بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
12536
متن پرسش
باسمه تعالی: سلام علیکم خدمت استاد گرامی: در باب معرفت النفس دو سؤال از خدمت حضرتعالی داشتم: 1. در بحث پیوند مغز از کتاب خویشتن پنهان اگر فرض را بر این بگذاریم که روزی این اتفاق ممکن شود، هم چنین اگر فرض کنیم نفس ناطقه، بدنِ خود همراه با مغز جدید را بتواند تدبیر کند، آیا این فرد از علم، دانش، حافظه و صور خیالی نفس ناطقه ی صاحب مغز بهره ای می برد یا اینکه مثلا اگر نفس ناطقه صاحب مغز، دانشمند ریاضی بوده است، این فرد (نفس ناطقه بدن همراه با مغز جدید) توان بیشتری در حوزه آموختن ریاضی خواهد داشت (مانند مثال ماهیچه های قوی دست پیوند زده شده)؟ 2. در خصوص تأثیر نفس ناطقه در ایجاد بیماری ها در کتاب خویشتن پنهان، می فرمایید در اکثر قریب اتفاق بیماری ها ابتدا روح انسان آماده پذیرش آن بیماری می شود و سپس آن را به جسم سرایت می دهد. به نظر می رسد بیماری را بتوان اینگونه تبیین کرد: ورود ویروس و میکروب در ظرفیتِ تن جهت تجلی نفس ناطقه تأثیر منفی می گذارد و بنابراین اگر نفس ناطقه به اندازه کافی قوی نباشد به دلیل تأثیر منفی در ظرفیت و استعداد تن جهت تجلی من، بیماری حاصل می شود (مانند حالتی که جراحتی در سطح بدن اتفاق می افتد و خلأئی در ظرفیت تجلی تن ایجاد می کند و در نتیجه بدن احساس درد می کند). اما اگر نفس ناطقه قوی باشد، حتی با حضور ویروس و یا میکروب و در نتیجه کاهش ظرفیت تن جهت تجلی نفس، نفس توان تدبیر بدن را خواهد داشت. به نظر حضرتعالی کدام تبیین صادق است؟ با تشکر فراوان و من الله التوفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  1- به نظر من نگاه دومی که در قسمت اول سؤالتان مطرح فرمودید، نکته‌ی درستی است. چون حقیقتاً نفس ناطقه محل اصلی علم است و نه بدن، با این حال از زمینه‌بودنِ بدن نیز نباید غفلت کرد. 2- همین‌طور است که می فرمایید که بعضاً اگر محیط آلوده به میکروب‌های زیادی باشد نفس می‌تواند در صورت توانایی از آن عبور کند. موفق باشید   

8166
متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد گرامی. از روایات ائمه معصومین بر می آید که انسان سه بعدی میباشد . حال سوال اینجاست که اکنون که ما زنده ودر دنیا هستیم جسم مثالی ما کجاست؟ جسم مثالی که هم غیر مجرد است و هم محدود پس میتوان برای آن (برخلاف روح) مکان وچیستی تصور کرد پس چرا ماقادر به دیدن آن نیستیم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: جسم مثالی شما که مجرد است همین حالا پیش شما است، بدن شما مانع ظهور آن است، همین‌که از این بدن آزاد شدید با آن روبه‌روئید، مثل آن‌که شما در خواب بدن مادی را با خود ندارید ولی بدن مثالی را دارید. موفق باشید
7339
متن پرسش
با سلام خدمت جناب اقای طاهر زاده در یکی از کتاب های خود به مضمون بیان فرمودید که"امام خمینی (ره) در عصر معاصر بزرگترین کمک را به ظهور حضرت حجت (عج)کرده است . حال سوال حقیر از شما این است که 1)مگر شما مقیاس اندازه گیری بزرگی و کوچکی کار هستید ؟به عنوان مثال گاندی ایا خدمت بزرگ نکرد ؟ 2)و یا اصلا فایده دانستن این که این کار بزرگ بوده یا کوچک چه سودی به ما رساند.تبین راه روش مهمتر نیست ؟؟ نثار روح امام خمینی صلوات .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نوع نگاه حضرت امام و آثاری که باقی گذاردند معنای ظهور انسان کامل را در فرهنگ امروز ما نهادینه می‌کند و با نظر به چنین فکر و فرهنگی راحت‌تر از ظلمات دوران می‌توان عبور کرد. موفق باشید
5909
متن پرسش
هو با سلام این که حضرت فرمودند و شما هم در کتاب صلوات.... اورده اید کسی که صد صلوات بفرستد 30 حاجت دنیایی و 30 حاجت اخرتی و روایاتی از دست با اختلاف نقل به چه معنا است شخصی با توجه این روایات صلوات می فرستد و سعی می کند رعایت دین را بکند ولی به خواسته های خویش نمی رسد که خواسته هایی عیر معقول و افراطی هم نیست و کم کم بی اعتقاد به این روایات اگر بگویم صلاح او در این نیست پس مطرح کردن این روایات به چه معنا است طرف و ظایفش را انجام میدهد دعا هم می کند هر چه به صلاحش باشد روا می شود ایا این ذکر و این روایات چیز بیشتر و جدیدی می خواهد متذ کر شود
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 5907 عرض کردم باید شرایط مقتضی فراهم باشد. از طرفی از کجا می‌فرمایید حوائج‌تان برآورده نشده؟ مگر نفرمودند: اگر تقوا پیشه کنید «یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِب‏» از طریقی که شما حساب نمی‌کردید به آن نتیجه‌ای که می‌خواسته‌اید رسیده‌اید. موفق باشید
1765

نیست انگاریبازدید:

متن پرسش
با سلام همان طور که می دانید مدرنیته را در دو کلمه می توان خلاصه کرد : نیست انگاری و خود بنیادی نیست انگاری ظاهرا از آن واژه هایی است که نیاز به شرح دارد و به راحتی قابل فهم نیست از این رو اگر امکان دارد قدری مبسوط در این رابطه توضیح بفرمایید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام به جلسات 12 تا 17 مباحث «سلوک در ذیل شخصیت اشراقی امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» رجوع فرمایید. موفق باشید
1553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام به استاد عزیز,سوال یا دغدغه من این است:من چگونه می توانم به اون شخصیت و انسانی برسم که باید برسم یعنی به تعبیری دیگه به دنبال متد و روشی می گردم که در هر حالت به من بگوید:چه حرکتی اعم از حرکت عملی,فکری,ذهنی و... انجام دهم و به تعبیری دیگه چگونه می توانم برای هر حرکتی دلیل خوبی داشته باشم؟(البته شایان ذکر است حالتی در من به وجود امده که هر جوابی را نمی پذیرم حتی اگر ان جواب برای سوال من کار امد باشد)پسری 18 ساله از اصفهان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده روش معرفت نفس را پیشنهاد می‌کنم. موفق باشید
1274

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی در مورد ازدواج فرزندان ادم مرحوم علامه می فرماید خواهران و برادران با هم ازدواج کردند در صورتیکه در کتاب علل الشرایع شیخ صدوق نوشته است وقتی شخصی این مطلب را برای امام صادق علیه السلام بیان فرمود ان حضرت ضمن تقبیح چنین بیانی فرمودند خداوند دو فرشته را به زمین فرستاد و انان با فرزندان حضرت ادم علیه السلام ازدواج نمودند زمانی از شما این سوال را پرسیدم شما بیان نمودید قضیه برای من هم روشن نیست ایا شما از این حدیث مطلع نبودید؟ یا اینکه ایرادی بر حدیث می بینید. البته در جایی خواندم علامه حسن زاده ضمن رد نظر علامه جوابی برای این مطلب دارند که نقل نشده بود اگر از ان جواب هم مطلعید لطف کنید بیان نمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده فکر می‌کنم علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» با توجه به آن نوع روایات و موثق‌نبودن آن‌ها، آن نظر را داده‌اند و بنده نظر علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» را نظر عالمانه‌ای می‌دانم زیرا ایشان متوجه‌اند بعضی دستورات الهی ریشه در نفس‌الأمر دارند و تشریع آن احکام مبتنی بر تکوینیات عالم است و بعضی از دستورات صرفاً بر مبنای مولویت حضرت حق اظهار شده تا عبودیت عبد به نمایش آید و موضوع تحریم ازدواج خواهر و برادر از نوع اخیر است و به همین جهت اشکال ندارد در زمان حضرت آدم حرام نبوده باشد. موفق باشید
1147

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی باسلام 1-نظر شما راجع به کتاب توحید آقای دکتر محمد بنی هاشمی چیست؛ ایشان در این کتاب توحید را بر اساس وجدان ثابت کرده اند و نظریه ی ملاصدرا را مبنی بر عین وجود بودن خدا را رد کرده اند که کاملا عقلی به نظر می رسد، در این کتاب آمده است که ما چون بشر هستیم و مفاهیم را از ترکیب دیگر مفاهیم درک میکنیم نمی توانیم وجودی را تصور کنیم که، اختیار داشته باشد که وجود باشد و همچنین نمی توانیم وجودی را بدون ماهیت و ملکی که وجود به آن تعلق پیدا می کند تصور کنیم، پس نمی توانیم بگوییم که خدا عین وجود است، تنها چیزی که می توانیم در مورد خدا بگوییم این است که خدا هست و نمی توانیم نوع وجود خدا را بفهمیم. همچنین نمی توانیم بگوییم که خدا واجب الوجود است زیرا این یک مفهوم عام است و می تواند بر چند چیز مصداق پیدا کند و بنابراین واحد بودن خدا عددی می شود که خارج از توحید است؟ 2-اگر بگوییم خداوند عین وجود است و دائم در حال فضل وجود است و نقص عالم به دلیل این است که موجودات قادر به دریافت وجود کامل نیستند این طور لازم می آید، موجودات که سراسر نیازند به وجود حد بزنند، این چه طور ممکن است؟ التماس دعا
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی این‌که از طریق رجوع به فطرت متوجه توحید الهی شویم روش ارزنده‌ای است ولی علاوه بر فطرت دل، فطرت عقل نیز برای انسان قرار داده شده تا عقل نیز متوجه اسماء و صفات حضرت حق بگردد و با شناخت آن‌ها قلب خود را جهت تجلی انوار الهی آماده کند. بنده ایشان را نمی‌شناسم و کتاب ایشان را هم نخوانده‌ام ولی اگر این‌طور که شما نوشته‌اید باشد معلوم است ابداً اندیشه‌ی ملاصدرا را نفهمیده‌اند و به چیزی ایراد گرفته‌اند که خودشان از اندیشه‌ی ملاصدرا ساخته‌اند. پیشنهاد می‌کنم کتاب «از برهان تا عرفان» را با شرح صوتی آن مطالعه بفرمایید تا معلوم شود ملاصدرا چه گفته و آیا ملاصدرا در موضوع تجلی مخلوقات از عین وجود ، بحث تشکیک در وجود را مطرح می‌کند یا تشکیک در ظهور را؟ موفق باشید
894

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض تشکر بابت پاسخگویی به سوالات. مشکلی دارم که امیدوارم با راهنمایی شما حل شود. من فردی درونگرا هستم. البته از ابتدا اینطور نبودم. در تمام طول تحصیل و حتی الان هر کس به من مراجعه میکرد تا بهش توی درسا کمک کنم با کمال میل قبول میکردم. چون تنها چیزی بود که بلد بودم. از این طریق هرچند وقت یکبار دوستای جدید پیدا میکردم. ولی موقتی بود چون اونا فقط من رو برای یاد گرفتن درسا می خواستن. متاسفانه تا احساس میکنم یه کسی پیدا شده که می تونه کمک کنه همه اسرا رم را بهش میگم و بعد رفتارش با من عوض میشه. و خودش رو بالاتر از من میدونه. لطفا کمکم کنید. چطور میتونم مثل دیگران بشم در حالیکه دینم رو مانع میدونم، در حالیکه چیزی بلد نیستم. اینکه کی حرف بزنم چه حرفی بزنم با آدما چطور برخورد کنم خیلی سپاسگذارم
متن پاسخ
طبق وعده‌ی قرآن «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات‏» اعمال الهی و عبادات شرعی ضعف‌ها و کوتاهی‌ها و گناهان را از شخصیت انسان می‌زداید و اگر در معارف الهی تعمق بیشتر نماییم و در عبادات شرعی مراقبه‌ی کامل کنیم تا آن‌جا انسان جلو می‌رود که خداوند به او وعده می‌دهد: « َ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنات‏ » یعنی ضعف‌های آن ها تبدیل به قوت می‌شود و با شخصیتی ممتاز وارد صحنه‌ی زندگی و ارتباط صحیح با سایر انسان‌ها می‌گردید. پیشنهاد بنده آن است در ذیل شخصیت حضرت روح‌الله خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» با کتاب‌های شهید آوینی ارتباط پیدا کنید. موفق باشید
751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام اینجانب دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی با گرایش کلام می باشم.این موضوعات را برای تحقیق و احتمالا پایان نامه انتخاب کرده ام.یکی "بررسی در مورد رابطه تکوینی بین اعمال انسان و جزا و پاداش آنها" و "بررسی و تبیین این مطلب که بهشت و جهنم همین الان موجودند" و "بررسی واسطه فیض بودن اهل بیت علیهم السلام" از نظر عقلی و نقلی.می خواستم نظر شما را در مورد این موضوعات و این که کدام یک اولویت دارند بدانم و اینکه اگر موضوع بهتر و در اولویتی را سراغ دارید بفرمایید.و در هر صورت منابعی را اعم از فلسفی و کلامی و روایی و قرآنی برای این موضوعات معرفی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: موضوع سوم خوب است وجای کار زیادی دارد و از مباحث حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» که به صورت نوشتاری در آمده می‌توانید استفاده کنید. موفق باشید
26119
متن پرسش
سلام: آیا اینکه با بدن مطهر سردار سلیمانی اشیایی مانند عبای رهبر، انگشتر و یا امضای رهبر و سید حسن مبنی بر اینکه انسان خوبی بوده! مبنای عقلی و دینی دارد؟ ما مختصری در مورد معرفت نفس و عوالم مطالعه کردیم با اینها جور در نمی آید، مخصوصا امضا! لطفا توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا جور در نمی‌آید؟!! روح مبارک آن شهید که نظر به بدن خود می‌کند و در کنار آن بدن، نمادهایی مثل عبای مقام معظم رهبری و ... را می‌نگرد، منتقل می‌شود به شخصیتِ توحیدی صاحبانِ آن اشیاء. و این‌جا است که حرکتی به سوی حقیقت برایش بیش از پیش شکل می‌گیرد. موفق باشید

22340
متن پرسش
سلام استاد عزیز: دو سوال داشتم از خدمتتان: یک: به تفسیر آیه «الرجال قوامون علی انساء» در تفسیر المیزان رسیدم. استاد، حضرت علامه در تبیین بسیاری از آیاتی که درباره اختلاف بین زن و مرد یا همان فضلی که خداوند به مردها نسبت به زنها داده است که همین باعث تفاوت احکام شریعت بین زن و مرد مثلا در خصوص قانون ارث و یا قیومیت مردان نسبت به زنان در حکومت و قضاوت و سرپرستی زنان شده است، بر روی عقل بیشتر مردان و کمی عقل خانمها تاکید بسیاری دارند مثلا در این قسمت می فرمایند: «هيچ دانشمندى از چنين شريعتى و با مطالعه همين مقدار از احكام آن جز اين توقع ندارد كه در مسائل كلى و جهات عمومى و اجتماعى زمام امر را به كسانى بسپارد كه داشتن عقل بيشتر امتياز آنان است، چون تدبير امور اجتماعى از قبيل حكومت و قضا و جنگ نيازمند به عقل نيرومندتر است، و كسانى را كه امتيازشان داشتن عواطف تند و تيزتر و اميال نفسانى بيشتر است، از تصدى آن امور محروم سازد، و نيز معلوم است كه طايفه مردان به داشتن عقل نيرومندتر و ضعف عواطف، ممتاز از زنانند، و زنان به داشتن عقل كمتر و عواطف بيشتر ممتاز از مردانند.» در صورتی که شما در تبیین سخن امیرالمونین (ع) در نهج البلاغه در خصوص کمی عقل خانمها به استناد سخن آیت الله جوادی آملی فرمودید مخاطب در این خطبه عایشه است. بالاخره آیا واقعا چنین برتری عقلی برای آقایان نسبت به خانمها از نظر اسلام وجود دارد یا نه؟ اگر ندارد پس چرا جناب علامه اینقدر با قاطعیت از این برتری سخن می گویند و یکی از علل عمده تفاوت احکام شریعت بین زن و مرد را کمی عقل خانمها نسبت به آقایان می دانند. این عقل در اینجا کدام عقل است؟ عقل فلسفی و استدلالی یا عقل معاش و مدیریت؟ یا اینکه اصلا مشکل در عقل نیست و عقل هر دو یک اندازه است بلکه ازدیاد عواطف و احساسات در خانمها باعث می شود عقل نتواند مدیریت لازم خود را در تصمیم گیری داشته باشد. چون این سوال خیلی از خانمهاست. سوال دوم اینکه استاد وقتی به خود تفسیر مراجعه می کنم و از طرفی صوت سخنرانی های شما را در تفسیر این سوره گوش می دهم می بینم که به بعضی از آیات اصلا ورود نمی کنید و به مباحث حضرت علامه در خصوص انها نمی پردازید. مثلا همین آیات. یا آیات مربوط به متعه و یا چند همسری در اسلام. آیا عبور از این قسمتها دلیل خاصی دارد؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظر بنده نتیجه‌ی آخری که گرفته‌اید، نتیجه‌ی درستی است که در روایات مذکور و یا نظرات امثال علامه، بحث در کمیِ عقل زنان نیست، بلکه بحث در عواطف بالای آن‌ها است که برای یک مدیریت سخت و جدّی کارساز نیست 2- عنایت داشته باشید علامه در بعضی موارد در شرایط دفاع از اتهاماتی است که به اسلام می‌زدند و امروز شبهات و اتهامات دیگری در میان است که باید به آن پرداخت و ممکن هم هست بنده بعضاً از موضوعی غفلت کرده باشم. موفق باشید

21681
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد با توجه به آیه 60 سوره غافر دعا عبادت خداوند است، از طرفی به طور مشخص حجم عظیمی از ادعیه معصومین علیه السلام مبتنی بر ترس از عذاب و شوق به به بهشت است تا جایی که این مطلب به صراحت در قرآن آیه 15 سوره انعام از قول پیامبر می فرماید: «قُلْ إِنِّی أَخَافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ» «بگو: من اگر نافرمانی خدای خود کنم از عذاب آن روز بزرگ سخت می ترسم.» خوب: 1. چرا عرفا می گویند عارف به جایی می رسد که دیگر از عذاب جهنم نمی ترسد یعنی از پیامبر و اهل البیت علیهم السلام بالاتر است؟ 2. چرا عملی که به خاطر ترس از عذاب یا فراق و شوق به بهشت یا وصال صورت می گیرد مورد ملامت قرار می گیرد و می فرمایند این اعمال از حظوظ نفسانیه خارج نیست و تصفیه از این دو عمل باید صورت گیرد و تصفیه از این دو مرتبه نزد اهل الله لازم است. پس چرا اهل البیت خود را تصیفیه ننمودند و اکثر دعاهای و مناجاتهای شخصی ایشان با خدا حول محور همین ها دور می زند. البته پر واضح است که اهل البیت مقامات بسیار بالاتری هم دارند ولی می بینیم با این حال از این دو موضوع هم خود را تصفیه ننمودند و تا پایان عمر مبارکشان اکثریت دعاهای ایشان از قبیل مناجات خمس عشر، دعای عرفه، ابوحمزه و...... درباره همین دو درخواست خوف و شوق است؟ 3. اساسا این که نفس به طور کلی حذف شود معقول نیست حتی آن هنگام که عارف می گوید من هیچ حظ نفسانی نمی خواهم باز هم این من و نفس اوست که چنین عبادتی را دوست دارد و از آن لذت می برد یعنی در آن هنگام که می گوید من هیچ حظ نفسانی نمی خواهم هیچ نخواستن مطلوب نفس است و از آن لذت می برد (لطفا به سوال 3 جداگانه پاسخ فرمائید) با تشکر و التماس دعا. لطفا جواب را در سایت بگذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموما هر کدام از این جملات را می‌توان با نظر به شخصیت گویندگان آن معنا کرد. آری! لابه و زاری امام معصوم از عذاب، می‌تواند عذاب حرمان باشد که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای کمیل می‌فرمایند چگونه از نظر به رحمت تو خود را محروم بدانم. و مسلم همواره در همه‌ی مراتب نسبت نفس انسان با حضرت معبود در میان است حتی آن‌جایی که انسان می‌خواهد خود را به عنوان حجاب، نبیند در طلب آن است که خود را به حق ببیند که این معنی فانی از خود و باقی به حق است. موفق باشید

19530
متن پرسش
با سلام و احترام و آرزوی قبولی طاعات اللهم بلغنا مقام الشهدا سوالی پرسیده بودم در خصوص پیوند اعضا که جنابعالی به سوالات 22 و 4219 و 9808 ارجاع فرمودید. برداشت بنده از مطالعه سوالات ارجاعی این بود که نظر جنابعالی این می باشد که بهتر است پیوند به دلیل اینکه باعث آزار روح می شود انجام نشود. سوالات یاد شده از جنبه مباحث معرفت نفس می باشد لکن سوال بنده از جنبه دیگر مطرح شده است لذا سوال مجددا ارسال می گردد خواهشمند است پاسخ بفرمایید: (با علم به اینکه روحمان در اثر پیوند آزار می بیند ولی حاضر باشیم آن را تحمل کنیم.) با سلام و آرزوی قبولی طاعات می خواستم کمی در مورد اهدای عضو افرادی که دچار مرگ مغزی شده اند صحبت بفرمایید. 1. آیا ثوابی بر آن مترتب است؟ بنظر می رسد شبیه آن است که انسان لباس های کهنه خود را که دیگر استفاده نمی کند به فقرا بدهد. 2. افرادی که در قید حیات هستند و یکی از کلیه های خود را می فروشند آیا ثوابی هم می برند؟ چون واقعا نمی توان برای عضو مبلغی مشخص نمود. 3. اگر در طول عمری که فرد پس از دریافت عضو پیدا می کند اعمال ثوابی انجام دهد و یا مرتکب گناه شود آیا اهداکننده هم در آن اعمال شریک است؟ بنده قصد دارم کارت اهدای عضو دریافت کنم تا پس از مرگ اعضایم اهدا شود ولی تردید دارم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده نمی‌دانم ما حق داریم چنین تصمیمی برای بدن خود بگیریم یا نه؟ به همین جهت است که نمی‌دانم ثوابی برای آن کار مترتب است یا نه؟ 2- در مورد فروش کلیه و یا هدیه‌دادنِ آن، چون رویهمرفته مشکل چندانی برای انسان پیش نمی‌اید، می‌توان گفت موجب کمک به بقیه شده و بی‌اجر و ثواب نیست 3- ثواب و عقاب مربوط به نیّت انسان است و ربطی به اعضای بدن او ندارد. موفق باشید 

18741
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: جناب استاد سالها از تسخیر لانه جاسوسی می گذرد و هنوز هستند کسانی که معتقدند این کار خلاف قوانین دیپلماتیک جهانی بوده و باعث ضربه به ایران در سطح افکار جهانی شده است اگر آنجا لانه جاسوسی و محل توطئه هم بود خوب بود حکومت 24 ساعت به آنها مهلت می داد که خودشان از کشور خارج شوند و قائله بدون هیچ پیامدی ختم می شد و این همه هزینه برای مردم و مملکت ایجاد نمی کرد. می دانم فرصت شما کم است و وقتتان بسیار گرانبها ولی لطف کنید این شبهه را کاملا روشن بفرمایید. جزاکم الله خیرا. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع بسیار مهم است از آن جهت که آمریکا بر خلاف عرف دیپلماسی در نهایت خودخواهی در تلاشِ زیادی بود که از طریق سفارت خود، نیروهای مقابله با انقلاب را تجهیز و تحریک کند و یک دشمنی بود که از طریق آمریکا شروع شد و حتماً به شکل‌های مختلف ادامه پیدا می‌کرد و لانه‌ی جاسوسی بهانه است. بنده در جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» در این مورد عرایض داشته‌ام که عیناً خدمتتان ارسال می‌کنم. موفق باشید

گـروگـانگيــري

     در تاريخ معاصر حادثه‌اي به عظمت گروگانگيري نداشته‌ايم. كه لازم است در رابطه با آن حادثه دو نوع عامل را در نظر گرفت:

     الف) عواملي كه ارتباط مستقيم با قضيه داشتند، ولي عوامل اصلي نبودند مثل

     1- پذيرش شاه از سوي آمريكا    2- ملاقات نخست وزير دولت موقت با برژينسكي

     ب) عوامل اصلي : 1- گروگانگيري بازتاب طبيعي دخالت‌هاي آمريكا در پنجاه ساله اخير در امور مسلمين بود  2- بازتاب الهامات تدريجي ولي مؤثر از تعاليم اسلامي، به خصوص تشيع بود و روحيه سازش نكردن با ظلم و ظالم و نگراني و شناختي كه از توطئه آمريكا به عنوان سردمدار استكبار جهاني وجود داشت، الزاماً چنين واقعه‌اي را مي‌طلبيد.

     3- بازتاب  كينه ديرينه‌اي است كه در عمق وجدان ملت موجود بود و مذهب و مليت ما از آمريكا جريحه‌دار شده بود.

     4- بازتاب و تجلي توكل يك ملت به خدا بود كه از رهبر الهي خود آموزش ديده بودند.

      سفارت در 13 آبان سال 58 به دست دانشجويان افتاد (به مدت 444 روز) و مورد پشتيباني مردم و رهبري قرار گرفت. امام فرمودند: «آن انقلابي بزرگتر از انقلاب اول است». آيت‌الله بهشتي در سمت نايب رئيس مجلس خبرگان از پشتيبانان اين كار بودند و گروههاي چپ و ماركسيست كه هميشه مذهبي‌ها را به ساده گرفتن امپرياليسم متهم مي‌كردند و معتقد بودند آمريكا با پيچيدگي‌هايي كه دارد بالاخره انقلاب را منحرف مي‌كند و خودشان را هميشه طلايه‌دار و پيشتاز مبارزه با امپرياليسم مي‌دانستند، يك مرتبه متوجه شدند در اين راه، بسياربسيار از ملت و رهبرالهي آن عقب افتاده‌اند و به همين جهت در ابتدا مي‌گفتند حركتي است مشكوك ولي بعد كه ديگر حيثيتي براي آنها نمانده بود، ديدند حركتي بسيار انقلابي و سازش ناپذير است بخصوص كه اسناد مربوط به خط ميانه و سازشكار داخلي را نيز دانشجويان خط امام منتشر كردند، مثل اسناد مربوط به رابطه پنهاني حسن نزيه، مقدم مراغه‌اي و تيمسار مدني كه همگي از اعضاء دولت موقت آقاي بازرگان بودند.

     افرادي مثل قطب‌زاده و بني‌صدر با گروگان‌گيري مخالفت كردند و بني‌صدر گفت: « با گروگان‌گيري ، ما گروگان شده‌ايم». و خود را بدين طريق به آمريكا نزديك كرد و از مسير حماسي انقلاب و رهبري آن از همان روز فاصله گرفت.

     عكس‌العمل آمريكا : 1- مسدود كردن دارايي‌هاي ايران 2- تحريم اقتصادي ايران توسط متحدين آمريكا 3- حمله ناموفق طبس  4- تحريك و ايجاد كودتاي نوژه 5- دادن چراغ سبز به عراق براي حمله به ايران

     امام خميني«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» امر رسيدگي به مسئله گروگان‌ها را به عهده‌ی اولين مجلس شوراي اسلامي واگذار كردند كه نهايتاً در نشست الجزاير و با وساطت آن كشور به نتايج زير رسيد.

1- اموال ايران از توقيف خارج گشت 2- قرار شد اموال شاه و ديگر طاغوتيان فراري با تهيه درخواست حقوقي از سوي ايران به دادگاه‌هاي صالحه ارجاع شود و آمريكا متعهد گرديد در امور ايران مداخله نكند (عجيب اينكه همان‌هايي كه مي‌گفتند چرا گروگانگيري كرديد ، بعد مي‌گفتند چرا گروگان‌ها را محاكمه نمي‌كنيد؟».

     نتايج گروگان‌گيري

    1-  در عرف نظام سياسي جهان، عملي ارزش آفرين بود كه عامل بقا و شخصيت دادن به يك ملت و انقلاب شد.

    2- تحقير آمريكا كه موجب ريشه‌دار شدن انقلاب گرديد. 3-  براي جهان روشن شد كه سفارت آمريكا، سفارت نبود، بلكه جاسوس‌خانه بود و عملاً حيثيت آمريكا در عرف بين‌المللي براي هميشه از بين رفت. 4- اسناد نشان داد نوكرهاي آمريكا در حال برنامه‌ريزي بر عليه انقلاب بوده‌اند. 5- شيرازه عوامل توطئه كه توسط سفارت رهبري مي‌شدند، از هم پاشيد، در داخل سفارت‌خانه دستگاه گيرنده و فرستنده عجيبي داشتند كه با آن مي‌توانستند روي تمام امواج بي‌سيم‌هاي جمهوري اسلامي بيابند. 6- بسياري از عواملشان رسوا شد و بي‌آبرويي برايشان آورد. 7- بسياري از برنامه‌هاي‌شان كشف و خنثي شد. 8- براي جهانيان روشن شد كه آمريكايي‌ها خيلي هم قلدر نيستند و زورشان به امت مؤمن نمي‌رسد. و در نتيجه اُبهت‌شان نزد ساير ملل شكست و تأثير اسلام در مقابله با قدرت‌هاي مستكبر نمودار گشت.

16614

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: لطفا نظرتان را درباره متن زیر بفرمایید. شرایط تاریخی و هرمنوتیکی نوشتن کتاب آداب الصلاه توسط حضرت امام (رحمه الله علیه) همان طور که گفته شد کتاب آداب الصلاه در سال 1321 هجری شمسی به قلم حضرت امام به نگارش درآمده است. در آن دوران شرایط تاریخی خاصی حاکم بوده است که به گوشه ای از آن اشاره می کنیم. این شرایط تاریخی باعث شده است که حضرت امام در آن فضا نوشته های خود از جمله کتاب آداب الصلاه را مطرح کنند و به مبارزه و تقابل با ظلمات دوران خود بپردازند. از جمله فرهنگ های غلطی که در آن دوران می توان مشاهد کرد قشری گرایی و ظاهر گرایی در دین است. همان طور که مستحضرید در دوران صفویه این روحیه به شدت قوت پیدا می کند و آخوند های قشری و ظاهرگرایی که در دربار وقت هم نفوذ داشته اند فعالیت شان را زیاد و زیاد تر می کنند تا جایی که موفق می شوند که ملاصدرا این حکیم الهی دوران را به جرم تاویل و باطن گرایی تبعید کنند و حجاب راهی که صدرا برای تمدن سازی طراحی کرده بود شوند. این روحیه ی تحجر و ظاهرگرایی با تغییرشکل و به انحاء گوناگون دیگر در دوران قاجار و پهلوی ظهور می کند در بین دینداران آن زمان تا به زمانی که حضرت امام در آن زیست می کرده اند می رسد و دامان گیر ایشان نیز می شود. همان چیزی که ایشان نمونه اش را در منشور روحانیت ذکر می کنند که روزی آقا مصطفی (فرزند ایشان) در مدرسه فیضیه از لیوانی که بر روی آب سردکن مدرسه قرار داشته آب می خورد و برخی از همین طلاب ظاهرگرا و سطحی نگر می آیند و لیوان ایشان را آب می کشند، و می گویند که چون پدر او فلسفه درس می دهد کافر و نجس است و خود او هم همین طور است و در لیوان نجس نباید آب خورد تا آب کشیده نشود. این نمونه هایی از روحیه ای است که در آن دوران وجود داشته و موجب سطحی و فردی شدن دین می شده است. در حالی که دین اسلام دینی عمیق و دارای باطن و کاملا فعال و اجتماعی است که این روحیه موجب به حجاب رفتن آن می شد. و حضرت امام با نوشتن کتاب آداب الصلاۀ با سیر از آداب ظاهری نماز به باطن و حقیقت نماز، نشان دادند در نماز که از مهمترین مناسک دینی ما است باید باطن و حقیقت نماز برای انسان به صحنه آید تا با رعایت آداب ظاهریه بتوان به مقام قرب حق و معراج روحانی نائل شد. و هر کس به اندازه ظرفیت خود باید بکوشد تا با رعایت دستورات شرعیه به باطن و حقیقت دین راه یابد، که در این راه همان طور که حضرت امام در جای جای کتاب اشاره می کنند از طرفی فلسفه و عرفان اسلامی بسیار راهگشا و یاور خوبی است و از طرف دیگر ممارست و تمرین و تمرکز در دستورات شرعی. یکی دیگر از ظلماتی که در آن دوران وجود داشته است نگاه مفهومی و ذهنی به همه چیز از جمله حقایق داشتن است. دوره ی قاجار دوره ی تجدد مآبی کشور ما است، یعنی در آن دوره، فرهنگ مدرنیته و غرب ورود جدی در کشور ما پیدا کرد و در ادامه در دوران پهلوی توانست ریشه های خود را محکم کند. یکی از مبانی اصلیِ فرهنگ غرب همین نگاه مفهومی داشتن به حقایق است. در این نگاه هر چیزی که در حیطه حس ما قرار بگیرد واقعیت خارجی دارد ولی آن دسته از حقایق که در ساحت حس ما قرار ندارند و مستوراند، فقط در ساحت ذهن ما قابل ادراک اند، نه اینکه واقعیت خارجی قابل انس و ارتباط داشته باشند. این نگاه که نگاه سوبژکتیو به عالم و آدم است موجب می شود که حقایق در حجاب روند و دیگر نتوان به عنوان حقایقی قابل دسترس با آنها انس ارتباط پیدا کرد. حال این نوع تفکر حجابی است که در آن زمان به صورت ناخودآگاه بر فکر و روح مردم سایه افکنده است و حقایق ذهنی شده اند. و این امام بزرگوار است که این حجاب زمانه را درک می کند و در نقطه ی مقابل به تبیین خدای قابل انس و ارتباط می پردازد، و در کتاب آداب الصلاۀ دائما اشاره به این دارند که مومن در نماز باید به معراج قرب خدای حیِ قیومِ سمیعِ بصیر برسد و از طریق این معراج روحانی انس و ارتباط مستمر با خدای حقیقۀ الحقایق برقرار کند، نه اینکه فقط در حد اثبات خدا با هزار برهان ذهنی متوقف شود. اصلا حضور قلب در نماز یعنی بتوانی خود را در محضر خداوند حس کنی، خدایی که کل عالم محضر اوست. این همان تاریخی جدیدی است که حضرت امام با نهضتی که با نوشتن کتاب های خود از جمله آداب الصلاۀ آغاز کردند، پدید آوردند. و دین عقلانی و معنوی و اجتماعی را احیا و به صحنه ی جامعه برگرداندند، در حالی که خیلی ها متوجه نبودند که که چه اتفاقی دارد می افتد. همان طور که در سال 1342 هجری شمسی حضرت امام نهضتی را شروع کردند که دین باید به همه مناسبت های فردی و اجتماعی برگردد و نه تنها در عرصه ی فردی حیات خود را ادامه دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سخن درستی است و سایر آثار حضرت امام نیز به همین موضوع نظر دارد. موفق باشید

14160
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام و عرض ادب و احترام: استاد بزرگوار بنده دانشجوی دکتری علوم و معارف نهج البلاغه می باشم و باید عنوانی را برای رساله دکتری انتخاب و کار نمایم. لذا از محضر حضرتعالی که بعنوان محققی شایسته و توانمند در حوزه نهج البلاغه می باشید و در اوایل انقلاب هم در محضر شما تلمذ نموده ام استدعا دارم موضوعی را در نهج البلاغه معرفی فرمایید که مورد نیاز روز و بدیع بوده و امکان تدوین آن برای رساله دکتری فراهم باشد. با تشکر و احترام مجدد. لازم به ذکر است اینجانب از سال 89 تا کنون مسئول تربیت معلم شهید رجایی می باشم و در حوزه مدیریت اندکی تجربه دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ضمن اعلان ارادت به حضرتعالی؛ باور بفرمایید هرگز از این زاویه به هیچ متنی از متون دینی نتوانسته‌ام نگاه کنم که بخواهم موضوع خاصی را در متون دنبال نمایم. بیشتر در هر متنی روحی را می‌یابم و سعی می‌کنم با آن روح، مأنوس شوم. موفق باشید

12252

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد می خواستم بدانم که آیا این مراسمات مرسومی که تحت عنوان سفره ی ائمه اطهار علیه السلام در برخی از خانه ها برگزار میشه، در اسلام مبنای روایی و یا تاریخی داره؟ یا اینکه بصورت مدلی «نو» ، در فرهنگ عزاداری های ما ظهور کرده؟ اگر سندی در این رابطه موجود هست لطفا ذکر بفرمائید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم در دین چنین چیزهایی داشته باشیم. عموماً این کارها ما را از آن فضایی که باید در آن فضا دین‌داری کنیم خارج می‌کند. موفق باشید

12234
متن پرسش
سلام علیکم: حاج آقا به نظر شما آقا بالاخره کی ماهیت غرب رو درک خواهند کرد و از نگاه ایدئولوزیک نسبت به غرب فاصله می گیرند؟ صحبت های اخیر رهبری در روز عید مبعث بار دیگر آب پاکی رو روی دست همه کسانی که می خواهند با یک نگاه سوبژکتیو ذهنیت خود را به رهبری تحمیل کنند و ایشان را در موضع منتقد جوهره تمدن غرب قرار دهند؛ ریخت. بنده چند جمله از صحبت های ایشان را در این جا ذکر می کنم: «جاهلیّت، امروز هم در دنیا وجود دارد؛ ما باید چشممان را باز کنیم و جاهلیّت را بشناسیم؛ امروز هم عیناً همین معنا وجود دارد؛ شهوت‌رانیِ بی‌حساب، بی‌مهار، بی‌منطق. امروز منطق شهوت‌رانی در دنیای غرب «تمایل» است؛ می گوییم چرا همجنس‌بازی را، همجنس‌گرایی را ترویج می کنید؟ می گویند خب، این یک تمایل بشری است؛ این منطقشان است! همینها که در عرصه‌ی شهوت‌رانی و عدم رعایت هیچ خطّ قرمزی در باب شهوات جنسی و شهوات گوناگون بشری ایستادگی و توقّف نمی کنند و پیش می روند، نوبت به قساوت که می رسد، همان وضعیّت را انسان اینجا هم مشاهده می کند: انسانها را می کُشند، بی‌گناه‌ها را می کُشند، بدون هیچ جرمی ملّتها را مورد سرکوب قرار می دهند؛ این جاهلیّتی است که امروز وجود دارد؛ جاهلیّت مدرن. فرق این جاهلیّت با جاهلیّت صدر اوّل - جاهلیّت اولی‌ به تعبیر قرآن - این است که امروز جاهلیّت، مسلّح و مجهّز است به سلاح علم، به سلاح دانش؛ یعنی علم که مایه‌ی رستگاری انسان باید باشد، وسیله‌ای شده است برای تیره‌روزی انسان، برای بدبختی جوامع بشری. آن کسانی که امروز به دنیا دارند زور می گویند، با تکیه‌ی به فراورده‌های دانش خود است که دارند زور می گویند؛ این سلاحی که دارند ساخته‌شده و فراورده‌ی دانش است، ابزارهای اطّلاعاتی که دارند، ابزارهای امنیّتی که دارند، ابزارهای عظیم تبلیغاتی که دارند، اینها فراورده‌های علم است؛ همه‌ی آنها در خدمت همان شهوت و غضب است. این وضع امروز دنیا است. جامعه‌ی اسلامی با یک چنین واقعیّتی مواجه است و این را دنیای اسلام باید احساس کند، باید درک کند. کشورهای منطقه مراقب باشند؛ سیاست دشمنان این منطقه و دشمنان این مجموعه‌ی اسلامی، ترساندن این کشورها از همدیگر است، دشمنِ موهوم درست کنند و دشمن اصلی را که استکبار است، کمپانی‌های متجاوز و متعدّی و وابستگان آنها هستند، صهیونیست است در حاشیه نگه دارند. دشمن موهوم درست کنند؛ ایران در مقابل عرب، فلان قومیّت در مقابل فلان قومیّت دیگر، شیعه در مقابل سنّی؛ اینها سیاستهای دشمنان است؛ باید با این مقابله کرد. مقابله‌ی با یک چنین سیاستهایی مقابله‌ی با جاهلیّت است. جاهلیّت مدرنِ امروز، جاهلیّتی خشن، بی‌رحم، قسیّ‌القلب و مجهّز به انواع و اقسام ابزارها است؛ هوشیارانه باید با این مقابله کرد و ملّت ایران این مقابله را کرده است، باز هم خواهد کرد.» کاملا واضح است که ایشان بدی غرب را در شهوت رانی و سلطه گری سیاسی می دانند و این حرف، لب ادعای کسانی است که ما با عنوان تئوری دومی از آن ها یاد می کنیم و نظر خود را با نظر آن ها متفاوت می دانیم. برای بنده جالب است که شما انقلاب اسلامی را حرکتی برای عبور از عالم غربی می دانید؛ در حالی که هنوز بعد از 36 سال رهبران آن ماهیت غرب را درک نکرده اند و بدی غرب را صرفا فساد و فحشا و سلطه گری سیاسی می دانند. علاوه بر این، ابهام و پرسش دیگری که به ذهن خطور می کند این است که شما از یک سو بر اهمیت مباحث غرب شناسی تاکید می کنید تا حدی که شناخت غرب را از نان شب هم واجب تر می دانید؛ و از سوی دیگر می فرمایید راه عبور از غرب همان راهی است که رهبری می فرمایند. طبیعی است که اگر از شما پرسیده شود که چرا پرداختن به مباحث غرب شناسی ضرورت دارد پاسخ می دهید که این امر جنبه طریقیت دارد برای عبور از غرب. خب بلافاصله این سوال مطرح می شود که وقتی شخصی مثل آقا که از قضا نگاه ایشان به غرب، نگاهی غلط و غیرقابل دفاع است؛ می تواند ما را از غرب عبور بدهد، پس چه نیازی است که ما برویم و برای عبور از غرب به شناخت غرب بپردازیم؟ و تازه به خاطر قائل بودن به کلی بودن غرب، انواع و اقسام انگ ها را هم بخوریم؟ مگر غیر از این است که با این حرف شما که «راه عبور از غرب همان راهی است که رهبری می فرمایند»؛ زیراب مباحث خودتان زده می شود؟ ممنون از حوصله ای که به خرج می دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح غرب که امروز در آمریکا به تمامیت خود رسیده، روحی و جوهری دارد که آن انقطاع از آسمان معنویت و غفلت از سنت‌های الهی است و نتیجه‌ی عملی آن غضب و شهوتی است که امروز در آن ملاحظه می‌کنید و عامل نجات جوامع از غرب‌زدگی به گفته‌ی شهید آوینی توبه‌ی بشر است نسبت به غفلتی که از معنویت داشته. توجه‌دادن‌های مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» به عملکرد آمریکا، زمینه‌ی نفی فرهنگ غرب را فراهم می‌کند. آیا ما برای عبور مردم از غرب راه دیگری داریم؟! می‌توان با مردم بر اساس مبنای معرفتی غرب صحبت کرد؟ مگر قرآن برای جایگزینی توحید از حرکات عرب جاهلیت انتقاد نکرد و سپس راه‌کارِ خود را نشان داد؟ رهبری انقلاب اگر از غرب انتقاد می‌کنند در زمینی غیر از زمین غرب قرار دارند و این به‌طور طبیعی نگاه‌ها را به حرکتی می‌اندازد که انقلاب اسلامی شروع کرده است. موفق باشید

11485
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: چه کار کنیم که برخی از سوالات و خیالات بیهوده و شاید پوچ مثلا دراعتقادات که خودمان هم می دانیم این سوالات و خیالات پوچ و بی ارزشی هستند و جواب آنها کاملا مشخص است برای ما بوجود نیاید و فکرمان را مشغول نکند؟ در هنگام آمدن اینگونه خیالات و سوالات و افکار چه تدبیری و روشی پیش بگیریم که دیگر اینگونه افکار و سوالات بروند و نیایند؟ لطفا راهنمایی کنید. با تشکر فراوان التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» إن‌شاءاللّه کمک می‌کند. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

11221
متن پرسش
تفاوت عالم خارج از ذهن با عالم ذهن چیست؟ این تفاوت را چگونه درک می کنیم؟ اگر عالم خارج از ذهن بدیهی است چرا برخی به عالم خارج از ذهن شک می کنند؟ راه اثبات عالم خارج از ذهن چیست؟
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: بدیهی یعنی چیزی که اگر تصور کنید تصدیق می‌کنید نه آن‌که بدیهی یعنی آن چیزی که همه می‌فهمند. از طرفی باید بین شک فلسفی که در جواب سؤال شماره‌ی 11214 متذکر آن شدم با شک در امور بدیهی تفکیک کرد. عرض بنده آن است که افراد به طور بدیهی متوجه وجود عالَم خارج از ذهن خود هستند هرچند ممکن است در همان حال گرفتار یک نوع شک فلسفی باشند مثل شکی که دیوید هیوم دارد. می‌گوید این شک را در پشت میز مطالعه دارم ولی بیرون از میز مطالعه مثل بقیه زندگی می‌کنم و هیچ شکی ندارم که آن غذایی که دارم می‌خورم واقعیت دارد. موفق باشید
7842
متن پرسش
باسلام آیا تولد گرفتن ها و قاب عکس خود را در منزل زدن و امثال این کارها مخصوصا برای بزرگسالان یک نوع نظر به غیر یعنی خود نیست؟ نظر شما در این مورد چیست؟ در مورد فرزندانمان چه؟آیا بهتر نیست با امثال این مسائل آنها را محب خودشان نکنیم؟ هر چند مبتلا به شده .
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در هر حال اسلام ما را دعوت به ساحت‌های بالاتری کرده‌است تا به جای نظر به جسم انسان‌ها و اموری که مربوط به جسم است، وجوه بالاتر انسان‌ها را مد نظر قراردهیم و اگر تولّد ائمه را مدّ نظر قرار می‌دهیم به جهت شخصیت قدسی آن‌هاست تا ابعاد قدسی آن‌ها مورد غفلت قرار نگیرد. موفق باشید
7453
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی، آیا طبق قاعده بدیهی (( کل ما بالعرض لا بد ان ینتهی الی ما بالذات )) ، صفات رذیله به وجود آمده در انسانها که آنها را حیوانیت می نامیم از ذاتی ناشی شده است که عین حیوانیت است؟ ( آیا صفات سلبیه خداوند از نوع وجودی است؟)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: صفات رذیله برای انسان و صفات سلبیه برای خداوند ریشه در عدم دارند. از نبودن صفت راستگویی دروغ پیش می‌آید، پس به ذاتی برنمی‌گردد، آن قاعده در موضوعات وجودی معنا دارد. موفق باشید
7283
متن پرسش
با سلام در کتاب التمهید آقای معرفت میخواندیم که نو نوع به پیامبر وحی میشده:وحی مستقیم و وحی غیر مستقیم(بواسطه جبرئیل).منظور از وحی مستقیم چیست؟آیا به آیه فاوحی الی عبده ما اوحی اشاره دارد؟اگر اسم علیم هم واسطه نبوده ،وحی به چه شکل اتفاق افتاده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وحی غیر مستقیم یعنی بی‌واسطه‌ی جبرائیل، ولی نه بی‌واسطه‌ی اسماء الهی. اسماء الهی شئونات ذات الهی اند. موفق باشید
7115
متن پرسش
سلام علیکم. استاد عزیز؛ نام دختر گرامی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ، یعنی «فاطمه» اینطور که مشخص است اولین نامگذاری به نام فاطمه نبوده است یعنی گویا قبل از ایشان هم کسانی به این نام بوده اند مانند فاطمه بنت اسد مادر امام علی علیه السلام. استاد پس این معنای بریده شده از آتش و بدی ها و ...وجه تسمیه حضرت زهرا نیست؟ چرا نام ایشان، نامی اانتخاب نشد که اولین بار باشد استفاده می شود؟به نظر می رسد در مورد اسامی پنج تن یعنی محمد، علی؛ حسن و حسین این اتفاق افتاده و اولین بار بوده که بشری بدان نام خوانده می شود ولیکن در مورد فاطمه نه. چرا؟ دلیل مشخصی دارد؟تشکر می کنم استاد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم این روح نورانی صدیقه‌ی طاهره«سلام‌اللّه‌علیها» است که به آن نام معنای حقیقی‌اش را می‌بخشد و زهرای مرضیه«سلام‌اللّه‌علیها» از دریچه‌ی آن نام راه عبور از ظلمات دنیا به سوی نور را می‌نمایاند و ما را صاحب سرّ کبیر می‌کند. موفق باشید
نمایش چاپی