بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23757
متن پرسش
باسمه تعالی سلام خدمت استاد عزیز: اولا ضمن تشکر صمیمانه از خدمات ارزشمند شما همیشه دعایتان می کنم و التماس دعا هم از شما دارم. از خداوند متشکرم که شما را در زندگی من قرار داد. اولین بار است که با شما درد دل می کنم و امیدوارم روزی شما را ملاقات کنم. این هفته که سری به سایت شما زدم با اظهار نظر تند شما که البته معلم تفکر هستید نسبت به معلم انقلابی استاد عباسی مواجه شدم در حالی که قبل از این معمولا ایشان را تایید و سرباز انقلاب می دانستید و سخنان ایشان را مفید می پنداشتید و ایشان را حکیم می دانستید البته توصیه می کردید که حکیمانه تر کار کنند و ایشان را از اظهار نظر در مورد مسائلی که خیلی تخصص ندارند بر حذر می داشتید مثل فلسفه و من با نظر شما موافق بودم اما اظهار نظر شما و آقای صافیان را در مورد تفکر داعشی امثال ایشان خیلی نپذیرفتم. شما با این حرف انگار سطل پر از شیر را روی زمین ریختید و به نظرم نظر عجولانه ای دادید و زود قضاوت کردید و یک اشکال دیگری که دارم این است که شما روی مباحث علمی ایشان اعم از کلبه کرامت و سخنرانی های دانشگاهی و برنامه های تلویزیونی و غرب شناسی استراتژیک و فعالیت های فرهنگی مجموعه اندیشکده یقین که انصافا انقلابی و جهادی عمل می کنند و جوانان مخلص را تربیت می کنند خیلی اطلاعات خوبی ندارید و بیشتر معمولا کسی برای شما کلیپی از ایشان می فرستد و شما روی یک کلیپ اظهار نظر درباره ی شخصیت ایشان می کنید. برنامه های استراتژیکی اندیشکده ایشان را مقام معظم رهبری مشاهد می کنند. حتی مثلا جوانان به نظرم اراکی که از شاگردان ایشان هستند طرح استراتژیک شهر خود را به مقام معظم رهبری داده بودند چقدر مقام معظم رهبری از آن ها تقدیر کرده بودند. در شهر های دیگر هم چنین جوانانی دارند فعالیت می کنند. شما این همه کار جهادی و صدرصد علمی ایشان را در که شاید حدود ۵۰ یا بیشتر دانشگاه در مورد نقد علمی برجام و تبلیغ انقلاب و روشنگری های ایشان را انگار فراموش کردید یا اطلاع ندارید که واقعا در آن شرایط سخت که اکثرا در لاک خودشان فرو رفته بودند اگر نبود ما جوانان انقلابی به چه امید می بستیم؟ واقعا در فضای سایبر نقد اساسی و رسانه ای خیلی کم پیدا می شد و در آخر هم به عینه تمام حرف های ایشان را درست یافتیم ولی دکتر داوری عزیز و متفکر بزرگ به نظرم کمی محروم از بصیرت سیاسی هستند که تمام قد از این توافق حمایت کردتد و در آخر هم یک جایزه ای هم اخیرا به آقای دکتر ظریف دادند البته من نمی خواهم قدحی بر دکتر داوری عزیز وارد کنم ولی می خواهم از زحمات انقلابی دکتر عباسی که هم در سطوح عالی کار کردند و دانشگاه به دانشگاه رفتند و هم برای عموم مردم در مساجد روشنگری کردند و هم دفاع جانانه از انقلاب و اسلام کردند و به واقع کم از زحمات مدافعان حرم نداشتند البته انتقاد بر ایشان وارد است و حس می کنم ایشان نباید مسائل استراتژیکی و سیاسی و ایدئولوژیک را با مسائل فلسفی خلط کنند و به نظرم نقد ایشان به دکتر داوری از سر تعصب و غیرت دینی ایشان بود که حس کردند نظر دکتر داوری در این شرایط حساس انقلاب خلاف روح امیدی که امام خامنه ای دام ظله دارند است و قبل از این ایشان چنین نقد هایی را بر دکتر داوری نداشتند. استاد عزیز شما غرب شناسی دکتر عباسی را ببینید که چطور ایشان در آن جلسات که جنبه علمی دارد، آزاد اندیشانه سخن می گویند و دایم از مخاطبان درخواست می کنند که خودتان را جای انسان غربی بگذارید و بعد نقد کنید یا همین برنامه جهان آرا که در دهه فجر ۹۷ بود را نگاه کنید، ایشان حکیمانه نقد کردند یا نگاه کنید به نظر ایشان در مورد آیت الله جوادی و تفسیر تسنیم ایشان که چه تقدیری بجا آوردند و همه را توصیه به خواندن آن می کنند. می خواهم بگویم ایشان تسبت به قبل حکیمانه تر برخورد می کنند و پخته تر. در آخر می خواستم از شما درخواست کنم با دکتر عباسی دیدار کنید و شاید این مایه دلخوشی انقلابی ها باشد و متاسفانه از هفته پیش به شدت قلبم مکدر شده و در یک سرگردانی هستم که چرا انقلابی ها به جان هم می افتند و اینکه شما چرا بیش تر از آن که روی تفکرات دکتر رحیم پور و استاد پناهیان و استاد زرشتاس تاکید کنید روی تفکرات دکتر داوری تاکید می کنید در حالی که تفکرات استاد رحیم پور مستحکم تر انقلابی تر جامع تر و دارای فراز و نشیب کم تر است ولی آقای دکتر داوری در کتاب خرد و توسعه می نویستد: چهل سال پیش سهوی کردم و غربِ متجدد را «نفسانیّت» (یعنی ظهور انسان به عنوان سوژه و موجود متصرف و همه‌کاره در جهان) خواندم. این لفظ، چنین معنایی را افاده نمی‌کرد و طبیعی بود که خواننده تعجب کند که چه صفت بدی به جهانِ «علم» و «تکنولوژی» و «آزادی» داده‌ام. غرب به‌طورکلی و مخصوصاً غربِ جدید، جهانِ «فلسفه» و «هنر» و «علم» و «تکنولوژی» است و این‌ها را به نفسانیّت به معنی روان‌شناسی و اخلاقی آن نمی‌توان بازگرداند. غربِ جدید یکسره شوم و پلید نیست، بلکه از ابتدا جهانی پُر از تضادها و تعارض‌های پنهان و آشکار بوده و به تدریج تعارض‌های پنهان آن قدری آشکار شده است. خوب خود شما چهل سال است با این تفکر نقد غرب می کنید بعد ایشان می فرمایند که من سهو کردم نظرتان در این باره چیست؟ ببخشید که طولانی شد ولی لطفا جواب مفصلی بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم همه‌ی آن سؤال و جوابی که در این مورد بحث شد را مطالعه فرموده‌اید یا نه؟ بحث بر سر انتقاد به آقای دکتر داوری نیست، بحث بر سر آن است که آقای عباسی در جایی پا می‌گذارند که اساساً هیچ فهمی برای ایشان در آن جایگاه نیست و این بسیار خطرناک است. از آن جهت که فردا چنین افرادی لیدر جامعه‌ی ما و جوانان ما گردند و شخصیتی برای انقلاب شکل بگیرد که نخبگان جامعه مثل آقای دکتر داوری این‌طور مورد طعن و تنفر قرار گیرند. این‌جا است که هیچ‌چیزی از آن انقلاب اسلامی که بنا است جهانی را در مقابل جهان مدرنیته به ظهور آورد؛ نمی‌ماند. خطر، بسیار بزرگ است به‌خصوص اگر اندیشمندان جامعه امثال آقای دکتر داوری به این نتیجه برسند که آینده‌ی انقلاب با افرادی مثل آقای عباسی بنا است ادامه پیدا کند، وگرنه اگر آقای عباسی در جای خود می‌ایستاد، حرف‌های خوب و مفیدی داشت. ای کاش شما آن کلیپ را که بیشتر به یک «شو» شبیه بود ببینید، آن وقت است که نگرانی بنده بیشتر برایتان ملموس می‌شود. باور بفرمایید بعد از دیدن آن کلیپ، مدت‌ها آرامش روحی خود را از دست داده بودم که بر ما چه می‌گذرد؟ آیا دانایی‌های ما وقتی در این حدها باشد برای ادامه‌ی خود در این جهان کافی است؟! موفق باشید

23387

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. آیا می شود انسان در فقه از یک مرجع تقلید نکند مثلا در مساله ای از یک مرجع و در مساله دیگری از مرجعی دیگر که بین آنها اعلمیت مشخص نیست مثلا رهبری و آقای مکارم و یا آقای صافی و.... ۲. امروز نوشته ای منتسب به آقای کمال حیدری خواندم به این مضمون که ملاک در قیامت برهان است به این صورت که اگر کسی در آن روز دلیل بر مسیحیت داشته و یقین داشته است به برهانش معذور است و اگر کسی بر دین حقی باشد و برهان نداشته باشد باز هم مجازات می شود چرا که برهان نداشته! و ملاک در آن روز برهان است. با تشکر از وقتی که می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره باید یک فقیه اجازه دهد که مقلدینش می‌توانند در بعضی امور به سایر فقها رجوع نمایند. ۲. قسمت اول سخن ایشان، سخن درستی است. ولی در مورد قسمت دوم باید گفت همین‌که انسان احتمال دهد آن دین، حق است، آن شخص مصاب است و در قیامت به نتیجه می‌رسد. موفق باشید

23015

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: جلسه 26 تفسیر سوره حمد مطالعه کردم فوق العاده فهم تفسیر حمد برای من سخت و سنگین هستش. استاد عزیز در یک کلام برای خودم توضیح دادم مثلا اسم من علی هستش من وجود دارم، علی جامعیت صفات من هستش، علی شامل این صفات مهربان با سخاوت با گذشت و...(البته صفات خوب میگم که موضوع برای من قابل فهم باشه) صفات از علی جدا نیست من یک علی نیستم با یه صفت مهربانی وجود هستم تجلی وجود من مثل اینه که سیب در ذهن من ایجاد میشه حالا یک علی نیست با یک سیب یعنی این سیب جلوه منه از من جدا نیست حالا نمیدونم منظورم درست رسوندم یا نه؟ طی این 26 جلسه سنگین تفسیر حمد امروز اینو خلاصه برای خودم کردم که این عالم مثل موضوع علی است اگر سطح فهم و ادراک را آوردم پایین باور کنید فقط برای این بود که بفهمم. ممنون از راهنمایی شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که بحمداللّه سعی می‌کنید در فهم اسماء اللّه مطالب را به انتها برسانید، سعی بفرمایید مبنا را همان مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» قرار دهید و بر آن اساس به بحث شرح تفسیر حمد حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» رجوع داشته باشید. موفق باشید

22796

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: با توجه به مباحثی که حضرت آقا در سال‌های قبل از رهبری‌شان که در کتاب‌های (همرزمان حسین) و (انسان ۲۵۰ ساله) تحت عنوان مبارزه حاد سیاسی اهل البیت تشریح کرده‌اند و به حق نگاهی دقیق و مغفول در تاریخ تشیع و عدم آشنایی ما به سیره‌ی معصومین بخصوص ائمه‌‌ای که در آخر ایام امامت ۲۵۰ سال آمده‌اند و خود ایشان هم فرصت کافی را برای تشریح آن پیدا نکرده‌اند؛ لطف بفرمایید و منابعی که بتواند ما را در ادامه مسیر ایشان در شناخت زندگی امام هادی و امام عسکری با آن نگاه کمک کند معرفی کنید. بسیار ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید تا حدّی کتاب «ارشاد» شیخ مفید و یا «منتهی‌الآمال» شیخ عباس قمی کمک کند. إن‌شاءاللّه بنا است رفقا از جناب استاد غنوی تقاضا کنند مباحث‌شان را با طرح سیره‌ی امام هادی و امام عسگری«علیهماالسلام» کامل کنند. موفق باشید

22683
متن پرسش
با سلام: طبق حرکت جوهری حرکت (بالقوه بالفعل می شود) در همین جهان مادی است. یعنی حرکت ذاتی این جهان است. حال اگر این طور باشد این حرکت نه انتها دارد نه ابتدا. اگر اینطور باشد این جهان نابود شدنی نیست چرا که حرکت ذاتی آن است و این چنین حرکتی که ابتدا و انتها ندارد. حال سوال این جهانی که حرکت ذاتی آن است و انتها ندارد پس برای آن قیامتی نیست چرا چون انتها ندارد. سوال آیا می توان نتیجه گرفت که برای خود اینچنین عالمی قیامت نیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عین حرکت یعنی وجودی که در مرتبه‌ی نازله‌ی وجود است و با تجلیات ممتد از عالم بالا به عالم بالاتر سیر می‌کند لذا به قیامت خود که برگشت به مرتبه‌ی بالاتر نایل می‌شود و به خودی خود وجودی مستقل ندارد تا در عین حرکت بودن خود همچنان باقی بماند بلکه با افاضه‌ی دائمی است که این حرکت باقی است و لذا در ازای همین افاضه‌ی دائمی از قوه به فعل و از عالم ماده به عالم تجرد سیر می‌کند. موفق باشید

 

22473
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. شهودات از طریق قوه خیال انجام می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی! همیشه شهود در مظاهر انجام می‌شود و این‌جا است که قوه‌ی خیال آن معانی را صورت می‌دهد همچنان‌که صورت ها را معانی می‌بخشد. موفق باشید

22277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و قدردانی: میشه بفرمائید که در جواب یک پرسشی که اشاره نموده اید از میان علم و ازدواج، علم اولویت دارد. کدام علم مد نظر هست؟ من گاهی می بینم که نسبت به خودم خیلی کافی شناخت ندارم و کنترل احساسات در نتیجه ی شناخت لازم بدست می آید. بنظر شما این به معنی این هست که منِ نوعی، فعلا بهتر هست خودم رو بیشتر بشناسم و اگر ازدواج کنم فرصت کمتری برای شناخت من وجود دارد؟ وگرنه چگونه علمی مد نظر بوده؟ ممنون از بابت وقتی که صرف جواب به سوالات می نمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر منظور علامه‌ی حلّی در آن توصیه مربوط به طلاب بود که فرصتِ تعمق در آموزه‌های دینی را قبل از ازدواج از دست ندهند. ولی در این راستا که شما می‌فرمایید هم جا دارد که انسان آگاهانه وارد ازدواج شود. موفق باشید

21823
متن پرسش
سلام استاد: در بحث معاد فرمودید: طبق آیه ۹۷ نحل به بهترین عمل در طول عمر مومن جزا داده می شود به این معنا که اگر مومن در شصت سالگی بمیرد و اگر بهترین نمازش برای چهل سالگی او باشد همان نماز چهل سالگی او را در نظر می گیرند. در ادامه هم مبحث صبر پیش اومد که خود صبر در صورت عدم قوت و نور لازم عمل به کمک میاد. من وحدت بین این دو تا رو نتونستم درک کنم که چطور هم به بهترین عمل پاداش میدن و هم خود صبر؟ یعنی ملاک چیه و وحدت بین این کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان با پشت‌کار و پایداریِ لازم عبادتی را دنبال کرد و به دنبال تحقق صورت آرمانی و ایده‌آلِ آن عبادت بود، نفسِ این پایداری یعنی صبر موجب می‌شود تا جزایِ او همان صورت آرمانیِ عمل عبادی گردد. موفق باشید

21534
متن پرسش
سلام استاد: اختیار ما چطور ذیل مشیت الهی قرار میگیره؟ چون یه جاهایی من یه چیزی رو میخوام که خدا اونو برای من نمیخواد. اینجا مشیت الهی در صحنه است؟ اگر جواب بله است پس اختیار دایره اش کجاست؟ در جزوه های شما جای مشیت الهی خالیه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در نظام احسن عالم وجود می‌توانیم خود را پرورش دهیم نه آن‌که بتوانیم مقابل نظام الهی قرار گیریم. جزوه‌ی «جبر و اختیار» در این مورد نکاتی برای شما دارد. موفق باشید

21183

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: به نظر شما یک دانشجو و طلبه باید در چه موضوعاتی به «تحقیق»، «تفکر» و «تبیین» بپردازد؟ پنج موضوع را به ترتیب اهمیت و اولویت بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌توانم در این موارد که بیشتر از طریق عقل ریاضی به نظم آیند، فکر کنم. به نظرم با نگاه به قرآن در موضوع چندلایه‌ی چندوجهیِ خاصی قرار می‌گیریم که جوابگویِ نیازِ ما است. موفق باشید

21014
متن پرسش
با سلام: استاد دو سوال از محضر شما داشتم اولی راجع به مدل حکومت داری ما، من راجع به ولایت فقیه نظر مثبتی دارم چه اینکه یک شخص فقیه مدیر مدبر آگاه به مسائل به خوبی می تواند عدالت را در زمان غیبت امام معصوم اجرا کند. من مشکلم با کارایی و عملکرد ولی فقیه است. الان در کشور ما طوری شده که نیروی نظامی تحت اشراف مستقیم رهبری است که الحمدالله شاهد قدرت نظامی هستیم. از آن سو چون بخش اقتصاد و فرهنگ و سیاست داخلی و خارجی در مقام اجرا توسط دولت ها اجرا می شود و رهبری خطوط کلی را مشخص می کند ما به خاطر خودخواهی دولت مردان و اینکه هر دولتی آمد سعی داشت نظرات خود را پیش ببرد شاهد پسرفت در این حوزه ها هستیم. واقعا اگر از همان روز اول همه چیر تحت اشراف مستقیم رهبر در مقام اجرا می بود و خود رهبری در مسائل اقتصاد و فرهنگ به صورت مستقیم وارد می شدند بهتر نبود تا شاهد این اوضاع نباشیم؟ از نظر شما بهترین مدل حکومت داری چه مدلی است؟ اما سوال دوم راجع به خود شخص رهبری امام خامنه ای تعابیری از بزرگان و عرفای نامی راجع به رهبری می بینیم که شخصیت رهبری را دست نیافتنی جلوه می دهند و ایشان را تا مقام عصمت بالا می برند مثلا در یک جایی حضرت آيت‌الله حسن‌زاده آملي جلوي حضرت آقا دو زانو نشسته و ايشان را مولا خطاب مي‌كنند حضرت آقا ناراحت شده و به علامه مي‌فرمايند اين كار را نكنيد. علامه حسن‌زاده مي‌فرمايند اگر يك مكروه از شما سراغ داشتم اين كار را نمي‌كردم یا تعبیری از استاد عبدالقائم شوشتری هست که می فرمایند حضرت آیت الله خامنه ای از جنس أنبیا هستند، از مُرسلین هستند در افق بسیار بالایی هستند من از فدائیان رهبری هستم این به نظر من اغراق و غلو ها راه را برای سوال و پاسخ گویی رهبری در حوزه هایی که تحت اشراف مستقیم رهبری است مسدود کرده به طور مثال در زمینه حصر موسوی و کروبی که توسط شورای امنیت ملی تصمیم گیری شد اعضای آن را رهبری انتخاب و مصوبات آن باید به تایید رهبری برسد. پس رهبری دخالت مستقیم در حصر آقایان دارند. اما سوال اینجاست ایا بعد از هفت سال زمان آن نیست که عدالت به طور کامل درباره آنها اجرا شود و فرقی بین کسانی که مسوولیت در نظام داشته و شهروند عادی نباشد حتی این عدم برخورد باعث شده تا کسانی مثل محمود احمدی‌نژاد با وجود داشتن پرونده با تمام توان علیه ارکان نظام سخن پراکنی کنند این اشتباه ایشان در دخالت مستقیم درباره حصر موسوی کروبی و عدم پاسخ گویی شفاف ایشان باعث شده در این نظام کسانی مثل محمود احمدی‌نژاد که از امکانات نظام استفاده کردند امروز در یک مصونیتی باشند و اینگونه سخن بگویند پس جایگاه عدالت کجاست؟ حال آیا شما حدی از خطا و اشتباه را برای رهبری قائلید و اینکه چطور نسبت خود را با ولایت فقیه تنظیم کنیم که از جاده حق و انصاف خارج نشویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا ساختارهای نظام اداری ما در هر سه قوه تغییر نکند، اگر هم آن امور همه مستقیماً زیر نظری مقام معظم رهبری باشد، مشکل باقی خواهد بود. مدیریت ایشان از آن جهت با ارزش است که تحت عناوینی مثل آتش به اختیار و یا رشددادن جریان‌های خودجوشِ مردمی، جامعه را از ساختارهای غربی عبور دهد 2- چون خداوند در سوره‌ی نساء آیه‌ی 113 به پیامبر خود به عنوان رهبر دینی جامعه می‌فرماید: « وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَ ما يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظيماً»، اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود، گروهى از آنان تصميم داشتند تو را گمراه كنند؛ اما جز خودشان را گمراه نمى ‏كنند؛ و هيچ گونه زيانى به تو نمى ‏رسانند. و خداوند، كتاب و حكمت بر تو نازل كرد؛ و آنچه را نمى‏ دانستى، به تو آموخت؛ و فضل خدا بر تو (همواره) بزرگ بوده است. رهبر دینی امروز ما نیز توانایی‌هایی دارند که امثال حضرت آیت اللّه حسن‌زاده با نظر به این توانایی‌های خدادادی آن‌چنان تواضع‌هایی را انجام می‌دهند، در عین آن‌که همواره حرکات رهبری را در نسبت با سیره‌ی امامان معصوم می‌سنجند و جای نقد را محفوظ می‌دارند. 3- تصمیم‌گیری‌های مربوط به شورای امنیت ملی را به عهده‌ی اعضای آن گذاشته‌اند که رئیس آن از طرف رئیس دولت انتخاب می‌شود. موفق باشید

18997
متن پرسش
سلام استاد عزیز: اول از همه شهادت امام هادی (ع) را خدمت شما تسلیت عرض می کنم به طوری که زمینه تقرب روز افزون ما به آن بزرگواران باشد. استاد ۱. تاثیرات مواد مخدر و روان گردان در نفس چیست!؟ و کسانی که اینان را مصرف می کنند ادعا می کنند که اشیا را به نحوی دیگر مشاهده می کنند! برای مثال رنگ های متفاوت و با موزیک هایی خاص از نظر روحی منقلب می شوند و اشیا را کارتونی و انیمیشنی مشاهده می کنند و استفاده از این مواد ها انسان را دچار چه ظلمات هایی در برزخ و قیامت می کند؟! و اینکه استاد عزیز جوانان زیادی مبتلا به این مواد ها (بیماری) هستند، چه راهی وجود دارد برای رهایی و نجات آنان از این لجنزار به ظاهر زیبا و اینکه دلیل حرمت این چنین موادی (تریاک، هرویین و کوکایین و ال اس دی، ماری جوانا،حشیش) را در صورت امکان بیان کنید. ۲. آیا قبل از اسلام در دین انبیا قبل خوردن شراب جایز بود!؟ ۳. آیا فرزندان آدم و حوا (ع) با یکدیگر ازدواج کردند!؟ و در صورت تصدیق مساله فوق چگونه در آن وقت ازدواج محارم جایز بود ولی در حالا غیر جایز است!؟ ان شاءلله خداوند خیرتان بدهد در دنیا و آخرت و توفیق استفاده بیشتر از معارف مطرح شده از سوی شما را به ما عنایت کنند. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! چون این نوع مواد، واهمه‌ی انسان را که عامل دوری از حقیقت است تقویت می‌کند. هر اندازه انسان جواب عقل خود را بدهد می‌تواند از برآورده‌شدنِ امیال واهمه نجات یابد. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست در این مورد کمک می‌کند 2- در هیچ دینی چیزی که انسان را از تعقل خارج می‌کند و آثار بدی بر روی جان و قلب انسان می‌گذارد، جایز نبوده 3- به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی در تفسیر آیات اولیه‌ی سوره‌ی نساء، شریعت الهی در آن زمان ازدواج خواهر و برادر را حرام نکرده بود. خوب است به نکات دقیقی که حضرت علامه در این مورد مطرح فرموده‌اند رجوع فرمایید. موفق باشید

17952

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ممکن است یک گناه از سوی خدا باشد تا از عجب بیرون بیام و همون تضرع سابق رو داشته باشیم؟! چه کنیم که یادمون نره و همیشه یادمون باشه به درگاه خدا بنده و ضعیف و گناهکاریم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر سعی کند خود را در معرض گناه قرار ندهد، به مرور از مشکلات قبلی آزاد می‌شود. زیرا نمی‌شود تصاویر مستهجن را تماشا کرد و گرفتار خودارضایی نشد. موفق باشید

16624
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و گرامی؛ 1. ملاک تفریح سالم چیست؟ 2. در اسلام آیا تفریح حلال مجاز است یا ضرورت؟ 3. در عرفان تفریح حلال مجاز است یا غیر ضروری؟ در تهیه مقاله کمک شما را خواهانم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح و روان انسان نیاز دارد که در فشار تکالیف، اعم از تکالیف شرعی یا اجتماعی نباشد. حال هر آن‌چه آن فشار را کم کند و خلاف شرع نباشد، برای آن فرد و جامعه تفریح سالم حساب می‌شود. به این لحاظ ضروری است که انسان تفریح سالم داشته باشد. ولی هرکس مناسب روح خود، کاری را تفریح می‌داند و لازم نیست تفریح، به معنای آن‌چه فرهنگ غربی برای خود معنا کرده است برای ما نیز تفریح منسوب شود. موفق باشید

16471
متن پرسش
همانطور که مستحضر هستید سه دیدگاه در رابطه با مدرنیته وجود دارد. دیدگاه اول مربوط به پذیرش بی چون و چرای تمام مدرنیته هست. دیدگاه دوم مربوط به پذیرش تکنولوژی و علم تکنیکی غرب و نفی فرهنگ و ایدئولوژی غرب هست. دیدگاه سوم مربوط به نفی کل مدرنیته هست. آن طور که بنده فهمیدم جنابعالی دیدگاه سوم را قبول دارید و آن را صحیح می دانید. می خواستم بدانم دیدگاه امام خمینی (ره) در رابطه با مدرنیته کدام است؟ بنده حدس می زنم با توجه به یکی از سخنان امام که می فرمایند: اگر شما دیدید که غربی ها در صنعت پیشرفتی دارند خیال نکنید که در فرهنگ هم پیشرفت دارند. دیدگاه امام دیدگاه دوم هست. این دیدگاه امام چگونه قابل تبیین هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرهنگ مدرنیته مبتنی بر اومانیسم یا انسان محوری است و در این رابطه نه تنها حضرت امام که هیچ متدیّنی با آن موافق نیست بحث تکنولوژی هم که امروز ما چاره‌ای جز استفاده کردن از آن نداریم، می‌ماند که ما باید سعی کنیم تکنولوژی مناسب روح و فرهنگ خود را به مرور جایگزین کنیم. موفق باشید

16444

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد من کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود» شما را تقریبا قسمت بیشترش رو مطالعه کردم، خوب شما در این کتاب خطر سطحی و در حد مفهومی شدن دین را بسیار زیاد گوشزد فرمودید اما اینکه چگونه دین را از مفهوم به حضور ببرم و کلا حضوری شدن ارتباط با خدا اول اینکه دقیقا برایم واضح نیست، ثانیا دقیقا نمیدونم باید چکار کنم برای رفتن به حضور؟ آیا فقط تهذیب نفس کافیست؟ لطفا کمی توضیح بفرمایید. البته توضیحتان را بپای شرحی بیشتر از کتاب بگذارید و کم فهمی من، و گرنه شما بسیار عالی و با تفصیل در کتاب توضیح فرمودید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح 75 جلسه‌ای کتاب مذکور، عرض شده است که مقدمه‌ی آن کتاب، مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و شرح «برهان صدیقین» همراه با صوت آن‌ها است. فکر می‌کنم اگر آن مقدمات دنبال شود و شرح 75 جلسه‌ای آن نیز استماع گردد، مطالب دقیقی به میان آید. موفق باشید

15335
متن پرسش
سلام بر شما استاد عزیز تر از جان: جناب استاد بنظر شما صبر همان خروج از حصار زمان نیست؟ بنظر من صبر که از عزم الامور است دلیلش این است که اولا عاقبت هر چیزی مال خداست و خدا بی زمان و مکان است اگر انسان خودش را از حصار زمان آزاد کند یعنی مثلا درد و ناراحتی فعلی را توجه نکند و توجه اش به خدا باشد در واقع همین الان عاقبت خوب نهایی را حس می کند و در واقع مع الله است و خدا هم با اوست. پس اگر انسان صبور باشد یعنی خودش را از حصار زمان برهاند همیشه در عاقبت امور قرار دارد که عاقبت مال متقین است و بنفع اوست. پس صبر یعنی رهایی در وجود بی زمان. خواستم نظر شما را بدانم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این نگاه، نگاه خوبی است زیرا حضرت حق ماوراء حادثه‌ها امور را مدیریت می‌کند و اگر ما، ماوراء حادثه‌ها در صحنه باشیم، حادثه‌ها و یا بگو زمان، نمی‌تواند اموری آن‌چنان برجسته باشند. موفق باشید

14433

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد همانطور که شما تشخیص داده اید بنده مثل اینکه در قبضم. حالم رفته است. استاد بنده اولین بار است که با این شدت با قبض مواجه هستم (یعنی اصلا حال عبادت ندارم. منظورم حال خوش عبادت است). استاد این قضیه اذیتم می کند. الان بنده دقیقا باید چه کنم؟ چه کنم که زودتر بسط بیاید؟ اصلا چقدر طول می کشد؟ بنده هیچ اطلاعاتی ندارم. شما صوتی یا کتابی که در آن از قبض و بسط سخن گفته باشید را معرفی میکنید؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کارهایی که به عنوان یک طلبه باید انجام دهید، انجام دهید. پیشنهاد می‌شود به جواب سؤال‌های 1761 و 8127 و 8144 رجوع فرمایید. موفق باشید

8509
متن پرسش
سلام علیکم اگر آدمیت همه انسانها به شجره ممنوعه نزدیک شده پس اهل بیت (ع)هم باید به شجره نزدیک شده باشند، این مطلب با اینکه اهل بیت (ع) عصمت تکوینی دارند چگونه جمع میشود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بین مقام نور عظمت اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و مقام انسانی آن‌ها باید فرق گذاشت. به همین دلیل که آن‌ها در روی زمین آمدند و آمدن روی زمین به جهت نزدیکی به شجره بوده. پس آن‌ها نیز از جهت جنبه‌ی بشری به شجره نزدیک شده‌اند چون آدم به جهت آدمیت‌اش به شجره نزدیک شد نه از جنبه‌ی نبوتش که مافوق دنیا و مافیها است. موفق باشید
7946
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم استاد گرامی بنده دختری سی ساله هستم که هنوز ازدواج نکردم و تمایلی برای ازدواج ندارم . با این مباحث و سیر مطالب شما هم فکر می کنم ازدواج راه رسیدن به کمال نیست . آیا تقدیر بنده این است که مجرد باشم در صورتیکه خواستگار هم زیاد داشتم اما همیشه دچار اضطراب می شدم . آیا این امر جز واجبات دین است و تخطی از آن ناسپاسی در مقابل خداست؟ یا اینکه امیدوار باشم که گره از مشکل باز می شود و هنوز موقع این امر نشده و حضرت حق تقدیر خوبی و ازدواج مناسبی برای بنده رقم می زند ؟آیا دعایی دراین مورد مناسب حال وروز من هست ؟اگر امکان دارد به ایمیل پاسخ را بفرستید .البته با این همه شرح که دادم ناامید از درگاه خدا نیستم .اجرکم عندالله
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شما به خدا بگویید: «من در هرحال راضی به رضای تو هستم» و در این راستا اگر خواستگار مناسبی آمد بدون دلیل ردّ نکنید و اگر هم خواستگار مناسب نیامد مطمئن باشید خداوند زندگی دیگری برای شما تقدیر کرده و خودش ترتیب بقیه‌ی امور را هم می‌دهد. دعای خاصی نیاز نیست، همین اذکار عام مثل صلوات و «لا اله الاّ اللّه» و «آیت‌الکرسی» با رویکرد رفع حاجت خاص، کارساز است. موفق باشید
1594

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام,ملاک انجام عمل برای هر انسانی در جای جای این کره ی خاکی در هر برهه ی زمانی گذشته, حال و اینده و در هر مقطع فردی,اجتماعی و انسانی که دارای یک خصوصیت باشد و ان اینکه بخواهد ان گونه که باید و شاید عمل کند چه می تواند باشد؟(حتی ممکن است دینی هم برای این شخص تعریف نشده باشد)اگر جواب رجوع به خود است می خوام کمی مفصلتر توضیح بدهید و اگر نیست...؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: آری از طریق خودشناسی دریچه‌ی شناخت حقیقت‌های گسترده‌ی عالم وجود در مقابل ما باز می‌شود و در این رابطه امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: « مَعْرِفَةُ الْمَرْءِ بِعُیُوبِهِ أَنْفَعُ الْمَعَارِف‏» معرفت نفس نافع‌ترین معارف است. بنده در این رابطه کتاب ده نکته و ده جلسه صوت شرح آن را پیشنهاد می‌کنم. موفق باشید
1574

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی در مورد نزول وحی بر پیامبر در منابع تاریخی اینگونه نوشته شده است که وقتی جبرئیل بر پیامبر نازل شد و به او گفت تو پیامبر از جانب خدایی و من جبرئیلم پیامبر به نزد حضرت خدیجه سلام الله علیها امد در حالیکه هنوز مطمئن نبود ان کس که دیده است واقعا جبرئیل باشد تا اینکه حضرت خدیجه او را دلداری داد و پیش ورقه بن نوفل پسر عموی خود رفت و او هم گفت اگر این مطالب که میگویی درست باشد او پیغمبر است باز هم رسول خدا صلوات الله علیه و علی اله ارام نگرفت تا اینکه خدیجه فرمود دفعه بعد که جبرئیل امد مرا خبر کن پیامبر او را خبر کرد خدیجه موهای خود را مکشوف نمود و از پیامبر پرسید ایا حالا او را می بینی فرمود نه گفت پس او فرشته است نه شیطان . هر چند که در منابع مختلف تفاوتهایی در جزئیات هست ولی قدر مشترک انها این است که حضرت خدیجه بیشتر از پیامبر مطمئن بوده است که جبرئیل بر او نازل شده است. و با توجه به اینکه در دستورات عرفانی می گویند سالک در اول سلوک خود مخصوصا نباید به مکاشفات اطمینان حاصل نماید مگر اینکه بر استاد کاملی عرضه کند یا قرینه مطمئنی از قران و روایات داشته باشد و با عنایت به اینکه مساله وحی بسیار مهم است واقعا پیامبر چگونه به نزول جبرئیل اطمینان پیدا نمود؟ البته در همان منابع میگویند در اثر تکرار نزول به این امر مطمئن شد. و ایا این تردید اولیه که در منابع تاریخی امده است قابل پذیرش میباشد؟ خواهشمند است در مورد نزول وحی و حفظ پیامبر از تصرفات خیال و شیطان توضیح بفرمایید و اگر در این زمینه کتابی مورد نظرتان می باشد معرفی نمایید.. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: خداوند نورش را در قلب شما مستدام بدارد. شهود سالک خودش، خودش را معرفی می‌کند و سالک در شهود خود با صورتی همراه با معانی و حقیقت روبه‌رو است. به گفته‌ی علماء بزرگ این نوع خبرها به‌کلی جعلی است و یک تهمت به رسول خدا«صلواه‌الها‌علیه‌وآله» می‌باشد. آنچنان نور وحی جان رسول خدا«صلواة‌الهو‌علیه‌وآله» را پُر کرد که حضرت همه‌ی حقیقت را در جان خود احساس کردند، جایی برای حقیقت دیگری نمانده بود که بخواهند از طریق آن به حقیقت وحی بنگرد، خودِ حقیقت نزد آن حضرت بود. مثل نور بدیهیات که در شما هست، آیا از کسی می‌پرسید چرا جمع نقیضین محال است؟ موفق باشید
1489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام لطفا توضیح دهید که چگونه حفظ قران راهی برای تدبر در ایات است{بنابر بیانات رهبر معظم انقلاب}
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: شاید منظورشان آن باشد که وقتی انسان آیات را حفظ باشد با رجوع به تفاسیر زمینه‌ی تدبّر در آیات بهتر فراهم است. ولی ایشان مکرراً حافظان قرآن را به درک مفاهیم توصیه کرده‌اند. موفق باشید
22726
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: چرا حضرت زینب سلام الله علیها با این عظمت هیچ زیارتی از جانب ائمه برایشان در مفاتیح نقل نشده؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که زینب کبری «سلام‌اللّه‌علیها» پس از شهادت حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» و برگشتِ آن حضرت به مدینه متوجه‌ی رسالت عظیم خود شدند و آن رسالت آن بود که به نحوی بسیار ظریف دو مرکز اصلیِ جهان اسلام را متوجه‌ی امری که گرفتار آن بودند، یعنی امرِ سیطره‌ی اسلام اُموی بنمایند. آن دو مرکز، مصر و شام بود، لذا به یک معنا زینب کبری «سلام‌اللّه‌علیها» بعد از ورود به مدینه در تاریخ، گم شده‌اند. ولی آن‌چه از ایشان مانده است تبدیلِ شامِ اُموی به شامِ علوی و تبدیل مصرِ تحت سیطره‌ی عمروعاص به مصرِ محبّ ولایت است. و بر این امر فکر کنید که هم مصریان معتقدند آن حضرت در مصر دفن می‌باشند و برای حضرت، حرم و بارگاهی می‌شناسند؛ و هم در شام دیروز یعنی سوریه‌ی امروز شما ناظر حرم آن حضرت هستید. این‌جا است که ما با زینب «سلام‌اللّه‌علیها» با رازی از کربلا روبه‌روئیم که چهره‌ی نرم و رازگونه‌ی کربلاست و هزاران نکته‌ی باریک‌تر از مو این‌جا است. حال به من بگو چنین زینبی در کجا به طور مشخص بوده‌اند تا ائمه بخواهند به زیارتش بروند و زیارت‌نامه‌ای تدوین کنند؟!!! موفق باشید

20835
متن پرسش
سلام: یک سوال مربوط به کتاب برهان صدیقین داشتم: (من دارم گیج میشم، عالم ماده مگر نباید مادی و محسوس باشد پس خلا چیست چرا محسوس نیست) ما الان در عالم ماده قرار داریم و طبق آن چیزی که من از این کتاب فهمیدم مادیات اعم از سنگ و چوب و ... که وجود دارند وجودشان را از عین وجود که خدا باشد گرفتند حال سوال من این است که ماده تشکیل شده است از جامد، مایع، گاز هر کدام هم وجودی دارند که با گفته کتاب وجودشان به عین وجود برمی گردد حال حالتی را در نظر بگیرید که خلا باشد یعنی هیچ یک از صورت های سه گانه ماده را ندارد، مثلا جو خارج از زمین که نه گاز دارد و نه جامد و نه مایع، تکلیف این محدوده خلا چه می شود؟ این محدوده مخلوق خداست؟ و ...... 2. اگر جوابتان این باشد که این خلا چیزی است ماورا ماده و مادون غیب که هم می تواند ماده در آن باشد و هم می تواند نباشد و چیزی است مابین این دو که خصوصیات هر کدام را به لطافت دارد پس می توان به وجود روح بخاری برای انسان که چیزی است میان مجرد و ماده فکر کرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر خلاء به معنای واقعی هم داریم؟! آری! بالای جوّ فضایی هست که نسبت به هیدروژن و اکسیژن خلاء است، ولی آن‌جا هم گازهای خود را دارد. موفق باشید

نمایش چاپی