملاصدرا ذیل آیات ۱ و ۲ سوره واقعه است: «اصل دورغ و ریشه شر و رنج ها جز در این عالمی که معدن بدی ها و آفات و جایگاه کاستی ها و آسیب هاست همانگونه که در محل خود بیان شده نمی باشد و نفس بدبخت دروغگو ماده و اصل دروغ و تهمت و کفر و گناه و ریشه شکنجه و عذاب به آتش را کسب نمی نماید جز بدان واسطه که زمانی به سبب تعلق و پیوندش به کالبد در این جهان بوده. لذا او بار کش هیزم آتش خود است ...» در این نوشته مقام نفس چگونه است؟ و عذاب را با توجه به این نکته روشن نمایید. متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور جناب صدر الحکما آن است که اگر نفس انسانی به جهت تعلق به ماده و عالم کثرت که هیچ حقیقت ثابتی ندارد با عالم ماده مأنوس شد، همان حالت عدم ثبات به صورت دروغگویی در انسان شکل می‌گیرد. موفق باشید

16162
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: با توجه به طریقه نفی خواطر سید بحر العلوم که در زیر آمده طريقه نفي خواطر در رساله عرفانی علامه سید مهدی بحرالعلوم ليكن در رساله منتسب به مرحوم بحر العلوم اين طريق را اجازه نمى ‏دهد و در آنجا اصرار شديدى دارد بر آنكه نفى خواطر را بايد بدون ذكر نموده و سپس وارد در مرحله ذكر شد چون نفى خواطر با شمشير ذكر بسيار خطرناك است. در آنجا چنين گويد: بسيارى از متشيّخين طىّ مرحله نفى خاطر را به ذكر مى‏ آموزند (بديهى است كه مراد از ذكر همان التفات و توجّه قلبى است نه ذكر لسانى كه در اصطلاح به آن ورد گويند) و اين بسيار خطرناك است چون حقيقت ذكر عبارتست از ملاحظه محبوب و قصر نظر بر جمال از دور، و هنگامى تماشاى محبوب جايز است كه چشم از غير او بالمرّه پوشيده شده باشد زيرا محبوب غيور است و از غيرت او اينست كه چشمى كه او را ديد روا ندارد كه ديگرى را ببيند، و هر ديده ‏اى را كه از روى او برداشته و به ديگرى نظر كند كور نمايد، و ديدن او و ديدن غير او منافى غير اوست، و اگر اين ديدن و روى بازداشتن تكرار شود به منزله استهزاء است، و محبوب چنان قفائى بر وى زند كه نه سر جويد نه كلاه: وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانا فَهُوَ لَهُ قَرينٌ «آيه 36، از سوره زخرف» : «و هر كه از ياد خداى رحمن چشم بپوشد شيطانى را برايش برانگيزيم كه قرين و همراه وى باشد» بلى يك نوع از ذكر در نفى خواطر مجوّز است و آن اينست كه غرض از ذكر نظر بر جمال محبوب نباشد بلكه مراد ردع شيطان باشد، مانند كسى كه مى‏ خواهد غير را از مجلس براند فلذا محبوب را مى‏ خواند، در اينجا غرض تهديد و تخويف غير است. و آن بدين طريق است كه در حالت اشتغال به نفى خواطر اگر خاطرى به نوعى حمله كند كه دفع آن بسيار مشكل و صعب باشد به جهت دفع آن به ذكر مشغول شود. امّا طريقه محقّقين راه و واصلين آگاه آن است كه در تعليم مبتدئين و ارشاد ايشان اوّل امر به نفى خواطر كنند و سپس به ذكر پردازند. و براى نفى خواطر اوّل به سالك امر كنند كه به يكى از محسوسات چون سنگى يا چوبى توجّه كند و مدّتى چشم بدان بدوزد و مهما امكن چشم بر هم نگذارد و به جميع قواى ظاهريّه و باطنيّه بدان متوجّه شود. و بهتر اينست كه اربعينى بدان مداومت كند، و در خلال اين مدّت از سه ورد «استعاذه» و «استغفار» و ذكر «يا فعّال» استفاده نمايد، و بعد از فريضه بامداد و شام بدين اذكار اشتغال ورزد. و پس از اين مدّتى به قلب صنوبرى خود توجّه كند و مدّتى بر اين مداومت نموده و بالكلّيّه متوجّه آن گردد و به جز خيال آن خيال ديگرى را به خود راه ندهد، و در خلال اين عمل اگر خاطرى حمله كند و تشويشى روى دهد از كلمه لا موجود الا اللّه 74 و كلمه الله استمداد جويد. و مدّتى بر اين عمل مداومت نمايد تا كيفيّت بى‏ خودى دست دهد. و ذكر در خلال اين عمل «استغفار» و ذكر «يا فعّال» است و تكرار اسم «يا باسط» بسيار نمايد. و چون سالك به اين مرحله رسيد مأذون است بقيّه مرحله نفى خاطر را به وسيله ذكر نفسى خيالى اتمام نمايد تا خاطر بالمرّة مندفع گردد زيرا بقاياى خواطر ان شاء الله به دخول در مراتب ذكر و فكر خود به خود مندفع خواهد شد». انتهى ملخّصه. صفحه 143 تا 145– رساله لب اللباب فی سیر و سلوک اولوالاللباب 1. حال با توجه به متن بالا این نحوه نفی خواطر مورد تایید می باشد و اشکالی در آن نیست؟ کمی شرح دهید 2. اگر این نحوه نفی خواطر مورد تایید نیست؟ به چه نحو و چه کیفیتی باید نفی خواطر کرد چون این را می دانیم که خواطر امر حادث و علتی دارند و مهم نحوه برخورد با آنهاست؟ 3. از چه اذکاری با نفی خواطر باید بهره برد به چه کیفیت؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده سال‌های قبل این متن را دیدم ولی در جمع‌بندی، دستور آیت اللّه جوادی را راحت‌تر می‌دانم که می‌فرمایند بهترین ذکر، یاد مرگ است. و در این فضا دستورات شرعی و عبادات در جای خود قرار می‌گیرد. لذا بیشتر به مباحث معاد باید پرداخت تا إن‌شاءاللّه بشود همواره خود را در قیامت احساس کرد. موفق باشید

15989
متن پرسش
به نام خدا و با سلام: استاد محترم و مستطاب مدتی است در حال خواندن حرکت جوهری و جلسات سخنرانی مربوط به آن هستم. مانند ورزشکارانی که بعد از ورزش سنگین بدن درد دلچسبی می گیرند بنده حقیر نیز با فکر اندک خود دو دو تا چهار تایی می کنم و به هم می ریزم و درست می شوم. در رابطه با مطلب زمان به عنوان بعد چهارم و حدوث و قدم به مثالی برای خود رسیدم و گفتم عنوان شود تا شما بفرمایید که در مسیر هستم یا راه را به اشتباه می روم. طرح مثال: هم اکنون بنده دارای یک فرزند هستم که 15 سال دارد حال اگر کسی بپرسد که فرزند دوم من (در حالی که ندارم) چند سال دارد؟ خوب جواب معلوم است که سالی ندارد چون اصلا" وجود ندارد. حال اگر سال آینده خدا به اینجانب فرزندی عطا نماید و در دو سال دیگر همان شخص بپرسد که فرزند دوم من چند سال دارد؟ می گویم یک سال. از کی شد یک سال؟ از وقتی که به دنیا آمد. سوال: قبل از به دنیا آمدن چند سال داشت؟ هیچی. پس زمان آن با به دنیا آمدنش شروع شد. نتیجه اینکه تا قبل از به دنیا آمدن آن زمانی برایش متصور نبودیم. همین گونه است بحث زمان در دنیا و ایجاد آن و بحث حادث بودنش و قدیم بودن آن. جسارتا" یک مطلب دیگر و آن هم اینکه: مرحوم یدالله سحابی در کتاب خلقت انسان مطالبی در رابطه با آفرینش انسان و تَک زایی (در رابطه با حضرت مریم(س)) و اینکه جد بزرگ ما حضرت آدم را حضرت باریتعالی از میان انسانهایی برگزید و مقام نبوت و پیغمبری داد، همچنین قائل شده اند بین آدم و انسان (به تصدیق کلام شریف قرآن) تفاوتهایی است و در جایی که خداوند متعال نام آدم را برده اند منظوری و از کلمه انسان منظور دیگری ایفاد می شود. خواستم بدانم نظر حضرت عالی در این رابطه چیست؟ قبلا" و قلبا" از صبر و حوصله شما ممنون و متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مثال شما در رابطه با حادث‌بودنِ زمان بسیار عالی است 2- در موضوع «برگزیده‌شدن حضرت آدم» که قرآن می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ» خدا آدم را برگزید، حتماً به معنایِ برگزیدن آدم از بین انسان‌ها نیست، شاید به معنای برگزیدن او به جهت شایستگی‌اش جهت خلیفة‌اللّه‌بودن باشد. به نظر بنده نظر حضرت علامه که حضرت آدم را اولین انسان و ابوالبشر می‌داند، خوب و کامل است. موفق باشید

13802
متن پرسش
سلام: کتاب توحید علمی و عینی و کتاب الله شناسی علامه طهرانی چگونه کتابی است؟ آیا صلاح می دانید بخوانم؟ اگر توضیحی یا تذکری صلاح می دانید بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب بسیار ارزشمندی است. اگر بتوانید با آن ارتباط برقرار کنید، نکات بسیار خوبی نصیب عقل و قلب و روح‌تان خواهد شد. موفق باشید

12922
متن پرسش
سلام استاد: بعد از مدتی که مباحث حضرتعالی را کار می کنم احساس مردگی شدیدی در قلب خود می کنم راه چاره چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید با کتاب «مقالات» حضرت آیت اللّه شجاعی مأنوس باشید. بنده در شرح آن سه جلد کتاب عرایضی داشته ام، می‌توانید سی‌دی آن را از طریق گروه المیزان جناب آقای مهندس نظری به شماره‌ی 09136032342 تهیه فرمایید. موفق باشید

12821
متن پرسش
سلام مومن: شما با کتاب «جایگاه رزق انسان در هستی» نظام کمونیستی و لیبرالیستی وجود منو از هم پاشوندید باریک الله استاد طاهر زاده احسنت به نفس و قلمتون. اما منو در یک ابهام بزرگ فرو بردید و اون اینکه حال که قراره بنده باشم باید چیکار کنم؟ حال که قراره در کسب رزق تعادل به خرج بدم و به بندگیم برسم چطوری باید برسم؟ صبح که از خواب بیدار میشم باید چیکار کنم که اون بندگی که شما در کتاب ذکر کردید محقق بشه؟ آخه مومن آدم کتاب مینویسه کامل مینویسه میدونین با خوندن این کتاب چند وقتیه خمارم نمیدونم حالا که باید بندگی کنم باید چیکار کنم، هر روز نگرانم آیا دارم بندگی می کنم یا نه. در کل بگم استاد برا یه آدم یه لا قبا که تا حالا جوونیش رو با هوس بازی و خودپرستی و حب مال و مقام تباه کرده توضیح بدید حالا که دغدغه رزق نباید باشه اول اینکه چه دغدغه هایی باید باشه دوم اینکه من برا این بندگی باید از کجا شروع کنم و چطوری بندگی کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده که فقط یک کتاب ننوشته‌ام که لازم باشد علمِ «کانَ و ما یکون» رادر آن مطرح کنم. در حالی‌که توصیه‌ی فوق‌العاده ارزشمند مولایمان به فرزند جوانش در کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» در جلوی شما است که در آن تمام راه‌های بندگی بدون یک نقطه کم  و زیاد در آن مطرح است. موفق باشید

12539

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: یک بوهایی نمیگم از دین زدایی ولی از بی تفاوتی نسبت به دین آن هم به طور عمد از این دولت به مشام می رسد؛ از عدم تغییر ساعات کاری در ماه رمضان تا مجوز رفتن زنان به ورزشگاه و فوق العاده عادی نشان دادن کنسرت های پاپ و رقص، توسط روحانی محترم جناب روحانی. در دماغ بنده چیزی گیر کرده! یا نه واقعا بویش حس میشه؟ یا این ها رو هم بگیم ان شاءالله بز است!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این دولت را آینه‌ی نظر به اهداف اصلی انقلاب اسلامی نمی‌دانم. ولی معتقدم اگر به روش حکیمانه و بدون جبهه‌گیری‌های افراطی جایگاه دولت را درست تبیین کنیم، منجر می‌شود در آینده‌ی انقلاب نسبت به جریان‌های متفاوت، خودآگاهی لازم را بیابیم و از افراط و تفریط‌ها آزاد شویم. موفق باشید

12533

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد به لطف خدا و البته با احتیاط کامل عقلی قلبی چندسالیست سایتهای مختلف سیاسی مثل «بی بی سی» و اعتقادی مثل «سنی نیوز» را رصد و کتب به اصطلاح ضاله مثل 23 سال دشتی و دهها مورد دیگر را مطالعه یا تورق کرده ام الانم اینی هستم که شما می دونید بلطف استاد شایق عاشق شیفته قرآن و بر اعتقاد «وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ» هستم که بنظرم تمام هدف قرآن همین آیه هست که باور کنیم و به قلب هم بفهمونیم و به لطف استاد طاهرزاده شیفته حکمت متعالیه و سلوک ذیل شخصیت حضرت روح الله و معرفت نفس و نهج البلاغه و .... ولی سوالات و شبهات گاهی میان بالاخره برای کسی که خودشو درگیر این مسائل کرده باشه درباره رهبری عزیر از یوتیوب فایلی را دیشب سحری بجای دعای سحر گوش می کردم!! از تمام 50 دقیقه تخریب رهبری یکی فقط برام سوال شد اونم جمله ای که ایشان درباره نواب و فدائیان اسلام میگه. قبلن هم شنیده بودم اما اصلا برام سوال نبود و اتفاقا جای تقدیر از نواب داشت. خوب اونا بزعم خودشون نواب و دار و دسته اش را میارن تو گروه تروریستی من این ادعا را ندارم اما طبق همون اصل وسیله و هدف برای مخالفت با نظام ولو نظام طاغوت اونم بدون اذن مرجعیت خودسرانه میشه به سلاح و ترور مسلح شد آیا؟ دیشب سحر فکر می کردم دیدم حتی سیدالشهدا که حق کامل بود در مقابله با یزید که باطل محض بود اصل را بر عدم بیعت، دفاع و هجرت گذاشتند تا انقلاب و اونم جلوشون گرفته شد و مجبور به دفاع شدند که عاشورا رخ داد و بقیه ی ائمه (ع) هم که مشخصه روش سلوکی اجتماعی شان. اشتباه نکنید! قبول دارم که وقتی ملت آمادگی داشته باشن و رهبری الهی موجود، انقلاب اسلامی رخ خواهد داد و حتی بعد آن به رای گذاشته شد. اینو پذیرفتم با تمام وجود. درباره سبک کار مرحوم نواب و همچنین الگوبرداری رهبری اگه کسی سوال و شبهه کند چی باید جواب داد که از حق و انصاف بدور نباشه؟ اصل بر جهت گیری است درسته، اما کار نواب یه جورایی شبیه منافقین و رجوی ملعون است ترور آن کس که ما نمی پذیریم در رأس باشه. از این رو به اونایی که تو مصر انورسادات را هم ترور کردن اخیرا شک کردم منتظر هدایت و نظر شمایم. با علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم حاج مهدی عراقی می‌فرمودند مرحوم نوّاب وقتی در نجف بود حکم قتل کسروی را از مرحوم آیت اللّه مدنی گرفت. از طرفی حکم عمل بعضی از افراد به صراحت دین اسلام قتل است. مثل کسی که سابّ بر خدا و رسول کند، مثل سلمان رشدی. با این‌همه در جمع‌بندی نمی‌توان گفت چون انگیزه‌ی فدائیان اسلام الهی بوده است و عشق به حاکمیت دین داشته‌اند، عمل آن‌ها نیز در همه‌ی موارد قابل قبول است! که بحث آن مفصل است. موفق باشید

11083
متن پرسش
سلام: ببخشید با اینکه ما خودمان می گوییم فقره اشهد ان علیا ولی الله جزء اذان نیست _ آیا صرفا با قصد اینکه جزء اذان نگیریم بدعت گزاری برداشته می شود؟ آیا این عمل باعث نمی شود که خیلی جاهای دیگر با همین قصد اعمالی را بنیان کنیم مثل دست دادن بعد از نماز (برای قبولی) بدون قصد ورود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سنت‌های حسنه بدعت نیست، این‌که شیعه در اذان خود نظر به ولایت علی«علیه‌السلام» می‌کند و آن را در جامعه‌ی خود متذکر عموم می‌گرداند، یک سنت حسنه‌ است مثل ساختن حسینیه‌ها. امام صادق (ع) فرمود شش چیز است که مؤمن پس از مرگ خود از آن سود برد، فرزند صالح که برایش آمرزش خواهد قرآنى که خوانده شود، چاه آبى که بکند و درختى که بکارد و صدقه آبى که مجرى سازد و سنت حسنه ای که از آن پیروى شود. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع قَالَ خِصَالٌ یَنْتَفِعُ بِهَا الْمُؤْمِنُ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهِ وَلَدٌ صَالِحٌ یَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ مُصْحَفٌ یُقْرَأُ مِنْهُ وَ قَلِیبٌ یَحْفِرُهُ وَ غَرْسٌ یَغْرِسُهُ وَ صَدَقَةُ مَاءٍ یُجْرِیهِ وَ سُنَّةٌ حَسَنَةٌ یُؤْخَذُ بِهَا بَعْدَه‏( أمالی الصدوق، ص: 169 ).موفق باشید
9025
متن پرسش
سلام استاد. زمانی برایتان از مسائل و مشکلاتم نوشتم، اینکه دختر یک پدر معتادم و.... و شما فرمودید: شاید خداوند یک نوع زندگی دیگری را برایتان مقدر کرده خارج از عرفهای معمول مانند ازدواج و ... اما استاد، من طبق حدیث قدسی که می گوید به عزت و جلالم سوگند من خود برای بنده ام مشکل ایجاد کرده ام و خودم رفعش می کنم و .... امیدوار به فضل الهی هستم و ناامید نیستم از اینکه خداوند برایم گشایش ایجاد کند؛ یعنی اشتباه می کنم؟ چون خدا تقریبا هیچ اسباب و عللی که بتواند به ازدواج من کمک کند برایم نگذارده(مثل خانواده آنچنانی و ...)، با این وجود من به او امید دارم. استاد، اشتباه می کنم؟ یعنی اگر میخواست همسری نصیبم کند؛ حتما اسباب و عللش را از قبل فراهم می کرد مثلا پدر و مادر حسابی به من می داد؟.... همیشه مومن بمانید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا امیدوار به فضل و رحمت الهی نباشید؟ عرض‌ام آن بود که صورت‌های مختلف رحمت الهی را فراموش نکنید. شما از حضرت حق بخواهید که لطف و رحمت خود را همواره مرحمت نماید به هر شکلی که او مصلحت می داند. موفق باشید
8840
متن پرسش
سلام: آیا این همه هزینه ای که سپاه و بسیج برای عزیمت مردم بصورت رایگان به مرقد امام خمینی (رحمت الله علیه) در سالروز رحلت ایشان انجام می دهند ملیاردها تومان از هزینه بیت المال و با این شرایط اقتصادی درست است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: آدم حسابی! وقتی هدف از خلقت ما بندگی خدا است و این‌همه هزینه می‌کنیم تا مسیر بندگی خود را هموار کنیم چه کاری بهتر از آن‌که مسیری فراهم شود تا توجه مردم به مظهر کامل بندگی خدا در این عصر و زمانه، یعی حضرت روح‌اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بیفتد تا از این طریق راه بندگی خدا گم نشود؟. موفق باشید
8288
متن پرسش
به نام خدا با سلام و ارادت خدمت استاد عزیز 1- اگر امکان دارد توسعه و مدرنیته را به طور خلاصه و جداگانه تعریف فرمایید 2- آیا این دو مفهوم با هم متفاوتند یا ارتباطی بین آنها می توان برقرار کرد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: توسعه در معنای خاص عبارت از برنامه‌هایی است که بشر مدرن در راستای اهدافی برای خود تعیین کرده، ولی مدرنیته یک فکر و فرهنگ است که معنای خاصی برای انسان قائل است و انسان در متن آن معنا خود را موجودی آزاد از عالم قدس و آزاد برای هرگونه تصرفی در طبیعت می‌داند و حال با توجه به این معنا اهدافی برای خود تعریف می‌کند و برنامه‌هایی که برای این اهداف می‌ریزد توسعه می‌نامند. ولی معنای پیشرفت که رهبری بر آن تاکید دارند ،با نظر به انسان قدسی صورت می‌گیرد و اهدافی مدّ نظر انسان قرار می‌گیرد که برای حفظ رابطه‌ی خود با عالم قدس با طبیعت تعامل دارد و خود را آزاد نمی‌داند که هرگونه تصرفی در طبیعت داشته باشد. موفق باشید
6668
متن پرسش
ضمن سلام و احترام. نظر حضرتعالی راجع به استفادۀ چارلز داروین از یزدان‌شناسی در خاستگاه انواع چیست ؟ با تشکر. http://tarjomaan.com/archives/3413/?q=استفاده چارلز داروین از یزدان http://tarjomaan.com/archives/3448/?q=استفاده چارلز داروین از یزدان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که داروین خودش دانشمندی نیست که منکر وَحیانی‌بودن کتاب مقدس باشد ،ولی مارکس و انگلز سعی کردند از تکامل انواع داروین در جهت نیّات خود استفاده کنند و در همین رابطه انگلز نامه‌ای به مارکس دارد که می‌توانند از نظریه‌ی تکاملی داروین در جهت جبر تاریخی مورد نظرشان را بهره گیرند. و البته نظریه‌ی تکامل انواع ایشان در جای خود اشکالات خود را دارا می‌باشد. موفق باشید
6020
متن پرسش
باسلام. ۱.نظرشما درموردآیت الله سیدعبدالله موسویان چیست؟ ۲.یکی از اساتیدما میفرمودند ما دو نوع شیوه درموردمسایل اخلاقی داریم:۱.توصیه ای.۲.توصیفی،البته توصیفی ای که حدیقف ندارد اخلاقی. که دریکجایی بسته شود نباشد، و در این شیوه ایشان کتب امام و مباحث نفس را مطرح میکنند به نظرشما کدام بهتر است و توضیح دهید؟ ۳.اخلاق در مباحث شما چگونه است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این آقای محترم را نمی‌شناسم 2- به نظر بنده هر دو روش خوب است، در روش توصیه‌ای فطرت توصیه را می‌شناسد و تحت تأثیر قرار می‌گیرد و در روش توصیفی عقل و قلب، موضوع را تصدیق می‌کنند و مقیّد به عمل می‌شوند 3- بنده بیشتر روایات اخلاقی را بحث کرده‌ام و معتقدم ائمه«علیهم‌السلام» هر دو روش را دارند. موفق باشید
4658
متن پرسش
چگونه از قرآن فیض علمی و اخلاقی کامل را ببریم؟ چگونه قرآنی برخورد کنیم؟ و چگونه با افراد غیر مذهبی در مورد قرآن صحبت کنیم؟ یا علی...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود قرآن راه را نشان داده. آن‌جایی که می‌فرماید: «افلا یتدبّرون القرآن» یعنی از ما می‌خواهد در آن تدبر کنیم و سطحی با آن برخورد نکنیم در آن صورت از فیض علمی و اخلاقی قرآن بهره‌مند می‌شوید. به افراد غیر مذهبی هم توصیه کنید مدتی در قرآن تدبّر کنند اگر به این نتیجه نرسیدید که این سخنان سخنان خالق هستی است رهایش کنید. موفق باشید
3691

خیال پاکبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام خدمت استاد گرامی استاد متوجه شده ام قوه خیال در من بسیار قوی هست حتی مدتی شعر هم میگفتم. واین باعث شده من در مورد افراد قضاوت کنم . مثلا رفتاری که از آنها میبینم شروع میکنم در ذهن خیال پردازی کردن که این کار را انجام داد منظورش این بود یا اون بود یا با من بود یا با من نبودوباعث میشه افراد را در ذهن متهم به بعضی رذایل کنم.میخواستم بدونم این قوه خیال فوایدی هم داره؟چه جاهای فایده دارد؟و چجور میتوانم ازضررهایی که به من میزند جلوگیری کنم و آن را کنترل کنم؟ 2-سوال دوم اینکه چگونه میتوانم به عبادت شور و شوق پیدا کنم؟ خدا خیرتان دهد/التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در ذیل شریعت قرار گیرد و در آن‌جایی که شریعت نهی کرده کنترل شود و منوّر به عقل شود خیلی هم خوب است و با همین خیال پاک شوق عباداتتان بیشتر می‌شود. مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را توصیه می‌کنم. موفق باشید
3453
متن پرسش
- با سلام: سوء ظن به خدا تا چه حدی درزندگی انسان تاثیر گذار است...تا چه اندازه می توان اتفاقات ناگوار را به سوئ ظن به خدا نسبت داد... و آیا اگر یک فکر بد نسبت به آینده ی خود و یا دیگری به ذهن انسان بیاید، سوء ظن به خداست؟ برای رفع این روحیه باید چه کار کرد؟2.دعا برای هدایت دیکران برای شخص مقابل تاثیر دارد؟3.نحوه توسل به اهل بیت علیهم السلام باید چطور باشد که انسان هم زود جواب بگیرد و هم خوبش را ؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: سوء ظن به خدا به این معنا است که گمان کنیم که خدا ما را رها کرده و از رحمت خود محروم نموده است که مسلّم این‌طور نیست و آثار منفی‌اش آن است که از رحمت خدا مأیوس می‌گردید در حالی‌که آثار ناگوار در زندگی انسان یا برای امتحان است و تعالی‌بخشیدن انسان، و یا برای تنبیه است و متذکرشدن او. برای رفع سوئ ظن کافی است انسان از یک طرف به رحمت‌های الهی که سرتاسر زندگی او را فرا گرفته نظر کند و از طرف دیگر به خدای عالم که جز خیر بندگانش را نمی‌خواهد. آری حتماً دعا برای دیگران و خیرخواستن برای اطرافیان برای خود دعاکننده تأثیر فراوان دارد. توسل به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به این معنا است که با نظر به نور مقدس آن‌ ذوات پاک از خدا بخواهیم که از همان مسیر نوری که این خانواده را پرورانده ما را نیز از الطاف خود محروم نگرداند و از طرف دیگر از ذوات مقدسه اولیاء معصوم بخواهیم که در نزد پروردگارشان شفیع گردند و رحمت الهیه را به‌عنوان واسطه‌ی فیض از ما دریغ ندارد. موفق باشید
نمایش چاپی