بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2088
متن پرسش
باسلام خدمت استاد گرامی : مدت تقریبا دوساله که به یک حالتی در روحم دچار شدم. خیلی از ضعف ان در رنجم و به ادعیه ها و قران پناه بردم. دانشجوی رشته معارف قرانیم..ومشکلی در اعتقاداتم ندارم بلکه بسیار به انها پایبندم وبه انها عشق میورزم.....بااین وجود نمیدانم چرایه حسه تکراری بودن روی زندگیم سایه افکنده...که هیچ چیزی برا التیام ان در دنیا نمیبینم. ....اگرچه گذران زندگی می کنم اما متاع های دنیا اگر هم یک شبه برای من مهیا شود التیامی برای این حس من نیست....بسیار عذاب میکشم و میدانم مشکل من یک مشکل روحی است....امابه هر دری زدم تا حال موفق به مهار این حس ناخوشایند نشدم ....نمیدانم چکار کنم....خواهش میکنم ازسوالم سرسری گذر نکنید ومرادر یافتن به ارامش روحیم یاری فرمایید....(حسی راکه میگویم در صورتی است که اعتقاد به معاد دارم نه مثل بعضی ها که فکر می کنندشاید هم خبری بعد این دنیا نباشد ...امامن به لطف خدا این اعتقاداتم راقبول دارم...میدانم هرروزکه میگذرد اگر با خداباشیم به کمالمان نزدیکتر میشویم اما باز این حس مدام عذابم می دهد)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: سعی بفرمایید اعتقاداتتان را از حالت حصولی به حضوری تبدیل کنید. مباحث معرفت النفسی اگر به روش حضوری دنبال شود خوب است. بعد از بحث معرفت نفس کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» انشاء الله مفید خواهد بود. موفق باشید.
639
متن پرسش
با سلام . سؤال بنده از شما استاد عزیز این است که برای رفع نا امیدی چه می توان کرد ؟ هر چند این نا امیدی مانع از تلاش برای رسیدن به حضرت حق نمی شود . آیا این نا امیدی سودمند است یا خیر ؟ اگر احیاناً در ضمن پاسختان می فرمایید که انسان باید از خودش نا امید و به خداوند امید وار باشد ، چون خداوند رحیم و توّاب ... است ، این حقیر می گوید که شما بهتر می دانید که اسماء خداوند حتی اسم توّاب خداوند همه در درون ما است که قرار نیست از بیرون خداوند ما را ببخشد ، اگر ما خودمان در سلوک متخلق به این اسماء شویم در وجودمان کار خواهد کرد اما وقتی ابدا اثری از سلوک در خود نمی بینیم چه ؟ سوال دیگر بنده این است که قبلا گاها فکر می کردم جاهایی خبر هایی است اما بعد فهمیدم که همۀ خبر ها در خود من است و هیچ جایی هیچ خبری نیست . این باعث دوری از جمع می شود . یکی فامیل داریم روانشناس است . می گوید این تمایل به تنها بودن یک بیماری است !!! . از طرفی من می دانم که اعضای خانواده و سایرین از این بابت اذیت می شوند در حالی که من خودم در آرامش هستم . چه کار باید کرد ؟ هیچ وقت دیگران از من راضی نیستند . البته نمی گویم که مهم است که دیگران راضی باشند اما من رضایت خداوند را هم از خود احساس نمی کنم و این روند زندگی ام برای دیگران آزار دهنده است . خودم هم گاهی واقعا خسته می شوم چون یک جای کوچک با تعدادی آدم زندگی می کنم که همیشه مجبورم با آن ها حرف بزنم . حتی پاسخ به حرف های ضروری خیلی من را آزرده می کند . چه کار باید کرد ؟ آیا واقعا خداوند مصلحت من را دیده که در این شرایط باشم ؟ یا اینکه علت دیگری دارد ؟ چگونه باید به این مسائل نگاه کرد ؟ اگر کتابی در این مورد بفرمایید حتما مطالعه خواهم کرد انشاء الله . با تشکر . التماس دعا
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی هرکس متوجه باشد خداوند او را تنها نمی‌گذارد و اگر موانعی در جلو راه اوست می‌خواهد صبر و توکل او را امتحان کند، به جای ناامیدی صبر پیشه می‌کند و هرآنچه برایش فراهم است انجام می‌دهد تا خداوند به وقتش راه را بگشاید. ناامیدی از غیر حق چیز خوبی است فکر می‌کنم کتاب‌های حضرت آیت‌الله محمد شجاعی می‌تواند برایتان مفید باشد. در ضمن اُنس با بندگان خدا در حدّی که آن‌ها احساس کنند مورد توجه شما هستند موجب گشایش امور می‌شود. سعی کنید دلسوزانه با مردم برخورد کنید و حتی‌الامکان آن کاری که برای راحتی ان‌ها است انجام دهید. موفق باشید
460

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله! نقش زیارت امامزاده ها در زندگی ما چیست؟ همچنین نقش علماء بزرگ از دنیا رفته و شهدا و زیارت قبور آنها چیست؟ آیا توسل به علماء زنده هم ممکن است؟
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی امام‌زاده‌ها و علماء بزرگی که از از دنیا رفته‌اند به جهت آن‌که در برزخ گرفتار گناهانشان نیستند قدرت تصرف در روح زائر خود را دارند و لذا امام رضا«علیه‌السلام» می‌فرمایند: شما در کنار قبرشان برای آن‌ها دعا کنید (با زیارت و نماز و قرآن) آن‌ها نیز برای شما دعا می‌کنند و میل‌های شما را به صورت صحیح جهت می‌دهند. توسل به علماء زنده به این معنی درست است که از خدا بخواهیم از حقیقتی که به لطف خود بر قلب این انسان بزرگ انداختی ما را محروم مکن. مشهور است که روزی مرحوم آقا مصطفی خمینی«رحمة‌الله‌علیه» به زیارت مولانا علی«علیه‌السلام» می‌روند، می‌بینند مرحوم علامه‌ی امینی صاحب «الغدیر» در کنار ضریح مطهر مشغول زیارت هستند؛ می‌گویند: خدایا به حق این امینی ما را از لطف خود محروم مکن. چون مرحوم آقا مصطفی خمینی«رحمة‌الله‌علیه» می‌فهمد خداوند چگونه بر قلب آن عالم جلیل‌القدر تجلی کرده، از خدا می‌خواهد از آن نور، او را نیز بی‌بهره نکند. موفق باشید
433

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز آیا این درست است که برای رسیدن به اعتقادی راسخ در اصول دین ، کتاب های مختلف با عقاید مختلف را خوانده و با عقل به اعتقادی درست برسیم ؟ اگر نه در این مورد چه کنیم ؟
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی فرموده‌اند؛ پراکنده‌خوانی نکنید، باید کتاب‌های عالِمی که «عالَم‌دار» است را مطالعه نمود. در بحث «ضرورت مطالعه و نحوه‌ی آن» در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» سعی شده به این‌گونه سؤالات جواب داده شود. موفق باشید
396

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما. دانشجو هستم و در مورد نظام تربیتی( اصول و روشهاومبانی و ابزارهای تربیتی ) دراسلام در حال تحقیق هستم لطفا مرا راهنمایی کنید و در مورد انها توضیح دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام فکر می‌کنم دو جلد کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» که شرح نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه است نکات خوبی در این امر دارد. در ضمن کتاب «نگاهی دوباره به تربیت اسلامی» از دکتر خسرو باقری نکات خوبی را در رابطه با تحقیق شما ارائه می‌دهد. موفق باشید
15656
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: به نظر شما آیا مبارزه‌ای که الان با بدحجابی و با دیگر معضلات اجتماعی میشه، صحیحه؟ و اسلام تا چه حد با این جور مبارزه‌ها (منظورم مثلا گذاشتن پلیس نامحسوس و گرفتن بد حجاب و.. است چیست؟ و آیا این کارها به نظرتان در این شرایط فعلی به نفع یا به ضرر کشور و دین است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم تنها باید در مقابل هنجارشکنی‌ها که عموماً توسط زنانی انجام می‌شود که مأمورند فضای جامعه را به هم بزنند، سخت‌گیری کنیم. مثل آن‌که در اسلام می‌فرماید اگر کسی در کوچه و بازار بدمستی کرد با او برخورد نماییم. موفق باشید

12851
متن پرسش
با عرض سلام: یکی از علمای ربانی آخر عمر فرموده بودند که ای کاش تمام اعمال و ذکر و ورد را برای نزدیکی به امام زمان(عج) انجام داده بودم. سوال حقیر این است که با چه نگرش و رویکردی باید اعمال مثلا نماز را برای قرب به امام زمان(عج) بخوانم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به این‌که آن حضرت اصل و اساس انسانیت‌اند، إن‌شاءاللّه راه گشوده می‌شود. کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» إن‌شاءاللّه در این مسیر کمک‌کار خواهد بود. موفق باشید

12046
متن پرسش
با سلام: شما در فرمایشاتتان همیشه می فرمایید که باید همیشه در مواجهه با حوادث و اتفاقات همه کاره را خدا بدانیم، حال سوال بنده این است که کسی که دچار بیماری روحی شده و یا دچار وسواس شده و یا دچار شک در اعتقادات شده و یا...، این اتفاقات و مشکلات را از جانب خدا بداند که بر او نازل شده؟ و به خود بگوید خدا خواسته که من دچار بیماری روحی و یا شک و یا... شوم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون خدا را همه‌کاره ندانست و در مقابل خدا برای خودش هم نقش قائل شد، به این مشکلات افتاده. خدا خواسته است ما با رعایت دستورات الهی گرفتار این مشکلات نشویم. موفق باشید

9808

مرگ مغزیبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: شما در پاسخ به سوال 9791 فرمودید: «اگر انسانی را در حالت عادی بدون وسایلی که امروز هست به حال خود واگذاشتیم و اثری از تنفس در او نبود، نفس او از بدنش منصرف شده. مشکل را پزشکی مدرن برای خود ایجاد کرده که نمی‌گذارد نفس آدم‌ها به طور طبیعی از بدنشان منصرف شود و آن‌وقت بحث مرگ مغزی و امثال آن پیش می‌آید. این دستگاه‌ها را از او جدا کنند تا نفس او به طور طبیعی از بدنش منصرف شود» این نشان می دهد که فردی که مرگ مغزی شده در واقع مرده است و به زور دستگاه او را زنده نگه داشته اند. پس چرا می فرمایید اهداء عضو برای فرد مرگ مغزی موجب آزار او می شود؟ او که از جسم خودش در حالت طبیعی (و بدون دستگاه) انصراف داده و با مرده فرقی ندارد. با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید آن افراد را به حال خود واگذاشت، اگر تنفس ندارند که مرده اند، اعضای مرده را کسی نمی خواهد و اگر هم تنفس دارد هرچند ضعیف، که زنده است و نباید اعضای او را قبل از مردن از او جدا کرد و او را به قتل رساند. موفق باشید
9738

درمان حسادتبازدید:

متن پرسش
با سلام: درمان حسادت چیست؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم نراقی در کتاب بسیار ارزشمند «معراج السعاده» به خوبی حسد را تعریف کرده اند و راه های درمان آن را نیز نشان داده اند. خوب است که این کتاب را داشته باشید و با آن در موضوعات مختلف اخلاقی مأنوس گردید. در ضمن بنده در جلسات 46 و 47 از شرح دعای مکارم الاخلاق عرایضی در مورد درمان حسد داشته ام که صوت آن در قسمت فایل های صوتی در قسمت جلسات دوشنبه در شرح دعای مکارم الاخلاق در سایت هست. موفق باشید
9478
متن پرسش
به نام خدا با سلام و احترام خدمت استاد عزیز: پیرو سوالات مدیریتی یکی دیگر از مبانی فکری مدیریت غربی اخلاق پروتستانی است. نظریه های کلاسیک سازمان و مدیریت بر سازمان عقلایی تأکید داشتند. یکی از جلوه های عقلانیت جوامع مدرن غربی، سازمانهای عقلایی هستند که ضرورتاً به صورت سازمانهای بوروکراتیک ظاهر شده اند. ظهور شکل مدرن سرمایه داری صنعتی با سازمان عقلایی در ارتباط بوده است و این دو هم به شدت تحت تأثیر آیین کالوین [از فرقه‌های پروتستان]، پیوریتن [پیوریتنیسم یکى از شاخه هاى کالونیسم] و اخلاق پروتستان بوده اند. ماکس وبر عمده ترین مسئله توسعه سرمایه داری را «بسط روح سرمایه داری» می داند. او در جواب به این پرسش بزرگ که چرا نطفه های سرمایه داری، که در دیگر تمدن ها نیز موجود بوده است، فقط و فقط در مغرب زمین در جهت تحولی چنین عظیم و نظام یافته انعقاد یافته اند به خلقیات بورژواها توجه پیدا کرده است و می گوید آنچه را که دیگر تمدن ها کم داشته اند باید در همین جا جُست: آمادگی اخلاقی برای بسط روح سرمایه داری. 1- با توجه به نقش اخلاق پروتستانی در بوجود آمدن نظام سرمایه داری و در نتیجه سازمان و نظریه های مدیریت غربی خواهشمند است تحلیلتان را در این خصوص ارائه بفرمایید. 2- ما در مدیریت اسلامی به جای اخلاق پروتستانیسم چه چیزی داریم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته که می‌فرمایید نکته‌ی بسیار مهمی است و حقیقتاً وقتی کلیسا به نام مقدس‌مآبی چهره‌ای از خود نشان داد که مردم از کلیسای کاتولیک دلسرد شدند و از طرفی نمی‌توانستند از دین دست بردارند عکس‌العمل آنها یک نوع دنیاطلبی شد با ظاهری دینی و در پروتستانتیسم جواب خود را می‌گرفتند که آن جواب‌دادن به روح دنیاطلبی بود بدون ظاهر دینی، و این است آن نکته‌ای که در سایر ملت‌ها اتفاق نیفتاد و در غرب اتفاق افتاد و ما در مدیریت اسلامی باید از این موضوع مهم که ارتباط عالم ناسوت با عالم ملکوت است غافل نگردیم تا رویکرد اصلی جامعه هرچه بیشتر معنوی‌شدن افراد باشد و اقتصاد جامعه بر اساس حکمت اداره شود و نه بر اساس عقل اقتصادی کلاسیک. موفق باشید
8937
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: اگر در یکی از لوازم مود استفاده بهداشتی و آرایشی مثل ادکلن و اسپری های خوش بو کننده بدن و لباس، مقداری الکل بکار رفته باشد حکم شرعی استفاده از آن چیست؟ لطفا حکم این موضوع را بنا بر احتیاط هم بیان بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را باید از فقیه سؤال بفرمایید. موفق باشید
8822

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در سوال 8794 پاسخ خود را در مورد نظر حدیث امام حسین (ع) دریافتم. ولی آیا خداوند فقط هر صبحگاه و دوشنبه و پنجشنبه بر اعمال ما نظر تفصیلی دارند؟ آیا این برداشت درست است که خداوند هر لحظه نظر تفصیلی به اعمال ما دارند و همانطور که فرمودید منظور آن روایت نظر خاص است؟ با تشکر از پاسخگویی جنابعالی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: حضرت حق همواره در همه‌ی ابعاد ما حاضر است، حضور تفصیلی‌اش نسبت به عالمی است که در آن زمان و مکان مطرح است. مثل آن‌که شب قدر در یک شب از سال ظهور می‌کند. موفق باشید
5959
متن پرسش
باسلام کتابی به نام بهشت وحوریان بهشتی از حمید عزیزی - جواد حسینی شرح داستانی رادارد که بایکی اموات صحبت کرده وطرف می گوید به دلیل تکه تکه شدن عذاب قبر نداشته است ایا چنین چیزی ممکن است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: ملاک عدم عذاب، عدم گناه است و یا توبه از گناه و شهید از آن جهت که با تمام وجود نظر به حق می‌کند عملاً با تمام وجود توبه کرده است ولی تکه‌تکه‌شدن و لی تکه‌تکه‌نشدن نقشی در رفع عذاب قبر ندارد. موفق باشید
5942
متن پرسش
با سلام. بنده از حرف‌های شما این‌طور برداشت کرده‌ام که امام معصوم فقط برای دیدن و رسیدن به افق هایی است که دیگران نمی توانند آن جا را به ما نشان دهند و به آن جا برسانند. یادم هست جایی دیدم یا فرموده بودید که مدتی روی متفکرین شرقی مثل کنفسیوس کار کرده‌اید و دیده‌اید آن‌ها هم حرف برای گفتن دارند اما در سطح خودشان. اگر حرف‌های شما را دست فهمیده باشم می توان این نتیجه را گرفت که رجوع به امام و تحت ولایت امام فقط برای رسیدن به بعضی مراتب عالی است و برای رسیدن به خیلی جاها می‌توان تحت ولایت بسیاری عرفا حکما متفکرین و فلاسفه بود، چون بسیاری ارآن ها چه شرقی و چه غربی دیدگاه‌های عمیقی نسبت به انسان و هستی و زندگی دارند. اگر کسی به جای ولایت حضرت علی(علیه‌السلام) ولایت یک پیر طریقت را بپذیرد در نهایت می تواند او بشود نه امام علی. اما آیا پس از این نشئه مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت؟ اگر عارفی ذیل ولایت عارفی دیگر به مقامات برسد(هرچند نه آن افقی که ائمه خواسته‌اند و ما را بدان جا رهنمون می شوند) در آخرت از یک مومن معمولی که می‌دانسته امامش علی(ع) است و باید نماز بخواند و کار بد نکند مقام کمتری خواهد داشت؟ یا به او گفته خواهد شد تو ذیل ولایت علی(ع) نبودی پس از همه چیز محرومی؟ اساساً آیا ولایت امام من را به قله‌ی کوه می برد و مثلا ولایت ابن عربی به دامنه آن؟ اصلا مگر چند نفر به آن نقطه ای که امام به آن اشاره می‌کنند نگاه می‌اندازند؟ (رفتن و رسیدن به آنجا پیشکش) معلوم است انگشت‌شماری در هر عصری. با این توضیحات من ذیل ولایت امام هم نباشم چیزی از دست نداده‌ام چون من آن چند نفر انگشت شمار نیستم و نمی‌خواهم هم باشم. این مقدمات نتایج دیگری هم خواهد داشت. پس من می توانم یک یهودی باشم و ذیل ولایت موسی بن عمران. اتفاقی نمی‌افتد که می‌افتد؟ من که یک آدم معمولی خواهم بود و مرتبه ای از قرب به حق را خواهم داشت هزاران فرسخ هم از موسی(ع) دور، دیگر پیامبر خاتم و اینها بماند. می خواهم بگویم فرقی نمی کند من الان موسوی باشم یا محمدی(ص)، حالا شکل خم و راست شدنمان متفاوت می‌بود و إلاّ اخلاق و رفتار و گفتار و نیکی و بدی که تغییری نمی‌کرد فقط افق آن گسترده می شد(که آن افق هم هدیه برای همان چند نفر انگشت شمار)آیا اعمال من مورد قبول نخواهد افتاد؟ آیا پیروی از شریعت محمدی(ص) برای این است که به آن افق آن چند نفر انگشت شمار پنهان در اعصار برسیم؟ من همه‌اش مثال زدم تا إنشاء الله غرض من را بفهمید
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم در حال حاضر و در شرایطی که امروز دنیا و بشریت دارد کامل‌ترین شریعت برای قرب الهی هست آیا می‌توان به کمتر از آن نظر کرد؟ آیا معقول است؟ آری اگر کسی متوجه وجود کامل‌ترین شریعت نیست و خود را به دین حضرت موسی«علیه‌السلام» می‌سپارد از آن‌جایی که از کامل به ناقص عدول نکرده به همان اندازه که به نور توحید دین حضرت موسی«علیه‌السلام» منوّر می‌شود در قیامت از آن نور بهره‌مند است، می‌ماند که در آن‌جا با خلأهایی روبه‌رو است که در زمان خود با آخرین شریعت برآورده می‌شده و او از کمالات آن دین محروم است. ولی این‌که می‌فرمایید مگر چند نفر به آن نقطه‌ای که امام به آن اشاره می‌کنند می‌توانند برسند؟ عنایت داشته باشید بحث رویکردها و جهت‌گیری‌ها مطرح است. آیا کسی که امام خود را امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» قرار داد و سعی کرده در طول زندگی به مرور و آرام‌آرام شخصیت خود را با آن حضرت هماهنگ کند، با کسی که امام خود را خلیفه‌ی اول و دوم و یا کنفوسیوس قرار داده یک رویکرد در زندگی دارند؟ گذشته از آن‌که ائمه‌ی ما«علیهم‌السلام» دارای ولایت تکوینی هستند و در جان شیعیان خود تصرف می‌کنند و شیعیان خود را به نور عصمت‌شان به تعادل لازم می‌رسانند و شما در زیارت امامان این را در خود احساس می‌کنید. موفق باشید
4677
متن پرسش
سلام ما بالاخره نفهمیدیم حاج آقا طرفدار مشائی هستند یا نه؟ پاشون میلرزه از حرفاش یا نه؟، اومدن آقای مشائی و رئیس جمهور شدنشون رو آباد کردن ده میدونن و میگن به خاطرش نباید یه شهرو خراب کرد یا اصلا آباد کردن نمی دونن؟ یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده عرض کردم آوردن آقای مشائی توسط آقای احمدی‌نژاد، به‌کلی گفتمانی را که آقای احمدی‌نژاد طرح کردند به حاشیه برد و آن‌چه را نیروهای ارزشی برای آن از آقای احمدی‌نژاد دفاع می‌کردند برای سال‌ها به فراموشی سپرده خواهد شد. موفق باشید
3913
متن پرسش
سلام علیکم شما در پاسخ به یکی از پرسشگران فرمودید (سوال3889) روح در دوره‌ی جنینی بدنی را انتخاب کرد که با گرایش‌های مردبودن یا زن‌بودنش می‌ساخت. سوال اصلی من این است که 1-آیا این یک احتمال است یا حتما همین گونه است که می فرمایید؟ 2- منبع روایی و نقلی این مطب چیست ؟3- لِّلَّهِ مُلْک السمَوَتِ وَ الاَرْضِ یخْلُقُ مَا یَشاءُ یهَب لِمَن یَشاءُ إِنَثاً وَ یَهَب لِمَن یَشاءُ الذُّکُورَ(49) أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرَاناً وَ إِنَثاً وَ یجْعَلُ مَن یَشاءُ عَقِیماً إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ(50) فرمانروایى [مطلق] آسمانها و زمین از آن خداست هر چه بخواهد مى‏آفریند به هر کس بخواهد فرزند دختر و به هرکس بخواهد فرزند پسر مى‏دهد (۴۹ یا آنها را پسر[ان] و دختر[انى] توام با یکدیگر مى‏گرداند و هر که را بخواهد عقیم مى‏سازد اوست داناى توانا (۵۰) آیا از آین آیات اسنتباط نمی شود که فقط خدا تعیین جنسیت می کنند؟ با تشکر از استاد گرامی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک بحثی است مربوط به معرفت النفس و بر آن مبنی بحث خلقت روح انسان ها توسط خداوند مبنی بر عین ثابته آن ها است که خدا به آن ها می گوید بشو و می شوند. موفق باشید
3691

خیال پاکبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام خدمت استاد گرامی استاد متوجه شده ام قوه خیال در من بسیار قوی هست حتی مدتی شعر هم میگفتم. واین باعث شده من در مورد افراد قضاوت کنم . مثلا رفتاری که از آنها میبینم شروع میکنم در ذهن خیال پردازی کردن که این کار را انجام داد منظورش این بود یا اون بود یا با من بود یا با من نبودوباعث میشه افراد را در ذهن متهم به بعضی رذایل کنم.میخواستم بدونم این قوه خیال فوایدی هم داره؟چه جاهای فایده دارد؟و چجور میتوانم ازضررهایی که به من میزند جلوگیری کنم و آن را کنترل کنم؟ 2-سوال دوم اینکه چگونه میتوانم به عبادت شور و شوق پیدا کنم؟ خدا خیرتان دهد/التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در ذیل شریعت قرار گیرد و در آن‌جایی که شریعت نهی کرده کنترل شود و منوّر به عقل شود خیلی هم خوب است و با همین خیال پاک شوق عباداتتان بیشتر می‌شود. مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را توصیه می‌کنم. موفق باشید
3468
متن پرسش
باسلام. 1.چرا کار خیری که می کنیم نسبت به خدا می دهیم اما کار شر را نه؟ 2.در بحث تشکیک وجود شما در پاورقی کتاب از برهان تا عرفان فرمودید که معنی اش این است که وجود شدت و ضعف دارد یعنی خدا شدیدترین وجود است این چگونه قابل جمع است که ما گفتیم خداوند عین وجود است نه وجود؟ 3.خداوند یک صفات ذاتی دارد و یک صفات فعلی:اولاً آیا صفات ذاتی هم تجلی می کندثانیاًاگر تجلی کند صفات ذاتی خب انسان خدا می شود؟ 4. آیا اسماء خداوند عین ذات اوست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- چون خداوند عین کمال است پس از او جز خیر صادر نمی‌شود 2- خداوند عین کمال است پس هر مرتبه از وجود که عین کمال نیست دیگر خدا نیست، مخلوق خدا است. در شرح برهان صدیقین در سی‌دی‌های مربوطه این را شرح داده‌ام. 3- صفات ذاتی مثل علم و حیات و صفات فعلی مثل رزاق‌بودن. صفات ذاتی مثل علم تجلی می‌کند ولی اصل علم از آن خدا است و اوست که عین علم است پس اگر آن صفت بر قلب انسان تجلی کند و آن شخص منور به نور علم الهی شود، علم او عین علم نیست تا او خدا شود 4- اسماء الهی عین ذات او نیست بلکه ذات حضرت حق وقتی با صفتی خاص جلوه کند آن صفت را اسم می‌گویند. موفق باشید
2665
متن پرسش
سلام استاد عزیز چند وقتی المیزان میخوانم عربی هم بلد نیستم یک سری نکات میفهمم ولی بعد ازچند وقتی تفسیر تکتک ایات فراموش میکنم واز شنیدن بیشتر استفاده میکنم تا خاندن ایا از تنبلی منست.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مهم نیست که مطالب را فراموش می‌کنید، همین‌قدر که روح شما با آن معارف آشنا می‌شود تأثیر خود را در زندگی شما و در تصمیمات شما می‌گذارد. موفق باشید
2278
متن پرسش
جایگاه گفتگو با خداوندبایدپاک و مقدس باشدطبق مضمون کدام آیه است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: قرآن می‌فرماید «َ عَهِدْنا إِلى‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْعاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ» یعنی ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که: «خانه مرا براى طواف‏کنندگان و مجاوران و رکوع‏کنندگان و سجده کنندگان، پاک و پاکیزه کنید» سوره‌ی بقره آیه125. موفق باشید.
1792

ذکر یونسیهبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد.همانطور که در کتاب عالم انسان دینی فرمودید سجده های طولانی بروید تا حالت بقا برایتان بماند در سجده چه گفته شود بهتر است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام ذکر سجده‌های مستحب همان ذکری است که در نمازهای یومیه می‌گویید. در ضمن ذکر یونسیه را نیز می‌توان در سجده‌های طولانی داشت که عبارت باشد از «لا إله إلاّ أنت سبحانک إنّی کنتُ من الظالمین». موفق باشید
1404

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت حضرت استاد اگر ممکن است لطف بفرمایید و به صورت مختصر مکتب تفکیک را معرفی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: وبلاگ آقای حجت‌الاسلام عزّتی تحت عنوان «یک استکان چای داغ» به آدرس انترنتی« http://chaei.blogfa.com/cat-39.aspx» تحقیق خوبی را در این مورد در اختیارتان می‌گذارد به آن وبلاگ رجوع کنید. موفق باشید
962

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت حضرت استاد بنده جهت درمان یکی از مشکلات روحی ام قصد مشاوره داشتم. چند سالی است که از نظر ذهنی دچار فرورفتن در خیالات و عدم تمرکز حواس شده ام. به طوری که در حین انجام خیلی از کارها از نماز خواندن گرفته تا درس خواندن و غیره دچار حواس پرتی می شوم و ذهنم مشغول به گذشته یا آینده می شود و خیلی از چیزهایی که دیده یا شنیده ام به طور ناخودآگاه به ذهنم سرازیر می شوند. لطفا راهکارهای عملی جهت درمان این مشکل را ذکر بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بنده سعی کرده‌ام جواب این نوع سؤالات را در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» خدمت عزیزان عرضه کنم فکر می‌کنم اگر آن کتاب را به حوصله مطالعه فرمایید راهکاری عملی مناسب روح خود پیدا کنید. موفق باشید
772

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
- سلام استاد. من خیلی اوضام خرابه. اِن تا سؤالم از شما دارم ولی چون بعضی وقتا زیاد چیزی می خورم ،روم نمیشه زنگ بزنم شما و سؤالاتمو بپرسم.استاد، من اساس مشکلاتم به خاطر کمبود معرفته و این در حالیه که چندین سال از زندگیم همواره معرفت کسب می کردم اما واقعا احساس می کنم هیچی نمیدونم و اصلا معرفتم کفاف زندگی ام رو نمیده. استاد، من اگر واقعا بدانم که یک چیزی را واقعا خدا گفته یا امام معصوم که جان جان منه، گفته، واقعا به انجامش تن می دم. استاد، من دیگه هیچ امیدی ندارم و می دونم نا امیدی از طرف شیطونه. ولی نمی دونم چیکار کنم. جناب استاد ، من هر شنبه که قراره بیام جلسه ی تفسیر شما از چند روز قبلش یادمه که برا شنبه تزکیه کنم و هر شنبه مقداری ریاضت میکشم تا قوام تعدیل بشه ولی باز روزای دیگه همین مشکل رو دارم. استاد خیلی دلم پر است. نمی دونم چیکار کنم. دائماً زندگی ام شده است گریه. احساس می کنم هیچ کاری نمی توانم بکنم. مشکلاتم اساسی است. یک اشتباهم را که می خواهم درست کنم ، اشتباه دیگر در راستایش مرتکب می شوم . مثلا می خوام هم اتاقی ام رو خوشحال کنم، دچار حرف لغو می شوم. می خواهم خوابم را کم کنم نماز صبحم می رود برای آخر وقت. تمام زندگی ام سرشار از تزاحمه. استاد من دارم تو آتیش جهنم جلز ولز می کنم. استاد من برای این که درسم را زود تمام کنم و از شرش خلاص شوم 22 واحد گرفتم تا هر چه زودتر آزاد شوم ولی واقعا مجبورم بیشتر وقتم را برای درس بگذارم و به کسب معرفت نمی رسم. استاد من آن چنان با حرص به کتب معرفتی نگاه می کنم که دلم می خواهد آن ها را بخوانم اما درس ها یم من را از معارف خوشمزه که نیاز واقعی من است ، دور کرده. جناب استاد، من می خواستم که هرگز تقلب نکنم و اصلا نمی تونم به این بهانه که درسم عامل مزاحمی برای سلوک است بیخیال آن شوم و همیشه درسم را کامل می خوانم و احساس می کنم این کار ترجیح دنیا به آخرت و ترجیح علوم دنیوی به اخروی است. استاد من چون نمی رسم معرفت کسب کنم همیشه در طول این ترم خودم را سرزنش کردم اما این ها تا کی. استاد من نمیدونم چه باید کرد . جواب های شما زیاد به دلم نمی چسبد چون احساس می کنم شاید از همه ی جوانب زندگی من آگاه نباشید .من چندین بار فکر کردم که واقعا شما که هستید و جایگاهتان در عالم چیست و خداوند اراده کرده که چگونه به واسطه ی شما مردم را هدایت کند و فیض رسانی کند.استاد من واقعا نمی فهمم و وقتی جلسات تفسیر شما می آیم با مبهوت ماندن سر مسائلی ، جلسه به پایان می رسد و آخرش نمی فهمم شما که هستید و چه می خواهید . استاد فکر نکنید که من خنگم مسائل عادی مثل مباحث تفسیر شما را می فهمم ولی نمی دانم چرا این مسائل را به این نحو مطرح می کنید و تفاوتی که در بیان عرفا است برایم خیلی عجیب است.جناب استاد، نمیدانم چرا شأن خود را در این کار یافته اید. استاد تمام شخصیت شما برای من یک علامت سوال بزرگ است و این موضوع گاهی اشک من را در می آورد . استاد من فکر می کنم که تا نبینم آن چه شما می بینید هرگز حرف هایتان را نخواهم فهمید. استاد ، من نمی فهمم چرا شما خیلی رُک و روراس به مردم نمی گویید که مشکل از خودشان است . چرا خیلی صریح همه‌ی مشکلات را برای مردم باز نمی کنید. چرا کلاس های شما خیلی انرژی از من می گیرد؟ استاد، شما چگونه یک سری از مسائل را می فهمید ؟ آیا واقعا با کسب معرفت و تزکیه؟ استاد شما چگونه تزکیه کرده اید؟ استاد من آرزویم این است که نیم ساعت بنشینم و با شما صحبت کنم. استاد من برای این که بتوانم شنبه شما را ببینم بسیار به خدا التماس کردم ولی جلسه ی شما خیلی زود تمام شد. استاد من زیر آوار ها و مانع ها دارم می شکنم. استاد من این رو فهمیدم که فیض امام معصوم دائما در وجود ساری و جاری است ولی من خودم را راستای این فیض قرار ندارم. استاد ، خیلی من دلم خیلی برای امام وجودم و همین طور برای شما و در واقع برای خودم تنگ شده. استاد من دارم خودم را نابود می کنم. استاد ، من خیلی مغرور و سرشار از زشتی ها هستم و از هر حرکتم زشتی صادر می شود. استاد ، تعجب می کنم که چقدر شما سر ما وقت می ذارین. ما که اینقدر پست هستیم. استاد پریروز خیلی ناراحت بودم که چرا یک عمری از عقلم استفاده نکردم در حالی که یک عمر هم نشین من بوده و با من بوده ولی واقعا وقت نمی کنم که عقل ِ دفن شده ام را از زیر آوار و خرابه ها در بیاورم. استاد من چیکار کنم؟ استاد ، من گاها که خیلی درس می خوانم خودم را ناگهان در قیامت میابم. برا همین به ذهنم رسیده با این که خیلی از درس خواندن اذیت می شوم ولی ارشد هم مهندسی بدهم ولی از اسارت دروس می ترسم و دلتنگی ام برای خودم ، مانع می شود که این کار را بکنم. استاد من مرده ی روزگار و زمان شده ام. در ظلمات دیجور هوا و نفس ، اراده ام نتیجه ای در بر ندارد. جناب استاد، من جرئت نوشتن بدی هایم را روی کاغذ ندارم و این مانع از محاسبه ی اعمالم می شود. استاد من نمی توانم با خداوند حرف بزنم چون زمین صدای من رو میشنود . و هر وقت می خوام با خدا حرف بزنم آخرش حرفم را نمی زنم. الان هم که دارم این چیز ها را می گویم به خاطر این است که از خدا بی خبرم ولی هروقت واقعا یاد خدا باشم ، اصلا نمی توانم هیچ کاری کنم. استاد ، نگذارید این جا بمونم تا بپوسم. می دونم که خودم باید برای خودم یه کاری کنم. ولی وقتی من هیچ دسترسی به خود عالی ام ندارم چگونه باید دعایم شنیده شود؟ استاد من وقتی آدم خوبی بودم می فهمیدم که خداوند صدای مردم عادی را نمی شنود و حالا خودم یکی از همین مردم عادی هستم....... استاد ، حرف برای گفتن خیلی دارم .... ترسم که قلم شعله کشد ، صفحه بسوزد....... استاد.........
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: «تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین‌کام» چه گرفتاری های زیبایی دارید. مگر زندگی جز این است که در میان ابعاد گوناگون به شخصیتی جامع برسیم. مگر ما فرشته‌ایم که در یک بُعد به‌سر ببریم؟ آری همین است که می‌گویید؛ یک طرفِ کار را بگیریم، طرف دیگر از دست می‌رود تا إن‌شاءالله به جامعیتی برسید که چون دریا ئی شوید که همه‌ی رودخانه‌ها در آن می‌ریزد بدون آن‌که رنگ رودخانه ها را بگیرد. می‌گویید چگونه؟ با مدّ نظر قراردادن ائمه«علیهم‌السلام». شما علی«علیه‌السلام» را مدّ نظر قرار دهید و جلو بروید آرام‌آرام هرچیز در جای خودش قرار می‌گیرد. دلواپس این‌که فعلاً بیشترین وقت را بر روی دروس دانشگاهی می‌گذارید، نباشید چون جهت کلی شما به سوی نور است و به طور اجمال معارف الهی در قلب شما هست. می گوئید:« نمی فهمم شما که هستید و چه می خواهید» بنده موجود پیچیده‌ای نیستم سعی می‌کنم به لطف خدا آنچه از اساتید بزرگ مثل حضرت امام و علامه‌ی ‌طباطبایی«رضوان‌الله‌علیهما» هست و خداوند به قلب آن بزرگواران رسانده بفهمم و در حدّ توانم به بقیه برسانم، زیرا عقیده‌ام آن است که در حال حاضر دینداری صحیح روشی است که این بزرگان توصیه می‌فرمایند. عنایت داشته باشید که «رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود.... رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود» برنامه داشته باشید و بدون افراط و تفریط و طبق برنامه عمل کنید و بقیه را به عهده‌ی خدا بگذارید تا هرطور مصلحت دید راه‌های سعادت دنیا و آخرت را در جلو شما بگشاید. سخت نگیرید و امیدوار باشید، بیش از حدّ از دست خود گله‌مند هستید، با خودتان مدارا کنید. موفق باشید
نمایش چاپی