باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در وسعت حضور انسان در عوالم وجود است که چه اندازه خود را در راستای رجوع به حق وسعت میدهد. یکی تنها نسبتِ خود و خدا را در اصلاح شخصیت فردیاش شکل میدهد، و یکی در نسبتِ ارتباط خود با خدا، اصلاحِ یک امت را به عهده میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همهی علماء به دنبال کاری بودند که حضرت امام شروع کردند. گذشتگان مثل آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائری و آیت اللّه بروجردی زمینهی آن کار را فراهم کردند و حضرت امام چون زمینه فراهم شد و دولت شاه مستقیماً لایحهی انجمنهای ایالتی و ولایتی را به مجلس برد، امام فرصت را غنیمت شمردند و قیام خود را شروع کردند 2- آیت اللّه بهجت و حضرت امام ارتباطِ تنگاتنگی داشتند در آن حدّ که مکرراً حضرت امام از آیت اللّه بهجت میخواستند که مثلاً برای فلان امر، توسلات و نذورات داشته باشند. موفق باشید
بباسمه تعالی: سلام علیکم: مگر اینکه نفس آن بزرگواران، جسمهای متعددی را ایجاد نماید. نگاه دیگر آن است که جسم را در این فراز از زیارت، جسمِ برزخی آن بزرگواران قلمداد کنیم و اینکه جسمِ آنها، باطنِ همهی اجسام است و همهی جسمها در تدبیر باطن آن اجسام یعنی جسم اولیاء معصوم هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مرحلهی اول که انسان باید از گناه خود استغفار کند لازم است که گناهان را به یاد داشته باشد ولی پس از مدتی با نظر به رحمت واسعهی حق، دیگر نباید برای رجوع به خدا بین خود و خدا گناهان را در میان آورد. در قیامت هم در نهایت، انسانهای مؤمن از یادِ گناهان میروند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که تفاوت سرعت عفریت جنی با آوردن تخت حضرت بلقیس توسط عاصف بن برخیا طبق آیات قرآن کاملا متفاوت است. آری! سرعت زیاد مربوط به عفریت جنی است و سرعت تکنیکی امروز نیز که شتاب و عجله است از همان جنس است. ولی جناب عاصف بن برخیا با سرعت زیاد آن تخت را نیاورد بلکه "قبل ان یرتد الیک طرفک" آورد یعنی در بی زمان و فوق معادلات مادی آن کار انجام شد و اتفاقا از همین قضیه می توان نتیجه گرفت که چرا در روایت داریم "العجله من الشیطان". موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع تقسیمبندیهای کلامی را نمیتوان به طور مستقیم در قرآن و نهجالبلاغه که نظر به معارف اسلامی به صورت جامع دارند، پیدا کرد. بهتر آن است که به همان شکل که متون مقدس حقایق را با ما در میان میگذارند، ما به آن متون رجوع کنیم 3- مجموعهی علل که در میان آید حتماً معلول بالضروره محقق میشود ولی هر یک از علل به تنهایی امکان تحقق معلول را فراهم میسازند، زیرا در آن صورت سایر علل در صحنه نیست؛ مثل امکانِ رفتن شما به خانه بهوسیلهی ماشین سواری. ولی اگر همهی علل حتی ارادهی شما در صحنه باشد، بالضروره رفتن شما به خانه محقق میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانها اگر تعلق چندانی به دنیا نداشته باشند، در ابتدای سکرات خود با وجهِ تجردیشان روبهرو میشوند. در این حالت به هر مذهبی که باشند آن حالات و صورتهایی که برای آنها پیش میآید، شیرین است. ولی چون در برزخ، به درون خود کشیده میشود و با نکیر و منکر اعمال آنها بر اساس فطرت و شریعت بررسی میشود حقیقت هرکس برایش در نسبت به خدا معلوم میگردد که این حالت، حالتی نیست که افراد توانسته باشند گزارش بدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «خسن و خسین هر سه دختران مغاویه هستند». به او گفتند: اولاً خسن نه و حسن، و خسین نه و حسین، و هر سه نه و هر دو، دختران نه و پسران، مغاویه نه و معاویه، و در آخر فرزندان علی»علیهالسلام» هستند. در مورد جملهی فوق هم اولاً: مشهور است که گفته شده است: «من تمنطق تزندق». و نه «من تفلسف تزندق». ثانیاً: روایت که نیست، سخن اخباریون است، از آن جهت که اهل تفکر منطقی نیستند 2- به نظر بنده تقسیمبندی جنابعالی رویهمرفته میتواند قابل پذیرش باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم کتابهایی که معرفی کردهاید برای افراد عادی مشکل باشد. با اینهمه کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» و «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» إنشاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هراندازه انسان خود را مشغول عالَم کثرات کند و آرزوهای بلند دنیایی را در خود رشد دهد، چنانچه از نظر عقلی متوجه اعمال خوب باشد، ارادهی انجام آن اعمال را ندارد و بسیاری از دستورات اخلاقی برای آن است که زمینهی عمل به عقاید را در ما شکل دهد. آری! اگر فطرت با هوسها آسیب نبیند، قدرت ادراک حقیقت در ما رشد میکند. و اگر انسان مشغول کثرات دنیایی نشود، قدرت تحریک و انجام اعمال صالح در او شکل میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رؤیای صادقه در مورد تجرد نفس یک شاهد است. اصل مطلب در آنجا ظهور میکند که هرکس خود را بدون بدن مییابد و لذا میفهمد که او غیر از بدنش است. به همین جهت این موضوع در طول تاریخ و برای همهی ملل یک موضوع پذیرفته شده است. آری! در رؤیای صادقه و غیر صادقه نکتهی اصلی نیز همین است که انسان بدون بدن خود را احساس میکند و میفهمد آن کسی که خود را احساس میکند، خودِ او است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز همین حالتی که در حق این بنده از حضرت حق تقاضا کردید را از خداوند برای جنابعالی تقاضا دارم. در مورد ارادهی کلیهی الهی همیشه قرار آن است که حضرت حق آن اراده را در راستای هدایت مردم اعمال میدارد و مظاهر و حجابهای آن اراده را در دورانهای مختلف میتوان یافت و در این دورانی که ما بهسر میبریم، وقتی مییابیم که استکبار جهانی هر قدمی که در مقابل انقلاب اسلامی برمیدارد به اهداف خود نمیرسد و در متن چالشهایی که ایجاد مینماید، انقلاب اسلامی صورتهایی از خود را ظهور میدهد، میفهمیم صورتِ هدایتِ امروزین الهی، انقلاب اسلامی است و البته در هر زمانی این قاعده برقرار است. عمده آن است که هرکس در زمان و تاریخ خود با این حساسیت به جریان امورات نظر کند. سعی شده است تا آنجا که ممکن است در کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» این مسئله تبیین گردد، و البته در حالِ تدوین مطالب دیگری برای هرچه بیشتر کاربردیشدن این موضوع هستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی روی سایت خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «سر آغاز اثر هنری» از هایدگر به خوبی در این مورد راهگشا است. بنده چیزی بهتر از آن کتاب سراغ ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- انشاءاللّه دعایتان در حق این بندهی حقیر مستجاب شود 2- کمی مقاومت کنید، إنشاءاللّه نفسِ شما روزه را خواهد شناخت و تسلیم شما خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به آن معنا که انسانی فرهیخته که متوجه حقایق است و میداند در ما کمالاتی هست که از آن غافلیم، اگر به صورت تذکر ممتد ما را جلو ببرد، یک نحوه تلقین کرده است و از این جهت قابل پذیرش است و حضور در جلسات دینی جهت همین امر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کفر به معنای پوشاندن حق است در هر شرایطی که هستیم و با هر حقی که روبهرو میشویم. و از این جهت میتوانید کفر را نسبت به حقی که پوشیده میشود معنا کنید. و در آیهی مذکور، کفر به حضرت رحمان را به میان میآورد که اگر ایمان مؤمنان سست نمیشد به کافران ثروت فراوانی از طرف خداوند داده میشد. این کفر، کفرِ به «رحمةٌ للعالمینی» حضرت حق است همانطور که کفر به ربوبیت حضرت حق یا کفر به قهاریت حضرت حق هست که همه به معنای کفر به حق و حقیقت است. کفر فقهی کفری است که در فقه، کفر خوانده میشود همچنانکه کفر اعتقادی یعنی انسان در اعتقادات خود حقیقتی را پوشیده بدارد مثل آنکه گمان کند خداوند علم به آینده ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بر مبنای حرکت جوهری، زمان مقدار حرکت است و جایی که حرکت نیست، زمان نیست ولی درک نسبتها در آنجا معنا میدهد مثل درک نسبت علّت در مقابل معلول که امثال مرحوم میرداماد آن را زمان دهری قلمداد میکنند که البته ملاصدرا چنین چیزی را نمیپذیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که متوجه شدهاید حقیقت مولایمان، نور مقدس آن حضرت است. ولی گفت: «گوشم شنید قصهی ایمان و مست شد / کو سهم چشم، صورت ایمانم آرزوست». آری! چقدر شیرین است رؤیت جمال او، زیرا که گفت: «ای لقای تو جواب هر سؤال / مشکل از تو حلّ شود بیقیل و قال». خدای را شکر که در آینهی نایب ایشان یعنی مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» میتوان او را احساس کرد و حقیقتاً معنای حلّشدن مشکل بدون قیل و قال را احساس نمود. موفق باشید
