بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7878
متن پرسش
با سلام خدمت استاد. بنده تا قبل از فتنه ی 88 اطلاعات سیاسی کمی داشتم واصلا امام خامنه ای رو به عنوان یه آیت الله خیلی معمولی نگاه میکردم اون موقع 19 سالم بود.بعد از فتنه نمیدونم چی شد جذب رهبر انقلاب شدم و حرفاش به دلم می نشست و عمیقا فهمیدم رهبری با همه فرق داره و جایگاه ولایت فقیه رو قلبا چشیدم و داشتن همچین رهبری رو نعمت بزرگی به حساب اوردم. استاد عزیز یه مسئله رو بارها از افراد متفاوتی با شیوه های متفاوتی شنیدم ولی نمیتونم جواب بدم. چرا اینقده فساد مالی بین سران مسئولین زیاده؟ چرا هیشکی اقدامی نمیکنه؟؟ چرا پرونده های کلانی مثه 3000 میلیارد اینقده با ناز و ادا پیگیری میشه و بعد 3 سال هنوز اقدامی انچنانی نشده؟ واسه خود من مسلم شده که شخص رهبری وخانوادشون سالمترین زندگی رو دارن و هیچ نقطه سیاهی ندارن ولی چرا رهبری جلوی اینها رو نمیگیره؟ آیا مصلحت خاصی در میان است که باعث میشه رهبری نتونه اقدام کنه؟؟ بعضی وقتا یه جوابایی به خودم میدم از جمله اینکه مبارزه با فساد در حیطه ی قوه ی قضاییه هست ولی مگه رئیس این قوه رو رهبری انتخاب نمیکنن؟ من قبول دارم رهبری جامعه رو هدایت میکه تا خود مردم بینش فهم مسائل رو پیداکنند مثه فتنه ی 88 که رهبری مدیریت کردند تا فتنه گرها چهره خوشون رو روز عاشورا نشون دادند یا بسیاری مسائل دیگه ولی توی موضوع فساد مالی خیلی مسائل روشنه و اگه روشن نیست ومصلحت هایی هست اون مصلحتا چیه؟؟ پشت پرده فسادای مالی چه جریانیه که نمیشه باهاش مبارزه کرد؟؟چند روز پیش یکی از دوستام ازم پرسید که: توی پرونده ی 3000 میلیاردی رهبری فرمود "اینقد دریارش صحبت نکنید" اون رفیقم میگفت که چرا نباید دربارش صحبت بشه؟میگفت چرا نمیزارن این مسائل رو بشه! من توی حرفش موندم از یه طرف یقین دارم رهبری خودش سالم و پاکه و از اون طرف بلد نبودم جوابش بدم! نمیتونم بفهمم. خواهش میکنم جوابم رو اگه بلدید بفرمایید، چرا هیشکی جواب درست نمیده، استاد من توی روستا زندگی میکنم بعضی وقتا که از رهبری دفاع میکنم بعضی فامیلای شهرنشینمون شروع میکنن به روهم زدن فسادای اقازاده ها و ادرس خونه هاشون رو توی بالا شهر تهران بهم میدن ومیگن تو خونه های چندمیلیاردی اینا رو ندیدی و نفست از جای گرم در میاد! ولی استاد من دلم به ساده زیستی رهبرم گرمه، ولی نمیتونم این تناقض ها رو تحلیل کنم خواهشا دستم رو بگیرید. .ممنون
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: برای رفع بحران‌های موجود باید متوجه سخن خدا بود که فرمود: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا». و رهبری عزیز«حفظه‌اللّه» متوجه‌اند باید سطح تقوای مردم را رشد داد چرا که کار پلیس را نهادهای انتظامی انجام می‌دهند و فراموش نکنید ما در کشوری زندگی می‌کنیم که از یک طرف تحت تاثیر نظام شاهنشاهی است و از طرف دیگر استکبار جهانی با انواع تلاش‌ها مانع به تقوارسیدن مردم است و ما باید با صبر و شکیبائی کشور خود را زیر سایه‌ی دینداری از گرفتاری‌های تاریخی‌اش آزاد کنیم و این‌که مقام معظم رهبری فرمودند این اندازه موضوع پرونده‌ی فساد مالی را بزرگ نکنید، به جهت آن بود که از وظایف اصلی ما که کار فرهنگی است غافل می‌شدیم وگرنه کار که از نظر قضایی دارد جلو می‌رود. بنده و جنابعالی نباید منکر ضعف‌ها باشیم، دفاع از آن جهت است که مسیر انقلاب اسلامی مسیر عبور از این نقص است و به همین جهت جریان فساد مالی و جریان آقازاده‌ها با همه‌ی تلاشی که کردند به اهداف خود نرسیدند. موفق باشید
6400
متن پرسش
سلام علیکم الف)منظور از آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه که در قرآن اشاره شده چیست؟ب)منظور از اینکه حضرت عیسی را به سوی خود بالا بردیم چیست؟آیا از این آیه سوره آل عمران عروج حضرت عیسی اثبات میشود یا تنها منظور قرب بیشتر حضرت عیسی منظور است؟آیا زندگی کنونی حضرت عیسی مانند حضرت حجت و حضرت خضر بر روی زمین است؟ج)انجیل تحریف نشده مانند تورات و قرآن از آسمان نازل شده یا مانند احادیث متواتر است؟(شخصی در تفسیر سوره اعلی میگفت چون انجیل مانند تورات و کتاب حضرت ابراهیم نازل نشده است،در عبارت "ان هذا لفی صحف ابراهیم و موسی" به آن اشاره نشده است)د)رابطه بین سوگند و جواب قسم در سوره های مبارک بلد و فجر چیست؟از اینکه وقت گران بهایتان را با سوالاتم میگیرم،حلالیت می طلبم،التماس دعا دارم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در تفسیر سوره‌ی «ق» عرایضی داشتم مبنی بر آن‌که مراحل معنوی را آسمان‌های هفت‌گانه گویند و مراحل غیر معنوی و پستی‌ها را زمین‌های هفتگانه می‌گویند 2- حقیقتاً خداوند حضرت عیسی«علیه‌السلام» را به آسمان بالا برده و هم‌اکنون ایشان زنده‌اند مثل حضرت حجت«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» و حضرت خضر«علیه‌السلام» 3- ظاهراً انجیل به صورت معانی به قلب مبارک حضرت عیسی«علیه‌السلام» القاء می‌شده و حضرت با کلمات خودشان آن را اظهار می‌کردند و بدین معنا شبیه احادیث قدسی می‌شود که اولیاء معصوم اظهار می‌داشتند با این تفاوت که معانی که به قلب حضرت عیسی«علیه‌السلام» القاء می‌شده به عنوان دستورات خاص بوده که مربوط به نبوت آن حضرت می‌باشد 4- شاید علت عدم ذکر کتاب حضرت عیسی«علیه‌السلام» در آن آیه به جهت آن بوده که حضرت عیسی«علیه‌السلام» به یک معنا مکمل دین حضرت موسی«علیه‌السلام» هستند و مأمور بوده‌اند تحریفات دین حضرت موسی«علیه‌السلام» را متذکر شوند 5- با توجه به تفاوت نظر در این مورد به تفسیر المیزان مراجعه فرمایید. موفق باشید
6135

معنای حکیمبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. استاد گرامی، در جای جای متون دینی ما صحبت ازحکمت و حکیم و راههای حکمی است و هر یک از بزرگان معنایی برای حکمت ارائه داده اند.1. استاد تعریف حضرتعالی از حکمت چیست؟2. اسم حکیم خداوند به کدامجنبه از صفاتش برمی گردد؟تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکیم کسی است که جایگاه هرچیزی را می‌داند و هدف آن چیز را می‌شناسد و مصداق کامل این صفت حضرت حق است و مبنای حکمت الهی علم و ربوبیت اوست که می‌داند جایگاه هرچیز در هستی کجا است و چگونه آن را به هدف مطلوبش برساند. موفق باشید
5996
متن پرسش
سلام من یک سال است عقدکرده ام.دراین چندماه وقتی به چهره خانمم نگاه میکنم درونم اتش میگیرد.اصلاحس دوست داشتن نسبت به اوندارم ولی میترسم به اوبگویم.من ازخداوندخواسته بودم زنی زیباروی ودیندارنصیبم کند.خانمم دیندارهست ولی زیبایی نداردومن هم روی این موضوع بسیارحساسم.چندین باربخاطرهمین نزدیک بوده به گناه بیفتم.ولی چون قران گفته دوست دخترنداشته باشید رهاکرده ام.آیاراه حل ماجدایی است؟لطفاراهنمایی ام کنید.ممنون استاد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متوجه این توصیه‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» بشوید که می‌فرمایند هر آنچه در زنان دیگر سراغ داری در همسر خودت هست، راحت می‌شوید وگرنه همواره گرفتار این موضوع هستید. موفق باشید
5833
متن پرسش
سلام سوال اول:المومن مرات المومن در برزخ و قیامت معنایش روشن تر است در کتاب معاد فرموده اید لطفا بیشتر ازکتاب توضیح بدهید. سوال دوم:یبمه ی زنان خانه دار که بعد از بیست سال مطابق پایه ی حقوقی می دهند آیا با توکل بر خدا منافات دارد؟ یا این یک نوع آینده نگری است؟ لطفا راهنمایی فرمایید. لطفا جواب ها را به ایمیل من ارسال فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: 1- در قیامت که حجاب‌های بین افراد مرتفع می‌شود انسان حقیقت خود را در آینه‌ی جان افراد می‌نگرد یک نحوه یگانگی بین افراد ظاهر می‌شود که قرآن در وصف آن حالت می‌فرماید: «سَلاماً سَلاماً» 2- اگر پیش‌آمد و انسان توانست در حال حاضر حق بیمه را بپردازد برای آینده‌اش منافاتی با توکل ندارد چون در هر صورت باید خداوند کمک کند تا همین کارها هم نتیجه بدهد. موفق باشید
3177
متن پرسش
سلام علیکم، اگر به مال کسی مشکوک باشیم که حلال اغشته به حرام است(مثل کسی که اهل خمس نیست یا درامدی حرام در کنار درامد حلالش دارد)و مثلا از نزدیکان است فقها میگویند که نیازی به تجسس نیست و با دادن خمس مساله برطرف می شود در حالی که عرفا اصلا از این مالها که هیچ از غذایی که زن حائض بدون وضو تهیه کرده نمی خورند. حال برای من سوال شده که دین ما که یک پارچه است پس این تفاوت از کجاست. اگر واقعا اثر دارد پس این مساله فقهی چه جایگاهی دارد و اگر با دادن خمس واقعا اثر برداشته می شود این احتیاط عرفا برای چه؟ این مساله واقعا برای ما مشکل شده چون اطرافمان ادمهایی که می شود به مالشان شک کرد زیاد است. و حتی اگر خودمان باسختی از این مالها اجتناب کنیم بچه های کوچکمان را نمی توانیم کنترل کنیم(خوراکی یا...به او میدهند و نمی شود جلوی ان شخص او را منع کرد) با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: عرفای واقعی بر اساس حکم فقهی عمل می‌کنند. کار آقای شیخ جعفر مجتهدی که در کتاب «لاله‌ای از ملکوت» نوشته‌اند که از دست‌پخت زن حائض دوری می‌کردند حجت نیست مضافاً این‌که آقای شیخ جعفر مجتهدی اهل کرامت‌اند و نه عارف . موفق باشید
2686

حب الهیبازدید:

متن پرسش
(استاد بنده درباره سوال 2619 مجددا سوالی ارسال کردم که فکر کنم ناقص بود اگر این سوال من را پاسخ فرمایید پاسخ سوال قبل خود را نیز دریافت نموده ام سلام علیکم استاد درباره سوال 2619 و پاسخ حضرتعالی مجدا سوال داشتم خواهشا به سوالات من به صورت جداگانه پاسخ پاسخ فرمایید حضرتعالی در پاسخ به سوال بنده فرمودید --معشوق از آن جهت محبوب است که عشق را به ما هدیه می‌کند-- استاد ما خدا و اهل البیت را به عنوان معشوق حقیقی می شناسیم . حال اگر در متن پاسخ شما به جای معشوق . خدا و اهل البیت را قراردهیم پاسخ شما اینگونه می شود خدا واهل البیت از آن جهت محبوب است که عشق را به ما هدیه می‌کند. آیا شما عشق را برتر معشوق دانسته اید ؟مگر ما بالاتر از معشوق (خدا و اهل البیت )داریم؟ 2- آموخته ایم که بالاترین چیزی که خدا و اهل البیت به ما هدیه می کنند خودشان هستند . خودشان هم که معشوق هستند پس بهتر نیست بگوییم عشق از آن جهت مطلوب است که معشوق را به ما هدیه می کند؟ 3- در سوال قبلی که قسمتی از فایل شما را عینا نقل کردم فرمودید : ----.حتی ادم محبوب را می خواهد برای ان حب .آدم عاشق عشق است نه عاشق .معشوق . چرا فرمودید( آدم عاشق عشق است نه عاشق معشوق) ؟ مگر معشوق ما اهل البیت نیستند بهتر نبودید می فرمودید آدم هم عاشق عشق است و هم عاشق معشوق؟ (بنده به هیچ وجه قصد جسارت نسبت به نظرات حضرتعالی ندارم . به لطف خدا در جلسات چهارشنبه حضور یافته ام و بسیاری از مواردی که فرموده اید را در حد توان درک نموده ام و این موردی که سوال کردم برایم حل نشده است و پاسخ حضرتعالی بسیار برایم مهم است و منتظر پاسخ فرمایی حضرتعالی هستم با تشکر ) )
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: انسان خدا را به جهت این‌که خوبی مطلق است محبوب خود می‌داند، یعنی در این مورد هم نظر به خوبی‌ها دارد و خوبی‌ها از آن جهت خوب‌اند که محبوب ما هستند و حب ما یا عشق ما را جواب می‌دهند تا عشق در ما زنده بماند. مواظب باشید داستان ما داستان آن کسی نشود که رفته بود جنگل و بعد برای رفیقش گفته بود: «از بس درخت بود جنگل را ندیدم» در حالی‌که همان درخت‌ها جنگل بود و نمی‌شود جنگل را از درخت‌ها جدا کرد. خوبی‌ها را نمی‌توان از محبوب جدا کرد و محبوب جز عشق ما نیست. موفق باشید
19353
متن پرسش
با سلام: نظر استاد عزیز را در مورد مطلب زیر که در سایت نامبرده شده آمده جویا هستم. با تشکر «به گزارش افکارنیوز، درباره اصل «اسم اعظم»، باید گفت: بسیاری از اندیشمندان دینی معتقدند که «اسم اعظم» صرف دانستن و گفتن یک لفظ نیست، بلکه فراتر از لفظ دارای حقیقتی است که در اثر خودسازی، تهذیب نفس، عبادت و توفیقات الهی در وجود افراد پیدا می‌شود و در پرتو این حالت، خداوند قدرت و مقام والایى به آنها خواهد داد. در آیات و روایات زیادی به وجود اسم اعظم اشاره شده، و آمده است که اسم اعظم در اختیار پیامبران الهی و امامان معصوم (ع) بوده و افراد والا مقامی مانند آصف بن برخیا که توانست تخت بلقیس را از مسافت طولانی برای حضرت سلیمان (ع) حاضر نماید نیز دارای بخشی از اسم اعظم بوده‌اند.[1] با این حال؛ روایاتی وجود دارند که به فرازهایی اشاره کرده و اعلام می‌دارند که اسم اعظم در میان این فرازها وجود دارد که نمونه‌ای از آنها را با قطع نظر از سند در این‌جا ذکر می‌کنیم: امام سجاد (ع) فرمودند: «بیست سال از خداوند درخواست کردم؛ به من اسم اعظم را تعلیم دهد. پس در شبى ایستاده بودم و نماز می‌خواندم. چشم‌هاى من به خواب رفت و دیدم که جدّم رسول خدا (ص) از روبه‌رو می‌آمد. وقتی نزدیک من شد؛ بین دو چشم مرا بوسید و گفت: از خداوند متعال چه خواسته بودی؟! گفتم: اى جدّ بزرگوارم! از خداوند خواستم تا اسم اعظم خود را نشانم دهد. پیامبر (ص) فرمودند: اى پسرم! این دعا را بنویس. گفتم کجا بنویسم؟ فرمودند: با انگشت خود بر کف دستت بنویس؛ دعا این است: "یَا اللهُ یَا اللهُ یَا اللهُ وَحْدَکَ وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ أَنْتَ الْمَنَّانُ‏ بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ‏ وَ ذُو الْأَسْمَاءِ الْعِظَامِ وَ ذُو الْعِزِّ الَّذِی لَا یُرَامُ‏ وَ إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ‏ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ؛ اى خدا! اى خدا! اى خدا! تو یگانه‌اى، تو یگانه‌اى، شریکى براى تو نیست، تو بخشنده، پدید آورنده آسمان‌ها و زمین، صاحب بزرگى و بخشش، صاحب نام‌هاى بزرگ و صاحب عزتی که مغلوب نمی‌گردد. خداى شما خداى یگانه است، نیست خدایى مگر او که بخشنده مهربان است‏ و رحمت خدا باد بر محمّد و بر همه آل او". سپس آنچه خواهی دعا کن». پس آن‌گاه امام سجاد (ع) فرمودند: «قسم به کسى که محمّد را به راستى به پیامبرى فرستاد؛ این دعا را تجربه نمودم و همان‌گونه بود که آن‌حضرت فرمودند». زید بن على گفته که من نیز تجربه نمودم چنان بود که پدرم على بن الحسین گفت."
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی حضرت سجاد«علیه‌السلام» با آن آمادگی روحیه‌ی خاص‌شان و وقتی جناب زیدبن علی آن مرد متقی و فقیه و شجاع، آمادگی لازم جهت تجلی اسم اعظم را یافتند، آن دعا می‌تواند بستر آن تجلی را فراهم کند، نه آن‌که هرکس با هر روحیه‌ای آن دعا را بخواند، منوّر به اسم اعظم می‌شود! موفق باشید

17066

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام و تبریک ایام: استاد بزرگوار درحال انجام کارهای تحقیقاتی درباره ی مسئله ای بودم که چشمم به این سایت افتاد، می دونم که طبق کتاب جن و جادوگر و شیطان این مسائل مورد توجه شما نیستند. راستش مدتی است که دوستم دچار وسواس فکری شده طوری که از این سایت ها و مطالبشون و حتی افرادی استفاده می کنه برای مسئله ی ازدواجش. هرکس که به خواستگاری میره اسامی رو با هم حساب میکنه و میگه اسمش به من نمیخوره و بدون دلیل جواب منفی میده. به نظرتون باید چه کار کنم برای دوستم؟ استدلالش هم اینه که خدا به من اختیار داده که از این راه انتخاب کنم. و هرچقدر توضیح میدم که اختیار برای این داده شده که راه رسیدن به خدا رو طی کنیم، به رضای خدا راضی باشیم و... خدا رو اطاعت کنیم، متوجه حرف من نمیشه ازتون میخوام راهنماییم کنید که چه استدلالی براش بیارم و هرچند که وقتتون رو میگیره نیم نگاهی هم به این مطالب سایت بیندازید. ممنون التماس دعا آنچه در این تارنما پیش روی عزیزان قرار گرفته است، مباحثی است مختصر از علم اسامی یا همان علم الاسماء و یا نامشناسی؛ امیدواریم که بیان این مطالب - گرچه مختصر و موجز است - باعث شود تا خوانندگان و بازدیدکنندگان محترم را سیراب نموده و از این علم بهره ی کافی ببرند. (البته بخاطر سوء استفاده ی برخی از افراد سودجو و یا بی اطلاع، از مطالب این تارنما در نسخه ی قبلی، مجبور شدیم بسیاری از توضیحات و محتوای علمی را حذف نمائیم) توصیه ما به بازدیدکنندگان و مشتاقان فهم و درک مطالب و محتوای تارنما، مطالعه ی با دقت تمامی صفحات است چرا که با فهم صحیح و نسبتاً کافی این مطالب مبحث علم اسامی برای شما باز و قابل درک خواهد شد. انتظار داریم مطالب گویا و قابل فهم برای عامه ی مردم باشد. سعی ما بر این بوده تا از بیان محتوای تخصصی و علمی - که برای عامه ی مردم قابل لمس نیست - پرهیز کنیم، گرچه در بعضی جاها مجبور به بیان مسائلی فراتر از زبان عامه ی خوانندگان عزیز شده ایم. در صورتی که در خلال مطالعه ی مباحث سوالی برای شما پیش آمد به سوالات متداول مراجعه نموده و جواب خود را جستجو کنید و در صورتی که جواب خود را نیافتید از بخش تماس با ما سوال خود را مطرح بنمائید. اگر در تعریف این تارنما در تصویر بالای صفحات دقت کنید این جمله را خواهید دید که بیانگر هدف عملی تارنمای تخصصی علم اسامی است: معرفی، تبیین، تصحیح، تغییر، و انتخاب نام نیکو بر اساس قوانین فراموش شده ی علم اسامی تجربه ی ما ثابت کرده است که کسانی که علم اسامی و تاثیر آن در شکل گیری شخصیت و روند زندگی افراد را درک کرده اند تصمیم گرفته اند تا نام خود و خانواده ی خود را معاینه کنند، و پس از گرفتن جواب و درک آن به توصیه های احتمالی ما جامه ی عمل بپوشانند. اما افرادی که با چهارچوبه ی از پیش تعیین شده ی قبلی پا به مطالعه ی این مطالب گذاشته اند غالبا مطالب را اشتباه برداشت کرده اند و دچار ضعف در فهم شده اند و سرسری از روی محتوای علم اسامی گذشته اند و بعضا موضعی عالمانه گرفته اند و بالاتر از بزرگانی نظیر شیخ بهائی و میر داماد و .. اظهار نظر کرده اند. در هر حال «لا مؤثر فی الوجود الا الله» (هیچ تاثیر گذاری در عالم وجود نیست مگر خدای عزیز) این اعتقاد ماست که تا خدا نخواهد کسی پایش به این تارنما باز نمی شود و تا خدا نخواهد هرکسی این مطلب را فهم نمی کند و تا خدا نخواهد کسی اقدامی برای معاینه ی خود نمی کند و تا خدا نخواهد کسی قادر به عمل کردن به توصیه های این علم نخواهد بود. توصیه ما این است که پیش از هر چیز چهارچوبه ی از پیش تعیین شده ی ذهن و فکر خود را کنار بگذارید و با دیدی باز به مطالب ارائه شده با دقت نگاه کنید و اگر محتوای این مباحث را نفهمیدید، منکر نشوید. بوعلی سینا، دانشمند و حکیم فهیم و اعجوبه ی زمان می گوید : (کلما قرع سمعک من عجائب الدوران، فجعله فی بقعة الامکان ما لم یضدک قائم البرهان) یعنی تمام آنچه از عجائب زمانه به گوش تو خورد - اگر قابل درک و فهم برایت نبود - پس قرارش بده در جایگاه امکان - یعنی بگو ممکن است درست باشد - تا زمانی که دلیل محکم و استواری بر خلاف آن پیدا نکرده ای یک قاعده فلسفی نیز می گوید: «عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود» یعنی درک نکردن چیزی دلیل بر نبود آن چیز نیست. امیدواریم این تارنما و خدمات ارائه شده ی آن دست شیادان و کلاهبرداران را از این علم کوتاه کند و موجبات امنیت خاطر افراد را فراهم کند. هدف ما جلب رضایت خداست در راستای این هدف ما را یاری کنید. http://www.nameology.ir/ اینم آدرس سایته
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند برای جهل یک کس، همین بس که بدون دلیل عقلی و نقلی چیزی را قبول کند. در جواب سؤال‌های متعدد، موضوع بی‌مبنایِ نقلی و عقلی‌بودنِ حروف ابجد عرض شد؛ به‌خصوص که بخواهیم تناسب اسامی را با چنین حروفی تعیین کنیم که این از عجیب‌ترین عجایب استفاده از حروف ابجد است!! خوب است که در این رابطه سری به جواب سؤال‌های شماره‌ی 3407 و 5094 و 15451 و 15455 بزنید. موفق باشید

16919
متن پرسش
سلام استاد: مثل اینکه عقب ماندن از تکنولوژی تمامی ندارد. ویدیو، ماهواره، اینترنت، شبکه اجتماعی، بازی کلش او کلن. و این بار بازی «پوکمون گو» تا کی این روند ادامه دارد که محصولی بیاید و ما دست پاچه که وای این پدیده آمد حالا «چه باید کرد»؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما از یک‌طرف باید مسیر جوانان را از طریق معرفت نفس در ساحتی بس متعالی و گسترده تعیین نماییم و از طرف دیگر، حدّ و اندازه و ظرفیتِ فضای مجازی را تعریف نماییم تا نه به‌کلّی به آن پشت شود، که این نه مقدور است و نه عاقلانه؛ و نه انتظار داشته باشیم همه‌چیز را می‌توان از چنین فضاهایی به‌دست آورد. عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 16923 شده است، خوب است به آن‌جا نیز سری بزنید. موفق باشید

15509
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: پیرامون سوال 15500 و جوابی که قید فرمودید چه دلیلی (عقلی یا نقلی) ما داریم که ما برخلاف سیره حضرات اهل بیت (ع) در زمان امویان و عباسیان که منش تقیه را برای حفظ جان و مال شیعیان در پیش گرفته بودند و مبارزه با طاغوت زمان خویش را تحت لوای تقیه برده بودند ما در خصوص استکبار جهانی علی الخصوص آمریکا تقیه را کنار گذاشته ایم و به مبارزه علنی در همه جبهه ها با آن پرداخته ایم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما امروز هم بر اساس تقیّه‌ی مدارایی کاری با ملت‌ها نداریم و نهایتاً متذکر راهی هستیم که باید طی کنند. ولی وقتی استکبار مانع حیات دینی ما است، برای ادامه‌ی خود باید با استکبار مقابله کرد. به همان معنایی که ائمه«علیهم‌السلام» در عین رعایت تقیّه، تسلیم فرهنگ حاکمان جور نمی‌شدند و این حاکمان بودند که مانع امامان می‌گشتند و آن‌ها را به زندان می‌انداختند و به شهادت می‌رساندند. تقیّه به معنای آن نیست که تسلیم فرهنگ جور شویم. موفق باشید

14098
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامى: بنده سوال زیر را پرسیدم و شما پاسخ آن را فرمودید که در زیر آن را آورده ام در ادامه آن سوال دیگری برایم پیش آمد که برایتان می نویسم. سوال 1: شما داستانى نقل کرديد از پيامبر و يکى از يارانش که به مرحله يقين رسيده بود که شخص به پيامبر مى فرمايد من الان پيروان شما را در آتش مى بينم و صداى فريادشان را مى شنوم اسمشان را بگويم که پيامبر مى فرمايند سکوت کن آيا وقتى گفته مى شود هم اکنون قيامت هست و هم اکنون جهنم و بهشت است و يا اينکه گفته مى شود خداوند براى انسان سرنوشتى در قضايش قرار داده و خدا مى داند انسانها جهنمى اند يا بهشتى پس جايگاه اراده و اختيار انسان کجاى اين اراده و علم خداوند قرار دارد بنده صوت هاى مربوط به عدل الهى و قضا و قدر شما را که شرح کتاب شهيد مطهرى بود گوش دادم اما پاسخ سوالم را نگرفتم لطفا راهنمايى بفرماييد. در پناه حق پاسخ 1: باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه داشته باشید که علم خدا به عمل بنده بر اساس اختیار بنده‌اش می‌باشد. یعنی خداوند می‌داند این بنده‌اش در آینده با اختیار خود چه می‌کند و از این لحاظ است که جبر پیش نمی‌اید، زیرا عمل بنده به جهت علم خدا نیست، بلکه علم خدا به جهت عمل بنده است زیرا علم خدا، علم به واقعیت است. سوال 2: پس اینطور که می فرمایید هر عملی که ما انجام می دهیم، صورتی دارد و براساس آن باطن عمل آینده ای برای ما در علم خداوند ساخته می شود و یعنی اینکه بگوییم خداوند می داند الان ما جهنمی هستیم یا بهشتی اشتباه است و تا آخر عمر ما این مشخص نمی شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» در دعای «صباح» در خطاب به معبود خود عرضه می‌دارند: ای خدایی که «علم بما یکون قبل ان یکون» دانایی به آن‌چه که واقع می‌شود قبل از آن‌که واقع شود. چرا که خداوند از همین حالا می‌داند ما چه سرنوشتی داریم. منتها دانایی خدا بر اساس اعمال ما است و از آن جهت که می‌داند ما سال‌های بعد چه نوع اعمالی انجام می‌دهیم، می‌‌داند چه سرنوشتی داریم و این جبری را به‌وجود نمی‌آورد. موفق باشید

13887
متن پرسش
سلام علیم می بخشید استاد آیا ضریح با گهواره فرق ندارد؟گهواره یک نمادی از گهواره علی اصغر امام حسین است. اما ضریح ما به اعتبار اینکه بزرگواری در آن ضریح مدفون است ضریح را متبرک میدانیم نه اینکه چون شکل ضریح است. اگر این طور است که یک کعبه ای هم به نماد کعبه بسازیم دورش طواف کنیم یا شش گوشه ای بسازیم و ...ببخشید این چیزهایی است که عقل من می گوید نمی تواند گهواره و ضریح را یکی بگیرد؟مشکل کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که فرق اعتقاد خرافی با اعتقاد غیر خرافی در این است که در اعتقاد خرافی، جان و روان انسان به خیالات و ساخته‌های ذهن خود نظر دارد ولی اعتقاد غیر خرافی، به حقایق نظر دارد. حال وقتی‌که به نمادِ آن حقایق نظر می‌کند به حقیقتی که باطن آن نماد است، رجوع دارد. ملاحظه کردید که وقتی ضریح منسوب به حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» را در شهرهای ایران حرکت می‌دادند تا به کربلا ببرند، مردمِ عاقلِ عقیده‌مند چه معاشقه‌ای از طریق آن ضریح با امام حسین«علیه‌السلام» کردند زیرا از این طریق متوجه افقی می‌شدند که در آن امام را می‌یافتند. در مورد کعبه قضیه این‌طور نیست که نماد حضرت حق باشد، همه‌ی عالم آیت الهی هستند و از این جهت نباید یک کعبه‌ی دیگر در جای دیگر ساخت. موفق باشید

13878
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد! می بخشید استاد امسال در مراسم شیر خوارگان که جمعه اول محرم بر گذار می شود شرکت کردم در آنجا گهواره هایی به عنوان نمادی از گهواره علی اصغر گذاشته بودند شنیدم بعضی از خانم ها به عنوان تبرک دست به این گهواره ها می کشیدند وقتی اعتراض کردم یکی از ائمه جمعه فرموده بودند که اشکال ندارد و نباید خیلی مقابل اعتقادات مردم ایستاد اما به نظر من ما باید مردم را از این سطح بیرون بیاوریم و آنها رشد دهیم اصلا مگر به پا کردن خیمه عزا هر سال برای امام حسین علیه السلام به این منظور نیست که معرفت مردم بالا برود و آنها در مسائل معنوی رشد کنند پس نباید این جلسات منجر به رشد دادن خرافات آنها شود. خواستم بدانم نظر شما در این باره چیست و اگر اشتباه است چگونه جلوی آن را بگیریم؟ مسأله دیگر اینکه لباس هایی به عنوان لباس برای شیر خوارگان تهیه شده که بعضی افراد آنها را به عنوان گرفتن حاجت به خانه می برند تا سال آینده اگر حاجتشان برآورده شد با مقداری پول یا لباسی دیگر می آورند این هم درست است؟ دیگر آنکه خانم ها وقتی می آیند یک چیز متبرک می خواهند مسوولان می گفتند پارچه ای را که با ضریح ابا عبدالله متبرک شده بیاوریم و به آنها بدهیم، نظرتان را در این مورد بفرمایید؟ من گفتم این همایش هم مثله بقیه روضه ها ست و فرقی ندارد نباید امامزاده درست کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا خرافات؟! این کارها در جای خود یک نوع عقلانیت است که متوجه‌ کیفیاتی می‌باشد که در عالم هستی وجود دارد. مگر شما ضریح مقدّس اولیاء الهی را به صرف انتساب به آن بزرگان نمی‌بوسید و راه نظر به انوار امام برایتان گشوده می‌شود؟ این‌ها اعتقادات درستی است با عقلی ماوراء عقل کمّیت گرا. موفق باشید

13392
متن پرسش
سلام: سوالی که خدمت استاد داشتم این است که سپاهی که زمان خلیفه دوم به ایران حمله کردند، خوب بودند یا بد؟ تو کتابی مثلا کتاب دینی مدرسه، نوشته که اون مسلمانان به خاطر ایمان قویشان بود که پیروز شدند، شهید مطهری هم در کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام آورده اند که سپاه ایران اون موقع بسیار قوی بود و مسلمونا چون ایمان و روحیه شهادت طلبی داشتن تونستن پیروز بشن! پس مسلمونای خوب بودن؟ آخه همیشه هر کسی بهم می گفت مسلمونا ببین چیکار کردن با ایران، ریختن سر بردین و به زنان به صورت وحشینه تجاوز کردن، من میگفتم نه، اونا مسلمون واقعی نبودن، اون موقع زمان خلافت خلیفه دوم بوده و مسلمونای واقعی با امام علی (ع) بودن. اما این طور که کتابا نوشتن، پس مسلمونای خوب بودن؟ ایمان و شهادت طلبی و ... پس یعنی اسلام با حملات وحشیانه آغاز گرایانه، کشتن و سربریدن وحشیانه، رحم نکردن به کودکان، و از هم بدتر که منو آزار میده تجاوز به زنان مثه حیوون، موافقه؟!! حالا اگه اون قوم اصلا کافر باشن، اخه بنظرم وحشیانس به زور بخوان به یک زن تجاوز کنن، مگه چه گناهی کرده؟ خب مگه به اون کشور چقدر اسلام تبلیغ شده؟ پیامبر یه نامه زدن و پادشاه پاره کرد. مردم چه گناهی گردن؟! اصلا الان، تو زمان حاضر، مثلا ما میتونیم به سوئد کافرن دیگه، حالا هر کشور کافر دیگه، حمله کنیم و مثه حیوون به زناشون تجاوز کنیم؟ ممنون از اینکه به همه سوالات هر چند سوالات سطحی پاسخ میدید. یاعلی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخ‌های دقیق ابداً بحث تجاوز لشکر اسلام را به ایران و ایرانی ثبت نکرده است، در حدّی که نوشته‌اند سربازان یزدگرد نیز هرشب به مسلمانان می‌پیوستند و پای سربازها را با زنجیر به هم بسته بودند که فرار نکنند و آن‌قدر کشور ایران آماده‌ی عبور از حاکمان ساسانی و افکار مغان ذرتشتی بود که شهرهای ایران به‌راحتی تسلیم لشکر اسلام شدند. موفق باشید

12790

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد عزیز بنده طلبه هستم و خودم و همسرم بیمه تامین اجتماعی و بیمه تکمیلی هستیم ولی چند وقته که فکر می کنم آیا این بیمه تامین اجتماعی و بیمه تکمیلی با توکل بر خدا و اعتماد به حضرت حق منافات ندارد؟ اگر واقعا اعتقاد داریم که روزی دست خداوند است پس اگر بیماری بدهد روزی آن را نیز می دهد و اگر هم ندهد حتما امتحان الهی است که باید قرض کنیم و آن را برطرف کنیم. خواستم ببینم آیا نظرم درست است یا افراطی گریست؟ یه سوال شخصی هم دارم اگر صلاح می دانید پاسخ دهید. آیا خود شما و خانواده محترم بیمه تامین اجتماعی و بیمه تکمیلی هستید و از آن استفاده می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حال که بیمه‌ی تأمین اجتماعی پیش آمده است به امید آن‌که کمکی باشد به سایر بیماران و عندالزوم ما هم از آن استفاده کنیم، شاید نیاز نباشد که بدان پشت نماییم. ولی بنده شخصاً بیمه‌ی تکمیلی را دنبال نمی‌کنم. موفق باشید

10390

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: امیدوارم حالتون خوب باشه. می خواستم نظرتون را در مورد سر کتاب گرفتن های بعضی افراد بپرسم. لطفا شرح دهید؟ آیا رفتن به سراغ این افراد اشکال دارد؟ (به این صورت که اسم فرد و مادرش را، و تاریخ تولد را به او میگویی و او در مورد زندگی تو می گوید.) این گونه افراد با اجنه در ارتباط اند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرایضی در این موارد داشته‌ام، هرچه هست کار صحیحی نیست. موفق باشید
10098
متن پرسش
سلام علیکم: به نظرم می رسد که ما زمانی که از هیچ بودن خود در برابر خدا سخن می‌گوییم و باز خیلی راحت به بقیه بیانات خودمان می پردازیم، نشان می دهد که این یک نوع حرف زدن است و محترمانه اش این است که در حد یک مفهوم و اطلاع قبول کرده ایم اما اگر این حرف را حقیقتا بفهمیم و پی به عمق آن ببریم مجنون و دیوانه می شویم چون هویتی دیگر برای خود نمی یابیم. نظرتان چیست؟ (ببخشید دیگر منظورم را بهتر نتوانستم بیان کنم)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است و لذا باید علاوه بر توحید علمی، توحید عملی داشت و در امور خود، خدا را همه‌کاره دانست. موفق باشید
7971
متن پرسش
سلام استاد خسته شدم . بارها و بارها توبه کرده ام اما باز گناه کرده ام و توبه شکستم دیگه خسته شدم از توبه های الکی و بیخود و از گناه . استاد انگیزه در همه ی کارهامو از دست دادم در مطالعاتمو و ... . استاد بارها و بارها از ائمه خواستم ، جمکران و قم و مشهد و کربلا و مکه و ... رفتم توسل گرفتم و نذر کردم و عهد کردمو و ... و ازشون خواستم کمکم کنند ، بهم استقامت بدند ، شیرینی گناه رو ازم بگیرند ، در جدال نفس و شیطان با من کمکم کنند که بتونم برشون پیروز بشم اما انگار هیچ کدامشان به نداهام و توسلاتم جواب نمیدهد . بارها با حالت های مختلف و در مجالس و مکان های شریف ازشون خواستم و توسل گرفتم اما انگار اهمیتی بهم نمیدند . استاد الانم که این نامه را برایتان مینویسم مدتی نمی گذرد از اینکه که توبه کردم در مشهد و خدمت حضرت و قول و عهد با حضرت بستم که حضرت هم باز متقابلا کمکم کنند و دستم را بگیرند مواقع گناه و ... اما باز نه کمکی و نه ندایی .... الان هم باز مرتکب گناه شده ام و همه ی عهد و قولام رو شکستم و نمیدونم چیکار کنم . دیگه هر وقت اسم توبه و عهد و ... میاد اصلا انگیزه ندارم و اهمیت نمیدم از بس تا حالا توبه کردمو شکستم .پ استاد بگید باید چیکار کنم که دیگه ازین شرایط خلاص بشمو راحت . استاد به ائمه قسم دوست دارم خودم رو وقفشون کنم و تمام وقت و زندگی ام رو بذارم برای خدمت به خدا و اهل بیت و این نظام و انقلاب و کشور اما چه کنم استاد با این مشکلات که از همه چیز منو انداختند و انگیزه ی همه چیز رو ازم گرفتند . دعام کنید استاد . تشکر . یاعلی ** ازمسئولین سایت درخواست دارم اگه امکان داره جوابم رو برام ایمیل کنند . ممنون و تشکر **
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر ائمه«علیهم‌السلام» دستتان را نگرفته بودند نه این نامه را می‌نوشتید و نه این اندازه مستأصل بودید، همان‌طور گناه می‌کردید و بی‌خیالش بودید. در دل‌تان نوری انداخته‌اند که گناه را می‌شناسد و آن را نپذیرفته. همین راهی را که تا حال با توسلات رفته‌اید کارساز است و همین اراده‌ای را که دارید تا سرباز آقای سیدعلی خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» باشید شما را نجات می‌دهد. بنده هم دعا می‌کنم. موفق باشید
3315
متن پرسش
سلام در مورد ایه 16 سوره مومن لطفا به این سوالات پاسخ دهید: 1-در روایات ذیل ایه امده که خداوند مرحله به مرحله جان ساکنین زمین و اسمانها را میگیرد و در اخر حضرت عزرائیل خواهد مرد مرگ انسان بصورت جدا شدن از دنیای مادی و ورود به برزخ است ایا فرشتگان که مجردند نیز مرگ دارند؟مرگ موجود مجرد به چه معناست؟ 2-پس از مرگ همگان خداوند ندا میدهد که لمن الملک ایا این ندا شنونده ای دارد؟ اگر ارواح انرا میشنوند و بر قهاریت خداوند یکتا اگاه میشوند پس انها موجودند و سخن از مرگ بیهوده بنظر میرسد و اگر این ندا شنونده ندارد بدلیل مرگ همگان ایا ندایی لغو است حال انکه فعل خداوند عبث نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- مرگ به معنای جداشدن روح از جسد برای فرشتگان معنا ندارد ولی مرگ به معنای عدم تجلی آن اسمی که منجر به ظهور آن فرشته می‌شود معنا دارد که بحث آن مفصل است. 2- ندای «لِمَنِ الملک» تجلی اسم اَحدیت حق است برای ظهور وحدانیت خدا و مرحله و موقفی است از مراحل سیر الی الله در عالم قیامت. موفق باشید
2189
متن پرسش
سلام. استاد در حدیث حضرت رسول( ص ) فرمودند اول ما خلق الله نوری و در جای دیگر میفرماید اول ما خلق الله ارواحنا .تناقض است بین نوری و ارواحنا در خلق اول. این قضیه را چگونه توجیه میفرمایین؟ سوال دیگر اینکه در قرآن صحبت از تنزل شیاطین شده ضمن اینکه هرچیزی که نازل میشود حقیقتش در بالاست و نازله اش در پایین. این موضوع آیا درست است لطفاد توضیح بفرمایین.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام:1ـ در مقام غیب همه یک حقیقت‌اند و به اعتبار ظهورشان در انسان‌های مختلف به صورت جمع به‌کار می بردند. 2ـ باید شاهدتان را ذکر می‌کردید تا منظورتان را می‌فهمیدم. موفق باشید
1315

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید و تشکر فراوان از زحماتی که در راه پیشرفت سطح معرفتی جوانان متحمل میشوید. مدتی است خدا خواسته است بتوانم در راه دانستن قدم بردارم آن هم قدمهایی لرزان و تماما با امید به اینکه خودش صراط مستقیم را هر روز بیشتر نشانم میدهد. مدتی گذشت تا با شما از طریق آثارتان آشنا شدم و معجزه کلامتان را روی قلب و سیر (اگر بشود آنرا نامید) معنوی خود دیدم. چندی است این احساس رهایم نمیکند که علمم کافی نیست , پایه های باورهایم ضعیف است, اعتقاداتم آنجور که باید استوار نیست نتوانسته ام پشتوانه محکمی برای عقایدم داشته باشم و ... نمیدانم شما بتوانید کمکم کنید یا حتی میتوانید کمکم کنید نه از آن لحاظ که قادر نباشید از آن لحاظ که من نتوانم... ببخشید شاید یک موضوع کاملا شخصی است و نباید با شما با این همه مشغله در میان میگذاشتم. باز هم تشکر میکنم اجرکم عند الله 11/7/1390
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام راه خود را با هدف نزدیکی هرچه بیشتر به قرآن و روایات ائمه«علیهم‌السلام» ادامه دهید هر آنچه جهت سعادت نیاز دارید به صورت مکفی به‌دست می‌آورید. موفق باشید
1149

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1)با سلام.استاد عزیز آیا شما با فلسفه تحلیلی آشنایی دارید؟نظرتان در مورد این سنت فلسفی غربی چیست؟و آیا آن را هم در امتداد همان روح حاکم بر فلسفه غرب می دانید؟ 2)نظرتان در مورد ادعای شکاکان مبنی بر عدم جهان شمولی علیت و بین الاذهانی بودن ارزش اخلاقی چیست؟ایشان این دو را در رد قطعیت وجود خدا می آورند.
متن پاسخ
در فلسفه تحلیلی مباحث حول محور مسائل اپیستمولوژیک نقد اول و یا نقد عقل محض مطرح میگردد. در این بخش کانت مقولات دوازده گانه ای را برای ذهن انسان متصور می¬شود که به وسیله ی آن ادراکات حسی را تحت مفاهیمی نظم می بخشد مانند زمان، مکان، علیّت و... . به بیان ساده تر "چیزها هستند که خود را با مفاهیم تطبیق می¬دهند نه مفاهیم با چیزها"که این همان شکاکیتی است که در اندیشه کانت نهفته است و چیزی نیست جز ادامه فلسفه هیوم . 2- هیومِ انگلیسی به عنوان یک فیلسوف حسی رابطة بین علت و معلول را قبول ندارد و آن رابطه را واقعی نمی‌داند، بلکه مولود تداعی معانی ذهن می‌داند. یعنی می‌گوید: من علت و معلول را حسّ نمی‌کنم و فقط همراهی دو پدیده مثل همراهی برخورد سنگ و همراه آن شکستن شیشه را حس می‌کنم و چون علت بودن سنگ را برای شکستن شیشه حس نمی‌کنم نمی‌توانم بپذیرم. در جواب هیوم گفته‌اند اگر هیچ علیّتی در هستی نیست، پس آن صورت ذهنی که در ذهن ماهست و حکایت از وجود عالَم خارج از ذهن ما می‌کند، هم معلول عالَم خارج نیست، و لذا هیچ دلیلی نداریم آنچه در ذهن داریم اثر واقعیت خارجی است، و این یعنی رسیدن به « ایده‌الیسم مطلق» یا انکار مطلق هستی. در حالی که هر انسانی به طور بدیهی واقعیت را می‌فهمد و قبول کرده‌است. پس هیوم مخالف بدیهی‌ترین باورهای هر انسانی است که انکار آن، اثبات آن را به همراه دارد. در واقع به هیوم اشکال کرده‌اند که اگر شما بخواهید اصل علیت را انکار کنید لازم می‌آید که اصلاً به هیچ واقعیتی اعتقاد نداشته باشید. چون اگر علیت را نپذیرید، پس نباید بپذیرید آن صورت‌های موجود در ذهن شما که معلول پدیده‌های خارجی است هم واقعاً معلول پدیده‌های خارجی است. پس باید بپذیرد که شما نمی‌توانید اعتقاد داشته باشید واقعیاتی در خارج از ذهن شما هست، در حالی که اگر چنین اعتقادی داشتید دیگر نمی‌توانستید کسی را مخاطب قرار دهید و با او سخن بگویید. پس در واقع آن‌چیزی را که در سخن انکار می‌کنید در عمل اثبات نموده‌اید، چرا که پذیرفتن این‌که واقعیتی در عالم خارج از ذهن هست یک امر بدیهی است، پس انکار اصلی علیت و جاهت عقلی ندارد. آری ! ممکن است گفته شود ما در بعضی موارد چیزی را علت چیزی گرفته‌ایم، و بعداً معلوم شده اشتباه کرده‌ایم و آن چیزی را که ما علت پنداشته‌ایم، علت واقعی نبوده‌است. که در این حال شخص منکر اصل علیت نشده‌است، بلکه علت را اشتباه گرفته‌است. و دانشمندان برای رفع این مشکل آزمایش را چند بار تکرار می‌کنند و با قاعده «حضورهای همزمان »، « غیبت‌های همزمان» و « تغییرات همزمان » امکان خطا را به حدّاقل می‌رسانند. تحلیل شناخت اصل علیت علامه‌طباطبایی(رحمة‌الله‌علیه) در جواب اثبات واقعیت اصل علیت در خارج از ذهن می‌فرمایند: « اصل علیت، قضیه‌ای است عقلی، و علمی است حصولی که از علم حضوری نفس به افعالش به‌دست آمده‌است».‌ یعنی می‌فرمایند: اصل علیت قضیه‌ای است عقلی، یعنی عقل متوجه واقعیت آن در خارج می‌شود و نه حسّ، مثل سایر معقولات، مثل خدا و یا قوانین فیزیکی موجود در طبیعت و بعد ادامه می‌دهند که اصل علیت از نوع علم حصولی است که با تعقل و تفکر به‌دست می‌آید که البته آن نیز از علم حضوری نفس به افعالش حاصل می‌شود، یعنی ابتدا نفس انسان در نزد خودش یک رابطه‌ای بین خود و افعالش، مثل اراده کردنش حس می‌کند. یعنی وقتی شما در درون خود اراده کردید که عملی را انجام دهید، ابتدا متوجه می‌شوید یک رابطه‌ای بین شما و ارادة شما هست، به طوری‌که شما بدون این اراده، باز می‌توانید موجود باشید ولی این اراده شما بدون شما نمی‌تواند باشد. پس در درون خود رابطة علت و معلول را به صورت علم حضوری کشف و حس می‌کنید، سپس همین رابطه را به پدیده‌های بیرونی تعمیم می‌دهید. متوجه می‌شوید یک رابطه‌ای بین شما و ارادة شما هست به‌طوری که شما بدون این اراده می‌توانید موجود باشید ولی ارادة شما بدون شما نمی‌تواند موجود باشد. پس ابتدا به همین صورت که عرض شد در درون خود رابطة علت و معلول را به صورت علم حضوری کشف و حس می‌کنید، سپس همین رابطه را به پدیده‌های بیرونی تعمیم می‌دهید. در این حالت است که عقلاً متوجه می‌شوید گویا رابطة بین گرمای دست شما با بخاری مثل همان رابطة شما با ارادة شماست. و یا رابطة بین سنگی که به شیشه خورد و متعاقب آن شیشه شکست. مثل رابطة بین شما و ارادة شماست، پس نتیجه می‌گیرید که واقعیتی به نام علیت در خارج از ذهن شما موجود است، که طرح ذیل، همین موضوع را می‌خواهد بیان نماید موفق باشید
995

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی ببخشید استاد من خواستگاران معمولی دارم که خیلی مذهبی نیستند و حساس هم نیستند به این مسائل.در حد نماز و روزه. از طرفی من با مباحث شما آشنایی دارم و واقعا میترسم که ازدواجم باعث شود که به این هدفی که در نظر گرفتم نرسم.چون ساده زیستی از نظر اونها بی اهمیت است و میخوان که تلاش کنند کلی که مثلا یه تلویزیون بزرگتر بخرند و اینجوری زندگی کنند. آیا من این مسائل را در نظر بگیرم و زیر بار اینطور زندگی برم؟از طرفی تعداد خواستگاران من که در همین حد هم مذهبی باشند کمند نمیدونم ازدواج کنم یا نه.یا اینکه منتظر بمونم که خداوند فرد مذهبی مناسبی را به خواستگاریم بفرسته؟ چون واقعا میترسم که باز دور بشم از فضایی که الان هستم.واقعا میترسم ممنون از راهنماییتون
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اگر خواستگار شما اصل دین و حرام و حلال آن را بپذیرد و به آن مقید باشد و به شما نیز اجازه دهد که در دینداریِ خود مقید به فهم و محدوده‌ی او نباشید و شما هم به او اظهار کنید که به بهانه‌ی انجام مستحبات از رعایت حقوق او کوتاهی نمی‌کنید. دیگر سخت‌گیری نکنید و خواستگاران خود را جواب ندهید. موفق باشید
934

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ممنون از این که جواب سوال بنده رو می دید.بنده در رابطه با ولایت سوال داشتم که ملاک ولایت چیست ؟ یعنی چه چیزی سبب ولایت شخصی بر شخصی دیگر می شود؟ و ما چگونه می توانیم این را تشخیص دهیم؟و از این مهمتر رفتار در قبال ولی به جز ولی فقیه منظورم است چیست؟یعنی اگر یک مورد پیش آمد که یک ولی به نظر بنده اشتباه کرد من باید چه کنم؟اطاعت یا سرپیچی یا مقابله یا ... ؟ و رفتار در قبال ولیان با سطوح مختلف آیا یکی است؟مثلا خوب داریم ... المومنون بعضهم اولیاء بعض... این یعنی این که ممکن است دوست من بر من ولایت داشته باشد حال آیا رفتار در قبال این ولی با رفتار در قبال ولی ای دیگر ک سطحش خیلی بالاتر است مانند ولی فقیه یکی است؟در رابطه با نقد ولی چی؟آیا می توان عملکرد ایشان را نقد کرد یا نه ؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی ملاک هرگونه ولایتی حاکمیت ولایت الهی است، چون «فالله هو الولیّ» تنها خدا ولی است. در ولایت امامان که موضوع روشن است چون آن‌ها مسیر ارائه‌ی حکم خدا هستند و ولیّ فقیه نیز از آن جهت که کارشناس کشف حکم خدا است، ولایت دارد. ولایت پدر و یا جدّ پدری و شوهر به آن اعتبار است که خداوند چنین ولایتی را به آن‌ها داده تا واحدهای اجتمایی مثل خانواده از مدیریت لازم محروم نگردد ولی شرط این ولایت‌ها عدم امر به معصیت الهی است. چون فرموده‌اند: «لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیَةِ الْخَالِق‏...» هیچ طاعتی از هیچ مخلوقی در راستای معصیت خالق نباید انجام شود. ولایت مؤمنین بر مؤمنین نیز در رابطه با امر به معروف و نهی از منکر است از آن جهت که معروف و منکر را خداوند تعیین می‌کند. موفق باشید
نمایش چاپی