بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18609
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز و فرزانه حفظه الله: جناب استاد در رابطه با سوال 18590 انگار پارادوکسی وجود دارد. از یک طرف می فرمایید: «کسی که برای منافع خودش بیشتر جوش می زند تا دیگران، اصلا در رحمت خدا وارد نشده است» از طرف دیگر در پاسخ به سوالی در این مورد می فرمایید: «اتفاقا اگر کسی بخواهد حقیقتا به فکر خودش باشد باید بیشتر به فکر بقیه باشد» پس باز هم اصل این شد که انسان باید به فکر خودش باشد و برای خودش جوش بزند و دیگران فقط در حد انجام وظیفه است چنانچه در مورد حضرت رسول هم خداوند به او می فرماید جز بلاغ مبین وظیفه ای نداری، چنانچه حضرت علی در نامه 31 نهج البلاغه با عبارات تمام ذکر و فکرم معطوف به خودم باشد، فهمیدم پیش از آنکه مسئول مردمان باشم وظیفه دار خود هستم تصریح می فرمایند. علامه طباطبایی در تفسیر سوره حدید می فرمایند: رهبانیتی که یاران مسیح از پیش خود ساختند خدای تعالی تشریعش نکرده بود ولی مورد رضایت خدای تعالی بود. بنابراین حتی کسانی که به رهبانیت رو آوردند و فقط به فکر نجات خود بودند هم مورد رضایت خدا واقع شده اند. کوتاه سخن آنکه درست است وظایف اجتماعی نقش مهمی در تکامل آدمی دارد ولی آیا می توان پذیرفت کسی که برای مردم به اندازه خودش جوش نمی رند مطلقا از رحمت خدا دور است؟ با کمال تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در وسعت حضور انسان در عوالم وجود است که چه اندازه خود را در راستای رجوع به حق وسعت می‌دهد. یکی تنها نسبتِ خود و خدا را در اصلاح شخصیت فردی‌اش شکل می‌دهد، و یکی در نسبتِ ارتباط خود با خدا، اصلاحِ یک امت را به عهده می‌گیرد. موفق باشید

18382
متن پرسش
سلام: استاد عزیز ان شاء الله که در سلامت کامل باشید. استاد چند تا سوال داشتم. 1. چرا تا قبل از حضرت امام رضوان الله علیه هیچ یک از علما (چون آیت الله بروجردی که قطعا در جامعه معروف تر از امام بود، آیت الله بهجت و و...) علیه نظام ظالم قیام نکردند؟ چرا قبل از امام کسی از ولایت فقیه و حکومت یک فقیه بر مردم سخن نگفت! 2. آیا آیت الله بهجت رحمه الله با حضرت امام ارتباط داشتند؟ اگر آری پس چرا اسمی از ایشان در جریان انقلاب نیست؟ خیلی ممنونم. التماس دعا یا علی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همه‌ی علماء به دنبال کاری بودند که حضرت امام شروع کردند. گذشتگان مثل آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائری و آیت اللّه بروجردی زمینه‌ی آن کار را فراهم کردند و حضرت امام چون زمینه فراهم شد و دولت شاه مستقیماً لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی را به مجلس برد، امام فرصت را غنیمت شمردند و قیام خود را شروع کردند 2- آیت اللّه بهجت و حضرت امام ارتباطِ تنگاتنگی داشتند در آن حدّ که مکرراً حضرت امام از آیت اللّه بهجت می‌خواستند که مثلاً برای فلان امر، توسلات و نذورات داشته باشند. موفق باشید

18248
متن پرسش
حضرت استاد سلام علیکم: استاد یزدانپناه در کتاب عرفانشان می فرمایند جسم امام هم به عالم احاطه دارد و استشهاد می کنند به اجسادکم فی الاجساد .. روح امام علیه السلام درست اما جسمشون چگونه می تواند احاطه داشته باشد در عین حال مادی هم باشد؟ ممنونم
متن پاسخ

بباسمه تعالی: سلام علیکم: مگر این‌که نفس آن بزرگواران، جسم‌های متعددی را ایجاد نماید. نگاه دیگر آن است که جسم را در این فراز از زیارت، جسمِ برزخی آن بزرگواران قلمداد کنیم و این‌که جسمِ آن‌ها، باطنِ همه‌ی اجسام است و همه‌ی جسم‌ها در تدبیر باطن آن اجسام یعنی جسم اولیاء معصوم هستند. موفق باشید

18240
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: آیا تاکنون به شعله های آتش دقت نموده اید؟ شعله شدت و ضعف دارد گاهی زیاد و گاهی کم می شود آیا اینکه گاها انسان به یاد گناهانش می افتد و عذاب می کشد و گاهی آنها را فراموش می کند نیز همینگونه است؟ آیا می بایست با یادآوری گناهان آتش را زیاد کنیم تا پاک شویم؟ و یا می توان این آتش را خاموش کرد؟ سوال دیگرم اینست که افرادی که از جهنم خلاص می شوند آیا گناهان خود را فراموش می کنند؟ زیرا تا هنگامی که انسان خطاهایش را به یاد بیاورد عذاب می کشد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مرحله‌ی اول که انسان باید از گناه خود استغفار کند لازم است که گناهان را به یاد داشته باشد ولی پس از مدتی با نظر به رحمت واسعه‌ی حق، دیگر نباید برای رجوع به خدا بین خود و خدا گناهان را در میان آورد. در قیامت هم در نهایت، انسان‌های مؤمن از یادِ گناهان می‌روند. موفق باشید

17197
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز و گرامی: دیشب با یکی از دوستان صحبت از کتاب «تمدن زایی شیعه» شما به میان آمد. ایشان سوالی را مطرح کردند که از جواب دادن به آن درماندم. گفتند استاد طاهرزاده یکی از نقدهایی که به فرهنگ غرب دارند بحث سرعت موجود در تکنولوژی است و اینکه این سرعت انسان را از آرامشی که باید داشته باشد محروم کرده و ریشه بسیاری از اضطرابهای انسانهای امروز بخاطر دور شدن از این آرامش و تأنی است. بعد گفتند اگر سرعت بد است پس چرا (به مثال شما ارجاع دادند) وقتی آن افریت جن قرار شد تخت بلقیس را برای حضرت سلیمان بیاورند که گفتند قبل از اینکه بنشینی آن را برایت حاضر خواهم کرد، قبول نکردند و از عاصف بن برخیا که گفت قبل از اینکه چشم بر هم بزنی آن را برایت حاضر خواهم کرد قبول کردند (یعنی قبول سرعت بیشتر). پس معلوم می شود سرعت هم موضوعیت دارد و نمی شود آن را رد کرد و مخالف آموزه های دینی و سلوکی دانست!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که تفاوت سرعت عفریت جنی با آوردن تخت حضرت بلقیس توسط عاصف بن برخیا طبق آیات قرآن کاملا متفاوت است. آری! سرعت زیاد مربوط به عفریت جنی است و سرعت تکنیکی امروز نیز که شتاب و عجله است از همان جنس است. ولی جناب عاصف بن برخیا با سرعت زیاد آن تخت را نیاورد بلکه "قبل ان یرتد الیک طرفک" آورد یعنی در بی زمان و فوق معادلات مادی آن کار انجام شد و اتفاقا از همین قضیه می توان نتیجه گرفت که چرا در روایت داریم "العجله من الشیطان". موفق باشید

16733
متن پرسش
سلام استاد: خداقوت. یک طبقه بندی موضوعی کردم در آثار شما، و طبق آن می خواهم مطالعه کنم، بهمین خاطر چند سوال داشتم: 1. در مباحث قرآنی و نهج البلاغه، کدامشان راجع به عدل خدا ست؟ 2. در مباحث قرآن و نهج البلاغه کدامشان در مورد نبوت و امامت است؟ یک سوال جدا هم داشتم، اینکه: علامه رحمت الله علیه می فرمایند: «اگر یک پدیده را با مجموع علت تامه و همچنین با اجزای علت تامه اش بسنجیم نسبت آن به علت تامه، نسبت ضرورت (جبر) خواهد بود و نسبتش به هر یک از اجزای علت تامه، نسبت امکان است، زیرا جزء علت نسبت به معلول تنها امکان وجود را می دهد نه ضرورت وجود را» . (شیعه در اسلام / ص 111) استاد، اگر می شود این جمله را به حقیر به زبان ساده توضیح دهید، چون کمی برایم سخت بود و متوجه نشدم، بخاطر همین مزاحم وقت شریف شما شدم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع تقسیم‌بندی‌های کلامی را نمی‌توان به طور مستقیم در قرآن و نهج‌البلاغه که نظر به معارف اسلامی به صورت جامع دارند، پیدا کرد. بهتر آن است که به همان شکل که متون مقدس حقایق را با ما در میان می‌گذارند، ما به آن‌ متون رجوع کنیم 3- مجموعه‌ی علل که در میان آید حتماً معلول بالضروره محقق می‌شود ولی هر یک از علل به تنهایی امکان تحقق معلول را فراهم می‌سازند، زیرا در آن صورت سایر علل در صحنه نیست؛ مثل امکانِ رفتن شما به خانه به‌وسیله‌ی ماشین سواری. ولی اگر همه‌ی علل حتی اراده‌ی شما در صحنه باشد، بالضروره رفتن شما به خانه محقق می‌شود. موفق باشید

16606
متن پرسش
سلام علیکم: ضمن عرض قبولی طاعات و عبادات، جناب استاد مدتیه مطلبی ذهنم را مشغول کرده که اگر لطف بفرمائید و پاسخ بدهید ممنون شما می شوم. بنده مطالعاتی در خصوص تجربیات نزدیک مرگ و همچنین احضار ارواح داشته ام. در خصوص تجربیات نزدیک مرگ غالب افراد از ادیان و ملیت های مختلف، تجربیات نزدیک به همی داشته اند. این امور در ابتدا حس تمایل به معنویت را در درون انسان زنده می کنه ولی باعث می شه که انسان به نوعی کثرت ادیان را قبول کنه. چرا که اولا نسبت به حقانیت دین اسلام و یا لزوم اطاعت از اهل بیت (ع) هیچ گونه آگاهی به این افراد که متدین به دین ها و مذاهب دیگری هستند داده نمیشه. و ثانیا به عکس در مواردی به اون ها توصیه می شه به همان دینی که دارند متدین بشند. از طرفی نحوه تجربیات ذکر شده به گونه ای که احتمال شیطانی بودن این تجربه را به حداقل می رسونه. چرا که همه این افراد از هر دین و مذهبی از ملاقات با نور خدا و عشق بی اندازه او خبر داده اند. بسیاری در این تجربیات همه زندگی خودشون را به عینه مشاهده کرده اند. در واقع آن چیزی که به اونها توصیه می شه اینه که به یاد خدا باشند با هر مذهبی که دارند. حتی در مواردی این جور از سخنان این افراد برداشت می شه که هر اتفاقی در زندگی انسان نشانه و مرحله ای است که خدا برای اون بنده مقدر کرده و نبایست از اون رو گردون باشه که این جوری خیلی از چیزهائی که ما اون ها را حرام می دونیم برای شخص تجویز میشه. سوال من اینه که چطور می تونیم اولا این امور را با حقانیت مذهب و آئین خودمان جمع کنیم. و ثانیا چطور می شه با لزوم التزام به حرام و حلال های شرعی این موارد را توجیه کرد؟ در خصوص احضار اوراح و مواردی از آگاهی ها و اطلاعاتی که بعضا از این طریق به دست اومده هم سوالاتی داشتم که جهت اطاله کلام از اون ها صرف نظر می کنم فقط در همین حد که این مطالب به سختی با تصور دینی ما از عالم برزخ و حساب و کتاب و شب اول قبر قابل تطبیقه. لطفا اگه میشه در این خصوص بنده را راهنمائی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان‌ها اگر تعلق چندانی به دنیا نداشته باشند، در ابتدای سکرات خود با وجهِ تجردی‌شان روبه‌رو می‌شوند. در این حالت به هر مذهبی که باشند آن حالات و صورت‌هایی که برای آن‌ها پیش می‌آید، شیرین است. ولی چون در برزخ، به درون خود کشیده می‌شود و با نکیر و منکر اعمال آن‌ها بر اساس فطرت و شریعت بررسی می‌شود حقیقت هرکس برایش در نسبت به خدا معلوم می‌گردد که این حالت، حالتی نیست که افراد توانسته باشند گزارش بدهند. موفق باشید

14852

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: در روایتی - به فرض که صحیح السند باشد - داریم: «من تفلسف تزندق» که فلسفه را معادل کفر شمرده و تفکیکی ها هم زیاد به ان استناد می کنند. آیا می شود اینطور بگوییم که مراد امام از فلسفه در اینجا فلسفه بافی است نه فیلسوفی؟ به این معنا که بگوییم شخص در فلسفه بافی از حقیقت دور افتاده و گرفتار باطل شده و برای توجیه بطلان خود دلیل می تراشد. مثل بخشی از فلسفه ی غرب که در واقع یک نحوه تفلسف است و ابتدا دنیای غرب دچار عمل زدگی شد و بعد شروع کرد به اینکه برای اعمال و رفتار خود که ناشی از ظهور نفس اماره بود مبنای علمی و فکری پیدا کند - صرفنظر از این که بعضی فلاسفه ی غرب برای رهایی از این بحران متوسل به حقیقت شدند. مثل هایدگر - ولی فیلسوفی آن است که انسان جویای حقیقت بدون اینکه عمل را مقدم بر نظر کند به حقیقت می اندیشد و به آن می رسد و بر طبق آن عمل می کند. و این همان حکمتی است که ما را به آن تشویق کرده اند؟ و با این فرض آیا می شود فلاسفه ی غرب را به سه دسته تقسیم کنیم: 1. آنهاکه با تفکر خود به ظهور هرچه بیشتر مدرنیته کمک کردند مثل بیکن و کانت. 2. آنها که به این تفلسف تذکر دادند و از آن خبر دادند مثل نیچه. 3. آنها که علاوه بر تذکر به فکر چاره جویی هم بر آمدند مثل هایدگر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «خسن و خسین هر سه دختران مغاویه هستند». به او گفتند: اولاً خسن نه و حسن، و خسین نه و حسین، و هر سه نه و هر دو، دختران نه و پسران، مغاویه نه و معاویه، و در آخر فرزندان علی‌»علیه‌السلام» هستند. در مورد جمله‌ی فوق هم اولاً: مشهور است که گفته شده است: «من تمنطق تزندق». و نه «من تفلسف تزندق». ثانیاً: روایت که نیست، سخن اخباریون است، از آن جهت که اهل تفکر منطقی نیستند 2- به نظر بنده تقسیم‌بندی جنابعالی روی‌همرفته می‌تواند قابل پذیرش باشد. موفق باشید

13726

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشكر از استاد بزرگوار: مدتي پيش دو عنوان از كتاب​هاي شما (كربلا مبارزه با پوچي​ها و راز شادي امام حسين(ع) در قتلگاه) را به تعداد جند نسخه تهيه كردم و در مسجد بين خانم هاي مسجد كه اغلب خانه دار هستند توزيع كردم كه بخوانند. اما نگران هستم شايد اين كتاب ها بالاتر از سطح فكري آنها باشد و نتوانند چندان بهره​مند شوند. شما كدام يك از آثارتان را براي سير مطالعاتي و يا مسابقات در مسجد توصيه مي كنيد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم کتاب‌هایی که معرفی کرده‌اید برای افراد عادی مشکل باشد. با این‌همه کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» و «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

13264
متن پرسش
سلام: می خواستم بدانم که شخصی که عالما و عامدا گناه می کند علتش چیست؟ درمان آن را نیز بفرمایید؟ حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی نیز فرموده اند که: ما در دستگاه بيروني‌مان يك سلسله مجاري ادراكي داريم چشم، گوش كه اينها مي‌فهمند چشم مي‌بيند، گوش مي‌شنود. يك سلسله مجاري تحريكي داريم دست، پا اينها چيز نمي‌فهمند ولي كار مي‌كنند. لامسه غير از دست است. لامسه غير از پاست. نيروي لامسه در تمام جِرم بدن مفروش است. دست و پا سرد و گرم و مانند آن را درك مي‌كنند اما حركت براي نيروي لامسه نيست. اين پا بايد بدوَد اين كار است. خب پس ما يك سلسله نيروهايي داريم كه متولّيان ادراك‌اند يك سلسله نيروهايي داريم كه متولّيان تحريك‌اند اين اصل اول. اصل دوم آن است كه افراد از نظر سلامت و معیوب بودن اين نيروها چهار گروه‌اند: گروه اول كساني‌اند كه هم نيروهاي ادراكي اينها سالم است هم نيروهاي تحريكي اينها، اگر يك مار و عقربي هست اينها كاملاً مي‌بينند و كاملاً هم فرار مي‌كنند فرار كردن براي پاست ديدن براي چشم است اينها هم از نظر ادراك سالم‌اند هم از نظر تحريك. گروه دوم كساني‌اند كه ادراك اينها قوي است ولي تحريك اينها ضعيف است يعني چشمشان سالم است مار را مي‌بينند، عقرب را مي‌بينند، خطر را مي‌بينند اما پايشان فلج است. خب اين چطور فرار بكند پايش بسته است. حالا چه كسي بست مطلب ديگر است. اين كسي كه چشمش باز است و پايِ او بسته، اين مي‌فهمد هيچ ترديدي ندارد كه اين مار است و دارد مي‌آيد و مسموم مي‌كند و مي‌كُشد اما نمي‌تواند فرار كند. گروه سوم كساني‌اند كه مجاري ادراكي اينها ضعيف است و مجاري تحريكي اينها قوي مثل نابيناهايي كه دست و پاي آنها سالم است مي‌توانند بدوَند اما مار را نمي‌بينند عقرب را نمي‌بينند، اتومبيلي كه دارد مي‌آيد را نمي‌بينند. اينها از نظر ادراك محروم‌اند و از نظر تحريك سالم‌اند. گروه چهارم كساني‌اند كه از هر دو جهت آسيب مي‌بينند هم معلولانِ اعضا و جوارحِ ادراكي‌اند هم معلولان اعضا و جوارح تحريكي، هم نابينا و ناشنواست هم دست و پاي او فلج است. اينها چهار گروه‌اند. كاملاً بين نيروي ادراكي و نيروي تحريكي فرق است. در درون ما هم اين چنين است. اگر امکان دارد راه درمان گروه دوم، سوم و چهارم را نیز استاد طاهر زاده بفرمایند. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هراندازه انسان خود را مشغول عالَم کثرات کند و آرزوهای بلند دنیایی را در خود رشد دهد، چنان‌چه از نظر عقلی متوجه اعمال خوب باشد، اراده‌ی انجام آن اعمال را ندارد و بسیاری از دستورات اخلاقی برای آن است که زمینه‌ی عمل به عقاید را در ما شکل دهد. آری! اگر فطرت با هوس‌ها آسیب نبیند، قدرت ادراک حقیقت در ما رشد می‌کند. و اگر انسان مشغول کثرات دنیایی نشود، قدرت تحریک و انجام اعمال صالح در او شکل می‌گیرد. موفق باشید

13209
متن پرسش
سلام جناب استاد: اگر استناد ما به مجردی روح رویای صادقه باشد می توان گفت که رویای صادقه را خداوند در خیال انسان ایجاد می کند. در واقع استناد به رویای صادقه احساس می کنم یک خورده ناجور است یا آدم در خود به خوبی نمی یابد چنان که در آنجایی که در خواب پراکنده هم خود من می بینم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رؤیای صادقه در مورد تجرد نفس یک شاهد است. اصل مطلب در آن‌جا ظهور می‌کند که هرکس خود را بدون بدن می‌یابد و لذا می‌فهمد که او غیر از بدنش است. به همین جهت این موضوع در طول تاریخ و برای همه‌ی ملل یک موضوع پذیرفته شده است. آری! در رؤیای صادقه و غیر صادقه نکته‌ی اصلی نیز همین است که انسان بدون بدن خود را احساس می‌کند و می‌فهمد آن کسی که خود را احساس می‌کند، خودِ او است. موفق باشید

12462
متن پرسش
سلام علیکم: در ماه ضیافت الهی وصول به گوهر و قلب میزبان این ماه را برای شما و همگان آرزومندم. ما را هم از دعاهای خیرتان فراموش نفرمایید. خیلی خوشحالم که مطالب جدید شما استاد بزرگوار نظریه و بلکه حقیقت سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) و بلکه بالاتر سلوک ذیل گوهر و قلب امام خمینی (ره) را بر ما ملموس تر می فرماید. در یادداشت «غروبی جانگذاز و طلوعی امید بخش» به خوبی نمایش داده شده بود که تنها راه عبور از بحران امروز ایران و جهان توجه تام در فکر و عمل به روح زمانه و اراده الهی در عصر کنونی یعنی امام خمینی رحمه الله علیه و انقلاب اوست که این دو از هم تفکیک ناپذیرند. اگر امام را بخواهیم خوب بشناسیم باید خوب انقلاب و هدف آن را بشناسیم و اگر انقلاب را بخواهیم خوب درک کنیم بجز از دروازه دید روح الله نمی توانیم چیزی فهم کنیم. این کلید واژه توبه تاریخی بشریت خیلی امید زاست شاید راز این همه امید آقا به مردم و جوانان و برتر پنداشتن جوانان امروز نسبت به اول انقلاب زیر سر همین نکته باشد یعنی باید به زودی منتظر توبه ای فراگیر باشیم که انقلابی در درون انقلابمان ایجاد می کند. و نکات دیگری که خیلی مشعوف شدم. اما یک سوال از قسمت اخر بحث یعنی این نکته که برای تحلیل وقایع باید به واقعیت توجه کرد اما به گوهر واقعیت که اراده و مشیت الهی در هر عصر و زمانی است. این واقعیت در وجه کلانش که دارای پشتوانه مشیت الهی است در زمان ها و اعصار مختلف در جنبه ظاهریش بسیار متغیر است که این ظاهر حتی گاهی به نفع جبه باطل و شیطان است مثل زمان دوران شاه و قبل از آن که به نوعی روح زمانه را هر چند کوتاه به سمت خود معطوف می کنند حال در این مواقع چگونه باید مشیت الهی را دریافت کنیم و بر طبق آن عمل و سلوک کنیم؟ آیا صرف توجه به کلیات مساله که خداوند دارد تاریخ را رشد می دهد و مردم به صورت تاریخی در حال رشدی بیشتر از قبل هستند کفایت می کند یا باید دقت بیشتری کرد. مثال دیگر عرض کنم شاید سوال واضح تر شود. با اینکه روح انقلاب در حال گسترش است اما در دولتهای مختلف این گوهر انقلاب گاهی به حجاب می رود (مثل دوران اصلاحات و شاید هم الان) حال در این گونه مواقع مشیت الهی را چگونه باید پیدا کرد، مشیتی که به فرموده درست شما در دل مردم نهفته شده و رهبران بزرگ مثل امام و آقا آن را می یابند و بر طبق آن عمل می کنند. یعنی در جنبه ظاهری که جامعه دارد به سمت فساد و بی دینی میل می کند دست اراده الهی که دارد هدایت می کند را از کجا باید پیدا کنیم و دنباله رو آن باشیم. و اصلا اگر دست الهی در هدایت است (که قطعا اینگونه هست) چرا وجه ظاهری حتی تا سالها به سمت سقوط و هبوط پیش می رود؟ با تشکر از وقتی که می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز همین حالتی که در حق این بنده از حضرت حق تقاضا کردید را از خداوند برای جنابعالی تقاضا دارم. در مورد اراده‌ی کلیه‌ی الهی همیشه قرار آن است که حضرت حق آن اراده را در راستای هدایت مردم اعمال می‌دارد و مظاهر و حجاب‌های آن اراده را در دوران‌های مختلف می‌توان یافت و در این دورانی که ما به‌سر می‌بریم، وقتی می‌یابیم که استکبار جهانی هر قدمی که در مقابل انقلاب اسلامی برمی‌دارد به اهداف خود نمی‌رسد و در متن چالش‌هایی که ایجاد می‌نماید، انقلاب اسلامی صورت‌هایی از خود را ظهور می‌دهد، می‌فهمیم صورتِ هدایتِ امروزین الهی، انقلاب اسلامی است و البته در هر زمانی این قاعده برقرار است. عمده آن است که هرکس در زمان و تاریخ خود با این حساسیت به جریان امورات نظر کند. سعی شده است تا آن‌جا که ممکن است در کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» این مسئله تبیین گردد، و البته در حالِ تدوین مطالب دیگری برای هرچه بیشتر کاربردی‌شدن این موضوع هستم. موفق باشید

11892
متن پرسش
سلام: با چه کتبی می توان سلوک کرد. عملی و قلبی. لطفا سیر مطالعاتی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی روی سایت خوب است. موفق باشید

6975
متن پرسش
باعرض سلام طبق ایه شریفه تطهیر اهل بیت علیهم السلام طهارت تکوینی خدا درمورد ایشان اراده کرده است بااین حال اشکال که به نظر میرسد بحث اختیار ایشان مطرح می شود که شما جواب اشکال را فرمودید حضرات اختیار در حفظ این عصمت و طهارت دارند بااین حال باتوجه به اینکه اراده تکوینی خدا اصلا امکان تخلف ندارد ودر تحقق اختیار شرط امکان انجام دوطرف باید لحاظ شود به نظر می رسد هنوز اشکال اختیار حضرات مطرح است علاوه براینکه در ایه تطهیر می فرماید یرید که استمرار خواستن خدا حتی در حفظ این طها رت رابه خدا نسبت داده است باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که عصمت پیامبران و طهارت تکوینی ائمه«علیهم‌السلام» موهبتی است، طهارت تکوینی ائمه به این معنا است که لطفی است از طرف خداوند، و با اختیار آن ذوات مقدس به‌دست نیامده. مثل آن‌که جنابعالی بعد از ماه رمضان به شعوری می‌رسید که به‌راحتی زشتی گناه را می‌فهمید و راحت می‌توانید بر گناه مسلط شوید، و در عین حال اختیار شما از حوزه‌ی شخصیت شما خارج نمی‌شود زیرا آن عصمت با برهان ربّ همراه است و نه با سلب اختیار و در همین رابطه خداوند نور عصمت حضرت یوسف«علیه‌السلام» و مخلَص‌بودن آن حضرت را تبیین کرد آن‌جا که فرمود: « لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ» -اگر برهان پروردگار را نمى‏دید- قصد وى مى‏نمود! اینچنین کردیم تا بدى و فحشا را از او دور سازیم؛ چرا که او از بندگان مخلص ما بود!. موفق باشید
6522
متن پرسش
سلام علیکم .امیدوارم حالتان خوب باشد و اما سوال اول .در کتاب خویشتن پنهان فرموده بودید که شیطان نمیتواند در خواب یه صورت اهل بیت دربیاید و این فرموده ی خود رسول اکرم است .حال انسان گاهی اوقات خواب اهل بیت را میبیند که در یک نوع از خواب طوری اهل بیت قرار میگیرند و یا خواب طوری رقم میخورد که صورت امام را نمیبینی ولی به انسان القا میشود که کدام امام بود . در نوعی دیگر از خواب گاهی به شکل یک انسان مومن که میشناسی در خوابت می آیند ولی باز هم به انسان القا میشود که کدام امام است و گاهی هم با یک چهره ی ناشناس که انسان تا به حال ندیده است . الف) حال اینکه آیا این رویاها صادق است ومیتوان به آنان اعتماد کرد و این افراد در خواب همان ذوات مقدسه اند؟ ب) و اینکه چرا در بعضی جاها بی شکل و در بعضی جاها به صورت یک انسان آشنا و در بعضی جاها به صورت یک انسان ناشناس می آیند ؟ ج)و اینکه در نفس انسان چه چیزی رخ میدهد که خودش میفهمد این کدام امام است میشودکمی توضیح دهید اما سوال دوم در یکی از سخنرانی هایتان فرمودید که شما در خواب زن و مرد ندارید بلکه فقط هستید .اما وقت خواب انسان جنسیت خودش را متوجه میشود که مرد هست یا زن هست .بعضی از خواب ها را که میبینی به وضوح شخصیت مرد بودن یا زن بودن خودمان را متوجه میشویم ؟ در خصوص این هم کمی توضیح بفرمایید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: الف: نمی‌توان به هیچ‌ رؤیایی اعتماد کرد، می‌ماند که ممکن است بنا به شواهدی برای خودمان قابل اعتماد باشد ولی آن قسمت که با شکل کسی روبه‌رو می‌شوید که می‌شناسید و القاء می‌شود امام است، دلیلی بر اعتماد به آن برای خودمان هم وجود ندارد ب: بعضاً بستگی به صورت‌های مأنوس ما دارد و بعضاً به نور وارداتی که تجلی می‌کنند ج: نمی‌دانم 2- بنده نگفتم در خواب شما زن و مرد نیستید، عرض بنده آن است که شما در نفس ناطقه‌ی خود زن و مرد نیستید، زن و مرد مربوط به بدن شما است. موفق باشید
6449
متن پرسش
ضمن سلام ، آیا به نظر مطلوبه که یک خبرگزاری اشتباهات و کارهای نادرست فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی و ... مربوط به دولت روحانی را کاملا منطقی و کارشناسی شده گوشزد کند یا خیر فعلا باید سکوت کرد ؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم است بیکارید که چنین حساسیت‌هایی دارید! ما در تاریخ دیگری قرار داریم ماوراء چنین حرف‌هایی. حال یا عده‌ای از این‌افرادگذشته‌ی خود را بازخوانی می‌کنند و به روحی که انقلاب اسلامی در خود دارد می‌پیوندند و یا تکلیفشان را با انقلاب معلوم می‌کنند. مولوی چقدر زیبا می‌گوید: مولوى در رابطه با این‏که عده ‏اى همواره کار زیاد ‏کنند و مردم را از کار اصلى خود باز مى‏دارند داستان کُره اسبى را به میان مى‏آورد که در حال آب‏خوردن بود تا تشنگى خود را رفع کند و صاحب اسب‏ها که با سوت‏زدن مانع آب‏خوردن آن کره اسب مى‏شد و نتیجه مى‏گیرد همواره از این کارافزاها بوده و هستند، تو کار خود را انجام بده. مى‏گوید: گفت مادر، تا جهان بوده است از این‏ کار افزایان، بُدند اندر زمین‏ هین تو کار خویش کن اى ارجمند زود، کایشان ریشِ خود بَر مى‏کَنند وقتْ تنگ و مى‏رود آبِ فراخ‏ پیش از آن کز هجر گردى شاخ‏ شاخ‏ شهره کهریزى‏ست پر، آبِ حیات‏ آب کَش، تا بَر دَمَد از تو نبات‏ آبِ خضر از جوى نطق اولیاء مى‏خوریم اى تشنة غافل بیا ما چو آن کُرّه، هم آب جو خوریم‏ سوى آن وسواس طاعن ننگریم‏ وقتى انسان متوجه شد کارافزایانِ عالَم دام‏هایى براى زندگى ما پهن کرده ‏اند، راه خود را پیدا کرده‏ ایم. و فرصت را جهت نوشیدن آب زندگانى از دست نمى‏دهیم‏ . موفق باشید
1127

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد من هفته پیش کنکور دادم و مدتهاست درگیر اینم که با چه هدف متعالی میتوانم ادامه تحصیل بدهم که در راستای بندگی قرار بگیرد ( ضمن اینکه در رشته ریاضی تحصیل میکنم ) در صورت امکان رشته ای را پیشنهاد کنید ممنون .
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی رشته‌ی تحصیلی مهم نیست، یا باید مطابق رشته‌ی ریاضی ادامه‌ی تحصیل بدهید و یا در علوم انسانی مثل ادبیات و الهیات ادامه‌ی تحصیل بدهید، مهم آن است که تصمیم داشته باشید در هر حال معارفی را در کنار کار دنبال کنید که شما را با قرآن و روایات ائمه‌ی معصومین«علیهم‌السلام» آشنا و مرتبط کند. موفق باشید
1104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. به نظر شما با اینکه فشار خیلی زیادی روی اقای احمدی نزاد نسبت به اقای مشایی وجود دارد چرا ایشان رابطه خود را با مشایی قطع نمی کنند .ایا این دلیل لجبازی ایشان است یا قبول نظرات مشایی؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بنده اطلاعی ندارم و به بعضی از صحبت‌های آقای مشائی هم انتقاد جدّی دارم، ولی از آن‌جایی که آقای احمدی‌نژاد در جلسه‌ی اخیر استانداران کشور می‌گوید 25 سال است آقای مشایی را می‌شناسد و آن را فرد با تقوایی می‌داند نمی‌توان انتظار داشت تحت تأثیر فشارها قرار گیرد. موفق باشید
21705

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام حال شما خوبه ان شاءلله: ما اگر بخواهیم بین هنر و فلسفه تفاهمی ایجاد کنیم و در عرضه این نسبت در زیر سایه عقل قدسی و ذوق فلسفی هنری آثاری را به جامعه هدیه کنیم چگونه ممکن است؟ شاید نام هنرمند خارجی ونسان ونگوگ که هایدگر هم با این هنرمند آشنا بوده است برای شما هم آشنا باشد. استاد چگونه می توانیم هنرمندی توانا در زیر سایه عقل قدسی و در بستر روح زمانه باشیم؟ همین جا جواب بدید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «سر آغاز اثر هنری» از هایدگر به خوبی در این مورد راهگشا است. بنده چیزی بهتر از آن کتاب سراغ ندارم. موفق باشید

19034
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار نیت کردم که ان شاءالله ماه رجب و شعبان را کامل روزه بگیرم و به ماه رمضان وصل کنم. اما متاسفانه بعضی مواقع احساس ضعف می کنم و گاها از انجام مطالعه ی درسی و بعضی از کارهای روزانه عقب می افتم و احساس خستگی و بیهوده بودن روزه می کنم. از طرفی می ترسم با انجام این نیت ماه مبارک رمضان را آن طور که باید با شوق و ذوق درک نکنم (البته نعوذ الله). از طرف دیگر نیت کردم ماه رجب و شعبان امسال را از دست ندهم و این دو ماه را (مراحل سیر و سلوک و تقویت خود راستین) مقدمه ای برای پرواز روح در ماه رمضان تعالی بدهم. استاد بزرگوار در این ماه عزیز خیلی دعایمان کنید، ان شاءالله حضرت حق شهادت را اجر دست گیری از ما جوانان برای تان رقم بزند!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ان‌شاءاللّه دعایتان در حق این بنده‌ی حقیر مستجاب شود 2- کمی مقاومت کنید، إن‌شاءاللّه نفسِ شما روزه را خواهد شناخت و تسلیم شما خواهد شد. موفق باشید

18359
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید: استاد نمیدونم چه جوری تشکر کنم از اینکه ما رو بی نصیب از علم و توجهتون نمیذارین و بدون هیچ چشم داشتی جواب ما رو میدین، اینجا جایی هست که بیشترین اطمینان رو میتونیم داشته باشیم که به جوابمون می رسیم و از سردرگمی درمیام، در یک جمله، خیر دنیا و آخرت نصیبتون ان شاءالله. استاد سوالی برای بنده پیش اومده که آیا اصلا چیزی به عنوان تلقین داریم یا نه و اگر هست آیا در بعد معنوی و سیر و سلوک هم میشه از این پتانسیل استفاده کرد و نحوه به کارگیری این توان در زمینه سلوک معنوی به چه طریق هست؟ تشکر استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به آن معنا که انسانی فرهیخته که متوجه حقایق است و می‌داند در ما کمالاتی هست که از آن غافلیم، اگر به صورت تذکر ممتد ما را جلو ببرد، یک نحوه تلقین کرده است و از این جهت قابل پذیرش است و حضور در جلسات دینی جهت همین امر است. موفق باشید

17145
متن پرسش
با سلام: پاسخ این سوال را از منظر المیزان می خواستم بدانم وگرنه مزاحم وقت شریف استاد نمی شدم. ما چند نوع کفر داریم. مثلا کفر فقهی یا کفر اعتقادی و ... و اینها چه تعاریفی دارند. اینکه در قرآن آمده است که سقف خانه های کافران را نقره می کردیم «و لو لا ان يكون الناس امه واحده لجعلنا لمن يكفر بالرّحمن لبيوتهم سقفا من فضه و معارج عليها يظهرون» (33) این مراد کدام نوع کفر است. و آیا ما الان می توانیم جهان غرب را مصداق این آیه بدانیم؟ چرا؟ آیا باید بین مردم و سران غرب فرق قایل شویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کفر به معنای پوشاندن حق است در هر شرایطی که هستیم و با هر حقی که روبه‌رو می‌شویم. و از این جهت می‌توانید کفر را نسبت به حقی که پوشیده می‌شود معنا کنید. و در آیه‌ی مذکور، کفر به حضرت رحمان را به میان می‌آورد که اگر ایمان مؤمنان سست نمی‌شد به کافران ثروت فراوانی از طرف خداوند داده می‌شد. این کفر، کفرِ به «رحمةٌ للعالمینی» حضرت حق است همان‌طور که کفر به ربوبیت حضرت حق یا کفر به قهاریت حضرت حق هست که همه به معنای کفر به حق و حقیقت است. کفر فقهی کفری است که در فقه، کفر خوانده می‌شود همچنان‌که کفر اعتقادی یعنی انسان در اعتقادات خود حقیقتی را پوشیده بدارد مثل آن‌که گمان کند خداوند علم به آینده ندارد. موفق باشید

16480
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز چند کتاب شما را مطالعه کرده ام. شخصی از من پرسید که آیا در برزخ و قیامت هم زمان هست یا نه؟ و من در جوابش گفتم: زمان که مقدار حرکت است فقط مخصوص این دنیاست، حال برای خودم سوال پیش آمده که دهر که می گویند باطن زمان است و سرمد که باطن دهر است را تعریف اولیه اش را می دانم اما لطف کنید کمی توضیح بفرمایید که در دهر هم هیچ نوع حرکتی نیست؟ و دقیقا دهر و سرمد چه حالتی است؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر مبنای حرکت جوهری، زمان مقدار حرکت است و جایی که حرکت نیست،‌ زمان نیست ولی درک نسبت‌ها در آن‌جا معنا می‌دهد مثل درک نسبت علّت در مقابل معلول که امثال مرحوم میرداماد آن را زمان دهری قلمداد می‌کنند که البته ملاصدرا چنین چیزی را نمی‌پذیرد. موفق باشید

15013
متن پرسش
سلام: 1. من با توحه به کتاب مبانی مهدویت شما. فهمیدم که اصلا اصل اینه که ما با روح حضرت ارتباط پیدا کنیم. ولی حالا اگه ما خوب باشیم ممکنه جسم حضرت هم برای ما ظاهر بشه و ما ببینیمشون ایشالا؟ 2. قوربان شما بشوم استاد که با نوشتن این کتاب ما رو مشتاق تر کردید. و شبهاتمون رو جواب دادید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید حقیقت مولایمان، نور مقدس آن حضرت است. ولی گفت: «گوشم شنید قصه‌ی ایمان و مست شد / کو سهم چشم، صورت ایمانم آرزوست». آری! چقدر شیرین است رؤیت جمال او، زیرا که گفت: «ای لقای تو جواب هر سؤال / مشکل از تو حلّ شود بی‌قیل و قال». خدای را شکر که در آینه‌ی نایب ایشان یعنی مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» می‌توان او را احساس کرد و حقیقتاً معنای حل‌ّ‌شدن مشکل بدون قیل و قال را احساس نمود. موفق باشید

9981

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت بهتون بدهد که خیلی سریع جواب سوالمان را می دهید. ببخشید می خواستم بدونم شما در حال حاضر جایی هست که درس بدهید و من بتونم شرکت کنم؟ من کتاب شما رو مقداریشو مطالعه کردم و چون زیاد متوجه بعضی مفاهیمش نمیشم از یک آقایی که در موسسه صولاله به نام آقای اسماعیلی بود مشورت کردم ایشون گفتن بهتره تو کلاساتون شرکت کنم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شنبه شب‌ها در مسجد انبیاء نزدیک سه راه سیمین بعد از نماز مغرب و عشاء بحث قرآنی داریم. فایل صوتی مباحث بر روی سایت هست. موفق باشید
نمایش چاپی