بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20369
متن پرسش
سلام علیکم: فردی را در نظر بگیرید که غرق تمایلات نفسانی و شهوانی خود بوده و توبه کرده اما آثار وضعی گناهان افکار های وسوسه انگیز تصاویر و خاطرات بدی که با گناه داشته همواره در طول روز لحظه ای از او‌ جدا نمی شوند. چطور باید این آثار وضعی را از روح خود پاک کرد؟ آیا کاملا پاک می شوند؟ حدیثی شنیدم که اگر فردی در نماز توجه به خدا نداشته باشد خود نمازش حجابی ست برای او. حال چنین فرد گنه کاری که اصلا نمی تواند ذهن خود را متمرکز کند و انگار نمازش هیچ اثری روی او‌ ندارد باید چه کند؟ خواهشا جوابم‌ رو‌ بدید و راهنمایی کنید. ان شاءلله بتونم خوب بشم و دست دیگرانم‌ بگیرم. واقعا جسم و روحم بد ریخته به هم. اعتماد بنفس ندارم‌، همش استرس و‌ ترس دارم و....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صبر در عبادت و صبر در ترک گناه، غوغا می‌کند در حدّی که بعد از مدتی نه‌تنها تمایلی به دیدن آن تصاویر ندارید، بلکه زشتی و کثافت‌بودن آن‌ها را نیز متوجه می‌شوید. موفق باشید

17070

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
محضر گرانقدر جناب طاهرزاده سلام علیکم: استاد عزیز متاسفانه بنده به ورود به سایت های سکسی عادت کرده ام و جوری برایم عادی شده که دیگر قبح آن را در درونم احساس نمی کنم در حالی که سابق وقتی وارد این سایت ها می شدم اعتراض درونی و عذاب وجدان داشتم. سوالی دارم که با جواب به آن امید دارم از این مسئله عبور کنم. سوال اول) در روایت است شخصی خدمت معصوم رسید و عرض کرد آیا اگر کسی همسر خود را برهنه کند و به او بنگرد اشکالی دارد معصوم در جواب فرموده بودند نه اشکالی ندارد و چه لذتی بالاتر از این؟ حال سوال من این است چه تفاوتی بین دیدن برهنه همسر و دیدن برهنه ای در سایت وجود دارد؟ ماهیت هر دو که یکی است چرا یکی حرام است و یکی حلال؟ برای من جوانی که امکان ازدواج ندارم چه اشکالی دارد از این سایت ها بازدید کنم و شهوت خود را تسکین دهم؟ سوال دوم) شما در جواب بعضی از دوستان راجع به همین مورد فرموده اید این کار مانع تجلی اسما و سلوک و... می شود بنده از این چیزها سر در نمی آورم لطف کنید از دیدگاه تجربی و اجتماعی بفرمایید در زندگی عادی چه مشکلاتی پیش می آورد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم و به اعتبار نظر فقها باید تکلیف خود را بدانیم. اگر توانستم خدمت عزیزی که در این رابطه صاحب‌نظر است برسم؛ موضوع را با ایشان در میان می‌گذارم. موفق باشید

16990
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: می شود دلیل اختلاف علامه ی طهرانی که برخی معتقدند ایشان عارف کاملند با امام خمینی رحمة الله علیهما در موضوع لفظ امام که علامه در جلد آخر معاد شناسی خود آورده اند چیست و حق با کیست؟ همچنین در موارد اختلافی دیگر این دو بزرگوار هم توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب بعضی از سؤال‌ها شده است. این‌ها چیزی نیست که فعلاً خود را در این تاریخ به آن‌ها مشغول کنیم. تاریخی که با حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در این زمان ظهور کرده، افقِ توحیدی کسی را که بخواهد در مقام اُنس با حضرت حق قرار گیرد، برایش گشوده شده است، در آن حدّ که ملاحظه می‌کنید چگونه رزمندگان ما، رهِ صدساله را یک‌شبه طی کردند. آن اختلاف‌ها که جناب آیت اللّه علامه‌ی طهرانی مطرح می‌کنند مربوط به این تاریخ نیست. معنای سلوک إلی اللّه در این تاریخ را مدّ نظر قرار داد، به همان معنایی که حضرت حق می‌فرمایند: «کلّ یومٍ هو فی شأنٍٍ» باید از خود پرسید امروز و در این تاریخ، حضرت حق در چه شأنی است؟ تا ما مطابق آن شأن به پروردگار خود رجوع نماییم. موفق باشید

16232
متن پرسش
سلام علیکم: در جلسه روز شنبه از ضرورت بها دادن به گروه سوم مسلمانان در جهت تشکیل تمدن اسلامی نام بردید که با توجه به اینکه فرمودید این گروه اسلام را به صرف دنیا می خواهند، حال بفرمایید تفاوت آنها با کسانی که بینش عمری دارند و علت اصلی شهادت اباعبدالله علیه السلام گردیدند و یا به تعبیر حضرت امام طرفدار اسلام آمریکایی هستند چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طرفداران اسلام آمریکایی مثل آل سعود، اساساً اسلام را در زیر سایه‌ی آمریکا معنا می‌کنند و معتقد به حکومت اسلامی نیستند. در حالی‌که گروه سوم، حکومت اسلامی را قبول دارند، حتی برای حفظ منافع مادی خود. موفق باشید

14905
متن پرسش
سلام استاد: بنده دچار نوعی رخوت و کاهلی شده ام که با نوعی حسن ظن بیش از حد و سرخوشی مخلوط است، به گونه ای شده ام که در حد اعتقادات به اندازه کافی معتقدم اما در مقام عمل دچار نوعی کاهلی و تنبلی هستم مخصوصا در مورد نماز، به نوعی آن قدر خداوند را بخشنده و بزرگ می بینم که در من نوعی بی خیالی و عدم ترس از عاقبت کاهلی در نماز با این توهم که خدا بخشنده است و میب خشد و... به وجود آمده، می دانم که دچار حیله و مکر از طرف شیطان شده ام، اما راه برون جستن از این مکر وحیله را نمی دانم، نمی دانم چگونه به خود نهیب بزنم تا از این خواب و خیال بیدار شوم و حواسم جمع شود و در مسیر درست حرکت کنم، لطفا به بنده راهی نشان دهید تا از این حالت توهم بیرون بیایم و عاقلانه و عاشقانه بندگی کنم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید راه رجوع ما به خدا فقط از طریق نبوتِ نبیّ است و نبوت یعنی بشارت به سعادت در مسیر شریعت و توجه‌دادن به خطرات دوری از دستورات شرع. لذا به رسول خود می‌فرماید: «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسي‏ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذيرٌ وَ بَشيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» (اعراف/188) «ای پیامبر! به بشریت اعلام کن که من هیچ‌چیزی از خود که موجب نفع و ضرر من باشد ندارم، مگر آن‌که خدا بخواهد و اگر به عالم غیب آگاه بودم چیزهایی از این دنیا بیش از آن‌چه دارم نصیب خود می‌کردم و در آن صورت سختی‌هایی که به من می‌رسید، نمی‌رسید؛ من هیچ‌چیزی نیستم مگر نذیر و بشیری برای مؤمنین.» ملاحظه فرمایید چگونه خداوند به پیامبرش تأکید می‌فرماید که نبوت تنها حذردادن از خطرات و بشارت‌دادن به سعادت‌ها است. بدین معنا که پیامبران وارد تاریخ شده‌اند تا روشن کنند ادامه‌ی وضع موجود، بشر را دچار بی‌ثمری و پوچی می‌کند. و از طرف دیگر افقی را در مقابل بشر گشودند که اگر مطابق شریعت الهی عمل کند نه‌تنها از بن‌بست موجود نجات می‌یابند؛ بلکه در حیاتی بس متعالی‌تر از زندگیِ سراسر پر از بحران قرار می‌گیرد. و از آن‌جایی که زندگی یعنی قرارگرفتن در زیر سایه‌ی احکام شریعت؛ ما نمی‌توانیم مقیّد به تمام احکام شریعت نباشیم. موفق باشید

14358

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بعد از اتفاقات یک سال اخیر در عربستان از توهین و هتک حرمت به ملت ایران در فرودگاه گرفته تا قربانی شدن چندین هزار نفر در منا و حتی کشتار مسلمانان یمن و الی ماشالله و سکوت دولت مردان و مراجع تقلید ایرانی وقت آن نیست که حج از سوی مردم تعطیل شود؟ آیا ما نیز این حرکات را مثل همه ی مقامات ارشد کشوری محکوم کنیم و سپس به حج برویم و تحقیر شویم و پول هایمان را خرج کشتار مردم مظلوم یمن و بحرین و سوریه کنیم؟ آیا مراجع تقلید خوابن یا این هم مصلحت است؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع حساسی است. فکر می‌کنم مسئولان مربوطه با نظر مقام معظم رهبری و با توجه به جوانب دیگر تصمیم نهایی را بگیرند. موفق باشید

14316
متن پرسش
سلام: سکوت به معنای عرفانی اش در این زمانه همان سکوتی است که آیت الله بهجت انجام دادند؟ در این شرایط که الان داریم و ارتباطات بسیار قوی است چطور می شود سکوت مثل آیت الله بهجت رعایت کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم نیست آن نوع سکوت را داشته باشید. آن مربوط به خودِ حضرت آقای بهجت بود در آن موقعیت خاص. سعی کنید بیجا سخن نگویید. موفق باشید

13472
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: آیا در رابطه با سوال 13441 می شود گفت که دوران ظهور و رجعت شرایط و اوضاع به قدری برزخی می شود که انسانها برای عوض شدن ساحت آمادگی پیدا می کنند؟ یعنی آنها که در برزخ اند سیر خود را دارند و اینها هم که دنیایی اند بقدری تحت فشارند و به قدری عقولشان رشد می کند و به قدری محیط آماده شده است {مثل آنجا که سنگ بر علیه دشمن به حرف می آید} که وقتی قیامت بر پا می شود گویی برزخ خود را طی کرده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم نیست که در آخرالزمان که عالم و آدم به استعدادهای بلندی دست می‌یابند، برزخ برای آن‌ها منتفی باشد. بالاخره برای حضور در قیامت باید در ساحتی قرار گیرند که نسبت‌هایشان با دنیا تغییر کند و نسبت خاصی که باید در قیامت پیدا کنند، برایشان پیش آید. موفق باشید

13138

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: دو پیشنهاد داشتم: 1. با توجه به این که سعی و هدف شما فراهم کردن زیرساختهای فرهنگی مورد نیاز برای تربیت یک نیروی فرهنگی در طراز انقلاب هست لطف کنید یک سیر در حوزه فلسفه برای کسی که قصد دارد در این حوزه مطالعه و فعالیت کند مبتنی بر هدف فوق در سایت خود قرار دهید. 2. اگر می شود کتاب «معرفت نفس و حشر» را دوباره درس بدهید. قطعا یک حفره مهم پر می شود زیرا این شروح یا با زبان مخصوصی گفته می شود و یا برخی از این صوتها را انسان حس می کند در افق صدرا بیان نمی شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظر بنده اگر کسی بخواهد به طور جدّی مطالعه‌ی فلسفه را دنبال کند همین سیری که امروزه در حوزه‌ها جاری است، خوب است که پس از بدایه و نهایه، سراغ اسفار بروند 2- شرح مجدد کتاب «معرفتِ نفس و حشر» بسیار پیشنهاد خوبی است خدا توفیقش را به بنده بدهد. موفق باشید

13003
متن پرسش
سلام عليكم: منظور از عبارت «و من يتوكّل علي الله فهو حسبه» (كه در قرآن كريم آمده) دقيقا چيست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چقدر خوب است که در این مورد سری به تفسیر قیّم المیزان بزنید. در آن‌جا برای شما روشن می‌شود اگر خدا را وکیل خود بگیرید و در ذیل برنامه‌های الهی عمل کنید و راضی باشید به آن‌چه پیش می‌آید، شما را خدا و برنامه‌های خدا را بس است و جای هیچ دغدغه‌ای نمی‌ماند به شرطی که برای خدا تواضع کنید و برای خدا عمل نمایید. موفق باشید

12924
متن پرسش
باسمه تعالی: سلام علیکم خدمت استاد گرامی: با عرض تشکر فراوان به جهت پاسخگویی به سؤال بنده (سؤال شماره 12894) خواستم عرض کنم خدمت حضرتعالی که سؤال بنده برخاسته از خلأیی است که به شدت در نهادهای حاکمیتی (خصوصا نهادهایی که مولود انقلاب هستند) و نیز تشکیلات مردمی (اعم از فرهنگی و غیر آن) و به طور کلی در جمهوری اسلامی احساس می شود. بنده همزمان هم در تشکیلات فرهنگی و هم در نهاد حاکمیتی انقلابی مشغول فعالیت هستم و حقیقتا می بینم که کارد این مشکل به استخوان آنها رسیده است. بحمدالله در راستای تولید روش طراحی نرم افزار، اقداماتی صورت گرفته است و طبیعتا حضرتعالی هم در جریان هستید (از جمله فرهنگستان علوم، مؤسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام مشهد و ....) و ما هم سعی می کنیم در حد فهم خود این روش ها را بفهمیم و با کمک پژوهشگران حوزوی از این روش ها استفاده کنیم. البته بنده از مباحث حضرتعالی متوجه شده ام که بیش و پیش از مهم بودن وجود روش و استفاده از آن، ایجاد خودآگاهی و دل آگاهی و عالَم سازی توحیدی برای خود و دیگران اهمیت دارد و همین امر است که منجر به منکشف شدن روش تولید نرم افزار و سخت افزار تمدن اسلامی می شود؛ به طوریکه در حالت ایده آل، ابتدا باید خواص جامعه با تعریف خود ذیل شخصیت ولیّ جامعه از اشراقاتی که بر قلب وی وارد می شود بهره مند گردند و سپس بر اساس آن اشراقات و در واقع آن تکوین، تشریع را طراحی و پیاده سازی کنند. طبعا روش طراحی تشریع هم در صورت حصول چنین شرایط ایده آلی به دست خواهد آمد. اما دردی که ما را بی طاقت می کند این است که به موازات ایجاد خودآگاهی و دل آگاهی و تمرین در مسیر انسان تراز انقلاب اسلامی، یک نهاد انقلابی یا یک تشکیلات فرهنگی نمی تواند فعالیت های خود را متوقف کند. بله حتما باید به عالَم سازی اصالت دهد و این خود، یک فعالیت است. اما بالاخره مأموریت های خود را نمی تواند واگذارد (خصوصا در مورد نهادهای حاکمیتی انقلابی). بنابراین، چگونه مأموریت های خود را انجام دهد تا دوران گذار به تمدن اسلامی را به سلامت طی کند؟ بالاخره برای این وضعیت ناچار است از نرم افزارهایی استفاده کند. آن هم نرم افزارهایی که نمی توان حتی با فرض أکل میته از دانش امروزین بشر به عاریت گرفت. تولید نرم افزار هم روش می خواهد. مثلا ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر برای تحقق هدف خود نیازمند یک طرح کلان است مبنی بر اینکه چگونه این فریضه را اقامه کند. خوب با چه روشی به این طرح برسد؟ به هرحال از حضرتعالی تقاضامندم که در این خصوص نیز با کتب، جزوات و یادداشت های خود ما را بهره مند فرمایید. این نکته را هم عرض کنم: بنده بحمدالله حدود 5 سال است که با کتب حضرتعالی مأنوس شده ام و البته الان افسوس می خورم ای کاش زودتر از اینها از چشمه های معرفتی - با زبان مناسب عصر و مناسب حجب کنونی – بهره مند می شدم. لذا از شما استاد گرانقدر بسیار تشکر و قدردانی می کنم. کتب، جزوات و یادداشت های شما هم به دلیل زلالی مبانی معرفتی توحیدی و هم به دلیل دارا بودن زبان مورد نیاز انقلاب اسلامی و البته اخلاص حضرتعالی، بحمدالله به شکل گسترده ای (حداقل در سطح تهران که بنده مطلع هستم) در بین جوانان و تشکل های فرهنگی نشر پیدا کرده و منجر به آماده سازی ورود آنان به تفکر توحیدی دوران گذار به تمدن اسلامی شده است. خداوند ان شاءالله حضرتعالی را مورد پسند امام زمان (عج) قرار داده و به ما هم توفیق حرکت در مسیر انسان تراز انقلاب اسلامی را بدهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که انقلاب اسلامی در این تاریخ افقی را در مقابل بشر امروز به‌خصوص در مقابل مسلمانان و بالأخص در مقابل شیعیان باز کرده که کافی است ما بتوانیم با درک صحیح انقلاب اسلامی آن افق را تفصیل دهیم. و این ممکن نیست مگر آن‌که حقیقت انقلاب در مظاهر خاص خودش به تفصیل در آید و آن مظاهر چیزی نیست جز از یک‌طرف حرکات و سکنات انقلابیون - مثل شهداء - و از طرف دیگر تاریخی که به عنوان یوم اللّه محلِ ظهور آن باشد، مثل هشت‌سال دفاع مقدس یا مواقعی که ملت بزرگ ایران در راستای عهد با انقلاب به صحنه می‌آیند. چنان‌چه تلاش کنیم روح انقلاب اسلامی را درست تبیین کنیم، انقلاب اسلامی در دو مظهر فوق ظهور لازم را به صحنه می‌آورد و از این به بعد است که دست‌ها و دل‌ها در راستای تحقق مدینه‌ی فاضله‌ی تمدن اسلامی جلو می‌رود. ما امروز در مرحله‌ی تحقق دو مظهر فوق هستیم. قسمت آخر کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» حرف‌هایی در این مورد دارد. موفق باشید

12664

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطفا سیر پیشنهادی استاد طاهر زاده برای کتب شهید مطهری را در دسترس قرار بدهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حال حاضر سیری مشخص نشده است. موفق باشید

10960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: نظر جناب عالی در مورد مصاحبه اخیر آیت الله سید محمد خامنه ای با مجله ی رمز عبور چیست؟ عده ای می گویند ایشان یک سری توهمات دارد و اتهاماتی را به امام وارد کرده است و عده ای معتقدند نباید امام خمینی را معصوم جلوه داد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم به یک‌بار خواندنش می‌ارزد بدون آن‌که آن مصاحبه را مبنای تحلیل‌های خود قرار دهیم ولی گوشه‌ی ذهن خود نگه داریم. آقای سلیمی نمین جواب‌هایی به ایشان داده‌اند ولی کافی نیست، جای فکرکردن دارد. جایگاه قدسی حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در جای خود محفوظ است. موفق باشید
9506
متن پرسش
سلام علیکم: شما فرمودید اگر روح شخص حاضر نباشد، هنگام صدان زدن شخص خوابیده نباید او بیدار شود، چون گوش هایش نمیشنود، ولی چون روحش حاضر است با صدا زدن ما متوجه میشود و شخص بیدار میشود. این سوال برام بوجود آمد که اگر اینگونه باشد، پس مسلما برای روح مجرد مکان معنایی ندارد، ولی اگر ما برویم اتاق کناری یا تو خیابون یا جایی دورتر از بدن فرد خوابیده و او را صدا بزنیم، آن شخص بیدار نمیشود، در صورتی که روح او حاضر است و برای مجرد مکان معنی ندارد. چرا در جایی دورتر از جسم فرد خوابیده که او را صدا میزنیم تا بیدار شود نتیجه ای نمیگیریم؟ ( البته بنده این کار را تا به حال امتحان نکرده ام)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح مکان ندارد ولی توجه و تعلقش به بدنش محفوظ است و به همین جهت هم حتی اگر فرد خواب را صدا هم نزنید ولی او را حرکت دهید روح او در بدن او حاضر می‌شود. موفق باشید
9237

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام 1. استاد بنده سیر معرفت نفس و توحید و معاد را کار کرده ام آیا وارد غرب شناسی شوم یا در مورد معرفت نفس و معاد و توحید از کتب آیت الله جوادی و علامه حسن زاده و دیگران استفاده کنم؟ در ضمن فعلا فرصت کار با المیزان را ندارم؟ 2. عمده اختلاف و نقدهایی که به شما می شود در باب غرب شناسی مربوط به چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ درعین رجوع به کتاب‌های عزیزان فوق‌الذکر خوب است که در این مرحله به مباحث معرفت نفس نیز ورود داشته ‌باشید. 2ـ چیز عمده ای نشنیده ام. موفق باشید
8593
متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی عبادات بحث توکل هنوز برای بنده حل نشده است با اینکه حضورا هم از محضرتان چند سوال پرسیدم آیا حد آخر و نهایت توکل بدون در نظر داشتن اسباب است یا با آن؟ مثلا اگر بنده بگویم غذا نمیخورم و توکل بر خدا میکنم و روزه میگیرم یا اینکه با ترمز خراب ماشین باز هم توکل کنم و رانندگی کنم یا با سرعت بسیار زیاد رانندگی کنم و بگویم اگر خدا نخواست چیزی نمیشود و این توکل را با اعتماد قلبی به خدا بگویم آیا درست است؟ با توجه به اینکه ما نباید اسباب را مستقل در تاثیر بدانیم آیا مرتبه ای از توکل وجود دارد که بدون اسباب کار انجام شود؟ لطفا من را راهنمایی کنید با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: با این‌که نباید اسباب و وسایل را مستقل بدانیم ولی در روایت داریم: «اَبَی اللّه ان یَجری الامور الاّ باسبابها» خدا ابا دارد که امور اجرا شود مگر با اسباب مخصوص به خودش و لذا رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» در جنگ زره می‌پوشیدند و نمی‌فرمودند اگر خدا بخواهد شمشیر کارگر نشود نمی‌شود. موفق باشید
7598
متن پرسش
با سلام دانشجویی هستم که شرایطی جور شد و برای ادامه تحصیل به خارج از کشور آمدم. هدفم این است که انشاالله برگردم و خدمت کنم. شرایط علمی در اینجا متفاوت است و فکر می کنم کشور نیاز به این پیشرفت ها دارد. به خصوص وقتی می بینم که مسلمانان به دلیل عدم پیشرفت های ظاهرا علمی چقدر در اینجا مورد بی احترامی واقع می شوند بیشتر به اهمیت پیشرفت علمی کشور فکر می کنم. ولی مشکلی که وجود دارد گدشته از همه سختی ها احساس می کنم شرایط روحی ام مثل ایران نیست. احساس می کنم سلوک خودم (اگر شروع شده باشر) کند شده. وقتی عبادتی می کنم یا سخنرانی ای گوش می کنم برکشت به جامعه غربی و دانشکاه در اینجا برایم بسیار سخت می شود. انگار که فعالیت در این جامعه مستلزم حدافل درجاتی از آلودگی روحی است. چون وفتی در خلوت صفایی حاصل می شود بودن در شرایط اجتماعی اینجا بسیار برایم سخت می شود. نمی دانم بمانم یا برگردم. من هنوز 4 سال تا پایان تحصیلم مانده و نمی دانم چه کنم. لطفا راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید ماوراء فتنه های محیط متوجه روح جاهلانه ی منحرفین باشید و حقارت این نوع گرایش ها را احساس کنیدخوب است که بمانید و مأموریت الهی خود را به انجام برسانید ولی اگر احساس کنید در این دوران زندگی که باید ذخائر معنوی خود را شکل دهید فرصت از دست می رود به عهده ی شما نیست که در آن جا بمانید. موفق باشید
7340
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز شما برای ارتباط با قرآن این شیوه معرفتی را در اولویت قرار می دهید یا از حفظ قرآن شروع کنیم . بنده با توجه به علاقه ای که به روش شما پیدا کردم و با توجه به اینکه حفظ هم مدتی کلاس رفتم یکی از دوستان به بنده گفتند شما دور می زنید و آخر سر هم می آیید دنبال حفظ . اما بنده با وجود اینکه در حفظ خوب هم پیش رفتم اما استرس وارد شده برمن زیاد بوداین مباحث را بیشتر انس میگیرم .آیا این جمله ایشان صحیح است که علمای بزرگ نوشته اند که ما ای کاش از ابتدا به حفظ پرداخته بودیم؟لطفا راهنمایی بفرمایید.التماس دعا موفق باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر فرصت دارید که در حفظ قرآن وقت بگذارید حتماً این کار را ادامه دهید ولی اگر بین فهم معارف قرآنی و حفظ آن باید یکی را انتخاب کرد معلوم است که ما مأمور به تدبّر در قرآن هستیم. موفق باشید
7258
متن پرسش
با سلام، ببخشید استاد من هی سؤال می پرسم، این سؤال خیلی توی ذهنم جدیه و سرّ این حرف شما رو نمی فهمم که به چه دلیل شما در 99 درصد پاسخ به سؤالات مربوط به حوزه یا دانشگاه یا ...... ، می گویید اگر علاقه به حوزه دارید بروید حوزه ؟؟ خواهشا روشن تبیین بفرمایید که جایگاه علاقه در انتخاب کجاست ؟؟ مگر ما نباید تکلیفی به مسائل نگاه کنیم ؟ یعنی اگر علاقه نداشتیم نریم ؟؟ مگر اگه ما در مسیر تکلیف حرکت کنیم خداوند نفرت ما را به محبت تبدیل نمی کند ؟ مثلا توی همین سؤال قبلی گفتید اگر علاقه دارید .مشخصا بفرمایید جایگاه "علاقه" کجاست ؟ مثلا من به شدت علاقه به فلسفه و عرفان دارم ولی احساس تکلیف می کنم که به اجتهاد فقهی مجهز بشم ، هرچند اصلا ظرفیت پرداختن به مسائل فقهی رو ندارم . مگر نباید تکلیف رو تشخیص بدیم و به امید خدا پیش بریم ؟ لطفا یه جوری جواب بدین که ما بفهمیم ، منی که نسبت به فضای فقاهتی علم دافعه دارم و روحیه ام لطیف تر از آن است که تمام فکر و ذکر خود را مشغول دستگاه رسیدن به بایدها و نبایدها بکنم ، نباید تکلیفم رو دنبال کنم ؟ خواهش می کنم مفصل و روشن و عینی و با مثال توضیح بدین. خواهش می کنم خلاصه جواب ندید. خیلی ازتون متشکرم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «هرکسی را بهر کاری ساختند.... میل آن اندر دلش انداختند». در مسیر علم‌یابی نیز وَجه تکلیف تا آن‌جایی است که انسان از مسیر عبودیت خارج نشود. ولی اگر نسیمی درونی همواره جان او را نسبت به هدفی متعالی متوجه نکند و موضوعات علمی را باری بر دوش خود احساس کند نمی‌تواند آن‌طور که لازم است کار را جلو ببرد، بدین معنا می‌گویند این فرد را برای این کار نساخته‌اند. و اگر در احوالات علمای بزرگ نیز تحقیق بفرمایید خواهید دید در زیر سایه‌ی تکلیف آن علاقه بوده که موتور حرکت آن‌ها می‌شده و شب و روز آن‌ها را اشغال می‌کرده. به همین جهت عرض می‌کنم باید خداوند علاقه‌ی دروس حوزوی را در افراد ایجاد کند تا با انگیزه‌ای درونی جلو بروند و در دل چنین گرایشی تکالیف خود را انجام دهند و از سختی مقدمات این کار مثل ادبیات عرب و منطق خسته نشوند. موفق باشید
7001
متن پرسش
سلام علیکم جناب استاد . من میدونم تمام اسرار عالم و رموز در قرآن هست و کتابی بسیار پیچیده ای است و به جای دانستن به انسان چشم دیدن میدهد . و حتی قیاس کردن قرآن عظیم با فصوص و اسفار هم نشان جهالت شخصی را میرساند .ولی یک سوالی داشتم چگونه میتوان از نوراتیت قرآن استفاده کرد ؟ بطور مثال وقتی مبحثی مثل حرکت جوهری را میخوانی از بسیاری از حقایق آگاه میشوی و این خود کمی پای رفتن میدهد حال این حالت را چگونه میتوان با قرآن حاصل کرد ؟ و یا کلی تر اینکه مفاهیم قرآنی با مفاهیم فلسفی و عرفانی چه تفاوتی دارد ؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن انسان را در وادی وجود سیر می‌دهد و وجودش حقیقت را از جنبه‌ی وجودی احساس می‌کند و همین حالت است که عارف و فیلسوف مسلمان را می‌کشاند که به زبان فلسفه و یا عرفان از آن حقیقت سخن بگویند و لذا از این جهت می‌توان گفت فلسفه‌ی اسلامی و عرفان اسلامی اشاره‌ی قرآن شناسان است به حقیقتی که یافته‌اند به زبان استدلال و یا به زبان قلب. و این ها می تواند مقدمه فهم قرآن شود. موفق باشید
5348

فلسفهبازدید:

متن پرسش
سلام وخداقوت 1.نظرحضرت عالی برای شروع فلسفه چیست آیا اول باید ازمنطق شروع کرد واینکه برای شروع کتاب آموزشی ساده هست ونظرتان درمورد آموزش فلسفه آقای مصباح چیست؟ 2.علت اینکه درحوزه اینقدردیر شروع میکنند خواندن فلسفه را عیب نیست واینکه درکنارلمعه هم میشود فلسفه راخواند؟ 3.دروس لمعه خواندن حضرت آقا گفتند نیازی نیست کل آن خوانده شود یعنی چه ونحوه ی نگاه ما به خواندن لمعه باتوجه به زمان زیادی که میگیرد باید چطورباشد؟ 4.برای آشنایی با مبادی فکری حضرت عالی برای معرفی به دوستان کدام کتابهایتان را توصیه میکنید؟(سلوک ذیل امام (ره)،تمدن زایی شیعه و..). تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شاید خیلی لازم نباشد برای آموزش فلسفه منطق دانست ولی چون عموماً در آموزش فلسفه از اصطلاحات منطقی استفاده می‌شود چاره‌ای ندارید که منطق بدانید. کتاب آموزش فلسفه‌ی آیت‌اللّه مصباح برای شروع خوب است 2- به نظرم خوب است که از سال دوم به صورتی نرم فلسفه را شروع کنند 3- این را از من نباید بپرسید 4- کتاب «سلوک ذیل ...» خوب است ولی برای کسی که مقدمات را نگذرانده مشکل است. موفق باشید
4314
متن پرسش
با سلام وخسته نباشید من دانشجو هستم می خواهم بدونم به عنوان یک دانشجو که با تفکر شما هم اشنا شده کجای تاریخ ایستاده ام ؟ یعنی با وجودی که می توان فهمید که تاریخ تکرار می شود و طلحه و زبیر در جامعه کنونی قابل رویت هستند ما برای اینکه مثل کوفیان نباشیم و خطای انها را در تنها گذاشتن رهبر و ولی خود تکرار نکنیم چه باید کرد؟ وظیفه ما چیست؟ اینکه رهبر می گویند این عمار ، عمار کیست و چه کرده و عمار امروز چه باید بکند؟ خواهش می کنم به این سوالات پاسخ کامل دهید چون ترس از دست دادن وقت و بیکار بودن ، ترس بزرگی است با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی بفهمیم تاریخ ما در جهت‌گیری خود به کدام سو حرکت می‌کند و جایگاه خود را نسبت به هدف نهایی خود که ظهور حضرت صاحب‌الزمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» است شکل دهیم ،می‌فهمیم در کجای تاریخ خود هستیم. بحمدالله با ظهور انقلاب اسلامی جاده‌ی اصلی ما در راستای هرچه نزدیک‌ترشدن به هدف نهایی باز شد و هراندازه که در وفاداری به اهداف مقدس انقلاب اسلامی بیشتر جلو برویم بیشتر به شکوفایی خود در تاریخ نورانی خود وارد شده‌ایم. بنده در مورد عمّار زمانه‌بودن در جواب سؤال شماره‌ی 4141 تحت عنوان «اگر عمار یاسر امروز بود» عرایضی داشته‌ام در این‌که وظیفه‌ی عمارهای امروز تبیین سخنان رهبری عزیز است. امیدوارم با رجوع به جواب 4141 جواب سؤال خود را پیدا کنید. موفق باشید
3743

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام نظر شما درباره کارکردن زنان در بیرون از منزل چیست؟ ایا ازدواج یک طلبه با یک پرستار درست است؟ با توجه به اینکه در رشته های علوم پزشکی حیای زنان خیلی کم میشود/ لطف کنید وجواب را به ایمیلم ارسال کنید و سوال رو در سایت قرار ندید. شدیدا محتاج دعای شما هستم...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» عرض شده است که امروز بسیاری از کارهایی که قبلاً در خانه بود آمده است به بیرون خانه، و بنابراین نمی‌توان زنان را محدود به خانه کرد. فکر نمی‌کنم اگر آن پرستار خانم متدینی باشد ازدواج یک طلبه با او اشکال داشته باشد و یا آن آفاتی که می‌فرمایید برایش پیش آید، مگر نداریم پرستاری از بیماران چگونه انسان را به خدا نزدیک می‌کند؟ موفق باشید
3582

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام او سلام استاد 1- اگر برای ازدواج از فرد خاصی خوشمون بیاد و فکر کنیم که شخص مناسبیه ایا درسته از خدا درخواست کنیم؟یا دخالت در کار خداست و یا خدا از ما ناراحت میشه؟البته اگه اون فرد از علاقه ما چیزی ندونه 2-راه خوب شناختن چیه؟ یه راه بهم میگین که چه طوری خودمو بشناسم تابتونم به خدا برسم و بتونم بقیه رو خوب با روحیاتشون اشنا بشم؟ 3-امکانش هست خود خدا مارو تنها بخاد با اینکه نصف دینمون کامل نشده؟یا...... ممنونم به امید ظهور فرزند مادرم زهرا.....
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- چه اشکال دارد از خدا درخواست کنید ولی اصرار نکنید چون ممکن است مصلحت شما نباشد 2- معرفت نفس راه شناخت درست خود است. شاید کتاب «آشتی با خدا» شروع خوبی باشد 3- شما در هرحال تسلیم حکم خدا باشید تاخدا شما را در هر حال بپروراند. موفق باشید
2645
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی در مورد سوال اصالت وجود سوال من در واقع این بود که ایا ما در خارج صورتهای محسوس را داریم؟ یا اینکه نفس ما بعد از ارتباط با وجود خارجی ان صورتها را میسازد؟ اگر متن خارج را وجود پر کرده است دیگر صورتهای محسوس نمستواند در خارج وجود داشته باشد بلکه ذهن ما بعد از ارتباط با وجود خارجی انها را میسازد و به وجود خارجی منتسب میکند ما در بیرون سییب سرخ نداریم بلکه وجودی داریم که به صورت سیب سرخ ذهن ان را میفهمد و درک میکند؟ و هر ماهیتی حاکی از یک وجود خارجیست ولی در خارج ماهیت نداریم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آری همه‌جا «وجود» در صحنه است ولی از آن‌جایی که امکان در ممکن‌الوجودها ذاتی آن‌ها است و در علم خدا نیز ممکن‌الوجودها به ذات خودشان هستند و خداوند آن‌ها را وجود می‌دهد پس آن ممکن‌الوجودها در خارج موجودند منتها وجوب آن‌ها بالغیر است و از این جهت ماهیات در علم خدا موجودند هرچند وجود استقلالی ندارند و همان ماهیات به وجودی که از خدا می گیرند در بیرون موجود می باشند. موفق باشید
نمایش چاپی