بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22882
متن پرسش
سلام: استاد لطفا از نظر عرفانی توضیح بدهید که چرا در نظام طبیعت اینقدر خشونت و بی رحمی وجود داره؟ مثلا حیوانات ضعیف به وسیله حیوانات قوی تر کشته میشن یا برخی حیوانات شکار خود را به شکل خاص و دردناکی می کشند؟ و در کل قانون طبیعت این هست که حیوانات باید برای زنده ماندن و سیر کردن شکم خودشان مجبور هستن یکدیگر را به شکل فجیعی بکشند! بسیاری از عرفا می گویند یکی از راه های عرفان و خداشناسی، نگاه به طبیعت و مخلوقات خداوند هست الان ما از این همه ضعیف کشی، بی رحمی و خشونت چه نتیجه عرفانی میتونیم بگیریم؟! لطفا این سوال را از نظر عرفانی پاسخ دهید نه از نظر علم زیست شناسی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حیوانات قوی، مأمور تنظیم و پاک‌نگه‌داشتنِ طبیعت‌اند. مثلاً شیر آهوی پیر و ناتوانی که نمی‌تواند فرار کند و اگر بمیرد جنگل را عفونت می‌گیرد؛ می‌دراند. از کجا که همان حیوان که دریده می‌شود دوست دارد به همین شکل از آن استفاده شود، هرچند که بنا به غریزه‌ی خود از خطر فرار می‌کند. مثل انسان‌های مؤمنی که پس از انجام وظایف در دنیای خود مایل‌اند به لقاء الهی نایل شوند. لذا اگر زمینه‌ی شهادت آن‌ها فراهم شد از آن استقبال می‌کنند. پس می‌فرمایند: «یک کفِ خاک در این میکده ضایع نشود». در این مورد خوب است به کتاب «عدل الهی» شهید مطهری رجوع فرمایید. موفق باشید

20251
متن پرسش
سلام علیکم: بنده اتحاد بین عالم و معلوم در علم حضوری نسبت به ذات خود را می فهمم ولی اتحاد بین عالم و معلوم در علم حضوری نسبت به غیر ذات خود را نمی فهمم، مگر اینکه قایل به قسم دیگری از اتحاد باشیم که در این صورت قابل توجیه است. چون اصلا جنس این دو اتحاد با هم متفاوت است. خواهش می کنم با زبانی ساده راهنمایی ام کنید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در اتحاد معلوم با عالِم، معلوم از جنس علمِ عالِم می‌شود و لذا همین‌که علم به خودش دارد، علم به معلوم خواهد داشت. موفق باشید    

19107
متن پرسش
با سلام محضر استاد گرانقدر: مدتی در روزه و به خصوص در این ماه مبارک اصرار کردم ولی متاسفانه جواب عکس گرفتم و به شدت از روزه و مستحبات زده شده ام با اینکه میل باطنی زیادی به روزه این سه ماه دارم ولی حس می کنم بدنم دیگر جوابگو نیست و به شدت در روزه تند خو و پرخاشگر می شوم و از کار های روزمره هم عقب می مانم چه رسد به مستحبات در اینگونه حالات چه راهنمایی برای بنده دارید؟ مدتی است تلاوت قرآن ندارم و هر چه تلاش می کنم تا مستمر شود باز هم وقفه می افتد و دلسرد می شوم و این در حالیست که تا چندی پیش چنان شوق تلاوت قرآن داشتم که اصلا نمی توانستم از قرآن جدا شوم و انگار قرآن مرا صدا می زد تا به سمتش بروم ولی حالا خیلی از این دوری خیلی ناراحتم، لطفا مرا راهنمایی کنید. اصلا نمی دانم چرا مرتبا این گونه حالات برایم پیش می آید و دوباره از بین می رود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا سر به‌ سرِ بدنتان می‌گذارید تا این روحِ بیچاره را به زحمت بیندازید؟!! مگر واجب است که این روزه‌های مستحب را رها نمی‌کنید؟ این‌همه کار مستحب دیگر هست که می‌توانید انجام دهید، حالا چسبیده‌اید فقط به روزه‌ی ماه رجب؟!!! که در جای خود و برای کسی که تحمل آن را دارد، بسیار ارزشمند است. موفق باشید

18343
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد چه خوب است تحلیلی درباره پیام رهبری درباره فوت مرحوم هاشمی (ره) بفرماید عده ای معتقدند پیام بسیار عمیق و زیرکانه بوده است و در عین تعریف و تمجید از زحمات مرحوم هاشمی (ره) مطالبی که بیشتر در قالب ذم شبیه به مدح است نیز آورده شده است براستی چه می شود که رهبری می فرماید دشمنان نتوانستند از محبت او به من کم کنند به طور طبیعی باید برعکس آورده شود. یا در شمردن زحمات ایشان از شکنجه های قبل از انقلاب از دوران جنگ از رئیس مجلس می گوید ولی یک مرتبه بدون ذکری از تاثیر گذارترین قسمت مسئولیتهای مرحوم هاشمی (ره) یعنی دوران ریاست جمهوری او سراغ مجمع تشخیص می رود اساسا آیادر پیام تسلیت سخن از محاسبه خدا گفتن مرسوم و معمول است؟ و چه می شود در پیام تسلیت آیت الله مهدوی کنی (ره) حضرت آقا طلب علو درجات می کنند ولی در پیام مرحوم هاشمی طلب عفو. و چرا رهبری در نماز آیت الله کنی سه بار عبارت اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا را می خواند ولی برای ایشان اصلا نمی خواند؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها که همه روشن است که قضیه از چه قرار است. معلوم است که برای آقای هاشمی طلب عفو می کنند ولی مگر می‌شود بگویند: «اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا»؟ آیا همین روش حضرت آقا نباید برای ما حجت باشد که در عین انتقادها، تنفرها در میان نیاید و از قبولِ یک جا و ردّ یک‌جا که روش عوام است، عبور کنیم؟! موفق باشید

17898

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: یکی از دوستان حقیر که طلبه می باشد گفت بزرگان می گویند وقتی می خواهید لباس عوض کنید جلوی یکدیگر این کار را نکنید و حیا را رعایت کنید. و این کار موجب سلب توفیقاتی می شود. در جایی هم خواندم اگر اشتباه نکنم پیامبر (ص) هنگام شنا داخل آب لباس را بیرون می آوردند. آیا این درست است و امروزه برای شنا چه باید کرد با این وضع موجود و این بحث رعایت حیا با شنا چگونه قابل جمع است؟ با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف اول درست است و معلوم نیست آن خبر در مورد پیامبر صحیح باشد. موفق باشید

17725
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: در جلسه ی تفسیر امشب حدیثی از امام حسین (ع) فرمودید که خداوند رحمت کند کسی را که در بحث با دیگران در حالی که حق با اوست برای پیشگیری از مراء از حق خود کوتاه آید حال من سوالم این است که آیا همواره باید چنین کرد؟ مثلا فرض کنید در جایی برای جلوگیری از تنبلی افراد و وادار نمودن آنها به کار خوب باید تندی کرد وگرنه کار شما را راه نمی اندازند؟ لطفا یک دستگاه اخلاقی کامل مانند آیه یا حدیث یا کتاب جامع و کم حجم معرفی کنید با استفاده ی از آن بتوان روابط اخلاقی و اجتماعی را مطابق با خواسته ی خدا و بر مدار حق تنظیم نمود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نامه‌ی امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» به امام حسن«علیه‌السلام» غوغا می‌کند و هیچ‌چیز کم ندارد. در همین رابطه تلاش شد دو جلد کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» در معرض دید علاقه‌مندان به این مباحث قرار داده شود. موفق باشید

17304
متن پرسش
سلام استاد: خیلی ببخشید که وقت شما را به خاطر سوالات بچگانه ام می گیرم آخه فقط میتونم مزاحم شما بشم! قبل از سوالم بگم که من یه دختر ۱۵_۱۶ ساله ام که قسمت هایی از کتاب های شما مثل جوان و انتخاب بزرگ و آشتی با خدا رو خوندم. استاد حدود یکی دو ماهی ست که من شدیدا به فیلم های عاشقانه کره ای علاقه پیدا کردم البته من از سه سال پیش با این فیلما آشنا بودم و علاقه مند هم بودم ولی به خاطر اهل بیت و از اینکه اونا تو رو می بینند خیییلی راحت گذاشتم شون کنار و علاوه بر این دوستام هم نهی می کردم و سلسله سخنرانی براشون می گذاشتم که وقت طلای خودتون رو پای این چیزای بیخودی از دست ندین! اما نمیدونم چه اتفاقی افتاده برام که با این که ده بار توبه با اشک و آه کردم ولی بازم میرم می‌بینم و لذت هم می برم نه از اون لذت های تحریک دار نه، فقط خیلی خوشم میاد. خب دلیل این علاقه چیه؟ آیا این نشون دهنده اینه که الان وقت ازدواج منه؟ با توجه به اینکه منی که از دیدن فیلمای صدا و سیمای خودمون به خاطر احترام به وقتم دوری می کردم الان ساعت ها می شینم تو اینترنت پای این فیلما و تا کلی وقت هم درموردشون فکر می کنم! اصلا بگین دیدن فیلم های عاشقانه (البته غیر مستهجن) ایرادی داره؟ 2. چیکار کنیم که نه تنها به خاطر مخالفت با نفس این فیلما رو نبینیم بلکه بهشون علاقه مند هم نباشم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دیدن این نوع فیلم‌ها گناه محسوب نشود، مسلّم لغو است و مؤمن از لغو اعراض و دوری می‌کند. حداقلِ ضرر آن‌ها آن است که قوه‌ی واهمه‌ی انسان را تقویت می‌کند و از رجوع به حقایق، باز می‌ماند. آن وقتی که نیاز به سیر به سوی حق داریم – چه در این دنیا و چه در آن دنیا - دست‌مان خالی خواهد بود. لذا وقتی متوجه‌ی این امر شدیم، وقتی قوه‌ی واهمه طلبِ چنین مطالبی را کرد، خود را به امور دیگر مشغول می‌کنیم تا قدرت قوه‌ی واهمه به مرور ضعیف شود و ما نیز از دست این امیال راحت گردیم. موفق باشید.

16692
متن پرسش
سلام و عصر بخیر، دو سوال مهم از خدمتان داشتم: به نظر حضرت استاد چرا انقلاب اسلامی نمی تواند مدرنیته را کنار بزند؟ و چرا شخصیت های علمی و سیاسی این توانایی را ندارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مدرنیته یک رخداد تاریخیِ چهارصدساله است که برای عبور از آن، فرآیندی صدساله نیاز است و بحمداللّه فرآیند عبور، با به میدان‌آمدن مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» به‌خوبی در حال وقوع است. موفق باشید

15912
متن پرسش
با سلامی دوباره خدمت استاد عزیز و گرانقدر: استاد در کتاب معاد بازگشت به جدی ترین زندگی فرمودید که کتاب بیان شده در قرآن و منظور از کتاب، عوالم وجود است، حال آیا می توان گفت که این عالم ماده هم کتاب خداست؟ و من در مورد کلمه ی «کتاب مبین» بیان شده در قرآن جدای از اینکه فرمودید یعنی کتابی که حقایق را آشکارا بیان می کند آیا می توانیم بگوییم که این صحنه ی عالم ماده با تمام زیبایی ها و حقایقش کتاب مبین است؟ و دوم اینکه استاد در مورد لوح محو و اثبات فرمودید که صحنه ی ظهور حقایق لوح محفوظ است که حقایق ظهور کرده و محو می شود و... در اینجا منظور شما را از محو شدن نفهمیدم؟ و اثبات در این لوح به چه معناست؟ در ذهن من اینگونه بود که در لوح محو و اثبات اگر بنده ای مسیر زندگی خود را اصلاح کند خداوند سرنوشت قبلی او را محو و سرنوشت جدیدی برای او می نویسد. آیا این چیز در ذهن ناقص بنده است غلط است؟ لطفا کمی توضیح بفرمایید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از این جهت حرف خوبی است. آری! عالم وجود در تمام مراتبش، کتاب خدا و به تعبیر علامه‌ی طباطبایی، کلام الهی است و محل ظهور زیبایی‌های عالم ملکوت است 2- از آن جهت که تجلیات، پی‌درپی می‌آیند و می‌روند، بحث «لوح محو و اثبات» در میان است. ولی «ثبات» مربوط به لوح محفوظ است که مقامِ حقایق می‌باشد 3- بحث «لوح محفوظ» و «لوح محو و اثبات» مربوط به جنبه‌ی تکوینی عالم است. شاید تطبیق آن نسبت به شخص انسان، به راحتی ممکن نباشد. موفق باشید

15809

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: من حدود 3 ماه است که با افکار حضرت عالی آشنا شده ام و این نعمت را جواب خواسته ام از امام حسین علیه السلام در اربعین گذشته می دانم. سوال بنده این است که امامی را در عبادات نصب العين خود قرار دهیم به چه معنا است؟ و در جای دیگر از صحبت های شما این حکم را در مورد حضرت امام (ره) و یا علامه طباطبایی داده شده است. مشخصا سوالم اینست به چه کیفیتی و چه روشی در عبادتمان به این سروران اقتدا کنیم؟ آیا منظور الگو قرار دادن سیره و روش سلوکی آنها است؟ با تشکر از استاد محترم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» را با شرح صوتی آن لازم است به عنوان مقدمه دنبال فرمایید. موفق باشید

15759
متن پرسش
به نام خدا خدمت استاد عزیز سلام: لطف بفرمایید این حدیث شریف را توضیح دهید اذا احب الله عبدا لم یضره ذنب (پیامبر اکرم ص)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خداوند بنده‌ای را به جهت نیّت‌های پاک و جهت‌گیری کلّی‌اش دوست داشت، حال اگر یک لغزش و گناهی از او سر بزند، آن گناه به او آن‌چنان ضرر نمی‌زند که از ادامه‌ی راه و رحمت الهی مأیوس شود. زیرا عموماً شیطان برای چنین انسان‌هایی از این نوع نقشه‌ها می‌کشد تا آن‌ها را مأیوس کند. روایت فوق شبیه همان روایتی است که رسول خدا (ص) مى‏ فرمايند: «حُبُ‏ عَلِيٍ‏ حَسَنَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُ عَلِيٍّ سَيِّئَةٌ لَا يَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة»[1] دوستى على حسنه‏ اى است كه با داشتن آن، سيئه زيانى نمى‏ رساند و دشمنى على سيئه‏ اى است كه با وجود آن، حسنه سودى ندارد. موفق باشید

 


[1] ( 2)- نهج الحق و كشف الصدق، ص 259. كنوز الحقائق، طبع بولاق مصر، ص 53، 57، 67، ينابيع المودة، ص 19.

15672
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: به نظر شما مانع ورود بهائیت به دانشگاه شدن نادیده گرفتن حقوق شهروندی آنها نيست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهائیت یک گروه جاسوس است که بر مبنای اساس‌نامه‌ی خود متعهد به آمریکا و اسرائیل‌اند. هیچ کشوری فرقه‌ای را که بر مبنای خیانت به کشور شکل گرفته است، از امکانات ملت برخوردار نمی‌کند تا با استفاده از آن امکانات، به خیانت خود عمق ببخشد. نباید از سوابق خیانت این فرقه در زمان طاغوت نیز غفلت کرد. موفق باشید

15238
متن پرسش
با سلام خدمت جناب استاد عزیزم: استاد عزیزم بنده از فرمایشات حضرتتان اینطور برداشتم بوده تا الان: حضرت حق در مقام ذات که با نام احدیت خونده میشه یک تجلی اسمائی میکنه که اسم جامع الله هست و این مقام رو واحدیت گفتن و اعیان ثابته به تبع اسماء موجود هستن به وجود علمی، تا اینجا تجلی درون صقعی هست. حالا در مقام ایجاد و ظهور خلق، هر کدام از اعیان ثابته بنا به طلب و اقتضائی که دارن به صحنه میان و در تمام این اعیان خارجه ی بوجود اومده اسم جامع الله به جامعیت در هر عینی تجلی کرده، در واقع مراتب مربوط به ظرفیت اعیان هست که هر کدام به قدر طلب و اقتضاء اول خودش به محدوده ای اسم جامع الله رو نمایش میده وگرنه در ظهور و وجود، فقط اسم الله در صحنه حاضره نه این که همه الله هستن بلکه اصلا جز الله در صحنه نیست چون ماهیات به معنای اعیان خارجه ای که ظهور اعیان ثابته خودشون هستن اصلا چیزی نیستن بلکه امکان هست و امکان که به ظهور و وجود بیاد در واقع دیگری هست که به صحنه اومده که همون اسم جامع الله هست. حالا وقتی میگیم اسم الله تجلی میکنه و خلائق به صحنه میان یعنی چی؟ در واقع چه نسبتی بین اسم الله و تجلی اون هست؟ من اینطور جواب میدم که هیچ فرقی نیست همون اسم الله به جامعیت هست که چون دارای وحدت سعی هست به صحنه اومده و نمایان شده. اصولا ظهور هر چیزی یعنی یک چیز از باطن به ظاهر بیاد، همون هست که به ظاهر اومده! حالا چرا ما مراتب می بینیم در کمالات و ظهورات؟ اولا چون ماهیات هر کدوم به قدر خودشون نمایش اسم الله هستن و دوما ما متفاوت می بینیم یعنی منشاء تفاوت حجاب های درونی ماست. مثال نور خورشید وقتی در آینه های متعدد بتابه هر کدام از آینه ها نور رو به قدر محدوده خود نمایش می دهند یعنی آینه ها صرف نمایش هستن صرفا نمایش دیگری هستن، حالا نور در همه جا همون نور هست اما مراتب بازگشت به مرائی داره در نمایاندن ها مراتب هست. نور به کمال شدت در همه تابیده ولی هر کدام از آینه ها به قدری نشونش میدن، اما باز مرائی هم یک حقیقت اند با ظرفیت های متفاوت، حالا ما اگه ازین سو نگاه کنیم میگیم اسم در مسمی فانی هست چون مرائی و محدوده نمایش رو می بینیم ولی اگه از آن سو نگاه کنیم یعنی از نور به مرائی سفر کنیم دیگر فقط خودشه حتی فنای اسم در مسمی هم مطرح نیست بلکه فقط نور موجود هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه بسیار خوبی به موضوع انداخته‌اید. به امید حضوری بیشتر بعد از حضوری که خداوند به جنابعالی مرحمت فرموده است. آری! معنی وحدت وجود، جز این نیست. موفق باشید

14659

مراکز فروشبازدید:

متن پرسش
سلام ببخشید می خواستم ببینم انتشارات لب المیزان تو قم شعبه داره یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:به قسمت مراکز فروش مراجعه فرمایید.

13947
متن پرسش
باسمه تعالی: به اطلاع کاربران محترم رسانده می‌شود که به مدت دو هفته به جهت زیارت کربلای معلّی امکان پاسخ‌گویی به سؤالات عزیزان فراهم نیست. إن‌شاءالله دعاگو خواهم بود. با آرزوی توفیق برای شما: طاهرزاده
متن پاسخ

باسمه تعالی: به اطلاع کاربران محترم رسانده می‌شود که به مدت دو هفته به جهت زیارت کربلای معلّی امکان پاسخ‌گویی به سؤالات عزیزان فراهم نیست. إن‌شاءالله دعاگو  خواهم بود. با آرزوی توفیق برای شما: طاهرزاده

12692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من فارغ التحصیل مهندسی مواد در مقطع کارشناسی هستم. تصمیم گرفتم وارد حوزه شوم اما مادرم و خانواده ام خیلی اصرار دارند که من ارشد مهندسی را ادامه دهم البته با اصرار زیاد من زبانی گفتند که هر طور خودت مایل هستی ولی می دونم قلبا راضی نیستند و ترجیح می دهند که من ارشد بخونم. حالا من می ترسم با وارد شدن به حوزه بدون رضایت آنها مرتکب گناه بشم. این که پدر و مادرم زبانا اجازه دادند که به حوزه برم کافیه یا حتما باید قلبا راضی باشند؟ با تشکر خدا قوت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که زباناً آن‌ها راضی شده‌اند که جنابعالی وارد حوزه شوید، غنیمت است زیرا در این موارد مخالفت صریح با والدین نداشتن کافی است، چون عقلاً و شرعاً حوزه‌ها نیاز به طلبه‌ی فعّال دارد. موفق باشید

12338

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام و عرض ادب: بنده سوال کننده 12330 می باشم. می خواستم بدانم توسل به اسم غفاریت حضرت حق چگونه است؟ با تزکیه ؟ عبادت؟ تفکر؟ قلب؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل همه‌ی مؤمنین به امید غفاریت حضرت حق به حق رجوع می‌کنید و «یا غفّار» می‌گویید و امیدوار لطف او خواهید بود. موفق باشید

12212
متن پرسش
سلام: از یکی از شاگردان علامه حسن‌زاده شنیدم که جناب علامه فرموده بودند: گناه نکنید که خدا گناه را نمی‌بخشد. آیا این مطلب صحت داره؟ اگر بله منظور علامه چی بوده؟ سوال دیگه هم این‌که خدا گناهان را به صورت کن فیکون برای انسانی که توبه کرده از بین می‌بره؟ یا آثارش می‌مونه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- گناه، انسان را در مسیر سلوک عقب می‌اندازد، ولی هر گناهی با توبه بخشیده می‌شود زیرا خداوند توّاب است 2- توبه به طور کلّی اثر گناه را از شخصیت انسان می‌زداید. موفق باشید

11988
متن پرسش
سلام استاد: شما در سوال 11965 فرمودید که: در هر صورت تا در مرحله‌ی علمی و مفهومی هستیم هنوز ارتباط واقعی یعنی ارتباط وجودی پیدا نکرده‌ایم. ارتباط علمی به عنوان مقدمه خوب است ولی معرفت نفس یعنی ارتباط وجودی. گفت: «دردی که به افسانه شنیدم همه از خلق / از علم به عین آمد و از گوش به آغوش» اما جواب سوال بنده را ندادید که: 1. چگونه و به چه روشی از ارتباط علمی به ارتباط وجودی برسیم؟ 2. ملاک تشخیص اینکه از ارتباط علمی به ارتباط وجودی رسیده ایم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» همراه با شرح آن، إن‌شاءاللّه کارساز است. موفق باشید

9491
متن پرسش
با سلام: من هر گاه در امری از خداوند میخواهم که هر چه برایم صلاح است در مسیرم قرار دهد، اگر در آن راه شکست بخورم و یا امکانات لازم فراهم نباشد خیلی سریع ناامید میشوم و دیگر آن راه را ادامه نمیدهم و یا انگیزه ام بسیار کم میشود و دلسرد میشوم و دیگر تلاش نمیکنم و با خود میگویم شاید صلاح نیست، این موضوع باعث شده که حتی دیگر انگیزه ی دعا کردن را هم نداشته باشم چون دائم فکر میکنم که شاید صلاح نباشد و یا از ته قلبم دعا نمیکنم و فقط درخواستم را به خدا میگویم ولی امیدی به اجابتش ندارم. این موضوع بسیاری از فعالیتهای مرا مختل کرده است. حتما شنیده اید که گفته میشود ادیسون هزار بار آزمایش هایش را انجام داد تا توانست برق را اختراع کند، اگر من ادیسون بودم و در همان ابتدای کار به خدا توکل میکردم و صلاح و مصلحتم را از خدا میخواستم با یکی دو بار آزمایش وقتی به شکست میرسیدم دیگر آزمایش را ادامه نمیدادم چون فکر میکردم که لابد صلاح نیست در نتیجه برق اختراع نمیشد. حال سوالی که دارم اینست که چگونه بر خدا توکل کنیم و یا بهتر بگویم چگونه صلاح و مصلحت خود را از خدا بخواهیم و در عین حال با تلاش و پشتکار امورمان را انجام داده و پیگیری کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید مکتب اسلام مکتب عقلانیت و معنویت است و لذا ما بر اساس عقل خود برنامه‌ریزی می‌کنیم و تا زمانی که عقل ما آن کار را تصدیق می‌کند نباید به عقل خود که حجت خدا در نزد ما است پشت کنیم. آری در دل کاری که داریم جلو می‌بریم از خدا میخواهیم عقل ما را منوّر گرداند تا به زیباترین شکل و عقلانی‌ترین نوع کار را ادامه دهیم. موفق باشید
9385

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در شرح کتاب «شرح حدیث عقل و جهل» گفتید که کسی بد نیست بلکه کار او هست که بد است و باید با رافت برخورد کرد. آیا در بحث برائت، ما با عمل آن ها دشمنی می کنیم اگر با خود او دشمنی می کنیم پس چگونه است؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وقتی از فکر و فرهنگی برائت می‌جوئیم اگر بعضی‌ها مثل ابولهب، عین آن فکر و فرهنگ بودند، مشکل خودشان است. موفق باشید
9134
متن پرسش
شما در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» برای آن که جا بیندازید که غایت مفقود محال است و حتماً باید غایتی وجود داشته باشد، این مثال را میزنید که: «قبل از این که به خانه برسیم، خانه‌ای هست تا ما به آن برسیم.». ولی این مثال شما تمام نیست؛ چرا که در این مثال، غایت خارجی، «در خانه بودن» است، نه خود خانه. و «در خانه بودن» هم موجود نیست مگر در ذهن. لذا بهتر است به جای این که غایت را «خانه» معرفی کنید و بگویید قبل از رسیدن به آن، موجود است، «در خانه بودن» معرفی کنید و بگویید: در ذهن فاعل موجود است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت اگر هم در خانه‌بودن مدّ نظر باشد، با نظر به امکان وجود خارجی‌ این فعل، ما به سوی خانه حرکت می‌کنیم که با حضور ما در آن خانه معلوم می‌شود، این امکان به صورتی بالفعل در خارج بود هرچند نسبت به ما هنوز بالقوه است. موفق باشید
7167
متن پرسش
با سلام استادمان میگفتند پاسخ به سوالات شب اول قبر بستگی دارد به اینکه چقدر در دنیا در مشکلات زندگی یاد خدا بوده ایم،اگر چنین است شخصی که همیشه در مشکلات استرس پیدا میکند در واقع به همان میزان استرسش خدا را فراموش کرده،پس چطور جواب سولات شب اول قبر را بدهد؟اگر چنین است انسانی مثل من که زندگی پرتنش و پرمشکلی داشته و همیشه وقت مشکلات نمیتواند به خدا توکل کند و آرامشش را حفظ کند و حتا گاهی از فشار ناراحتیها مرتکب گناهانی میشود چه کار باید بکند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: استادتان حرف بسیار درستی فرموده‌اند. اگر انسان به مرور در طول زندگی یاد خدا را ملکه‌ی جان خود نکرد در ابتدای برزخ بسیار مضطرب می‌شود و در جواب ملکین به زحمت می‌افتد تا آن‌که به‌خود آید. موفق باشید
4296
متن پرسش
سلام خدمت استاد سلام عرض میکنم می خواستم بدانم نظر شما نسبت به نظریه نسبیت چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر منظورتان نظریه‌ی نسبیت انیشتین است که یک حرف علمی است و در جای خود درست است و هیچ تضادی با مبانی فلسفی ما ندارد که مرحوم «حسنعلی راشد» نظریه‌ی حرکت جوهری ملاصدرا و نظریه‌ی نسبیت را در کتاب «دو فیلسوف شرق و غرب» مقایسه کرده‌اند. موفق باشید
2735

عبور از غضببازدید:

متن پرسش
سلام من و همسرم عاشق هم هستیم و زندگی خوبی داریم من یه مشکل اساسی دارم و هر موقع از دست شوهرم ناراحت میشم نمیتونم خودم و کنترل کنم و فقط همون تاریکی پیش اومده را میبینم و هرچی خوبی و عشق بینمون بوده را فراموش میکنم و مثل غریبه ها باهاشون رفتار میکنم و حاضر نیستم باشون حرف بزنم باید یک روز بگذره تا به حالت عادی برگردم و آخر سر هم کلی ازشون عذرخواهی میکنم با اینکه علت شروع ناراحتی از طرف ایشون بوده ولی با رفتار من، آخر سر من باید معذرت بخوام بعدشم کلی عذاب وجدان دارم که چرا یک روز از زندگیمونو خراب کردم ولی باز هر سری تکرار میکنم لطفا مرا راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از کتاب «معراج‌السعاده» باب «غضب» را مطالعه کنید و اگر آمادگی دارید سی‌دی‌های «یابن الجندب» را از اول تا آخر کار کنید تا انشاء الله اصلاحات لازم در نفس شما ایجاد شود. موفق باشید
نمایش چاپی