بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11299
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در مورد قیام کربلا که روشنگر اسلام و نجات مسلمین شد آیا این بصیرت و هدایت تنها بر روی شیعه تاثیر گذاشت و این همه مسلمان سنی همچنان غرق در جهل و عناد خود با ولایت و سرپیچی از غدیر با این واقعه عظیم هنوز نتوانستند اشتباه و گناه عظیم تاریخی را متوجه شوند مگر امام برای احیای سنت پیامبر (ص) قیام نفرمودند؟ آیا این همه مسلمان اکثریت سنی هیچ پیامی درک نکردند؟ منظورم اینه که پس عاشورا بر کدام مکتب و بدعت پیروز شد غیر از این تنها گذاشتن امام؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نهضت مبارک حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» جهان اسلام را به‌کلّی از خطری که امویان ایجاد کرده بودند نجات داد. یادتان باشد که یزید گفت: « لَعِبَتْ‏ هاشِمُ‏ بِالْمُلْک فَلا / خَبَرٌ جاءَ وَ لا وَحْى نَزَلَ‏» یعنى؛ بنى‏ هاشم (پیامبر (ص) و خانواده‏ اش) با مُلک و حاکمیت بازى ‏کردند، در حالى‏که نه خبرى از طرف خدا آمده بود و نه وَحى‏ اى نازل شده. حضرت نیز همین را می‌خواستند که شر این جریان از سر اسلام کم شود و هرگز بحث دعوت به تشیع در میان نبود، نتیجه‌ی آن نهضت آن شدکه پس از صدسال چهارهزار از علماء اهل سنت به شاگردی امام صادق«علیه‌السلام» در آمدند و چهار امام اهل سنت مستقیم یا غیر مستقیم دست‌پرورده‌ی امام صادق«علیه‌السلام» شدند و روح اسلام به جهان اسلام برگشت. به استثنای وهابیت، تمام جهان اسلام با روحی که اهل‌البیت«علیهم‌السلام» متذکر آن هستند دارد زندگی می‌کند. عرایضی و شواهدی در کتاب «راز شادی امام حسین- علیه‌السلام- در قتلگاه» داشته‌ام. موفق باشید
10053
متن پرسش
با سلام: می شود یک تعریفی در مود تفسیر به رای ارائه کنید؟ تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان یک تفکری را که هیچ ربطی به عقاید توحیدی ندارد و سخن شریعت نیست، بر آیات خدا تحمیل کند و بخواهد از طریق آیات الهی تفکر خود را در جامعه و در مخاطب خود القاء کند، تفسیر به رأی کرده است. ولی اگر با تدبر در آیات الهی سعی کند اشارات آیات را بفهمد و مصداق‌های امروزین آن را تعیین کند تفسیر به رأی محسوب نمی‌شود. موفق باشید
9489
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: میخواستم بدانم این همه نفرین در دعای علقمه (حدود یک صفحه را) در موقع خواندن به چه کسی است و چه کسی را باید در نظر بیاوریم اللهم من ارادنی فارده... اللهم اشغله بفقر لا تجبره و ببلا لاتستره... و ادخل علیه فی جمیع ذلک السقم ولا تشفه... و آیا می توان شیطان را در نظر بیاورد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شیطان در مظاهرش شیطان است. بحث تقابل دو تمدن است، تمدن اُموی با همه‌ی لوازمش و تمدن توحیدی با همه‌ی لوازمش، از خدا می‌خواهید تمام ابعاد تمدن کفر و شرک را از حیات فعّال متوقف فرماید. موفق باشید
8339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلامخدمت استادعزیزوتشکرازرهنمودهای ماه رجب لطفادرموردتقسیمات نفس ناطقه برای هرکدام زیرمجموعه وتوضیحات مختصری بفرماییدجراکه اطلاع ازاینگونه مراتب نفس درمقابل تقسیمات روانشناسی غربی بسیارکاربردی تروسازنده تراست
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این مباحث در عرفان عملی بحث می‌شود و جناب عبدالرّزاق کاشانی در مقدمه‌ی «منازل‌السائرین» مفصلاً بحث کرده‌اند. عرایض مختصری در این رابطه در روز شنبه تحت عنوان: «ماه رجب؛ ماه سیر از «نفس» به سوی «قلب»» داشتم که صوت آن روی سایت هست. موفق باشید
3701
متن پرسش
با سلام و عرض ادب در خدمت استاد محترم: استاد شما فرمودید که خدا فیاص مطلق هست و باید همواره خلق کند سوال این است که خدا قادر بر خلق است که در آن شکی نیست، اما اینکه باید خلق کند همواره لازمه این حرف این است که خدا در خلق مجبور باشد یعنی مجبور است که خلق کند و نمی تواند خلق نکند؟ لطفا راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فلسفه بحثی هست که می گوید: واجب‌الوجودبالذات، از همه‌ی جهات واجب‌الوجود است، یعنی خداوند واجب العلم است و نمی‌شود علم از او جدا باشد چون این برای خدا نقص است، همچنین واجب الْجُود است و نمی‌شود جُود و بخشش نداشته باشد و از این جهت همواره خلقت هر مخلوقی را به آن مخلوق می‌دهد. موفق باشید
1354

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام. استاد گرامی نظر شما در خصوص دیدگاههای کی یرکگور چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده از منظر اسلامی که به کی‌یرکگور نگاه می‌کنم در او سوز و شور و شعور و باور به حقایق قدسی می‌بینم. موفق باشید
1321

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام لطفا این که یک دانشجوی فلسفه چگونه بتواندنیاز روزش رابشناسدومتناسب باآن پایان نامه یامقاله بنویسدواصلا چطورنسبت خودرابامفهومات بعضا گنگ فلسفی بفهمد،توضیح دهید درضمن بنده به پیشنهاددوستم بحث چگونه فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود شمارا پیگیری کردم روحیام به سلسله بحثهای شمانزدیک بود راستش ازوجود وماهیت خسته شدم دلم میخاد موضوعات فلسفی اخلاقی کارکنم منتها درفیلسوفش مرددم اصلاتوفیلسوفان اسلامی کسی هم پیدامیشه که ازکارکردهای اجتماعی دین ،اززبان دین ازمعناوسبک زندگی درجهان معاصر یادرزمان مربوط به خودش حرف زده باشه؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام با دقت در نوشته‌های حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» روشن می‌شود که مکتب ملاصدرا توان تمدن‌سازی دارد و زندگی امروز بشر را معنا و جهت می‌دهد و حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» با چنین تفکری انقلاب کردند و نظام‌سازی نمودند و تأکید رهبری بر فلسفه‌ی صدرایی نیز در همین راستا باید باشد. موفق باشید
756

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی با خواندن نظرات شما در مورد نقل قولی خاص ،احساس می کنم که منظور فرد این طوری که شما می فرمایید نیست .یعنی نقل قولی که از شخصی میفرمایید و بعد هم مطرح می کنید که مقصود شخص گوینده اینست از نظر من مناسب نیست و فرد مورد نظر نمی خواسته حرفی رو بزند که شما می فرمایید و گاهی این موضوع ذهن مرا مشغول می کند چون از طرفی نیاز به ادامه ی مباحث رو احساس می کنم و از طرفی نمی تونم خودم را راضی کنم حرفی رو بپذیرم که به نظرم اصلا مقصود گوینده نبوده و در نتیجه نمی توان به نتیجه ای که شما در نظر دارید برسم .خواهشمندم مرا راهنمایی بفرمایید.آیا نظرات شما در مورد این نوع نقل قولها را می توان علی رغم این که با برداشت من مخالف است را بپذیرم؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: همیشه عنایت داشته باشید که «در مثال مناقشه نیست» یعنی ممکن است همین‌طور که خودتان می‌فرمایید آن مثال برای شما قابل قبول نباشد و لذا از آن می‌گذرید و نظر خود را به بحث اصلی معطوف می‌دارید، اگر آن بحث اصلی دلائل قانع‌کننده‌ای داشت می‌پذیرید و از تقسیم مباحث به محکم و متشابه غفلت نکنید، بالاخره محکمات یک سخن باید مورد توجه قرار گیرد و نه متشابهات آن. موفق باشید
23043
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوتتان بده ان شاءالله. استاد شما فرمودید که راه ارتباط با خدا ائمه و پیامبر می باشد و این خدا شیرین تر است. که به واقع این سخن خدای زیبا و نورانی تری را به انسان معرفی میکنه منتها روایت داریم که «اللهم عرفنی نفسک فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ لَمْ اَعْرِف نَبِيَّكَ». خب ما اول باید خدا را بشناسیم تا پیامبرش را بشناسیم. چگونه با خدایی که هنوز او را نشناختیم از دریچه ای پیامبری نگاه کنیم که راه شناخت آن پیامبر شناخت خدا می باشد؟ آیا این روایت بیشتر برای پی بردن به پیامبر خدا از دیدگاه استدلال و قانع کردن عقل است یا بار معرفتی و عرفانی نیز دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. تا خدا را نشناسیم پیامبر او را که پیامبرِ خدا است نمی‌شناسیم. ولی وقتی بخواهیم با نور خدا مأنوس شویم در آینه‌ی وجود پیامبر و ائمه «علیهم‌السلام» آن نور متجلی است. به همین جهت وقتی حضرت حق می‌فرماید: «و للّه الاسماء الحسنی فادعوه بها» خداوند را اسماء حسنایی هست و خدا را با آن اسماء بخوانید. حضرت صادق «علیه‌السلام» مى‏ فرمايند: «نَحنُ‏ وَالله‏ الأسماءُ الحُسنى»[1] به خداوند سوگند مائيم اسماء حسناى الهى. در همين رابطه حضرت باقر «علیه‌السلام» مى‏ فرمايند: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ لَا يَكُونَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ حِجَابٌ‏ حَتَّى يَنْظُرَ إِلَى اللَّهِ وَ يَنْظُرَ اللَّهُ إِلَيْهِ فَلْيَتَوَالَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ يَتَبَرَّأْ مِنْ عَدُوِّهِمْ وَ يَأْتَمَّ بِالْإِمَامِ مِنْهُمْ فَإِنَّهُ إِذَا كَانَ كَذَلِكَ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ نَظَرَ إِلَى اللَّه»[2] هركس مايل است‏ بين او و خدا حجابى نباشد تا خدا را ببيند و خداوند نيز او را مشاهده كند بايد آل محمّد را دوست بدارد و از دشمنانشان بيزار باشد و پيرو امامى از اين خانواده گردد. اگر چنين بود خدا را مى ‏بيند و خدا نيز او را مى‏ بيند. براى هرچه بيشتر كاربردى ‏شدنِ رجوع به حق بايد پس از نظر به وجود، به مظهر كمالى وجود يعنى اسماء الهى نظر كرد و اسماء الهى را در مظاهر كاملى كه همان سيره‏ ى اهل البيت (عليهم السلام) باشد به تماشا نشست، و در همين رابطه از معرفت نفس شروع مى ‏كنيم. موفق باشید  


[1] ( 1)- الكافى، ج 1، ص 144.

[2] ( 1)- بحارالأنوار، ج 23، ص 81.

22723

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در کتاب شریف مفاتیح‌ الجنان در اعمال سوم شعبان زیارتی برای امام حسین علیه السلام نقل شده که در قسمتی از آن اینگونه آمده: «... الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَ الشِّفَاءَ فِي تُرْبَتِهِ وَ الْفَوْزَ مَعَهُ فِي أَوْبَتِهِ وَ الْأَوْصِيَاءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قَائِمِهِمْ وَ غَيْبَتِهِ...» منظور از اوصیاء که از عترت امام حسین هستند و بعد از قائم و غیبتش می آیند چه کسانی هستند؟ (مسلما منظور رجعت نیست، چون خود امام حسین یا امام علی علیهم السلام که از عترت امام حسین نیستند!) ضمنا این تعابیر را در قسمت های دیگری از مفاتیح نیز مشاهده می کنیم، مثلا در صلوات منسوب به ضراب اصفهانی در فرازهای آخر آن به ائمه از ولد امام زمان صلوات می فرستیم و درخواست طول عمر برای آنها داریم (که نشان می دهد منظور آن به ائمه گذشته که از دنیا رفته اند برنمی گردد) صَلِّ عَلَى وَلِيِّكَ وَ وُلاةِ عَهْدِكَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَ مُدَّ فِي أَعْمَارِهِمْ وَ زِدْ فِي آجَالِهِمْ وَ بَلِّغْهُمْ أَقْصَى آمَالِهِمْ دِينا وَ دُنْيَا وَ آخِرَةً... بعضی تعابیر دیگر نیز هستند که شاید به روشنی مورد بالا نباشند ولی قابل تامل هستند؛ مثلا در زیارت امام زمان در روز جمعه بواسطة آل بيت طيب و طاهر امام زمان به خدا تقرب می جوییم: أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ...، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ یا در دعای ندبه به امام زمان و آل او صلوات می فرستیم: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ جَدِّهِ [وَ] رَسُولِكَ السَّيِّدِ الْأَكْبَرِ وَ عَلَى [عَلِيٍ] أَبِيهِ السَّيِّدِ الْأَصْغَرِ وَ جَدَّتِهِ الصِّدِّيقَةِ الْكُبْرَى... که مشخص است منظور صلوات امام دوازدهم می باشد زیرا در ادامه حضرت فاطمه را جده ایشان معرفی کرده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱.نکات ظریفی در این نوع ادعیه مطرح است. شاید در دعای سوم شعبان بتوان اوصیاء عترت حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» را به رجعت ائمه بعد از رجعت حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» نسبت داد. ۲. عنایت داشته باشید که صلواتِ منسوب به ضراب اصفهانی در زمانی که ائمه زنده بوده‌اند آموزش داده شده است و به همین جهت تقاضای طول عمر برای آن‌ها و آرزوی رسیدن به اهداف‌شان چیز منطقی است. ۳. اشکال ندارد که ما وقتی اولیاء معصوم در قید حیات نباشند تقاضای صلوات خدا برای آن‌ها بکنیم تا رفعتِ درجه پیدا کنند. موفق باشید

22470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار ان شا،الله سایه امثال شما از سرمان کم نشود. ۱. سوالی که دارم اینه که آیا درسته که بگیم هر خالقی هرچیزی رو از جنس خودش خلق میکنه، مثلا اگر ما در ذهنمان یک صندلی خلق کنیم آن صندلی از ذهن ما جدا نیس و از جنس ذهن ما هست؟ یعنی الان ما و خدا از یک جنسیم و ما خداییم؟ یا به گونه ای تجلی خدا هستیم؟ و حدیث «ان الله قریب من حبل الورید» را به اینطور معنا کنیم که ما و خدا یکی هسیم. ۲. سوال دیگری که وجود دارد این هست که آیا ما قبل از تولد و ورود به دنیا ظرفیتی کسب کرده ایم که با توجه به آن وارد دنیا می شویم؟ مثلا ائمه و معصومین چنان ظرفیتی کسب کردند که در این دنیا بتوانند معصوم شوند، و ما ها با توجه به آن ظرفیت ها در چنین خانواده و شرایطی وارد دنیا می شویم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خداوند وجود مطلق است و وجود ما از وجود اوست و از این جهت همجنس هستیم. ولی هیچ‌وقت مخلوق در حکم خالق نمی‌باشد. 2- ما قبل از این دنیا هم با انتخابی که در ذات هر انسان هست از خدا تقاضایی کرده‌ایم در رابطه با نحوه‌ی خلقت خود و خداوند هم مطابق سمیع و خبیربودنش جواب تقاضای ما را داده است و آن انتخاب، هنوز هم می‌تواند به شکل‌های مختلف ادامه داشته باشد. موفق باشید

22192
متن پرسش
سلام خدمت استاد: ماهیت حد وجود است یعنی به نحوی ماهیات ظرف و گنجایش وجود هستند؟ با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ماهیات، محل درخشش وجودند و خودشان از خود، چیزی ندارند. موفق باشید

20427
متن پرسش
سلام محضر استاد طاهرزاده: موضوع سخنرانی حجج اسلام پناهیان در بیت رهبری و قاسمیان در دانشگاه شریف در محرّم امسال حول محور ظهور فتنه عدالت طلبان تندرویی که ولایت را محکوم به کندروی نموده و با علم عدالت (به رسم خوارج) به ستیز با امام خویش برمی خیزند بود. جناب استاد، نظر به اینکه: اولا: عدّه ای قلیل از شاگردان و مرتبطین با جنابعالی با موضع گیری پیرامون سخنان این دو شخصیّت موضع منفی گرفته و آن را در تضاد با مواضع شخص حضرت آقا و به نفع جریان عدالت گریز در حاکمیّت دانسته و نفس طرح این قبیل مباحث را تضعیف جریانات عدالت طلبی و تقویت دشمنان عدالت می دانند، ثانیا: امروز ما با جریانی با شاخصه هایی که این دو خطیب محترم به آن اشاره داشته اند مواجهیم و به حق می بینیم که جریان بهار به اسم عدالت خواهی در صدد طرح خود بعنوان بانیان انحصاری عدالت در حاکمیت بوده و تمام ارکان حاکمیت از رهبری تا قوه قضائیه و دیگر ارکان حاکمیتی را راضی به وضع موجود معرفی می نمایند، خواهشمندم ما را از این دوگانه نجات داده و راهنمایی بفرمایید. ضمنا چنانچه صلاح می دانید صورت سوال را بنا بر مصالحی که مدنظر حضرتعالی هست تغییر دهید. پیشاپیش متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با افکار جناب آقای قاسمیان آشنا نیستم ولی با این‌که سخنرانی‌های امسال آقای پناهیان را گوش ندادم، افکار ایشان را هوشیارانه و عالمانه می‌دانم. و نکته‌ی اخیری هم که فرمودید نکته‌ی مهم و جدّی است و نباید از خطر چنین افکاری در بین مدعیان طرفداری از انقلاب غفلت کرد. مطمئن باشید عبور از رهبری به هر بهانه‌ای که باشد، عبور از انقلاب اسلامی است. موفق باشید

19411

معنای تفکربازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: شما در کتاب ادب خیال عقل و قلب به این اشاره کردید که یکی از ابعاد وجودی عقل است. در قرآن تعقل و تدبر وتفکر سفارش شده. ما با عقل می توانیم تعقل کنیم ولی تفکر و تدبر به نظر شما نیازمند ابعاد دیگری نیستند تا با آن ها این کار انجام شود؟ منظورم این است که به نظرم علاوه بر عقل فکر و تدبر نیز از ابعاد وجودی ما هستند.
متن پاسخ

سمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید و به همین جهت جناب شیخ شبستری می‌فرمایند:

تفکر، رفتن از باطل سوی حق

به‌جز اندر به دیدن، کلّ مطلق

که البته بحث آن مفصل است. به امید آن‌که «تفکر» به جامعه‌ی ما برگردد و آن با «وجود» ممکن است، زیرا تفکر، خانه‌ی «وجود» است. و این‌که در روایات داریم یک ساعت تفکر از 70 سال عبادت برتر است؛ بدان معنا است که انسان در افق خود متوجه‌ی حقیقتی باشد که در حال گشودگی است و در راستای به فعلیت‌آوردنِ آن گشودگی، جایگاه عبادت و مطالعه و تدبّر روشن می‌شود. به این معنا که انسان به دنبال گمشده‌ی خویش عبادت می‌کند و یا مطالعه می‌نماید و یا در آیات و روایات تدبّر می‌کند تا آن‌ها متذکر آن گمشده برای او باشد. و در همین رابطه است که گفته شده است «پرسش‌گری موجب تفکر می‌شود». موفق باشید

18652

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار لطف بفرمایید و کتاب یا صوتی را درباره ی فلسفه و منطق که در سطح مبتدی و مختصر و مفید باشد و برای کسی که علاقه مند باشد برای اولین بار وارد این زمینه شود، مناسب باشد را معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد منطق اطلاع ندارم. ولی شرح «بدایة الحکمه» جناب آقای امینی‌نژاد را شرح خوبی می‌دانم. موفق باشید

18235

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: 1. آیا جایگاه به دست کردن انگشتر در افراد مذهبی ریشه دینی دارد؟ 2. چرا رهبری در بین این همه گزینه از قبیل پول کتاب یا .... به افراد انگشتر هدیه می دهند؟ 3. چگونه می توان گفت فردی از نظر عرفان نظری تواناست اما خود راه نرفته باشد؟ آیا مگر غیر از اینست که نویسنده خود باید یافته باشد تا بتواند بگوید. آیا ما نمونه ای داریم که از نظر نوشتاری در عرفان نظری قوی باشد اما خود اعتراف کرده باشد که در عمل نرسیده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- روایات متعدد در به‌دست‌کردنِ انگشتر با جنس نگین‌های مختلف داریم. جناب شیخ عباس قمی نیز موضوع را در مفاتیح نیز آورده‌اند 2- این سنت حسنه‌ای است تا فرهنگ به‌دست‌کردنِ انگشتر نهادینه شود 3- هستند افرادی که دانای به موضوعات عرفان نظری هستند و نه‌تنها منوّر به نور آن نشدند، بلکه حتی قبول هم ندارند ولی اطلاع دارند. موفق باشید

18212

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد آیا درست است نظام اسلام با آن همه رافت و رحمت نسبت به اعتصاب غذای 60 روزه آرش صادقی و حال وخیم او کاری نکند؟ و این همه بهانه بدست دشمنان و تبلیغات آنها بدهد؟ در خبر ها آمده است مادر پیر او در یورش نیروها برای دستگیری او در خانه سکته کرده و جان باخته است. اگر این اخبار راست باشد اینها با اسلام همخوانی دارد؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما هم ادعای این شیاطین را قبول کرده‌اید؟!! به قول کارشناس بی‌بی‌سی، 60 روز اعتصاب غذا بیشتر یک شعار سیاسی است و مطمئن باشید نظام اسلامی اگر در مورد این جاسوسان کوتاه نیاید، متأسفانه قاطعیت لازم را به‌کار نمی‌برد. موفق باشید

در این مورد بد نیست گزارشی را که نظام قضائی از جرائم ایشان مطرح کرده است و اخیراً سایت «رجا نیوز» در معرض دید افراد قرار داده است را خدمتتان ارسال کنم:

18141
متن پرسش
بنام خدا وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَىٰ با سلام خدمت استاد گرامی: 1. در ارتباط با موضوع رزق و روزی لطفا مفهوم آیه مبارکه را تبیین بفرمایید. 2. بنده کارمندم و گاهی در مسیر مسافر سوار می کنم از نظر فقها این کار فی نفسه اشکال ندارد و درآمدش حلال است ولی یک احساس درونی می گوید این کار تاثیری در افزایش رزقم ندارد و ظلم به رانندگان تاکسی است (با توجه به قسمت آخر آیه مبارکه و دستور العمل اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ) نظر جنابعالی را جویا هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تلاش بدون حرص جهت کسب رزق اشکال ندارد و در صورتی کار شما ظلم به راننده‌ی تاکسی است، که تاکسی به اندازه‌ی کافی باشد. در آن صورت از آن کار خودداری کنید. ولی اگر مسافران منتظرند و تاکسی هم نیست، چرا از این خدمت‌کردن شانه خالی کنیم؟ موفق باشید

17036
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد محترم: ان شاءالله همیشه موفق در کسب فیوضات الهی باشید. اگر کشف حقایق با روش کشف، شهود و وحی و با عنایت به آسیب های پدید آمده از سوی مدرنیته صحیح انگاشته شود، به فلسفه هم نیاز است؟ و به نظر حضرتعالی دیگر چه کمبودهایی وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه، قدرتِ آن چیزی است که در هر زمان در حال وقوع است و فیلسوف، گزارش‌گرِ روحِ زمانه می‌باشد. موفق باشید

16958
متن پرسش
با سلام و وقت بخیر خدمت استاد بزرگوار:می خواستم بدونم از نظر شما در زمینه ی ازدواج اگر خانم معتقدتر و مذهبی تر باشند مشکلی پیش میاد؟ چون شنیدم که آقایون باید اعتقادشون قوی تر باشه مثلا اگر خانم اهل موسیقی نباشند و آقا پسر باشند یا اهل مسجد رفتن و هیئت رفتن و... سوال دیگرم این هست که اگر این دو نفر هم سن باشند، آیا خانم می تونه تاثیرگذار باشه در مورد مسائل مذهبی آقا پسر؟ اصلا اختلاف سنی چقدر مهمه تو مقوله ی ازدواج؟ (منظور هم سن بودن هست نه بزرگتر بودن خانم از آقا پسر)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خانم متدیّن‌تر باشد با خُلق و خوی بهتری زندگی را می‌گرداند و زندگی حکیمانه‌تر جلو می‌رود تا آن‌جایی که بدی‌های مرد نیز کاهش می‌یابد. 2- اگر مورد قابل قبولی باشد، نباید موضوع همسنی را چندان مهم دانست. موفق باشید

16120

حرکت جوهریبازدید:

متن پرسش
با سلام: من کتابهای «معرفت نفس» و از «برهان تا عرفان» و «خویشتن پنهان» و... را مطالعه کرده ام. اما سوالی برایم پیش آمده و آن اینکه طبق نظر «النفس جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا» ملاصدرا، نفس حادث می شود با جسم، اما این صحبت که انسانها قبل از آفرینش کینونیت عقلانی داشتند چه می شود؟ اگر ممکنه این بحث را برایم روشن بفرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن بحث در جای خود، بحث درستی است که وجود علمی انسان‌ها نزد خداوند قبل از حدوث در بستر عالم ماده واقع است. بحث ملاصدرا در رابطه با تعلق آن نفس به بدن است که این در بستر جسمانی به کمک حرکت جوهری محقق می‌شود. موفق باشید

15249
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و ارجمند در چهل حدیث امام خمینی (قدس سره الشریف) آمده: بخاطر یک رذیله اخلاقی انسان در برزخ برای پاک شدن این رذیله باید صدها سال اخروی فشارها و عذاب ها را تحمل کند. چرا خدای رحمان برای پاک کردن یک رذیله باید یک نفر را اینقدر دچار عذاب کند؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: رذیله‌ای که حضرت امام می‌فرمایند، غیر از یک گناهی است که انسان مرتکب شود و سپس تکرار نکند. منظور، ملکه‌ی اخلاقی است که با اعمال منفی برای انسان پیش آید. موفق

14743
متن پرسش
سلام و ادب: قصد مزاحمت یا پرسیدن سوال بی جهت ندارم اگر در جایی اشاره شده بفرمایید مراجعه می کنم. ضمن عذر خواهی مجدد، منظور حضرت عالی از «روزه صحیح و مرتب» که فرموده بودید در برکنار شدن حجابها بسیار اثر گذار است چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در متن دین روشن است که اولاً: انگیزه‌ی روزه باید قرب الهی باشد و نه چیز دیگر و همین موجب رفع حجاب است تا آن‌جایی که حضرت حق در این فضا است که می‌فرماید: «انّی قریب». ثانیاً: طیِ برنامه‌ای مثل روزه‌های 5شنبه‌ی اول ماه و چهارشنبه‌ی وسط ماه و 5شنبه‌ی آخر ماه قمری و یا هر دوشنبه در هفته برنامه به طور مرتب شکل گیرد. موفق باشید

14346

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در مباحثتون، اینطوری گفته بودید که درجه شیطان، وهم و خیالات است و می تواند با وهم انسان اتحاد پیدا کند و او را وسوسه کند و اگر کسی به درجه عقل رسید دیگر شیطان به او دسترسی نخواهد داشت. سوال من این است که در قضیه حضرت ابراهیم (ع) ،موقعی که با حضرت اسماعیل (ع) به قربانگاه می رفتند و شیطان با حضرت ابراهیم (ع) سخن گفت و او را از این کار نهی می کرد، آیا حضرت ابراهیم به درجه عقل نرسیده بود؟ منظور از عقل اینجا، عالم عقل است یا درجه فهم عقلی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» چون به درجه‌ی عقل کامل رسیده بودند، وقتی شیطان به خیال ایشان ورود پیدا کرد و در خارج از ذهن نیز ممثل شد؛ متوجه شیطنت او شدند. وگرنه اگر مقام ایشان در حدّ خیال متوقف بود تحت تأثیر شیطان قرار می‌گرفتند. موفق باشید

9119
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید راه های ایجاد نشاط از نظر ائمه اطهار (ع) چی هست و ما جوون ها علاوه بر ورزش از چه راه دیگری میتونیم نشاط به دست بیاریم؟ اگر روایت ذکر کنید ممنون میشم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب‏» قلب خود را با برنامه‌ای که آرام آرام شما را با حق مأنوس می‌کند به نشاط و آرامش می‌رسد. به گفته‌ی مولوی «تو خوشی و خوب و کان هر خوشی .... پس چرا که منّت بادی کشی». موفق باشید
نمایش چاپی