باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور تاریخی اسلام با حضور نبوت نبیّ اکرم «صلواتاللّهعلیهوآله» در عالم جای خود را باز کرد و بدین لحاظ خداوند به رسول خود فرمود: «لا تکلّف إلاّ نفسک» یعنی یک تنه هم که شده است، بایست تو مسئول کار خودت هستی. از این به بعد هست که بشریت باید نسبت خود را با نبوت مشخص کند که بهترین راه جهت این امر، امامت انسانهای معصوم است که بعد از نبوت، همچنان ادامه دارد. موفق باشید
سلام و عرض ارادت: شما در جواب سوال مربوط به اشعار آقای میثم مطیعی فرمودید لازم است هویت نهضت خود را بوسیله شعارهایمان تببین کنیم. من خودم را از ارادتمندان این مداح عزیز می دانم، اما سوال بنده از حضرتعالی این است که اولا مگر حضرت آقا در خطبه های نماز عید فطر نفرمودند نیاز کشور در موقعیت فعلی به اتحاد و انسجام است! خب مگر تریبون نماز فطر و مخاطبین آن را فقط از یک جناح خاص تشکیل می دهند! چرا در شرایط حاضر ما بوسیله اشعاری موج وحدت شکنی را در جامعه القا کنیم؟ مگر ما موظف به این نیستیم که موقعیت شناس باشیم؟ تقریبا همین مضامین شعری در نماز عید فطر پارسال توسط همین مداح نیز خوانده شد، ولی آیا واکنش ها همین طور بود؟ خب شرایط کشور در سال گذشته بسیار متفاوت از امسالی بود که روز قدس آن اتفاق افتاده بود و بعضی هم از تعبیر آتش به اختیار رهبری سو تعبیر کرده بودند! خب چرا نسنجیده و بدون در نظر گرفتن قواعد بازی و جنگ رسانه ای عمل کنیم؟ حتی اگر همین اشعار در مراسم های بیت رهبری یا دیدار شعرا با آقا خوانده می شد، به این شکل بهانه دست پوچ اندیشانی نمی دادیم که اصل مضامین شعر و مطالبه گری های حقیقی را به حاشیه راندند و رییس جمهور و دولت را مظلوم نشان دادند (هر چند غیر واقعی) دوما از مصاحبه حضرتعالی با جناب یاسر عرب می توان فهمید ما باید برای دیگران حق فکر کردن و نظر دادن قائل بشیم، و از دگر ستیزی دوری کنیم، با این تفاسیر چرا باید از تریبون نماز عید فطر به گونه ای بهره ببریم که برای مردم تصور مصادره طلبی و نادیده گرفتن رای مردم و توهین به رییس جمهور قانونی کشور (هر چند غیر واقعی) تلقی شود؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید تقریباً همهی مضامین اشعاری که آقای مطیعی خواندند، سخنان رهبری بود که در سالهای اخیر مطرح کرده بودند. و آقای مطیعی در فضای حماسی آن را ادا کردند. مشکل اینجاست که عدهای از سیاسیون طوری خود را تعریف کردهاند که مثلاً اگر برجام نقد شود، به آنها بر میخورد. در حالیکه نقد برجام، نقد آمریکاست نه نقد دولت. خطری که کلیّت ما را تهدید میکند آن است که شعارهای اصلی انقلاب به جهت موضعگیریهای بعضی از جریانهای سیاسی فراموش شود. و این مسئلهی بسیار حساسی است که هرگز نباید به آن تن داد. به نظر بنده دولت باید طوری خود را تعریف کند که تأکید بر شعارهای انقلاب، موجب نقد دولت نگردد. هرگز نباید حرّیت و آزادگیِ انقلاب را گرفتار موضوعاتی کرد که دولتها برای خود بهوجود آوردهاند. به قول بعضیها دولت یازدهم کاری کرده که گویا مثل نقد هولوکاست که در دنیا جرم است، نقد برجام جرم حساب شده است!! و از آن خطرناکتر نقد سند 2030 میباشد!!! چه شده است نقد چنین سندی که هویت ملی و دینی ما را نشانه رفته است، برای دولت گران میآید؟! آیا در این حالت که چنین سندهایی نقد شود، قراردادنِ تریبون نماز جمعه برای جبههی خاصی است؟ یا تریبون نماز جمعه، آزاد از هرگونه جبههبندی باید فضای نقد هر انحرافی باشد و این ضامنِ آزادگی ما است. رضا خان به مرحوم مدرس پیغام داد که «پا روی دم ما نگذار». و مرحوم مدرس آن مردِ حرّ آزاده در جواب گفته بود «اعلیحضرت بفرمایند دمشان را کجا گذاشتهاند که ما روی آن پا نگذاریم». این که نمیشود که هرجا سخنی گفته شود که به زعم دولتیان خوش نمیآید آن را سخن خطی و گروهی قلمداد کرد. انتقاد، روحِ یک ملت است و جواب انتقاد، روحافزاییِ روحهاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی جز حضرت حق، همهی مخلوقات از نظر وجودی تجلیّات انوار الهی هستند و هرچه هست وجوداتاند به صورتهای مختلف، اگر از آن جهت که وجود میباشند به مخلوقات نظر شود و وجود را تجلیِ وجود مطلق بدانیم که در ممکنالوجودها ظهور دارند، در منظر ما عالَم چیزی جز اسمای الهی نخواهند بود 2- قسمت دوم سؤال که مربوط به جناب ملاصدرا است، روشن نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی به ایمیلتان جواب داده شده بود . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حیوانات با باقیبودن در فعلیت خود، زمانِ مقدّر خود را به انتها میرسانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تازه انسان در این دنیا آمده است که مأوای حضور در آغوشِ حق را پیدا کند و این با راضیشدن به تقدیر الهی محقق میشود. در این شرایط برایش سختی و آسانی یکسان است.
«زیر دریا خوش بود یا روی آن / مهر او دلکش بود یا قهر او». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان نیاز دارد به دوست و برادرانی که با آنها مأنوس باشد که در دین تحت عنوان «اِخوان ایمانی» مطرح است ولی باید سعی کرد کسی را دوست داشت که آینهی نمایش زیباییهای الهی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خودم به سؤالها جواب میدهم ولی همسرم در تنظیم سؤالات و تایپ آنها کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نیاز نباشد به شکل تخصصی وارد بحث شویم. همین اندازه که متوجه باشیم «وجود» از جهتی تشکیکی است لذا وقتی مقام توحید تامّ در عین آنکه اول است، آخر میباشد، به همان اندازه هرکس توحیدیتر باشد از نظر وجودی، به همان اندازه دارای سعهی بیشتری جهت جمع اضداد است و بدین لحاظ مطالعهی «برهان صدیقین» نیاز میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه شدهاید اگر برنامهای جهت حفظ این حالت نداشته باشید، نمیماند. و آن برنامه باید رو به سوی حکمت و عرفان باشد. ارتباط با جناب استاد یزدانپناه، راهِ خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تشکیک در جایی مطرح است که نظر به مقولات وجودی مثل علم و حیات بشود. آنجا هم میگوییم فلانی انسانتر است، انسان را به معنای کمالات علمی مدّ نظر قرار میدهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت در آن سخن، ما را متوجهی روزهداریها و شبزندهداریهایی مینمایند که تنها به صورت یک عادت انجام میشود تا متذکر شویم مقصد ما از روزهداری و قیام شب، اُنس با حضرت محبوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً نمیتوان از معارف عرفانی به روش علمی عرفان غافل شد. بحث بر سر آن است که در مسیر عرفان به حکم «کلّ یومٍ هو فی شأن» با خدایی روبهرو شویم که در تاریخ انقلاب اسلامی ظهور کرده. یعنی با خدایِ سالکانی مثل شهدا. و هر اندازه در معارف اسلامی موفقتر باشیم، در اُنس با خدای خود موفقتر خواهیم بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عشق الهی در هر جانی که تجلی کند قدرت الهی را نیز با خود میآورد و از طرفی موجب ایجاد مسیری بدون واسطه به سوی حق خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که مبنای تکالیف الهی، ارادهی حضرت حق است و حضرت حق، علمِ مطلق و عقل محض میباشد با رعایت دستورات الهی عملاً وارد حیطهی عقل الهی میشوید. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» تذکراتی در این مورد دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید با حوصله سعی کرد در دههی چهارم انقلاب، مواضع حقِ انقلاب را روشن نمود و از خطاهای گذشته و حالِ خود یعنی از افراط و تفریط هایی که شده است، دفاع نکرد. دفاع اصلی ما از جایگاه تاریخی انقلاب است که تقابل توحید با شرک و استکبار است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موطن قلبی، همینطور است. ولی در موطنِ خلقی و فیض اقدس، رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» وحی را از حضرت جبرائیل میگیرند. یعنی جنبهای از آن حضرت که با خلق روبهرو است از طریق جنبهی باطنیِ خود که مقامِ ملک وحی است، وحی را نازل میکند. بدین لحاظ نمیتوان گفت حضرت عین وَحی میباشند، ولی در یکی از مراتب باطنیِ وجودیِ خود، از ملک وحی جهت تفصیلِ حقیقت اجمالی وحی، به ارادهی الهی بهرهمند میگردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حتماً در جریان هستید که این مباحث در بین روشنفکران که عموماً به دنبال فرار از زندگی دینی هستند، رونق و رواج دارد که به دلیل نشناختن جایگاه قدسی دین است و رجوع آنها به امثال آقای غروی در گذشته و آقای شبستری در حال حاضر، در این رابطه است و ریشهای در دلسپردن به فرهنگ غربی در آن دیده میشود. بنده عرایضی در نقد آراء آقایان سروش و شبستری در دو جزوهی جداگانه داشتهام که بر روی سایت هست. البته به شکلهای متفاوت اندیشهی این آقایان که سعی دارند دین را از حالتِ قدسی به حالتِ عرفی تبدیل کنند، مورد نقد قرار گرفته است که جای بحث آن اینجا نیست. ۲. معنای تعمق در روایت مذکور به معنای گیردادنِ بیجا است در حالیکه قرآن توصیه به تدبّر میکند پس معلوم است نمیخواهد مردم در حدّ دینِ عوام بمانند. موفق باشید
