بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11123
متن پرسش
سلام: بنده به شدت آدم خودستا و خودبزرگ بینی هستم، نمی دانم برای ترک این رذیله باید اول چکار کنم؟ آیا می شود راهنمایی ام کنید و به صورت جزئی یا هر جور خودتان صلاح می دانید بفرمایید چه کارهایی را پله پله باید انجام بدهم. خدا به شما توفیق بدهد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از یک طرف باید متوجه باشید که اگر کمالاتی در شما هست توفیقی است از طرف خداوند و از طرف دیگر سعی کنید کمالات بقیه‌ی انسان‌ها از چشم شما پنهان نماند که این بسیار مهم است. موفق باشید
9114
متن پرسش
سلام استاد گرامی: بنده 25 ساله پایه اولم، می خواهم کار فرهنگی کنم ولی خودم دارای محاسن اخلاقی نیستم و خودم می فهمم و همچنین خانواده، البته مردم بیرون مشکلات من را نمی دانند البته در خانه هم مشکل زیاد خرابی ندارم و مشکلم اینکه خنده رو نیستم و اکثرا پکرم بخاطر مسائلی. حال آیا صحیح است که مثلا وقتی جزء خوانی قرآن می کنیم توضیحاتی درباره آیات قرآن بدهم یا مثلا احکام بگم قبل از اذان و غیره؟ نکته دیگر اینکه قوه وهمیه من خیلی قوی است و نمی گذارد اخلاص داشته باشم حتی مثلا یک صفحه قرآن که بعد از نماز در مسجد بلند می خوانم این قوه این قدر افکار به ذهنم میاره که دیگه قرآنی که می خوانم نمی فهمم و کم می فهمم مثلا فکر میاد که خیلی دارم قشنگ می خوانم فکر می آید که ماشاءالله تجوید را رعایت می کنم. الآن مردم پیش خودشون دارند مرا تحسین می کنند و ...و... با این شرایط چکار کنم (با توجه به کم صلاحیتیم و قوه واهمه ام؟) ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر توحید آرام‌آرام نظر به غیر خدا جای خود را به نظر به خداوند می‌دهد. سعی کنید نیت خود را در عمل خالص کنید حالا در بین راه نفس امّاره خودنمایی می‌کند. کار را ترک نکنید به نفس امّاره بی‌اعتنایی کنید. موفق باشید
8285
متن پرسش
سلام استاد عزیز سوالی هست که باعلم تجربی هر چی دنبالش گشتم پیدا نشد و اون اینه که چرا وقتی نماز صبح ما قضا میشه روز ما خراب میشه کارا درست پیش نمیره تا چشم رو هم میذاریم شب شده بدون اینکه دستاوردی داشته یاشیم بزرگوار لطفا ازعالم تکوین و تشریع و اینا سخن نگید چون من از اینا چیزی سر در نمیارم ممنون که به قول حضرت حافظ بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مختوم بی عنایت
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شیطان لعنتی کاری می‌کند که نماز شما قضا شود و بعد سعی می‌کند تا آن‌جا که می‌تواند یا کارهای روزتان را خراب کند یا این‌طور القاء کند که گمان کنید کارها همه در آن روز خراب شد تا شما را مأیوس کند. راهش آن است که به قول خدا اعتماد کنید که فرمود اگر قضای نمازت را خواندی من آن نماز را به عنوان نماز کامل می‌پذیرم و بعد با اطمینان کامل که خدا نمازتان را پذیرفته به امید خدا وارد روز شوید و پوزه‌ی نحس شیطان را به خاک بمالید. موفق باشید
7826
متن پرسش
سلام استاد . داد از اینهمه رابطه ی عادی که بین دختر و پسرهای مذهبی ما در این هیئت ها و گروه های فرهنگی تحت عنوان کار فرهنگی هست.در حالیکه روحشان خبر ندارد که این یک رابطه ی مدرن شده است در قالب دین. استاد شاید دوستان ناراحت شوند ولی بنده شهرستانهای مختلف کار کرده ام و شیوع آنرا در بین اعضای هیئات اصفهانی متاسفانه بیشتر دیدم. آیا نباید چنین مکرهایی را هم متذکر بود؟یا بنده فکرم جمود دارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: متأسفانه دوستان هیئتی بر روی معارف اسلامی و اخلاق کمتر وقت می‌گذارند تا جایگاه احکام الهی را بدانند و آن را کامل رعایت کنند. ابتدا باید هیئت‌های ما کلاس معارف شود تا عزاداری‌ها انسان‌سازتر گردد. موفق باشید
4294
متن پرسش
با سلام در مورد بحث عزاداری ائمه (ع) اعم از سبک های عزاداری از لحاظ فقهی بیان شده در هر یک از موارد عزاداری اکثر فقها گفته اند اگر موجب وهن در دین نشود جایز است اما وهن در دین تا چه حد شدت می گیرد یعنی اگر ما به مقامهای عزاداری دست پیدا کنیم آنگاه هروله یا شور و ذکر حسین موجب وهن در دین نخواهد بود علمای اندک ما نتوانستند به مقام عزاداری دست پیدا کنند لذا عزاداری به شیوه سبک مثل سینه زنی تند و ذکر حسین و امثال تحریفات امروزی نداشتند لذا چرا جامعه امروزی از بحث مبانی تصدیق عزاداری خارج شده و حالتی مثل ادا در آوردن و به ظاهر عزادری می نمایند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرصورت باید در عین شور و دلدادگی ، تعادل و متانت رعایت شود. موفق باشید
3322

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
باسلام 1. آیا من های انسان ها بایکدیگر فرق دارد؟ 2.آیا من های انسانها هیچ وقت نمی میرد حتی در قیامت؟ 3.اگر خدا همه جا هست ÷س چه نیازی هست که ما به سجده برویم یا دستانمان را بلند کنیم و اورا صدا بزنیم؟ 4. به نظر شما مولوی شیعه است یا سنی بادلیل بیان فرمائید؟ 5. آیا فکر نمی کنید که تفسیر المیزان سنگین است و برای شروع آن باید خیلی کار کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در مورد سه سؤال اول، کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را با سی‌دی مربوطه مطالعه بفرمایید و در مورد سؤال چهارم به کتاب «روح مجرد» از آیت‌الله طهرانی مراجعه فرمایید. در مورد سؤال پنجم با شما موافقم. موفق باشید
2408

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی در مورد کتبی که فرمودید خدمت مقام معظم رهبری تقدیم نمودید ایا ایشان درباره ان کتابها مطلبی فرمودند ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده چیزی نمی‌دانم. موفق باشید.
2158

معنای اسرافبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم! می خواستم دقیقا بدانم اسراف یعنی چه و اینکه اسراف با تبذیر دقیقا چه تفاوتی دارد؟! برای مثال اگر بخواهیم موردی بحث کنیم اینکه کسی از مال حلال خویش مثلا یک ماشین 500 میلیونی بخرد یا مثلا یک خانه 10000 متری بخرد با مثلا استخر و سونا و جکوزی و زمین مثلا بدمینتون درون خانه آیا اینها اسراف است یا خیر؟! ممکن است شما بفرمائید بسته به نیاز است اگر نیاز باشد اسراف نیست. اگر نباشد اسراف است. خوب اگر شما این جواب را بدهید بنده می گویم دقیقا نیاز یعنی چه؟! چون بالاخره این نفس آدمی برای هر چیزی توجیهی می تراشد. حتی برای یک ماشین 500 میلیونی یا برای یک خانه 10000 متری با آن امکاناتی که گفتم. بله مثلا اصل وسیله نقلیه واقعا یک نیاز واقعی است اصل مسکن نیز یک نیاز واقعی است. حالا امکانات مکفی و متعادل نیز درون مسکن و ماشین خوب هم خوب است اگر انسان داشته باشد بخرد. مثلا کسی ندارد به یک پراید بسنده می کند. کس دیگری بیشتر دارد مثلا پژو 405 می خرد یکی دیگر بیشتر دارد 206 می خرد یکی دیگر بیشتر دارد مثلا سمند می خرد. اما آیا اگر کسی داشت که ماشین 500 میلیونی بخرد صرفا بخاطر داشتن و کلاسش آیا مجاز است بخرد یا خیر!؟ البته به عنوان یک سوال خوب است پرسید آیا ممکن است کسی درآمد حلالش اینقدر باشد که بتواند این چیزها را بخرد!؟ البته حلال نه بدین معنی که کسی دزدی نکند خمسش را هم بدهد. نه وقتی کل سیستم سالم باشد. یعنی در قوانین نیز به کسی ظلم نشود. نظام پرداخت دستمزدها و حقوق ها نیز اسلامی باشد. خلاصه درآمد حلال نه فقط به معنی حلال فقهی حداقلی بلکه به معنی حلال حلال حلال در نظام مطلوب اسلامی اقتصاد. سوال بعد آنکه روایات در این زمینه ظاهرش متناقض هستند در برخی روایات توصیه به ساده زیستی و زندگی کم خرج و کم بودن مئونه دارد. از طرفی مثلا روایت داریم من سعادة المرء سعة بیته. این تناقض ظاهری را چگونه باید با هم جمع کرد!؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آدم حسابی مثالی زده‌ای که انسان وحشت می‌کند تصور آن را هم بکند چه رسد بخواهد صاحب این چیزها باشد. آیا جمله‌ی حضرت مولا را فراموش کرده‌ای که فرمودند:« ما رایت ثروه موفوره الا و الی جانبها حق مضیع» ندیدم ثروت فراوانی را مگر آن‌که در کنار آن حقی ضایع شده است؟ و این‌که می‌فرمایند: انسان اگر ثروتی دارد مثل خسیسان عمل نکند و به خود و خانواده‌اش سخت نگیرد غیر از اسرافی است که ثروتمندان انجام می‌دهند. بالاخره حرام دنیا عقاب دارد و حلال دنیا نیز حساب دارد. اگر ثروتی هم داریم به مقدار کفاف‌اش مال ما است بقیه‌اش مال مردم است موفق باشید
1500

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ؛ شوهرم بد اخلاق ،حواس پرت ، لج باز شده کارهایش بیشتر شبیه به بهانه است ، همه اش گیر میدهد ، مدام به من میگوید بچه ای ، اگر احوالش را بپرسم میگوید لوسم نکن اگر نپرسم میگوید چرا زن نیستی ، این رفتار را خانواده اش میگویند که یک سالی است پیدا کرده خودش هم نمیداند چه مشکلی دارد وقتی سرحال است محبت میکند و از کارهایی که کرده اظهار پشیمانی میکند اما طولی نمیکشد که دوباره به هم میریزد ، شما به او گفتید که حضرت عزراءیل علیه السلام کمکت کرده از دنیا کنده شدی به خواهرش گفتید که مشکل از کتاب خواندنش نیست شیطان دیده نمیتواند اعتقادش را ضعیف کند دست گذاشته روی اخلاقش ، مردم گفتند این باید زن بگیرد ، دیگری گفته باید برود پیش روان پزشک ، سیستم بدنش دچار اختلال شده ، خلاصه خانواده به دلیل اصرار طولانی مدت خودش برایش زن میگیرند خواهرش قبل از ازدواج به من گفته بود که یک سالیست در اخلاق و احکام بد شده حوصله اش کم شده اما گذشته اش را که گفت و اینکه در اعتقاد خیلی قوی هست و اینکه از وهمیات گریزان ، من هم که گذشته اش را شنیده بودم که عالی بوده و کسی است که نمیتواند به دنیا دل ببندد باهاش ازدواج کردم اما الان میبینم غیر قابل تحمل است ، اگر به خاطر کنده شدن از دنیا باشد برایم قابل تحمل میشود اما میترسم که نکند اشتباه انتخاب کردم و این آدم در کارش زیاده روی کرده باشد و با گیر دادنهایش مرا از دین و کتاب و معرفت و ... دلسرد کند چون اغلب اوقات وحشتناک میشود نمیدانم چه رفتاری بکنم چون اصلا معلوم نیست چه میخواهد بگوید من هر کار بکنم گیر میدهد ، دیگر واقعا دارم به خودم شک میکنم که آیا واقعا اینقدر وضعم خراب است مرا راهنمایی کنید که با او چه جوری رفتار کنم چون سر کار نمیرود شدیدا ولخرج است پولی نگه نمیدارد اصلا خراب کردن برایش کاری ندارد اگر هم من به او تذکر بدهم میگوید تو داری مرا به سمت دنیا میاوری ، بفرمایید چگونه در مقابلش رفتار کنم که شایسته رفتار یک زن است ؟ این را هم بگویم اگر خوب رفتار کنم به من میگوید اینها واقعیت تو نیست وقتی مردی آن وقت میفهمی که چقدر پوچی به من میگوید مشکلاتت را پنهان نکن بگذار مشکلات درونیت را ببینی و... حرف زیاد است خودش هم از ما میخواهد که برایش دعا کنیم چون خیلی داغون است اما من بیشتر نگرانم که نکند من باعث دنیایی شدن او بشوم به همین دلیل دیگر به او نمیگویم که چرا اسراف میکنی چرا مدیریت نمیکنی زندگیمان را و ....بفرمایید من چگونه رفتار کنم که به او کمک کنم از این داغونی درآید و کمکش کنم که راحت تر به اهداف بلندش برسد ، او سیگاری شده ، گاها نماز صبحش را قضا میکند نمازهایش را آخر وقت هم ممکن است بخواند ، حسابی گیج است گیج گیج گیج پدر و مادر من از این گیجیش و بیکاریش ناراحتند من باید مدام به آنها هم جواب بدهم تا نگران نباشند راهنماییم کنید و یک مرکز مشاوره قابل اعتماد که مدام با آنها در ارتباط باشم معرفی نمایید برایم مهم است که شما آن مشاور یا مرکز را تأیید کنید .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: ملاک صحیح و غلط‌بودن کارها سیره‌ی رسول خدا«صلواه‌الله‌علیه‌وآله» و ائمه‌ی هدی«علیهم‌السلام» است، دائم به او متذکر شوید که باید راه ائمه را دنبال کند و شما هم بنا به توصیه‌ی ائمه با او خوش‌رفتاری کنید. به شوهرتان بگویید با مطالعه‌ی سیره‌ی علماء می‌تواند إن‌شاءالله بهره بگیرد. بنده هم پیشنهاد می‌کنم به مشاور رجوع کنید ولی خودم شخص خاصی را نمی‌شناسم، از بقیه سؤال کنید نتیجه می‌گیرید. موفق باشید
1358

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . استاد در سوال قبلی که از شما راهنمایی گرفتم کتاب "جنود عقل و جهل" توصیه نمودید با اینکه خیلی علاقمند به خواندن آن هستم اما تقریبا میتونم بگم هیچی ازش متوجه نشدم . باید چکار کنم؟
متن پاسخ
بسمه تعالی . بنده آن را شرح داده ام سی دی آن را از گروه المیزان بگیرید انشا ء الله استفاده خواهید کرد. موفق باشید .
1326

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
وهم با خیال چه فرقی دارد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: از جهت اخلاقی فرق خاصی ندارند و هر دو اشاره به چیزی در ذهن دارد که در خارج واقعیّتی برای آن نیست ولی از نظر فلسفی خیال محلّ صورت‌هایی است که انسان یا از عالم عقل در خود دارد و یا از عالم محسوس و وهم بُعدی از ادراک انسان است که معانی همراه با صورت را در خود ایجاد می‌کند. موفق باشید
878

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد طاهرزاده ؛ بنده می خواستم مباحث تفسیر قرآن حضرت عالی را استفاده کنم. سوالی که هست اینکه آیا مرحوم علامه در المیزان یک سیری را در نظر دارند و بر اساس این سیر تفسیرشان را سامان داده اند یا نه؟ اگر آری مباحث شما را هم از سوره حمد و بقره شروع کنم ( آمادگی اش را به لحاظ علمی فکر می کنم داشته باشم؛ طلبه پایه هشتم هستم و با مباحث فلسفی و قرآنی با مطالعه آثار شهید مطهری و مطالعات دیگر آشنایی دارم ) یا اینکه همان سیری که جنابعالی برای تفسیر قرآن دارید را پی گیری کنم. یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: اگر بخواهید با المیزان کار کنید باید از ابتدا و از سوره‌ی حمد شروع کنید که در جزوه‌ی چگونگی کار با المیزان عرض شده. ولی اگر خواستید با سی‌دی‌ها کار کنید همان ترتیبی که بحث شده خوب است إن‌شاءالله. موفق باشید
846

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1- در جلسه هفتم آشتی با خدا از اسم علیم مطلق خدا و در صفحه 48 کتاب مهدویت از اسم حجت برای امام استفاده شده علت انتخاب این دو اسم از بین اسماء چه بوده ؟ ب
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: امام در عین آن‌که مظهر اسم علیم خداوند است، حجت الهی نیز هست تا راه رسیدن به خدا را به بشریت بنمایاند و اگر حامل نور علم الهی نباشد در شناخت حقیقت و شناساندن آن ناتوان خواهد بود. موفق باشید
38245
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم استاد معظم. اخیرا جناب دکتر دینانی در مصاحبه با شبکه ی عمانی مطالبی گفتند از جمله: «ابن عربی بعضی حرف های ظاهرا کفر آمیز دارد که ظاهرش کفر و باطنش توحیدست، ابن عربی می‌گوید اولین موحد خداوند است، دومین موحد ابلیس ست چون به غیر خدا سجده نکرد و غیرت داشت و سومی حضرت محمد. ما می‌گوییم ابلیس لعین اطاعت نکرد استکبار کرد اما تاویل باطنی قرآن این نیست. این غیرتِ توحیدست. تکوین با ظاهر فرق دارد، قرآن و حدیث ظاهرست، باطن این حرف ها همین ابن عربیست. دیانت را تاویلی نکنیم دچار مشکل می‌شویم، شرع و ظاهر برای عوام ست. متکلمین نمی‌فهمند، فلاسفه و ملاصدرا می‌فهمند. صوفی ها خوب فهمیدند» سوالم اینست: قبلا بحث تحریف و اضافه شدن برخی مطالب به مطالب ابن عربی را مطرح کرده اید، همچنین موضوع استبصار او را طرح کرده بودید، این مطالبی که جناب دینانی گفته اند از کدام بخش است؟ تحریفات؟ یا مطالب قبل از استبصار؟ و یا مطلبی همچون تفسیر ذیل که مشابه آن در آثار ابن عربی بسیار زیادست: ابن عربي در ذيل آيه «خَتَمَ الله عَلي قُلُوبِهِمْ وَ عَلي سَمْعِهِمْ وَ عَلي أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيم» مي‌گويد: «خلاصه مفهوم اين آيه چنين است: يا محمد، اينان كه محبّت مرا در دل پنهان داشتند (كافران)، برايشان تفاوتي ندارد. چه آنان را به وعيد خود بيم دهي و چه بيم ندهي به سخن تو ايمان نمي‌آورند؛ زيرا اينان جز مرا نمي‌بينند و درك نمي‌كنند. چگونه به تو ايمان آوردند در حالي كه بر دل‌هايشان مهر (محبّت خود) زده‌ام. تا جايي براي چشم‌هايشان پوششي از بهاء و عظمت خود افكنده‌ام تا ديگري را هرگز نبينند. اگر توجّه‌شان را از سوي خود به تو معطوف دارم، به رنج و اندوه مي‌افتند. در حالي كه محو جمال والاي من گشته‌اند و مبهوت، به اين منظر تابناك مي‌نگرند. پس چگونه اينان را از خود بازدارم و متوجّه بيم دادن‌هاي تو كنم!» پذیرش این مطالب با مبنای باطنی ها (تضاد باطن و ظاهر به خلاف ارتباط بطن با ظاهر) چه مشابهت و چه تفاوتی دارد؟ ارتباط این مطالب با مطالب عین القضات همدانی و منصور حلاج چیست که می‌گفتند: «هر کس در این معنی راه نبرد، ابلیس داعی است در راه، و لیکن دعوت می‌کند ازو، و مصطفی دعوت می‌کند بدو. ابلیس را به دربانی حضرت عزّت فروداشتند و گفتند: تو عاشق مایی، غیرت بر درگاه ما و بیگانگان از حضرت ما بازدار.» «ای دریغا گناه ابلیس عشق او آمد با خدا و گناه مصطفی دانی که چه آمد؟ عشق خدا آمد با او» سیر این افکار و عقاید چه ارتباطی با تصوف دارد؟ از تصوفی که در زمان ائمه می‌زیستند تا به حال؟ منظور جناب دینانی از تاویلی کردن دین چیست؟ همان چیزی که در احادیث متوار تحت عنوان تفسیر به رای معرفی شده؟ متشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نکته‌ای که آیت الله محی الدین الهی قمشه‌ای در این رابطه با عدم سجده شیطان به آدم فرموده‌اند بسیار کارساز است. آن‌جا که می‌فرمایند: 
جرمش آن بود که در آینه روی تو ندید     ورنه بر بوالبشری ترک سجود این همه نیست
همه حرف جناب ابن عربی آن است که حضرت حق در جلوه اسمای حسنایش در میان است و به اسماء حسنایش هست. و این راز بزرگی است در مکتب ابن عربی که چگونه ما او را از طریق اسماء حسنایش آن هم در آینه و مظاهر اسماء حسنایش بنگریم، وگرنه اگر به او نظر کنیم بدون اسماء‌اش، موحد هم که باشیم، شیطانیم. و ابن عربی به صورت‌های مختلف می‌خواهد این نکته را متذکر شود. و این درست مقابل این کلام الهی است که می‌فرماید: «له الاسماء الحسنی فدعوه بها». آری! رجوع به او به همان معنای «فدعوه بها» از طریق اسماء حسنا می‌باشد، آن هم از طریق مظاهرِ اسماء حسنا، که به گفته حضرت صادق آل محمد «صلوات‌الله‌علیه‌وآله»: «نحن والله الاسماء الحسنى التي لا يقبل الله من العباد عملا إلا بمعرفتنا» . و درک این موضوع از ظرائف توحید است و بحث آن بسی حساس و دقیق می‌باشد به همان معنای مرز کفر و ایمان. موفق باشید 
 

18640

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: به نظر شما این بخش از نوشتار جناب مولوی اغراق آمیز نیست؟ هضم این جملات و این گونه استفاده از آیات برای بنده مشکل است لطفا مقداری در باب متن زیر توضیح دهید. یا علی بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ هذا کِتابُ المثنوی ([1]) وَ هُوَ اُصولُ اُصولِ اُصولِ الدّینِ فی کَشْفِ اَسرارِ الوصولِ و الیَقینِ، وَ هُوَ فِقهُ اللهِ الاَکْبَرُ وَ شَرْعُ اللهِ الاَزْهَرُ وَ بُرهانُ اللهِ الاَظْهَرُ، مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فیها مِصباحٌ ([2]) یُشْرِقُ اِشراقاً اَنْوَرَ مِنَ الاصباحِ، و هُوَ جِنانُ الجَنانِ ذوالعُیونِ و الاَغْصانِ، مِنْها عَیْنٌ تُسَمَّی عِنْدَ اَبْناءِ هذا السَّبیلِ سَلْسَبیلاً ([3]) وَ عِنْدَ اَصْحابِ المَقاماتِ وَ الْکَراماتِ خَیْرَ مَقاماً وَ اَحْسَنُ مَقیلاً ([4]) الاَبرارُ فیهِ یَأکُلونَ و یَشْرَبونَ ([5]) و الاَحرارُ مِنْهُ یَفرَحونَ وَ یَطْرَبونَ وَ هُوَ کَنیلِ مِصْرَ شرابٌ لِلصّابرینَ وَ حَسْرةٌ عَلی آلِ فِرعونَ وَ الْکافرینَ ([6]) کَما قالَ تَعالی یُضِلُّ بِهِ کَثیراً وَ یَهدی بِهِ کَثیراً ([7]) وَ اِنَّهُ شِفاءُ الصُّدورِ وَ جِلاءُ الاَحْزانِ وَ کَشّافُ القُرآن وَسَعَةُ الاَرْزاقِ وَ تَطییبُ الاَخْلاقِ بِاَیْدی سَفَرَةٍ کِرامٍ بَرَرَةٍ ([8]) یَمْنَعونَ أنْ لایَمَسَّهُ الّا الْمُطَهَّرونَ، تَنْزیلٌ مِنْ رَبِّ العالَمین ([9]) لایأتیهِ الباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهَ ([10]) وَ اللهُ یَرْصُدُهُ وَ یَرْقُبُهُ وَ هُوَ خَیْرٌ حافِظاً وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ ([11]) وَ لَهُ اَلقابٌ اُخَرُ لَقَّبَهُ الله تَعالی وَ اقْتَصَرْنا عَلی هذا القَلیلِ وَ القَلیلُ یَدُلُّ عَلی الکَثیرِ وَ الجُرْعَةُ تَدُلُّ عَلی الْغَدیرِ وَ الْحَفْنَةُ تَدُلُّ عَلی الْبَیْدَرِ الکَبیر ([12]) یَقُولُ الْعَبْدُ الضَّعیفُ الْمُحتاجُ اِلی رَحْمَةِ اللهِ تَعالی مُحَمَّدُ بنِ مُحَمّدِ بنِ الْحُسَینِ البَلْخی تَقَبَّلَ اللهُ مِنْهُ اِجْتَهَدْتُ فی تَطْویلِ المَنْظومِ المَثْنویّ ([13]) الْمُشْتَمَل عَلی الغَرائِبِ وَ النّوادِرِ وَ غُرَرِ الْمَقالاتِ وَ دُرَرِ الدَّلالاتِ وَ طَریقةِ الزُهّادِ وَ حَدیقةِ الْعُبّادِ قَصیرةُ المَبانی کَثیرةُ الْمَعانی لاِستِدعاءِ سَیِّدی وَ سَنَدی وَ مُعْتَمَدی وَ مَکانِ الرّوحِ مِنْ جَسَدی وَ ذَخیرَةِ یَومی وَ غَدِی وُ هُوَ الشَّیْخُ قُدْوَةُ العارفینَ اِمامُ الْهُدَی وَ الیقینَ مُغیثُ الْوَری اَمینُ الْقُلوبِ وَ النُّهَی وَدیعَةُ اللهِ بَینَ خَلیقَتِهِ وَ صَفْوَتِهِ فی بَریَّتِه وَ وَصایاهُ لِنبَیِّه وَ خَبایاهُ عِنْدَ صَفیِّه، مِفْتاحُ خَزائنِ العَرشِ اَمینُ کُنوزِ الفَرشِ اَبوالفَضائل حُسامِ الحَقِّ وَ الدّینِ حَسَنُ بنِ مُحَمّدِ بنِ حَسَن اَلْمَعروف بِابنِ اَخِی تُرْک ([14]) اَبویَزیدِ الوَقتِ جُنیدِ الزَّمانِ صِدّیقُ بْنِ صِدّیقِ بْنِ صِدّیقِ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ وَ عَنْهُمْ ([15]) اَلاُرْمَویُّ الاَصْلِ الْمُنْتَسَبُ اِلی الشَّیْخِ المُکَرَّمِ بِما قال اَمْسَیْتُ کُردیّاً وَ اَصْبَحْتُ عَرَبیّاً قَدَّسَ اللهُ رُوحَهُ ([16]) وَ اَرواحَ اَخْلافِهِ فَنِعْمَ السَّلَفُ وَ نِعْمَ الخَلَفُ لُهُ نَسَبٌ اَلْقَتٍ الشَّمْسُ عَلَیهِ رَداءَها وَ حَسَبٌ اَرْخَتِ النُّجومُ لَدَیْهِ اَضْواءَها لَمْ یَزَلْ فِناءُهُم قِبْلَةُ الاِقْبالِ یَتَوَجَّهُ اِلَیْها بَنُو الوُلاةِ وَ کَعْبَةُ الْآمالِ یَطوفُ بِها وُفُودُ العُفاةِ و لازالَ کَذلِکَ ما طَلَعَ نَجْمٌ وَ ذَرَّ شارِقٌ لَیَکونَ مُعْتَصَماً لِاولِی الْبَصائرِ الرَبّانیّینَ الرّوحانیّینَ السَّمائیّینَ العَرْشیّینَ النّوریّینَ السُّکّتِ النُّظّارِ الْغُیَّبِ الحُضّارِ المُلُوکِ تَحْتَ الاَطْمارِ اَشْرافُ القَبائِل اَصْحابُ الفَضائِل اَنْوارُ الدَلائِل آمّین یا رَبَّ العالَمینَ وَهذا دُعاءٌ لایُرَدُّ فَاِنَّهُ دُعاءٌ لِاَصْنافِ البَریّةُ شامِلٌ وَ الْحَمدُ لِلّهِ وَحْدَهُ وَ صَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمّدٍ وَ آلِهِ وَ عِتْرَتِهِ الطَّیّبینَ الطّاهِرینَ وَ حَسْبُنا اللهُ وَ نِعْمَ الوَکیلْ ([17])
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح این متن به خودی خود، مثنوی هفتادمن کاغذ را می‌خواهد. مولوی نکات بسیار حساس و دقیقی را در این متن گفته است. همین‌قدر می‌توانم این نکته را عرض کنم که مقام معظم رهبرى «حفظه‏الله‏تعالى» در جلسه ‏اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى مى‏ گويد:«هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين»[1]و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود. موفق باشید    

 


[1] - مقام معظم رهبرى« حفظه ‏الله ‏تعالى» در ديدار با شعراء در سال 1387- مولوى در ديباچه‏ ى دفتر اول مى‏ گويد: هذا كِتابُ الْمَثنَوى، وَ هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين، فى كَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْيقين

18048

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: اینکه امامان رب ما هستند این سوال را برایم پیش آورده که تفاوت آن با ربوبیت در این روایت که ما را از نسبت دادن آن به ایشان نهی کرده در چیست؟ «نزلونا عن الربوبیه و قولو فینا ما شئتم»؛ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌وقت نباید گفته شود ائمه«علیهم‌السلام» ربّ ما هستند. آن‌ها مظهر ربوبیت حق‌اند و همچنان‌که خودشان در روایت فوق می‌فرمایند باید ذیل ربوبیت حضرت ربّ‌العالمین به آن‌ها رجوع نمود. موفق باشید

16759

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد: برای مطالعه تاریخ صدر اسلام و هم چنین مشخصا جنگ های احد و احزاب چه منابعی را معرفی می کنید؟ سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌هایی مثل «فروغ ابدیت» و «تاریخ یعقوبی» و «الکامل ابن اثیر» و «سیره‌ی ابن هشام» در این مورد مطالبی در اختیارتان می‌گذارد. علاوه بر تفسیر سوره‌ی احزاب و آل‌عمران که آن‌، جای خود دارد. موفق باشید

16322

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
رابطه خواب و تقوا س 132: آيا اينكه كسي هيچ خواب معنوي نمي‌بيند دليل بر ضعف تقواي اوست؟ ج: بله. حتماً. س 133: چرا حتماً؟ ج: ضعف تقوا اثر دارد. خواب شب تابع اعمال روز انسان است. اگر روز تمام كارها را بر طبق تقوا انجام دهيم شب عكس العمل نشان مي ­دهد، آدم زيارت مكه و مدينه مي­ رود؛ پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله را در خواب مي­ بيند، بنابراين درست نيست، اینکه آدم هیچِ هيچ نبيند و اهل تقوا باشد. س 134: یعنی انسان با تقوا هر شب خواب خوب می‌بیند؟ ج: بله، اجمالاً. حالا هر شب هم نه يك شب در ميان، دو شب در ميان مي ­بیند. س 135: به اين مضمون روايت داريم كه كسي كه ايمانش بالا باشد ديگر خواب نمی ­بیند؟ ج: روايت اينجوري نیست، روایت فرموده است كسي كه عقلش قوي باشد اينگونه است، نه ايمانش. كساني كه عقلشان زياد است خواب نمي ­بينند یا كم مي بينند. س 136: یعنی تقوايشان مشكل دارد؟ ج: مشكل نیست، خود عقل زياد مانع بروز خواب است، اما ايمان زیاد نه، بلکه انسان خواب‌هاي خوب مي ­بيند. س 137: تقوايي كه مي‌فرماييد با خواب خوب ملازم است تقواي درجه بالا است؟ ج: نه همينکه تقوا شروع شود كافي است، انسان گناه نكند واجبات را انجام دهد ايمانش بالا مي­ رود خواب‌هاي خوب شروع مي ­شود. سلام استاد: وقتتون بخیر و خسته نباشید و تشکر از وقتی که در اختیار ما میذارید. استاد این متن سوال و جواب از مرحوم آیت الله خوشوقت هست که در سایتشون منتشر شده. استاد بنده بندرت خواب می بینم و خواب معنوی هم کلا شاید در چند ماه یکی یا دو تا ببینم که شایدم توهمات باشه و در طول روز هم سعی در مراقبه و گناه نکردن دارم در حد توان خودم و خیلی هم دوس دارم از این خوابا ببینم چون حس می کنم شاید بهم آرامش بده اما خبری نیست. شنیدم که میگن به خواب اهمیت ندین اما فرمایشات ایشون منو به فکر واداشته که شاید یه جای کار من میلنگه. استاد آیا واقعا خواب خوب ندیدن دلیلش نداشتن تقوی است؟ خیلی عذر میخوام که طولانی شد. ببخشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حوزه‌ی خواب حوزه‌ی بسیار وسیعی است و به راحتی نمی‌توان در مورد آن سخن گفت. فرمایشاتی مرحوم آیت اللّه شجاعی داشته‌اند که بنده در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» از صفحه‌ی 86 به بعد آن مطالب را آورده‌ام. در ضمن نکاتی در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» به‌خصوص در یک پاورقی طولانی عرض شده است. خوب است که به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید

16217

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده جدیدا بخش زیادی از آثار و کتب شما را خریداری کردم که عمدتا حضرتعالی در پاسخ پرسش هایم به بنده معرفی نمودید. حال پیرامون این توضیح چند سوال از محضر منورتان دارم: 1. بنده هم اکنون سه جلد مقالات آیت الله شجاعی دامت عزه، «هدف حیات زمینی آدم»، «فرزندم اینچنین باید بود»را فراهم نمودم، آیا این کتب مذکور با هم ملازمه دارند یا خیر؟ البته حضرتعالی در خصوص مقالات آیت الله شجاعی جهت رسیدن به کمالات من جمله اخلاص معرفی نمودید. لطف بفرمایید دقیقا کدام جلد از مقالات راهگشا خواهدبود؟ و از این کتب مذکور کدام را در اولویت قرار دهم؟ 2. به بنده در پاسخ به یک سوال، جزوه نحله نجف را معرفی فرمودید. اما گویا این جزوه موجود نیست چون بنده هم در سایت آن را مشاهده نکردم و آقای نظری هم چیز دیگری را ارسال نمودند. 3. آیا در مطالعه ی آثارتان شیوه ی خاصی را پیشنهادمی کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ابتدا کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» و سپس سه جلد کتاب «مقالات» همراه با شرح صوتی آن‌ و بعداً کتاب «هدف حیات زمینی آدم». 2- نام اصلی جزوه‌ی مذکور در سایت تحت عنوان «روحیه‌ی تمدن‌سازی و عرفان اسلامی» می‌باشد 3- سیر مطالعاتی سایت در همین رابطه تهیه شده است. موفق باشید

13890
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: حقیر بعد از اخذ مدرک دیپلم در دبیرستان دروس حوزه را آزاد و غیر رسمی خواندم و هنوز هم ادامه می دهم و خدا را شکر راضی ام. اما خانواده اصرار دارند که مدرک بگیرم و به اصطلاح وارد کار رسمی تدریس و دریافت حقوق و مزایا شوم. بارها برایشان شرح دادم که طلبگی این نیست که شما خیال می کنید اما اصلا متوجه نمی شوند. حقیر مشغول به تحصیل از اساتید مشهد به صورت آزاد هستم و وقتم را به درس و بحث می گذارنم. اوقات دیگرم را با دوستان مسجد می گردم اما منبع در آمد ندارم. دغدغه اصلی خانواده ام ازدواج من است که به خاطر نداشتن منبع درآمد برایم اقدامی نکرده اند و نمی کنند. به نظر شما باید چکار کنم؟ بنده به دلایل متعددی وارد سیستم حوزه های علمیه نشدم. هم به خاطر روحیات شخصی ام که کار آزادانه را بیشتر ترجیح می دهم و هم تجربیات دوستانم در حوزه ها که با وجود انقلابی بودن دایما با سیستم درگیر می شوند و بعضی از حوزه اخراج و بعضی انصراف دادند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید شغلی و درآمدی داشته باشید و اگر با روحیه‌ای آرام و حکیمانه خود را با روش رسمی حوزه تطبیق دهید دلیلی ندارد که با شما برخورد شود مثل این‌همه طلبه‌ی دلسوز و وارسته که در حوزه مشغول هستند. موفق باشید

13572

تناسخبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: آیا تناسخ یعنی خارج شدن روح از یک بدن و رفتن در یک بدن دیگر محال می باشد. چرا؟ لطفا اگر منابعی برای مطالعه بیشتر و عمیق تر در این مساله هست اعلام بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاصدرا در ابتدای کتاب «معرفت نفس و حشر»، دلایل غلط‌بودن نظریه‌ی تناسخ را با همین عنوان مطرح می‌کند. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

12866

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: نظر به بحث مصباح الهدایه که فرمودید هرکه حاضر تر غایب تر يا هر چه حضور شديدتر غيبت شديد تر، آیا این جمله با این که خداوند از همان جهت که حاضر است از همان جهت غايب است و حضور عين غيبت است تناقض ندارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین هفته‌ی اخیر عرایضی در این رابطه شد که از چه جهت حقیقتِ حق در حجابِ اسماء هست، و از چه جهت همان اسماء که حجابِ حق است مظهر حق می‌باشد. موفق باشید

12451
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و تبریک فرا رسیدن ماه مبارک رمضان: استاد عزیز چند روزی دچار حالتی شده ام که نمی دانم از این حالت خوشحال باشم یا نگران. بنده مدتی است وقتی اسم اهل بیت (علیه السلام) و مقام معظم رهبری (حفظه ا..) را می شنوم منقلب شده و گریه ام می گیرد و یا حتی اگر نوشته اسم ائمه (علیه السلام) را ببینم اشکم سرازیر می شود و این موضوع باعث سوءتفاهم اطرافیان شده و فکر می کنند از موضوعی رنج می برم. استاد چطور ممکن است کسی با این همه گناه دچار این حالت شود. یا علی
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه این حضرت حق است که ابتدا به بنده‌ی خود نظر می‌کند و افق جان او را نسبت به حقیقت می‌گشاید و در این راستا جان انسان طالب نزدیکی به حقیقت می‌شود و اشک همان قدم‌هایی است که انسان را به سوی حقیقت می‌کشاند و لذا وقتی به یاد انسان‌هایی می‌افتد که گزارش‌گر حقیقت‌اند و از دست و زبان آن‌ها اشاراتی به حقیقت در میان است، اشکش جاری می‌شود. از این به بعد است که بنده باید در مقابل لطفی که پروردگارش به او کرده است خود را در زیر دستورات شریعت حضرت حق قرار دهد و آن‌چه از طرف پروردگار به او رسیده است را برای خود نهادینه و پایدار نماید، وگرنه آن حالت خوش معنوی، دولتِ مستعجل خواهد شد و پس از مدتی آن حالت را از دست خواهد داد. موفق باشید

10550
متن پرسش
با سلام. ببخشید استاد من یک مشکل اساسی در زندگی ام دارم و آن اینکه به محض آن که یک ارتباط معنوی با خدا و اهل البیت (ع) برفرار می کنم یا یک حال خوش فلبی پیدا می کنم حتی یک نماز نسبتا با حال، به یک روز نمی کشد که امتحان اساسی در پیش رویم فرار می گیرد. که متاسفانه از حد من خارج است و از بیشتر آنها هم شکست خورره خارچ می شوم و ضرر حسابی می کنم. اصلا دیگر می ترسم سمت معنویات بروم به خدا دیگر طاقت ندارم و عذاب می کشم. لطفا بفرمایید اصلا چرا این گونه است و من باید چه بکنم؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئن باشید با آن امتحانات سختی که روبه‌رو می‌شوید گوهر پنهان شما از قوه به فعل می‌آید، عمده نوع برخوردی است که با آن امتحانات باید داشته باشید. متوجه باشید امتحانات الهی برای آزادکردن ما از تعلقاتی است که توهّم کرده‌ایم. موفق باشید
9751
متن پرسش
سلام علیکم: شما فرمودید برای تسخیر جوهر کامپیوتر که روحیه شتاب دارد باید به طمانینه نظر نمود. 1- منظورتان از طمانینه چیست؟ 2- آیا اگر نمازمان را با طمانینه بخوانیم می تواند تاثیری در تسخیر این پدیده داشته باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق عین ثبات است، عالم ماده عین حرکت است، هر اندازه به حضرت حق نزدیک شویم از عجله فاصله می گیریم. کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» در این مورد نکاتی را متذکر می شود. موفق باشید
نمایش چاپی