بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده در مورد نیّت دچار مشکلی شدم‌. مثلا قبلا که می خواستم کتاب ده نکته را بخوانم به طور مثال. نیت می کردم که بخوانم که بتوانم خود را اصلاح کنم و خود را به او نزدیک کنم. بعد می خواندم و نتیجه هم می گرفتم (دو، سه سال پیش). الان با توجه به وظیفه سنگین طلبگی که وارد تبلیغ هم شدیم و یواش یواش پا به عرصع تبلیغ گذاشتیم. الان کمی فرق کرده نیتم. و همین باعث شده اعصابم بهم بریزد و ناراحت بشوم. الان اینگونه شده که وقتی مثلا ده نکته را می خواهم بخوانم می گویم: بخوانم ان شاءالله جوری هم بخوانم که بتوانم تبیین کنم برای مردم... بعضا این نیت را اختیارا نمی کنم ولی وسط کارم دوباره به ذهنم می آید و اذیتم می کند. و این قضیه باعث شده وسواس پیدا کنم در این مورد. کمی کمک کنید. «استاد خیلی سخت است که هم مبلغ باشی و هم خودت را از گناه و رذیله نگه داری و هم نیتت را در همه موارد رو به سوی او نگاه داری» التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این خیلی خوب است که بخواهید مردم را به وظایف دینی‌شان آگاه کنید و دین حضرت محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را به گوش آن‌ها برسانید و از این طریق خود را به محمد و آل محمد«صلوات‌اللّه‌علیهم» بدون هیچ دغدغه‌ای نزدیک فرمایید. موفق باشید

14656
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام خدمت استاد دوباره مزاحم شدم. می بخشید استاد مردم (آنهایی که زمان شاه ملعون را درک کرده اند می پرسند با آمدن انقلاب اسلامی اتفاق جدیدی رخ نداد آنها که مسلمان بودند مسلمانند و آنها که نبودند نیستند. چرا اینقدر سنگ انقلاب را به سینه می زنید. ما هیچ جوابی نداریم که بدهیم چون نمی دانیم زمان شاه چه گذشته که الآن برای آنها مقایسه کنیم ما فقط این را می دانیم که حکومت باید به دست ولی فقیه باشد و به خاطر همین هم از انقلاب و امام خامنه ای دفاع می کنیم اگر می شود ما را روشن کنید چون اینگونه سؤالات ذهن ما را هم مشغول می کند. یکبار دیگر هم به محضرتان رساندم که کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت» به عهد قذسی را هم خوانده ام. سوال دیگر استاد شما در ابتدای این کتاب علت اینکه کسی نظریه ولایت فقیه را و حاکمیت ایشان را نداده و دنبال نکرده وضعیت اجتماعی می دانید که آن زمان ها به علت حاکمیت محدود پادشاهان نیازی به حاکمیت ولی فقیه نبوده اما در سایت امام خامنه ای (حفظه الله) خواندم که مردم زمینه پذیرش این مسأله را نداشته اند لذا امام خمینی (ره) ابتدا خیلی مجمل در این باره بحث می کردند. بعدها که این روحیه پذیرش را پیدا کردند به طور مفصل این را شرح دادند. این دو با هم متناقض است؟ راستش را بخواهید آن توضیح شما را نتوانستم درک کتم که فرق مثلا زمان شاه عباس که نیازی به حاکمیت ولی فقیه نبوده با زمان شاه ملعون که این نیاز بوده را درک کنم؟ و اگر اینطور است که در سایت حضرت آقا آمده چه اتفاقی افتاده که مردم این را فهمیدند و این زمینه در آنها دیده شد. باز هم ببخشید که وقت شریفتون گرفته شد. امیدوارم این سوالات مصداق آن سوالی که از حضرت علی (علیه السلام) شد که موهای سر من چنتاست نباشه و مایه مزاحمت برای شما. التماس دعا خیلی زیاد. اگه لایق میدونید ما کار برای سایتتون رو تو قنوت نمازشبتون یاد کنید. اگر توقع زیادی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید که انقلاب اسلامی بستری را فراهم می‌کند تا زمینه‌ی انتخاب متعالی مردم با حاکمیت طاغوتیان فاسدی مثل شاه و خواهر بسیار منحرفش از بین نرود. از طرفی واقعاً این اندازه فقر که امروز در جامعه‌ی ما متأسفانه به چشم می‌خورد با آن فقر بسیار وحشتناکی که خان‌های رژیم شاه بر مردم روستاها تحمیل کرده بودند؛ قابل مقایسه است؟! آیا همین یارانه برای آن‌چنان مردمی راه امیدی برای ادامه‌ی گرسنه‌نماندن نیست؟ 2- این دو موضوع هر دو قابل جمع است. آری! نظریه‌ی ولایت فقیه به عنوان ورود در حاکمیت، یک موضوع است ولی روحیه‌ی مردم که عموماً امور خود را با روحانیت به همان معنای پذیرفتنِ حکم خدا در زندگی حل می‌کردند، موضوع دیگری است. موفق باشید

14366
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: با دوستان در مسجد جلسات کتاب خوانی «کربلا مبارزه با پوچی ها» را شروع کرده ایم. در مطالعه جلسه سوم کتاب با مبحث ترس از مرگ، سوالی در جلسه از سوی دوستان مطرح شد که جواب خوبی نتوانستیم به آن پیدا کنیم. سوال این بود که اگر فرهنگ حسین علیه السلام فرهنگ نترسیدن از مرگ است. این نترسیدن از مرگ با نترسیدن از مرگ که بیان می شود در گروه های تروریستی مانند داعش هم مشاهده می شود چه تفاوتی دارد؟ و آیا در حقیقت آنها هم از مرگ نمی ترسند؟ خواهشمندیم با بیان خود پاسخ دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک‌وقت انسانی مثل حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» در مقابل دشمن مشخصی مثل یزید و عبیداللّه که می‌خواهند او را مجبور به تسلیم کنند؛ تا پای جان می‌ایستد و از مرگ نمی‌هراسد. و یک‌وقت افراد انتحاریِ تکفیری به جهت توهّماتی که از طرف مقابل دارد و به بهشتی خیالی دلگرم است، مقابله با دشمنِ خیالی خود می‌کند. این دومی گرفتار خیالات و وَهم است و از این جهت، این نترسیدن با آن نترسیدنِ حکیمانه تفاوت دارد. موفق باشید

13867

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد من مدتی به کتاب «آنگاه که فعالیت های فرهنگی ‍‍پوچ می شود» شما علاقمند شدم و مقداری از آن را مطالعه کردم و به جایی رسیدم که دیگر برایم نامفهوم بود و وقتی از شاگردانتان علت را پرسیدم گفتند ابتدا باید «معرفت النفس» و «برهان صدیقین» را کار می کردی و بعد سراغ این کتاب می رفتی. اما بنده اکنون در شرایط خاصی هستم که نمی توانم روی کتب شما وقت بگذارم و از طرفی نگران عمر و جوانی خودم هستم که نکنه به پوچی بگذره هر صبح که از خواب پا میشم و در هر لحظه از خودم می پرسم آیا من در مسیری که معبود می خواد هستم یا «یعلمون ظاهره من حیات الدنیا و هم عن الاخرتهم غافلون» هستم من این چند سال اخیر تو بحران هویت اسلامی ایرانی بودم و به لطف خدا از این مرحله عبور کردم و می خوهام سیر الی الله رو به عنایت خود تبارک و تعالی شروع کنم اما همیشه نگران هستم که آیا اعمالم درسته و آیا دارم به وظایفم خوب عمل می کنم یا نه؟ سوالم از محضر شریف اینه که اگه من بخوام از همین امروز کاری کنم که آخر عمر مانند خیلی از پیران جامعه سرخورده و نادم نباشم چه باید بکنم و چه رویکردی باید داشته باشم؟ صبحم رو چگونه و با چه رویکردی آغاز و اون رو ادامه بدم که شرمنده جوانیم نشم و چه کنم مکر لیل و نهار به رویکرد متعالیم ضربه نزنه. استدعا دارم منو به کتاب و جزوه و صوت رجوع ندید چون باور کنید شرایط زندگی به نحویه که اصلا نمیتونم رو مطالعه تحقیقی دینی وقت بگذارم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال با رجوع به معارف معرفت النفسی راهی به سوی حق برای شما گشوده می‌شود. فایل صوتی «ده نکته از معرفت نفس» که بر روی سایت هست، کارساز است. موفق باشید

13746
متن پرسش
سلام خدمت استادگرامی: من تازه وارد این مسیر شدم، خیلی عالیه، ولی مدام دلسرد می شوم، مثل این میمونه که شیطان سنگ میندازه، با۴ نفر از دوستان خویشتن پنهان رو مباحثه می کنیم، استاد نداریم و واقعا سخته. دوستان هم مثل من سرد و گرم میشن، لطفا کمک کنید که انگیزه و ارادمون بیشتر بشه. اجرتون با صاحب الزمان. یکی از دوستان در جلسات حضوری شما بودن و خیلی کمک میکنن. سپاس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید بعد از شرح صوتی «ده نکته» و «برهان صدیقین» کتاب «معاد» را  با شرح صوتی آن دنبال فرمایید و بعد به کتاب «خویشتن پنهان» بپردازید و درکتاب «خویشتن پنهان» صفحات 41 تا 59  را پس از مطالعه‌ی کامل کتاب مطالعه فرمایید زیرا بنا بود نظر علامه طباطبایی در پاورقی بیاید که اشتباهاً در متن آمده. موفق باشید

13340
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز بنده سوال ندارم که نیاز به پاسخ داشته باشم بلکه مرضی عجیب در وجودم هست که نیاز دارم شما آن را معالجه کنید و در واقع طبیب جان من باشید چرا که از این سوال و جواب های حصولی مرا هیچ چیز عاید نشد. استاد عزیز اگر می بینید که جوانان امروز دچار اکنون زدگی هستند و عمرشان را با لهو لعب و گناه سر می کنند یکی از علل آن این است که هویت اسلامی ایرانی خود را درک نکرده اند و نمی دانند برای چه متولد شده اند. اما برای بنده مشکل اساسی این است که روی این مسئله که از کجا آمده ام آمدنم بحر چه بود خیلی تفکر و تحقیق کرده ام و می دانم که آمده ام تا بندگی حق را بکنم. می دانم آمده ام تا با این زندگی محدود دنیایی زندگی به وسعت ابدیت خود را بسازم. می دانم باید خود را در ذیل نور امامان معصوم قرار دهم و انقلاب اسلامی بهترین شرایط را برای ظهور جلوه های وجودی انسان فراهم می کند. خلاصه عرض کنم من جایگاه خود را در این دنیا خوب درک کرده ام و هویت اصیل اسلامی ایرانی خود را شناخته ام اما نمی دانم چرا نمی توانم بر این اساس یک حیات طیبه برای خود شکل دهم. آنقدر اوضاعم خراب است که نماز صبح هایم را هم به زور می خوانم و خیلی اوقات قضا می شود با اینکه می دانم به عنوان جوان مسلمان شیعه باید با قرآن و سیره اهل بیت (ع) مانوس باشم و حتی کتاب های خوبی هم برای آن تهیه کرده ام اما نمی دانم چرا آن شور و شوق و حال برای مطالعه در من وجود ندارد. چه کنم استاد؟ به نظر شما این مشکل از کجا آب می خورد که با آن که من جایگاه خود را به خوبی درک کرده ام اما آن همت و اراده و شور و شوق برای انس با طریق حق در من وجود ندارد و عمرم با روزمرگی ها در حال سپری شدن است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره از مکر لیلُ و نهار غافل نباشید از آن جهت که فضا را طوری شکل می‌دهند که انسان نمی‌تواند مافی‌ضمیر خود را در بستر زندگی پیاده کند. راه‌کار، مقاومت و صبر است یعنی «آن‌قدر ای دل که توانی بکوش». و پایداری بر عزمی که دارید به خودی خود به مرور موانع عملی کار را رفع می‌کند. موفق باشید

12692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من فارغ التحصیل مهندسی مواد در مقطع کارشناسی هستم. تصمیم گرفتم وارد حوزه شوم اما مادرم و خانواده ام خیلی اصرار دارند که من ارشد مهندسی را ادامه دهم البته با اصرار زیاد من زبانی گفتند که هر طور خودت مایل هستی ولی می دونم قلبا راضی نیستند و ترجیح می دهند که من ارشد بخونم. حالا من می ترسم با وارد شدن به حوزه بدون رضایت آنها مرتکب گناه بشم. این که پدر و مادرم زبانا اجازه دادند که به حوزه برم کافیه یا حتما باید قلبا راضی باشند؟ با تشکر خدا قوت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که زباناً آن‌ها راضی شده‌اند که جنابعالی وارد حوزه شوید، غنیمت است زیرا در این موارد مخالفت صریح با والدین نداشتن کافی است، چون عقلاً و شرعاً حوزه‌ها نیاز به طلبه‌ی فعّال دارد. موفق باشید

11231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده طلبه ای هستم که مدتی است ملبس به لباس روحانیت شدم اما واقعا برام سنگینه و فکر می کنم شاید زود اقدام به این کار کردم، حالا در دو راهی بسیار حیران کننده ادامه پوشیدن و در آوردن ماندم. لطفا راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر از جهت علمی با رجوع به متون فقهی توان جواب‌گویی مسائل را دارید، ادامه دهید و چنین مواردی را با رفقایی که موضوع را می‌شناسند و با روحیه‌ی شما نیز آشنا هستند، در میان بگذارید. موفق باشید
9134
متن پرسش
شما در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» برای آن که جا بیندازید که غایت مفقود محال است و حتماً باید غایتی وجود داشته باشد، این مثال را میزنید که: «قبل از این که به خانه برسیم، خانه‌ای هست تا ما به آن برسیم.». ولی این مثال شما تمام نیست؛ چرا که در این مثال، غایت خارجی، «در خانه بودن» است، نه خود خانه. و «در خانه بودن» هم موجود نیست مگر در ذهن. لذا بهتر است به جای این که غایت را «خانه» معرفی کنید و بگویید قبل از رسیدن به آن، موجود است، «در خانه بودن» معرفی کنید و بگویید: در ذهن فاعل موجود است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت اگر هم در خانه‌بودن مدّ نظر باشد، با نظر به امکان وجود خارجی‌ این فعل، ما به سوی خانه حرکت می‌کنیم که با حضور ما در آن خانه معلوم می‌شود، این امکان به صورتی بالفعل در خارج بود هرچند نسبت به ما هنوز بالقوه است. موفق باشید
8216
متن پرسش
استاد عزیزتر از جانم سلام، باز ممنون میشم با کلام و جوابهای هدایتگرتون ما را در سوال های ذیل راهنمایی بفرمایید: 1-استاد آیا لذت بردن ازخوردن یک غذا ( از چایی و نان تازه گرفته تا چلوکباب)، برای کسی که تازه وارد تهذیب نفس شده، یک مانع است و با سلوک الی الله مخالفت دارد؟ 2-استاد می گویند چای هم میخوری برای خدا بخوراین موضوع برای بنده گیج کننده هستش. بنده وقتی یک شیرینی خوشمزه را می خورم ، می خورم که از خوردن آن لذت می برم حالا اگه موقع خوردن بگم خدایا اینو به خاطر تو می خورم تا قوت بگیرم و بهتر تو را عبادت کنم درعمل دارم دروغ می گویم، آیا این عدم اخلاص/شرک نیست؟ لطفا نگرش درست را بفرمایید. 3- آیا این مراحل تهذیب نفس در طول یکدیگر هستند یا در عرض، یعنی مثلا فردی که هنوز در مرحله پرهیز از محرمات و انجام واجبات هستش و نتونسته فلان گناه را ترک کند و فلان واجبش را انجام بده ،جلوگیری از برخی از تمایلات مباح مانند نخوردن چیزهایی که دوست داریم تاثیر مثبت و سرعت بخشی در تهذیب نفس داره؟ 4- درپایان توصیه تان برای جبران مافات گذشته برای کسانی که دیر آمدند، اما آمده اند چیست؟ از صحبتهای شما برداشتم این است که روی تهذیب پیش از چهل سالگی تاکید می کنید و این موضوع باعث غصه بنده شده است که در سن 38 سالگی پا در عرصه تهذیب نفس گذاشته ام و فرصتهای زیادی را از دست داده ام. ارادتمند
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- خداوند به طور طبیعی لذت‌بردن از غذاها را در ما می‌گذارد عمده آن است که محور کار ما لذت‌بردن صرف نباشد تا از تهذیبی که باید با کنترل میل‌ها نصیب خود کنیم، باز بمانیم 2- بگو خدایا چون اجازه‌ داده‌ای من این شیرینی را بخورم می‌خورم و اگر خوردن آن مباح نبود و حرام بود حتماً نمی‌خوردم و لذا در زیر سایه‌ی رحمت الهی شیرینی را خورده‌اید 3- حتماً تأثیر مثبت دارد و کنترل نفس در امور مباح نوری می‌شود جهت دوری از سایر محرمات 4- بحمداللّه قبل از 40 سالگی به داد خودتان رسیده‌اید از طریق معرفت نفس و دل‌بستگی به انقلاب اسلامی و حضرت امام و قرارگرفتن در زیر سایه‌ی ولایت امری حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» کارتان رو به راه می‌شود. موفق باشید
7067
متن پرسش
به نام خدا باسلام خدمت استاد گرامی شما درجواب سوال7036قسمت سوم،فرموده اید:"وجود علمی هرچیزی راکه جزءعلم خداست"راباعین ثابته شیئ یکی ندانسته اید درصورتی که درپاسخ به سوالات قبلی در مورد عین ثابته فرموده بودید ،اینطوربرداشت میشد که همان وجودعلمی اشیاء است که در علم خداست.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عین ثابته ی هر مخلوقی قبل از خلقت در علم حضرت حق است ولی امکان هر مخلوقی از خودش است، بدین لحاظ از یک طرف خداوند است که او را وجود می دهد و خلق می کند و از طرف دیگر آن مخلوق است که نحوه ی خلقت خود را تعیین کرده است و خداوند بر اساس امکان ذاتی آن شیئ، آن شیئ را خلق می کند و این دو وجه در عین ثابته ی هر مخلوقی باید از همدیگر جدا شود. موفق
5256

سوره انعامبازدید:

متن پرسش
سلام هنوز سوره انعام فیلتره . لطفا رسیدگی کنند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلا نیز خدمت کاربر گرامی عرض کردیم که فایلهای این سوره روی سایت است ودانلود جلسات آن مشکلی ندارد.لطفا سیستم خود را بررسی کنید.
3684

رمال‌هابازدید:

متن پرسش
به عرض سلام برادرم از همسرشان جداشدندبه خاطراینکه ایشان سروکارشان وبهتر بگویم فکر و ذهشان ارتباط با رمالهابود حال با گذشت 3سال بازهم شاهد کار ناشایست ایشان هستیم زندگیمان طی این چند سال فوق العاده دگرگون شده ایا صرف اینکه سحر وجادو اثر نمی کند مگر به اذن خدا میتوانیم فقط به خدا توکل کنیم یااینکه وظیفه ای دیگر داریم؟ طی این چند سال من خاستگارهای زیادی داشتم همه در همان مرحل اولیه به هم میخورد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره تنها راه همان توکل به خدا است زیرا کَیْد شیطان که رمال‌ها به آن‌ها متوسل می‌شوند ضعیف است و نتیجه نمی‌دهد. موفق باشید
1217

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد مدتی است دچار وسواس فکری رو اعتقاداتم هستم هر کاری میکنم نمی تونم یه ایمانی درست پیدا کنم اصلا نمی تونم درست فکر کنم مثلا هر کاری می کنم نمی تونم از خودم بیام بیرون همش تو خودم هستم تا میگم خدا تو ذهنم تصورش میکنم سر نماز همش تو خودوهستم دیگه دارم دیونه میشم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده در این موارد چیزی نمی‌دانم، اگر سؤالاتتان عقیدتی باشد شاید بتوانم جواب دهم. موفق باشید
999

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم وقت بخیر چه تضمینی هست که عقل ما به واقع برسد؟اگر ما قطع هم داشته باشیم که اجتماع نقیضین محال است،میگوییم این خداوند متعال است که دستگاه ادراکی ما را اینگونه خلق کرده است،یعنی ممکن است در عالم دیگری یا با دستگاه ادراکی دیگری محال نباشد،یعنی ما به واقع نمیرسیم بلکه به انچه خداوند متعال میخواهد میرسیم،وهیچ بعدی هم ندارد که خالق ما دستگاه ادراکی ما را مصیب الی الواقع قرار نداده باشد،مهم این است که عقل ما را به سمت خواست حضرت حق ببرد،(لطفا منبع هم معرفی کنید) باتشکر فراوان موفق باشید
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی دکارت در رابطه با چنین شکی می‌گوید: باید بدانیم خدای مهربان نمی‌خواهد ما را فریب دهد و دستگاه ادراکی ما را طوری خلق کرده باشد که ما فکر کنیم علمِ به واقعیت داریم ولی آنچه فکر می‌کنیم واقعیت دارد، واقعیت نداشته باشد. به کتاب «تاریخ فلسفه‌ی غرب» از کاپلستون قسمت دکارت، رجوع فرمایید. موفق باشید
21478
متن پرسش
به نام خدا استاد عزیز سلام علیکم: با توجه به پاسخی که به سوال ۲۱۴۵۱ فرمودید و اینکه انسان ها در اصل خلقت و مرتبه وجودی یکسان هستند. پس خلقت ائمه معصومین (ع) و انبیا (حضرت مسیح (ع) و ... ) که از بدو تولد (و حتی قبل آن) به گونه ای دیگر می باشند و نیز ولدالزنا که داریم حتی بهشتشان از دیگران جداست (بر فرض بهشتی بودن) و نیز انسانهای دیوانه، چگونه توجیه می شود. درست است که پیامبر (ص) بشری مثل ماست ولی آیا مرتبه وجودی او هم با ما یکی است؟ مگر غیر این است که ما هر قدر هم پاک و پاکیزه باشیم به پیامبر (ص) نخواهیم توانست رسید. (البته از ما هم این را نخواسته اند) عقل ناقص بنده این را از این موضوع برداشت می کند که هر موجودی باید به کمال مرتبه وجودی خودش برسد تا موجود کامل (انسان کامل) شود و ۹ هیچ گاه به ۱۰ و ۱۰ هیچ گاه به ۱۰۰۰ نخواهد رسید و.... [یوم الله ۲۲ بهمن را نیز تبریک عرض می کنم]
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که انسان‌ها از نظر فطرت یکسان‌اند و همچنان که عرض شد آیه‌ی 30 سوره‌ی روم می‌فرماید: «لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ» یعنی از نظر فطری، تفاوتی بین انسان‌ها نیست. آیه‌ی مذکور چنین است: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» می‌ماند که هرکس باید نسبت خود را با اختیار خود با فطرت الهیه‌ی خود روشن کند. و البته این غیر از مقامِ خاص انبیاء و اولیاء معصوم است که در جهت هدایت مردم به آنان موهباتِ خاص شده است. موفق باشید

20580
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر شریف استاد سلام علیکم: (استدعا دارم این سوال را با دقت بیشتری مطالعه بفرمایید) خداوند متعال 1400 سال پیش ارسال وحی برای بشریت را متوقف کرد. در کتب درسی به ما گفتند علت این امر به بلوغ فکری رسیدن بشریت بوده است، ولی چند سال پیش بود که رهبر انقلاب در روز عید مبعث صحبت از جاهلیت مدرن به میان آوردند. حال سوالم این است که همان طور که برای مقابله با جاهلیت قدیم نیاز به حضور نبوت بود، آیا برای مقابله با جاهلیت مدرن نیاز به نبوت نیست؟ چرا باید ارسال وحی به بشر متوقف شود در حالی که در صدها سال اخیر این همه چالش عجیب برای بشریت شکل گرفته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل جاهلیت مدرن، نداشتن معارف وَحیانی نیست، مشکل، غفلت از آن معارف است و غفلت از اخلاقی است مبتنی بر آن معارف باید باشد و به همین جهت دست ما برای عبور از این جاهلیت خالی نیست تا منتظر وحی الهی باشیم. موفق باشید

18371

آقای هاشمیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با تشکر از روشنگری های حضرتعالی. راجع به پاسخ به سوال 18360 و اینکه فرمودید: «در مورد آقای هاشمی بیشتر بر آن قسمت تأکید شود که ایشان مقابله‌ی مستقیم با رهبری نکرد. با این‌که به قول رهبری خنّاس‌هایی بودند که در این امر تلاش می‌کردند.» همه می دانیم که آقای هاشمی فرصت این کار را پیدا نکرد، نه اینکه نمی خواست. ایشون اگر می توانست در تقابل با رهبری نتیجه ای بگیرد خوب حتما این کار را می کرد، و تلاش ایشان در فتنه 88 بیشتر از هر مقطع دیگری از تاریخ انقلاب این مطلب را آشکار ساخت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خارج از تعارف، حقیقتاً این‌طور نبود. خود آقای هاشمی از جاهایی دیگر خودش حاضر نبود جلو بیاید. درست است که در آن‌جایی که نباید سکوت می‌کرد، سکوت کرد؛ ولی به فتنه دامن نزد. روی این سخن مقام معظم رهبری که فرمودند خنّاس‌ها تلاش کردند آقای هاشمی را در مقابل نظام قرار دهند؛ فکر کنید. آقای هاشمی ابداً قبول نداشت فرزندش مهدی مجرم است و باید به زندان رود و دیدید که در هنگام خداحافظی مهدی چه گفت؟! با این‌همه تسلیم نظام شد. موفق باشید

18100
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد گرامی: اثبات وحدانیت خداوند از طریق برهان نظم چگونه ممکن است؟ به فرض این شبهه: نظم حاکم بر جهان ثابت می‌کند حتماً دارای ناظم و آفریننده هست اما لزوماً این آفریدگار یکی نیست ممکن است چند خدا باشند که هماهنگ با هم و با مشاوره‌ی هم این جهان را خلق کرده باشند و دلیلی ندارد چند خدایی را باعث افتراق و بی‌نظمی بدانیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برهان نظم به گفته‌ی شهید مطهری بیشتر یک تذکر روحانی است تا اثبات وجود خدا و یا یگانگی او. با این‌همه نظم هماهنگ عالم و اندام‌وارِ او حکایت از حضور یک اراده‌ی مطلق می‌کند. موفق باشید

17304
متن پرسش
سلام استاد: خیلی ببخشید که وقت شما را به خاطر سوالات بچگانه ام می گیرم آخه فقط میتونم مزاحم شما بشم! قبل از سوالم بگم که من یه دختر ۱۵_۱۶ ساله ام که قسمت هایی از کتاب های شما مثل جوان و انتخاب بزرگ و آشتی با خدا رو خوندم. استاد حدود یکی دو ماهی ست که من شدیدا به فیلم های عاشقانه کره ای علاقه پیدا کردم البته من از سه سال پیش با این فیلما آشنا بودم و علاقه مند هم بودم ولی به خاطر اهل بیت و از اینکه اونا تو رو می بینند خیییلی راحت گذاشتم شون کنار و علاوه بر این دوستام هم نهی می کردم و سلسله سخنرانی براشون می گذاشتم که وقت طلای خودتون رو پای این چیزای بیخودی از دست ندین! اما نمیدونم چه اتفاقی افتاده برام که با این که ده بار توبه با اشک و آه کردم ولی بازم میرم می‌بینم و لذت هم می برم نه از اون لذت های تحریک دار نه، فقط خیلی خوشم میاد. خب دلیل این علاقه چیه؟ آیا این نشون دهنده اینه که الان وقت ازدواج منه؟ با توجه به اینکه منی که از دیدن فیلمای صدا و سیمای خودمون به خاطر احترام به وقتم دوری می کردم الان ساعت ها می شینم تو اینترنت پای این فیلما و تا کلی وقت هم درموردشون فکر می کنم! اصلا بگین دیدن فیلم های عاشقانه (البته غیر مستهجن) ایرادی داره؟ 2. چیکار کنیم که نه تنها به خاطر مخالفت با نفس این فیلما رو نبینیم بلکه بهشون علاقه مند هم نباشم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دیدن این نوع فیلم‌ها گناه محسوب نشود، مسلّم لغو است و مؤمن از لغو اعراض و دوری می‌کند. حداقلِ ضرر آن‌ها آن است که قوه‌ی واهمه‌ی انسان را تقویت می‌کند و از رجوع به حقایق، باز می‌ماند. آن وقتی که نیاز به سیر به سوی حق داریم – چه در این دنیا و چه در آن دنیا - دست‌مان خالی خواهد بود. لذا وقتی متوجه‌ی این امر شدیم، وقتی قوه‌ی واهمه طلبِ چنین مطالبی را کرد، خود را به امور دیگر مشغول می‌کنیم تا قدرت قوه‌ی واهمه به مرور ضعیف شود و ما نیز از دست این امیال راحت گردیم. موفق باشید.

16774

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: آیا این درست است که کسی به فهم عمیق دین می رسد که فلسفه ملاصدرا و عرفان تسلط داشته باشد؟ آیا راهی دیگر برای فهم حقیقت دین نیست؟ مثلا غور کردن در احادیث و آیات و انس با آنها؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این بستگی به روحیه و ذوق افراد دارد که با مباحث حِکمی راه سلوک را طی کنند و از آن طریق به روایات رجوع نمایند، و یا این‌که مستقیماً خود را با روایات مأنوس کنند. موفق باشید

16501
متن پرسش
سلام: آیا این برداشت درست است؟ معرفت نفس؛ معرفتیست که با یک برنامه عملی و نه علمی بدست می آید. هرچقدر که انسان بتواند با عمل و مجاهده زنگارهای نفس را بزداید و موجب تجرد بیشتر نفس شود، در نهایت به شهود بلاواسطه نفس نایل می شود و از این طریق می تواند حق را هم بشناسد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در صورتی که با معارف لازم نظر و توجه به حق را مدیریت کنند تزکیه با رویکرد قرب به حق کارساز است. موفق باشید

15845
متن پرسش
سلام استاد: یه تضادی برام پیش اومده از یک طرف عقلم بهم میگه انسان اگر خود را دوست داشته باشد به طرف زیبایی ها حرکت می کند و پرواز به سوی آسمان می کند و در واقع قدم اول برای دوست داشتن خدا دوست داشتن خود است و اگر انسانی خود را تحقیر کند آن وقت است که دست به هر اشتباه و گناهی می زند. کسی که خود را دوست دارد چون می داند زیباست هیچ وقت نسبت به مردم متکبر نمی شود چون نیازی ندارد و یا شیطانی که خود را زیبا نمی دانست از این که خدا مخلوقی بالاتر از او آفریده بود دست به طغیان زد. از سوی دیگر تو دعاها ما فقط ذکر بزرگی خدا و اهل البیت (ع) را انجام می دهیم و انگار من بنده خدا هیچ زیبایی ندارم (شاید مکر شیطان در من اثر کرده) و در محافل مذهبی ابدا و اصلا روی دوست داشتن خود تاکید نمی شود و فقط منبع نور دیده می شود. در حالی که اگر قدم اول یعنی زیبا دانستن خود انسان (همین که خدا ارزش قائل شده و من را آفریده و برایم راهنما گذاشته و ثانیه به ثانیه برایم برنامه ریزی می کند) تاکید بشه شاید انسان سرعت حرکتش به اوج زیبایی ها چند برابر هم بشود. این در حالی است که از خود گذشتن و خود را فراموش کردن تو حرفهای عرفا تاکید شده است. سوال دوم هم بپرسم استاد من بر خلاف تفکر شما که خوشبینی به مسئولین کشور دارید احساس می کنم بدجور دارن به کشور و مردم خیانت میکنن. مثلا تو حوزه شهر که یکم آشنایی دارم می دونم فروش تراکم به ضرر شهر و در واقع خیانت به آیندگان است ولی مدیران شهری که دین مداری شون گوش فلک را پر کرده رویه فعلی را ادامه میدن با این که بهتر از هرکس عاقبتش را میدونن. ربای بانک ها و روند غلط پروش بچه ها در آموزش و پرورش و... هم بگذریم. استاد پس نقش ولایت فقیه در این میان چیست؟ فقط باید صبر کرد تا مردم به میزان رشدی برسن تا بشود اصلاحی انجام داد؟ حذف ربا و تغییر تو روند آموزش و پروش و... اینقدر سخته که تو 40 سال از گذشت انقلاب نمیشه کاری کرد؟ تشکر....
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تمام دستورات شرع مقدس و ادعیه‌ی مأثور با نظر به خلیفة اللهی انسان و اشرف مخلوقات‌بودنِ او مطرح است، به آن معنا که انسان متوجه‌ی کمالات و ظرفیت خود می‌باشد و با رعایت دستورات الهی آن کمالات را حفظ و رشد می‌دهد 2- بنده 20 سال پیش در مورد این مشکلات، عرایضی را مطرح کردم که صوت آن سخنان هنوز در خدمت عزیزان هست. عمده آن است که متوجه باشیم این مشکلات، مشکلاتِ تاریخی ما است و با تغییر فکر و فرهنگ مردم حل می‌شود و نه با دستور و بخش‌نامه. و عظمت رهبری عزیز انقلاب آن است که متوجه‌اند باید بسترهای فرهنگیِ لازم را جهت رفع این مشکلات فراهم کرد. موفق باشید

15619
متن پرسش
سلام علیکم: تعریف اصلی مومن چیست و مومن به چه کسی می گویند؟ 1. آیا فقط کسانی که یه نحوه عصمت و یا عدالت (عدم انجام کبیره و عدم اصرار بر صغیره) دارند مومن محسوب می شوند؟ 2. در جایی فرمودید مومن اگر علم اکستابی و عقلی اش را نورانی نکند تا هفتصد هزار سال در برزخ می ماند آیا اگر کسی در دنیا علمش را نورانی نکرده باشد مومن محسوب نمی شود ؟ 3. در ضمن ماندن چنین شخصی در بزرج به چه معنایی است؟ یعنی عذاب و فشار؟ یا مورد دیگر؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مؤمن کسی است که در بستر شریعت قلب خود را با حقایق عالم آشنا نماید و در راستای ارتباط با حق، وظایف خود را نسبت به خلق به عالی‌ترین شکل به انجام برساند 2- ایمان، مراحلی دارد. مسلّم کسی که رعایت شریعت را کرده باشد از نظر شرع، مؤمن محسوب می‌شود ولی این سیر تا اُنس با حقایق جلو می‌رود، حال اگر در دنیا موفق به این سیر نشد بقیه را در برزخ به‌دست می‌آورد. موفق باشید

15447

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: می خواستم بپرسم این نوع نگرش به عالم رو عمدتا از تدبر روی آثار ملاصدرا و ابن عربی به دست آوردید تا با مطالعه این آثار ما هم با همین روش این نگرشو پیدا کنیم بعد از به دست آوردن این نگرش زیر سایه انقلاب بدون گروه شما میشه ادامه داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گروهی که مربوط به بنده باشند، در کار نیست. همه‌ی حرف ما این است که در این تاریخ به حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و معارفی که آن مرد بزرگ به صحنه آورده است و امروزه مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» متذکر آن هستند؛ متصل باید شد. موفق باشید

نمایش چاپی