بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17047

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: حقیقت آیه ی کلّ یومٍ هو فی شأنٍٍ چیست؟ عرایضتان در این باب را کجا باید پیدا کنم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در جلسه‌ی اول شرح کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب در این تاریخ» شد. برای درک بهتر موضوع، نیاز به مقدماتی مثل «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» است. موفق باشید

15933

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در مورد اینکه فرمودید که مثلا در مورد میزی، میز یک اعتبار ساخته ذهن ماست و در خارج چوب موجود است، و در ادامه اینکه چوب هم حتی موجود نیست و در اصل وجود است،صحیح، اما در آنجایی که فرمودید که میز اعتبار است و در اصل چوب است و مرحله بعد اینکه چوب هم حتی نیست و در تعریف چوب فقط می توانیم بگوییم که مثلا چیزی است که آهن نیست، اما علت اینکه تعریف پذیر نیست وجه عدمی آن است یا اینکه علت چیز دیگری است؟ لطفا کمی توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ماهیات نسبت به خودشان تعریف‌پذیرند. از آن جهت که ما از طریق همین وسایل، زندگیِ خود را مدیریت می‌کنیم و برای آن‌ها تعریف داریم. آن‌چه تعریف‌پذیر نیست، وجود است از آن جهت که برای وجود، ماهیتی نیست. موفق باشید

15494
متن پرسش
سلامی از اعماق جانم بر استاد عزیزم: خیلی خیلی عذر میخوام آقای طاهرزاده موقعی که مورد سرزنش افراد خانواده قرار می گرفتم این حالات برایم اندکی پیش می آمد. الان هم به لطف الهی حالی بسیار خوش دارم این حالات اکثرا در شب ها هنگامی که بر روی پشت بام ستارگان آسمان و ماه را می بینم برایم پیش می آید. چون هنگام دیدن اینها یاد این شعر می افتم. یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد خواهش می کنم بگویید چه کنم که این حال عمیق معنوی از بین نرود و در طول روز هم باشد نه فقط شب ها چون پارسال بعد از مدتی این حال رفت و ما قدر نشناختیم و بعد از آن بسیار حسرت خوردیم. باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب خواجه عبداللّه انصاری می‌گوید: «حال» از جلوات شهود الهی است در دیدن حقایق، و راهِ باقی‌ماندن آن «شهودُ الحقيقةِ لا كسباً، و رفضُ الدَعْوَى لا علماً، و البقاءُ مع نورِ اليقظةِ لا تَحَفُّظاً.» استقامت احوال، استقامت در شهود حقیقی است که کسباً به‌دست نیامده و سعی کند آن شهود و آن برق بماند و یا لااقل زود نرود و نیز در استقامت احوال ادعا را بردارد ولی نه به صورت علمی. طوری شود که از حالش بجوشد که ادعا نکند و به حسب حال رفض ادعا کند و نیز در استقامت احوال بر نور یقظه باقی باشد ولی نه از سر تکلّف بلکه به اقتضای همان حال. رویکرد سالک باید در این مرتبه چنین باشد که حال را که شهود حقیقت است و به سراغ او آمده حفظ کند، و در ادامه‌ی این استقامت در آن حالِ خوش معنوی، نظر به خود نداشته باشد تا دعوی نقش‌داشتن در این امر بکند و این غیر از آن است که از نظر علمی خود را متذکر کند که همه‌چیز از آن خدا است و من هیچ‌کاره‌ام. در حضوری قرار گیرد که «إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّه»(آل‌عمران/154) و در ادامه باقی بماند به آن نور یقظه که در ابتدا بدان منور شد و از این طریق خود را از هر غفلتی محفوظ بدارد. البته به وقتش این موضوعات بیشتر روشن می‌شود. موفق باشید. استاد سلام: این سوال دوستمون دغدغه اصلی ذهن منه. اما استاد راستش و بخواین متوجه جواب شما نشدم یعنی اگر میشه و امکان داره ساده تر بفرمایین که منم استفاده کنم چون واقعا برام مهمه...خیر ببینین
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف آن است که باید در مسیر شریعت، استقامت داشت و با آمدن آن احوالات معنوی شکر کرد و با رفتن آن حالات، صبر نمود تا انسان از «حال» به «مقام» برسد که در آن صورت تلوّن آن به تمکّن تبدیل می‌شود. «مقالات» آیت اللّه شجاعی را پیشنهاد می‌کنم. بنده نیز حدود 100 جلسه آن سه جلد را شرح کرده‌ام. می‌توانید در این مورد با جناب آقای مهندس نظری به شماره‌ی 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید

14257
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: سوال بنده در مورد مقامات اشراقی و دینی هست که شما برای ولی فقیه قائل هستید. به طور مشخص می خواستم از شما بپرسم که بر طبق اندیشه شما، مراتبی که برای حضرت امام و رهبری ذکر می کنید و مثلا می گویید «ولی فقیه حکم خدا را می گوید» و غیره ناظر به این دو شخص است یا ناظر به خود منصب «ولایت فقیه»؟ یعنی شما اگر هر کس دیگری بعد از حضرت آیت الله خامنه ای به عنوان ولی فقیه انتخاب شود؛ باز هم به طور پیشینی مراتب کنونی ای را که برای ولی فقیه قائلید برای ایشان هم قائل خواهید بود؟ یا این که به یک نحوه قبض و بسطی در این موضوع قائل هستید؟ به عبارت دیگر تمجیدها و دعوت به ولایت پذیری شما ناظر به خود منصب ولایت فقیه است یا ناظر به آیت الله خامنه ای که اکنون این منصب را در اختیار دارد؟ در کل آن حکم کلی که شما می توانید در این زمینه صادر کنید و برای همیشه خود را ملزم بدان بدانید؛ چیست؟ اگر به طور دقیق به این پرسش حیاتی پاسخ بدهید؛ بسیار ممنون می شوم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به ادلّه‌ای که در کتاب «امام خمینی و سلوک در تاریخ توحیدی زمانه» عرض کرده‌ام؛ اصلِ اشراق را در رابطه با انقلاب اسلامی مخصوص حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» می‌دانم و این ربطی به فقاهت ایشان ندارد. آری! هرکس توانست ذیل شخصیت ایشان قرار گیرد از آن إشراق، بهره می‌برد که رهبری عزیز«حفظه‌اللّه» نمونه‌ی خوبی از آن بهره‌مندی را دارند. در ضمن در تبیین موضوع عرایضی در شرح آیه‌ی 52 سوره‌ی آل‌عمران شده است. موفق باشید

14097
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و حق گرا. سوالاتی را می خواستن خدمتتان عارض گردم: 1. این روز ها که بحث های پیرامون انقلاب و استکبار و ... مطرح شده به شدت دچار سوالات و شبهات شده ام پیرامون مسایل گوناگون که از طرف مسولین جامعه بیش تر بیان می شود که آیا هبری کار درست می کنند یا خیر، آیا آمریکا دست از استکبار و جرم هایش برداشته یا خیر؟ آیا اسراییل فی حد ذاته باید باشد در فلسطین یا خیر (بدون توجه به ظلم های که می کند که غلط اند) آیا حق با آقای روحانی و هاشمی و غیرذلک است که مدام آقای احمدی نژاد را ترور می کنند یا حق با آقای رسایی و غیره که که طرف مقابل را ترور می کنند به گونه ای که انسان فکر می کند طرف مقابل یا حتی خودشان می گویند که منافق، تندرو و غیر ذلک اند. آیا سال 88 فتنه رخ داد و عاملانش فتنه گر بودند یا نه بلکه به دنبال اصلاح جامعه بودند یا اینکه مفتون و دچار فتنه شدند. اما به نظر بنده همه اشتباه می کنند که این قدر بین هم اختلاف می اندازند به گونه ای که می شود همه را با یک گرد هم آیی اندیشه ای این ها را حل کرد و کار درست تر را انجام داد به نظر بنده شاید این افراد دچار جهل فکری اند که نمی توانند به آرامی با هم برخورد کنند. البته امیدوارم این باشد نه اینکه حق فقط با یک گروه باشد و آن گروه دیگر.... لطفا مرا راهنمایی کنید که کدام حق اند از طریق کتاب یا راه های دیگر. بنده مبانی انقلابی را می دانم و قبول دارم و این ها را از طریق بیانات رهبری و کتب و جلسات خودتان و دیگران در یافته ام اما در اینکه مصداق حق و با طل را بیابم پایم می لرزد که مبادا دوباره مظلویت علی علیه السلام به خطر جهل مرکب مردم تکرار گردد. 2. اگر می شود یک تعریف جامع از ازدواج از دیدگاه اسلام بیان کنید به گونه ای که در برگیرنده تمام آرمان ها باشد. 3. بنده انسان شناسی های شما را تا جلد 4 خوانده ام اما هنوز اقناع نیافته ام و می خواهم هم بیشتر بفهمم و هم عقلا بفهمم چه کتب و یا صوت هایی را پیشنهاد می کنید تا انسان را در حد توانم بشناسم و بعد بتوانم بفهمم چه باید برایش کرد که به کمالش و آرامش حقیقی اش در رسد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مواردی که می‌فرمایید را باید با ملاک‌های معرفتی و در نسبت به اهداف ضد استکباری انقلاب اسلامی برای خود روشن کنید 2- ازدواج چیز مبهمی نیست که به تعریف جدایی از آن‌چه در عرف هست، نیاز داشته باشد. انسان‌ها از جهات مختلف مثل تولید فرزند و رفع نیاز جنسی و داشتن همسری که با او اُنس روحی داشته باشد، نیاز به ازدواج دارد 3- بحث «معاد» همراه با شرح صوتی آن خوب است کار شود. موفق باشید

12090

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: استاد عزیز در کتاب جایگاه جن، شیطان و جادوگر در عالم در قسمت کتک خوردن از خیالات فرموده اید که: (نقش خيال بر روي تن بسيار عجيب است. مثلاً اگر طرف در خانه تنها نشسته‌ است، يك مرتبه فكر كند که نكند يك دزد از ديوار بالا بيايد. در اين حال اگر عقل و ايمان او به کمک ‌آيند که مگر خدا تو را تنها مي‌گذارد، خدا خودش كمك مي‌كند؛ همين توكل انسان به خدا نمي‌گذارد آن خيال رشد ‌كند. اما اگر عقل و ايمان در صحنه نبود و آن خيال همچنان رشد کرد و باز قدرت گرفت و رشد کرد، يک‌مرتبه طرف آن دزد را بالاي ديوار مي‌يابد. اگر باز خيال کرد که حالا مي‌آيد و يک کتک محکم به من مي‌زند، مي‌يابد که آن دزد آمد و شروع کرد او را زدن، و اگر خيال کرد طوري او را زد که تمام بدنش سياه شد، مي‌يابد که بدنش سياه شد. بعد که آن خيالات رفت و آشنايان آمدند مي‌بينند که واقعاً بدن او سياه شده و مي‌پذيرند که دزدي آمده و او را کتک زده و بدن او را سياه کرده است. در حالي که او از خيالات خودش کتک خورد، آن خيالات آن‌قدر قوي بود که روي بدن او تأثير گذارد. بنده خودم موردي را مي‌شناختم که مي‌گفت: جنيان آمدند و محکم با دست روي صورتم زدند، و فردا صبح جاي پنج انگشت روي صورتش کبود بود. اين همان کتک‌خوردن از خيالات نفسِ خود است) بنده هر کار می کنم نمی توانم قسمت سیاه شدن بدن به واسطه ی کتک خیالی که خورده بود و یا جای انگشتان روی صورت به واسطه خیالات باشد، آخه مگه میشه خیال که وجود خارجی ندارد باعث سیاه شدن بدن و یا جای انگشت روی صورت باشد؟ اگه اینجوری باشه که خیال تجسم خارجی و تاثیر خارجی داشته باشد و تاثیر سریع و هماهنگ با همان خیال را روی بدن داشته باشد که سنگ روی سنگ بند نمی شود؟ بنده به هیچ وجه نمی توانم بپذیرم که خیال این قدر می تواند قوی باشد و تاثیر روی بدن شخص بگذارد، شاید آن شخص واقعا از کسی کتک خورده شاید آن شخص واقعا سیلی به صورتش خورده و شما می گذارید پای خیال؟ لطفا در مورد قسمت ذکر شده برای بنده توجیه منطقی و مستدل کنید، با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در تأثیر خیال روی بدن کار کنید. لازم نیست ما برای کبودشدن جسم حتماً یک پدیده‌ی خارجی را مؤثر بدانیم. شاید داستان آن دانشجویی که می‌گفت؛ «اگر شب خواب ببینم پایم زخم شده، فردا صبح به همان شکل خطی از خون در بدنم هست» نمونه‌ی خوبی باشد. موفق باشید

9707

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد چرا شما که در آموزش و پرورش حضور داشتید آن را رها کرده و به دنبال نشر معارف به صورت کنونی شده اید؟ چون آموزش و پرورش به امثال شماها نیاز دارد. حالا از این که کار در آموزش و پرورش را رها کرده اید پشیمان نیستید؟ و الان به خاطر انصراف نتیجه زیادی به دست آورده اید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده فعلا باز نشسته هستم و از طرفی برای ادامه‌ی انقلاب و تحقق تمدن اسلامی نیاز است که زیرساخت‌های معرفتی تدوین شود و بنده متوجه شدم ما در این مورد کارهای مانده‌ی زیادی داریم. موفق باشید
9095

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: برای یادآوری نکردن خاطرات بد چه کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گذشت. شرح حدیث «جنود عقل و جهل» را کامل دنبال کنید. موفق باشید
8903
متن پرسش
با سلام. بنده إن شاالله تازه میخوام طلبه بشم. از آنجایی که تا الان علاقه مند به مطالعه کتب متفرقه و گوش دادن به سخنرانیهای اساتید هستم، طبیعتا در زمان تحصیل نمیتوانم مثل الان پیگیر این کارهای متفرقه باشم. جسارتا خیلی مشتاقم بدانم استاد محترم که الان به این جایگاه علمی و معنوی عالی دست یافتند، در زمان طلبگی و جوش درس و بحث، به کارهای متفرقه دینی و مذهبی هم مشغول بوده اند یا نه؟ لطفا اگه میشه دقیق بفرمایید تا ما هم در کنار دروس اصلی چطور به کارهای متفرقه به طور حساب شده مشغول شویم. یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: مکرر عرض کرده‌ام در سال‌های اول طلبگی باید صرفاً به دروس رسمی مشغول شوید و از حواشی به‌کلّی پرهیز نمایید تا دروس ملکه‌تان شود. موفق باشید
8633
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد 1) آیا در بحث سیر مطالعاتی که ارائه داده اید رعایت آن حتمی است؟ مثلا یکی از دوستان شروع مباحثه مطالب را از سلوک ذیل شخصیت امام (ره) بعنوان روش سلوکی نوین تعیین می نماید نظر حضرتعالی چیست؟ 2) در ابتدای جلسه نهم کتاب سلوک ذیل شخصیت امام (ره) به گفته ایشان که فرمودند "اقل مراتب سعادت این است که انسان یک دوره فلسفه را بداند" بعنوان شخصیتی که در مقام تفصیل حقیقت اجمالی امام (ره) قرارگرفته اید موضوع را باز فرمایید و اگر فلسفه لازم می آید چه منبع یا منابعی را توصیه می فرمایید؟ 3) بنده حدود یک سالی است که بعد از ظهرها پس از استراحت از کار صبح تنهایی و با استفاده از سایت و گاها کتبی از مشهد مقدس از آثار شما بهره مندمی شوم و دو هفته ای است که دو نفر از رفقا بجمع پیوسته اند و احساس می نمایم روش مباحثه دلگرمی خاصی دارد و از سرخوردگی های مقطعی که در تنهایی رخ می دهد جلوگیری می کند توصیه ای اگر دارید بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: سیر مطالعاتی که روی سایت هست از جهتی نگاه فلسفی شما را نیز تأمین می‌کند به‌خصوص اگر تا بحث‌ معاد را با شرح آن دنبال کنید و بهتر می‌توانید مباحث کتاب سلوک را دریافت فرمایید. به نظرم اگر جمع رفقا از قبل بحثی از مباحث سیر مطالعاتی را کار کنید و بعد وعده کنید با یادداشت‌هایی که کرده‌اید با همدیگر مباحثه کنید خوب است. موفق باشید
8514

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید حاج آقایی روی منبر با اشاره به شخصیتی سیاسی، در مورد نحوه ی عملکرد ایشان نسبت به آقازاده اش به ایشان صفت بی غیرتی دینی را نسبت داد. دو سوال داشتم. اول اینکه آیا اینکه با چند استدلال به کسی صفتی مانند بی غیرتی دینی بدهیم صحیح است یا نه؟ دوم اینکه آیا اگر اینکار اشتباه است، امام جماعت را از عدالت ساقط میکند؟ سوم اینکه بر عهده ی بنده وظیف ای هست یا نه؟ ممنون از وقت گذاریتون التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: به نظرم نباید این واژه‌ها را برای افرادی به‌کار برد که بالاخره جزء این نظام‌اند، به‌خصوص اهل منبر بیشتر باید رعایت کنند. ولی عدالت آقای امام جماعت با این حرف‌ها ساقط نمی‌شود. بعید است بتوانید کاری بکنید. شاید یک تذکر کتبی بدون اسم بد نباشد. موفق باشید
7499
متن پرسش
با سلام محضر استاد بزرگوار سؤالات 7474 و 7436 را خوندم. و دو تا سؤال برایم پیش آمد. سؤال اول این که من چند وقت پیش مقدمه کتاب المیزان را می‌خواندم. علامه طباطبایی در آن مقدمه اصرار داشتند که برای فهم قرآن هیچ نیازی به فلسفه و کلام و عرفان و حتی حدیث نیست. و حتی خودشان با دلیل ثابت می‌کردند که تمام کسانی که سعی کرده اند که با فلسفه یا عرفان و یا کلام و حدیث قرآن را بفهمند، راه را اشتباه رفته اند. حاج آقا احساس کردم بین نظر شما و نظر علامه اختلاف وجود داره. و خصوصاً که علامه اصرار دارند که در تفسیر قرآن باید معانی اصطلاحی را بر الفاظ قرآن حمل نشه. بلکه معنای هر تعبیری از خود قرآن فهم بشود. به همین دلیل این فرمایشتون که نوشته بودید، چون خود قرآن به ما دستور دادند که در آن تدبر کنیم، پس باید فلسفه بخوانیم. در حالی که تدبر در قرآن معنای خاص خودش را دارد که باید آن را با روش تفسیر آیات به آیات از سایر آیات استفاده کنیم. و احساس کردم که ممکن است معنای تدبر در قرآن منظور نظر است دقیقاً با آن چیزی که ما در تفکر فلسفی داریم، یکی نباشد. و مثلاً تدبر قرآن اعم از تفکر فلسفی باشد. سؤال دوم این که ما همواره از شما شنیده ایم که تاریخ جدید، با امام شروع شده و تو کتاب سلوک این مطلب را خیلی خوب توضیح دادید که هر عصری نیاز به یک مجدد دارد و مجدد عصر ما امام خمینی هستند. اگر برداشت من درست باشت، در این صورت دیگه چه نیازی هیست که ما همان سیری که امام رفتند را طی کنیم؟! مگر ما قرار است که مانند حضرت امام تاریخ جدیدی را تأسیس کنیم؟! و اصلاً معلوم نیست که ما توانش را هم داشته باشیم. استاد من شنیدم که حضرت امام این قدر از نعمت خدادای هوش بالا برخوردار بودند که خودشان به تنهایی و بدون این که از استاد کمک بگیرند، عمده کتاب اسفار ملاصدرا را خونده اند. و شنیدم که آیت الله جوادی آملی می‌فرمودند که بخشی از مباحث اسفار واقعاً،‌ سنگینه. بعد که از برخی دوستان که اسفار را خوانده بودند پرسیدم، این فرمایش آقای جوادی را تأیید کردند. با این توضیحات واقعاً چه لزومی هست که همه ما همان راهی که امام رفتند را برویم؟ اگر قرار باشد با حکمت متعالیه یک تاریخ جدید تأسیس بشه، که این کار با امام اتفاق افتاده اگر هم قراره ما سر سفره امام بنشینیم و همان طور که بسیجی ها راه صد ساله را یک شبه طی کردند، دیگه چه نیازی هست که ما این همه بحث‌های سنگین فلسفی بخونیم؟! خب مگه شهدای ما از این بحثا اطلاع داشتند؟! مگه همین که شهداء خودشان را کاملاً ذیل شخصیت ذی وجود امام تعریف کرده بودند و طی طریق می کردند، موجب نمی‌شد که کمبودهای فلسفی شان جبران بشه؟! احساس من این بوده که شهداء با امام قرار دادن حضرت امام، توانستند، از حاصل زحمات امام بزرگوار در فلسفه و عرفان را بدون آن که آن زحمات را خودشان متحمل شوند، بهره مند شوند. خب چرا ما هم همین کار را نکنیم؟! و اگر هم واقعاً احساس می کند که وظیفه تاریخ سازی و تأسیس یک تاریخ جدید دارد، وظیفه دارد همان طور که بزرگان تفکر ما عمل کرده اند، عمل کند. و ببیند که چطور افرادی مانند صدرالمتألهین، کارهای بزرگی را انجام داده‌اند؟! مگر غیر از این است که ایشان دست به دامن قرآن و اهل بیت شده اند و از باغ معارف قرآن و حدیث، آن نظام فکری را تأسیس کرده اند؟! خب اگر واقعاً کسی احساس می کند که باید تاریخ جدیدی را تأسیس کند،‌ او هم باید برود و مانند ملاصدرا دامن همت به کمرش بزند و با استفاده از منابع اصیل ما یعنی قرآن و روایات، یک فتح تاریخی برای ما رقم بزند. و این وظیفه هم همان طور که خود شما فرموده اید، در هر قرنی تنها به عده خاصی اختصاص دارد و نه این که همه افراد موظف به چنین کاری باشند. ممنون می‌شوم اگر این تناقضاتی که در ذهن من بوجود آمده را با بیانات روشنگر خود، برطرف بفرمایید. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را سپاس می‌گویم از داشتن مخاطبانی مثل جنابعالی. در سراسر سخنانتان احساس همدلی شدیدی نسبت به جنابعالی داشتم و در همین راستا می‌خواهم چند نکته را عرض کنم تا این همدلی ادامه یابد 1- حقیقتاً حرف همان است که علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» زدند که باید مواظب بود قرآن را در نگاه فلسفی خود محدود نکنیم، زیرا به فرمایش جنابعالی تدبّر در قرآن اعم از تفکر فلسفی است، چیزی که هست عرض بنده در آن است که فراموش نکنیم وقتی حکمت متعالیه حاصل تدبّر یک عالم اسلامی است با آن‌همه نبوغ و پشت‌کار، به اسم فلسفی بودن آن تفکر خود را از آن محروم نکنیم، همان‌طور که خود را از تفسیر قیّم المیزان نباید محروم کرد 2- در رابطه با هماهنگی با حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» برای حضور در تاریخ جدید باید به موقعیت خود نگاه کنیم. آری یک وقت در موقعیت شهداء هستیم که با دقت به سخنان حضرت امام می‌فهمیم تکلیف ما در این تاریخ چیست و عمل می‌کنیم. ولی یک وقت وظیفه‌ی ما فهم جزئیات سخنان امام و تبیین آن‌ها است، در این موقع است که با علم به حکمت متعالیه و عرفان محی‌الدین می‌توانیم سخنان حضرت امام را به نسل‌های آینده که بسیار به تفکر امام نیاز دارند، برسانیم. تازه وقتی ما از حکمت متعالیه و عرفان محی‌الدین درست استفاده می‌کنیم که در ذیل شخصیت حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عمل کنیم. با همه‌ی این حرف‌ها جمع‌بندی جنابعالی را بنده قبول دارم. موفق باشید
5883
متن پرسش
استاد گرامی با سلام. اینکه مقام معظّم رهبری موقعیت کنونی را برای نرمش قهرمانانه مطرح کردند در مقایسه با مدت 25 سال گذشته به نظر می رسد دارای چند ویژگی است: 1-در تمام مذاکرات آمریکا با سایرین همواره زبان تهدید حاکم بود ، و عملا تحریم با تهدید صورت می گرفت و در واقع مذاکره ای در کار نبود. 2-سال گذشته مقام معظم رهبری اظهار فرمودند دشمن در هر سطحی با ما وارد تعامل شود در همان سطح پاسخ می گیرد از حالا به بعد ما تهدید در هر سطحی را با تهدید در همان سطح پاسخ می دهیم. 3- تهدید همه جانبه بر علیه سوریه و جبهه ی مقاومت در چند ماه گذشته و موضع گیری تهدید آمیز ایران در همان سطح و عقب نشینی آشکار غرب ، مؤثر بودن تهدیدات ایران و جبهه ی مقاومت را تائید کرد، و نشان داد که موازنه ی تهدید و موازنه ی وحشت میان جبهه ی مقاومت و جهان غرب برقرار شده است و این خود زبان تهدید آمریکا و جهان غرب را در مذاکرات کوتاه می کند لذا بصیرت و زمان شناسی مقام معظم رهبری در موقعیت به دست آمده ابزار نرمش قهرمانانه را به تیم دیپلماسی کشور هدیه می کند تا بتوانند از این موقعیت حداکثر بهره را ببرند. 4-موقعیت موازنه ی تهدید و وحشت در فضای دیپلماسی کنونی و عزت و شرف و اقتدار تیم دیپلماسی ایران در نیویورک و در نشست سالانه ی مجمع عمومی سازمان ملل حاصل مقاومت ملت ایران در راس و بعد مقاومت ملت های سوریه ، لبنان ، غزه و تا حدی عراق است و نباید از فضائی که دولت نهم و دهم در دیپلماسی عمومی خصوصا در فعالیت های دیپلماسی که طی 8 سال گذشته در نشست های سالانه ی سازمان ملل و جهان رسانه ای ایجاد کردند چشم پوشی کرد. به نحوی که سخنرانی آقای روحانی در مجمع دقیقا قالب سخنرانی آقای احمدی نژاد طی هشت بار سخنرانی در این سازمان بود و با همان سبک و سیاق به نوید عدالت جهانی و منجی آخرالزمان (ان الارض یرثها عبادی الصالحون) ختم شد. خواهشمند است در خصوص این ویژگی ها از موقعیت کنونی و یا ویژگی های دیگری که این موقعیت را به وجود آورده است ما را راهنمایی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بنده نگاه جنابعالی را رویهمرفته نگاه درستی می‌دانم. به خوبی روشن است که در شرایطی هستیم که روح انقلاب اسلامی در مذاکرات حکومت می‌کند حالا هرچه نتانیاهو برسر مغزش بزند فایده ندارد. موفق باشید
5501
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز . موضوع مورد تحقیق اینجانب روش های ارتقاء مدیریت با تبیین آرمان ها اهداف ،جایگاه انقلاب اسلامی می باشد که جهت این موضوع از کتاب انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی حضرتعالی بهره برده ام سوال من این است که مهمترین عواملی که مانع رسیدن به اهداف و آرمان های مقدس انقلاب (برای مدیران )وجود دارد چیست؟به عبارت ساده تر با این که بیش از سه دهه از انقلاب می گذرد و علیرغم اینکه آرمان ها اهداف و جایگاه انقلاب اسلامی توسط امام و رهبری و دیگر بزرگان بارها تبیین شده لکن خروجی کار در مدیران دیده نشده است.و سوال این است که مهمترین عوامل (متغیر های مداخله گر) در راه رسیدن به آرمان ها و اهداف متعالی که برای مدیران متصور است چیست ؟شاید با بررسی این عوامل و انجام اقداماتی در کاهش آن بتوان بهتر به آرمان ها رسید و زمینه رشد و تعالی مدیران فراهم شود
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «عالم انسان دینی» عرایضی در این مورد داشته‌ام که از یک طرف با بسته‌شدن در خانه‌ی اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و غفلت از فرهنگ حضوری آن‌ها، عالَم دینی در خفا رفت و از طرف دیگر با غلبه‌ی روح غرب‌زدگی، انقلاب اسلامی از بعضی جهات در حجاب غرب‌زدگی گرفتار شد و با بازگشت به حضرت روح‌الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» ازهمه‌ی جهات افق روشن و کار شروع می‌شود.
4938
متن پرسش
شما فرمودید که: «علم حضوری به خداوند، یک وجه عقلی دارد و یک وجه عملی؛ وجه عقلی آن، مبادیِ علم نظری است. و وجه عملی آن، نظر به انسان معصوم است.». آیا می‌توان نتیجه گرفت که: «پس علم حضوری به خداوند، هم جزء مبادی نظری است و هم جزء مبادی عملی.»؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که می‌فرمایید علم حضوری به خداوند از طریق فطرت، جزء مبادی نظری جان هر انسان می‌باشد و از آن‌جایی که انسان به صورت حضوری، احساس می‌کند که بنده است و متصل به حضرت حق ، طلب رسیدن به معبود دارد و از این لحاظ طالب عملی است که خود را به معبود خود برساند و از این جهت می‌توان گفت مبادی عملی انسان نیز حضوری است ولی از آن‌جهت که احساس خلأ می‌کند و می‌خواهد با رجوع به معبودِ خود آن خلأ را پر کند و از مقصد خود که همان «الیه راجعون» است محروم نگردد ، در همان راستا در جان خود به وصورت حضوری پیامبران و امامان را به عنوان نمونه‌ی کامل عقل عملی می‌شناسد وظیفه‌ی تبعیت از آن‌ها را دارد . موفق باشید
884

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام و خسته نباشید. استاد گرامی. 1-روش تحقیق در متون دینی(قران+حدیث+...)برای رسیدن به فهم عمیق و معرفت جامع چگونه است؟2-چگونه به انچه که دریافت میکنیم مطمین شویم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: به نظرم اگر در امور معرفتی و موضوع‌های مربوطه‌، حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» را الگوی خود قرار دهید جواب هر دو سؤال‌تان را می‌گیرید. موفق باشید
20150
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و خسته نباشید. دو سوال از خدمتتون داشتم. اول اینکه برای خواندن کتاب مصباح امام شرح سوره حمد مقدمه آن است؟ دوم اینکه از قول علامه حسن زاده شنیدم که جزا نفس عمل است حال که در روایات داریم که پیامبر صورت آن چهار ذکر تسلیحات اربعه را به صورت ساختن قصر در معراج دیده اند حال جزا نفس عمل است چه می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شرح صوتی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» 2- شاید منظور حضرت آقا، عمل به آن چیزی است که می‌دانیم؛ در آن صورت است که نفس بهره‌ی لازم را می‌برد. موفق باشید

19376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: 1. می خواستم بدونم آیا استاد از نظریه خود مبنی بر عبور از احمدی نژاد برگشته اند یا خیر؟ آیا باز هم نیاز به یه انتخابات دیگری هست تا استاد متوجه بشوند خود احمدی نژاد عامل پیروزی خودش بود و نه حمایت صرف حزب الهی ها. آیا این ناشکری نعمت نیست که دکتر احمدی نژاد را حذف کردیم. چرا به آفای احمدی نژاد گفتیم بزرگترین خطر جهان اسلام؟ لطفا استاد نگذارید یک انتخابات دیگر هم برای کسب تجربه صرف شود. 2- بنده تو فضای مجازی و شهر مشغول رصد کردن نظر مردم و بخصوص جوانان بودم متوجه دو نکته شدم: اول اینکه خیلی از مردم نظرشان و حرفشان این بود که بین بد و بدتر باید بد را انتخاب کرد و من متعجب می شدم که گزینه بدتر را آقای رئیسی می دانستند. دوم انکه خیلی از جوانان فقط به این خاطر رای به آقای روحانی می دادند که مخالفت خود را با گزینه نزدیک به نظام نشان دهند. یه نوع دهن کجی آشکار بدون هیچ گونه استدلال. استاد لطفا با کلامتان دل ما را آرام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع در این دوره، بسیار پیچیده بود و فراموش نکنید که آقای احمدی نژاد نتوانست نظر روحانیون و بعضی از اصول گرایان و جریان انقلابی شهر نشینی را در حدی که بتوان مقابل شعارهای اصول گرایی قرار گرفت جلب کند و از این مهم تر این که چگونه شورای نگهبان به شخصیت پیش بینی نشده‌ی ایشان اعتماد کند و کشور را در مدیریت کلان در اختیار ایشان بگذارند؟ هر چند که از نقاط مثبت ایشان نباید غفلت نمود. موفق باشید

17138
متن پرسش
سلام استاد: بعد از کتاب «وضع کنونی تفکر در ایران» از دکتر داوری، که فرموده بودید بخوانم، کدام کتاب استاد داوری را بخوانم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته خوب است که با تفکر استاد داوری مأنوس باشید و به‌خصوص اگر آمادگی روحی دارید مباحث متن‌‌خوانیِ کتاب «خردسیاسی در زمان توسعه‌نیافتگی» را دنبال کنید. از آن طرف کتاب «درباره تعلیم و تربیت در ایران» و کتاب «فلسفه و آینده‌نگری» می‌تواند برای ما حرف داشته باشد. موفق باشید

16646

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد گرامی و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما: در روایاتی آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نام حضرت علی علیه السلام را بدون وضو نمی بردند. در این زمینه ماجرایی نقل شده که قدری جای تامل دارد! و آن اینکه روزی حضرت وارد منزل دخترشان شدند حضرت زهرا عرض کرد پدر جان چه شده که امروز احوال علی را نپرسیدی وایشان در پاسخ فرمودند زهرا جان اکنون وضو ندارم و نمی خواهم نام او را بدون وضو ببرم. چطور می شود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که بسیار سفارش بر وضو می فرمودند خود وضو نداشته اند؟ این مسئله برای برخی موجب شبهه شده است. لطفا توضیح بفرمایید با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی! این حرف‌ها بیشتر، حرف‌های ذوقی است و اساساً طرف می‌خواهد ابرویش را درست کند، چشمش را کور می‌کند. می‌خواهد جناب علی«علیه‌السلام» را بالا ببرد، پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه» را پایین می‌آورد. موفق باشید

15843

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: من چند سالی درس طلبگی خوندم. آماده پوشیدن لباس هستم. هم طلبه ها هم بعضی اساتید هم تشویقم می کنند منتهی همسرم مخالف است. چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همسرتان تذکر دهید به عنوان یک وظیفه و برای رونق اسلام، وظیفه دارید که ملبس باشید و در لباس، نقشِ تحقق فرهنگ اسلامی بیشتر ادا می‌شود. و لذا ایشان نباید مانع چنین وظیفه‌ی حساسی باشند. موفق باشید

15240
متن پرسش
با سلام: حقير طلبه هستم و تصميم به مطالعه و آگاهي و پ‍‍‍ژوهش در حيطه غرب شناسي دارم. مطلبي از استاد ميرباقري پيدا كردم كه نيازمند توضيح شما استاد عزيز است تا منظور ايشان را براي حقير شرح دهید. متن صحبت استاد ميرباقري: اگر تئوري مدون و روشني در تحليل جامعه شناسانه، انسان شناسانه و فلسفه تاريخي نسبت به غرب نداشته باشيد و غرب را در آن چهار چوب نشناسيد، غرب‌شناسي مفيد نخواهد بود. وقتي مي‌خواهيد دشمن را در نظرية فلسفة تاريخي بشناسيد، اولاً، بايد مدل‌هاي علمي بدهيد و به شيوه‌هاي علمي به تحقيقات نظري، تحقيقات كتابخانه‌اي و تحقيقات مي داني بپردازيد. ثانياً، نظام طبقه‌بندي موضوعات در شناخت غرب داشته باشيد؛ يعني بر پاية معارف بنيادين هم متدولوژي و روشن و هم نظام طبقه‌بندي موضوعات داشته باشيد و سپس به شناخت علمي غرب در ابعاد مختلف آن بپردازيد كه آنها چكار مي‌كنند؛ چه غايتي را تعقيب مي‌كنند، چه مكانيزم‌هايي دارند، راه مقابله با آنها چيست، ظرفيت و توانايي‌هاي آنها در كجا به پايان مي‌رسد و ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که استاد میرباقری فرموده‌اند. در این رابطه باید بعد از فهم حکمتِ بومی خود، یک دوره‌ی کامل فلسفه‌ی غرب را دنبال کرد. و همان‌طور که دکتر داوری توصیه می‌فرمایند، آزاد از نقدِ غرب، با فیلسوفان آن دیار همدلی نمود و با توجه به تاریخی که آن عقل‌ها در آن تاریخ ظهور کرده است، فلسفه‌ی غرب را دنبال نمود. موفق باشید

15050

بدون عنوان :بازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: فرمودید به لیست پیشنهادی جامعه مدرسین قم رای بدیم استاد لیست پیشنهادی جامعه در تهران، حرف و حدیث بسیار دارد: 1. محمد یزدی 2. احمد جنتی 3. محمد امامی کاشانی 4. محمدعلی موحدی کرمانی 5. محمد تقی مصباح یزدی 6. سید ابوالفضل میر محمدی 7. ابراهیم امینی 8. سید محمدرضا مدرسی 9. علیرضا اعرافی 10. علی مؤمن 11. محمد ری شهری 12. قربانعلی دری نجف آبادی 13. محمدباقر باقری کنی 14. حسن روحانی 15. غلامرضا مصباحی مقدم 16. محسن قمی خصوصا که آقای پناهیان فرمودند به افراد مشترک لیست رأی ندهید. نظرتان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای تهران، موضوع نسبت به اصفهان متفاوت است. زیرا در تهران احتمال رأی‌آوردنِ مشترکین هست، لذا اگر پیشنهادِ جناب آقای پناهیان عمل شود، سه بزرگواری که انگلیس‌ها خواسته‌اند که رأی نیاورند، تقویت می‌شوند. موفق باشید

14549

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد ساعت شروع جلسه روز چهار شنبه چند می باشد. پس از جلسه نماز هم هست؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ساعت 4 تا 5 بعد از ظهر است. البته کسانی می‌توانند از آن جلسه استفاده‌ی کامل را ببرند که بحث‌های تفسیر سوره‌ی حمد امام را دنبال کرده باشند. موفق باشید

14083
متن پرسش
به نام خدا با سلام و زیارت قبول استاد گرامی: از پاسخی که فرمودید تشکر می کنم اگر امکان دارد یک آیه برای نمونه که علامه نظر خودشان را فرموده اند ذکر فرمایید مطابق آنچه در جزوه کار با المیزان ارائه نموده اید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون ما هر روز با سؤالات متعددی روبه‌رو هستیم، نمی‌دانم به کدام سؤال اشاره می‌فرمایید. عین سؤال و جواب را ارسال فرمایید تا در خدمتتان باشم. موفق باشید

نمایش چاپی