بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1162

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی ببخشید استاد بحث انتخاب خریدن لوازم زندگی از جمله همین ماشین لباسشویی یک سوالی ذهن من رو درگیر کرده و اینه که در صورتی که خانمی بخواد کارکنه و به وظایف همسری و مادری هم برسه در این شرایط داشتن ماشین لباسشویی باعث ایجاد وقت آزاد میشه که باعث میشه کار کردن مانع انجام وظایف اصلیش نشه به دلیل همون وقتی که ایجاد شده .حال نکته ای که مطرح میشه اینه که خانم باید کارش را رها کند و به این وظایف مثل لباس شستن و اینا برسد که نیازی به خریدن اینجور لوازم نباشه یا این که این شرایطی است که خریدن این لوازم مشکلی ایجاد نمیکنه و کارش را هم ادامه بده؟ با تشکر از لطفتون
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی در حال حاضر آیا از استفاده از وسایلی مثل لباسشویی گریزی هست؟ موفق باشید
20589
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: ایا ما کوفه زمان مسلم را باید در عراق عرب بجوییم؟ آیا رای 24 میلیونی ایران در این زمان به جریان مقابل رهبری چیزی جز جمعیت زیاد قبل از نماز مسلم پشت سرش و صف خالی بعد از نماز مسلم نیست؟ آیا عجیب نیست که بی حرمتی به حجاج و حقوقهای نجومی و رد درخواست دولت از مردم بابت نخواستن یارانه و جواب عجیب مردم به دولت و کرسنت و ترور دانشمندان و عقب افتادگی علمی و زمانه موشک بودن یا نبودن و فوت به موقع خیلی از استخوانهای در گلو و برجام نافرجام و بیکاری و تحریم و .... نشانه کوفه بودن و کوفی بودن ایران و ایرانی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که همواره باید از گذشته عبرت گرفت؛ حرفی نیست. ولی در حال حاضر در شرایطی نیستیم که گمان کنیم آن 24 میلیون رأی، رأیِ بی‌توجهی به رهبری است. و از این جهت نباید تصور کرد کشور ما گرفتار دوقطبی شده، بلکه بیشتر دو سلیقه است که اکثراً نسبت به اهداف انقلاب و رهبری نظر مثبت دارند. این نوع تحلیل جنابعالی بسیار برای تفکر نسبت به آن‌چه ما در آن قرار داریم، مضرّ است و همه‌ی تلاش ما باید این باشد از این نوع تحلیل‌ها که حجابِ تفکر است، خود را آزاد کنیم و البته این کاری است مشکل و درازمدت. موفق باشید  

17638

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. با سلام: لطفا نقش و معنا و جایگاه روزهای هفته که به نام اهل بیت (ع) نام گذاری شده است را تبیین بفرمایید. به عبارت دیگر اینکه فلسفه نام گذاری ایام هفته به نام مقدس اهل بیت (ع) چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مربوط به روایاتی است که به ما رسیده، و کار زیبایی است که هفته را با سلام بر پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» شروع کنیم و با سلام بر مولایمان مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» به اتمام برسانیم. اصل بحث را می‌توانید در کتاب «جمال الاسبوع» از جناب سیدبن طاووس دنبال کنید. موفق باشید

16485
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: می خواستم بدانم سیر معنوی شهید با سایر انسان ها چه تفاوتی دارد؟ یعنی اگر انسان در دنیا مراحل سیر و سلوک را بگذراند و موانع را بر طرف کند با یک شهید نحوه سیر او چه تفاوتی دارد؟ من دارم روی سیر معنوی انسان کار می کنم و بحث شهادت برایم مسئله شده. لطفا در هر دو زمینه کتاب مناسب و مفید معرفی فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر به سوی خدا با نفی انّیت و أنانیّت شروع می‌شود تا آن‌جا که انسان به حق باقی و از خود فانی شود. این چیزی است که شهدا به خوبی در فرصتی که پیش آمد نشان دادند و امروز نیز یاران انقلاب با پذیرش همه‌ی سختی‌هایی که انقلاب در پی آورده‌است، در صحنه‌اند. جزوه‌ی «روحیه‌ی تمدن سازی و عرفان اسلامی» که در قسمت «نوشتاری» سایت هست، نکاتی در این مورد دارد. موفق باشید

16283

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد یک راهنمایی از شما می خواستم. با توجه به اینکه به ماه رمضان نزدیک شدیم، برای جلسه قرآن محله که معمولا خانمهایی با سطح معلومات مختلفی حضور دارند از تحصیلات ابتدایی تا دانشگاهی ولی خانم های بسیار مشتاقی هستند. در طی سالهای گذشته موضوعات مختلفی گفته شده براشون. اما امسال بیشتر می خواستیم از کتاب ها و مباحث شما استفاده کنیم، شما چه پیشنهادی از میان کتاب های خودتون دارید. من فکر کردم شاید مباحث شما در شرح حدیث ای اباذر مفید باشد. لطفا پاسخ به ایمیل فقط ارسال شود.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از تذکر اجمالی نسبت به معرفت نفس تا نکته‌ی هشتم، خوب است با توجه به نکاتی که در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» مطرح است، نکاتی را با آن مخاطبان در میان بگذارید. موفق باشید

15755
متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: با توجه به اینکه همیشه تاکید دارید که همه این اعمال ماه ها روی حساب هستند اذکاری مثل استغفار وقتی حواسم به شمارش اینها باشد فکر می کنم دیگر آن حضور معنا را حس نمی کنم در واقع نمی‌توانم فکرم را جمع کنم و ارتباطم را حفظ کنم، بیشتر اوقات از تعدادش عبور می کنم و دوست دارم ادامه بدهم می خواستم بپرسم واقعا تعداد انکارها معنا دارند و مهم اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید به معنای جمعِ کثرت‌ها است در وحدت، و به همین جهت باید رعایت تعداد اذکاری که از طرف معصوم به ما رسیده است را بکنیم. در عین حال توجه خود را به اشارات آن اذکار از دست ندهیم. موفق باشید

15433

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: روش استخراج حقایق از نظر جنابعالی اگر رجوع به قرآن و احادیث باشد، چه روشی برای فقاهت در نظر شماست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیه‌ی اجتهادی که سرمایه‌ی هزارساله‌ی ما است باید در قرآن و احادیث نیز رعایت شود تا از سطحی‌نگری نجات یابیم. موفق باشید

15321
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد در مساله تشکیک وجود که حضرتعالی هم در برهان صدیقین تقریر فرمودید، این سوال برای من مطرح هست که تعبیر به وجود مادی می کنید یعنی وجود در ادنی مرتبه آن وجود مادی است. اما جنابعالی و حکما معتقد هستید که اسماء الهی تجلی میکنه برای ایجاد ماسوا و مرتبه وجود مادی پایین ترین مرتبه وجود هست در سلسه تجلیات، این حرف یعنی مرتبه وجود مادی مرتبه نازله ای در اثر تجلی اسماء الله هست. چطور امکان داره که اسماء الله در اثر تجلیات پی در پی مرتبه ای مادی رو ایجاد کنند؟ اصولا وجود مادی به نظر حقیر بی معنا میاد، وجود در اثر تجلی گرچه ممکنه ضعیف بشه اما مادی شدن بی معناست. مگه میشه حیات و قدرت و علم و اراده و ... مادی بشه؟ برداشت خودم: به نظر خودم این که میگن وجود مادی یک نوع مسامحه است چون ماده ماهیت هست و گوشت و پوست و ... همه ماهیات هستن، وجود مادی یعنی وجودی که در اثر تجلی نازله شده و قابلیت ظهور دادن ماهیات رو داره اینطور نیست؟ وگرنه وجود در مبنای تشکیک وجود هم،مادی نمیشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید مواظب بود بین نگاه فلسفی که نظر به مفاهیم موجودات دارد و نگاهِ عرفانی خلط نشود. در نگاه فلسفی است که بحث ماده و مجرد مطرح است. آری! در نگاه عرفانی اساساً قضیه همین است که می‌فرمایید. موفق باشید

15228

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در جواب سئوال: چگونه به منظومه‌ی فکری امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» برسیم؟ می گویید: امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه»؛ یک سیره است. باید نظر به سیره‌ی او کنیم. می شود شناخت منظومه امام و مکتب امام و سیره امام و چگونگی آن رو بیشتر توضیح دهید؟ خداحفظتون کنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی نسبتاً مبسوط در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شده است. خوب است در کنار کتاب و صوت‌هایی که با این عنوان مطرح شده است، مطلب را دنبال فرمایید. موفق باشید

15017
متن پرسش
با سلام: 1. با توجه به این که انسان در عهد الست در مقام جمعیت بوده و در واقع آن مقام جمعیت هیچ یک از تعینات نازله نیست چطور انسان آن پیمان و موطن را به یاد خواهد آورد؟ آیا باید بگیم انسان به اعتبار باطن و ابعاد برتر خودش در اون موطن حاضره به حضور جمعی و این مرتبه نازله با اون مرتبه حقیقی یک حقیقت هستند به شدت و ضعف؟ 2. فرمودین در جلسات حرکت جوهری که انسان با رسیدن به مقام جمعیت، محیط به زمان و مکان میشه و میتونه در آینده تصرف کنه؟ آیا چنین انسانی قابلیت تصرف در گذشته رو هم داره مثل حدیثی که گفته شده امام علی (ع) در کشتی نوح حاضر شد و آن شیطانی که قصد خراب کردن کشتی داشت را راند؟ 3. اگه جواب شما به سوال بالا مثبته این با مساله «لا تکرار فی التجلی» چطور جمع میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در توحید، کثرات در وحدت فانی هستند و هرکس در آن مقام خود را احساس کند، احساسی به وسعت آن مقام دارد 2- مولای ما در مقام ولایی خود، در همه‌ی زمان‌ها حاضر بوده‌اند و در واقع صاحب اصلی ولایت آدم و نوح و ابراهیم«علیهم‌السلام»‌اند و این موضوع ربطی به تکرار در تجلّی ندارد. موفق باشید

13824
متن پرسش
بسمه تعالی استاد طاهرزاده عزیز سلام علیکم: استاد از وقتی بحث معرفت نفس را گرفته ام به حقیقت بحث نفس مغرور گردیده ام و حالات عجیبی برایم حادث شده است... 1. یکی اینکه بعضی توانایی های نفسم ظهور پیدا کرده است که نمي دانم اتفاق خوبی هست يا نه؟ 2. من قوه متصوره بنظر خودم فوق العاده ای دارم یعنی تصویر حرف ها و گفته و نوشته ها را به عينه می بینم حتی این زمان که مشغول نوشتن این پیام هستم جمال حضرتعالی در پيش چشمم هست و... و اين موضوع برايم آزار دهنده شده است طوری که نمی توانم بین حقایق قلبم و تصوراتم تمیز بدهم، چه کنم؟ همین امر مشکلات زیادی برایم ایجاد کرده و وقتی موضوع حضور در معرفت نفس مطرح می شود حضور یافتن بسیار سخت شده طوری که می دانم که ماسوالله اصلا وجود ندارد ولی تصاویر برایم ایجاد تکثر کرده است، طوری که نه خدا را می بینم و نه غیر خدا برایم مهم است... در برزخی عجیب گیر افتاده ام! ببخشید بابت پرحرفي همیشگی ام. خدا عاقبت ما و شما را ختم بخیر بگرداند. یا علی مدد
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب «هدف خیال و عقل و قلب» عرض شد این صورت‌ها به خودی خود چیز بدی نیستند. إن‌شاءاللّه عکس مه‌رویان بستان خدا می‌باشند. مهم آن است که از طریق این کثرات با همه‌ی زیبایی‌های قدسی‌اش ما آینه‌ای بسازیم جهت نظر به آن حقیقت وَحدانی. موفق باشید  

12933
متن پرسش
سلام: می خواستم ترتیب این وقایع را بدونم: ظهور امام زمان (عج) - قیامت - به ارث بردن زمین توسط صالحان که تو قرآن گفته شده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون حضرت ظهور کنند متقین به معنای واقعی از برکات زمین در راستای تعالی انسان استفاده می‌کنند و خلقت زمین به هدف اصلی‌اش نزدیک می‌شود و زمینه‌ی تحقق قیامت کبری فراهم می‌شود. موفق باشید

12839
متن پرسش
با سلام: با توجه به این که قران معجزه زنده هر عصری است و با توجه به این که هر معجزه ای از پیامبران متناسب با عالی ترین فن آن زمان است. ایا در حال حاضر قرآن متناسب با عالی ترین فنون این عصر می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نیاز‌های کلی بشر همیشگی است و متناسب آن نیاز‌ها، قرآن جواب های قدسیِ هر زمان را ارائه می‌دهد بخصوص در این دوران که بیشتر دوران فکر و فرهنگ است و لذا قرآن در این دوران بیشتر معجزه بودن خود را ارائه می‌دهد. موفق باشید

10885

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من دانشجوی مقطع دکتری حکمت متعالیه هستم می خواهم موضوع رساله انتخاب کنم بدنبال موضوعی هستم که نه عمرم به بطالت رفته باشد و هم برای جامعه مفید باشد. اگر لطف کنید در این زمینه من را راهنمایی کنید ممنون می شوم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بنده در این موارد ورودی نداشته‌ام که نسبت به موضوع پایان‌نامه‌ها فکر کنم، لازمه‌ی این کار یک روحیه‌ی خاصی است که بنده از ابتدا وارد آن نشده‌ام. موفق باشید
7541
متن پرسش
با سلام در مورد رزق حدیثی هست که میفرماید رزقی هست که مانند اجل دنبال انسان است.از طرف دیگر میفرمایید مردم آفریقا که بر علیه ظلم قیام نکرده اند رزقشان کم است.این سخن شما با این حدیث در تناقض نیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چون در همان روایت هست که بعضی اعمال رزق را تنگ می‌کند، می‌توان نتیجه گرفت اگر وظیفه‌ی خود را درست انجام ندهیم در رسیدن به رزق مقسوم به زحمت می‌ افتیم ولی در هر حال رزق مقسوم به ما می‌رسد. موفق باشید
7168
متن پرسش
با سلام در جواب یکی از سوالات فرموده اید:در روایتی آمده وقتی حضرت رسول به آسمان اول رسیدند ابتدا ملائکه فرار کردند چرا ملائکه فرار کردند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید به جهت ابهت نور رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» باشد. موفق باشید
4192
متن پرسش
جناب آقای استاد طاهرزاده سلام علیکم در شرایط و زمانه کنونی چرا باید رهبر معظم انقلاب اسلامی را امام خامنه ای بدانیم و بنامیم؟ اساسا از نظر دین مبین اسلام جدای از دلایل عقلی و نقلی چه دلایلی وجود دارد؟ در صورت صلاحدید اگر ممکن است پاسخ این سوال را به صورت جامع و کامل بفرمایید.
متن پاسخ
.باسمه تعالی: سلام علیکم:واژه‌ی امام به معنای رهبر است و در دنیای اسلام معمول است که به رهبر معنوی خود امام می‌گویند مثل آن‌که شیعیان لبنان به مرحوم شهید موسی صدر ، امام موسی صدر می‌گفتند. موفق باشید
2553
متن پرسش
سلام علیکم: شما در اکثر صحبت هایتان پیرامون تمدن غرب در بحث تاریخی موضوع عمدتا دوران قرون وسطی را دوره تاریکی و جمود نمی دانید و معتقدید که این دوره در قیاس با دوره ما قبل و ما بعدش( یونان و مدرنیته) به لحاظ زندگی و نگاه دینی برتری دارد و معتقدید که اگر مشکلی هست به کلیسا بر میگردد و ربطی به مسیحیت ندارد اما در اکثر استنادات دوستان معتقد به تفکر خوبش را بگیر و بدش را رها کن این دوره به شدت محکوم میشود وصراحتا ملقب به دوره سیاهی میگردد تا جایی که دکتر احمدی نزاد هم این جمله را دارند که : " اگر بشر دوره سیاه قرون وسطی را تجربه نکرده بود و قدرتمندان مانع از شکوفایی علم و اندیشة سازنده نمی شدند."بنابراین ایشان تاکید دارند که دوره قرون وسطی مانع ساخته شدن علم و اندیشه سازنده بود. نظر شما چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین طور که می‌دانید قرون وسطی از جهتی که کلیسا قرائت خود از مسیحیت را حاکم بر روان جامعه کرد دوران سیاهی است. آن‌چه بنده به عنوان تذکر در نوشته‌هایم عرض می‌کنم زشتی نگاهی است که بورژواها و نویسندگان بعد از رنسانس از قرون وسطی به جهان القاء می‌کنند و موضوعات فرهنگی آن دوران را که شخصیت‌هایی مثل آکوئیناس‌ها را رشد داد نادیده می‌گیرند. موفق باشید
1875
متن پرسش
سلام.آیا انسان در برزخ اراده و اختیار دارد؟ این اراده و اختیار چه تفاوتی با اختیار انسان در زندگی این دنیا دارد؟کسی که در برزخ از خودش در عذاب است و راه فراری نیز از خودش ندارد چگونه این عذاب و سختی به تدریج رفع میشود؟چگونه مومن پاک می شود؟باید عاملی وجود داشته باشد که عذاب را رفع کند،خود انسان که نمی تواند،می تواند؟یا با تداوم عذاب که اتفاقی نمی افند،می افتد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در برزخ و قیامت انسان در قبضه‌ی ملکاتی است که در دنیا در خود ایجاد کرده ،در مورد رفع عذاب مؤمنین و پاک‌شدن آن‌ها به طور نسبتاً مبسوط در کتاب «معاد؛ جدّی‌ترن زندگی» بحث شده به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید
1137

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جوانی ۲۸ ساله هستم در دوران دبیرستان با معنویت وسیروسلوک آشنا شدم ولی در یک لح ظه پایم لیز خورد وگناهی مرتکب شدم بعر ازآن همیشه احساساتم با خدا در دوران بود گاهی خوب گاهی بد وناامید می شدم تا اینکه شبی بیدار شدم دیدم هیج حسی به خدا ومعنویت ندارم هیچ بلکه نوعی بغض وکینه نسبت به این مسایل دارم از خدا می ترسیدم انگار باری به انداره صد تن برروی دوشم بود همیشه خودم را نوعی پیر حشس می کردم که توانائی انجام هیچ کاری را ندارم از اینکه این حس را داشتم پریشان بودم به اعضای خانواده هم بد بودم ذره ذره نسبت به معنویت دور می شدم از قرار گرفتن در جمع های مذهبی بیزار بودم در موقع شنیدن روضه احساس سرور می کردم نوعی حق به دشمنان خدا می دادم این حالت در من بود تا چند ماه پس از چند ماه وضعم بهتر شد ولی نوعی سنگینی را حس می کردم نمی توانستم سمت خدا برم اگرحس معنوی خوبی به من دست می داد سریع بیخیال می شدم انگار قلبم گنجایش نداشت همیشه می خواستم چیزی در قلبم باشد که آرام شوم همیشه دننبال عشق زمینی بودم که در تمامی موارد شکست خوردم حدود سه سال پیش دختری دیدم که فکر کردم به خواسته ام رسیدم روز به روز خودم را در زیراشعه او میدیدم فکر جدائی و دوست نداشتن او برایم مساوی مرگ بود وهست با اینکه ما رابطه ای نداشتیم ولی این علاقه ولذت در من بود با این که حدود یکسال است که ندیدمش ولی مهرش از دلم بیرون نرفته مهر اورا با هیچ چیز عوض نمی کنم وانگار پرده ای روی قلبم کشیدن نمی زارن به چیز دیگه ای فکر کنم خودم هم ناامید شدم از اینکه بتوانم بیخیال شم می گم چون من مهر اورا به همه چیز ترجیح دادم خدا مرا تنبیه می کنه برخی اوقات چنان منو مسحور میکنه که انگار قفل شدم دیگه هیچ علاقه ای به عبادات ندارم از خودم ناامیدم وبر همین اسا دست به هر کار ی می زنم ولی بعد پشیمان می شوم من در مانده ام کسی نیست مرایاری کند چون توسل نمی توانم بکنم نسبت به همه ناامیدم وهمش دنیال راه فرارم ولی متاسفانه راهی نیست این مزه ای که از علاقه به آن شخص بردم زیر زبانم مانده ونمی توانم دست بکشم همیشه تا به سختی می فتم به سراغ افکار می روم انگار یکی مرا به سوی آتش هل می ده میگین کسی که از سلوک برگشته چاره نداره تمام بد بختی من اینه که به نظرم نتونستم جای اونو تو قلبم پرکنم ومدام از پی همه چیز می روم
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی کتاب «چگونگی ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه کنید. متن کتاب روی سایت لب المیزان هست. إن‌شاءالله وقتی خیال خود را مدیریت کردید، عهد قلبی شما به خدا برمی‌گردد. موفق باشید
1015

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ما چگونه باید جوانی خود را بگذرانیم که در آینده به فکر جوانی کردن نباشیم یا حسرتش را نخوریم؟ چه تفریحاتی داشته باشیم؟(بجز ورزش). سفر چگونه باید باشد؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی به نظرم کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» راهنماهای خوبی است. موفق باشید
1013

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم باسلام لطفا توضیحاتی در مورد ضعف ها و اشکالات بحث های سنت گرایان و به خصوص خود آقای گنون،چه در بحث های سلبی و نقد ایشان به غرب و چه بحث های ایجابی ایشان توضیحاتی را بفرمایید.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اکثر مطالب کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» شرح اندیشه‌ی مرحوم رنه‌گنون است. موفق باشید
881

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم این حقیر دانشجوی یکی از رشته های فنی بودم. توفیقی شد که با آرمان "تولید فکر و علم اسلامی" برای "ایجاد جامعه و تمدن اسلامی" وارد حوزه شدم(امسال سال اول ورودم می باشد). پس از مدتی تحقیق به این نتیجه رسیدم که راه دستیابی به این هدف متعالی ، شناخت اسلام براساس حکمت متعالیه که همان جامع عرفان ، برهان و قرآن است ، می باشد و همانگونه که مستحضر هستید مسیر فعلی حوزه های علمیه از این راه نمی گذرد. بدین طریق مزاحم حضرتعالی ید شدم تا راهنمای این حقیر در طی این راه باشید. به نظر شما برای رسیدن به این هدف روی چه علومی باید کار شود ؟ اگر زحمتتان نیست لطفا بعد از ذکر هر علم نام کتابهایی که باید روی آن کار شود را مرقوم فرمایید. لطفا در مورد علوم آلی ای که باید روی آن کرد هم توضیح بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: پس از آن‌که تا درس خارجِ فقه و اصول خوب پیش رفتید در ذیل تفکر حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه»، با حکمت متعالیه و فصوص الحکم از محی‌الدین کار را شروع ‌فرمایید. فعلاً برای آن‌که از موضوع عقب نیفتید مباحثی مثل «ده نکته در معرفت‌ نفس» و کتاب «از برهان تا عرفان» خوب است. موفق باشید
466

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم 1 آنچه ازتعالیم حضرت عالی درکتاب»ده نکته»استفاده شده که «نفس»حقیقی بسیط دارد. به گونه ای که نه تنها درهمه ی بدن حاضر است بلکه کل ان در همه بدن حاضر است .و ازهمین جا اثبات شده که نفس من به وسعت هستی است ودر تمام هستی حاضر است حال سوال این است که باتوجه به این تعالیم عامل تشخص افراد کدام است؟ و چه چیزی نفسی را از نفسی جدا می کند؟ ریشه طرح چنین سوالی آن است تا کیفیت عذاب اخروی مشخص شود زیرا با توجه به بساطت نفس¸هرگونه عذابی به هر نفس ,عذاب کل نفوس خواهد بودوبر عکس,هر گونه تفضل واجری,گرامی داشت کل نفوس خواهد بود.
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی نفس انسان در ذات خود در همه‌جا حاضر است ولی هرکس به اندازه‌‌ی انتخاب‌هایی که انجام می‌دهد فرد خاصی می‌شود با شخصیت خاص و لذا فرمود: «کلُّ نفسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینه» هرکس در رهن آن چیزی است که کسب می‌کند و انتخاب می‌نماید. مفصل این بحث در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» هست. و یا بحث را در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» تحت عنوان انسان فقط انتخاب است، دنبال بفرمایید. موفق باشید
22831
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: چند سوال مهم و اساسی که شاید سوال خیلی از افراد باشد از شما دارم؛ ممنون می شوم که ما را راهنمایی بفرمایید. ۱. مگر ما ادعا نمی کنیم که دین اسلام کامل ترین دینی است که می تواند جامعه را به بهترین شکل اداره کند و نیاز های جامعه را برآورده سازد آیا طب و اقتصاد و فرهنگ و سیاست و رسانه و سینما و شهرسازی و خانه سازی و هنر و هزاران نوع مسائل مستحدثه، جزء نیاز های امروزه نیست؟پس چرا درس خارج علما هنوز حول محور احکام فردی می چرخد؟ چرا آیت الله مکارم می گوید که ما طب اسلامی نداریم. آیا این جمله معنایش این نمی شود که اسلام برای مداوای مریض ها هیچ راهکاری ندارد؟ چرا آیت الله علوی بروجردی می گوید ما اقتصاد اسلامی نداریم، روان شناسی اسلامی نداریم و...؟ اگر این طور باشد که حرف خیلی از به ظاهر روشنفکران، تایید می شود! زیرا آنها هم می گویند که دین اسلام فقط به درد قبر و قیامت می خورد و به درد اداره ی جامعه نمی خورد! و اسلام حرفی برای دنیای امروز ندارد! آیا این بزرگان نتوانسته اند احکام سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و هنری و... را از قرآن و روایات برداشت کنند و یا ما واقعا آیه و روایت اقتصاد و سیاست کاربردی نداریم. اگر این طور باشد که حرف خیلی از روشنفکر نما ها تایید می شود که می گویند دین اسلام مواد خام و محتوای عملی و کاربردی برای مسائل جدید و مستحدثه ندارد! چرا مراجع عظام در فقه فردی مانده اند و راجع به فقه فرهنگ، فقه هنر، فقه رسانه و سینما، فقه سیاست و اقتصاد، فقه شهرسازی و... حرفی برای گفتن ندارند؟ آیا این همان سکوت مرگباری نیست که امام راحل به علمای نجف گفت و حالا باید به مراجع خودمان بگوییم؟ ۲. این حقیر به عنوان یک طلبه چه کار کنم که در مسائل مستحدثه، حرف برای گفتن داشته باشم؟ آن هم حرف به درد بخور و راهگشا و قابل عملیاتی شدن و چه کار کنم که برای پاسداری از دین اسلام، مثل خیلی ها درجا نزنم؟ ۳. این سوالم کمی بی ربط به دو سوال قبلی است. مرا ببخشید. و این مهمترین سوال من است که بسیار آزارم می دهد. از کجا به حق بودن راهمان یقین داشته باشیم و اگر هم به یقین رسیدیم، چه ضمانتی است که یقینمان، دروغی و اوهامی و کاذب نباشد؟ امیدوارم منظورم را متوجه شده باشید. از کجا بفهمیم که رضایت خداوند و اولیائش در چیست؟ تا مثل داعشی ها نشویم که برای رضای خدا آدم می کشتند و یا مثل کسانی نشویم که برای رضای خداوند به کربلا آمدند و سید الشهدا را به شهادت رسانیدند. از کجا بفهمیم که در جهل مرکب نیستیم و رضای خدا را درست تشخیص داده ایم. یکی از شهدا می فرماید: «کارتان را برای خدا نکنید! [بلکه] برای خدا کار کنید؛ تفاوتش فقط همین قدر است که ممکن است حسین علیه السلام در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا» استاد به دادم برس که این سوالی است که دیوانه و پریشانم کرده به حدی که قابل توصیف نیست. از کجا بفهمم که تصدیق قلبی راجع به یک امری، کاذب و اوهامی نیست؟ و از کجا بفهمم که در تشخیص مصداق وظیفه ام، دچار اشتباه نشده ام؟ استاد! این سوالی است که همیشه مرا در انجام وظایفم دچار تردید می کند که نکند داری راه را اشتباه می روی و رضای خدا و امام زمان در چیز دیگری باشد؟ لکن این مسئله ناشی از وسواس فکری نیست بلکه ریشه هایی دارد از جمله: الف) پس از معصومین علیهم السلام یعنی پس از غیبت کبرای حضرت حجت ارواحنا فداه تا به الآن، همیشه میان علمای دین، اختلاف بوده؛ آن هم نه فقط اختلاف در احکام فقهی_فردی بلکه در مسائل اعتقادی_سیاسی_اجتماعی؛ با خودم می گویم آنها که عالم دین بوده اند، اینقدر در تشخیص مسیر با یکدیگر اختلاف دارند، دیگر وای به حال ما در تشخیص مسیرمان! از نمونه های اختلاف در احکام سیاسی_اجتماعی که خودتان هم بهتر اطلاع دارید: _ مخالفت خیلی از علما با تدریس فلسفه توسط علامه طباطبایی و حرمت خواندن فلسفه _ مخالفت بسیاری از علما با قیام امام خمینی _ اختلاف در نظام آموزشی حوزه؛ عده ای می گویند که حوزه باید با همان دروس سنتی خودش پیش برود و عده ای هم قائل به تحول هستند و... بسیاری از این اختلاف ها. آیا این نوع اختلاف های علمای دین، چهره ی اسلام را کریه نمی کند و مسلمانان و مشتاقان گرایش به اسلام را متحیر نمی کند؟! ب) در اولویت هایی که همه در اولویتند، واقعا انسان در انتخاب دچار مشکل می شود مثلا حقیر در حیطه ی کاری خودم که طلبگی است، چندین اولویت و کار زمین مانده می بینم که نمی توانم تشخیص دهم کدام یک را انجام دهم: _ روستا های دور افتاده ای که بدون مبلغ مانده اند و کسی نیست که معارف الهی را در قلب های پاک آن کپر نشینان، باز بتاباند. _ کرسی های قضاوت که از افراد لایق و مسلط، کمی خالیست! _ آموزش و پرورش و یا دانشگاه، برای مقابله با تهاجم فرهنگی به جوانان و نوجوانان. _ درس خارج و نویسندگی و تحقیق و پژوهش راجع به مسائل مستحدثه و هزاران اولویت دیگر که آدم حیران می ماند که سراغ کدام یک برود. جواب سوالات عمومی و یا خصوصی ام به ایمیلم ارسال نمی شود. لطفا مسئول سایت پیگیری کنید. یا مولا علی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. واقعاً اسلام می‌تواند بستری را فراهم کند تا تمام نیازهای منطقی جامعه‌ی بشری مرتفع گردد. شاید منظور آیت اللّه مکارم آن باشد که آن‌چه فعلاً تحت عنوان طبّ اسلامی مطرح است، نمی‌تواند طبّ اسلامی قلمداد شود. زیرا آن‌طور که باید و شاید مطالب ائمه «علیهم‌السلام» در مورد طبّ به ما نرسیده است وگرنه حتماً اسلام بهترین راه‌کارها را جهت درمان بیماری‌ها دارد به همان معنایی که رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرمایند: «المِعدَة بیت کلِّ داءٍ، وَ الحَمِئَة رَاس کلِّ دَواءٍ» معده مرکز و خانه هر دردى است، و پرهیز و اجتناب (از غذاهاى نامناسب و زیاد خوری) اساس و راس هر داروى شفابخش است.

۲. وقتی در تفکر و تفقه اسلامی ممحّض شوید به‌راحتی متوجه خواهید شد چه نسبتی باید با امور مستحدثه برقرار کنید.

۳. خداوند به ما قدرت تشخیص حق از باطل را به کمک عقل و فطرت داده است کافی است ما از این دو عطیه‌ی الهی استفاده کنیم. معلوم است که خداوند نمی‌خواهد ما گمراه باشیم پس اگر ما مطابق عقل بر موضوعات وارد شدیم و فطرت خود را نیز به صحنه آوردیم، دیگر جایی برای شک و تردید نمی‌ماند که نکند گرفتار وَهم باشیم. عقل و فطرت که ما را گرفتار وَهم نمی کند.

۴. اختلاف علماء ریشه در تفاوت در تشخیص اولویت‌ها دارد و این چیزی نیست که مشکلی ایجاد کند. نهایتش آن است که مثلاً آیت اللّه گلپایگانی نمی‌توانند مثل آیت اللّه نوری همدانی با امام همراهی کنند، ولی مقابله که نخواهند کرد.

۵. باید با جدیّت تمام مطالعه‌ی دروس خود را دنبال کنید تا ببینید کدام امر برایتان پیش می‌آید همان برای شما اولویت محسوب می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی