باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این برخورد که چیزی از این طریق پای امام عزیزِ رئوفمان بگذاریم درست نیست. همینکه از برکات زیارت آن امام همام بهرهمند شدهاید، کافی نیست؟ چه چیزی بالاتر از آن که او ما را لایقِ زیارت خود کرده است. آری! زیارت امام معصوم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسم مضلّ الهی وجهی از اسم جلال حضرت حق است و همان اسم وقتی در انسان ناشایستهای که بخواهند از درگاه جمال او دور کنند، به کمک شیطان ظهور مییابد و شیطان عملاً به اعتبار شیطانبودن، منشأ دوری این افراد از حضرت حق میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظرم با اُنس با مباحث «برهان صدیقین» و پس از آن، کتاب «معاد» و شرح آن بسیاری از مطالب کتاب «معرفتِ نفس و حشر» را بیابید ۲. خوب است در این مورد سری به کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» و کتاب «مدرنیته و توهم» و سپس به جزوات «تاریخ فلسفهی غرب» بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همچنانکه در بحث سورهی اعراف در رابطه با آیهی مذکور تا حدی به صورت مفصل عرض شد، انحراف در آیهی مذکور به معنایِ انحراف از نظر به حق است که به صورت نظر به اسماء الهی او نباشد. حال یا با نظر به کثرات این انحراف محقق میشود و یا نظر به حضرت حق بدون نظر به اسماء حسنایِ او. مثل اینکه بخواهیم صرفاً خدا را با عقلِ انتزاعی داشته باشیم، در آن صورت رجوع به خدا به معنایِ «فادعوه بها» صورت نمیگیرد 2- شاید در مرحلهی اول یک نوع تهدید و ادبکردن برای آن قوم که در آن حدّ منحرف شده بودند، لازم بوده است تا در مرحلهی بعدی، خودشان دینداری را با اختیار ادامه دهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در چنین مواردی که به افرادی مصیبت وارد میشود باید مواظب بود طوری سخن نگوییم که علت آن مصیبت، گناهِ آن افراد باشد چون ما نمیدانیم قضیه چیست؟! آری! به صورت کلی باید گفت علت مصائب مثل قحطی و خشکسالی و زلزله، گناهانِ مردم است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شناخت نفس انسان، غیر از شناخت جسم انسان و عکسالعملهایی است که جسم از خود نشان میدهد. علوم تجربی در حوزهی جسم انسان میتواند صاحبنظر باشد و نفس انسان یک موضوعِ مجرد است و در تفکر فلسفی مورد بحث قرار میگیرد به همان معنایی که جنابعالی میتوانید در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی مربوط به آن که بر روی سایت هست، آن را دنبال کنید. در آنجا روشن میشود که نفس انسان پس از آنکه از بدن خود به عنوان ابزار رسیدن به کمالات استفاده کرد، آن را رها میکند. مثل نجاری که پس از آنکه صندلی مورد نظرش را ساخت، ارّه و چکش خود را رها مینماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤالات را شخصی جواب میدهیم، باید در قسمت «اسپام»ِ ایمیل خود یا در «آلمایل»ِ خود دنبال جواب بگردید. موفق باشید سؤال قبلی اینطور جواب داده شده بود: باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین رعایت سعهی صدر و حوصله و رفاقت، به وقتش به او تذکر بدهید که رعایت حقوق بقیهی افراد از جمله همسرشان، راهِ نظر حق به قلبشان را میگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر نمیدانی قصّهی عشق و عاشقی از همهی عقلها بالاتر است؟!! چه میتوان گفت نسبت به واژههایی که آن مرد الهی در کلمهکلمهی آن حقایقی را در مقابل ما گشودهاند. انسانِ سرگشتهای که سالها در عرفانِ نظری و عملی قدمها جلو گذاشته است، به ما خبر میدهد که راهی را یافته و برای ما گشوده است که همهی آنچه ما در طلب آن هستیم، در آن نهفته است. یعنی دل آرام و قلب مطمئن و ضمیر امیدوار و روح شاد. حال آیا میتوان در این تقدم و تأخرها رازی را دنبال کرد یا یک حقیقت است با واژههای مختلف؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به خودش برمیگردد و با خودش بهسر میبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر خداوند شما را به شغل شریف معلمی علاقهمند کرده و آن شغل را به عنوان یک رسالت در اصلاح جوانان پذیرفتهاید، آن را هدیهی خداوند بدانید و هرگز به آن پشت نکنید. حقوق معلمی برای کسی که بخواهد زندگی سادهای داشته باشد بسیار با برکت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرض شده است که اینها به کمک شیاطین، مردم را به بازی میدهند و در نهایت هم جز ناکامی برای کسانیکه رجوع به این نوع افراد میکنند، چیز دیگری نمیماند. خوب است در این مورد به آن کتاب رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است ولی عنایت داشته باشید مکان برای جوهرِ عالم ماده، همان حرکتِ ذاتی آن است. یعنی مکانمندی، اقتضایِ همان ذاتِ متحرک است، نه آنکه جوهر در مکان یا در زمان باشد. خودِ جوهر عین زمان است زیرا زمان، مقدارِ حرکت است و جوهر که عین حرکت است، عین زمان میباشد و ذهن، آن زمان را از حرکت انتزاع میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیهی مذکور موجب تسلّی جان پیامبر میشود. زیرا بسیار تفاوت میکند که انسان بر اساس ایمان خود موضوعی را بداند، و یا اینکه حضرت حق مستقیماً خطاب به انسان مطلبی را متذکر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از دست شما چه کار کنم که سؤال میکنید و بنده هم جواب میدهم ولی ایمیل خود را یا نمیبینید، یا طوری است که جوابهای ما به ایمیل شما وارد نمیشود؟!! بنده اینطور جواب دادم: ((باسمه تعالی: سلام علیکم: ده دقیقه که سهل است؛ بگو یک روز تمام، بنده در خدمت هستم. این هفته جلساتی در گلپایگان دارم. برای جلسهی چهارشنبه إنشاءاللّه برمیگردم. از صبح 5 شنبه بعد از نماز صبح، هر روز که خواستید بهجز صبح یکشنبه؛ میتوانم در خدمت باشم. موفق باشید)). هنوز ما بر سرِ قول خود هستیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- «عجب» یعنی کمالات را به خودمان نسبت دهیم ولی اگر متوجه باشیم «هر عنایت که داری ای درویش / هدیهی حق شمر، نه کردهی خویش». همین توفیق را خداوند میتواند به همان کسی که فعلاً گرفتار گناه است بدهد. لذا باید با بدیِ افراد خلافکار بد بود و نه با خودشان 2- عمده آن حالتی است که انسان (خود را) مقابل خداوند هیچ بداند، نه آنکه با مقایسه با آن حیوان خود را خوار شمارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همانطور که در کتاب «سلوک ذیل شخصیت ....» ملاحظه فرمودید در هر قرنی، عدولی از امت محمد«صلواتاللّه علیهوآله» به صحنه میآید. بنابرای لازم نیست که از این جهت حضرت امام به این معنا، سلوکی ذیل شخصیتی داشته باشند 2- همینطور است که میفرمایید 3- مظهر ارتباط ما در این تاریخ، حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» و سلوکی است که ایشان در مقابل ما گشودند. مثل آنکه شما در حال حاضر نور سخنان مولایمان حضرت مهدی«عجلاللّهتعالیفرجه» را در کلمات نایب الامام حضرت آیت اللّه خامنهای«حفظهاللّهتعالی» مییابید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت نفس بستر سیر به سوی وجود خواهد بود و عملاً دروازه ی فهم عرفان می باشد به همین جهت حضرت امام (ره) جهت فهم عرفان جلد 8 و 9 اسفار را که بحث معرفت نفس و معاد می باشد توصیه می فرمودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دشمنان اسلام همیشه تحت تأثیر نفس امّارهی خود عمل میکنند که برای نزدیکی به نفس امّاره هیچ تلاش و سلوکی نیاز نیست. ولی مسلمانان باید به نور نفس مطمئنه نزدیک شوند تا ذیل آن عمل کنند و این نیاز به تلاش دارد و از این جهت دشمن در تبعیت از نفس امّاره جدّی است زیرا بدون تلاش در اختیار آن قرار دارد. موفق باشید
سلام استاد عزیز: بنده توفیق در مباحث نورایتان را داشتم و دارم، نه تنها شما بلکه دیگر اساتید دیگر، عالمی که از آن سخن میگوید همیشه برایم زنده و سرشار از حضور است اما، دیگر از خودم خسته شدم دیگر از این بودن خسته شدم و دلم تنها مرگ میخواهد تا از تمام ترس و احساس گناه و نگرانی و انتظار و درد رها شوم، از آدم ها رها شوم، و مهم تر از آن از خودم، خودی که هیچ برکتی و اثری بر این کره خاکی نداشته و تنها رفتن جواب گوست. احساس تنهایی عمیق که هیچ کس و هیچ چیز و هیچ عمل نداری و خودت را باری بر دوش همه میبینی، از عممق جان خواهشمندم از شما استاد عزیزم که این قلب بیمار را دعا کنید که هر بار عهدی بسته میشود گناه و فاجعه بدتری رخ میدهد و سیاهی های ته نشین شده سر ریز میشود و دیگر تحمل خود را ندارم. بریدهام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگو هستم چاره کار همین است که به گفته جناب مولوی: «همچو چَه کن خاک می کن گر کسی / زین تنِ خاکی ، که در آبی رسی». اگر واقعاَ کسی هستیم، مانندِ چاه کن از این تنِ خاکی، خاک باید بکنی تا به آب معنویت برسیم. یعنی اگر واقعاً آدمی با کلنگِ ریاضت از این جسمِ خاکی، اوصاف پلید را بکند و جدا کند؛ به آبِ لطیف حقیقت میرسد.
کار میکن تو به گوش آن مباش ** اندک اندک خاک چَه را میتراش
هر که رنجی دید گنجی شد پدید ** هر که جدی کرد در جدی رسید
موفق باشید
