بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13103
متن پرسش
سلام استاد: یه متنی در صحیفه نور امام هست که این روزها شده نقل مجلس ضد انقلاب ها و به اصطلاح خودشان انقلاب و امام امت را زیر سوال برده اند. امام خمینی فرمودند: باید به حسب واقع، به حسب انصاف به حسب وجدان، این مردمی که شماها را روی کار آوردند، این مردم کوچه و محله و زاغه هایی که شما ها را روی مسند نشاندند، ملاحظه آنها را بکنید و این جمهوری را تضعیف نکنید. بترسید از آن روزی که این مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل شود. از آن روز بترسید که ممکن است یکی از ایام الله ها خدای نخواسته پیدا بشود و آن روز، دیگر قضیه این نیست که به ۲۲ بهمن برگردیم. قضیه این است که فاتحه همه ما را می خوانند. «صحیفه نور، جلد۱۴، صفحه ۲۴۶» لطفا بفرمایید منظور حضرت امام در مورد این قسمت از سخنشان که فرمودند: بترسید از آن روزی که این مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل شود. از آن روز بترسید که ممکن است یکی از ایام الله ها خدای نخواسته پیدا بشود و آن روز، دیگر قضیه این نیست که به ۲۲ بهمن برگردیم. قضیه این است که فاتحه همه ما را می خوانند. چیست؟ چرا فرموده اند: از آن روز بترسید که ممکن است یکی از ایام الله ها خدای نخواسته پیدا بشود؟ مگر ایام الله به وجود آمدن خدای ناخواسته دارد؟ مگر یک مومن حقیقی و عارف بالله در حد و اندازه های امام نباید همیشه در راس مبارزه با فساد باشد و از به وجود آمدن ایام الله خوشحال و خرسند باشد؟ چرا فرمودند که خدای ناخواسته؟ چرا فرمودند: دیگر قضیه این نیست که به ۲۲ بهمن برگردیم. قضیه این است که فاتحه همه ما را می خوانند؟ چرا امام جوری سخن گفته اند که هرکه ایشان را نشناسد نعوذبالله فکر می کند ایشان هم با آنها شریک است؟ امام که پاک و بی هیچ گناهی و جزء اولیا الهی بودند چرا اینقدر نگران بودند ؟ لطفا واضح و مفصل جواب دهید با تشکر صلوات بر محمد و آل محمد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که این صحبت‌ها در سال 60 و با نمایندگان دوره‌ی اول مجلس شورای اسلامی بوده است که از هرگروه و طایفه‌ای با گرایش‌های مختلف و بعضاً غیر دینی در آن حاضر بودند و حضرت امام متذکر این‌ نکته هستند که اختلاف‌ها و درگیری‌ها کار را به ضربه‌زدن به نظام اسلامی منجر نکند و تعبیر این‌که می‌فرمایند خدای ناخواسته ایّام اللّهی واقع نشود؛ منظورشان آن است که روح مردم سرخورده نگردد و مقابل نظام اسلامی بایستند. در آن صورت ایّام اللّه است زیرابه بدی‌ها پشت کرده‌اند و امام طالب چنین روزی نیست زیرا نظام اسلامی به بحران کشیده می‌شود و عملاً کار بزرگی که شروع شده است و می‌رود تا فرهنگ حاکمیت معنویت بر سکولاریسم را شکل دهد، متوقف می‌گردد. موفق باشید

13065

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: امام راحل می فرمایند: «شخص تائب پس از توبه نیز آن صفای باطنی روحانی و آن نور خالص فطری برایش باقی نمی ماند» (چهل حدیث، ص274) ولی بارها از شما روایت پیامبر صلی الله علیه و اله را شنیدیم که می فرمایند کسی که توبه می کند مانند کسی است که گناه نکرده است این دو چگونه با هم جمع می شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور حضرت امام آن باشد که در هنگام گناه، فرصتِ انجام عبادت را از دست داده‌ایم وگرنه طبق روایت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله»: «التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ» هرکس از گناهی توبه کند مانند کسی است که آن گناه را انجام نداده است. موفق باشید

12224
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: آیا داشتن روزی بیش از کفاف فضل خداوند است یا خیر؟ البته فضل به معنی برتری و ارزش منظور نیست با توجه به آنکه صاحب آن مال می تواند اگر اهل ایمان باشد و درست عمل کند باعث رستگاریش هم بشود تا جایی که حتی رسول خدا فرمود (یکی از گذشتگان شما را به حساب کشیدند و هیچ خیری در توشه اش نیافتند جز آن که مردی بود توانگر و با مردم داد و ستد می کرد و به غلامان خود می گفت از بدهی در ماندگان در گذرید خدا به فرشتگان فرمود ما سزاوارتریم که در گذریم از او در گذرید. نهج الفصاحه حدیث 2089 ترجمه ابراهیم احمدیان) حال آیا خواستن چنین مالی از خدا با ذکر و اسئل الله من فضله صحیح است؟ با تشکر از استاد عزیز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دعاها بیشتر به ما یاد داده‌اند کفاف را از خداوند تقاضا کنیم ولی اگر بیش از کفاف دادند و ما مسئولیت مدیریت درست آن را به عهده گرفتیم، برکات و ثواب مخصوص آن را هم خواهیم داشت، إن‌شاءاللّه. موفق باشید

9853

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: پدری دارم که گاهی غیبت می کند، اگر با زبان خوش و در غالب شوخی بگویم که اینها غیبت است یا از فرد غایب دفاع کنم خیلی بد عصبانی می شود اگر بخواهم محل را ترک کنم آن را بی احترامی به خود می داند چکار می توانم بکنم؟ با تشکر و محتاج دعای خیر شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره با او مدارا کنید. آنچه حرام است استماع غیبت است به این معنا که به سخنان غیبت‌کننده توجه نمایید. سعی کنید توجه به چنین سخنانی نکنید. موفق باشید
9695
متن پرسش
سلام علیکم: استاد معرفت نفس و الحشر خیلی جاهاش تخصصی است و عبارات ثقیل دارد. در مقدمه اش هم فرموده بودید که این کتاب را مباحثه کنید. به نظرم کتاب خیلی عالی بود. فقط خیلی از عبارات و بندهاش رو متوجه نمی شدم. شرح ج 8 و 9 اسفار آیت الله جوادی را کمی گوش دادم اون باز خیلی خیلی سخت بود. استاد برای فهم کتابتون چه چیزی پیشنهاد می کنید؟ چکار کنم که بتونیم مباحثه ی خوبی داشته باشیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه با طی مقدمات، کتاب قابل فهم می‌شود و شما با معارف بی‌نظیری روبه‌‌رو می‌شوید. اگر بتوانید کسی را پیدا کنید که یک‌بار از همین متن فارسی‌اش آن را در ویرایش جدید تدریس کند، به جمع‌بندی خوبی می‌رسید. چند جزوه در شرح ابتدای کتاب هست مطالعه‌ی آن‌ها کمک می‌کند. موفق باشید
9225
متن پرسش
سلام استاد. من با توجه به نگاهی که به کتب اخلاقی انداختم، متوجه شدم که دچار ضعف نفس هستم و این موضوع بسیار مرا آزار می دهد. از جمله آثاری که فکر می کنم ناشی از این نقص در من وجود داره شامل: وسواس، عدم پذیرش مسئولیت، کم رویی (در برقراری ارتباط با دیگران یا حتی در گرفتن حق خود)، احساس عدم توانایی در حل مشکلات، برخورد انفعالی یا پرخاشگرانه با رفتارهای ناخوشایندی که می بینم، دست کم گرفتن خود، ترس، زود رنجی و اظطراب و ... می شود. اما مسائلی که با آنها رو به رو هستم:1- اصلا تعریف عزت نفس چیه؟ یه جا دیدم که گفته بود یعنی انسان به واسطه بندگی خدا زیر بار اراده و اهانت دیگران نرود. یا جای دیگر خواندم که عزت یعنی اینکه انسان فقر و ثروت و سلامتی و بیماری و ... برای او یکسان باشد. یا جای دیگه دیدم که: انسان فقط بنده ی خدا باشد یا جاههای دیگه عزت داشتن به معنی محترم بودن گرفتند. یه جای دیگه عزت رو در مقابل کفار گفته بود یعنی اگر یک مومن به ما توهین کرد عزت ما زیر سوال نمی ره؟ من که کامل گیج شدم .بین اینها ارتباط وجود داره ولی اون چیزی که در روان شناسی تعریف می کنند به حال من نزدیکتره و نمی دونم چرا اون عزتی که دین تعریف می کنه، آنچنان به دلم نمیشینه. 2- خیلی جاهها می بینم 3- چگونه این صفت رو در خودمون اصلاح کنیم؟ 4- اصلا اگر کسی به ما توهین کرد، ما باید چکار کنیم؟ (مومن یا دشمن)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر کسی خود را به عنوان انسانی تعریف کند که مقصدش قرب إلی اللّه است به نظرم تعریف‌هایی که از عزت نفس کردید همگی وجوهی از موضوع است و قابل جمع‌اند، بی‌خودی گیج شده‌اید. دعای مکارم‌الأخلاق حضرت سجاد«علیه‌السلام» در این راستا کارگشاست. این حقیر هم آن دعا را شرح کرده‌ام و صوت آن روی سایت هست. موفق باشید
9021
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز لطفا چند کتاب در خصوص خدا شناسی که متن روان و سبکی داشته باشه معرفی کنین؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر به روش معرفت نفس عمل کنید بهتر نتیجه می‌گیرید، مثل کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «ده نکته در معرفت نفس». خیلی در فکر خداشناسی‌های استدلالی نباشید باید مطلب را حضوری ارائه داد. موفق باشید
8983
متن پرسش
با سلام: وقتی خیلی عصبانی هستیم چطور کنترلش کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ائمه«علیهم‌السلام» به ما دستور داده‌اند در حالت غضب، اگر ایستاده‌اید، بنشنید و اگر نشسته‌اید دراز بکشید. زیرا غضب، ریشه در کبر دارد و هرچه به زمین نزدیک‌تر شوید از کبر، بیشتر فاصله می‌گیرید و در حالت غضب همین نکته را فراموش نکنید که گرفتار کبر شده‌اید تا از آن راحت شوید. موفق باشید
8474
متن پرسش
سلام استاد خداوند توفیق داد خیلی از کتاب های شما رو خوندم جای یک کتاب یا جزوه رو خالی دیدم البته با نگاه دانشجویی و ناقص خودم . استاد یک کتاب یا جزوه ای مستقل در مورد لطافت نفس بنویسید . تاثیر نفس برطبیعت و تاثیر طبیعت بر نفس البته به صورت پراکنده در کتاب هاتون نوشته شده ولی مستقل و تفصیلی باشه اهمیت مطلب روشن تر میشه و اثر اون بیشتره ان شاء الله ولایت امیرالمومنین و شفاعت پیامبر و درک توحید نسیب ما و شما بشود
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: إن‌شاءاللّه به لطف الهی دعایتان در حق‌مان مستجاب شود. شاید آنچه انتظار دارید در مباحث عرفانی ظهور کند. موفق باشید
8175
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشی خدمت استاد گرامی و مسئولین سایت استاد یه سواله چند وقته ذهنم را مشغول کرده و آن اینکه : اگر إن شاءلله دوران ما دوران ظهور باشد ، ماندن و دوران ظهور را درک کردن بهتر است یا الان به شهادت رسیدنو رفتن ؟ یعنی دوران بین شهادت و درک دوران ظهور تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: تنها با انجام وظیفه در این دوران است که ما نور ظهور مولایمان را درک می‌کنیم، حتی اگر آن وظیفه شهادت در زیر سایه‌ی فرامین رهبری عزیزی چون حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» باشد. مواظب باش راه را گم نکنی. موفق باشید
7796
متن پرسش
سلام علیکم ازکجابفهمیم که ما هم مثل کانت وهیو فکر نمیکنیم ؟کانت وهیو که اثرات سویی در دنیای غرب گذاشته انددر برزخ چگونه اندووظیفه مادرحال حاضرنسبت به تفکر کانت وهیوچیست؟ آیاراهی هست که انسان دفعتاازتمام صفات بد باک شود وارتباط روحی به چه معناست؟ آیاعالمان دینی غیرمستقیم هم میتوانند کسی راتربیت کنند نزدیک یک سال است که هرروز برای داشتن استاددعامیکنم ولی نتیجه نگرفتم چرا؟لطفاراهنمایی بفرمایید واگرممکن است دعاهم بفرماییدازکجا بفهمیم حالاتی که برنفس مامیگذردشیطانی یانفسانی یاالهی است التمس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آیا کسی که در کنار گنج است دعا می‌کند گنجی بیابد و یا از گنج استفاده می‌کند؟ قرآن و شریعت محمدی«صلواة‌اللّه‌علیه‌واله» از هزاران هزار استاد بالاتر در کنار شما است. دست به کار شوید تا همه‌ی این سؤالاتتان را با تمام وجودتان جواب بگیرید. ملاک زندگی بدون عذاب در برزخ قیامت تقیّد به شریعت الهی است. موفق باشید
7462

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم.نظرشمادرموردکتاب نقدعرفان اقای صفایی چیست.لطفامفصلابفرمایید.باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان نقد عرفان مرحوم آقای صفایی نیستم بنده خود ایشان را یک عارف می دانم. موفق باشید
7402
متن پرسش
سلام علیکم. علامه طباطبایی در جایی میگویند مسبحات را توصیه میکنند که در آن سوره اعلی دارد ولی جمعه ندارد ولی در جای دیگر توصیه میکند که در ان اعلی نیست ولی جمعه نیست. بالاخره مسبحات کدام یک است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبائی فرموده اند: « ...سوره های مسبحات که با یسبّح و سبّح شروع می شود پنج عدد است: سورهای حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن. و سوره اعلی که با «سبّح» به فعل امر شروع می شود، جزء مسبحات نیست، گرچه در روایتی وارد شده است ولیکن در روایت معتبره، مسبحات را همان پنج سوره تعیین کرده است. موفق باشید
7169
متن پرسش
سلام علیکم استاد . از زحمات شما سپاسگزاریم : استاد بحث شما به جای حصول , حضور به مخاطب عرضه میکند . در برهان صدیقین و حرکت جوهری , معاد , معرفت النفس و... مخاطب را درگیر الفاظ نمیکنید و مباحث بیشتر پای رفتن میدهند تا پای دانستن. استاد چه کنیم مباحث بقیه هم مثل مطالب شما شود . نمیدانم این تنبلی از جانب ماست که میخواهیم مباحث صاف و پوست کنده بیان شود یا در واقع باید همین طور باشد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما باید تلاش کنیم مطالب را در خودمان حضوری کنیم. بعضی از اساتید بزرگ مسئولیت خود را تدوین معارف اسلامی می‌دانند آن‌طور که بشود در جهان بشری ارائه داد و پایه‌ی تمدن نوین اسلامی را شکل داد. موفق باشید
6128
متن پرسش
به نام خدا و با عرض سلام استاد این که می فرمایید شخص در عین ثا بته اش که در علم خداست شخصیت خود را انتخاب کرده و در عین ثا بته اش اراده کرده است یعنی چه مگر علم خدا جای اراده کردن ماست بله می توان گفت که خدا در علمش می داند این شخص چه انتخابهای در دنیا می کند و لی این که مثلا شخص در علم خدا انتخاب کرده زنا زاده با شد اصلا مفهوم نیست مگر انجا ما وجود تعین یافته شخصیه خارجیه داریم اگر طرفی بر چه اساسی شخص انتخاب می کند زنازا ده باشد مگر نتیجه ای نفعی یا لذتی از این انتخاب می برد که چنین انتخاب شومی که در دنیا سر افکنده و در اخرت عموما گرفتار عذاب باشدرا بکند و اساسا اگر کسی انجا که نه پیامبر و هادی است و نه دار امتحان است انتخاب کند اگر بتوانیم چنین انتخابی را بپذیریم چه ارزشی دارد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر در قرآن نداریم: «إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُون‏» چون خدا چیزی را اراده کرد که خلق کند به آن چیز می‌گوید بشو و آن چیز موجود می‌شود. پس معلوم است آن شیئ در آن حدّ که مورد خطاب الهی قرار گیرد در علم خدا موجود بوده، از طرفی خداوند خلق هرچیزی را به آن چیز می‌دهد و در این رابطه حضرت موسی و هارون«علیهماالسلام» در معرفی خداوند می‌فرمایند: «رَبُّنَا الَّذی أَعْطى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏» پروردگارمان آن کسی است که خلقت مخصوص به هرچیزی را به آن چیز می‌دهد و سپس آن چیز را پس از آن‌که خلقت‌اش را به آن داد، هدایت می‌کند. از این لحاظ خلقت آن کسی که می‌خواهد مرد باشد و مثلاً در چنین شرایطی مثلاً در تهران به دنیا بیاید را به او می‌دهد و با این مبنا باید متوجه بود اگر کسی زنازاده شد، خداوند خلقت او را به او داده است و این‌که چرا چنین انتخابی را کرده مربوط به خودش می‌شود مثل انتخاب‌های شومی که سایر انسان‌ها در این دنیا می‌کنند. در هر صورت چون انسان‌ها در آن مقام، در مقام امکان هستند جهت رجحان یک طرفِ امکان دارای انتخاب می‌باشند و چون این انتخاب و اختیار همچنان ادامه دارد هرلحظه می‌توانند خود را تغییر دهند. موفق باشید
5343
متن پرسش
سلام استاد در آیه ی 265 سوره ی بقره آیا (تثبیتاً لانفسهم ) مطلبی جدای از (ابتغاء مرضات الله)است؟ یا علی...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیه‌ی مذکور نظر به کسی است که در سیر إلی اللّه دارد که در عین انفاق اموال برای خدا، تلاش می‌کند روحیه‌ی انفاق را در جان خود نهادینه کند و به مقام فنا برسد که تنها نظر به حق دارد و نه نظر به خود. به همین جهت در روایت داریم این آیه مربوط به علی«علیه‌السلام» است. موفق باشید
4915
متن پرسش
باسلام 1.آیا صفت ازلی بودن را هم انسان می تواند داشته باشد؟توضیح بفرمائید؟ 2.آیا هست ها کم و زیاد می شود؟ 3.فرق اسما و صفات چیست؟ 4.اینکه امیرالمومنین(علیه السلام) می فرمایند اگر حجاب ها کنار برود برمعرفتم افزوده نمی شود چگونه با این فرمایش آیت الله جوادی که می گویند بعد از این دنیا سیر علمی ادامه دارد جور در می آید چون امیرالمومنین فرمودند اضافه نمیشود پس چگونه سیر می کنند؟ 5.کتاب جدید انسان از تنگنای وجود همان انسان از دیدگاه اسلام است یا نه؟ در صورتیکه همان است آیا باید باشرحش بخوانیم یا نه؟و در صورتیکه همان نیست آیا این کتاب را می خواهید شرح بدهید یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این‌که اثبات می‌شود نفس انسان جسمانیة الحدوث و روحانیة‌البقاء است یعنی به عنوان شخص خاص با جسم خود شروع شده ولی تا ابد موجود است 2- وجود از جهت ظهور در مظاهر مختلف ظاهر می‌شود و ممکن است آن مظهر از بین برود ولی وجود از بین نرفته و یا کم و زیاد نشده بلکه شرایط ظهور وجود در آن منظر از بین رفته 3- صفات الهی وقتی بخواهد وجود پیدا کند و تحقق یابد به صورت اسم تحقق می‌یابد مثل آن‌که صفت حیّ الهی وقتی بخواهد ظهور یابد به صورت اسم حیّ محقق می‌شود پس در واقع صفت یک مفهوم است و تحقق آن را اسم گویند 4- سیر علمی مربوط به کسانی است که در آن مقام نیستند. اولیاء معصوم در همین دنیا در قیامت حاضرند 5- همان است با تجدید نظر کلی و اضافه‌شدن فصل آخر. نمی‌دانم توفیق شرح آن را دارم یا نه. موفق باشید
4337
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز-استاد بنده بعد از پایان دوره لیسانس در رشته ریاضی محض به لطف خدا وارد حوزه علمیه شدم و اکنون پایه دو هستم و متولد 1366 میباشم-تصمیم گرفته ام که در زمینه معرفت و شناخت اهل بیت مطالعاتی را شروع کنم ولی نمیدانم از کجا و با چه کتابهایی باید شروع کنم-خواستم از شما کمک بگیرم که لطفا یک سیر مطالعاتی در این زمینه (از سطح مبتدی تا پیشرفته) معرفی بفرمایید-خدا خیرتان دهد-التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حینی که باید با جدیّت کامل فعلاً دروس پایه‌ی حوزه را دنبال کنید، در سیر مطالعاتی موجود در سایت بعد از برهان صدیقین می‌توانید از کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» و بعد «مبانی معرفتی مهدویت» شروع کنید تا به مباحث حقیقت نوری اهل البیت‌علیهم‌السلام» و «امام و تعلیم ملائکه» و «امام در تکوین و تشریع» برسد در آن حال قوه‌ی تجزیه و تحلیل خوبی نسبت به موضوع امامت پیدا کرده‌اید. موفق باشید
3226
متن پرسش
با عرض سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار همانطور که در قرآن آمده هدف از خلقت ما بندگی و عبودیت است. حال من یک سوال داشتم اینکه یک نفر چگونه می تواند بفهمد که از چه راهی بهتر می تواند بندگی خدا را به جا آورد؟ ممکن است انسانی به طرق مختلفی بتواند کار کند ولی چگونه می تواند بفهمد که بهتر ین راه کدام است.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شریعت الهی مطابق فطرت همه‌ی انسان‌ها نازل شده، با عقیده‌ سالم قرآنی و رعایت حرام و حلال الهی می‌توان بندگی کرد و خداوند در این راه آن‌چه شما را به سعادت نزدیک می‌کند در قلب شما القاء می‌فرماید. موفق باشید
3157

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ورحمة الله جوانی 17 ساله هستم بسیار شهوت بالای دارم ونمی توانم جلوی خودم را بگیرم ومر تکب گناه می شوم(فیلم های شهوت انگیز نگاه میکنم) لطفا من را در این برطرف کردن این مشکل راهنمایی کنید.وچون به مسائل دینی هم اعتقاد دارم این مشکل بسیار عذابم می دهد. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هیچ راهی جز نگاه‌نکردن به این فیلم‌ها ندارید، مثل این است که انسان برای پرت‌نشدن از کوه خود را به پرتگاه‌های خطرناک وارد کند. موفق باشید
2711
متن پرسش
سلام آقای خامنه ای خودشان در خراسان فرموند باید از روحیه تقلید بپرهیزید و شخصیت تابع نداشته باشید ولی چرا همه مذهبیا کورکورانه و بدون نظر به امام زمان از ایشان تقلید میکنند ؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آن افرادی که بنده می‌شناسم ارادتشان به مقام معظم رهبری بر اساس تحقیق است و چون فرهنگ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» را می‌شناسند و می‌بینند مقام معظم رهبری احیاگر آن فرهنگ و سرباز حضرت حجت«عجل‌الله‌‌تعالی‌فرجه» هستند به ایشان ارادت دارند و ارادت ما صدچندان شد وقتی ایشان در نمازجمعه‌ی بعد از فتنه‌ی 88 در آن خطبه‌ی قدسی، خطاب به حضرت حجت«ارواحنا لتراب مقدمه فداه» عرض کردند: مولای من بنده با این بدن ناقص در خدمت شما هستم. موفق باشید
2470

چه باید کردبازدید:

متن پرسش
باسلام من دوتا سوال از خدمت استاد گرامی دارم 1)من مطالعات ریادی در مورد هدف خلقت کردم و کتاب اشتی باخدا را هم مطالعه کردم و نتیجه گرفتم هدف اصلی خلقت ما رسین به حقیقت عبودیت و خشوع در برابر پروردگار است اما هرگز نتوانستم بفهمم وظیفه من در این عالم چیست ایا فقط با ترک گناه و انجام واجب به این امر میرسم یا باید برم و علم تحصیل کنم یا در کلاسهای استادان شرکت کنم واصلااینکه من دارم راه رو درست میرم و به کمال میرسم چه نشانه هایی در زندگی من دارد؟ایا حتما باید چشم برزخی من باز شود یا علاماتی از این قبیل؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- در مسیر بندگی خداوند تا آن‌جا که ممکن است معرفت به خدا و آیات و اسماء او بندگی را رشد می‌دهد و معرفت به معاد و امامت و نبوت به خودی خود یک نوع سلوک محسوب می‌شود. در دل به‌دست‌آوردن این نوع معارف دنبال‌کردن نظرات ولیّ امر مسلمین شرط دینداری است و در ذیل رعایت نظرات و دستورات ولیّ امر مسلمین توانسته‌ایم آنچه وظیفه‌ی الهی ما است را انجام دهیم. 2- پیشنهاد می‌کنم برای جواب قسمت دوم سؤال‌تان مدتی دعای مکارم الاخلاق که در آخر مفاتیح است را با توجه به معانی دعا بخوانید. در آن‌جا متوجه می‌شوید حضرت از خدا می‌خواهند که بتوانند با مسلمانان مدارا کنند و اگر توفیق مدارا را پیدا کنید زندگی شما نور دیگری می‌گیرد. موفق باشید
1148

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز در کتاب جوان و انتخاب بزرگ امده که باید یک تصمیم به اندازه ابدیت گرفت تا پشیمان نشویم اینکه تصمیم زندگی انسان خدمت به محرومین باشد و نه دین و شریعت ایا این هدف انسان را به پوچی می برد؟ایراد این تصمیم چیست؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی زیرا باید رجوع همه به خداوند باشد و بخواهند در حیات ابدی سعادت‌مند گردند، در کنار چنین تصمیمی است که باید همچون اولیاء و انبیاء در خدمت محرومان بود و از این کار در نزدیکی به خداوند بهره‌مند شد. موفق باشید
21768
متن پرسش
با سلام و احترام: درباره سوال 21751، فرمودين زينت معنوی منظوره. با سرچ دیدم این تفسیر از آیه با معارف همخوانی داره و آیت الله جوادی هم فرمودن «هرچه جداي از جان آدمي است زينت او نيست». از طرفی به نظرتون میشه گفت چون آیات قرآن چهل هزار بطن دارن، و قرآن ظاهری داره و باطنی، تفسیر باطنی قرآن، نفی کننده ی تفسیر مادی و ظاهری نیست؟ چون درباره آیه مسجد که ذکر کردین، از بچگی شنیده بودیم میگفتن برا مسجد رفتن مثلا طلا همراه کنید یا لباس نو بپوشید ثواب داره یعنی معنی ظاهری آیه زينت در مسجد که فرمودين رو هم می گرفتن. بله من حضور داشتم در مناظره شون و به خاطر حجم بالای مطالب، این مطلب پاسخ داده نشد. تو جلسه برا همین روش دقیق شدم. ممنون میشم توضیح بدید معنی ظاهری آیه رو نمی گیریم درباره مسجد و زينت لباس؟ همینطور آقای سوزنچی تو همون مناظره گفتن روایاتی درباره صور مختلف حجاب که امروزه هست مثل فوکول و...، در اسلام داریم. شما اطلاعی دارید از کجا پيدا کنم این روایات رو؟ شخصی ازم پرسید ممکنه حفظ کردن حجاب، به صورت کلی سفارش شده و مثلا در حد چن تار مو که معمولا بیرون میذارن اشکالی نداشته باشه؟ جایی اومده چن تار مو هم اشکال داره؟ چه جوابی بدم؟ شرمنده وقتتونو می گیرم، با تشکر و التماس دعا.
متن پاسخ

بباسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی آیت اللّه جوادی در تفسیر مفصل آیه‌ی مذکور، آن روایات که می‌فرماید باید معطر و پاکیزه وارد مسجد شد؛ ربطی به این آیه ندارد و این آیه وجه معنوی را زینت انسان می‌داند. پس نباید گفت چون خداوند خواسته زینت‌ها را ظاهر کنیم و حجاب، مانع اظهار زیبایی‌ها است قرآن نظر به حجاب زن ندارد؛ همان‌طور که آقای سوزن‌چی بر آن تأکید دارند باید به موضوع تاریخیِ حجاب نیز نظر داشت زیرا واژه‌ها در معنایِ تاریخیِ خود اشارات اصلی خود را دارا هستند. و البته این‌که معنای حجاب در این دوران چگونه باید باشد، حرف دیگری است. مثل این‌که ما نمی‌توانیم امروز مانتو و شلوار را بی‌حجابی بدانیم. ولی در هرحال اصلِ موضوع که هویت زن نباید در حضور اجتماعی‌اش عامل تحریک شهوت شود؛ علاوه بر آن‌که یک موضوع شرعی است، یک موضوع اخلاقی است و ظرائف بسیاری در آن نهفته است که در هر صورت به‌راحتی نمی‌توان سخن آقای ترکاشوند را پذیرفت که می‌فرمایند مویِ سر حکم حجاب را ندارد؛ زیرا به فرمایش آقای سوزن‌چی این در موردی می‌تواند باشد که همراه با لذت نگردد «مع عدم تلذذ» و اگر هم کنیزان و یا اهل کتاب لازم نبوده است موی سر خود را بپوشانند، به جهت نحوه‌ی زندگی آن‌ها در آن شرایط بوده که با کارهای سطح پایین عموماً جذابیتی در آن‌ها پیش نمی‌آمده. و خود ما تا چندسال پیش در اصفهان می‌دیدیم که زنان یهودی در محله‌ی «جویباره» با آن‌که از نظر ثروت وضع خوبی داشتند، به جهت خساست‌شان از نظر ظاهر چه اندازه غیر جذاب ظاهر می‌شدند که البته امروز موضوع، متفاوت شده است. موفق باشید

20535

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: بر اساس این حدیث :قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع):‏ «جَنِّبُوا مَسَاجِدَکُمُ‏ الْبَیْعَ وَ الشِّرَاءَ وَ الْمَجَانِینَ وَ الصِّبْیَانَ وَ الْأَحْکَامَ وَ الضَّالَّةَ وَ الْحُدُودَ وَ رَفْعَ الصَّوْتِ.» امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مسجدهاى خود را از خرید و فروش و دیوانگان و کودکان و قضاوت و جستن گمشده و اجراء حدود و فریاد کشیدن دور بدارید.» برخی بیان می کنند آوردن کودک و بچه در مسجد کراهت دارد. همچنین امور دنیایی مثل بیان مسائل سیاسی و .... حال بحث بر این است که اگر آوردن کودک کراهت دارد برخی دیگر می گویند بچه باید جذب مسجد شود و مسجد اثر گذار است. البته امروزه متأسفانه مسجد با این برنامه ها حس و حال را برده اند و ارتباط با خالق را سخت کرده اند. حال نسبت به این مباحث و این حدیث چگونه می شود روبه رو شویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قدیم‌ها حتی در زمان کودکیِ ما، بچه‌ها را به مسجد راه نمی‌دادند زیرا در مسجد شلوغ می‌کردند. به همین جهت یک نفر درب مسجد می‌ایستاد و بچه‌ها را راه نمی‌داد مگر همراهِ والدین‌شان. ولی ظاهراً امروز به آن شکل نیست که قبلاً بود به همین جهت آیت اللّه مکارم می‌فرمایند حضور بچه‌ها همراه با والدین‌شان اشکال ندارد تا از همان کودکی مسجد را بشناسند. ولی والدین نباید بچه‌ها را رها کنند تا فضای مسجد از حالت آرامش و نیایش خارج شود. موفق باشید

نمایش چاپی