بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23044
متن پرسش
باسمه تعالی استاد طاهرزاده سلام علیکم فیلم سخنرانی حجت الاسلام دکتر سید محسن میرباقری در مورد مرحوم مولوی (ره) را خدمتتان ارسال می کنم توسط آقای نظری متاسفانه ایشان گفته کتاب مولوی را کنار قرآن نگذارید و با انبر بگیرید لطفا گوش بدهید و نظرتان را اعلام کنید قبلا از بذل عنایت شما تشکر و قدردانی می نمایم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان فرمایشات ایشان هستم. مقام معظم رهبرى «حفظه ‏الله ‏تعالى» در جلسه ‏اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى مى‏ گويد: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين»[1] و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود.

 


[1] ( 1)- مقام معظم رهبرى« حفظه ‏الله‏ تعالى» در ديدار با شعراء در سال 1387- مولوى در ديباچه‏ ى دفتر اول مى‏ گويد: هذا كِتابُ الْمَثنَوى، وَ هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين، فى كَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْيقين

23008
متن پرسش
سلام استاد: این روایت جای دفاع و تامل دارد: «یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما» (ترجمه: ای احمد اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی‌کردم و اگر علی نبود تو را خلق نمی‌کردم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را خلق نمی‌کردم) از نظر معرفتی چگونه باید نگاه کرد؟ از نظر اهل علم الحدیث چگونه باید بررسی کرد تا مانع از فهم آن نشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اين روايت نظر به نبوت حضرت محمّد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و امامت حضرت علي «علیه‌السلام» دارد و به اعتبار نبوت حضرت محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و امامت حضرت علي «علیه‌السلام» ، هدف از خلقتِ حضرت محمّد و حضرت علي «علیه‌السلام»، حضرت فاطمه”علیها‌السلام»است، به عنوان ظهور بندگي كامل خدا. يعني حال كه هدف خلقت انسان‌ها، بندگي خداست و از طرفي هدف از خلق نبي «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به اعتبار نبوتش، و هدف از خلق امام به اعتبار امامتش، همه ‌و همه، ظهور آن بندگي است كه خداوند هدف خلقت انسان‌ها قرار داده است، و حال كه فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام» مظهر بالفعل آن بندگي است كه نبوت و امامت براي ظهور آن پديد آمده‌اند، پس اگر نظر به فعليت كامل بندگي كه همان فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام»است نبود، اصلاً خداوند نبوّت و امامتي را اراده نمي‌كرد و لذا است كه مي‌توان نتيجه گرفت فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام» مظهر كامل بندگي است. بايد توجّه داشت كه اين روايت نمي‌خواهد مقام عبوديت پيامبر و علي «علیه‌السلام» را نفي كند، چراكه خداوند در توصيف رسول‌الله «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» صفت «عَبْدُهُ» را بر صفت «رَسُولُهُ» مقدم مي‌دارد و در واقع عبوديت محض رسول‌الله «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را تأييد كرده‌ است، ولي در پيامبرخدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» عبوديت و نبوت و در علي «علیه‌السلام» عبوديت و امامت جمع است و چون خداوند در خلقت انسان‌ نظر به عبوديت او دارد و فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام» نمونة صريح و روشن اين عبوديت است. روايت مي‌فرمايد: مقصدخلقتِ نبوّت و امامت، خلقت فاطمه‌‌زهرا «علیها‌السلام»است و در واقع فاطمه «علیها‌السلام» مظهر همان عبوديت پيامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است و محبت شديد پيامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام» در همين راستا است كه در آينه وجود فاطمه «علیها‌السلام» عبوديت خود را مي‌يابد و در عبوديت او مظهري از حقايق را مي‌بيند و لذا پيامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» مي‌فرمايد: «فَاطِمَةُ حَوراءُ اِنْسِيَّةٌ، فَكُلَّما اَشْتَقْتُ اِلي رائِحَةِ‌‌الْجَنَّةِ، شَمَمْتُ رائِحَةَ اِبْنَتي فاطِمَةَ»؛[1] يعني فاطمه حوريه‌اي بشرگونه است، هر زمان مشتاق بوي بهشت مي‌شوم، دخترم فاطمه را مي‌بويم. در حديث ديگري مي‌فرمايند: «فَما قَبَّلْتُها قَطُّ اِلاّ وَجَدْتُ رائِحَةَ شَجَرَةِ طُوبي مِْنها»؛[2] يعني هرگز فاطمه را نمي‌بوسم، مگر اين‌كه بوي درخت طوبي را از او استشمام مي‌كنم. پس فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام»مظهر جامعيت بهشت است و حضرت پيامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» وقتي مي‌خواهند به بهشت و شجرة طوبي منتقل شوند و از آن حقايق غيبي بهره گيرند، به فاطمه «علیها‌السلام» نظر مي‌كنند و او را مي‌بويند و ارادت به مقام فاطمه ‌زهرا «علیها‌السلام»و توجّه به مقام آن حضرت، قدرت چنين انتقالي را براي ما نيزدارد، البته در حدّ خودمان. توجه به اين‌گونه مقاماتِ حضرت‌زهرا «علیها‌السلام» مقدمه براي معرفت به آن حضرت خواهد شد و زمينة درك شب قدر مي‌شود. موفق باشید      

 


[1] - «بحارالانوار»، ج43، ص4.

[2] - «بحارالانوار»، ج43، ص6.

22147
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و قبولی طاعات: استاد محترم، امروز با توجه به تغییر ذائقه دانشجویان در دانشگاه ها و گاها سیاه نمایی هایی که دشمنان علیه بسیج و حزب اللهی انجام داده اند، فضای دانشگاه به سمتی رفته که دانشجویان معدودی سمت بسیج دانشجویی می آیند و از سمت دیگر با توجه به لزوم حضور بسیجیان در عرصه های مختلف علی الخصوص بین دانشجویان و تبدیل کردن بسیج دانشجویی به مرجع امور دانشجویان این امر نیازمند این مساله است که بسیجیان از پایگاه ها بیرون آمده و بین دانشجویان حضور پیدا کنند. حال با در نظر گرفتن این نکته که دانشجویان دختر بسیجی دارای شان و مقامی هستند و انجام هر کاری مناسب شخصیت آنها نیست این سوال برای بنده مطرح شد که آیا حضور دانشجویان دختر در سطح سالنهای دانشگاه در قالب برگزاری غرفه های پاسخ به شبهات اعتقادی و سیاسی و یا صحبت چهره به چهره با دانشجویان یا قرار دادن میز و صندلی های گفتگو در سطح سالن با حفظ شئونات برای پاسخگویی به نیازهای دانشجویان دختر امری صحیح است یا خیر؟! البته دانشجویان بسیجی داخل خوابگاه ها هم فعالیت دارند اما به دلیل تعداد کم دانشجویان خوابگاهی و ساعات حضور آنها در خوابگاه که بعد از ساعت 21 شب است (و موجب ایجاد محدودیت از سمت خانواده ها دختر بسیجی بابت حضور در خوابگاه شده است) این فعالیتها محدود هستند و از سمتی عمده دانشجویان بومی هستند و در خوابگاه زندگی نمی کنند، لطفا بفرمایید که آیا این امر صحیح است؟! و همچنین میزان و کیفیت حضور دانشجویان دختر بسیجی به چه صورت باید باشد؟! با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیج دانشجویی وظیفه دارد فضایی را جهت تفکر ایجاد نماید تا دانشجویان به تاریخی که از طریق انقلاب اسلامی ایجاد شده فکر کنند و متوجه‌ی زمانه‌ی خود و مسئولیتی که به عهده دارند بشوند و به همین جهت بسیج نباید با روحیه‌ی امنیتی و تحکمی به میدان بیاید. حال تذکر به امر مسئولیت تاریخی چه در یک سالن بزرگ باشد و چه در خوابگاه و چه با نصب تابلوهای زیبا؛ عمده آن است که برای تذکر نسبت به انقلاب اسلامی، ما در لاکِ دفاعی نباید فرو رویم بلکه پیامبروار باید متذکر این امر بزرگ باشیم. موفق باشید   

21948
متن پرسش
سلام چند سوال داشتم خدمتتان: 1. مدتیه سحر که از خواب بیدار میشم نماز نمیتونم بخونم ولی بیدار میمونم و دعا می کنم، سجده میرم ولی انگار بدنم کوفته است برا نماز شب. قبلا ایطور نبودم در هر صورت میخوندم. کلا دعا و قران که خیلی حالت رسمی نماز رو نداره بیشتر دل میدم. این مشکل رو چطور حل کنم؟ 2. آقای پناهیان از قول همسر شهید اندرزگو و بعضی از قول امام می گویند که ظهور در دوره رهبر کنونی خودمان است آیا این مصداق کذب الوقاتون نیست. مثلا خود آقای بهجت وقتی زنده بودند گفتند پیرمردهایتان هم ظهورش را درک می کنند با اینکه الان خیلی از رحلت ایشان گذشته آیا باعث ضعف ایمان بقیه مردم نمی شود و جزء تعیین کنندگان وقت نیستند. حتی شنیدم خود حضرت هم ممکنه ظهورش را نداند. 3. گاهی برایم سوال پیش می آید و برای این سوال از عاقبت بخیر شدنم ترس دارم که طبق فرمایشات اهل بیت (ع) ممکن است نظر اهل تسنن درباره ظهور درست باشد. مثلا از ذریه پیامبر است ولی به دنیا نیامده است. چرا که بعضی از احادیث اهل بیت مثل امام باقر و صادق علیه سلام طوری است که انگار آنها انتظار داشتند همان دوره آنها ظهور کند. مثلا حدیث دعای عهد امام صادق را فقط گفته برای دوران ما! یا امام باقر علیه اسلام وقتی از ایشان سوال می کنند که ظهور کی است می گویند وقتی که مومنین دست در جیب هم بکنند. یعنی انگار اعتقاد نداشتند باید امام حسن عسگری بیاید و بعد ایشان امامی باشد و بعد ایشان غائب شود. و احادیثی از این قبیل که باز وجود دارد یعنی حدیثی ندیدم که بگوید (غیر از حدیث رسول الله) که بگوید فعلا به دنیا نیامده یعنی همان موقع انتظار آمدنش بوده!!!! 4. و اینکه چطور خودمان را توجیه و راضی کنیم که امام امت می تواند 5 ساله باشد یعنی زمانی که امان رضا و امام عسگری علیه اسلام به شهادت رسیدند چطور فرزندانشان امام شدند؟ یعنی اگر حکمت دستشان بود چطور می شد انسانی هر چند شریف و دانا ولی 5 ساله حکومت و تدبیر فردی 40 ساله را داشته باشد. لطفا کمکم کنید و همچنین دعایم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نماز شب به خودی خود در قالب همان یازده‌ رکعت، آثار تکوینی دارد و انتظار نداشته باشید نتایج آن به سرعت ملموس باشد 2- تعیین وقت ظهور که انکار شده است، شاید به معنای تعیین زمان خاص باشد ولی این‌که متذکر شرایط ظهور حضرت شود شاید از آن جهت است که احساس ظهور می‌کنند ولی نه به معنای ظهور تامّ که با حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» محقق می‌شود. کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که بر روی سایت هست، می‌تواند متذکر این امر باشد 3- بین آن‌که حاکمیت در اختیار ائمه قرار گیرد و یا این‌که حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» ظهور کنند باید فرق گذاشت. آری! چند بار امکان آن‌که امر ائمه محقق شود، فراهم شده بود ولی شیعیان درست وظیفه‌ی خود را انجام ندادند و این غیر از آن است که امام صادق «علیه‌السلام» در مورد ظهور حضرت می‌فرمایند دوست دارم ظهور کند و در خدمتش باشم. 4- وقتی مردم گرفتار روزمرّه‌گی شدند، نیاز بود کاری صورت گیرد تا برای همه کارِ خارق‌العاده‌ای محسوب شود و لذا امامت که امری است موهبی و نه اکتسابی، در امامانی با سنّ کم ظهور کرد که به طور عمومی چنین علومی را کسی نمی‌توانست به‌دست بیاورد به خصوص در آن سن. در این مورد خوب است به جزوات «هویت گمشده‌ی شیعه در تاریخ» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

20832
متن پرسش
با سلام: در یکی از سوال ها دیدم که روایتی از امام ابوالحسن الرضا (علیه السلام) برای توصیف زمامدار امت و ولی فقیه آورده اید که امام می فرماید : إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ» با یک جستجو دیدم که بعد از ولا يَحيرُ فيهِ عَنِ الصَّوابِ ، آورده است : فَهُوَ مَعصومٌ مُؤَيَّدٌ ، مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ ، قَد أمِنَ الخَطايا والزَّلَلَ والعِثارَ ، يَخُصُّهُ اللّه ُ بِذلِكَ لِيَكونَ حُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ ، وشاهِدَهُ عَلى خَلقِهِ ، و «ذلِكَ فَضلُ اللّه ِ يُؤتيهِ مَن يَشاءُ واللّه ُ ذُو الفَضلِ العظيمِ و در تحف العقول هم بعد از کلمه مُؤَيَّدٌ آورده است که : قد امن من الخطا و الزلل ، خصه بذلک لیکون ذلک حجه علی خلقه ، شاهدا علی عباده ، فهل یقدرون علی مثل هذا فیختارونه فیکون مختارهم بهذه الصفه ؟! . چند نکته به نظرم رسید: اول اینکه: این روایت در خصوص معرفی امام معصوم علیه السلام است که در کتاب تحف العقول آورده شده است. و در منابع دیگر ذکر شده است که آن زمامدار مَعصومٌ مُؤَيَّدٌ ، مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ است. دوم اینکه: در ادامه حدیث می فرماید که امام : قد امن من الخطا و الزلل : از هر اشتباه و لغزشی به دور است. سوم: امام رضا علیه السلام در معرفی امام معصوم می فرماید: يَخُصُّهُ اللّه ُ بِذلِكَ لِيَكونَ حُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ: خدا آن شخص که زمامدار امت و امام مردم است از خطا ایمن داشت تا حجتی بر آفریدگانش باشد. چهارم : در آخر حدیث اما رضا (ع) می فرمایند : فهل یقدرون علی مثل هذا فیختارونه فیکون مختارهم بهذه الصفه؟! . آیا بندگان توان این را دارند که چنین شخصی را با این ویژگی ها انتخاب کنند؟ (استفهام انکاری) بندگان خدا نمی توانند شخصی با این صفات را برای رهبری و امامت انتخاب کنند. و اینکار تنها در توان خداست. پس شما چرا یک حدیثی که آنقدر واضح در مورد معصومین (علیهم السلام) است را برای یک شخص غیرمعصوم که ولی فقیه باشد به کار می برید؟ حال آنکه ایشان خطا هم داشته است و اعتراف کرده. (مسأله کنترل جمعیت)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید مصداق اصلی آن روایت امام معصوم است. ولی در ابتدای حدیث حضرت متذکر می‌شوند «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ» و از این طریق زمینه‌ی توسعه‌یافتنِ روایت را به مخاطب می‌دهند. بدین معنا که خداوند هرکس را به همان اندازه که برای اداره‌ی امور بندگانش انتخاب کند، به همان اندازه مددهای فوق‌الذکر را به او ارزانی می‌دارد و در این رابطه است که ما به نایب ائمه رجوع می‌کنیم، در آن حدّ که حضرت صاحب الأمر «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در تأیید نوّاب خود می‌فرمایند: سخن آن‌ها سخن من است. زیرا ذیل الطافی که به امام می‌شود، آنان نیز مورد لطف الهی قرار می‌گیرند. در راستای چنین آموزه‌ای حضرت امام صادق (ع) مى ‏فرمايند: رسول خدا (ص) فرمودند: «يَحْمِلُ هَذَا الدِّينَ فِي كُلِّ قَرْنٍ‏ عُدُولٌ يَنْفُونَ عَنْهُ تَأْوِيلَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَ انْتِحَالَ الْجَاهِلِينَ كَمَا يَنْفِي الْكِيرُ خَبَثَ الْحَدِيد»[1] در هر قرن انسان‏هاى متعادل و عدولى هستند كه اين دين را حمل نموده و هرگونه تأويلِ اهل باطل و تحريف افراطيون، و ادعاهاى جاهلين را از آن دور مى ‏گردانند، همان‏طور كه كوره‏ ى آهنگران پليدى و چركى آهن را پاك مى‏ كند. موفق باشید


[1] ( 2)- بحارالأنوار، ج 2، ص: 93.

19315

معنای توحیدبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: توحید در تعریف به چه معناست؟ و نقطه قابل توحید چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید به معنای یکی‌کردن و یکی‌شدن، نظر به حقیقتِ یگانه‌ی جاری در عالَم دارد و این‌که خود را در مقابل او نفی کنیم. مقابل توحید از جهت مبانی نظری شرک است، و از جهت مبانی عملی، تکبّر است. موفق باشید

18206
متن پرسش
سلام علیکم: عرفای بزرگوار قائلند که مسیر با معرفت النفس طی می شود و کسی که جاهل به خود باشد به همه چیز جاهل است، حال استاد میرباقری کلا قائل به معرفت الامام هستند و این را محوری می دانند ولی باز بنظر این حرف درست نباشد چون اگر معرفت نفس نباشد ما به معرفت الامام هم جاهل هستیم، و از آن طرف هم می بینیم که عرفا می گویند به هرجا رسیدیم از در ائمه اطهار بوده، خلاصه کدام حرف درست است؟ کدام مسیر اولویت دارد و جمع آن ها چطور است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم هرجا رسیدیم به نور وجود مقدس ائمه‌ی اطهار«علیهم‌السلام» بوده است و امروز، حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه»اند که به خلایق مدد می‌رسانند و معرفت نفس برای فهم این مطلب است که بهتر بتوانیم حضور امام را درک کنیم. موفق باشید

17723

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد لطفا درباره ی ماجرای پرونده ی قاری قرآن که اخیرا رسانه ای ی شده است توضیح بفرمایید که چرا باید آبروی آن قاری بدین صورت از بین می رفت مگر نه این است که خداوند حافظ آبروی مومنان است و مطابق با آیات آخر سوره آل عمران به خاطر مجاهدات از عیوب و گناهان افراد را می پوشاند پس چرا صحنه برای این قاری اینگونه رقم خورد به هر حال هر کسی در گذشته اشتباهاتی داشته است. البته عنایت داشته باشید که منظر سوال بنده سیاسی نیست و می خواهم علت این صحنه گردانی توسط خدا را جویا شوم که چرا خداوند این شخص را از این رسوایی نجات نداد. آیا یک امتحان برای خود آن شخص بوده یا اینکه خداوند می خواسته بدین صورت کفاره ی گناهان وی را در این دنیا بگیرد و در همین دنیا مورد مغفرت قرار گیرد یا اینکه امتحانی است برای کل مردم که خطای قاری قرآن را پای قرآن نگذارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست رازی است بین او و خدای او و تنها خودِ آن فرد می‌داند چرا چنین شده است؟ و نیز رازی است برای نظام اسلامی که با احتیاط بیشتر عمل کند. زیرا آن‌چه که بیشتر از قرآن باید مدّ نظر باشد کسب معارف عالیه و سلوک إلی اللّه است. موفق باشید

16072
متن پرسش
با سلام: جناب استاد در مباحث حمد امام در بحث تجلی ذات بر ذات و تجلی صفات، من مطلب شما رو اینطور دریافت کردم تا چقدر درست متوجه شدم؟ در بحث تجلی ذات بر ذات که وجود موجودات به ظهور میاد و تجلی ذات بر صفات که کمالات موجودات نمایان میشه، در واقع موضوع از این قرار هست که خداوند در هر دو این تجلیات در واقع ظهور و تجلی فعلی و ایجادی نمیکنه بلکه تجلی حق که در عرفان مطرحه تجلی به معنای تجلی انفعالی و از باب نگاه و توجه حق به خود حق هست «حالا این تعبیر انفعالی از بنده هست» یه موقع ما چیزی رو ایجاد می کنیم به اضافه اشراقی و به انشاء نفس یه موقع خیر فقط توجه می کنیم به آنچه که بود و برای ما در خفاء بود و برای ما ظاهر میشه مثل یک مطلب علمی که از قبل میدونستیم و بعد فقط بهش توجه می کنیم و برامون ظاهر میشه. ظهور در عرفان از سنخ معنای دومه یعنی خلقت به این معناست که حق تعالی فقط به خودش نگاه میکنه که تمام وجود و کمالات و امکان ممکنات در خودش مندمج هست و برای حق به تفصیل میاد. درست مثل موقعی که ما به عقل و خیالمون توجه می کنیم در واقع ایجاد نکردیم، شوون و مراتب خودمون رو بلکه فقط برای ما ظاهر شد آنچه که بود. بنظرم فقط این طوری اگر بگیریم اضافه ای بر ذات پیش نمیاد. مساله دوم این که عرفا صحبت از فنای ذاتی میکنن این حرف به این معناست که همه ما در مرتبه احدیت هم اکنون فانی هستیم و فانی هستیم یعنی تمام ذات و صفات ما «خود اوست» و ما فقط امکان هستیم همین. و امکان هم لاشئ است چیزی نیست. و سمع و بصر و دیگر صفات ما صفات و اسماء حق هست. به قدر امکان ما. پس چرا دنیا و گل و گیاه و درخت و ... به اعتبار ماهیتشون می بینیم؟ این همون معنای هبوط از بهشت هست که انسان ذاتا باید دنیا ببیند و خود را در دنیا احساس کند تا حجاب ها را کنار زده و جایگاه واقعی خود را مشاهده کند. و انسان وقتی به ذات حق نگاه میکنه در حالی که خودش فانی در ذاته در واقع ماهیات رو انتزاع میکنه و کنه ذات رو هیچ کس نمیبینه. حالا مگه ما هستیم که نگاه هم بکنیم؟ ما به حق هستیم یعنی خود حق است که از دریچه امکان ما به خودش نگاه میکنه. جایگاه دنیا و دیگر عوالم کجاست؟ همه فانی در ذات حق اند و مقام ذات طوری است که که هنگامی که به ذات نگریسته می شود عقل و مثال و طبیعت برای بیننده رویت می شود بیننده هم انسانی است که فانی در ذات است. از باب تشبیه معقول به محسوس شاید بشه گفت چیزی شبیه مانند وقتی که به شئ نگاه عقلی می کنیم معقولات ثانیه فلسفی رو انتزاع می کنیم. و گرنه واقعا مثال و عقل و دنیا یک حقیقته که به چشم ما 3 طور دیده میشه. خلاصه این که یک حقیقت شخصیه در صحنه عالم هست و ما فانی در اوییم و کثرات ماهوی و وجودی همه و همه برداشت و ظهور او بر ماست. و ما هم فقط امکانیم و امکان چیزی نیست پس عوالم همه ظهور او بر خودشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حرف درستی است ولی واژه‌ی انفعال، واژه‌ی رسایی نیست زیرا حضرت حق در خود و به خود می‌نگرد و عملاً چیزی در میان نمی‌آید که موجب انفعال آن مقام گردد 2- ما تا در حق، فانی نباشیم دنیا و ماهیات برایمان معنا دارد تا آن‌جایی که سالک به چشمِ حق ببیند و حتی از دیدن این نوع دیدن نیز خلاصی یابد آن‌طور که جناب خواجه عبداللّه انصاری آن پیرِ ره‌رفته در «منازل السائرین» در منزل توحید متذکر آن است. موفق باشید

15556

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در فقه غنی شیعه داریم که امام جماعت باید عادل باشد. حالا آیا امام جماعتی که زندگیش از حد معمول بالاتر است و ماشینی که سوار می شود از ماشین های گرانقیمت است و این باعث شده عده ای به روحانیت و اسلام بدبین شوند آیا این عامل تزلزل عقیده دیگران شده گناه نیست و امام جماعت را از عدالت خارج نمی کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعاً قضاوت با این فرضی که شما می‌کنید، بسیار مشکل است. با این‌که ما باید تا آن‌جا که ممکن است فرض را بر برائت بگذاریم، آدم نمی‌داند در این موارد چه بگوید و چه بکند؟!! حضرت امام مکرراً برای روحانیت، ساده‌زیستی و ذیّ طلبگی را تأکید می‌کردند. موفق باشید

15409
متن پرسش
سلام استاد: سوال من در مورد عصمت از خطا و گناه ائمه (ع) هستش. چرا بعضی از فرماندارانی که حضرت علی (ع) انتخاب می کنند برای سرزمین های مختلف باید اشتباه داشته باشند؟ مگر حضرت آگاهی از اون ها نداشتند؟ این آیا خطا برای حضرت حساب می شود؟ (چند جا در نهج البلاغه در نامه ها این تذکرات به فرمانداران دیده شده) (من در جایی دیگر شنیدم که حضرت یکی شون رو در شهر به خاطر بی کفایتی می چرخونند)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت ائمه«علیهم‌السلام» در این موارد در عین آگاهی از باطن امور، مأمور به عمل بر اساس ظواهر هستند تا چهره‌ی چنین افرادی مشخص شود. نمونه‌ی آن‌ را در روش حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌‌علیه» داشتیم که فرمودند: من از اول با روی کارآمدنِ آقای بازرگان مخالف بودم. ولی چون شورای انقلاب او را پیشنهاد کرده بودند، حضرت امام مخالفت خود را اظهار نکردند و همین موجب شد برای ملت روشن شود اگر میدان به لیبرال‌ها داده شود، انقلاب را یک‌شبه به دشمن تسلیم می‌کنند. موفق باشید

14796
متن پرسش
اشکالی که وجود دارد این است که سنخ بحث های استاد طاهرزاده صرفاً به دل می نشیند ولی تطابقی با واقعیات اجتماعی ما ندارد؟ شاید این خاصیت و تمایز رویکردهای فلسفی عرفانی صدرایی و فلسفه غرب است که به همان میزان که انتزاعی و ذهنی است از واقعیات جامعه به دور است (دقیقا برخلاف فلسفه مادی غرب که در بطن سازوکار حیات اجتماعی بشر حضور جدی دارد.) واقعا چه میزان از مردم ما نوع نگاه استاد طاهرزاده به انقلاب اسلامی را می پذیرند؟ چه میزان نظام مسائل ذهنی مردم جامعه ما می تواند با رویکرد اشراقی استاد به انقلاب ارتباط برقرار کند؟ اگر این مباحث صرفاً یک نظریه پردازی نیست و قرار است به عرصه واقعیات جامعه وارد شود باید مدام ارزیابی شود که آیا مردم عادی کوچه و بازار می توانند با این مباحث ارتباط برقرار کنند؟ اگر نمی توانند یعنی ما به دور از مسائل واقعی جامعه حرکت کرده ایم. با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در هر تاریخی وقتی افقی باز شود و بنا بر آن باشد تمدنی جای تمدنی را بگیرد، در ابتدا به جهت سیطره‌ی تمدنی که حاکم است، ذهن‌های معمولی عموماً در تحقق تمدنی که باید ظهور کند، باور ندارند و آن را دور از واقعیت می‌دانند ولی پایداری و صبرِ مؤمنین است که زمینه‌ی تحقق تمدن توحیدی را فراهم می‌کند و آن‌چه در کوچه و بازار مطابق تمدن حاکم، زرق و برق دارد، از رونق می‌افتد. آیا ما در چنین شرایطی نیستیم؟! موفق باشید    

14627
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام: به اطلاع کاربران عزیز رسانده می شود که به مدت یک هفته به جهت سفر زیارتی امکان جوابگوئی به سوالات مقدورمان نیست. موفق باشید
متن پاسخ

..........

13256
متن پرسش
سلام: چیکار کنم نفس اماره ام جای محبت الهی رو تو دلم نگیره. «لا اکراه فی الدین» یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هراندازه به دستورات حضرت حق عمل کنیم آرام‌آرام نور حق در قلب ما تجلی می‌کند و دوست‌داشتنی‌بودنش برای ما روشن می‌شود. می‌فرماید: در دینداری اکراهی نیست، زیرا حضرت حق جان و روان انسان را مطابق همان دستوراتی که داده است خلق کرده و اگر انسان جان و روان خود را خراب نکرده باشد، مطلوب خود را نیز در همان دستورات می‌یابد. موفق باشید

10027

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد عزیز: از آنجایی که گفته شده بر خدا و رسول پیشی نگیرد و مثلا آن شخص بعد از دعای امام الابصار را هم اضافه کرد و امام فرمود آنچه را من گفتم دقیقا بگو، حال مثلا ما دعایی را می خوانیم فرازی از آن به دلمان می چسبد یا دلمان می خواهد خدا آن فراز را بیشتر اجابت کند، ولی امام یک مرتبه فرموده است آیا اشکال دارد ما آن را هر بار خواستیم تکرار کنیم؟ مثلا یا رب را حضرت در دعای کمیل در هر مرتبه سه بار تکرار نموده اند ولی عموما مداحان هر مرتبه را نه بار تکرار می کنند با تشکر فراوان التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مورد که امام در مورد عدم اضافه‌کردن «ابصار» فرمودند، برای حوائج خاص است با این‌همه به نظرم بهتر است که در همان شکلی که دعا به ما رسیده، ما عمل کنیم با این‌همه اشکال ندارد که رجائاً بر بعضی فرازها تأکید بیشتر شود. موفق باشید
9764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیز: چندی پیش در جواب سوالی از بنده درباره مسئله بیدار بودن و نخوابیدن در شب فرمودید که نخوابیدن قوه وهم را در انسان قوی می کند و ممکن است این کار باعث غلبه بر قوه عقل شود و این جواب شما من را به دانستن بیشتر درباره این قوا علاقه مند نموده است. می خواستم بدونم برای آگاهی درباره مسائل مربوط به حواس باطنی مانند عقل و وهم و ... چه کتابی را پیشنهاد می کنید؟ گاها روی اینترنت این مسائل بطور پراکنده یافت می شوند ولی بطور واضح بیان نمی شوند و همین پراکندگی مطالب بر قابل فهم نبودن آنها می افزاید. با سپاس فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پنج جزوه‌ای که در شرح کتاب «معرفتِ نفس و حشر» بر روی صفحه‌ی اول سایت هست می‌تواند در این امر مفید باشد. موفق باشید
9409
متن پرسش
پس طبق همین استدلال، ملک بودن هم باید تشکیکی باشد؛ چون باید ذاتی باشد که با علم متحد شود، و چون علمْ تشکیکی است، پس آن ذات هم باید تشکیکی باشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است و عنایت داشته باشید هر فرشته‌ای صورت اسمی از اسماء الهی است مثل علم یا قبض یا حیات، پس ذاتی نیستند که این صفات با آن‌ها متحد باشد بلکه ذات آن‌ها همان اسماء است. البته عنایت دارید که مفهوم ملائکه تشکیکی نیست، بلکه ملائکه به اعتبار ذاتش که عین اسمی از اسماء الهی است تشکیکی است و برای افراد مختلف ظهورات مختلف دارند، بر عکس انسان که به اعتبار انسانیت، تشکیکی است و آن ذات با علم و حیات اتحاد دارند. موفق باشید
8776
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم بنده قریب به 8 سال است که در حوزه معرفت نفس مطالعه دارم (در قالب سی دی های معرفت نفس استاد صمدی) و در دو ماه گذشته نیز با دروس حضرتعالی آشنا شده ام. با توجه به موارد مطالعاتی سوالاتی دارم که ان شا الله با پاسخ مناسب شما افق مبهم روشن گردد. 1- بنده در مورد علم و یادگیری اینگونه فکر می کنم که همه انسانها تمام علوم بشری را در ذات خود دارند و تنها با روی آوری به علم خاصی و جد و جهدی که می کنند درهای آن حوزه از علم به روی آنها باز شده و با آن آشنایی پیدا می کنند. بعنوان تشبیه اینکه علوم مانند بیابانی است که انسان با چراغ قوه ایی که دارد بخشی از بیابان را که جلو روی اوست میبیند و اگر طوری بشود که خورشیدی بر بیابان نور بیفکند انسان به تمام علوم آشنایی پیدا می کند. در اینخصوص اگر می شود توضیح بفرمایید. 2- طی سلسله مباحث استاد صمدی و مباحث ده نکته و معاد شما که تا امروز وفق به شنیدن آنها شده ام این نکته مرا به خود مشغول داشته که پرداختن به امور روزمره (مثل تماشای تلویزیون؛ مطالعه مجله و گپ و گفت طولانی با ذوستان و ...) انسان را در قوه خیال معطل می کند و لذا چند سالی است که به جز یک خبر و در صورت وجود برنامه های مستند تقریبا سریال یا فیلم یا سرگرمی به جز مطالعه در حوزه دینی و رشته فنی خودم (الکترونیک و صنایع) ندارم. یعنی مطالعه را با چیز دیگری عوض نمی کنم و این امر در بعضی اوقات منجر به بهم ریختگی اعصاب می شود و تقریبا بیشتر اوقات در فکر فرو می روم. البته با توجه به مباحث روانشناسی انسانی درونگرا نیز هستم و این مطلب نیز مرا به سیر علمی بیشتر تشویق می کند. به نظر شما سیر مطالعاتی در تقویت قوه عاقله و کم کردن قوه خیال موثر است و یا روشی که بنده در پیش گرفته ام اصلا مناسب می باشد؟ البته لازم است عرض بکنم به قول استاد صمدی بنده اگر هم چیزکی یاد گرفته باشم قطع به یقین در اسم الاسما می باشد و به هیچ وجه در هیچ حوزه نظری و عملی نه تنها ادعایی ندارم بلکه روز به روز به بی لیاقتی خود و برازخی که گرفتار آن هستم بیشتر پی می برم. با تشکر از حسن توجه جنابعالی.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- در این مورد به صفحه‌ی 84 کتاب «معرفتِ نفس و حشر» تحت عنوان «چگونگی ادراک محسوسات» رجوع فرمایید 2- امروز اسماء حسنای حضرت حق در انقلاب اسلامی ظهور کرده و در کنار مطالعاتی که دارید باید نسبت به سخنان رهبری و دنبال‌کردن مسائل انقلاب حساس باشید وگرنه حق را در مظاهرش نشناخته‌اید. موفق باشید
7069
متن پرسش
بسمه تعلی.سلام علیکم من خیلی وقته که بحث ""رابطه طولی و عرضی" رو دنبال میکنم اما تو این زمینه خیلی سوالها و مشکلات برام پیش اومده مطالعات زیادی کردم در این مورد اما مثل اینکه با مطالعه زیاد چیزی مشخص نشد!به شما یا استادهای دیگه ای که مد نظرم هست حضوراً دسترسی ندارم.اگه میشه یکم در مورد "رابطه ی طولی " به خصوص این مطلب که"اراده ی ما در طول اراده ی خداست"توضیح بفرمایید که احساس میکنم خوندن کتب مختلف د بحث اختیار و جبر گیج شده ام با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برهان صدیقین را با شرحی که به صورت صوت عرض کردم در کتاب «از برهان تا عرفان» دنبال کنید إن شاءاللَه مسأله برایتان روشن می شود. و در مورد این که گفته شده «اراده ی ما در طول اراده ی خدا است» در شرح جزوه ی جبر و اختیار مطلب خود را به دست می آورید زیرا باید روشن شود حضرت حق اراده ی ما را اراده کرده است ولی اراده ی ما تنها مسجدرفتن و یا پارک رفتن ما نیست بلکه عین مسجد رفتن و پارک رفتن است و این ما هستیم که از درونِ اراده ی خود مسجد رفتن یا پارک رفتن را انتخاب می کنیم و لذا می گوییم خداوند اراده ی ما را به ما داده ولی مسجد رفتن یا پارک رفتن ما را به ما نداده و مسجد رفتن مربوط به خود ما می شود. بد نیست به شرح جزوه ی جبر و اختیار رجوع فرمایید. موفق باشید
6021
متن پرسش
باسلام ۱.اآیا آنوقتی که همه وارد قیامت میشوند صفت خالقیت خدانقض میشود؟ ۲.برخی از طلاب دنبال راه وروش اخلاقی هستند و مدام تحقیق میکنند توصیه شما به این آقایان چیست و چگونه شروع کنند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جواد بودن ذاتی خداوند است و لذا همواره در تجلی است به اعتبار آیه‌ی کریمه‌ای که می‌فرماید: «کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فی‏ شَأْن‏». 2- به نظرم با کتاب «شرح جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» می‌توانند مشکل خود را حل کنند. موفق باشید
22637

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام محضر استاد محترم: نظر شما در مورد طلبه ای که خود در طول زندگی مرتکب گناه می شود حتی نمازش قضا می شود، اما ایام محرم احساس تکلیف می کند و به تبلیغ می رود چیست؟ ایا این احساس تکلیف از نفس است یا احساس تکلیف واقعی است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه در بنیادِ شیعیان توجه به نور حسین «علیه‌السلام» کارساز است و تبلیغ نه‌تنها بنیاد مخاطبین را به نشاط و حیات می‌آورد، بلکه خودِ مبلغ نیز به عهد اصیل خود برمی‌گردد و به همین جهت نباید به جهت گناهانی که داشته‌ایم از مسیر تبلیغ حرکت سیدالشهدا «علیه‌السلام» کوتاهی کنیم. موفق باشید

21749
متن پرسش
بسم رب المهدی. سلام علیکم استاد: درونیات من. می خواهم خودم باشم. «خود واقعی» ام. خودی که دیگر نمی تواند تقابل و تضاد را بپذیرد. می خواهم آرامشی را در درونم ابدی کنم که نشان از جایگاه واقعی ام باشد. می خواهم بدانم در این جهان جایم کجاست؟ فکر نکنم توقع زیادی داشته باشم. بس است تضاد دیدن از درونم و بیرونم. انگار اعمال و رفتارم پاسخگوی آن چیزهایی نیستند که در درون به دنبال آنها هستم. حتی گاهی اوقات می خواهم خودم نباشم و تمام کنم این بازی سر دو باخت را. خسته شدم از این همه متفاوت بودن. متفاوت بودن را به معنای خاص شدن نمی گویم از این جا که دیگر خیلی از اطرافیانت آن چیزی نیستند که انگار تو به دنبال آنی. افراد انگشت شماری فقط تو را می فهمند. دردی که اکنون شاید در وجودت حس کردی را فقط با تعداد اندکی از افراد می توانی بازگو کنی. تمام زندگی ام شده مواجه شدن با دوگانه هایی که نمی دانم اکنون کدام یک بر دیگری غلبه دارد. همیشه راهی غیر از این دو راه هم برای هر شخصی تصویر می شود که باید به آن سمت گسیل داده شود. کاش زندگی ام مانند همه ی کسانی که بی خیال زندگی می کنند، تداوم داشت. البته این عبارتی است که زمانی که خیلی از همه چیز خسته می شوم به کار می برم. با اینکه می دانم این راه هم نمی تواند مرا جواب دهد. حسم این است که انسان وقتی در عالمی زندگی می کند معنا می شود با آن. وقتی تو در عالمی زندگی می کنی که با عالم غرب و پست مدرن و مذهب و اسلام و سنت و همه و همه درگیر شده است چگونه می خواهی خودت باشی؟ اصلا چگونه می خواهی یک نفر باشی؟ انگار خودم هم به دو نیم تبدیل شده ام نیمه ام غربی و نیمه دیگرم شرقی شده است. باید بتوانی افقی را فرا روی خودت متصور شوی که با آن هم نواشوی ولی افق کجاست؟! من و انقلاب می توانیم حرف مشترکی برای هم داشته باشیم؟ راستی آخر کلام این را هم بگویم که من یک "دختر"م و باتمام ویژگیهای دخترانه ام حس و حالم را بازگو می کنم. راستی خود جدیدم چه شکلی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در تاریخی که انسان می‌خواهد در عین قدسی‌بودن از ارتجاع و مدرنیته یعنی از نیهیلیسم عبور کند، ساز و کار خاص خود را می‌خواهد. معارف بلند مطرح‌شده در آثار امام مثل کتاب «آداب الصلواة» مقدمه‌ی کار است. فهم تاریخی انقلاب بر اساس آن‌چه بر روح و روان شهداء می‌گذشت، بسیار کارساز است. حضور در چنین فضایی، خود به خود راهی است که چون نوری در میان جنگلی انبوه، خود را می‌نمایاند. موفق باشید

21403
متن پرسش
مثل ِ یک قطار ِ در حال ِ حرکت ، چهره ها به سرعت و به نحوی از کنار َم عبور می کنند که هر لحظه ممکن َست در ایستگاهی توقف کند و مرا برای ِ مدتی به خود مشغول سازند. سالهاست به آلبر کامو مشغول َم . گویی هر ایستگاه سراغ َم می آید و می پرسد فرق ِ ما با هم چیست؟! و من در عملی دردناک، ناچار َم تراوشات ِ خونین ِ روح َم را کنار ِ بند بند ِ سخنان ِ او بچینم و این چنین خود را از سیل ِ اتهامات تبرئه کنم. اینکه با تمام ِ شواهدی که بر علیه ِ من سخن می گویند، چرا تلاش می کنم بگویم سوداگر ِ پوچی و بیهودگی نیستم؟! گاهی اشتراک ِ الفاظ مرا به زحمت می اندازد و من ناچار َم روح ِ زخم خورده َم را بیش از اینها حفاری کنم تا شاید بفهمم در عمق ِ پریشانی، این کدام نجوا ست که این چنین در گوش ِ روح َم فریاد می شود؟! اما به راستی من چه هستم؟! این سوالی ست که یقینا گوش َش از شنیدن ِ مطلق ِ لفظ، سرریز شده و در صدد َست آن را بیابد. این سوال با صدها کتاب و خاطره و حادثه همراه بوده است که هر یک اشاراتی به آن گمشده ی من َست. کامو در بندی از نوشتار ِ خویش پیرامون ِ خودکشی می گوید: داوری جسم کاراتر از داوری جان است و‌ جسم همواره در برابر نیستی پا پس می کشد. ما پیش از آنکه به اندیشیدن خو کنیم به زیستن عادت می کنیم. و من گفتم: آنگاه که حقیقتی دیر می کند، برخی انسان ها تنها دارایی ِ شان را گروگان می گیرند، جسم ِ شان را. اما تماشاچیان همیشه به آخر ِ ماجرا می رسند. گاهی احساس می کنم من وارث ِ تمام ِ گذشتگان ِ شرق و غرب هستم و قرار َست پرتوی ِ دیگری ظهور کند که این جان کندن های ِ پی در پی بشارت ِ طلوع ِاوست. اما آنچه به طرز ِ خاصی دردناک َست آن َست که من هم کامو را چشیده َم هم آوینی را، گویی با هر دو آشنا و خویش َم اما از هر دو هم عبور کرده َم ولی چه کنم که در نظر ِ دیگری بیشتر کامو مآب جلوه می کنم. میان ِ این دو زیست ِ از سر گذشته، چنان در حال ِ فشار َم که نمی دانم آیا جسم می تواند این حجم از طلب ِ روح را برتابد و فردا صبح باز هم آفتاب رخ می دهد ؟! من دیگر نه می توانم با سیاهی ِ عصیان ِ کامو نفس های ِ باقی مانده َم را بگذرانم نه با بدهکاری ِ رنگارنگ ِ آوینی. و هیچ چیز آنقدر تلخ و دشوار نیست که امروز تمام ِ تلاش ها معطوف ِ به آن شود که تو را با آوینی قانع کنند. از نوجوانی تا جوانی تمام ِ تلاش َم را کرده َم که به معلمان ِ هنجار پرست َم بگویم مرا این چنین مطیع و خط کشی شده بار نیاورند و یک بار بگذارند در فهرست ِ منابع بگوییم: خود َم! اما در دنیایی که هنوز هم ما را دنباله رو می پرورانند انتظار ِ آنکه کسی در عالَم ِ خود به سلوک ِ حسین بن علی، رها بیندیشد می توان گفت انتظار ِ لااقل دشواری ست. این روزها پس از سالها تلاش های ِ به ظاهر ناکام فهمیده َم تنها و تنها و تنها اگر در ضمیر ِ صادقان دربدر ِ حقیقت باشم تمام ِ عالَم در خود َم یافت می شود. با این همه به من بگویید برای ِ آنکه خویش ِ آلبر کامو و آوینی ست چه راهی جز طلبکاری می شناسید؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زمانه، زمانه‌ی تصمیم است. دوره‌ی بی‌تصمیمی به امید آن‌که زمانه‌ای بیاید تا ببینیم چه کنیم، گذشته است و فشاری که روح‌‌های حساس نسبت به حقیقت را در برگرفته است، حوالتِ این تاریخ است. تاریخی که اجازه نمی‌دهد نسبت به حقیقتی که ظهور کرده، بی‌تفاوت باشیم. حقیقتی که با انقلاب اسلامی ظهور کرد. شهداء دیدند و معطل نشدند و همسران شهداء نیز آن را درک کردند و در عین شهادت همسرشان که به جان‌شان آتش زد و با سوز جگرشان آن را لمس کردند، توانستند آن را تحمل کنند و زیباترین غمِ این تاریخ را بیافرینند. راستی! اگر حضرت زینب«سلام‌اللّه‌علیها» متوجه‌ی حقیقتی که حسین«علیه‌السلام» متذکر آن بود، نشده بود و آن را نمی‌شناخت، چگونه می‌توانست آن غمِ بزرگ را تحمل کند که نه‌تنها از پایش نینداخت، بلکه بالی شد تا او پرواز کند و پوچیِ دوران را به‌کلّی زیر پا بگذارد.

چرا به آلبرکامو حق ندهم که این‌چنین در عطش رسیدن به حقیقت، سوخت وقتی در دورانِ غروبِ حقیقت به‌سر می‌برد؟! و چرا به آوینی حق ندهیم وقتی متوجه طلوع حقیقت شد و سعی کرد زبانِ لوگوسِ این دوران باشد تا حقیقتِ «وجود» را در این دوران بیان کند و عهدی را که با وجود بسته بود را بنمایاند؟!

راستی! حقیقتی که ما باید به دنبال آن باشیم چیست، و چگونه باید آن را یافت؟!

چیست امر اندیشیدنی‌ترین در این تاریخ که تا به آن نیندیشیم، هنوز اندیشه نمی‌کنیم. در فهم انقلاب اسلامی چه چیزی نااندیشیده مانده است که ما هنوز نتوانسته‌ایم به اهداف انقلاب اسلامی که در آغاز مدّ نظر بوده است، دست یابیم؟ جز این است که انقلاب اسلامی حقیقی‌ترین اندیشه در این تاریخ را در افق جان ما قرار داد تا ما انسانی شویم که این اندیشه برای او آرامش‌بخش باشد؟ هرچند ممکن است در برهه‌ای از یک دوران تاریخی، افق زمان پوشیده و «وقت» گم شود و البته آن‌جا همگی از «وقت» برخوردار نیستند.

ما با درک بی‌واسطه‌ی خود می‌توانیم با حقیقت انقلاب اسلامی مرتبط باشیم، در آن صورت زبان ما، زبان انقلاب اسلامی خواهد بود. زبانی ماوراء زبان روزمرّگی. مثل آن‌که شعر، شاعران را در بر می‌گیرد و شاعر با سرودن شعر شاعر می‌شود. شاعر و متفکر به یافت‌هایی می‌رسند که در قصدشان نمی‌گنجد و آن یافت، بزرگ‌تر از تصور شاعر و متفکر است زیرا آن‌ها سخنِ تاریخ خود را می‌گویند.

تفکر، امری است تاریخی یعنی یک دوران تاریخی را بنیاد می‌نهد و آن را «راه» می‌برد و نگهداری و نگهبانی می‌کند به قسمی که این تاریخ در سایه‌ی آن تفکر دوام و بسط می‌یابد و با آن زندگی می‌کند و دوام می‌آورد. این تاریخ، امری جدا از ما نیست و حقیقت در متن تاریخ، خود را می‌نمایاند تا ما سرگردان نمانیم. موفق باشید 

19873

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: در مورد خواندن تفسیر المیزان دو قول فرموده اید: 1. مباحث قرآني: تفسير سوره‌هاي ذيل را به ترتيبي كه مطرح شده پيشنهاد مي‌كنيم: زمر ، شوري ، صاد ، عنكبوت ، قصص ، نباء ، واقعه ، فاطر ، نمل ، انفال ، ق ، سبأ ، طور ، روم ، محمّد (صلی الله علیه وآله) ، اعراف ، انعام ، احزاب ، آل عمران 2. توصيه ی بنده برای آن‌هایی که می‌خواهند الميزان بخوانند این است كه از اول شروع ‌كنيد و با حوصله و بدون هيچ عجله‌اي آن را ادامه دهید اگر در حین مطالعه‌ی الميزان، مثلاً تا رسیدن به تفسیر سوره‌ی يوسف؛ مُرديد، ادامه‌ی کار را در برزخ خواهید داشت، دلتان بايد دلِ بقا باشد. الان بنده بخواهم شروع کنم از حمد آغاز کنم یا از سوره زمر و شوری و ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای مطالعه‌ی المیزان، همان‌طور که در جزوه‌ی مربوطه عرض شده باید از ابتدا شروع کرد ولی برای آمادگی جهت فهم المیزان، خوب است که صوت شرح چند سوره را ابتدا استماع فرمایید. موفق باشید

19381

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: از آنجا که بنده متاهل هستم و شغل و کسب و کار مناسب و قطعی ندارم اکثر مواقع ذهنم دگیر مسایل معیشتی که فردا چگونه می شود و از این قبیل مسائل می شود و با توجه به اینکه شرایط کشور هم شرایط مساعدی نیست و لااقل تا چهار سال دیگر هم بناست بهتر نشود، 1. راهکاری در مورد رفع مشکل بیکاری بدهید؟ 2. سوال اینجاست که طبق حدیث امام علی علیه السلام: «در توكّل كردنت همين بس كه هيچ كس جز خدا را جريان بخش روزى خود ندانى.» آیا رییس جمهور که توسط مردم انتخاب می شود به عنوان متولی اصلی اقتصاد کشور نقشی در افزایش رفاه اقتصادی مردم ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه‌ی رئیس جمهور آن است که در جای خود شرایط کسب و کار را فراهم کند. ولی جنابعالی با توکل به خدا و همراه با تواضع لازم به سخن حضرت علی«علیه‌السلام» اعتماد کنید. موفق باشید

نمایش چاپی