باسمه تعالی: سلام علیکم: خود خداوند فرموده است «توّاب» است. لذا دلیل ندارد که ما وقتی از سر صدق به گناهانی که شریعت الهی متذکر شده است، پشت کرده باشیم، حضرت توّاب به ما نظر نیندازد؟! گفت: «تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون قوانیناند و اگر ثابت نباشند که به آنها قوانین نمیگویند. اگر متوجه قاعدهمندبودن آنها شوند نام قانون یا اصل بر آن میگذارند. موفق باشید
سلام: خدا قوت. نظرتون درباره متن اخیر دکتر داوری در مورد ریاست جمهوری آقای پزشکیان چیه؟ نه از باب کنجکاوی و نه به اعتبار زیرسوار بردن دکتر داوری که از روی حیرت میپرسم. که چگونه نسبت بین زمان شناسی و توسعه نیافتگی و راهجویی و این بیانیه در باب دکتر پزشکیان رو جمع کنم؟ متن دکتر داوری: بیانیه رضا داوری اردکانی در حمایت دکتر مسعود پزشکیان: به نام خداوند جان و خرد. انتخابات روز جمعه ۱۵ تیرماه را با هیچ انتخاباتی قیاس نباید کرد. این انتخابات می تواند چیزی ورای رأی دادن به این یا آن نامزد یا به فلان رسم و شیوه سیاسی باشد؛ بلکه انتخاب میان بودن و نبودن ایران است. اکنون رأی می دهیم که آیا ایران بماند و بکوشد بعضی دردهای مهلکی را که دچارش شده است درمان کند یا به راه وخیم تر شدن آن دردها و گرفتاریها و افتادن در ورطه های خطرناک جنگ و ویرانی برود. البته به دکتر پزشکیان از این جهت باید رأی داد که او شایستگی های بسیار دارد و به آنچه می گوید عمل می کند. در دوران وزارتش نیز به کارهای مهمی چون توسعه دوره های تخصصی و فوق تخصصی پزشکی و پیشرفت حوزه رادیوداروها و توسعه بیوتکنولوژی (زیست فناوری) اهتمام موثر داشته است و اگر به ریاست جمهوری انتخاب شود می کوشد با همکاری اهل صلاح و تدبیر و مشورت با صاحبنظران و کارشناسان تا جایی که می تواند مشکلات را رفع کند و دردهای کشور را کاهش دهد. اما وجه مهمتر قضیه این است که رأی دادن به او رأی دادن به بقای ایران است. او گرفتار سوداها و اوهام بیهوده ای که ایران را به سوی ورطه های خطر و تباهی می برد، نیست. رأی ندادن در این دور انتخابات را دیگر نمی توان مقاومت منفی خواند زیرا نتیجه زودهنگام آن می تواند افتادن کشور به راه ستیزه ها و کشمکشهای خطرناک و غفلت از گرفتاریها و مشکلات و دوام پریشانی و فساد باشد. مردم ایران مسلما کم و بیش به این نکات توجه دارند و کاری نمی کنند که خدای ناکرده فردا در تاریخ بنویسند ایرانیان در سال ۱۴۰۳ چنان به دشمنی با خود و کشور خود برخاستند که گویی رسم و راه دوستی را از یاد برده و گم کرده اند. ولی چنین اتفاقی نخواهد افتاد زیرا ایرانیان در تنگناها به کشور خود پشت نمی کنند. ایران می ماند و باید بماند تا زخم هایی را که در جان و تن خویش دارد التیام بخشد. رضا داوری اردکانی ۱۲ تیر ۱۴۰۳ اگه صلاح میدونید خصوصی برام بفرستید و باز اگر مصلحت بود در کانال نشرش دهید. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده پیام آقای دکتر داوری اتفاقاً مسئله و موضوعی است که ما را دعوت به اندیشیدن و باز اندیشیدن در این زمانه میکند. اولاً: جناب استاد امیر نجاتبخش در مواجهه با آن پیام نکته دقیقی میفرمایند که ابتدا خوب است بدان توجه شود.
«خدا را شکر که در میان ما هنوز فلسفه هست. هنوز کلامی هست که ما را تکان دهد و بار دیگر همه چیز را در مقابل ما ویران سازد تا از نو ساخته شویم.
🔹 آنان که با زبان فلسفه آشنا نیستند شاید ندانند ما با سخن فیلسوف در چه شور و شعفی حاضر میشویم.
🔸 ابن سینا در نیمههای شب در میان کتابها با سخن حکیمان و فیلسوفان آنچنان وجدی مییافت که میگفت اَینَ المُلوک وَ اَبنا المُلوک.
🔹 شاید هنوز در میان ما کسانی هستند که میگویند ابن عربی سنی است و به حقیقت راه نیافته، اما نمیدانم با سخن حضرت روح الله چه میکنند آنجا که راه آینده جهان را با درک ابن عربی میسر میدانست و سیاستمداران بزرگ را به آن دعوت کرد؟
🔸 آری مگر ما با ابن عربی سنی شدیم که با فیلسوف بزرگ عصرمان بسیجی نباشیم؟
🔹 آری امر دشواری است و آنان که عزم و همتی داشته باشند تا با سخن فلسفه روبرو شوند جز راه حضرت روح الله راه دیگری در مقابل خود نمییابند.» (حجت الاسلام نجاتبخش).
ثانیاً: باید در این مورد بحث شود که کدام داوری و کدام پزشکیان؟! آقای دکتر داوری که آنچنان برای شهید آوینی اشک میریزد و در عین حال سخت نگرانِ غلبه تحجّری است که بنا دارد خود را به آقای دکتر جلیلی تحمیل کند. که البته و صد البته تفکرِ تاریخی دکتر جلیلی ماورای میدان داریِ چنین جریانی است ولی بالاخره ما هنوز از این نوع تنگ نظری ها که در بین مان هست، عبور نکرده ایم. و کدام پزشکیان را دکتر داوری پشتیبانی میکند؟ پزشکیانِ دیروز را که شورای نگهبان نیز تأیید کرد؟ و یا پزشکیان امروز را که برای رأی آوردن، تا این اندازه از ساده ترین فهم تاریخیِ انقلاب اسلامی دور افتاده است. و البته در این موارد باید در جلساتی که پیش می آید فکر کرد، آن هم به انقلابی که بنا است در منظر شخصیت حضرت روح الله به گفته آقای نجاتبخش، ما بسیجی حضرت روح باشیم. این است معنای زندگی و این است آینده ای که در پیش است. در این رابطه نگاهی به جواب سوالات 37883 و 37884 بیندازید . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صبر بر عفاف، موجب میشود تا انسان ره صدساله را یکشبه طی کند، مشروط بر اینکه مواظب باشد حالت عفافش با نگاه به نامحرمان از بین نرود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بد نیست به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهلالبیت «علیهمالسلام» همراه با شرح صوتی آن رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد منابع، شاید مباحث «معاد شناسی» آیت اللّه طهرانی را در کنار کار خود قرار دهید، خوب باشد. ۲. باید وجهِ نمادین و شارهایبودن آن تصاویر را مدّ نظر قرار دهید. مثل کاری که ما در مینیاتور انجام میدهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نماز شب را با این نیت ادامه دهید که به صورت تکوینی، نوعی هماهنگی با روح حضرت محمد «صلواتاللّهعلیهوآله» برایتان بهوجود میآید، هرچند ممکن است در این دنیا و در ساحتی که هستید آن را احساس نکنید، ولی با همان نیّتِ هماهنگی با رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» آن را انجام دهید. ۲. اینکه گفتهاند همسر انسان موجب عفت انسان میگردد، جهت همین موضوع میل جنسی است که در این موارد سراغ انسان میآید و پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» میفرمایند هر آنچه در بقیه سراغ دارید، در همسر خودت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همینطور است که جنابعالی میفرمایید و ما چنین انتظاری از آقایان داریم. شاید آن بزرگان نظرشان آن است که باید در این موارد مثل مرحوم میرزای شیرازی حکم کرد و در حال حاضر حکم، به عهدهی ولیّ فقیه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای شروع یک تمدن همهی این کارها بنا به توان و موقعیت هرکس باید انجام شود تا إنشاءاللّه شرایط برای یک کار اساسی فراهم گردد. چارهای نداریم که در کنار نظام آموزشی موجود، تلاشهایی بشود تا چشمها به جایی غیر از نظام آموزشی موجود دوخته شود. این همان معنای انتقال از تمدنی به تمدن دیگر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ما در شرايط تاريخى سخت آن زمان انتظار نداريم مورخينِ اهل سنت آنچه را كه نسبت به فاطمه عليهاالسلام واقع شده بالصراحه بنويسند، ولى به همان اندازه ناقص هم كه اشاره كرده اند خواننده را متوجه اصل قضيه مى نمايد. به عنوان مثال: ابن ابى الحديد در ج 1 ص 134 و ج 2 ص 19 شرح نهج البلاغه پس از ذكر سند مى گويد: ابابكر به دنبال على فرستاد و از او بيعت خواست و على بيعت نكرد، و با عمر شعله اى از آتش بود، فاطمه عمر را در درب خانه خود ديد و گفت: «يَابْنَالْخَطّاب! اتُراكَ مُحَرِّقاً عَلى بابى؟ قالَ نعم، و ذلك اقوى فيما جاءَ بِهِ ابُوكَ وَ جاءَ عَلِى فَبايَعَ» يعنى؛ اى پسر خطّاب! مى بينم كه مى خواهى خانه مرا آتش بزنى؟ گفت: و اين آتش زدن در آنچه پدر تو آورده است وارتر است، و على آمد و بيعت كرد. و نيز ابراهيم بن سعيد ثقفى با طرح سند روايت مى گويد: «واللهِ مَا بايِعَ عَلِى حَتّى رَآى الدُّخانَ قَدْ دَخَلَ بَيْتِه» يعنى؛ به خدا سوگند على بيعت نكرد مگر اينكه ديد دود داخل خانه شد (امام شناسى از آيت الله حسينى تهرانى ج 10 ص 395). و نيز عبدالفتّاح عبدالمقصود در ج 1 كتاب امام على عليه السلام ص 343 مى نويسد: فاطمه به سلمى گفت: «بستر مرا در وسط خانه بگستران» و در ادامه گفت: «در اين ساعت روح از بدنم مفارقت مى كند، شستشو كرده ام، ديگر كسى بازوى مرا برهنه نسازد».
2- نهتنها حضرت دختر خود را به خلیفهی دوم دادند حتی نام فرزندان خود را به نام خلفا گذاشتند تا فضا را آرام نمایند و شرایط برای حضور تاریخی علی «علیهالسلام» فراهم شود و انگیزهای برای مخالفت آنان نماند. زیرا در این تقابلها آنچه قربانی میشد اسلام بود و حضرت راضی به این امر نبودند. در این مورد خوب است به جزوهی «رجوع به هویت شیعه در تاریخ اسلام» که بر روی سایت هست رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیاحترامی و بیحرمتی به اهلالبیت«علیهمالسلام» به این نیست که ما از زندگی معمولی و امورات آن خارج شویم و عقد و ازدواج از لوازم زندگی است. آری! نباید با شادیهای افراطی در ماه محرم و صفر همراه باشد 2- هر اندازه انسان با اصول عقلی و شرعی آشنا باشد، به همان اندازه تحت تأثیر نظرات عرفی قرار نمیگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمیکند، یکی را میدهند باید حفظ کند، یکی را راهنمایی میکنند باید بهدست آورد. و هرکس به اندازهی تلاشی که کرده است، بهره میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان وقتی با کثرات روبهرو میشود از یک طرف وجود را به علم حضوری میشناسد و از طرف دیگر متوجه میشود آنچه در مقابل اوست موجوداتی هستند که وجود دارند. لذا نتیجه میگیرند که اینها «هستهایی» هستند که موجودند به محدودیتِ پرتقال و زمین و آسمان. و این یعنی انتزاعِ ماهیت از وجود با نظر به محدودیت ماهیات. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتهی خوبی را مدّ نظر دارید ولی عنایت داشته باشید صفات فعل هم از جهتی به صفات ذات برمیگردد، مثل همان خلاقیت و فیاضیت که به اسمِ جواد حضرت حق رجوع دارد. آری! خلاقیت حضرت حق در راستای مخلوقیتِ مخلوق ظهور میکند و از این جهت، صفتِ فعل الهی است و اگر این صفت برای خدا نباشد نقصی در ذات نخواهد بود، برعکس صفات ذات. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث معرفت نفس عرض شد که در عین توفّی و جداییِ نفس از بدن در هنگام خواب، تدبیرِ نفس بدون حضور در بدن، محقق است. به همان معنایی که در هنگام خواب، قلب و معده در فعالیت میباشند. و سخنگفتن و راهرفتنِ بعضی از افراد در خواب به جهت آن است که نفس، در این موارد بهرهای از تدبیر خود را إعمال میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی گفته میشود پس از سکرات، انسان ارادهای که بخواهد در مقابل دو وظیفه، یکی را انتخاب کند و انجام دهد را؛ ندارد به همان معنایی است که قرآن در توصیف قیامت میفرماید: «والامر یؤمئذ للّه». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سالهای قبل در کتاب «گزینش تکنولوژی...» عرض شد ظرفیت این عالم در حدّ قناعت بشر است وگرنه چنانچه انسانها گرفتار اسراف از منابع طبیعت شوند، عالَم بر آنها میشورد. اقتصاد مقاومتی شرطِ حیات متعالی در این عالم است. در اقتصاد مقاومتی میتوان به همان اندازهای که خداوند مواهب خود را در طبیعت در اختیار ما گذاشته است، قانع بود و با نوعی از سادگی در زندگی از بحرانهای جهانِ موجود نجات یافت. بنابراین مؤلفهی اصلی اقتصاد مقاومتی از یک طرف، رعایت طبیعت است که با آن تعامل شود، و از طرف دیگر رعایت سادگی است. موفق باشید مؤلفههای اقتصاد مقاومتی
باسمه تعالی: سلام علیکم: طرح بسیار خوبی است مگر اینکه کتاب «فرزندم اینچنین باید بود» و «صلوات» به عنوان سیر مطالعاتی معرفتی نیاز نیست دنبال کنید. کتاب «فرزندم» به عنوان دستورالعمل حضرت به امام حسن«علیهالسلام» کتاب سلوکی بسیار ارزشمندی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که متوجهاید روایت مذکور اشاره دارد که هیچکدام از اولیائ معصوم به مرگ طبیعی رحلت نکردهاند و مشهور است که یک زن یهودیه، پیامبر«صلواتاللّهعلیهوآله» را مسموم کرده است. جای تحقیق دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنجا که فرمود اولیای الهی را خوف و حزنی نیست؛ به اعتبار اعمال دینی خودشان است که طوری به لطف الهی عمل میکنند که نه آنها را پشیمانی اعمال گذشته فرا میگیرد، و نه در مسیر دینداری نسبت به آینده نگرانی دارند. ولی در موضوع آنچه برای اولیاء پیش میآید، آری! از قضای الهی راضیاند و نه از مقضی. در کربلا از عبیدالله و یزید و ظلمی که کردند، راضی نیستند، ولی از اینکه خداوند چنین خواسته تا یزیدیان رسوا شوند، راضیاند.
ما در دعاها از حضرت حق تقاضا میکنیم شرایطی بهوجود نیاورد که زمینهی اُنس با خودش برایمان مختل شود و از او میخواهیم تا غمِ دوری از خودش را با رفع حجابها برطرف کند. زیرا بین قضا و مقضی فرق میگذاریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو سخن که میفرمایید خوب است. چقدر خوب در نکتهی اول فرمودید: بر چه اساس ولیّ امر احساس میکنند وارد میدان شوند و امنیت که اُسِ اساسِ یک جامعه است را نگهبانی نمایند. حضرت نایب الإمام به ما آموختند وقتی موجی در راه است، خیلی نباید به مسائل جزئی پرداخت. آری! برای آبادانیِ دِهی نباید شهری را خراب کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً مستحضرید که آقای حکیمی متعلق به جریان تفکیک هستند و این جریان، همه تلاشششان آن است که طوری در جملات فیلسوفان بگردند و ثابت کنند آنها مستبصر شدهاند. یک زمانی در جملات علامه طباطبایی نشانههایی را مطرح میکردند و حالا بحث ملاصدرا را. حضرت امام خمینی یکبار فرمودند از نمازهایی که خواندهام، استغفار میکنم. آیا این بدین معنا است که عظمتِ جلال خدا را بالاتر از نمازی که خواندند میدانند؟ و یا به این معنا است که مستبصر شدهاند و از این به بعد نماز نمیخوانند؟ جناب ملاصدرا تا آخر بر مبنای حکمت متعالیه و اصالت وجود که عین توحید است، پایبند میباشند. مگر میشود کسی حقایقی را که با عقل بهدست آورده، زیر پا بگذارد؟! تأسف بنده از آن جهت است که چطور جریان تفکیک متوجهی تاریخی که در آن قرار داریم نیستند و نمیدانند امروز اگر پشتوانهی عقلی برای آموزههای دینی نداشته باشیم عملاً ما را متهم به انسانهای خرافی و احساساتی و وَهمزده میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن پس از مدتی شرایط تحقق احکام نهایی خود را فراهم کرد و دیگر دلیلی نداریم که احکام موجود، موقتی باشد بهخصوص که خود آیاتی که بعداً نسخ میشوند موقتیبودنِ خود را متذکر میگردد 2- اگر مرجع دیگری را اعلم میدانید، مگر میشود به مرجع قبلی باقی بود؟ موفق باشید
