بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18674
متن پرسش
چرا؟ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ» المائده (101) پس چرا آن حضرت این کلام را بر زبان جاری کردند؟ «اللهم ارنی الاشیاء کما هی» پروردگارا، اشیاء را آنچنان که هستند به من بنمایان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه در آیه‌ی مذکور متذکر می‌شود طلب و درخواست چیزهایی است که نیاز نیست انسان آن‌ها را بداند و یا برایش روشن شود مثل آن‌که بخواهیم بدانیم در درون مردم چه می‌گذرد. ولی در آن دعا رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» از خدا می‌خواهند آن‌چه که خداوند خلق کرده است و خواسته است که ما آن را درست بشناسیم، خودش کمک کند تا آن‌طور که آن مخلوق هست ما آن را بشناسیم و تحت تأثیر پیش‌فرض‌ها و توهّمات خود نباشیم. موفق باشید

17299
متن پرسش
سلام علیکم حضرت استاد: آیا شیطان پرستان قائل به این هستند که شیطان آنها را آفریده و آیا وجود خدا را انکار می کنند؟ اصلا آیا در طول تاریخ کسانی بوده اند که وجود خدا را انکار کنند و به جایش بگویند که ملائکه یا شیاطین ما را آفریده اند؟ ببخشید از اینکه وقتتان را می گیرم. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر این‌طور نیست. این‌ها مثل خود شیطان، در عین قائل‌بودن به خالقیتِ حق، چون همه‌ی نگاهشان به منیّت و لذّات خودشان است، عصیان‌کردن را دوست دارند. مثل بیماری کچلی، که بیمار سر خود را خارش می‌دهد و در عین زخم‌کردن لذت می‌برد و به بعد از این عمل فکر نمی‌کند. موفق باشید

15747
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: بنده بعد از تأمل در کارنامه جریان روشنفکری دینی و تقابل آنها با انقلاب اسلامی و این که اینها چه طور هم باعث آشوب فکری و سیاسی در مملکت شده اند و هم دلسردن کردن خیلی از جوانان از انقلاب و نظام، به یک نتیجه رسیدم و آن این که از نظر اخلاقی در مسند علم و اندیشه قرار گرفتن چه جرأت و جسارت بزرگی می خواهد، آن هم نه فقط از این جهت که انسان نسبت به اندیشه هایی که در جامعه نشر می دهد مسئول است، بلکه هم از این جهت که این که چه حرفی را کجا و با چه جهتی و علیه چه کسی و کسانی بیان کند نیز ظاهرا در قضاوت اخلاقی در مورد صحت اندیشمندی او دخیل است. البته درستی این رأی هنگامی روشن تر می شود که آن نگاه تاریخی قرآن در بیان امثال دکتر فردید را مبنی بر نسبت بین وجود و اندیشه و تاریخ در نظر داشته باشیم، و بر آن مبنا که تاریخ را تجلی مشیت حق می داند، نقطه تعالی فکر و معیار تام عمل اخلاقی را در یافتن مشیت خاص الهی در هر زمانه و همراهی با آن مشیت و ساختن و سوختن با آن تعریف کنیم به جای این که در مقابل آن مشیت دعوی انا الحق کرده و به عیب جویی و گلایه از عوارض و آفات ناگزیر راه بپردازیم. البته آن چه برای بنده حقیقتا در این نگاه مایه بسی تأمل و عبرت است، اعجازآور بودن رسالت متفکرین در هر زمانه و سنگینی آن است. یعنی اگر فقط صحت رأی و گفته ما در یک فضای انتزاعی و تر و تمیز آکادمیک، ملاک نهایی صحت آن رأی و گفته نیست (چه از لحاظ علمی و چه از لحاظ اخلاقی)، بلکه تأیید و همراهی آن رأی و گفته با مشیت خاص الهی در هر زمانه نیز ملاک صحت آنها است، آنگاه گناه روشنفکران دینی چه قدر بزرگ است!! واقعا وقتی آشوبی که اینها در فضای فکر و اندیشه ایجاد کرده اند را در نظر می گیریم و محجوب و مغفول قرار دادن انقلاب اسلامی در اذهان خیل کثیری از جوانان، با خود می گویم اینها چه طور در عین این که مدعی عرفان و اخلاق هستند، در حال ارتکاب به سیئاتی بزرگ هستند و خود در نمی یابند! آخر استاد آیا گناهی بزرگ تر از تقابل با مشیت خاص الهی در زمانه می توان تصور کرد؟ حالا با این تأملات، کار من نوعی چه قدر سخت و دشوار است! گویی برای حسن عاقبت در ساحت اندیشمندی و اندیشه ورزی دیگر صرفا طی موفق چند مقطع تحصیلی و خواندن چند صد کتاب و گرفتن نمرات خوب و حتی رسیدن به سرچشمه های عرفان و حکمت نظری نیز کافی نیست! بلکه باید عزمی داشت در حد مجاهدین و بصیرتی در حد اولیاء و صبری در حد ایّوب! و... حالا شاید عمق افسوس آوینی را می فهمیم بعد از رحلت امام که می گفت: «باز ماییم و عقلمان»! یا شمه ای از حقیقت آن فریاد علوی که اهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ، وَ طُولِ الطَّرِيقِ، وَ بُعْدِ السَّفَرِ، وَ عَظِيمِ الْمَوْرِدِ... عذرخواهم از تصدیع! جای دیگری برای درد دل نیافتم. التماس دعا!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که در این تاریخ، اراده‌ای خاص از طرف حضرت حق برای شروعِ تاریخی غیر از تاریخ ادامه‌ی مدرنیته، از طرف انقلاب اسلامی شروع شده و همچنان ادامه می‌یابد، حتی اگر مثل صاحبانِ سقیفه از جهاتی در حجاب رود ولی همچنان از طریق انسان‌های متعهد ادامه می‌یابد. عرایضی در این رابطه طی 3 جلسه خدمت جبهه‌ی فرهنگی خاتم در مشهد مقدس شده است تحت عنوان «راز ماندگاری انقلاب اسلامی و خطر نفوذ و استحاله». که صوت و متن آن را می‌توانید در قسمت «یادداشت ویژه» دنبال فرمایید. موفق باشید

15696
متن پرسش
سلام علیکم استاد: خدا قوت. استاد در مبحث مقام احدی که آن را کثرت علمی می گفتیم و بالاخره نحوه کثرتی در میان است و ما گفتیم ظهور کثرت نیاز به تجلی حقیقت غیبی دارد و این تجلی در موطن انسان کامل است پس این مقام احدی یا کثرت علمی همان مقام ختمی است و خبر از مقام فیض اقدس می دهد؟ استاد ما در جایی دیگر هم فیض مقدس را مقام خلیفه اللهی می دانیم این مقام به نسبت و اعتبار روی کردن به مخلوق است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کثرت علمی، علم به اعیان ثابته است و علم به کثرت که کثرت محسوب نمی‌شود. موفق باشید

12864
متن پرسش
سلام: بنده مدتی است مدام ذهنم در گیر مسائل مختلفی است و افسوس گذشته رو ميخورم که مثلا چرا زودتر فلان کار رو انجام ندادم چرا ورودم به دانشگاه با تاخیر بوده و چرا هایی به همین شکل راه رهایی چیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از وعده‌ی الهی که می‌فرماید: اگر در مسیر حق و حقیقت قرار بگیرید ضعف‌های گذشته‌ی شما را جبران می‌کند؛ غافل نباشید. پس به جای افسوس گذشته را خوردن، در همان «حال» و «وقتی» که قرار دارید بهترین جدّیت را دنبال کنید، گذشته جبران می‌شود. موفق باشید

24042

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: استاد جان در شرح برهان صدیقین از بحثی با عنوان مطابقت تشریع (اختیار) با تکوین سخن فرمودید. این بحث برای پژوهشی که در حال انجام آن هستم بسیار مفید و کارگشاست. می خواستم لطف بفرمایید منبعی که پیرامون این موضوع بیشتر صحبت کرده و اثبات این اصل در آن آمده است. (اگرچه به ظاهر یک اصل بدیهی عقلی به نظر می رسد) معرفی بفرمایید. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این بحث تحت عنوان «مطابقت اعتباریات شریعت با نفس‌الأمر» به طور پراکنده در آثار جناب ملاصدرا و علامه‌ی طباطبایی هست. بد نیست در این مورد به بحث اعتباریات علامه‌ی طباطبایی در مقاله‌ی ششم «اصول فلسفه» و کتاب «رسالة الولایه» ایشان نظری بیندازید. موفق باشید

24036
متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام: پیشاپیش حلالیت می طلبم که وقت شریفتون را باببت پرسشم می گیرم. استاد می خواستم ببینم چقدر حرفها و برداشتهای من از نظر خدا و دین صحیح است! استاد شما کتاب ارزشمندی نوشته اید به نام «زن آنگونه که باید باشد.» اما استاد واقعا من از شرایط موجود علیه زنان در خانواده ها ناراحتم. استاد به نظر این کمترین هنوز متاسفانه ما برخورد عصر جاهلی را با زنان و دختران داریم که این بار شخصیت آنها را زنده به گور می کنیم. هنوز هم خانواده ها با شنیدن به دنیا آمدن دختر سرافکنده می شوند و هر که پسر زاید را می ستایند. استاد هنوز هم رسم مزخرف تهیه جهیزیه از طرف خانواده دختر مرسوم است و به جای اینکه خانواده پسر ممنون دار خانواده عروس باشند که همراه دخترشان بخاطر کمک به داماد جهیزیه را به او هدیه داده اند تازه طلبکار خانواده دختر هم هستند که چرا به قول معروف چوب گربه زنی نداده اند. هنوز هم رسم مزخرف دیدن جهیزیه و نظر دادنهای خاله زنکی مرسوم است. هنوز هم خانواده دختر باید سیسمونی بچه اول را تا چند سالگی نوه بدهند. و اگر نداشته باشن یا کم و کسری داشته باشد مورد طعن و تحقیر خانواده پسر قرار می گیرند. استاد واقعا دلم گرفته است که چرا در این دوره ی کثیف و ناهنجار که همه جور انحرافات جنسی دیده می شود چرا نباید ارزش و قدر نجابت دختران پاکدامن شناخته شود؟ چرا نباید به خانواده ی دختر دار بگویند همین که این نیلوفر را درین مرداب دست پسر ما می دهید ممنونیم جهیزیه را هم خودمان تهیه می کنیم. واقعا چرا نباید خانواده های پسر دار و خود پسر خودش را از لحلظ قانون دینی موظف به دادن نفقه که شامل همان اسباب زندگی هم هست بدانند و جهیزیه را خودش تهیه کند کما اینکه حضرت علی این کار را کردند و در بعضی مناطق به غیر از اصفهان مرسوم است که می گویند «همین که دخترشان را به ما دادند از سرمان زیاد است» و جهیزیه ابتدایی و ساده را خود پسران به عهده مبی گیرند. من نمی گویم شرایط اقتصادی اجازه این کار را می دهد اما حداقل خانواده پسر قدر دان خانواده دختر باشند. چرا هنوز فکر می کنند دختر ننگ و عار است و باید کلی جهیزیه همراهش کرد که ببرندش خانه شوهر؟ درست است که توصیه شده مهریه دختر پایین باشد ولی از لحاظ دینی هم توصیه شده مرد غیرت کار و پرداخت نفقه را داشته باشد و بتواند زن را تمکین کند. و سوال دومم اینکه ما دوازده امام مرد داریم که تماما الگوی آسمانی برای زندگی زمینی هستند. چرا اینقدر که به رفتار صحیح زنان در برابر شوهران در خانه می پردازیم به رفتار صحیح مردان در خانه در برخورد با درک عواطف زنانه نپرداخته ایم؟ (مردانی را می شناسم که هیئتی هم هستن اهل نماز و عبادت و مسجد اما برخوردهای سرد و خشک و دیکتاتور مابانه با زنانشان دارند) و بقول یکی از دوستام از بعد عقد یک بار هم شوهرم بهم نگفته دوستت دارم! چرا کتابی نوشته نشده که مرد آنگونه که باید باشد؟ و اما سوال سومم از دیدگاه حدیث آیا نباید خانواده پسر خود را موظف به حمایت مالی از پسرجوانشان که قصد ازداوج تشکیل خانواده را دارد بداند. (البته در حد وسعشان منظورم است نه در حد بیشتر از وسعشان)؟ باز هم حلال بفرمایید. چشمانتان منور به دیدن جمال الهی ان شاءلله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حقیقتاً این مشکل باقی‌مانده از جاهلیت هنوز در ما موجود است که متوجه‌ی جایگاه «زن» نشده‌ایم. در مباحثِ «زن؛ گمشده‌ی تاریخ ما» این نگرانی عرض شده است. باید این مشکلات را به پای بی‌ایمانی و عدمِ حرّیت افراد گذاشت. ۲. در سیره‌ی پیامبر خدا و اولیاء معصوم «علیهم‌السلام» به‌خوبی مشخص است که سختْ برای همسرانِ خود جایگاه ویژه قائل بودند، در حدّی که مشهور است همسران پیامبر، لوس پیامبر بودند و همین نحوه رابطه را در بین امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و همسرشان و یا بر اساس اطلاعاتی که بنده دارم؛ بین مقام معظم رهبری «حفظه‌الله» و همسرشان در جریان است. ۳. در مقدمه‌ی کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» توصیه شده است آن کتاب را مردان نیز بخوانند زیرا در کتاب، بحث جایگاه زن شده است. از طرفی حضرت آیت اللّه جوادی کتاب خوبی تحت عنوان «زن در آینه‌ی جمال و جلال الهی» دارند که متذکر می‌شوند از نظر نگاه دینی، زن جایگاه بس شرافتمندانه‌ای دارد. موفق باشید

23512

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: نظر شما در مورد نظریه ایرانشهری که توسط دکتر سید جواد طباطبایی ارائه شده، و به طور کل تفکرات ایشان از جمله کتاب زوال اندیشه سیاسی در ایران چیست؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشتباهاتی در سخنان ایشان هست که به نظرم با سلسله مباحث آقای دکتر پورحسن می‌توانید متوجه‌ی نقد اندیشه‌ی آقای سید جواد طباطبایی باشید. آدرس کانال آقای دکتر پورحسن @ghpourhasan_ir  می‌باشد. موفق باشید

22745
متن پرسش
با سلام: استاد پيشنهادتان براي ورود به رشته هاي علوم انساني (به ويژه جامعه شناسي) چيست؟ با توجه به اينكه مبناي اين علوم مغايرت كامل با تفكرات اسلامي دارد، آيا بستر دانشگاه مي تواند مناسب باشد؟ (البته اگر هدف بيشتر ورورد به عرصه نظريه پردازي و ...) باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که برای ورود به بهشت باید از پل صراط عبور کرد در حالی‌که پل صراط بر روی جهنم است، باید برای ورود به علوم انسانیِ مطلوب و ورود به آن‌چه در این تاریخ مدّ نظر انقلاب اسلامی است؛ از متن همین دنیایِ مدرن و از متن جهانِ توسعه‌یافته عبور نمود و با تجربه‌ و درکِ آن نحوه بودن، بودنِ دیگری را مدّ نظر قرار داد. فرار از توسعه‌یافتگی شرطِ راه نیست، عبور از آن شرط راه است. موفق باشید

22493

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت به مظهر حضرت محیی. به لطف خدا بنده خویشتن مجرد خویش را ادراک کرده و می توانم با آن مانوس و آرام باشم. وقتی به خودم رجوع می کنم غیر زمانی و مکانی خود را می یابم اما خواستم عدم زمانمند، مکانمند بودن مجردات را از طریق استدلال بیاموزم. بسیار سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوعی است که جناب ملاصدرا در «حرکت جوهری» به‌خوبی اثبات می‌کند. موفق باشید

21263

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درود بر جناب طاهرزاده: مدتها به دنبال دین حق بودم چندی پیش بنده به ادیان شرق بخصوص هند جلب شدم مدتی بودایی بودم. من معتقدم مقتضای عدالت تناسخ است اما تناسخ بدون قبول خداوند دشوار است بنابرین این نقص الهیاتی دین بودا مرا از ادامه پیروی از آن دین بازداشت. در بقیه ادیان هندی هم فرضا خدا مطرح باشد در توحید گویا مشکل دارند. دین اسلام هم اگر مشکل توحید نداشته باشد معاد را مطرح می کند (بخصوص معاد جسمانی که عقلا قابل اثبات نیست بلکه خلاف عقل است و معاد ملاصدرا هم فقط اسما مشابه است والا داستان ابراهیم صریح در معاد جسمانی عنصری است) و معاد خلاف عدل است چون باید به افراد فرصتهای متعدد داد و به یک دفعه زندگی برای ابدیت مواخذه نکرد حاشا به کرم حق. ازین بگذریم. مطالبی از عرفا چندی پیش می خواندم انصافا به قول آن ظریف اگر بافتند چه خوب بافتند بنظرم رسید مطالبشان ماخود از حکمای هند است یا از افلوطین گرفتند. آه اشتباه انتساب اثولوجیا به ارسطو چها که نکرد. انصافا ما باشیم و قرآن وحدت وجود و قوس صعود و نفس رحمانی و لابشرط مقسمی و تعین اول و ثانی و ... را کجا می توان یافت؟ بله اگر روش روش ملاصدرا باشد از «وترى الجبال تحسبها جامدة وهي تمر مر السحاب» می توان حرکت جوهری را کشید بیرون، کما اینکه بقیه فرق اسلامی مقاصد خویش را از آیات بیرون می کشند و این فرق می کند با مکاتب هند که واقعا و به صراحت وحدت وجود جزو آموزه ها است کما اینکه عالم را مایا می دانندکه خیالی بیش نیست و سخن از اتحاد برهمن و آتمن است که شرح آن در اوپانیشدها توان یافت باری این ضعف الهیاتی در مکاتب هند و ضعف توحیدی و معادی در اسلام مرا به مکتب ثالثی رهنمون کرد که هم نکات مثبت ادیان شرق و اسلام را دارد و هم از نواقص آنها بریست و آن دین حقه سیک است درود خدا بر گورو نانک و تسعه خلیفته که راه حق را به ما نشان داد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دین حق، دینی است که همه‌ی ابعاد انسان را در نسبت با حق و خلق و خود به فعلیت برساند. موفق باشید

21179
متن پرسش
با سلام: می دانیم که برای شناخت با خود، می بایست در دو حوزه تفکر و اراده عمل برداشت. در حوزه اراده که مشخص است، پیروی از دستورات دین و ریاضت های شرعی. اما در حوزه تفکر باید چه کرد؟ بنده آثار حضرتعالی در خصوص معرفت نفس را کم و بیش مطالعه کرده ام، اما دقیقاً نفهمیدم که برای خودشناسی دقیقاً باید در خصوص چه نکاتی و موضوعاتی تفکر نمود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث بسیار حساسی است که «تفکر» چیست. همین اندازه می‌توان عرض کرد اگر به موضوعات حقیقی نظر کنیم آن حالتی که نامش تفکر است به سراغ ما می‌اید، وگرنه با مشغول اعتباریات‌شدن، گرفتارِ بی‌فکری خواهیم شد. هایدگر در کتاب «چه باشد آن‌‌چه خوانندش تفکر» می‌گوید: «موضوع تفکر هرگز چیزی نیست جز آن‌چه شگفت و برآشوبنده است. هرچه خود را از پیش‌داوری آزادتر نگه داریم این موضوع نیز شگفت‌انگیزتر و برآشوبنده‌تر می‌گردد. دستیافت به این مقصد نیازمند آن است که برای شنودن آمادگی طلبیم. این طلب به ما رخصت می‌دهد تا حصارهای باورِ مأنوس و عادی را پس پشت نهیم و به ساحت بازتر و آزادتری درآییم.» موفق باشید

21068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده سوالی فرستادم ولی جواب نیامد. به چاپار هم نگاه کردم جوابی نبود. ۱. برای کلاس زبان رفتن و زبان انگلیسی یاد گرفتن برای رضای خدا و رسولش، که تبلیغ برای دین حضرت محمد کنیم ولی آیا گوش دادن به صدای زن جوان اخلاقا اشکال دارد اگر نه پس چرا امام علی می فرماید که من یا زنان جوان سلام نمی کنم؟ حالا ما صدایشان را گوش دهیم؟ (نظر فقهی نمی خواهم) ۲. می شود آیا که به مقام رهبری عزیز برسیم در صورتی که مقام دنیایی اش نیست برای ما؟ یعنی در قیامت هم کفو باشیم؟ لطفا جواب را در سایت بگذارید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر بی‌دلیل به دنبال گوش‌سپردن به صدای نامحرم هستید که شما را از سلوک عقب بیندازد؟! شما برای تعلیم علمی به دنبال کار خود هستید و بنابراین جای نگرانی نخواهد بود. موفق باشید

20597
متن پرسش
«بسمه تعالی» امروزه مدیران فرهنگی حکم فرماندهان جهبه جنگ نرم را دارند که با توجه به کثرت کار و فزونی فشار و کمبود نیروهای خدوم، خبره و دغدغه مند به صورت جهادی خود را وقف مدیریت فعالیت های فرهنگی کرده اند. هدف ما این است که به تدابیر و سیاست هایی برسیم تا مدیران فرهنگی از وظایف خانوادگی و نقش مهم آن ها در تربیت فرزندان و همدلی با همسر و همراهی با اعضای خانواده غافل نمانده و از این جهت آسیبی به آنان نرسد. از شما اندیشمند گرامی تقاضا داریم با پاسخ به پرسش های زیر ما را در حل این مسئله یاری کنید. 1. تعریف شما از مدیریت فرهنگی به شکل جهادی چیست؟ 2. با توجه به تعریف شما از مدیریت جهادی اولویت مدیران میان «مدیریت فعالیت های فرهنگی» و «ایفای نقش ها و مسئولیت های خانوادگی» کدام است؟ به عبارت ساده تر کفه ترازو به سمت کدام یک از موارد فوق می باشد؟ آیا اولویت رسیدگی به امور خانوادگی است؟ یا مدیریت فعالیت فرهنگی؟ یا اینکه هر دو به یک میزان در درجه اهمیت می باشند؟ 3. اگر بین این دو مهم تضاد یا تقابل یا تداخل و یا شرایط ویژه ای در یکی از این دو پیش آید اولویت و ارجعیت با کدام است و چگونه باید مدیریت شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ به نظر می‌آید که در این تاریخ مدیریت فرهنگی عبارت است از «تلاش برای فهم حقیقت انقلاب اسلامی به عنوان جبهه‌ی توحیدی در مقابل جبهه‌ی استکبار». 2ـ وقتی انسان شخصیت فرهنگی مناسبی پیدا کرد در خانه و اجتماع دارای یک نقش و یک تأثیر می‌شود و نباید به شکلی عمل کند که تضاد بین حضورش در خانه و اجتماع پیش آید. آری بالاخره ارجحیت با اجتماع است ولی به شرط حفظ فضای فکری و فرهنگی خانه. موفق باشید

20001
متن پرسش
سلام استاد عزیز: (یادداشت شما در مورد حرکت جوهری) خداوند عین وجود است و از عین وجود تنها وجود صادر می شود. وجود دارای شدت و ضعف هست و هر مرتبه خاصیت و صفت خاص خود را دارد. یکی از مراتب وجود عالم ماده هست که در ذات و وجود خود عین حرکت است و از خدا فقط وجود عالم ماده صادر می شود از این جهت لازم می آید که خدا عین وجود است. و همین طور که خدا وجود آب را می دهد و آن وجود در آن شرایط عین تری است و خدا به آب تری نداده تا نتیجه بگیریم که خودش باید عین تری باشد. چند سوال دارم: 1. اینکه وجود دارای شدت و ضعف هست چه طور باید فکر کنم که به ذهنم نیاد که این ضعف آیا به خدا بر نمی گردد. اشکال من چیه که این به ذهنم میاد؟ 2. اینکه خدا به آب وجود می دهد و وجود در آن شرایط عین تری است و خدا به آب تری نداده. سوالم اینه که منظور از شرایط چیه؟ ربطش با خدا چیه آیا ربطی داره؟ آیا تری هیچ ربطی با خدا نداره؟ اینکه وجود در عالم ماده ظهورات مختلفی داره اگه این ظهورات وجود خارجی دارن که دارن (و وهم نیست) چه جوری میتونیم بگیم که این عالم ماده خدا نیست. اگه میگین اینا ظهورات وجوده و غیر از وجوده خب من چه جوری این ظهورات رو تو ذهنم از خدا جدا کنم و ظهورات رو هیچ چی ببینم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی در «برهان صدیقین» ثابت می‌شود خدا عینِ وجود است، دیگر جایی نمی‌ماند که برای حضرت حق شدت و ضعف قائل باشیم. 2- وقتی متوجه شدیم که وجود دارای مراتب است پس خاصیت‌ها را که حاکی از محدودیت‌ها است، به مراتب وجود نسبت می‌دهیم، ولی کمالات را که مربوط به وجود است، به خدا ارتباط خواهد داشت. موفق باشید

20000
متن پرسش
سلام استاد: طلبه ای هستم که با برخی رفقای دانشجو و دبیرستانی، مدت 10 ماه است، که مباحث معرفت نفس را از طریق کتب «جوان و انتخاب بزرگ»، «ده نکته از معرفت نفس» و شرح صوتی آن ، «آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین»، را مباحثه کردیم. اکنون قصد داریم مباحث خود را با محوریت کتاب از برهان تا عرفان ادامه دهیم. خود کتاب، با بیان برهان صدیقین آغاز شده، اما شرح صوتی شما، از حرکت جوهری، بحث را شروع می کند. لذا، حیران شده ایم که ابتدا مبحث برهان صدیقین را، آغاز کنیم، یا حرکت جوهری را؟! خوشحال می شویم اگر با راهنمایی ها و رهنمودهایتان، ما را کمک کنید. تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً باید «برهان صدیقین» را قبل از «حرکت جوهری» مطالعه فرمایید. موفق باشید

19310
متن پرسش
با سلام و تشکر خدمت استاد عزیز: گروهی جوان هستیم که چند سال است مباحث شما را به صورت گروهی و مباحثه دنبال می کنیم. اول: از خدا بخواهید ما را توفیق عمل و ادامه دهد. دوم: یک سالی است در جهت اقتصاد مقاومتی و تولید داخل شروع به فعالیت اقتصادی نموده ایم و در این مدت دست آورد مناسبی در زمینه کاری خود داشته ایم ولی به موفقیت مادی و دنیایی نرسیده ایم. سوال: با توجه به روح حاکم در این زمانه و اینکه تمام مناسبات اقتصادی ما با روح غربزده گره خورده است به نظر شما در این فضا باید راه را ادامه داد و جلو رفت (که ناچاراً ما نیز مناسباتمان در روح غربزده دوران باید انجام شود) و یا وظیفه دیگری بر عهده ما است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه‌اید برای عبور از تاریخ غربی نمی‌توان به‌کلّی از بستر غربی جدا شد. ولی با نظر به اهداف انقلاب اسلامی و اصالت‌ندادن به فرهنگ غربی و شیفته‌ی آن نشدن، می‌توان کار را جلو برد. موفق باشید

18870

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: طلبه هستم و اينكه بعضي ها روزي 12 ساعت مطالعه مي کنند ولي من اين كار را نمي توانم انجام بدهم چه کار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت چون ما علم لدنی نداریم و در کسوت طلبگی باید اطلاعات خوبی داشته باشیم؛ وظیفه داریم تا آن‌جا که ممکن است از فرصت‌ها جهت مطالعه استفاده‌ی کامل بنماییم. موفق باشید

15954
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توانیم بگوییم غایت کامپیوتر و هوش مصنوعی و سیستم های اتوماتیک، همان انسانِ انتزاعی است که دکارت ترسیم کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. این ابزارها ما را از خود، می‌ستاند و روح و روان ما را به وسایل تبدیل می‌کند، مگر آن‌که با خودآگاهیِ لازم از آن‌ها استفاده کنیم ولی شیفته‌ی آن‌ها نباشیم و حقیقت خود را در جایی دیگر جستجو نماییم و مواظب باشیم روح‌مان با این ابزارها متحد نگردد. موفق باشید

10388

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در برخی از مجالس عزاداری دیده می شود که هنگام سینه زنی، در کنار ذکر برخی از مصائب امام حسین (ع)، درباره مقام معظم رهبری نیز اشعاری خوانده شده و برای آن اشعار نیز سینه زنی می شود. نظر شما در این مورد چیست و آیا می شود درباره افراد دیگر نیز شعر خواند و سینه زنی کرد یا خیر؟؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید آن اشعار دیده شود که آیا باز رجوع‌اش به مقام منیع عاشورا است و مظاهر آن را نشان می‌دهد یا نه؟ کاری که ما در نسبت بین شهدای انقلاب اسلامی و شهدای کربلا می‌کنیم خوب است همان‌طور اگر نسبت بین شهداء با امام حسین«علیه‌السلام» را امروز در نسبت بین یاران انقلاب با مقام معظم رهبری بدانیم خوب است. موفق باشید
7934
متن پرسش
سلام استاد گرانقدر. من هرچه فکر می کنم متوجه نمی شوم چرا تا چندسال پیش همه دخترها قسمت و روزی در ازدواج داشتند و ازدواج می کردند و یک مرتبه از ده دوازده سال پیش به این طرف قسمت ندارند؟یعنی هرچی هم که توسل و توکل کنند نمی شود؛ یعنی صلاح و مصلحت این همه دختر مجرد ماندن است اما در مورد نسلهای قبل ازدواج کردن صلاح و مصلحتشان بود؟استاد خداوکیلی ما خودمونو گول نمی زنیم؟آخه یکدفعه صلاح این طیف گسترده از دختران این شد که مجرد بمانند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: سن ازدواج به جهت سبک زندگی‌ها بالا رفته، یا به قول شما ازدواج نکرده‌ها زیاد شده؟ قبلاً عده‌ای از زنان پذیرفته بودند همسر دوم یک خانواده باشند و این تقدیر را برای خود پذیرفته بودند و در همین راستا به دنبال بندگی و شکوفایی خود بودند. وقتی حالا از این موضوع از جهات مختلف غفلت می‌شود آیا به آن معنا نیست که مردم از تقدیری که خداوند برایشان کرده عقب مانده‌اید؟ و همین موجب نمی‌شود که حتی بعضی مردها آلوده به ارتباط نامشروع شوند و همسر آن‌ها نیز از رابطه‌ی سالم جنسی محروم گردند؟ زیرا وقتی پای حرام در میان آمد، نفس امّاره از لذت حلال بدش می‌آید، موضوع بسیار بغرنجی است. مولوی به ما توصیه می‌کند باید خود را تغییر دهیم تا وَحی الهی و ذکر پروردگار جای خود را در زندگی‌ها باز کند و سعادت همه‌ی ما را به ما برگرداند. گفت: «کرده‌ای تأویل حرف بکر را .... خویش را تأویل کن نِی ذکر را». موفق باشید
5197
متن پرسش
با سلام خدمت استاد منظور از آیه ی 7 سوره ی هود که می فرماید وَکَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء چیست؟ با تشکر از شما و التماس دعا در این ماه مبارک
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی از مفسرین این «آب» را علم گرفته‌اند و می‌فرمایند قبل از آن‌که خداوند مخلوقات را ارداه کند و عرش و سلطه و قدرت خود را بر آسمان و زمین قرار دهد، صورت علمی مخلوقات در نزد خداوند بود و عرش و سلطه و قدرت او بر علم او که علم به حقایق و اعیان موجودات بود، قرار داشت. موفق باشید
25632

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد عزیز در ورود به گام دوم انقلاب اسلامی و دهه پنجم آن قرار گرفتیم و بیم ها و امیدهای زیادی مقابل ما گشوده است و البته در جواب پرسشی، بشارت روح بخشی دادید که افقی از عالم انسان دینی گشوده شده و هنوز نمی دانیم چه ژرفای عظیمی دارد ولی باید به سیاقی عارفانه جلو رفت که «هر چه پیش آید خوش آید ما که خندان می رویم.» اما استاد، در شرایط خطیر امروز که هجمه های سنگین علیه انقلاب را در جبهه های مختلف شاهد هستیم که هدفی جز استحاله نهضت و پیشگیری از وقوع تمدن نوین اسلامی حتی به تعبیر طراحان جنگ تمدنها یعنی هانگتیتن و فوکویاما ندارند و رسماً اشاره دارند دعوای ما با این انقلاب نه مثل دعوا با روسیه و چین و کره شمالی و ... است، بلکه یک دعوای تمدنی است، چگونه می توان ارزشهای این انقلاب را حفظ نمود و اجازه نداد این ارزشهای والا که انسانهایی مثل آوینی و شهریاری و حججی می پروارند سبک شود و این عطیه الهی سالم بدست نسل بعدی برسد با اینکه مطلعیم چه دستهای مرموز و قهاری در کارست تا نسلهای بعدی حضوری به وسعت آن نیابند؟ با تشکر از حضرتعالی و التماس دعا. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما باید خود را از طریق معارف الهیه آماده کنیم، بقیه‌ی امور خود به خود پیش می‌آید. بد نیسا به جواب سؤال شماره‌ی ۲۵۶۲۴ سری بزنید. موفق باشید

25001

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: ۱. آیا برای یک طلبه صلاح می دانید که کتاب معادشناسی علامه طهرانی و شرح مصباح الهدایه شما را کار کند؟ (تمایل بسیار زیادی در کار کردن این ۲ بحث در بنده وجود دارد و کتاب معاد بازگشت به جدی ترین زندگی و جلد اول معادشناسی را مطالعه کردم و حدود شاید ۲۰ جلسه از صوتهای کتاب معاد را گوش کرده ام.) بنده چند جلسه اول (شاید حدود ۱۰ جلسه) مصباح الهدایه را گوش کردم و به نظر می رسد که چنین کتابی را یا اصلا نباید گوش داد یا باید تا آخر و باحوصله و تکرار گوش داد. فکر می کنم، معرفت ناقص و اشتباهی حاصل شده و با کامل نکردن بحث دچار لغزش و انحراف می شوم. ۲. آیا مباحث معاد و تاثیر وضعی و زندگینامه عرفا (که مثلا اجر خاصی برای فلان عمل داده شده یا برای فلان عمل مورد عقوبت قرار گرفته) تاثیر قابل توجهی در حل مباحث فقهی دارند؟ ۳. چه مقدار در روز به ادعیه و زیارات پرداخته شود؟ ۴. آیا صلاح می دانید که در اوقات استراحت، کلیپ ها و مستندهای سیاسی و اخبار دیده شود؟ و آفت این مسأله که نگاه به چهره نامحرم است را چگونه می توان به حداقل رساند؟ آیا اصلا ضرر قابل توجهی دارد؟ شرمنده از اینکه وقتتان را گرفتم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چرا بحث معاد را همراه با شرح صوتی آن تا آخر دنبال نمی‌فرمایید و بعد به کتاب «معاد» آیت اللّه تهرانی بپردازید و پس از آن به سراغ کتاب «مصباح الهدایه» و شرح صوتی آن بروید؟ ۲. به نظر می‌اید می‌تواند چنین باشد. ۳. بعد از نماز صبح و قبل از خواب ۴. نظر به چهره‌ی نامحرم از طریق تلویزیون اگر به قصد ریبه نباشد، مانع سلوک نمی‌شود. موفق باشید

23540
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. استاد جنود جهل به نظر جنابعالی وجودی هستند یا عدمی؟ به عنوان مثال آیا غضب همان عدم رحمت می باشد یا واقعا چیزی هست به نام غضب؟ ۲. استاد وقتی شخصی غضب رحمانی می کند ظاهرا این غضب دیگر از جنود جهل نیست. آیا از جنود عقل است؟ پس چرا در جنود عقل چیزی به نام غضب رحمانی وجود ندارد؟ ۳. استاد همانطور که فرمودید زمان از حرکت انتزاع می شود. سوالم این است که چرا زمان را بعد چهارم ماده می نامند و چرا خود حرکت را بعد چهارم ماده نمی گویند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در تقسیم‌بندیِ فلسفی خداوند منشاء غضب نیست، زیرا غضب از نظر فلسفه عدمی است. ولی در هر حال عدمِ رحمت، آثاری را در عالم ظاهر می‌کند مثل بیماری که عدمِ سلامت است. ۲. شاید عنوان «غضب رحمانی» را بتوان در راستای تبدیل نعمت قلمداد کنیم ۳. حرکت، موجب چهار بُعد ماده می‌باشد. موفق باشید

نمایش چاپی