باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «یار نزدیکتر از من به من است / این عجب بین که من از وی دورم». آری! خداوند که مغلوب هیچ حجابی نیست به ما نزدیک است ولی ما از نظر شخصیت خود به جهت حجابهایی که داریم به او نزدیک نیستیم و در سیر نزدیکی به او، انسانهای معصوم را مدّ نظر قرار میدهیم. ولی در سخنگفت با خداوند که در ادعیه مطرح است با نزدیکی او به خودمان روبهرو هستیم و این دو با یکدیگر فرق میکند. نکتهای را که یافتهاید دنبال کنید تا نتایج خوبی بگیرید. پیشنهاد بنده آن است که سعی کنید با معارف معرفت نفسی و یا برهان صدیقین، مأنوس شوید تا خودتان بتوانید جواب اینگونه سؤالات را داشته باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» مطابق شواهد روایی عرض شد، بعضاً از جملات خود حضرت روشن میشود که زن به معنای مظهر شهوت است و در این رابطه میفرمایند شرّ است که شهوت به خودی خود اگر در کنترل شریعت قرار نگیرد، چنین تبعاتی را به همراه دارد و از آن جهت میفرمایند از آن گریزی نیست که انسان نباید شهوت را سرکوب نماید بلکه باید آن را کنترل کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از دو موضوع نباید غافل بود؛ یکی اینکه تکنولوژی فرهنگ خود را میآورد، دیگر اینکه ما در دورانِ گذار که نمیتوانیم از خود شروع کنیم لااقل با خودآگاهی لازم از تکنولوژی استفاده نموده و در جهت اهداف خود در آن تصرف کنیم. از این دو نکته گذشته، بحث سومی پیش میآید که آیا مواردی که مطرح فرمودهاید از جمله مواردی است که اساساً غربی است و یا مربوط به فرهنگ انسان و انسانیت است. فکر میکنم بتوانیم تا حدّی موارد فوقالذکر را از روح غربیاش خارج کنیم، در آن صورت دیگر موضوع عبور از مدرنیته در میان نیست، بلکه برگشت به اصالت هنرهای فوقالذکر خواهد بود. و در مورد مسئلهی خیال عنایت داشته باشید که: «آدمی را فربهی هست از خیال/ گر خیالاتش بُود صاحبجمال» بنابراین اگر هنرهایی که نام بردید بتواند از طریق صورتها ما را متذکر معانی متعالی نماید چیز بدی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: محرمات اعتقادی یعنی آنچه که ما را از حقایق عالَم محروم میکند. مثل شرک که ما را از حقیقت حضرت حق غافل مینماید و یا مثل عدم اعتقاد به نبوت و معاد و امامت که برای درمان هرکدام در کتب اعتقادی راهکارهای خاص خود را مطرح فرمودهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن شرایطی که انسان در حقیقت و فطرت خود با حضرت حق روبرو شده است را به تعبیری عالم «ذر» گویند ولی شرایطی که بدان در رابطه با حدیث مذکور اشاره کردید را عالَم «ارواح» گویند و ربطی به عالم «ذر» ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که حضرت حق سمع و بصر را به بندگان داده، او سمیع و بصیر است نه آنکه شنوا و بینابودن انسان در عرض سمیع و بصیربودن خداوند باشد، ولی انسان از شنوا و بینابودنِ خود متوجه سمیع و بصیربودن خداوند میشود. موفق باشید
جواب: علیک السلام:
همچنان که در جلسات آخر بحث تمدنزایی شیعه عرض شد؛ اشکال فیزیک و مکانیک در رویکرد آنها به طبیعت است وگرنه دقتهای علمی به خودی خود چیز خوبی است، علاوه بر آن نگاه فیزیک و مکانیک به بُعدی از ابعاد طبیعت است ونه به همه ابعاد آن، ولذا بهرهی لازم را نمیتواند از پتانسیلهای معنوی و حکیمانهی طبیعت ببرد. در تمدن اسلامی میتوان با تغییر رویکردِ علومی مثل فیزیک و مکانیک و توجه به ابعاد حکیمانهی عالم قدمهای مؤثری برداشت. وظیفهی ما تعطیلی علوم موجود نیست، بلکه توجه به نقصهای آن و رفع آنهاست از طریق نگاهِ توحیدی به عالم هستی. کاری که به عنوان مثال طبّ سنتی در درمان بیماریهای بدن انجام میدهد. «موفق باشید»
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی است. بنده هم در عرایض خود نسبت به سه ماه مذکور همین مطلب از آن غزل را شاهد آوردم. آری! «سه ماه میّ خور و نُه ماه پارسایی کن». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانها در عین داشتن فطرت الهی، دارای اختیار هستند تا از آن طریق یا فطرت خود را از حالت بالقوه به حالت بالفعل در آورند و فطرت را جزو شخصیت خود نمایند و یا نسبت به آن بیتفاوت شوند. مرحوم شهید مطهری در کتاب «فطرت» در رابطه با بالقوهبودنِ فطرت نکات خوبی دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم است که حضرت حق به تمام ابعادِ وجودی ما آگاهی دارد و به همین جهت، او از ما به ما نزدیکتر است. ولی همانطور که عرض شده آگاهی او بر مبنایِ انتخابهایی است که ما انجام میدهیم، حتی انتخابهایی که در آینده بدان میپردازیم. موفق باشید
