بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13285
متن پرسش
سلام: در مورد جدال و مراء سوال داشتم. آیا هر بحثی که به نوعی طرف را سرجای خود بنشانیم مراء حساب می شود؟ چون ممکن است بعضا شخصی حرف نادرست یا تهمتی به ما بزند که ما با دلیل محکم جواب حرف او را بدهیم. آیا این مثال مصداق مراء است؟ بنده با دانش آموزان در کلاس قرآن در مسجدی که نماز جماعت برگزار نمی شد کلاس قرآن داشتم. اتفاقا آن شب جلسه ما تا نیم ساعت بعد از اذان مغرب ادامه داشت که شخصی به یکی از دانش آموزان کلاس گفته بود این معلم به درد شما نمی خورد چون نماز را باید اول وقت می خواند او وهابی است. منهم به دانش آموز گفتم برود و به اون شخص بگوید شیعه ممکن است نماز اول وقت را دیر تر بخواند ولی تهمت کار وهابی است که به شعیه تهمت (شرک) می زند. آیا این مصداق همان مراء است و اگر مراء است ما با این پاسخ گناه شرعی مرتکب شده ایم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مراء یعنی یکی تو بگویی و یکی او، جواب بدی نداده‌اید، ولی اگر نرم‌تر به او گفته بودید؛ آیا این تهمت‌زدن‌ها و تکفیرکردن‌ها وهّابیت نیست؟! موفق باشید

12613
متن پرسش
با سلام: شبهه ای در مورد عصمت پیامبر (ص) برایم پیدا شده و اینکه در یکی از آیات قرآن به پیامبر خطاب شده که مشورت بگیر. حال سوالم این است آیا ایشان به مشورت نیاز داشته اند یا نه؟ اگر داشته اند که قضیه عصمت و بهترین خلق عالم بودن ایشان منتفی می شود. متن آیه «و شاورهم فی الامر»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» متوجه حقایق امور هستند ولی به دستور خدا با مردم مشورت می‌کردند تا جامعه در ذیل هدایت‌های دل‌سوزانه‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» رشد کند. ولی عنایت داشته باشید که تصمیم نهایی را به عهده‌ی آن حضرت گذاشته‌ است. به همین جهت در ادامه‌ی آیه می‌فرماید: «فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ». موفق باشید

8501
متن پرسش
با سلام به استاد گرامی ببخشید ایا فقط وظیفه مهم است یا نتیجه هم مهم است اگر وظیفه فقط مهم است پس چرا مثلا در سخنرانی اقا گفتند در انقلاب امام خمینی نتیجه هم مهم بود و ایا اگر هر دو مهم است پس چرا امام معصوم می گویند با این مضمون که اگر جهنم را به من می دادند من باز هم عبادت می کردم یه سوال دیگری که من دارم این است که یکی از استاید ما با این مضموم گفتند که ما عبدیم و او مولا و هرچی او می گوید باید بگوییم چشم و انتساب امر الهی کنیم و وظیفه ی خود را باید از امام بپرسیم و حالا که نیست باید از مجتهد0عالم و عادل 0بپرسیم و این نکته را در تمام زنگی گفتند مثلا از مقدار درس که چه قدر بخوانیم یا اصلا چی بخوانیم تا این که مثلا در زندگی در مشکلات و .... چه کار کنیم و من وقتی از ایشان پرسیدم که چرا مقدار درس خواندن هم باید از مجتهد سوال کرد گفتند که چون وابسته به زندگی است.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این دو نکته قابل جمع است، از آن جهت که حتماً برای نتیجه‌ی خوب وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم ولی وقتی به خدا واگذار کردیم حتماً بهترین نتیجه که همان اُنس با خدا است نصیب ما می‌شود. نه این‌که مثل تکفیری‌ها متوجه آثار کارخود نباشیم و فکر کنیم وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم .. موفق باشید
7877
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت شما استاد عزیز بنده کتاب جایگاه رزق در هستی را مطالعه کردم ولی هنوز یه چیزی را ندونستم من الان نامزد دارم و حدود 2 سال هست هم بیکار هستم و درسم را در د انشگاه دولتی با نمره های خوب خوندم ، خودم را به زمین و زمان هم زدم ولی کاری پیدا نکردم الان واقعا موندم چه جوری رزق افرادی مثل من می رسه، به حدی سرکوف و تحقیر شدم که حاضرم بمیرم و این یه لقمه نان را نخورم. واقعا موندم دیگه چی کار کنم؟ صبر و تحمل من هم به آخر رسیده، لطفا راهنمایی کنید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: به خدا اعتماد کنید که می‌فرماید: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» و بر اساس تقوا و تواضع وارد میدان شوید و چشمتان به رشته‌ی دانشگاهی و نمره‌ی خوبتان نباشد چون آیه می‌فرماید: از طریقی که حساب نمی‌کنید رزق شما را می‌دهد. عمده تقوا است به آن معنا که تواضع را پیشه کنید و خودتان را به‌حساب نیاورید. موفق باشید
5720

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. استاد در بحث اجل این سوال برایم مطرح است که مثلا اگر بنده امروز ظهر در اثر سانحه تصادف کشته می شوم؛ این قبلا در لوح محفوظ ثبت شده؟در مورد سایر اتفاقاتی که برای انسان می افتد مثلا دست کسی قطع می شود این چطور؟ثبت شده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: « أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فی‏ بُرُوجٍ مُشَیَّدَة » هر جا باشید، مرگ شما را درمى‏یابد؛ هر چند در برجهاى محکم باشید!. البته با وظایفی که ما در هر زمانی داریم نباید خلط شود. پیشنهاد می‌کنم جزوه‌ی «جبر و اختیار» را مطالعه بفرمایید. موفق باشید
5443
متن پرسش
سلام جناب استاد اینکه فرمودید تذکر خداوند متعال در مورد دقت در خلقت شتر و آیات مشابه آن که بسیار هم فراوانند تذکری برای اثبات نبوت است بنده چند نقد به آن دارم اولا در قرآن چرا شتر را مثال زد به نظر من علتش اینست که شتر یک حیوان تخصصی است یعنی اعضاء بدنش برای خدمت به انسان تخصص یافته نه برای خدمت به خودش و طبیعت حتی یک نوع جدال با سختی های طبیعت است پس خلقت شتر نمیتواند کار طبیعت باشد چون کسی که چیزی خلق میکند در خدمت خودش قرار میگیرد و این جوابی محکم به این فضولی عقلیست که موجودات این جهان مخلوق طبیعت اند و عقل های گیر افتاده در این دام را نجات میدهد چون اگر مخلوق طبیعت اند چرا در خدمت انسان اند چرا موجودات دیگر و حیوانات دیگر سوار شتر نمیشوند و آیه خلق لکم ما فی الارض جمیعا ناظر همین است که آنچه در زمین است در خدمت انسان است پس دستی غیر از طبیعت در کار خلقت بوده . این بدین علت است که بزرگترین مانع بر سر راه عقل انسانهای زمینی در اثبات خاقیت و ربوبیت خدا همین طبیعت هزار رنگ و حادثه های بیشمار موجود در آ« است یا مثلا فرموده است او کسیست که آب را زیر زمین جاری ساخت تا از چشمه ها بیرون بزند این دیگر خیلی با نبوت رابطه ندارد بلکه میخواهد بفرماید اگر تصادفیست چرا این آب طوری هدایت میشود که قابل مصرف انسان باشد نه در خدمت تصادفات و حادثه ها پس آیه ونشانه است نه شاهد .یا مثلا فرموده در اختلاف شب و روز آیه ونشانه است . به نظر شما یعنی نشانه نبوت ؟؟ یا اینکه یعنی اختلاف شب وروز بدرد انسانها خورده نه کس دیگر پس این دنیا خالقی دارد که از نظر منطقی یا خود این انسان است یا کس دیگر که ربطی به حوادث طبیعت و آنچه که در طبیعت است نداردو انسان میداند که خودش خالق نیست پس تذکریست بری محکم شدن عثل و قلب از شبهات و مستقر شدن اقرار به ربوبیت خدا در قلب.به نظر شما این با آیت و نشانه بودن بهتر مطابقت ندارد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً این طور است که تمام مخلوقات با خلقت و ربوبیت حضرت حق به‌وجود آمده‌اند ولی مشکل مردم حجاز خالق‌بودن خداوند نبوده چون می‌فرماید ای پیامبر اگر از آن‌ها بپرسی چه کسی آسمان‌ها و زمین را خلق کرد و شمس و قمر را مسخر نمود حتماً می گویند (اللّه). «وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى یُؤْفَکُونَ» (سوره‌ی عنکبوت، آیه‌ی 61). مشکل کفار عموماً غفلت از ربوبیت خداوند است که موجب ارسال رسولان می‌شود مثل همین امروز که عموماً دنیای غرب در این‌که خداوند خالق جهان است مشکل ندارد – ماتریالیست‌ها تعداد معدودی هستند – مشکل غرب در نپذیرفتن احکام و دستورات الهی است در موضوعات اقتصادی و تربیتی و سیاسی. موفق باشید
4799
متن پرسش
باسلام و خداقوت خدمت استاد بزرگوار مشکلی دارم که با شرمندگی تمام عرض میکنم،من و همسرم هردو مذهبی و از خانواده های مذهبی هستیم،اما نمیدانم چرا متاسفانه در نماز کاهلیم،بحمدالله در بقیه ابعاد علی ظاهر مشکلی نداریم،ازحجاب،اخلاق و ...،چندین بار باهم قرار گذاشتیم که ازنوشروع کنیم،اما طولی نمیکشد که دوباره در همان مسیر میافتیم،خیلی خیلی ناراحتم و نمیدونم چطوری این مرض رو از زندگیمون بیرون کنم،لطفا راهنمایی بفرمایید.ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ترک نماز به هر بهانه‌ای انسان را از ورود به حقیقت محروم می‌کند درنتیجه هرچه انسان جلو برود و هر تصمیمی بگیرد به ضررش تمام می‌شود از خود نمی‌پرسید چه‌چیزی را بر انجام نماز ترجیح می‌دهید که آن چیز بهتر شما را به حقیقت برساند؟ موفق باشید
3320

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد ینده صابری هستم. با عرض معذرت از اینکه مصدع اوقات شریف می شوم، برای حل مشکلاتی که حضرتعالی کمابیش با آن آشنا هستید، شخصی که مدعی است با علم اعداد آشنایی مختصری دارد پیشنهاد داد که باید نام خود را عوض کنم. توضیح اینکه: این شخص بدون اینکه از وضع بنده هیچ اطلاعی داشته باشد و صرفا با شنیدن اینکه بنده مشکل دارم پس از برسیدن نام من و مادرم و با اندکی محاسبه تقریبا با دقت مشکل و نوع روحیه و نحوه تعامل بنده با دیگران را توصیف کرد. حتی نامهایی را که برای بنده مناسب است پیشنهاد داد از قبیل محی الدین، شکیبا، جلیل و عباس. این شخص با اطمینان می گفت این کار موجب عوض شدن وضعیت من می شود و شرط آن را اعلام عمومی و همراه ولیمه، چهل روز نماز صبح اول وقت همراه با ذکر صلوات، تسبیحات حضرت زهرا س و ذکر شریف یا باسط بیان کرد. البته بنده با توجه به اطلاعات مختصری که از معارف عقلی و عرفانی دارم نه می توانم وجود این علوم را رد کنم و نه به راحتی به ادعای این بنده خدا اطمینان کنم. به نظر حضرتعالی در قبال این پیشنهاد چه کار کنم؟ لطفا پاسخ را به طور خصوصی ارسال فرمایید. با تشکر. صابری
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در هر صورت کار بی‌خودی است و بنده دلایل‌اش را در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» عرض کرده‌ام. همین‌که ما دست به کاری بزنیم که حجت شرعی برای آن نداریم بازی‌خورده‌ی شیطان هستیم. موفق باشید
3104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد،در هنگام مباحثه کتاب از برهان تا عرفان این دو سوال برایمان پیش آمد،1-چرا کل ما بالعرض لابد ان ینتهی الی ما بالذات؟ امکان دارد وجودشان را از جای دیگری گرفته باشند؟ و 2-مگر خدا همه ی موجودات را خلق نکرده است پس چگونه می گویید از عین الوجود اشدالوجود و ... صادر می شود خداوند متعال در قرآن کریم می فرمایند:(خطاب به شیطان):چرا به موجودی که با دست خودم ساختم سجده نکردی؟ این نشان می دهد که خفیف الوجود نیز از خداوند متعال صادر شده نه از شدید الوجود این را برایمان توضیح دهید.3-مرتبه وجودی شیطان جزء کدام دسته است؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- این یک امر بدیهی است که هر مابالعرضی به مابالذاتی منتهی می‌شود، مگر می‌شود موجودی که عین وجود نیست به چیزی غیر از عین وجود منتهی شود؟ 2- هر موجودی وجودش را از خدا گرفته ولی خداوند وجودات نازله را با واسطه‌ی خلق می‌کند و لذا در روایت داریم « اَبَی الله اَن یجری الامور إلاّ باسباب‌ها» خدا ابا دارد امور را جاری کند مگر از طریق سبب خاص‌اش 3- شیطان به عنوان یک موجود در مرتبه‌ی خیال و مثال است. موفق باشید
1043

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جدیدا در جمع برخی دانشجویان این استدلال مطرح است: " سلمان فارسی کسی بود که با تمام متون قبلی تورات ،انجیل و ... آشنا بود و او بود که به پیامبر کمک کرد تا قرآن را تهیه کند " کلا اعجاز قرآن را زیر سوال می برند متاسفانه مطالبی در اعجاز قرآن بصورت صریح و متناسب با فهم این قشر بیان نشده لطفا مطالبی مستدل ارائه ژفرمایید بنظر می رسد با مباحث آقای سروش و تشکیکات جدید نیاز به سخنرانی در مورد اعجاز قرآن وجود دارد
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اولاً: آن کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند باید دلیل برای حرف خود بیاورند. ارادت عمیق سلمان فارسی به رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه» و ائمه«علیهم‌السلام» عکس آن را ثابت می‌کند. ثانیاً: در موضوع اعجاز قرآن عرایضی در سایت در جواب آقای سروش داده شده، آیا حرفی خلاف آن را می‌توانند ارائه دهند؟ موفق باشید
21162
متن پرسش
با سلام: بنده وقت نکردم آثار شما را مطالعه کنم. البته در قسمت پرسش و پاسخ برخی سوالات و پاسخهای جنابعالی را خواندم. تا آنجا که متوجه شدم حضرتعالی نگاهی عمیق به مسئله تمدن اسلامی دارید و انقلاب اسلامی را هم مقدمه ای برای شکل گیری آن تمدن الهی می دانید. می خواستم بپرسم آیا نظری هم به موسیقی و جایگاه آن در این تمدن مد نظرتان دارید؟ بنده وقتی آثار برخی مشاهیر موسیقی سنتی (تولید شده در دهه اول انقلاب) را با آثار قبل و بعد ایشان مقایسه می کنم نوعی عرفان و رسوخ روح الهی در آنها را کاملا مشهود می بینم. حتی از آثار کسانی که بعدا دیدگاه های ضد انقلاب گرفتند. حقیقتا (به اعتراف نزدیکان خودشان) بهترین آثار ایشان در همان سال های 60 تولید شد (در اوج دفاع مقدس). بعد از آن انگار با به اضمحلال رفتن روحیه جهاد و شهادت (با روی کار آمدن دولت سازندگی) ما شاهد بودیم حتی روح عرفانی و آن نوای ملکوتی از جامعه موسیقی ما هم رخت بربست. با این مقدمه، می خواستم بدانم نظر حضرتعالی در مورد موسیقی و جایگاهش در تمدن اسلامی چیست؟ آیا موسیقی بالکل نفی و محو خواهد شد یا آنگونه که نمونه کوتاهی از آن را در دوران ده ساله اول نقلاب شاهد بودیم موسیقی نیز دچار دگرگونی می شود و روح اسلام آن را تسخیر خواهد کرد؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در امر موسیقی صاحب‌نظر نیستم. ولی به هیچ‌وجه معتقد نیستم ما باید موسیقی را بالکل نفی کنیم. همان‌طور که متوجه‌ای ما امروز می‌توانیم با موسیقی کارهایی بکنیم که با 100 کتاب نمی‌توان آن‌ کارها را کرد. مثل کارهای آقایان میثم مطیعی و حامد زمانی. موفق باشید

21077
متن پرسش
«الان حصحص الحق» سلام بر استاد: پاسخ 21057 آن بود که مدتها در نهاد خویش می جستیم از 88 که آقای جوادی ظاهرا خوب ظاهر نشدند تا کنون بارها کاربران در مورد ایشان می پرسیدند از حمایتهایش از هاشمی و ... و شما مدام سعی در حمل به صحت داشتید ولی این پاسخ نشان داد که دیگر رویه ایشان جایی برای حمل به صحت برایتان نگذاشته است. وه که انقلاب چه ریزشهایی دارد. کاش ایشان اندکی فقط اندکی غرب و انقلاب را می شناخت اینها همه جای خالی مباحثی را در حوزه به ما گوشزد می کند که اگر بود حال آقای جوادی، هاشمی و ... چنین نبود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌همه بر روی این موضوع تأمل کنید که ما در انقلاب اسلامی باید جایگاه هر فرد و جریانی را معلوم کنیم، نه آن‌که آن‌ها را چون مثل ما فکر نمی‌کنند، حذف نماییم. به نظرم روش حضرت امام و مقام معظم رهبری این‌گونه است و بنده سعی کرده‌ام این موضوع را در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» و با شرحی که بر آن دارم، روشن کنم. موفق باشید

19664
متن پرسش
سلام علیکم: چرا ما برای امام حسین(ع) گریه و عزاداری می کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً بحثی در این مورد شده است که عیناً خدمتتان ارسال می‌شود.

بسم‌الله‌ الرّحمن ‌الرّحيم:

 قال الحسین (ع) : أ َنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ لَا يَذْكُرُنِي مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَر[1] من كشته‏ام براى اشك، مؤمن يادم نكند جز آنكه گريه‏اش گيرد

اشكي كه در شيعه هست با ناراحتي‌هاي عاطفي و احساساتي فرق اساسي دارد، اشك براي حسين(ع) عامل رابطه انسان است با مقاصد قدسي و لذا نه تنها شادي و نشاط را از شيعيان نمي‌گيرد، بلكه شادي و نشاط در زندگي شيعيان موج مي‌زند. ولي نبايد آن را با لذت‌گرايي يكي گرفت، زيرا تفاوت زيادي است بين آن شادي كه با پرهيزکاري همراه است و روح معنوي دارد با آنچه امروز در غرب هست كه لذت‌گرايي در آن مقصد و معبود شده است. در شيعه، شور زندگي با يادآوري غم غربت نسبت به عالم قدس همراه است و با فرهنگِ مرگ آگاهي راه خود را از قهقهه‌هاي اهل غفلت جدا كرده و سعي دارد خود را در فرحِ حضورِ با حق حفظ كند و اشك بر حسين(ع) نوعي طلب آن فرح است و آن‌هايي كه غم غربت در اين دنيا را مي‌شناسند مي‌فهمند حزن مقدس چه حلاوتي دارد و مواظب‌اند گرفتار لذت‌گرايي و خوش‌گذراني اهل دنيا نشوند و از ارتباط با حقايق وجودي عالم محروم گردند.

شیعه و غم و شادی و اشک

در زندگی شیعه شادی و طرب موج می‌زند، اما نباید آن را با لذت‌گرایی یکی گرفت، تفاوت زیادی است میان آن شادی که با پرهیزکاری همراه است و ویژگی معنوی دارد و آنچه امروز در فرهنگ غرب هست که در آن لذّت‌گرایی مقصد و معبود شده است.

در شیعه شور زندگی یا فرح، با یادآوری نوعی غمِ غربت نسبت به وطن معنوی، همراه است، که موجب حزن می‌گردد. این حالت از جمله حالاتی است که در اشعار عرفانی ما هویدا است و معلوم است که این حزن با ناراحتی عاطفی فرق بسیار دارد.

از آن‌جا که ما مرگ را در پیش داریم ناممکن است چون غافلان از غیب و قیامت از زندگی لذّت مستانه ببریم، و لذا فرهنگ شیعه در این «مرگ‌آگاهی» راه خود را از قهقهه‌های مستانه‌ی اهل غفلت جدا کرده است و با حزنی معنوی در فرحِ حضور است و متوجه است که ما در مقام موجوداتی معنوی با این عالم بیگانه‌ایم و یک نحوه باطن‌گرایی را دائماً مدّ نظر داریم.

آن‌هایی که غم غربت را می‌شناسند در دل حزن مقدس، فرح و حلاوتی می‌یابند که قابل مقایسه با شادی‌های اهل دنیا نمی‌باشد.

دیدگاه شیعه با پیروی از ائمه«علیهم‌السلام» این نکته را دائماً مدّ نظر دارد که این جهان ناقص‌تر از آن است که بتوان با نور حقیقت به طور کامل ارتباط پیدا کرد.

اگر این غم مقدس نبود عناصر شادی‌بخش افراطی بر زندگی تشیع غالب می‌شد و به مردمی تبدیل می‌شدند که بیشتر لذت‌گرا و خوش گذرانند.

حزن شیعه نیز به جهت احساس غم غربت یا حزن معنوی او است که خود را و بقیه را در این غم شریک می‌بیند و اگر این حزن معنوی نبود، خیلی زود فرح، شکل شادیِ بی‌محتوا به خود می‌گرفت و گرفتار لذّت‌جویی حسی می‌شد.

جایگاه عزاداری برای امام حسین«علیه‌السلام»

1- عزادران امام حسین«علیه‌السلام» با حضور در مراسم عزای آن حضرت، در واقع خویشتن را مصیبت‌زده و داغدارِ حادثه‌ی عاشورا می‌یابند، گریه سر می‌دهند و بی‌تاب می‌شوند.

2- در اشک برای حسین«علیه‌السلام» آرامشی ویژه و لذتی خاص هست متفاوت با غم‌ها و اشک‌های زندگی روزمرّه، غم معنویت، غم سوختن برای مظلوم، غمی است منشأ حرکت، و پویایی اجتماعی افراد را افزایش می‌دهد و به قلب و روح انسان نشاط همدلی با مظلوم را پدید می‌آورد و لذا از تکرار این غم و اشک ملول نمی‌شود.

3- مهر و محبت به امام معصوم در ژرفای احساسات و عواطف شیعیان آن حضرت جای دارد و با تلاش شیعیان این پیوندِ عمیق عاطفی هرسال تکرار می‌شود، آن‌هم تلاش برای پیوندی عمیق‌تر. و لذا رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا» [2] برای شهادت حسین«علیه‌السلام» در قلوب مؤمنین حرارتی است که هرگز خاموش و سرد نمی‌شود.

4- با توجهِ عاطفی به حضرت امام حسین«علیه‌السلام» سایر ابعاد شخصیت امام و اسلام مدّ نظر قرار می‌گیرد تا علاوه بر نظر به آزادگی و ظلم‌ستیزی و ایثار و حقیقت‌جویی که غذای جان انسان است، به مقام امامت نیز نظر ‌شود و آن دری می‌شود برای فهم معارف اسلامی از طریق روایات آن بزرگان، و فربه‌شدن در فضائلی چون صبر و حلم که زمینه‌ی نزدیکی به امامان معصوم می‌‌گردد و مرز تولّی و تبرّی که عامل نجات جامعه‌ی اسلامی است شکل می‌گیرد و معنویت به عنوان یک ارزش جا باز می‌کند.

5- گریه بر امام حسین«علیه‌السلام» از نوع گریه‌های نیمه‌شب‌ اولیاء الهی است که حسین«علیه‌السلام» توانست آن را برای عموم مردم عملی کند و خودِ آن حضرت به‌خوبی متوجه بودند که صحنه‌ی کربلا عامل چنین گریه‌هایی باید باشد تا زمینه‌ی اُنس قلب با حقایق فراهم شود و حجاب‌ها بین عبد و معبود رفع گردد. چرا که هرکس ناظر آن اندازه زیبایی وفاداری بین حسین«علیه‌السلام» و ابوالفضل عباس یا بین امام حسین«علیه‌السلام» و حرّ شود، از عمق فطرت گریه سر می‌دهد تا از اتصال به این زیبایی‌ها محروم نباشد و موجب پایداری بر عهد خود با حقیقت می‌شود و پیوندی جاودانه را که بین جان انسان است با دل‌ اولیاء الهی به صحنه می‌آورد.

بنا به فرمایش امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه»؛ «هر مکتبی تا پایش سینه‌زن نباشد، تا پایش گریه‌کن نباشد، حفظ نمی‌شود. گریه‌کردن بر عزای امام حسین«علیه‌السلام»، زنده نگه‌داشتن نهضت و زنده نگه‌داشتن همین معنی است که یک جمعیتِ کمی در مقابل یک امپراتوری بزرگ ایستاد... آن‌ها از همین گریه‌ها می‌ترسند. برای این‌که این گریه‌ای است که گریه بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است».

با لباس سیاه به تن‌کردن و سینه و گریه جمعی نهایت تعلق خاطر را نشان می‌دهد که تا چه اندازه به آرمان‌های شخص مظلوم وفادار است و نیز کودکان این جامعه را متوجه چنین تعلق خاطری می‌کند و با نمادهای کربلا و عاشورا آشنا می‌نماید.

رسول خدا(ص) فرمودند: «كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ- إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْن»‏[3] هر چشمى فرداى قيامت گريان است غير از چشمى كه در مصيبت حسين«علیه‌السلام» گريه كند.

روایت فوق خبر از عمق تأثیر اشک بر امام حسین«علیه‌السلام» در عمیق‌ترین ابعاد انسان می‌دهد که در قیامت ظاهر می‌شود.

آن‌کس که عاطفه‌ی خود را درست مدیریت کند و بخواهد بهترین مصداق را جهت تغذیه‌ی عواطف بیابد، می‌پذیرد اشک برای اباعبدالله«علیه‌السلام» موجب صیقل قلوب و گشادگی روح می‌شود و عامل رشد ایمان و حفظ آن از یک طرف ،و دوری از دنیا و صفات رذیله از طرف دیگر می‌شود.

اشک برای حسین«علیه‌السلام» نمونه‌ی به فعلیت‌رسیدن ایمان است، زیرا ایمانی که به پاک‌کردن قلب و زلال‌ساختن دل و دگرگونی آن منتهی نشود، ایمانِ فعلیت‌یافته نیست و نمی‌توان به وسیله‌ی آن ، انس با خدا را از یک طرف، و ایثار و فداکاری و جهاد از طرف دیگر به‌دست آورد.

اشک برای حسین«علیه‌السلام» موجب احیاء قلوب و آزادی عقل از اسارت هوس‌ها و غفلت ها است و در همین راستا حضرت رضا«علیه‌السلام» به «دعبل خزایی» می‌فرمودند: قصیده‌ی خود را در رابطه با شهادت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» بخواند و حضرت با تمام وجود اشک می‌ریختند و دو بیت نیز به آن اضافه نمودند.

«والسلام»


1 - أمالي الصدوق ص 137 المجلس الثامن و العشرون

2 - مستدرك‏الوسائل، ج 10، ص 318

3- بحار الأنوار، ج‏44، ص 293

19617
متن پرسش
سلام عرض می کنم: با آرزوی قبولی طاعات. یک سوال از خدمتون داشتم و اون اینه که آیا وارد بحث های سیاسی شدن در حد خودم و بحث کردن و دفاع کردن از حق یک تکلیف و دستور الهی هست؟ اگر هست انسان بعد از انجام هر دستور یک احساس معنوی یک احساس تقربی در وی ایجاد میشه ولی چرا در این کار عکس آن یعنی احساس بی تقوایی ایجاد می شود در من. شاید بفرمایید که نحوه بحث کردن شما مشکل دارد ولی من سعی می کنم کمال ادب رو رعایت کنم و عقلانی حرف یزنم ولی هر وقت با هر که در مورد سیاست بحث کردم بعد از آن احساس ناراحتی و سنگینی که انگار گناه کردم در من ایجاد شده لطفا راهنمایی فرمایید. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: باید قصد هدایت و حق‌نمایی داشته باشید. ثانیاً: بحث‌ها باید در فضای آزاداندیشی به میان آید و نه حاکمیت یک نظر بر نظر دیگر. ثالثاً: بنای بحث در موضوع حق و باطل حرکات و گفتار باشد و بر این نکته تأکید شود که آیا فلان سخن، حق بود یا باطل؟ موفق باشید

18765
متن پرسش
سلام: مي خواستم ببينم كه آيا مي شود با معيار هايي از جمله تورم و... كه زاده ي فرهنگ غربي است اقتصاد جامعه اسلامي خود را مورد بررسي قرار دهيم؟ يا اگر بخواهم سوالم را طور ديگري بپرسم آيا مفاهيمي مثل تورم و... كه الان اقتصاد ما با اين ها توصيف مي شوند يا حتي قسمت هاي ديگر جامعه اين ها مفاهيم حقيقي و كلي است يا زاده ي فرهنگ غرب است و ما بايد براي جامعه ي خودمان متناسب با انقلابمان مفاهيم ديگري را مورد بررسي قرار دهيم؟ خيلي ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: الحمداللّه این نکته در حال روشن‌شدن است که ما در بستر فرهنگ غربی و اقتصاد سرمایه‌داری گرفتار این تنگناها خواهیم بود. به همین جهت رهبر معظم انقلاب«حفظه‌اللّه» می‌فرمایند ما در بن‌بست نیستیم زیرا خدا راه دیگری را در مقابل ما گشوده است که آن، سبک زندگی غربی نیست. موفق باشید      

18475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا اجسام برخی صحابه اهل بیت علیهم السلام، مثل حجر ابن عدی و بزرگان دیگر مانند برخی علما که نبش قبرشون کردن بعد از سال ها سالم مانده، اما بدن شهدای دفاع مقدس وقتی در مناطق جنگی پیدا می کنند، همگی پوسیده شده؟ آیا مقامشان پایین تره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه‌ی سالم‌ماندنِ بدن آن نیست که آن بدن‌ها نسبت به شهدایی که بدن‌شان سالم نمانده؛ در مقامِ توحیدیِ بالاتری باشند. بلکه به جهت صفات و اعمالِ خاص است که بدن سالم می‌ماند. مثل استدام در نافله‌ی شب. موفق باشید

17285
متن پرسش
آيا مي توان اين گونه برداشت كرد كه شهيد دكتر بهشتي نسبت به پديده هاي مدرن فهمي جامعه شناختي دارد چرا كه در كتاب اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان در اروپا از لزوم تطبيق ايدئولو‍‍ژي اسلام با پديده هاي مدرن و جديد سخن مي گويد و به همين علت رويكردي گزينش گرانه نسبت به غرب مدرن دارد در حالي كه افرادي چون آيت الله جوادي آملي كه داراي صبغه اي فلسفي هستند با رويكردي مبتني بر هستي شناسي و جهان شناسي غرب مدرن را تحليل مي كنند و در نتيجه مدرنيته را يا رد ميي كنند و يا رويكرد گزينش گرانه كمتري نسبت به شهيد بهشتي دارند؟ با عرض معذرت اگر ممكن است جواب اين سوال را در اسرع وقت بدهيد چون براي موضوع پايان نامه ام حياتي و ضروري است. با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دوی این بزرگواران متوجه‌ی رسالت تاریخی و نقش تاریخی انقلاب اسلامی هستند و هر دویِ این امر باید در مواجه با غرب مدّ نظر باشد. از آن جهت که عقل غربی در محدوده‌ی نسبتی که انسان با پدیده‌های طبیعی برقرار می‌کند، فعلیت‌های خوبی به‌دست آورده‌است، منتها در فهمِ هستی گرفتار یک نوع سوبژکتیویته است یعنی فنومن را به‌جایِ نومن می‌گذارند و در نتیجه واقعیت را صرفاً آن می‌داند که در ذهن و فهم انسان است که البته در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عرایضی شده است. البته این موضوع، جدایِ روح استکباریِ غرب است که امروز غرب به شدت گرفتار آن شده است و به این معنا گروگان صهیونیسم است. موفق باشید

15563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: چرا در غرب در اجرای قوانین به زن بیشتر از مرد اهمیت داده می شود؟ آیا فیلسوفان غربی هم همانند سیاستمداران غربی به زن بیشتر از مرد اهمیت می دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» عرض شده این نوع احترام به زن که در غرب معمول است، یک جریان فمینیستی است، وگرنه متأسفانه از نظر فرهنگی گرفتار همان تاریخی هستند که زن را نیمه‌ای برای تکمیل مرد می‌دانند که باید در خدمت مرد باشد. موفق باشید

14126

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ارادت: در جواب یکی از کاربران در ارتباط با اربعین می فرمایید که اگر قرار باشد فتحی در تاریخ صورت گیرد حتما به نور حسین علیه السلام خواهد بود و سوال اینجاست که آیا این که همه ی امامان بزرگوار اذعان دارند که ما به مادرمان فاطمه اقتدا می کنیم و ایشان حجت بر ما هستند آیا این ما را سوق نمی دهد بسوی این که توجه خاصی به حضرت فاطمه داشته باشیم و بگوییم سیره و روش ایشان در رابطه با رویکرد تمدنی ما و مقابله با تمدن فعلی بهتر جواب می دهد؟ چرا که مطرح کردن امام حسین علیه السلام در اذهان مردم یک نحوه جنگ و درگیری نظامی را تداعی می کند که گویی این مربوط به شرایط ظهور است ولی در شرایط فعلی که درصدد گفتگوی بین فرهنگ ها هستیم گویی سیره ی فاطمه علیها السلام و اقتدای به ایشان بهتر جواب می دهد هرچند که کلهم نور واحد و حسین علیه السلام هم چنین سیره ای را از خود بروز دادند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! کُلُهم نورٌ واحد، ولی در اربعین حتی در سال‌های اخیر به آن‌هایی که به زیارت نجف و کاظمین و سامرا می‌روند می‌گویند زوّار حسین«علیه‌السلام» و این معلوم است که در این تاریخ رویکردِ خاصی به امام حسین«علیه‌السلام» شده است و إن‌شاءاللّه موجب دلگرمی حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» خواهد شد. موفق باشید

13817

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: جلسات کتاب «مصباح الهدایه» کی تموم میشه؟ آیا برای شروع «مصباح الهدایه» پیش نیازی هم باید طی بشه یا همین جور قابل فهم هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتمام شرح کتاب «مصباح الهدایه» به عهده‌ی خداوند است. البته و صد البته برای فهم آن مقدمات بسیاری نیاز است. از معرفت نفس و برهان صدیقین و مباحث معاد، گرفته تا عرایضی که در شرح تفسیر سوره‌ی حمد امام قبل از این به عمل آمده است. موفق باشید

13261
متن پرسش
سلام علیکم: (سوال شخصی است چون فکر می کنم سوال زیاد مهم و عمومی نیست) مومن نباید گناهان و عیوب خود را به دیگران بگوید. ولی وقتی عیوب خود را نمی گوید و با مردم (بدون قصد ریا) خوش رفتاری می کند مردم او را انسان خوبی می شناسند. آیا این حرف منطقی هست که حالا که ما نمی توانیم عیوب خود را بگوییم با مردم زیاد رفتار نیک، نکنیم تا به نوعی به صداقت نزدیک تر باشیم، صداقت به این معنا که زیاد ما را خوب نبیند و ما را واقعی تر درک کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است چیزی را که خدا از مردم پنهان کرده‌است، ما آشکار نکنیم و سعی کنیم همچنان‌که حقیقتاً می‌خواهیم خود را شخصیتی مقیّد به دین و دین‌داری نمایان کنیم تا إن‌شاءاللّه از درون نیز به همین خُلق منوّر شویم و این غیر از نفاق است که طرف اساساً برای دین و دین‌داری ارزشی قائل نیست. موفق باشید

13218

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چگونه بعد از سلام نماز یا هر وقت دیگری به حضرت عزراییل سلام بدهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان سلامی که به عباد الصالحین می‌دهیم اگر حضرت عزرائیل«علیه‌السلام» را هم مدّ نظر قرار دهیم، به آن حضرت نیز سلام داده‌اید. موفق باشید

13192
متن پرسش
سلام خدمت استاد: آیا بحث نفس واحد آیه ی یک سورهء نساء حقیقت نوری اهل بیت و روح القدس، همان مقام روح یا اول مخلوق است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است به‌خصوص که می‌فرماید زنان و مردان همه از آن حقیقت خلق شده‌اند. پس باید آن نفس واحد، حقیقت‌الانسان باشد. موفق باشید

12556
متن پرسش
سلام علیک استاد گرامی: با توجه به اینکه قدم اول در عرفان عملی یقظه است و رفع انانیت، این مرحله با سفر دوم محقق می شود. آیا اهل کرامت در سفر اول هستند هرچند قصد سلوک نداشته باشند؟ و با توجه به اینکه در انتهای سفر اول فرد به توحید نفس خودش می رسد و در این حالت می تواند کرامت از خود نشان دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید و حتی ممکن است جلوتر هم بیایند، ولی قصد آن‌ها نفی إنانیت نباشد و لذا از قدرت خود حیرت هم بکند. ولی همان‌طور که در جواب سؤال 12555 عرض شد در راه توحید انسان باید اراده‌ی خود را در اراده‌ی الهی فانی گرداند. موفق باشید

12530
متن پرسش
سلام: 1. آیا ورزش را می توان ریاضتی دانست به جهت آزاد کردن قوای نفس؟ 2. آیا ورزش به مجرد شدن روح کمک می کند؟ 3. آیا ورزش به رفع رذایل اخلاقی مثل ترس و اضطراب و... در کنار کارهای معرفتی می تواند کمک کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی نظر به اهداف عالیه‌ای داشته باشد و با آن رویکرد ورزش کند، نفس ناطقه‌ی او با إعمال اراده‌های جهت‌دار، بر بدن خود رشد می‌کند و قوه‌ی تجردش بیشتر می‌گردد و از اوهام بهتر عبور می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی