باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اگر فرصت کار فرهنگی برای یک خانم متدیّن و متعهد در میان است، و از طرفی در مدتی که مشغول کار فرهنگی در بیرون خانه است، یک نفر خانم قابل اعتماد را برای نگهداری فرزندانش بگیرد. این کار را باید بکند. نه اینکه خانمها خود را مشغول کارهای عادی که مردان هم میتوانند انجام دهند، بنمایند و فرزندانشان را به مهدهایی بفرستند که به قول شما همهی زحمات پدر و مادر فرزندان را از بین میبرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بنا بر این باشد که شما انسانها را هدایت کنید، مسلم تا کسی هدایت نشده باشد نمیتواند کس دیگری را هدایت کند. ولی اگر بر اساس شریعت الهی و هدایت حضرت حق بخواهید تذکرات دینی به مردم بدهید، عملاً بر اساس سخن امیرالمؤمنین علیه السلام که فرمودند امر به معروف کنید تا اهل معروف شوید، میتوانید رفقا و اطرافیان خود را بر اساس هدایت الهی متذکر شوید و در همین بستر خود را نیز متذکر نمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از هشتمین را نمیدانم. عمده نگاه عرفانی جناب مولوی به نماز است که نمازگزار چگونه از خود فانی و به حق، باقی میگردد در آن حدّ که زبان او نیز در اختیار او نمیباشد و تنها ملکات او است که در میان میماند و قلب او تماماً در محضر حق، در تماشای انوار عالیهی الهیه خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیتوان گفت رأیدادن به اصلاحطلبانی مثل آقای دکتر عارف به معنای رأیدادن به جبههی مقابل رهبری است! مردم آقای دکتر عارف را روشنفکری میدانند که معتقد به ارزشهای انقلاب و اسلام است و هیچ نسبی با جریان فتنه ندارد، ولی در عین حال روش ِ متجدد مآبانهی خود را دارد. در ضمن نظر جنابعالی را به جواب سؤال 15103 و 15090جلب مینمایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف در جای خود درست است ولی بالاخره ما در بدن خود نسبت به کششهای آن، آزادِ آزاد نیستیم و همینطور که بعضاً گرسنگی را بر ما و حتی بر اولیاء معصوم تحمیل میکند، سایر عکسالعملهای بدن مثل حرکت خون در رگها موجب خارش آن قسمت میشود. آری! میتوان روح را در یک تمرکز عالی نسبت به عکسالعملدادن به آن آزاد کرد، ولی نه به معنای اینکه نباید این خارش وجود داشته باشد و یا روح مجبور باشد اگر مشغول خاراندن آن قسمت شود، از حضورش باز بماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها عرض بنده آن است که همه باید سعی کنیم در این دنیایی که همهچیز بهسوی بیمعناشدن پیش میرود، به خود و دینِ خود معنا ببخشیم و این شکل نمیگیرد مگر آنکه زمین به آسمانِ معنا متصل شود. یعنی انسان زمینی، جهتِ قلب خود را به عالَم معنا بیاندازد و رفتار زمینی از طریق شریعت الهی، آسمانی شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب خواجه عبداللّه انصاری میگوید: «حال» از جلوات شهود الهی است در دیدن حقایق، و راهِ باقیماندن آن «شهودُ الحقيقةِ لا كسباً، و رفضُ الدَعْوَى لا علماً، و البقاءُ مع نورِ اليقظةِ لا تَحَفُّظاً.»
استقامت احوال، استقامت در شهود حقیقی است که کسباً بهدست نیامده و سعی کند آن شهود و آن برق بماند و یا لااقل زود نرود و نیز در استقامت احوال ادعا را بردارد ولی نه به صورت علمی. طوری شود که از حالش بجوشد که ادعا نکند و به حسب حال رفض ادعا کند و نیز در استقامت احوال بر نور یقظه باقی باشد ولی نه از سر تکلّف بلکه به اقتضای همان حال. رویکرد سالک باید در این مرتبه چنین باشد که حال را که شهود حقیقت است و به سراغ او آمده حفظ کند، و در ادامهی این استقامت در آن حالِ خوش معنوی، نظر به خود نداشته باشد تا دعوی نقشداشتن در این امر بکند و این غیر از آن است که از نظر علمی خود را متذکر کند که همهچیز از آن خدا است و من هیچکارهام. در حضوری قرار گیرد که «إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّه»(آلعمران/154) و در ادامه باقی بماند به آن نور یقظه که در ابتدا بدان منور شد و از این طریق خود را از هر غفلتی محفوظ بدارد. البته به وقتش این موضوعات بیشتر روشن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر زمینه لازم جهت متذکرشدن تمدن اسلامی باشد، لازم است عزیزان در چنین میدانی که جمع بین سیاست و دیانت است حاضر شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در این تاریخ علم ما استاد ما شد پس معلمهایی چون علامه طباطبایی و حضرت امام«رحمةاللّهعلیهما» و شاگردان آنها تا آخر استاد ما خواهند بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع را در جزوهی «رجعت» دنبال بفرمایید. همراه با صوت. موفق باشید
