باسمه تعالی: سلام علیکم: پرستش خدا به معنای بهمیانآوردنِ عبودیتمان در مقابل ربوبیت حق است و در این رابطه میتوان مظاهر ربوبیت او را مدّ نظر داشت و نه ذات حضرت حق را. به همین جهت در روایت داریم که حضرت صادق«علیهالسلام» میفرمایند در عبادات خود یکی از ائمه را مدّ نظر بیاورید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقهی انسان در ذات خود مختار است و با اختیار خود کافر یا مؤمن میشود و در همین راستا میتواند رو به تکامل داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب برداشتی از موضوع شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نیاز نباشد به شکل تخصصی وارد بحث شویم. همین اندازه که متوجه باشیم «وجود» از جهتی تشکیکی است لذا وقتی مقام توحید تامّ در عین آنکه اول است، آخر میباشد، به همان اندازه هرکس توحیدیتر باشد از نظر وجودی، به همان اندازه دارای سعهی بیشتری جهت جمع اضداد است و بدین لحاظ مطالعهی «برهان صدیقین» نیاز میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً گلهی من آن است که چرا در مورد هر سخنی، پدیدارشناسانه و همهجانبه فکر نکنیم! اولاً: ایشان در صدر سخن میگوید: «ما در کشور معصوم نداریم». یعنی بستر سخن ایشان آن است که غیر معصوم قابل نقد است. ثانیاً: فرهنگ شیعیان طوری است که حتی یک شیعهی عامی هم در سنتی قرار دارد که امام و پیامبر را معصوم میداند. چرا سخن آقای روحانی را در همین سنت تاریخی نفهمیم؟! و من این را مشکلِ ضعف فهم جامعه میدانم که سخنان را از سنت حاکم بر آن سخنان جدا بنگریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در خواب با «خودش» روبهروست که تردید معنا نمیدهد. ولی در بیداری با پدیدههای خارج از ذهن روبهرو میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از نظر حقوقی و حقیقت انسانی همهی انسانها برابرند. ولی وقتی شرایط اجتماعی طوری شد که همهی انسانها نمیتوانند در یک موقعیت باشند و از همه نمیتوان یک انتظار را داشت، و اگر کنیز و غلام را فیالفور آزاد کنیم، هیچ پایگاه اقتصادی و اجتماعی برای ادامهی حیات خود ندارند، پس باید بعد از ایجاد شرایط مناسب به روش فرهنگی آرامآرام توصیه به آزادکردن آنها نمود. مثل اینکه کفارهی ابطال روزه، آزادکردنِ یک برده است و یا اینکه اگر بردهای آماده شد که خود را از صاحبش خریداری کند، یعنی امکان فعالیت اقتصادی برای او بود، باید صاحب او تن به این کار بدهد و به عهدهی حکومت است آن برده را یاری کند. که بحث فقهی این موارد در کتب فقهی ما آمده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینها بیشتر دیدنی است. آیا در شیاطین و بدبختیهای آنها نور اسم جلال حق را نمیبینید که چگونه مشخص شده است حضرت حق اجلّ از آن است که اینان را در بر بگیرد بلکه شیاطینی مثل ترامپ آنچنان به خود واگذاشته شدهاند که هیچ قدمی به سوی نجات و نتیجه برنخواهند داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گاهى ممكن است «بدن»، آمادگى فرمان پذيرى از نفس را داشته باشد ولى خود انسان كارى كند كه «بدن»، شرايط فرمان پذيرى از روح را از دست بدهد و «نفس» با روبهروشدن با آن شرايط، از «بدن» منصرف شود. به عنوان نمونه در جريان بیهوشى، ماده اى را به «بدن» تزريق مى كنند تا به طور مصنوعى شرايطى ايجاد كنند كه تحت آن شرايط، «بدن» آمادگى فرمان پذيرى از «نفس» را نداشته باشد. اينجا هم «نفس» از «بدن» منصرف مى شود، پيداست كه اين جريان با خواب تفاوت دارد. تفاوت اين دو در آن است كه خواب، عكس العمل طبيعى «بدن» است، اما انصراف «نفس» از «بدن» در بیهوشى، مصنوعى و تحميل شده به بدن است. بیهوش بودن فرد تا موقعى ادامه دارد كه ماده تزريق شده، در «بدنِ» او وجود داشته باشد. معمولًا موادى كه براى بیهوش كردن، به «بدن» تزريق مى كنند گازهايى هستند كه به مايع تبديل شده اند و لذا پس از چند ساعت آن مواد از محيط بدن دفع مى شوند و بدن توان فرمانپذيرى توسط نفس را پيدا مى كند و فرد به هوش مى آيد.
از نمونههايى كه گواه است تن انسان در حقيقت انسان دخالت ندارد نكتهاى است كه در هنگام بيهوش شدن انسان روشن مىگردد. چون در عمل بيهوشكردن، دارويى را به بدن تزريق مىكنند تا نفس ناطقه از تدبير كامل بدن در زمان مشخص و محدودى منصرف شود و در نتيجه انسان در اثر زخمها و برشهايى كه جرّاح ايجاد مىكند دردى احساس نكند. از اين طريق معلوم مىشود احساس درد مثل هر ادراك ديگرى، مربوط به نفس است. عمل بيهوشى نشان مىدهد آنكه درد را احساس مىكند بدن نيست وگرنه بايد در هنگام بيهوشى، بدن دردِ ناشى از جراحى را احساس كند ولى چون با تزريق داروى بيهوشى توجه كاملِ نفسِ انسان به بدن را از بين بردهاند، نفس انسان آنچه را بر بدن مىگذرد احساس نمىنمايد.
براى بيهوشى از موادى استفاده مىكنند كه زمينهى تدبيرِ نفس را مشكل مىكند، در بىحسّى موضعى نيز ارتباط نفس را با قسمتى از تن كه محل جرّاحى است به طور موقت قطع مىكنند تا نفس نتواند نسبت به جرّاحى اعضاء حساسيت نشان دهد. سعى مىكنند مادهاى به بدن تزريق كنند كه پس از مدتى نه چندان طولانى آرامآرام از بدن دفع بشود، تا نفس دوباره زمينهى تدبيرِ بدن را بيابد و كار خود را ادامه دهد. البته كار بسيار حساسى است زيرا اگر دارو از حدّ معمول بيشتر تزريق شود ممكن است نفس براى هميشه از بدن منصرف شود و بيمار ديگر به هوش نيايد، به همين جهت افراد سالخورده را بيهوش نمىكنند زيرا نفس ناطقه در افراد سالخورده آمادگى بيشترى جهت انصراف كامل از بدن را دارد.[1] موفق باشید
[1] ( 1)- در گذشته با گاز« اتر» و امثال آن بيهوش مىكردند كه درصد چشمگيرى از بيهوشىها به مرگ مىانجاميد، چون آنچنان با استنشاق آن گاز به نفس فشار مىآمد كه ديگر به بدن بر نمىگشت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر کاری مثل کار شما، قوهی واهمه به میدان میاید و «نظر» را متوجه سودهای مادی میکند. راهکار آن نیست که از این کار فاصله بگیرید بلکه باید دائم متذکر خود باشید که در جهت حق و حقوق مظلومان قدم بردارید. در ضمن حقالزحمهی خود را نیز بگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خیر! بحثی در کتاب «جایگاه واسطهی فیض» در این رابطه شده است 2- باید جایگاه سخن عرفایی امثال عبدالکریم جیلی را فهمید. او میخواهد بگوید بعضاً کسانی هستند که در معارف به درجات خوبی رسیدهاند ولی در عمل به ملکات خوبی نایل نشدهاند، لذا از این جهت تا مدتی در جهنماند تا آن ملکات از آنها زدوده شود و بعد در درجاتی از بهشت قرار میگیرند که بالاتر از بهشت افراد معمولی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه در اولین توسل به نور آنها از گناه متنفر میشوید دلیل دلسوزی آنها است که نمیخواهند شما هلاک گردید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش چون این نوع احوالات، تشکیکی است کسی نمیتواند زمان خاص برایش تعیین کند. همچنان لطف خداوند ظهور میکند وقتی انسان تصمیم گرفته باشد به حضرت حق رجوع نماید. به همین جهت فرمودهاند: یقظه برای مرید محقق میشود یعنی کسی که ارادهی رجوع به حق داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که مبنای تکالیف الهی، ارادهی حضرت حق است و حضرت حق، علمِ مطلق و عقل محض میباشد با رعایت دستورات الهی عملاً وارد حیطهی عقل الهی میشوید. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» تذکراتی در این مورد دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون می خواهید به حافظه بسپارید در حالی که اصلا نباید نگران این مسائل باشید بگذارید ملکات خودتان کار خود را بکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال ما با انوار و اسماء الهی مأنوس خواهیم شد. حال از آن جهت که نفس ناطقهی انسان تجلی جامعی از نور اسماء الهی است؛ اگر کسی سعی کند از نسبتهای اعتباری و مجازی خود را آزاد کند و با «هستِ» خود که عینِ ربط به هستِ حضرت حق است رابطه برقرار کند همان لحظه که به خود نظر دارد، به خودی نظر دارد که تماماً متصل به حق است و این، اوجِ ارتباط یک انسان با حضرت ربالعالمین میباشد. و در این دستگاه که رابطهی حضوری با حضرت حق پیش میآید، مسئله ماوراءِ رابطهی حصولیِ علت و معلول است زیرا انسان خود را بنگرد، حق را مییابد. به حق بنگرد، وجودِ خود را که آینهی جمال حق است مییابد. به همین جهت بنا به نظر حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» واژههای علت و معلول در متون دینی ما نیامده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چند نفر مثل خودتان سراغ دارید که به این مطلب رسیده باشند که عقل بشری برای مدیریت خود کافی نیست؟! إنشاءاللّه کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که بر روی سایت هست، به عنوان چشماندازی به موضوعِ مورد نظر، مفید خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید با نظر به این نکتهی دقیق، علاوه بر ربط آیات در یک سوره که برکات و معارف خاص خود را به همراه دارد توقیفیبودن سورهها نیز منجر شود که در نسبت بین سورهی ماقبل و مابعد، برکات و معارفی را بهدست آوریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که زهرای مرضیه«سلاماللّهعلیها» در همهی حرکات و سکناتشان نمونهی کامل بندگی و عبودیتاند، اگر کسی با نظر به آن حضرت و ارادت به سیرهی آن بزرگوار وارد شب قدر شود، آمادگی لازم را برای درک شب قدر پیدا کرده است و یکنوع سنخیت با حضرت صاحبالزمان«عجلاللّهتعالیفرجه» که در عین عبودیت، صاحبِ شب قدرند در او ایجاد شده است. بنابراین با امیدواری کامل و روحیهی ارادت به زهرای مرضیه«سلاماللّهعلیها» که آن روحیه، لطافت خاص خود را به همراه دارد وارد شب قدر شوید و مطمئن باشید با نور ملائکهی الهی و روح که فوق ملائکه است، مبادی شخصیت شما متعالی میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان نیاز دارد به دوست و برادرانی که با آنها مأنوس باشد که در دین تحت عنوان «اِخوان ایمانی» مطرح است ولی باید سعی کرد کسی را دوست داشت که آینهی نمایش زیباییهای الهی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی را متذکر شدهاید. به نظر بنده باید روحی در حوزهها حاکم باشد که در عین نظمی خاص که مربوط به حوزه است، در نظمِ ماکیاولیستی دنیای مدرن گرفتار نباشیم و باید به آن فکر کرد. متأسفانه در حال حاضر برای فرار از آن بینظمی که جنابعالی نیز متذکر آن هستید، یک راه را بیشتر نمیشناسیم و آن نظم دنیای مدرن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همهی این حرفها با تجربهی اینچنینی که احساس میکنید دستتان به هیچجا بند نیست؛ آنچه گذشته است را بازخوانی خواهید کرد و با تجربهای برتر به دینداریِ اصیلی برمیگردید.
