بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6830
متن پرسش
با سلام به نظر می آید این جمله که اسلام را در بین غیر مسلمانان یافتم و در بین مسلمانان اسلام را ندیدم جمله درستی نیست.نظر شما چیست؟خواهشا دلایل خود را هم ذکر کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب سید جمال‌الدین اسدآبادی می‌خواسته بگوید آن نظمی که اسلام توصیه می‌کند در بین غیر مسلمانان بیشتر رعایت می‌شود وگرنه مسلّم است که رویکرد آن‌ها به سوی توحید نیست تا مسلمانی در آن‌جا بیشتر باشد. موفق باشید
26786

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم تعالی با سلام: من نه ضد انقلابم نه غیر مسلمان. اتفاقا از آن انقلابی های جبهه رفته و تیر خورده هستم. نوارهای شما را هم گوش می دهم ولی اخیرا یک نقل قولی شنیدم از مداح که گفت به دیدار رهبر رفته و بخاطر کرونا اجازه دستبوسی به وی نداده اند در تیوب سرچ کنید می آید. جناب طاهر زاده شما که رهبر را جانشین امام زمان می دانید آیا امام زمان هم قبل از انتخابات کرونا را از مردم مخفی می کردند اما خودشان رعایت می کردند....؟! https://youtu.be/CIaWwKveMBY
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر بپذیریم مسئولان کشور در هر حال دلسوز مردم‌اند، بنا به توصیه‌ی اولیاء معصوم، حرکات آن‌ها را حمل بر صحت می‌کنیم. موفق باشید

26576
متن پرسش
سلام استاد: آیت الله قائنی رحمت الله علیه در مورد توسل به ذکر یا رئوف یا رحیم فرموده اند که با توجه به حضرت امام رضا علیه السلام این ذکر رو ورد خود قرار دهند. سوالم اینه که چطور این توسل رو انجام بدیم؟ آیا باید حضرت رضا علیه السلام رو به عنوان خلیفه الله و وجه الله که تمام اسماء الهی رو دارا هستند با ذکر یارئوف یا رحیم بخوانیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا مولایمان حضرت ثامن الائمه «علیه‌السلام» مظهر رأفتِ حضرت حق هستند و در آینه‌ی وجود آن حضرت با نور رأفت و رحیمیت حضرت حق مأنوس می‌شوید. موفق باشید

23238
متن پرسش
بسمه تعالی سلام استاد بزرگوار: نمیدونم چقدر از فضای تهران خبر دارید متاستفانه فضای فساد و بدحجابی در تهران هر روز بدتر از دیروز می شود و یک سری ها بدون هیچ ترسی سر لخت در خیابان ها ظاهر می شوند و چیزی سر نمی کنند. وظیفه ما در قبال این موارد چیست؟ اگر امر به معروف است در این موارد نه احتمال تاثیر وجود دارد و حتی احتمال درگیری وجود دارد بعضا هم شده که کسی تذکر دهد و تعداد زیادی از مردم همراه آن بدحجاب شوند و از این صحنه فیلم برداری بشود و برای شبکه های مجازی و ماهواره ای فرستاده شود و پخش شود استاد به نظر شما انتهای این جریان فساد و غرب دوستی چه خواهد شد؟ وظیفه ما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن به پیامبر خود می‌فرماید: «وَ لا يَحْزُنْكَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً يُريدُ اللَّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ» (176)/آل‌عمران) آن‌هایی که با حضور اسلام و با روبه‌روشدن با حقیقت توحید پشت به آن می‌کنند و سعی می‌کنند در فضای دنیای کفر ادغام شوند، تو را نگران نکند، اینان هیچ ضرری به حرکت بزرگی که پیش آمده است نمی‌زنند، بلکه موجب تصفیه‌شدن حرکتی می‌گردند که بنا است به ظهور آید. حضرت حق همین امر را به نحوی مفصل‌تر و با نظر به تحریکاتی که عنصر یهودیت پیش می‌آورند در آیه‌ی 41 سوره‌ی مبارک مائده مطرح می‌فرمایند که اگر عمری باقی بود در هفته‌ی آینده عرایضی در این مورد خواهد شد. مطمئن باشید وقتی با هرچه بیشتر روشن‌شدنِ ناتوانی غرب، جهت‌ها تغییر کرد همه‌چیز عوض خواهد شد. لذا باید همه‌ی همت خود را در راهی که نایب امام زمان «حفظه‌اللّه» در مقابل ما گشوده‌اند و آن، عبور از فرهنگ استکباری است؛ گذاشت. موفق باشید  

23133
متن پرسش
سلام: استاد لطفا با توضیح بیان بفرمائید که آیا نظریه وحدت تشکیکیه وجود منافی با نظریه وحدت شخصیه است یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وحدت تشکیکیِ وجود در مظاهر قابل قبول است. یعنی حقیقت وجود بر اساس ظرفیت و آمادگی ما برای ما ظهور می‌کند. ولی وجود نسبت به خودش یک حقیقت بیش نیست و در ذات خود نمی‌تواند تشکیکی باشد که البته بحث آن مفصل است. موفق باشید

23077
متن پرسش
سلام: توی دل من چه خبره؟ مقصر این غوغا و آشوب کیه؟ اصلا من کیم؟ چی کارم؟ خاصیتم چیه؟ چرا به جای شور و نشاط جوانی یک پسر 20 ساله (حدودا) باید بار ها و بار ها حتی در حین مطالعه، کارمو قطع کنم و به یه گوشه نگاه کنم و تو فکرهای آزار دهنده غرق بشم و بعدش نتیجش بشه پشیمونی و ناراحتی... باطنی پر از حزن و ظاهری شاد و خندان... اما این حزن، آن «حزنه فی قلبه» نیست و این شادی، «بشهه فی وجه» نیست... اگر این گونه بود که شکایتی نداشتم، از وقتی که یادم میاد مثل بچه ها با من رفتار شد و به قول دوستام شدم مرغ (نه خروس) کار خونه ای! خنده داره، در محله که با پچه های محل بازی می کردیم فوتبال بلد نبودم لذا مجبور بودم در خانه بازی های تیم ها را نگاه کنم تا بعدش خبر بدهم که؛ بچه ها بازی یک دو شد! و آنها بخندند و بگوید منظورت دو یکه؟ (البته هنوزم متنفرم از این که ۹۰ دقیقه وقت با ارزش رو هدر بدم پای یه مسابقه) مجبور بودم تا دوستان رو اجبار کنم که یک بازی بکنیم که من دوست دارم! کمبود های خودمو اونجا جبران می کردم. بزرگتر شدم و همین روال مسخره ادامه داشت. هر چه والدین می گفتند باید اجرا می شد و در غیر این صورت هم من احساس بدی داشتم (چون دیگر با این روش تربیتی خو کرده بودم) و هم آنها ناراحت می شدند و دعوایم می کردند. سوم راهنمایی بودم که متوجه شدم هم کلاسی هایم بعضی شب ها با هم قرار می گذارند و بیرون می روند و خوش می گذرانند، این برایم جالب بود. آخر آنها بدون پدر و مادر چطور بیرون خونه می روند؟ اصلا وقتی می روند چه می کنند؟ یعنی بستنی می خورند بدون مادر؟ چرا من نمی توانم بروم. عادت داشتم (الانم کم و بیش دارم) یک‌کاغذ بر می داشتم و می نوشتم. گاها این کاغذ ها را پیدا می کنم و می خوانم: چرا من نمیتونم برم؟ چرا من اینجا زندانی ام؟ چرا اونها عین یک مرد اند و من مثل یک دختر بچه؟ چرا با آنها مردانه رفتار می شود و با من دخترانه و بچگانه؟ و هزاران حرف دیگر. به دبیرستان آمدم و گاها گوشه گیر و تنها گاها در اشتباه انتخاب دوست، به دنبال مسائل مذهبی و عرفانی بودم و هستم و خودم را سرگرم اینها کردم که الحمد لله خیلی عالیست! و عالمی دارد برای خودش و بهتر از آن نیست اما مسئله این است که پسر 20 ساله دیگر نه دختر است و بچه و نه نوجوان که یک مرد جوان است. حق انتخاب دارد و آزادی عقیده دارد و تعصب و غیرت. آرزو دارد و خیال. انتظار دارد و احترام. اما من «احترامی» که می گذارند فقط به جهت نام بلند خانوادگی ام و عقاید مذهبی ام است و هر چه برایم از جایشان بلند شوند به خاطر دین خداست. «انتظار» دارم گاهی به حرفها و خواسته هایم گوش دهند و احتیاجاتم را فراهم کنند و به نظرم احترام بگذارند، تابستان بعد کنکور لعنتی گفتم کربلا (که نرفته ام) یا مشهد (که سالها پیش رفته ام) برویم اما هر جا که بقیه خانواده گفتند رفتیم و من ماندم و حسرت مشهد که با بسبج مسجد و دوستان مسجد بروم و نشد که نشد یعنی نگذاشتن که بشه. «حق انتخاب و آزادی» اگر زمان ممد رضای پهلوی لعین (معتقدم کلمه شاه براش بی معنیه) بود برای منم هست؟! هر جا والدین گفتن من باید برم و هر چه گفتند بپوشم و هر چه خواستند بکنم. از طعنه های دوستان (حتی مسجدی هایشان) خسته شدم. به شوخی می گویند فلانی باید آن قدر کتکت بزنیم که بدنت محکم شود شاید از مرغ کارخونه ای لوس شدی مرغ خانگی قوی تا بینم کی بشی خروس. شما هم بخند استاد چون خودمم الان لبخند تلخی رو لب دارم که از صد فحش بدتر. حالم بهم میخوره از زندگی ماشینی و تکراری. من حتی نمیتونم با بهترین دوستام هم درست ارتباط برقرار کنم اینقدر بهم محبت میکنن که نگو ولی واقعا انگار لال میشم و نمیتونم جواب محبت هاشونو بدم ولی توی تنهایی خودم هزار بار تمرین می کنم که مثلا فردا به فلانی چی بگم. ولی فردا هم میرسه و من میمونم و محبت های بقیه و زبون خشک خودمو تربیت خونه ما. بیشتر از این ادامه نمیدم ولی حسرتش به دلم موند یکی به حرفام کااااامل گوش بده و آخرش یه جوابی بده که مشکلم حل بشه. استاد عزیزم دوست دارم. میدونم شاید حوصله و وقت خوندن این حرفا رو نداری ولی ترا خدا الان نیایی فقط دو خط جواب بنویسی اونم با یه ادبیات سنگین و ارجاعم بدی به کتاب که من تقریبا کل کتب شما رو تقریبا کامل خوندم. خدا قوت. ممنون. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بد نیست به این فکر کنید که روحیه‌ی خودتان، روحیه‌ای است که نمی‌تواند غیر از این باشد. به همین جهت آن وقتی هم که می‌خواهید مستقلاً تصمیم بگیرید و جواب محبت دوستان را بدهید آن عملی را که انتظار داشتید نمی‌توانید از خود نشان دهید.

به این فکر کنید که خودتان را باید درست پیدا کنید. بالاخره شما نمی‌توانید مثل همکلاسی‌هایتان که آن‌ها هم والدین‌شان مانع آن بودند که شبانه از خانه بیرون بزنند و به قول شما بروند بستنی بخورند؛ یاغی‌گری کنید. شما روحیه‌ی دیگری دارید، خودتان را درست بشناسید و با خودتان کنار بیایید و بالاخره شما این هستید که هستید، و فکر نمی‌کنم چیز بدی باشد. به یاد علامه‌ی طباطبایی افتادم که هرگز نمی‌توانستند امام خمینی باشند، ولی سعی کردند علامه طباطبایی باشند. موفق باشید

22067

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام: در سوال 22053 مورد سوال و ابهام روی زنده کردن بدن مردگان است نه شخصیت آنها. چرا حضرت حق توجه را در مورد سوال حضرت ابراهیم (ع) یا داستان حضرت عزیر (ع) به بعد روحانی قضیه و رودرویی با بدن اخروی نینداخته اند یا در آیه 79 سوره یس در مورد آنهایی که سوال در مورد زنده شدن استخوان های پوسیده دارد به زنده شدن همین استخوانها اشاره می کند در صورتی با برهان متوجه شدیم که بدن اخروی این بدن مادی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که قرآن کتاب فلسفی نیست و نمی‌خواهد انسان‌ها را در حدّ مفاهیم علمی هدایت کند؛ نمی‌توان چنین انتظاری که جنابعالی دارید را از قرآن داشت. موفق باشید

21842
متن پرسش
سلام استاد گرانقدر: با روایاتی مثل این که امام حسین (ع) شیر از مادر نخورده اند و با زبان مبارک پیامبر سیراب می شدند و یا حضرت زهرا (س) که پریود ماهیانه نداشته اند و یا روایتی که هنگام خاکسپاری حضرت زهرا (س) دستان پیامبر (ص) از قبر بیرون می آید و امثال این روایات که در متون تشیع زیاد است که با عقل مان جور در نمی آید چطور باید برخورد کنیم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید مورد اول و دوم بیشتر جنبه‌ی تأویلی دارد. یعنی می‌خواهند بگویند در واقع، حضرت امام حسین «علیه‌السلام» با نور مبارک پیامبر سیراب می‌شدند و یا در مورد حضرت زهرا «سلام‌اللّه‌علیها» می‌خواهند بگویند طهارت آن حضرت تا حدّ جسم، سریان داشته است، نه آن‌که آن حضرت از حالت طبیعی که یک زن باید داشته باشد، بیرون باشند. ولی در مورد سوم، چه اشکال دارد که دستان مبارک پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» از عالم برزخ در عالم ناسوت ظهور کند و بدن مبارک زهرای مرضیه «سلام‌اللّه‌علیها» را برای قراردادن در قبر بگیرند. موفق باشید

21266

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: جزوه عدل استاد در سایت نیست. چطور دسترسی پیدا کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  موضوع را می‌توانید در جزوه‌ی «معارف 1» به آدرس زیر پیدا کنید. موفق باشید http://lobolmizan.ir/leaflet/1353/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-1

20948
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: 1. طبق حدیثی که معصوم می‌فرمایند زمین از حجت خدا خالی نمی شود عصر دایناسور ها چطور توجیه می شود؟ آیا در آن زمان حجتی از خدا روی زمین حضور داشته است؟ اصلا آیا چنین زمانی اثبات شده است؟ آیا وجود دایناسور ها حقیقتا ثابت شده است یا این هم از آن دروغ هایی است که مدرنیته آن را به اسم علم به خورد ما داده؟ 2. همچنین آیا حقیقتا عصری به نام عصر انسان های نخستین وجود داشته است؟ اگر واقعا وجود داشته پس چرا در قرآن و روایات اشاره ای به این مطالب نشده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که حساس شده‌اید نمی‌دانیم قضیه‌ی دایناسورها به چه نحو و در کجاها بوده؟ و آیا مانع حضور حجج الهی بوداه‌اند یا نه؟ از طرفی شاید موضوع «لَوْ لَا الحُجّه لَساخَتِ‏ الْارض باهلِها»؛ اگر حجت الهى نبود زمين نابود مى ‏شد، داراى مفهوم وسيعى است، يعنى همين حالا نيز اگر مديريت حضرت نبود جهان شديداً گرفتار بحران‏هاى غير قابل تحملى بود. به عبارت ديگر اين طور نيست كه حجت خدا آن بالا نشسته و منتظر زمان ظهورشان باشند بلكه در جاى جاى زمان در تصميم‏ گيرى‏هاى مردم براساس ظرفيت زمانه نقش دارند، و اگر ظرفيت زمانه از آن چه فعلًا هست بيشتر مى‏ شد و ظهور آن حضرت محقق مى‏ شد، نقش حضرت هم فوق‏ العاده      مى‏ گشت. 2- مسلّم اولین انسان بر روی زمین پیامبر بوده که همان حضرت آدم «علیه‌السلام» است. موفق باشید

19876

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: شما از طرفی می فرمایید دلیل این که آیه ی تطهیر در لابلای سوره ی احزاب گنجانده شده و همچنین چند آیه ی دیگر درباره ی اهل بیت علیهم السلام این است که گمراهان و اهل باطل به دنبال حذف آیه نباشند و قرآن تحریف نشود. از طرفی طبق آیه ی «نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون» خداوند تضمین داده است که قرآن کریم را از تحریف مصون می دارد. خب وقتی خداوند چنین تضمینی داده است چه لزومی به گنجاندن آیاتی چون تطهیر در لابلای آیات به دلیل جلو گیری از حذف و عدم تحریف است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند از همین طریقه‌ها قرآن را حفظ می‌فرماید. موفق باشید

17597

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه گفته اید هدف باید غیر از زندگی مادی دنیوی باشد، قبول اما سوال این است که چگونه این سخن را در دل خود بگنجانیم که هدف خداست پس نباید به غیر خواسته های الله تعالی برویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به بحث اخیر در تبیین سوره‌ی آل‌عمران تحت عنوان «رنج غفلت از هدف‌داری نظام هستی» که در قسمت جلسات روز شنبه است، رجوع نمایید. موفق باشید

17178
متن پرسش
سلام استاد عزیز: اولا استاد به طور مشخص بفرمایید که مجاهدت با نفس در مقابل امیال مختلف یعنی چه و چگونه باید دنبال شود؟ ثانیا برای مجاهدت با میل به شهرت و ریاست چگونه باید این میل را سرکوب کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر شریعت الهی به طور مشخص روشن نفرموده است که رعایت حلال و حرام الهی به تمام معنا مجاهدت با نفس است آن هم به روش عملی. و مگر همین که ما به جای مطرح کردن خود در امور مثبت خدا را به میان آوریم و کارهای مثبت را به خدا نسبت دهیم و به توفیقات او همان مبارزه با شهرت طلبی نیست. موفق باشید

16289

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: در گفتارتان پیرامون شرح حدیث «جنود عقل و جهل» در باب شکر؛ فرمودین ملاصدرا و غزالی پیرامون شکر صحبت هایی کرده اند، امکان دارد منابع آن را دقیق تر مشخص بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ملاصدرا به صورت پراکنده نکات بسیار خوبی در آثارش دارد، ولی جناب غزالی در «احیای العلوم» به طور مشخص تحت همین عنوان مطالب خوبی را مطرح کرده است. موفق باشید

16205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده تا به اینجا فکر کردم که تفسیر صراط مستقیم یعنی محکم و مطمئن حرکت کردن در دین. حال بنده بر این اساس مصداق حرکت مطمئن را اولا استاد اخلاق داشتن و سپس همه استعدادها، توانایی ها، علاقه مندی ها و وظایف شرعی را مشخص کردن و بر اساس آن برنامه ریختن می دانم. مضافا اینکه همه نظرات و عقاید را با مجامع علمی مطرح کردن می دانم. آیا این تفسیر صحیح است؟ و به نظر جنابعالی چه کم دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف و نظر خوبی است. موفق باشید

15947
متن پرسش
با سلام: استاد در مورد حضرت موسی (ع) و داستان درخواست رویت خدا، شما فرمودید که حضرت در مقام رویت نبوده و در مقام تکلم با حق بوده، با درخواست رویت و تجلی بر کوه و قسمت آخر آیه که می فرماید «خر موسی و صعقا» آیا در اینجا در بیخودی رویت صورت گرفت؟ آیا پیام لن ترانی و نفی رویت برای حالت عادی موسی (ع) بوده و در حالت صعق شدن حضرت موسی (ع)، لن ترانی نیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً رؤیت برای حضرت موسی«علیه‌السلام» بعد از صعقه هم پیش نیامد لذا حضرت چون به هوش آمدند عرضه داشتند: «تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ» پروردگارا! به سوی تو توبه کردم و من اولین مؤمن در قوم خود هستم که دیگر، تقاضای رؤیت ننمایم. موفق باشید

15504
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید. غرض از مزاحمت، در حال فکر در مورد انقلاب اسلامی بودم که یک سری افکار در ذهنم آمد ولی نمی دانم چقدر درست است: این انقلاب اگر اشراق به قلب حضرت امام (ره) بود، پس: 1. باید مردمی که پذیرفتند این انقلاب را نحوه ای از این اشراق را در سایه امام (ره) داشته باشند. درست است؟ 2. اگر شماره 1 درست باشد، می توانیم بگوییم یقظه ی عرفانی برای برخی در انقلاب پیش آمد در ذیل شخصیت امام؟ مثلا امثال شهید آوینی و چمران و... 3. آیا به طور فرضی امکان دارد که این انقلاب شکست بخورد؟ اگر آری، با اراده الهی بودن تناقض پیدا نمی کند؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات 1 و 2 کاملاً درست است ولی هرگز این انقلاب به عنوان اراده‌ی الهی از تاریخ محو نمی‌شود، هرچند ممکن است به جهت ضعف‌ها و غفلت‌های ما مدتی در حجاب رود ولی باز، با خودآگاهیِ ملت به آن رجوع می‌شود و سیر خود را تا ظهور دولت دوست ادامه می‌دهد. هنر ما آن است که نسبت خود را با انقلاب اسلامی نهادینه و کامل کنیم. موفق باشید

14362
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: وقتی در مقام دعا با خدا سخن می گوییم با کدام مرتبه از خدا راز و نیاز می کنیم ذات یا تعین اول یا تعین ثانی یا.... اساسا ذاتی که در دسترس هیچ کس حتی پیامبر قرار نمی گیرد می تواند مورد خطاب ما باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خطاب به حضرت اللّه است که جامع کمالات و اسماء می‌باشد، هرچند با عمق توحیدی بیشتر قلب انسان تا نظر به حضرت احدیت که همان تعین اول باشد می‌تواند جلو رود. موفق باشید

13763
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: چند وقتی است که بعضی قوانین اسلام ذهن بنده را درگیر کرده. در بعضی قوانین می‌گویند چند شاهد عادل مومن که باشند و قسم یاد کنند، آن قضیه به نفع آنان تمام می‌شود. اولاً از کجا عادل و مومن بودن این افراد مشخص می‌شود؟ دوماً آیا این قسم‌ها مورد قبول می تواند باشد؟ اگر کمی در مورد این قبیل قوانین توضیح دهید، ممنون می شوم. یاحق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسلام در یک بستر طبیعی راه‌های اصلاح امور را پیشنهاد می‌کند و این بدین معنا نیست که انسان‌ها بعضاً نتوانند از قوانین الهی سوء استفاده کنند همان‌طور که از سخت‌ترین قوانین الهی می‌توان سوء استفاده کرد. لذا برای به نتیجه‌رسیدن قوانین الهی راه‌کار صحیح، آن نیست که آن قوانین را نادیده بگیریم بلکه راه‌کار صحیح آن است که تلاش کنیم تا تقوای جامعه بیشتر شود و این یک غفلت بزرگ در دنیای جدید است و در نتیجه قوانینی را تصویب می‌کنند که گویا همه جنایتکار و بزهکارند. موفق باشید

8879
متن پرسش
با سلام مجدد. پیرامون پاسخ پرسش سوال 8846 ، اینکه فرمودید انسان یک وجه خلقی دارد و یک وجه الهی و باید وجه خلقی را وسیله شکوفایی وجه الهی قرار دهد، منظور از وجه الهی چیست و چگونه به وجود آن پی برده می شود؟ و اینکه چرا باید به وجه الهی توجه کند و چرا وجه خلقی وسیله است؟ لطفا دلیل فلسفی و برهانی این مطلب را ذکر نمایید. در این زمینه چه کتابی را برای مطالعه پیشنهاد می فرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: احتیاج به شروح اضافی ندارد، چون قرآن می‌فرماید: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» و هرکس در خود این را احساس می‌کند که فطرت او جهتی غیر از نفس امّاره‌ی او دارد و آن‌قدر که با نزدیکی به گرایش‌های فطری احساس می‌کند به مقصد رسیده است در مورد نزدیکی به گرایش‌های نفس امّاره چنین احساسی را ندارد. موفق باشید
8181
متن پرسش
با سلام بنده سوالی ارسال کردم ظاهرا برای شما ارسال نشده است حضرتعالی فرمودید زیاد نگران ماهواره ها نباشید چون خدا کسی را که هدایت کرده ماهواره به او آسیب نمی رساند فرمایشتتان درست ولی از آنجا که انسان انتخاب گر دائمی است خطر انحراف انها وجود ندارد؟ آیا این ضرورت پرورش چنین افرادی را کم می کند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده سؤال جنابعالی را جواب دادم ولی چون ایمیل ندارید مجبورید در سؤالات جستجو کنید و به مشکل برخورد کرده‌اید. در هرحال در عین آن‌که بنده مطمئن هستم آن‌هایی که می‌خواهند با این ماهواره‌ها و با فاسدکردن مردم به نتیجه برسند حتماً ناکام می‌شوند همان‌طور که بدتر از آن را در زمان شاه انجام دادند و خدای مقلب‌القلوب همه را خنثی کرد، با این‌همه ما وظیفه داریم که معروف خدا را اظهار کنیم و نهی خدا را گوشزد نماییم و زمینه‌ی اجتماعی نفوذ آن تبلیغات شوم را از بین ببریم. موفق باشید
7764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام وخسته نباشیدبه دستاندرکاران سایت میزان آیااستادشرحی برکتاب معرفت النفس والحشر(سی دی)دارندیاخیر؟چون درسایت چیزی ندیدم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: فعلاً کتاب با ویرایش مجدد در زیر چاپ است. کیفیت صوت شرحی که قبلاً داده شده بسیار نامناسب است. موفق باشید
6556
متن پرسش
سلام.حضرت استاد با توجه به این که در علم ژنتیک نطفه ای را پرورش می دهند وتبدیل به انسان می کنند خیلی ها به این عقیده نزدیک شده اند که پس حقیقتی به نام حیات وجود نداردکه از جانب خدا در جنین دمیده می شود ومیگویند وقتی می توانیم تمام سازوکار جنین وتبدیل آن به نوزاد را توجیه علمی وتجربی کنیم چه دلیلی است که به خرافه وغیرماده وعالم غیب اعتقاد داشته باشیم .می گویند این نطفه همان مواد مغذی می باشد که درطبیعت به صورت پراکنده ودر زن ومرد به صورت ترکیبی وجود دارد واز طرفی سیر تکاملی طبیعت گاهی اقتضای گیاه گاهی حیوان وگاهی انسان می کند واین چرخه با مرگ هرکدام ادامه دارد وتبدیل به مواد اولیه طبیعت می شوند وبعد باز ازخاک شروع می شود بعد گیاه بعد حیوان ودرانتها انسان شکل می گیرد. واز طرفی مسئله بغرنج تر میشود که غرب ادعا می کند که در مسیر تکامل تکنولوژی هوش مصنوعی انسان هایی را خلق می کند که تمامی احساسات بشری را دارا باشد واین از انجا سرچشمه می گیرد که تمام حقیقت وکارآمدی وکنترل بدن را مربوط به مغز می دانند ومی خواهند با شبیه سازی آن نشان دهند که انسان هم یک پدیده ای است که اقتضای طبیعت آن را به وجود آورده ومانند تنه ی درختی که اقتضای طبیعت آن را به وجود آورده وامروزه بشر می تواند نسخه ی غیر طبیعی واز یک مسیر آزمایشگاهی شبیه تنه ی درخت وچوب را بسازد انسان را هم می تواند از یک مسیر ازمایشگاهی وبا دور زدن طبیعت بسازد.به نظرم مباحث معرفت النفس و دارای روح بودن بشر در قرونی که صحبت از هوش مصنوعی وعلم ژنتیک نبود خیلی راحت وبا فطرت پاک همه قبول می کردند غیر معاند!اما امروزه این گونه نیست قشر وسیعی از دانشجویان کشورخودمان براین باورند که اصل آنان مغز آنان است وروح خرافه ای باقی مانده از زمان نادانی بشر که هرچه را نمیدانست وعلتش را نمدانست آن را به عالمی غیر ماده وغیب مربوط می کرد .حضرت استاد به نظرم دیگر داستان پی نوکیو را برای سرگرمی نگاه نمی کنند بلکه به عنوان ارمانی دیرین که بشر به آن می اندیشید وامروزه به آن رسیده می بینند بشری که بتواند مثل خود را بسازد! به نظرم غرب وعلم غربی با هدایت شیاطین نوک پیکان خود را به سمت انکار عالم غیب گرفته است ومیداند با این کار میتواند تمامی آن چه را مدنظر دارد به یک باره بدست آورد شایسته است بزرگان واندیشمندان معتقد در این زمینه خیلی تلاش کنند وبه نوعی نگذارند غرب در این میراث واصلی ترین میراث عالم دینی که غیب و ماورای ماده باشد تشکیک کند. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال وقتی انسان به خود آید و متوجه شود ماوراء این بدن، خودی را احساس می‌کند که همه‌ی احساسات را به آن خود نسبت می‌دهد مجبور است وارد این اندیشه شود که وجهی از او در صحنه است که غیر از تن اوست، همانی که تن را با همه‌ی مکانیسم‌اش احساس می‌کند، هرطور هم که توجیه کند باز با خودش طوری روبه‌رو است که به خودش علم دارد و همیشه با خودش می‌باشد چه بدن داشته باشد و چه بدن نداشته باشد، حال با چنین خودی که بی‌بدن هم خودش است چگونه به‌سر ببرد؟ با خاطری مغشوش از عالم کثرت یا با خاطری یگانه با علم وحدت؟ شریعت آمده است تا انسان بتواند با خدا به‌سر ببرد که عین وحدانیت است چه بدن داشته باشد و چه نه. مگر بنا است کسی که خود را به خوابی زده است را هم بیدار کنیم؟ موفق باشید
5593
متن پرسش
با سلام خدمت استاذدمحترم . من معاون پرورشی دبیرستان تیز هوشان ام که با مشکل چگونگی جذب دانش اموزانم به اعتقادات دینی مواجه ام در این مدرسه آموزش مقدم بر پرورش می باشد و دانش آمورانی که از نظر اخلاقی و تزبیتی پیرو فرهنگ غرب می باشند بقیه دوستان خود را با جذابیت ریادی به سمت خو و روش خود کشانده و انان را تحت تاثیر قرار داده اند ومن با وجود بخشنامه های دست و پا گیر اداری شاید فرصت کافی برای راهیابی جذب آنان پیدا نکردهام ولی با مطالعه کتاب ده نکته معرفت نفس و آشتی با خدا نگران آنها هستم و خیلی مایلم در این راه به آنها کمک کنم لطفا مرا راهنمایی کنید از کجا شروع کنم و چگونه .لطفا مرا راهنمایی کنید .با تشکر از همکاری و همراهی شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقای ما سعی کرده‌اند از طریق معرفت نفس آن‌طور که در مطرح است دانش‌آموزان عزیز را متوجه عالم غیب و ابدیت انسان بکنند شما هم در هر فرصتی و به بهانه‌های مختلف موضوع را طرح کنید إن‌شاءاللّه آن‌که اهل‌اش است استقبال می‌کند. موفق باشید
23705

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سیر اعتقاد به امامت در طول تاریخ دستخوش چه تغییراتی بوده است؟ آیا شیعیان ۱۴۰۰ سال پیش مانند ما به ائمه اعتقاد داشته اند؟ آیا صحیح است که برخی صحابه اعتقاد به عصمت ائمه نداشته اند؟ تأثیراتی که امثال شیخ مفید داشته اند، چگونه بوده است؟ چگونه می توان اثبات نمود که عقیده فعلی شیعه به امامت به حق نزدیکتر است از عقیده شیعه هم عصر ائمه اطهار؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حجت الاسلام امیر غنوی در سلسله مباحث تاریخ اسلام خود با شواهد قابل اعتمادی، این نکته را روشن می‌کنند. خوب است به سایتی که آثار ایشان را منتشر می‌کند رجوع فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی