تعالی: سلام علیکم: بیخیال این بحثها باش!!! المیزان را بچسب. خواب و ماب را ول کن!!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور نیست. شیعه به جهت آنکه میخواهد حقانیت خود را از زبانِ دیگران اثبات کند، نظر دیگران را میآورد و اساساً تاریخنگارها خیلی شیعه و سنیبودن برایشان مطرح نیست، به طوری که اکثراً یعقوبی صاحب تاریخ مشهور را شیعه میدانند بدون اینکه خودش این موضوع را اظهار کند، وگرنه اهل سنت از رجوع به تاریخ او سر باز میزدند و عیناً این موضوع برای صاحب تاریخ «مروج الذّهب» هم صدق میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد تخصصی ندارم. ولی میدانم جناب ابنسینا، مقدمهی طبّ را معرفت نفس میداند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره در این زمان و در این نوع زندگیها، بیماریهایی پیش میآید که دنیایِ جدید آن را ایجاد کرده و طبّ جدید آن را میشناسد و نمیتوان به چنین طبیبانی رجوع ننمود. آری! در این که متأسفانه هزینهی پزشکی گران است، بحث دیگری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در آن روایت خواستهاند شدت خشم خداوند را متذکر شوند ولی در هرحال به حکم «کلّ نفسٍ بما کسبت رهینة» هرکس در زندگی خود در رهن اعمال خود است 2- همینکه طرف توبه کند، آثار وضعی گناه او نیز از بین میرود 3- حرف خوبی است بهخصوص که میفرماید بعد از غفران، به جهت رحیمیتش آن بنده را به خود نزدیک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرالمتألهین روشن میکند اگر سالک به خوبی سلوک کند با تجلی نور احدی همان حالت را در دنیا مییابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاعی ندارم که واژهی «اسلام فقاهتی» از چه زمانی و توسط چه کسی مطرح شد. ولی اسلام به یک معنا، سراسر اسلامِ فقاهتی است از آن جهت که روحیهی تعمق در دین را مورد تأکید قرار می دهد و حضرت امام نیز بر همین اساس بر اسلام فقاهتی تأکید دارند 2- مقابله با امثال علامهی قاضی، عموماً ریشه در خلاصهکردن اسلام در فقه است و یا یک نوع سطحینگری در کار است. و امروز متأسفانه جریان تفکیکیها به این مشکل گرفتارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با پیگیری مباحثی که در شرح سورهی حمد حضرت امام و کتاب «مصباح الهدایه» شد، طبق وحدت شخصیِ وجود و تشکیک در ظهور، روشن میشود آنچه در همه حال در صحنه است، حضرت حق است و ما به اندازهی تقوی و تزکیهی خود و رفع اَنانیت از خود، او را مییابیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی طرف در تجربهی 40 سال فرورفتن در غفلت و گناه را داشت و حال به خود آمد؛ معلوم است که زمینههایی داشته که حضرت حق دست او را گرفته و به همین جهت میتواند رهِ صدساله را یکشبه طی کند! و لذا خداوند به همان معنایی که میفرماید: «انّ اللّه یحب المتقین» میفرماید: «انّ اللّه یحب التّوابین». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نحوهی حضور در این تاریخ در ابتدا آن است که زمانهی خود را درست درک کنیم و در فضایی که در آن افراط و تفریط نیست، آنچه به عنوان وظیفه پیش آمد، عمل نماییم. در متن انجام چنین وظیفهای خداوند آنچه را مصلحت دید در مقابل ما میگشاید. عمده خوبعملکردن به وظیفه است حتی اگر وظیفهی امثال شما فعلاً، عمیقعملکردن باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضاً مرحوم ملا احمد نراقی در موضوع «عدل» به تقسیمبندی ارسطویی استناد میکنند که ما نباید به این قسمتهای کتاب کاری داشته باشیم ولی وجوه دیگر آن که به کمک روایات مباحث خود را مطرح میکنند، نکات ارزشمندی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای شرح مثنوی لااقل شرح آقای کریم زمانی هست. دیوان شمس را نمیدانم چگونه باید به معنای واقعیاش پیدا کرد. در دستیابی به این پرندهی گریزپا که به صورت عشق، همواره در پرواز است، خودم هم ماندهام. اگر راهی و یا چاهی سراغ دارید به من نیز خبر دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این امر که میفرمایید ولی بالاخره وقتی اسم انسان بهخصوص یک روحانی، نمادِ یک شخصیت معنوی باشد، بیشتر میتواند ابعاد روحانی مخاطبانش را مورد خطاب قرار دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همانطور که میدانید قوهی واهمه قوهای است که معانی را صورت میدهد 2- وقتی نفس ناطقه در عین حفظ قوهی واهمه، به عالم معنا سیر کند صورت آن معانی در قوهی واهمه ظهور میکند که صورتهای ارزشمندی است. ولی در مورد عقل عملی تنها میتوان گفت که عقل وقتی به معنای افعالی که باید انجام دهد نظر داشته باشد و انسان موانع ارادهی آن اعمال را برطرف کرده باشد، منوّر به عقل عملی است. حال آیا این دو در بعضی موارد شبیه همدیگر عمل میکنند ظاهراً همینطور است وقتی که تصور عملی را قوهی واهمه داشته باشد و عقل عملی نیز موانع اراده به آن عمل را برطرف کرده باشد، این دو در کنار همدیگرند 3- همینطور است که میفرمایید که نفس در این موارد از نفس امّاره پیروی میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از مرگ ما با حقایقی مرتبط هستیم که «وجودی» می باشند زیرا پس از مرگ دیگر قلب ما و افئدهی ما در میان است، چیزی به نام حسّ و فکر که منجر به وجود مفاهیم ذهنی میشود، در میان نیست! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جسم انسان به اعتبار مادیبودن و با توجه به اینکه ماده پایینترین مرتبهی وجود است دارای حیات و علمِ در حدّ ماده است ولی از آن جهت که توسط نفس ناطقه تدبیر میشود مظهر حیات خاصی است که سایر موجودات مادی دارای آن حیات و علم نیستند. موفق باشید
