باسمه تعالی: سلام علیکم: این ابتدایِ راه است. بسیار خرسند هستم که متوجهی حساسیت موضوع شدهاید. حال به این موضوع فکر کنید که انسان میخواهد آزادانه آنچه را مایل است و باور دارد، عمل کند. در این صورت اگر خواستهها و باورهایش متعالی شد وقتی خود را آزاد میداند که شرایط مقابلِ او، مانعِ تحقق آن خواستهها نباشد و این عالیترین نحوهی تربیت فرهنگی است که انسان، خود را آزاد بداند و آزادیِ او برای او فضیلت و کمال باشد. اینجا است که از یک طرف از آزادی به معنایی که غرب از آن تلقی إباحهگری دارد فاصله میگیریم و وارد تاریخی میشویم که تحجر و ارتجاع نیز برداشتهای تنگنظرانهی خود را بر ما تحمیل نمیکند و از این جهت تأکید دارم که این اولِ راه است. و چه اندازه زیباست که هنر و هنرمند بتواند معنایِ آزادی را با فضیلت انسانی یگانه کند تا بشریتِ دوران متوجه شود نهتنها تکالیف الهی مانع زندگانی آزادانهی او نیست، بلکه بستر بهترینِ انتخاب او به حساب میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید عین صحبتهای اخیر آقای روحانی را ببینیم تا نظر دهیم. میماند که آقای رسائی در نشریهی 9دی http://www.9day.ir/Newspaper/BlockPrint/163 نکاتی در مورد صحبتهای سابق ایشان حول محور صلح امام حسن علیهالسلام فرمودهاند؛ خوب است که به آنجا رجوع کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد با جناب آقای مهندس نظری تماس بگیرید. ایشان راهنماییهای لازم را خدمتتان انجام میدهند. شمارهی ایشان 09136032342 می باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت از زيد بن الشّحَّام است كه از حضرت صادق«علیهالسلام» سؤال مى كند: «أَيُّمَا أَفْضَلُ الْحَسَنُ أَمِ الْحُسَيْنُ؟ فَقَالَ: «إِنَّ فَضْلَ أَوَّلِنَا يَلْحَقُ بِفَضْلِ آخِرِنَا وَ فَضْلَ آخِرِنَا يَلْحَقُ بِفَضْلِ أَوَّلِنَا وَ كُلٌّ لَهُ فَضْلٌ» قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَسِّعْ عَلَيَّ فِي الْجَوَابِ فَإِنِّي وَ اللَّهِ مَا سَأَلْتُكَ إِلَّا مُرْتَاداً فَقَالَ: «نَحْنُ مِنْ شَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ بَرَأَنَا اللَّهُ مِنْ طِينَةٍ وَاحِدَةٍ فَضْلُنَا مِنَ اللَّهِ وَ عِلْمُنَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ نَحْنُ أُمَنَاؤُهُ عَلَى خَلْقِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ وَ الْحُجَّابُ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ، أَزِيدُكَ يَا زَيْدُ؟» قُلْتُ نَعَمْ. فَقَالَ: «خَلْقُنَا وَاحِدٌ وَ عِلْمُنَا وَاحِدٌ وَ فَضْلُنَا وَاحِدٌ وَ كُلُّنَا وَاحِدٌ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى» فَقَالَ أَخْبِرْنِي بِعِدَّتِكُمْ فَقَالَ: «نَحْنُ اثْنَا عَشَرَ هَكَذَا حَوْلَ عَرْشِ رَبِّنَا عَزَّ وَ جَلَّ فِي مُبْتَدَإِ خَلْقِنَا أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ».[1] زيد بن الشّحَّام از حضرت صادق«علیهالسلام» سؤال مى كند: از حسن و حسين كداميك افضلاند؟ حضرت صادق«علیهالسلام» فرمودند: فضيلت و برترى اولين ما ملحق به برترى و فضيلت آخرين ما مى شود و فضيلت آخرين ما به اولين ما برمى گردد، هر كدام را فضلى است. عرض كردم: فدايت شوم توضيح بيشتر بفرماييد؛ به خدا قسم من چون جوياى فضل و منقبت شما هستم اين سؤال را مى پرسم. حضرت فرمودند: ما از شجره ى طيبه اى هستيم كه خدا ما را از يك طينت به وجود آورد، فضل ما از جانب خدا و علم ما از اوست، ما امين خدا ميان مردم هستيم و دعوت كنندگان به سوى دين خدائيم و نگهبانان و واسطه ها بين خدا و مردم مى باشيم. اى زيد! هنوز هم برايت توضيح بدهم؟ عرض كردم آرى. فرمود: سرشت ما يكى و علم ما يكى و فضل ما يكى است و همه در نزد خدا يكسانيم، عرض كردم بفرمائيد چند نفر هستيد؟ فرمود: ما دوازده نفريم در اطراف عرشِ پروردگار در شروع آفرينش خود، اول ما محمّد، وسط ما محمّد و آخر ما نيز محمّد است. موفق باشید
[1] - «الغيبةللنعمانى»، محمد بن ابراهيم نعمانى، ص 86. بحارالأنوار، ج 25، ص 363 ..
باسمه تعالی: سلام علیکم: در یک موضوع کلی و در ابتدای امر، باید حق را از طریق آموزههای شرع شناخت. ولی در عین حال وقتی بخواهیم به صورت تفصیلی با حق روبهرو شویم، باید به حکم «تُعرف الاشیاء باضدادها» وقتی افرادی را ملاحظه کنیم که حق را ترک کردهاند و به ظلمات و خطاهای بزرگ گرفتار شدهاند، به صورت تفصیلی متوجه میشویم حضور حق چه اندازه نقشآفرین و کارساز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دقت فرمایید همهی آن جملات در جای خود با مبنای خاصی گفته میشود از آن جمله، مشهور است که پدرِ عبیداللّه یعنی زیادبن ابی، مجهولالوالد بوده به همین جهت میگویند زیاد پسر پدرش، و به عبیداللّه که مشهور است فرزند زیاد است، میگویند ابن مرجانه. زیرا مشهور بوده است که مرجانه با مرد دیگری عبیداللّه را باردار شده است و این مسائل در جامعهی آن روز مشهور بوده. از طرفی در روایت از رسول خدا«صلیاللّهعلیهوآله» هست که هرکس دشمن اهلالبیت باشد – عنایت داشته باشید نشناختن اهلالبیت مطرح نیست - طیبِ مولود ندارد. یعنی در بستر پاکی متولد نشده است و از آن جهت که لشکر عمرسعد امام را میشناختند و امام نیز، خود را معرفی کردهاند، بر این مبنا است که عباراتی مانند زنازاده برای این نوع افراد بهکار میبردند تا فرهنگِ دینی مدّ نظر اسلام را نیز متذکر شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن در مورد پیامبران میفرماید: « تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْض» و بعضی را نسبت به بعضی برتر میداند و به گفتهی علامه طباطبایی، تفاوت در توحیدی است که آن عزیزان در جان خود میشناسند؛ مسلّم در مورد عالمان دین نیز چنین خواهد بود و حقیقتاً توحید حضرت امام چه از نظر آثار قلمی و چه از جهت موضعگیریهای تاریخی در این زمان، بینظیر بوده است و از آنجایی که ملاک قرب به حضرت حق، توحید است، جایگاه بزرگان دین نیز متفاوت خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در این مورد صاحبنظر نیستم. به طور پراکنده مطالعاتی داشتهام. به همین جهت هم عرض کردم در سیرهی اهلالبیت«علیهمالسلام» چنین کاری وجود نداشته است 2- اگر جایگاه سخن حضرت آقا گفته شود، احتمالاً به این نتیجه خواهیم رسید که نظر به نکتهی خاصی دارند زیرا خودِ ایشان منکر این بودند که با موسیقی، مرتبط بودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: طبیعی است وقتی شوق نظر به حقیقت فرو نشیند بشر بیشتر با مفاهیم قابل اشاره به آن حقیقت، مشغول میشود و از آنجایی که در شیعه از طریق نظر به امام، اُنس با حقیقت بیشتر است، ما بهراحتی گرفتار مدرنیته نمیشویم مگر آنوقتی که از رجوع به اهلالبیت غفلت کنیم و بدین لحاظ است که بعضی از مردم و سیاسیون یک نوع همسخنی با غرب را در خود میبینند. راهکار رفع مشکل، برگشت به اُنس قدسی است که در شیعه از طریق نظر به امامان و حبّ اهلالبیت«علیهمالسلام» عملی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که بزرگان دین فرمودند از آنجایی که خداوند میفرماید: «اللّه ولیّ الذین آمنوا»، حضرت حق ولیِّ هر مؤمنی خواهد بود و لذا اُنس با حضرت حق برای هر مؤمنی گشوده است، حال چه اُنسی که موجب ارتباط قلبی با حضرت حق باشد و چه اُنسی که موجب گردد انواری از حضرت حق به عبد منتقل شود و عبد دارای ولایت تکوینی گردد. آنچه نباید از آن غفلت کرد مسیری است که انسان را به ولایت و اُنس حضرت حق میرساند که در هر تاریخی این مسیر صاحب داشته است و تنها از طریق پیامبر و امام این مسیر محقق میشده است و جایگاه امام زمان«عجلاللّهتعالیفرجه» در آن است که هرکس بخواهد امروز قدمی در مسیر اُنس با حضرت حق بردارد، تنها در پرتو نور ولایت آن حضرت ممکن است وگرنه در خیالات و اوهام خود و قدرتهای نفس ناطقه زندگی میکند نه در توحید الهی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- برای عبور از وَهم، شریعت و سنت اولیاء کارساز است 2 و 3- طوری سیر مطالعاتی سایت را دنبال کنید که إنشاءاللّه پس از مدتی سر و کار شما با قرآن و روایات باشد. موفق باشید
