باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان فرمایشات ایشان هستم. مقام معظم رهبرى «حفظه الله تعالى» در جلسه اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى مى گويد: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين»[1] و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود.
[1] ( 1)- مقام معظم رهبرى« حفظه الله تعالى» در ديدار با شعراء در سال 1387- مولوى در ديباچه ى دفتر اول مى گويد: هذا كِتابُ الْمَثنَوى، وَ هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين، فى كَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْيقين
باسمه تعالی: سلام علیکم: اين روايت نظر به نبوت حضرت محمّد «صلواتاللّهعلیهوآله» و امامت حضرت علي «علیهالسلام» دارد و به اعتبار نبوت حضرت محمد «صلواتاللّهعلیهوآله» و امامت حضرت علي «علیهالسلام» ، هدف از خلقتِ حضرت محمّد و حضرت علي «علیهالسلام»، حضرت فاطمه”علیهاالسلام»است، به عنوان ظهور بندگي كامل خدا. يعني حال كه هدف خلقت انسانها، بندگي خداست و از طرفي هدف از خلق نبي «صلواتاللّهعلیهوآله» به اعتبار نبوتش، و هدف از خلق امام به اعتبار امامتش، همه و همه، ظهور آن بندگي است كه خداوند هدف خلقت انسانها قرار داده است، و حال كه فاطمهزهرا «علیهاالسلام» مظهر بالفعل آن بندگي است كه نبوت و امامت براي ظهور آن پديد آمدهاند، پس اگر نظر به فعليت كامل بندگي كه همان فاطمهزهرا «علیهاالسلام»است نبود، اصلاً خداوند نبوّت و امامتي را اراده نميكرد و لذا است كه ميتوان نتيجه گرفت فاطمهزهرا «علیهاالسلام» مظهر كامل بندگي است. بايد توجّه داشت كه اين روايت نميخواهد مقام عبوديت پيامبر و علي «علیهالسلام» را نفي كند، چراكه خداوند در توصيف رسولالله «صلواتاللّهعلیهوآله» صفت «عَبْدُهُ» را بر صفت «رَسُولُهُ» مقدم ميدارد و در واقع عبوديت محض رسولالله «صلواتاللّهعلیهوآله» را تأييد كرده است، ولي در پيامبرخدا «صلواتاللّهعلیهوآله» عبوديت و نبوت و در علي «علیهالسلام» عبوديت و امامت جمع است و چون خداوند در خلقت انسان نظر به عبوديت او دارد و فاطمهزهرا «علیهاالسلام» نمونة صريح و روشن اين عبوديت است. روايت ميفرمايد: مقصدخلقتِ نبوّت و امامت، خلقت فاطمهزهرا «علیهاالسلام»است و در واقع فاطمه «علیهاالسلام» مظهر همان عبوديت پيامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» است و محبت شديد پيامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» به فاطمهزهرا «علیهاالسلام» در همين راستا است كه در آينه وجود فاطمه «علیهاالسلام» عبوديت خود را مييابد و در عبوديت او مظهري از حقايق را ميبيند و لذا پيامبر «صلواتاللّهعلیهوآله» ميفرمايد: «فَاطِمَةُ حَوراءُ اِنْسِيَّةٌ، فَكُلَّما اَشْتَقْتُ اِلي رائِحَةِالْجَنَّةِ، شَمَمْتُ رائِحَةَ اِبْنَتي فاطِمَةَ»؛[1] يعني فاطمه حوريهاي بشرگونه است، هر زمان مشتاق بوي بهشت ميشوم، دخترم فاطمه را ميبويم. در حديث ديگري ميفرمايند: «فَما قَبَّلْتُها قَطُّ اِلاّ وَجَدْتُ رائِحَةَ شَجَرَةِ طُوبي مِْنها»؛[2] يعني هرگز فاطمه را نميبوسم، مگر اينكه بوي درخت طوبي را از او استشمام ميكنم. پس فاطمهزهرا «علیهاالسلام»مظهر جامعيت بهشت است و حضرت پيامبر «صلواتاللّهعلیهوآله» وقتي ميخواهند به بهشت و شجرة طوبي منتقل شوند و از آن حقايق غيبي بهره گيرند، به فاطمه «علیهاالسلام» نظر ميكنند و او را ميبويند و ارادت به مقام فاطمه زهرا «علیهاالسلام»و توجّه به مقام آن حضرت، قدرت چنين انتقالي را براي ما نيزدارد، البته در حدّ خودمان. توجه به اينگونه مقاماتِ حضرتزهرا «علیهاالسلام» مقدمه براي معرفت به آن حضرت خواهد شد و زمينة درك شب قدر ميشود. موفق باشید
[1] - «بحارالانوار»، ج43، ص4.
[2] - «بحارالانوار»، ج43، ص6.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیج دانشجویی وظیفه دارد فضایی را جهت تفکر ایجاد نماید تا دانشجویان به تاریخی که از طریق انقلاب اسلامی ایجاد شده فکر کنند و متوجهی زمانهی خود و مسئولیتی که به عهده دارند بشوند و به همین جهت بسیج نباید با روحیهی امنیتی و تحکمی به میدان بیاید. حال تذکر به امر مسئولیت تاریخی چه در یک سالن بزرگ باشد و چه در خوابگاه و چه با نصب تابلوهای زیبا؛ عمده آن است که برای تذکر نسبت به انقلاب اسلامی، ما در لاکِ دفاعی نباید فرو رویم بلکه پیامبروار باید متذکر این امر بزرگ باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نماز شب به خودی خود در قالب همان یازده رکعت، آثار تکوینی دارد و انتظار نداشته باشید نتایج آن به سرعت ملموس باشد 2- تعیین وقت ظهور که انکار شده است، شاید به معنای تعیین زمان خاص باشد ولی اینکه متذکر شرایط ظهور حضرت شود شاید از آن جهت است که احساس ظهور میکنند ولی نه به معنای ظهور تامّ که با حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه» محقق میشود. کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که بر روی سایت هست، میتواند متذکر این امر باشد 3- بین آنکه حاکمیت در اختیار ائمه قرار گیرد و یا اینکه حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه» ظهور کنند باید فرق گذاشت. آری! چند بار امکان آنکه امر ائمه محقق شود، فراهم شده بود ولی شیعیان درست وظیفهی خود را انجام ندادند و این غیر از آن است که امام صادق «علیهالسلام» در مورد ظهور حضرت میفرمایند دوست دارم ظهور کند و در خدمتش باشم. 4- وقتی مردم گرفتار روزمرّهگی شدند، نیاز بود کاری صورت گیرد تا برای همه کارِ خارقالعادهای محسوب شود و لذا امامت که امری است موهبی و نه اکتسابی، در امامانی با سنّ کم ظهور کرد که به طور عمومی چنین علومی را کسی نمیتوانست بهدست بیاورد به خصوص در آن سن. در این مورد خوب است به جزوات «هویت گمشدهی شیعه در تاریخ» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه شدهاید مصداق اصلی آن روایت امام معصوم است. ولی در ابتدای حدیث حضرت متذکر میشوند «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ» و از این طریق زمینهی توسعهیافتنِ روایت را به مخاطب میدهند. بدین معنا که خداوند هرکس را به همان اندازه که برای ادارهی امور بندگانش انتخاب کند، به همان اندازه مددهای فوقالذکر را به او ارزانی میدارد و در این رابطه است که ما به نایب ائمه رجوع میکنیم، در آن حدّ که حضرت صاحب الأمر «عجلاللّهتعالیفرجه» در تأیید نوّاب خود میفرمایند: سخن آنها سخن من است. زیرا ذیل الطافی که به امام میشود، آنان نیز مورد لطف الهی قرار میگیرند. در راستای چنین آموزهای حضرت امام صادق (ع) مى فرمايند: رسول خدا (ص) فرمودند: «يَحْمِلُ هَذَا الدِّينَ فِي كُلِّ قَرْنٍ عُدُولٌ يَنْفُونَ عَنْهُ تَأْوِيلَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَ انْتِحَالَ الْجَاهِلِينَ كَمَا يَنْفِي الْكِيرُ خَبَثَ الْحَدِيد»[1] در هر قرن انسانهاى متعادل و عدولى هستند كه اين دين را حمل نموده و هرگونه تأويلِ اهل باطل و تحريف افراطيون، و ادعاهاى جاهلين را از آن دور مى گردانند، همانطور كه كوره ى آهنگران پليدى و چركى آهن را پاك مى كند. موفق باشید
[1] ( 2)- بحارالأنوار، ج 2، ص: 93.
باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید به معنای یکیکردن و یکیشدن، نظر به حقیقتِ یگانهی جاری در عالَم دارد و اینکه خود را در مقابل او نفی کنیم. مقابل توحید از جهت مبانی نظری شرک است، و از جهت مبانی عملی، تکبّر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم هرجا رسیدیم به نور وجود مقدس ائمهی اطهار«علیهمالسلام» بوده است و امروز، حضرت مهدی«عجلاللّهتعالیفرجه»اند که به خلایق مدد میرسانند و معرفت نفس برای فهم این مطلب است که بهتر بتوانیم حضور امام را درک کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست رازی است بین او و خدای او و تنها خودِ آن فرد میداند چرا چنین شده است؟ و نیز رازی است برای نظام اسلامی که با احتیاط بیشتر عمل کند. زیرا آنچه که بیشتر از قرآن باید مدّ نظر باشد کسب معارف عالیه و سلوک إلی اللّه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حرف درستی است ولی واژهی انفعال، واژهی رسایی نیست زیرا حضرت حق در خود و به خود مینگرد و عملاً چیزی در میان نمیآید که موجب انفعال آن مقام گردد 2- ما تا در حق، فانی نباشیم دنیا و ماهیات برایمان معنا دارد تا آنجایی که سالک به چشمِ حق ببیند و حتی از دیدن این نوع دیدن نیز خلاصی یابد آنطور که جناب خواجه عبداللّه انصاری آن پیرِ رهرفته در «منازل السائرین» در منزل توحید متذکر آن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعاً قضاوت با این فرضی که شما میکنید، بسیار مشکل است. با اینکه ما باید تا آنجا که ممکن است فرض را بر برائت بگذاریم، آدم نمیداند در این موارد چه بگوید و چه بکند؟!! حضرت امام مکرراً برای روحانیت، سادهزیستی و ذیّ طلبگی را تأکید میکردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت ائمه«علیهمالسلام» در این موارد در عین آگاهی از باطن امور، مأمور به عمل بر اساس ظواهر هستند تا چهرهی چنین افرادی مشخص شود. نمونهی آن را در روش حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» داشتیم که فرمودند: من از اول با روی کارآمدنِ آقای بازرگان مخالف بودم. ولی چون شورای انقلاب او را پیشنهاد کرده بودند، حضرت امام مخالفت خود را اظهار نکردند و همین موجب شد برای ملت روشن شود اگر میدان به لیبرالها داده شود، انقلاب را یکشبه به دشمن تسلیم میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در هر تاریخی وقتی افقی باز شود و بنا بر آن باشد تمدنی جای تمدنی را بگیرد، در ابتدا به جهت سیطرهی تمدنی که حاکم است، ذهنهای معمولی عموماً در تحقق تمدنی که باید ظهور کند، باور ندارند و آن را دور از واقعیت میدانند ولی پایداری و صبرِ مؤمنین است که زمینهی تحقق تمدن توحیدی را فراهم میکند و آنچه در کوچه و بازار مطابق تمدن حاکم، زرق و برق دارد، از رونق میافتد. آیا ما در چنین شرایطی نیستیم؟! موفق باشید
..........
باسمه تعالی: سلام علیکم: هراندازه به دستورات حضرت حق عمل کنیم آرامآرام نور حق در قلب ما تجلی میکند و دوستداشتنیبودنش برای ما روشن میشود. میفرماید: در دینداری اکراهی نیست، زیرا حضرت حق جان و روان انسان را مطابق همان دستوراتی که داده است خلق کرده و اگر انسان جان و روان خود را خراب نکرده باشد، مطلوب خود را نیز در همان دستورات مییابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه در بنیادِ شیعیان توجه به نور حسین «علیهالسلام» کارساز است و تبلیغ نهتنها بنیاد مخاطبین را به نشاط و حیات میآورد، بلکه خودِ مبلغ نیز به عهد اصیل خود برمیگردد و به همین جهت نباید به جهت گناهانی که داشتهایم از مسیر تبلیغ حرکت سیدالشهدا «علیهالسلام» کوتاهی کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در تاریخی که انسان میخواهد در عین قدسیبودن از ارتجاع و مدرنیته یعنی از نیهیلیسم عبور کند، ساز و کار خاص خود را میخواهد. معارف بلند مطرحشده در آثار امام مثل کتاب «آداب الصلواة» مقدمهی کار است. فهم تاریخی انقلاب بر اساس آنچه بر روح و روان شهداء میگذشت، بسیار کارساز است. حضور در چنین فضایی، خود به خود راهی است که چون نوری در میان جنگلی انبوه، خود را مینمایاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زمانه، زمانهی تصمیم است. دورهی بیتصمیمی به امید آنکه زمانهای بیاید تا ببینیم چه کنیم، گذشته است و فشاری که روحهای حساس نسبت به حقیقت را در برگرفته است، حوالتِ این تاریخ است. تاریخی که اجازه نمیدهد نسبت به حقیقتی که ظهور کرده، بیتفاوت باشیم. حقیقتی که با انقلاب اسلامی ظهور کرد. شهداء دیدند و معطل نشدند و همسران شهداء نیز آن را درک کردند و در عین شهادت همسرشان که به جانشان آتش زد و با سوز جگرشان آن را لمس کردند، توانستند آن را تحمل کنند و زیباترین غمِ این تاریخ را بیافرینند. راستی! اگر حضرت زینب«سلاماللّهعلیها» متوجهی حقیقتی که حسین«علیهالسلام» متذکر آن بود، نشده بود و آن را نمیشناخت، چگونه میتوانست آن غمِ بزرگ را تحمل کند که نهتنها از پایش نینداخت، بلکه بالی شد تا او پرواز کند و پوچیِ دوران را بهکلّی زیر پا بگذارد.
چرا به آلبرکامو حق ندهم که اینچنین در عطش رسیدن به حقیقت، سوخت وقتی در دورانِ غروبِ حقیقت بهسر میبرد؟! و چرا به آوینی حق ندهیم وقتی متوجه طلوع حقیقت شد و سعی کرد زبانِ لوگوسِ این دوران باشد تا حقیقتِ «وجود» را در این دوران بیان کند و عهدی را که با وجود بسته بود را بنمایاند؟!
راستی! حقیقتی که ما باید به دنبال آن باشیم چیست، و چگونه باید آن را یافت؟!
چیست امر اندیشیدنیترین در این تاریخ که تا به آن نیندیشیم، هنوز اندیشه نمیکنیم. در فهم انقلاب اسلامی چه چیزی نااندیشیده مانده است که ما هنوز نتوانستهایم به اهداف انقلاب اسلامی که در آغاز مدّ نظر بوده است، دست یابیم؟ جز این است که انقلاب اسلامی حقیقیترین اندیشه در این تاریخ را در افق جان ما قرار داد تا ما انسانی شویم که این اندیشه برای او آرامشبخش باشد؟ هرچند ممکن است در برههای از یک دوران تاریخی، افق زمان پوشیده و «وقت» گم شود و البته آنجا همگی از «وقت» برخوردار نیستند.
ما با درک بیواسطهی خود میتوانیم با حقیقت انقلاب اسلامی مرتبط باشیم، در آن صورت زبان ما، زبان انقلاب اسلامی خواهد بود. زبانی ماوراء زبان روزمرّگی. مثل آنکه شعر، شاعران را در بر میگیرد و شاعر با سرودن شعر شاعر میشود. شاعر و متفکر به یافتهایی میرسند که در قصدشان نمیگنجد و آن یافت، بزرگتر از تصور شاعر و متفکر است زیرا آنها سخنِ تاریخ خود را میگویند.
تفکر، امری است تاریخی یعنی یک دوران تاریخی را بنیاد مینهد و آن را «راه» میبرد و نگهداری و نگهبانی میکند به قسمی که این تاریخ در سایهی آن تفکر دوام و بسط مییابد و با آن زندگی میکند و دوام میآورد. این تاریخ، امری جدا از ما نیست و حقیقت در متن تاریخ، خود را مینمایاند تا ما سرگردان نمانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای مطالعهی المیزان، همانطور که در جزوهی مربوطه عرض شده باید از ابتدا شروع کرد ولی برای آمادگی جهت فهم المیزان، خوب است که صوت شرح چند سوره را ابتدا استماع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفهی رئیس جمهور آن است که در جای خود شرایط کسب و کار را فراهم کند. ولی جنابعالی با توکل به خدا و همراه با تواضع لازم به سخن حضرت علی«علیهالسلام» اعتماد کنید. موفق باشید
