بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
12879
متن پرسش
سلام علیکم استاد: از کجا بفهمیم توبه ای که کرده ایم مورد قبول واقع شده و چطور حب دنیا رو از دلمون بیرون کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود خداوند فرموده است «توّاب» است. لذا دلیل ندارد که ما وقتی از سر صدق به گناهانی که شریعت الهی متذکر شده است، پشت کرده باشیم، حضرت توّاب به ما نظر نیندازد؟! گفت: «تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». موفق باشید

12113

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا باید قوانین حاکم بر طبیعت و یا کلا قوانین حاکم بر عالم را ثابت و محکم بدانیم؟ لطفا دلیل این امر را بیان کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون قوانین‌اند و اگر ثابت نباشند که به آن‌ها قوانین نمی‌گویند. اگر متوجه قاعده‌مندبودن آن‌ها ‌شوند نام قانون یا اصل بر آن می‌گذارند. موفق باشید

7251
متن پرسش
نظر شما در مورد بانک و این سودهایی که میگیرند چیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به مرجع تقلیدتان رجوع فرمایید. موفق باشید
37881
متن پرسش

سلام: خدا قوت. نظرتون درباره متن اخیر دکتر داوری در مورد ریاست جمهوری آقای پزشکیان چیه؟ نه از باب کنجکاوی و نه به اعتبار زیرسوار بردن دکتر داوری که از روی حیرت می‌پرسم. که چگونه نسبت بین زمان شناسی و توسعه نیافتگی و راه‌جویی و این بیانیه در باب دکتر پزشکیان رو جمع کنم؟ متن دکتر داوری: ‌ ‌بیانیه رضا داوری اردکانی در حمایت دکتر مسعود پزشکیان: به نام خداوند جان و خرد. انتخابات روز جمعه ۱۵ تیرماه را با هیچ انتخاباتی قیاس نباید کرد. این انتخابات می تواند چیزی ورای رأی دادن به این یا آن نامزد یا به فلان رسم و شیوه سیاسی باشد؛ بلکه انتخاب میان بودن و نبودن ایران است. اکنون رأی می دهیم که آیا ایران بماند و بکوشد بعضی دردهای مهلکی را که دچارش شده است درمان کند یا به راه وخیم تر شدن آن دردها و گرفتاریها و افتادن در ورطه های خطرناک جنگ و ویرانی برود. البته به دکتر پزشکیان از این جهت باید رأی داد که او شایستگی های بسیار دارد و به آنچه می گوید عمل می کند. در دوران وزارتش نیز به کارهای مهمی چون توسعه دوره های تخصصی و فوق تخصصی پزشکی و پیشرفت حوزه رادیوداروها و توسعه بیوتکنولوژی (زیست فناوری) اهتمام موثر داشته است و اگر به ریاست جمهوری انتخاب شود می کوشد با همکاری اهل صلاح و تدبیر و مشورت با صاحبنظران و کارشناسان تا جایی که می تواند مشکلات را رفع کند و دردهای کشور را کاهش دهد. اما وجه مهمتر قضیه این است که رأی دادن به او رأی دادن به بقای ایران است.  او گرفتار سوداها و اوهام بیهوده ای که ایران را به سوی ورطه های خطر و تباهی می برد، نیست. رأی ندادن در این دور انتخابات را دیگر نمی توان مقاومت منفی خواند زیرا نتیجه زودهنگام آن می تواند افتادن کشور به راه ستیزه ها و کشمکشهای خطرناک و غفلت از گرفتاریها و مشکلات و دوام پریشانی و فساد باشد.  مردم ایران مسلما کم و بیش به این نکات توجه دارند و کاری نمی کنند که خدای ناکرده فردا در تاریخ بنویسند ایرانیان در سال ۱۴۰۳ چنان به دشمنی با خود و کشور خود برخاستند که گویی رسم و راه دوستی را از یاد برده و گم کرده اند. ولی چنین اتفاقی نخواهد افتاد زیرا ایرانیان در تنگناها به کشور خود پشت نمی کنند. ایران می ماند و باید بماند تا زخم هایی را که در جان و تن خویش دارد التیام بخشد.  رضا داوری اردکانی ۱۲ تیر ۱۴۰۳ اگه صلاح می‌دونید خصوصی برام بفرستید و باز اگر مصلحت بود در کانال نشرش دهید. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده پیام آقای دکتر داوری اتفاقاً مسئله و موضوعی است که ما را دعوت به اندیشیدن و باز اندیشیدن در این زمانه می‌کند. اولاً: جناب استاد امیر نجاتبخش در مواجهه با آن پیام نکته دقیقی می‌فرمایند که ابتدا خوب است بدان توجه شود.
«خدا را شکر که در میان ما هنوز فلسفه هست. هنوز کلامی هست که ما را تکان دهد و بار دیگر همه چیز را در مقابل ما ویران سازد تا از نو ساخته شویم.
🔹 آنان که با زبان فلسفه آشنا نیستند شاید ندانند ما با سخن فیلسوف در چه شور و شعفی حاضر می‌شویم.
🔸 ابن سینا در نیمه‌های شب در میان کتاب‌ها با سخن حکیمان و فیلسوفان آنچنان وجدی می‌یافت که می‌گفت اَینَ المُلوک وَ اَبنا المُلوک.
🔹 شاید هنوز در میان ما کسانی هستند که می‌گویند ابن عربی سنی است و به حقیقت راه نیافته، اما نمی‌دانم با سخن حضرت روح الله چه می‌کنند آنجا که راه آینده جهان را با درک ابن عربی میسر می‌دانست و سیاستمداران بزرگ را به آن دعوت کرد؟
🔸 آری مگر ما با ابن عربی سنی شدیم که با فیلسوف بزرگ عصرمان بسیجی نباشیم؟ 
🔹 آری امر دشواری است و آنان که عزم و همتی داشته باشند تا با سخن فلسفه روبرو شوند جز راه حضرت روح الله راه دیگری در مقابل خود نمی‌یابند.» (حجت الاسلام نجاتبخش).
ثانیاً: باید در این مورد بحث شود که کدام داوری و کدام پزشکیان؟! آقای دکتر داوری که آنچنان برای شهید آوینی اشک می‌ریزد و در عین حال سخت نگرانِ غلبه تحجّری است که بنا دارد خود را به آقای دکتر جلیلی تحمیل کند. که البته و صد البته تفکرِ تاریخی دکتر جلیلی ماورای میدان داریِ چنین جریانی است ولی بالاخره ما هنوز از این نوع تنگ نظری ها که در بین مان هست، عبور نکرده ایم. و کدام پزشکیان را دکتر داوری پشتیبانی می‌کند؟ پزشکیانِ دیروز را که شورای نگهبان نیز تأیید کرد؟ و یا پزشکیان امروز را که برای رأی آوردن، تا این اندازه از ساده ترین فهم تاریخیِ انقلاب اسلامی دور افتاده است. و البته در این موارد باید در جلساتی که پیش می آید فکر کرد، آن هم به انقلابی که بنا است در منظر شخصیت حضرت روح الله به گفته آقای نجاتبخش، ما بسیجی حضرت روح باشیم. این است معنای زندگی و این است آینده ای که در پیش است. در این رابطه نگاهی به جواب سوالات 37883  و 37884 بیندازید . موفق باشید      

28153

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: به نظر می‌رسد انسان با ترک میل جنسی، شور و نشاطش گرفته می‌شود و حتی به سمت خشونت پیش می‌رود. چطور در این حالت تقرب به خدا برای جوانان مجرد هست؟ و چطور با ترک شهوت (ترک خودارضایی) می‌گوییم حجابها کنار می‌رود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صبر بر عفاف، موجب می‌شود تا انسان ره صدساله را یک‌شبه طی کند، مشروط بر این‌که مواظب باشد حالت عفافش با نگاه به نامحرمان از بین نرود. موفق باشید

24614

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم: چگونه می توان به معرفت حقیقی اهل البیت (ع) رسید، به عبارتی چگونه می توان به کیمیای حقیقی که نور معرفت اهل البیت و محبت اهل البیت به معنای حقیقی کلمه است دست یافت، چه مسیری را باید طی کنیم و آیا سیر مطالعاتی و سیر عملی وجود دارد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بد نیست به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت «علیهم‌السلام» همراه با شرح صوتی آن رجوع فرمایید. موفق باشید

24508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده نگارگر هستم، تصمیم گرفتم از آیات معاد (بهشت) تصویر سازی کنم. از نظر فنی (طرح زنی و...)مشکلی ندارم. از نظر محتوا هم کتاب بهشت و دوزخ آقای ری شهری را مطالعه کردم و کمی هم تفسیر برهان. چند سئوال از محضرتان داشتم: نخست اینکه آیا چنین کاری صحیح هست؟ چه منابعی را برای اینکار پیشنهاد می کنید تا زودتر به مقصد برسم؟همچنین چه کار کنم تا مشکل به تصویر کشیدن بهشت غیرمادی به مادی را حل کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد منابع، شاید مباحث «معاد شناسی» آیت اللّه طهرانی را در کنار کار خود قرار دهید، خوب باشد. ۲. باید وجهِ نمادین و شاره‌ای‌بودن آن تصاویر را مدّ نظر قرار دهید. مثل کاری که ما در مینیاتور انجام می‌دهیم. موفق باشید

23903
متن پرسش
سلام استاد گرامی، عمری است با مباحث شما انس دارم و بارها سعی کرده ام در مسیر اخلاق و سیر و سلوک قرار گیرم، بحمدلله چند سالی است توفیق نماز شب پیدا کرده ام لیکن دو مشکل جدی دارم. اول اینکه: هیچ حظی از نماز شب نمی برم و الان بصورت عادت برایم درآمده است چون در هنگام انجام این عبادت اصلا حال تمرکز ندارم و از طرفی هیچ لذتی هم نصیبم نمی شود، گاهی شبها می خواهم نماز شب را ترک کنم و نخوانم ولی اینکار را هم نمی توانم انجام دهم چون در این فرصت شب اصلا خوابم نمی برد و فیزیولوژی بدنم عادت به بیداری حداقل نیم ساعت قبل از اذان صبح را دارد و به این صورت نماز شب می خوانم. دوم اینکه: با وجود گذشت ایام جوانی ام و قرار گرفتن در ایام میانسالی (حدود 45 سال) متاسفانه مدتی است در گیر تمایلات نفسانی و یا بهتر بگویم مسایل شهوانی شده ام، الان به حالت پوچی رسیده ام از یک طرف نماز شب می خوانم و بقول معروف در متدینین سری در سرها در جامعه دارم و از طرفی امیالی که مناسب سنین جوانی است به من حمله کرده است، این تناقضات را چگونه برطرف کنم؟ گیر افتاده ام؟ به خودم نهیب می زنم که عمرت و عباداتت بر باد رفته است، تقریبا همه کتابهای شما را خوانده و سخنرانی هایتان را گوش داده ام، جهت یاد گرفتن چیزی تقریبا کم ندارم، ولی مانده ام، اولا دعایم کنید بصورت ویژه، ثانیا با جمله ای قلب مرده ام را دوباره وعظی بفرمایید. ثالثا نماز شب بی لذتم را چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نماز شب را با این نیت ادامه دهید که به صورت تکوینی، نوعی هماهنگی با روح حضرت محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» برایتان به‌وجود می‌آید، هرچند ممکن است در این دنیا و در ساحتی که هستید آن را احساس نکنید، ولی با همان نیّتِ هماهنگی با رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» آن را انجام دهید. ۲. این‌که گفته‌اند همسر انسان موجب عفت انسان می‌گردد، جهت همین موضوع میل جنسی است که در این موارد سراغ انسان می‌آید و پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند هر آن‌چه در بقیه‌ سراغ دارید، در همسر خودت هست. موفق باشید  

23073

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: حضرات آیات موظف به انجام تکلیف شرعی هستند نه تضمین کننده نتیجه کار، نتیجه با خداست در موقعیت کنونی که دشمن دست به توطئه همه جانبه بر علیه اسلام و انقلاب زده است اگر در مورد مسائل روز کشور و دنیای اسلام بین مراجع اجماع صورت نگیرد و از قدرت مرجعیت و صدور فتوی استفاده نشود و افرادی در جامعه دانسته و یا ندانسته به اسلام ضربه وارد کنند گناهش برگردن چه کسی می باشد؟ خرید دلار و سکه در حال حاضر ضربه به اقتصاد مملکت است آیا از قلیان و تنباکو مهمتر نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین‌طور است که جنابعالی می‌فرمایید و ما چنین انتظاری از آقایان داریم. شاید آن بزرگان نظرشان آن است که باید در این موارد مثل مرحوم میرزای شیرازی حکم کرد و در حال حاضر حکم، به عهده‌ی ولیّ فقیه است. موفق باشید

20976
متن پرسش
با سلام محضر استاد گرامی: پیرو سخنان رهبر معظم جهت تحول در نظام آموزش و پرورش، اقدام به تاسیس دبستانی کردیم با روش تدریس متفاوت (تفکر محوری بجای حافظه محوری) در امر آموزش و مبنایی کار کردن در امر پرورش (معرفت نفس). با هدف توانمندسازی دانش آموزان از هر جهت. به امید ارائه یک الگوی موفق. از طرفی گروهی طرح مدرسه در مسجد را راه اندازی کرده بودند. در حال حاضر امر بر ما مشتبه شده که «آیا امروز تحول از درون همین نظام ممکن می شود و یا باید بیرون سیستم و در مقابل آن نظام طرحی برای تعلیم و تربیت ارائه داد؟» با توجه به سختی کار تحول و اشکال تراشیهای فراوان بازرسین از آموزش و پرورش اگر وظیفه ما مقاومت است که ادامه دهیم. در ضمن همکاران ما در مسجد معتقدند ما در کار آنها اخلال ایجاد کرده ایم و سد راه حق شده ایم در حالی که ما خود را در مرحله ی گذار می‌یابیم. لطفا راهنمایی بفرمائید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای شروع یک تمدن همه‌ی این کارها بنا به توان و موقعیت هرکس باید انجام شود تا إن‌شاءاللّه شرایط برای یک کار اساسی فراهم گردد. چاره‌ای نداریم که در کنار نظام آموزشی موجود، تلاش‌هایی بشود تا چشم‌ها به جایی غیر از نظام آموزشی موجود دوخته شود. این همان معنای انتقال از تمدنی به تمدن دیگر است. موفق باشید

20685
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: 1. جناب در کدام منابع تاریخی داستان تعرض به حضرت زهرا در کوچه و پشت در سوخته وارد شده است و آیا در منابع اهل سنت چنین چیزی وجود دارد؟ 2. آیا اینکه امام علی (ع) دختر خویش را به عمر داده است صحیح است اگر آری چرا؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ما در شرايط تاريخى سخت آن زمان انتظار نداريم مورخينِ اهل سنت آنچه را كه نسبت به فاطمه عليهاالسلام واقع شده بالصراحه بنويسند، ولى به همان اندازه ناقص هم كه اشاره كرده ‏اند خواننده را متوجه اصل قضيه مى‏ نمايد. به عنوان مثال: ابن‏ ابى‏ الحديد در ج 1 ص 134 و ج 2 ص 19 شرح نهج ‏البلاغه پس از ذكر سند مى‏ گويد: ابابكر به دنبال على فرستاد و از او بيعت خواست و على بيعت نكرد، و با عمر شعله‏ اى از آتش بود، فاطمه عمر را در درب خانه خود ديد و گفت: «يَابْنَ‏الْخَطّاب! اتُراكَ مُحَرِّقاً عَلى بابى؟ قالَ نعم، و ذلك اقوى فيما جاءَ بِهِ ابُوكَ وَ جاءَ عَلِى فَبايَعَ» يعنى؛ اى پسر خطّاب! مى‏ بينم كه مى ‏خواهى خانه مرا آتش بزنى؟ گفت: و اين آتش ‏زدن در آنچه پدر تو آورده است وارتر است، و على آمد و بيعت كرد. و نيز ابراهيم بن‏ سعيد ثقفى با طرح سند روايت مى ‏گويد: «واللهِ مَا بايِعَ عَلِى حَتّى رَآى الدُّخانَ‏ قَدْ دَخَلَ بَيْتِه» يعنى؛ به خدا سوگند على بيعت نكرد مگر اين‏كه ديد دود داخل خانه شد (امام‏ شناسى از آيت ‏الله‏ حسينى تهرانى ج 10 ص 395). و نيز عبدالفتّاح عبدالمقصود در ج 1 كتاب امام على عليه السلام ص 343 مى ‏نويسد: فاطمه به سلمى گفت: «بستر مرا در وسط خانه بگستران» و در ادامه گفت: «در اين ساعت روح از بدنم مفارقت مى ‏كند، شستشو كرده ام، ديگر كسى بازوى مرا برهنه نسازد».

2- نه‌تنها حضرت دختر خود را به خلیفه‌ی دوم دادند حتی نام فرزندان خود را به نام خلفا گذاشتند تا فضا را آرام نمایند و شرایط برای حضور تاریخی علی «علیه‌السلام» فراهم شود و انگیزه‌ای برای مخالفت آنان نماند. زیرا در این تقابل‌ها آن‌چه قربانی می‌شد اسلام بود و حضرت راضی به این امر نبودند. در این مورد خوب است به جزوه‌ی «رجوع به هویت شیعه در تاریخ اسلام» که بر روی سایت هست رجوع شود. موفق باشید

20432

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا در ماه محرم و صفر این مواردی که ذکر می کنم مکروه است یا گناه دارد انجامش یا نباید انجام داد و باید به وقت دیگری موکول کرد؟ مثلا خرید و فروش طلا، دادن سیسمونی دختر، افتتاح یک کار یا پروژه، دید و بازدید، مهمانی دادن، تفریحات خاص اما سالم، خواندن صیغه عقد دختر بی سر و صدا و صلواتی، می خواهم نظر شرع مقدس و طبق آیات و روایات بدانم آیا انجام این کارها اشکالی دارد؟ چون ماه حزن اهل البیت است و البته تو دهه ها نباشد، مثلا خواهر بنده تو ماه محرم بعد از دهه عقد کرد ولی بی سر و صدا، ایشون تو زندگیشون خیلی مشکل دارند و تا طلاق هم پیش رفتند، همه می گویند به خاطر بی حرمتی به اهل البیت (ع) است که تو این ماه عقد کردید و به هرحال شاد شدید ولو بی گناه و صدا، می خواهم بدانم اینها ریشه شرعی دارد یا نه؟ کاری به اعتقاد عرف ندارم چون عرف خیلی نظرها دارند. سوال دوم اینکه چه کنیم مغلوب نظر عرف نباشیم بعضی حرفهایشان که به نتیجه می رسد تلقین یا باور ما را زیاد می کند و بدون نگاه به شرع می پذیریم لطفا راهنمایی کنید راه درست کدام است؟ خدا خیرتان دهد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بی‌احترامی و بی‌حرمتی به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به این نیست که ما از زندگی معمولی و امورات آن خارج شویم و عقد و ازدواج از لوازم زندگی است. آری! نباید با شادی‌های افراطی در ماه محرم و صفر همراه باشد 2- هر اندازه انسان با اصول عقلی و شرعی آشنا باشد، به همان اندازه تحت تأثیر نظرات عرفی قرار نمی‌گیرد. موفق باشید

20194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: استاد جان حضرتعالی تفاوت میان سالک مجذوب و مجذوب سالک را فرمودید! یک سئوال دارم اینکه، کدام یک از این دو دسته ارزشمندتر ودر پیشگاه حضرت حق افضل می باشد؟ و چرا؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند، یکی را می‌دهند باید حفظ کند، یکی را راهنمایی می‌کنند باید به‌دست آورد. و هرکس به اندازه‌ی تلاشی که کرده است، بهره می‌گیرد. موفق باشید

18806
متن پرسش
با سلام: آقای عبودیت در مورد کیفیت انتزاع ماهیت از وجود در دروس خود اینطور اظهار می دارند که ماهیت از خود وجود شیء انتزاع می شود. و این را نقطه مقابل قول آقایان دیگه قرار می دهند که ماهیت را انتزاع از حد وجود می دانند. این که ماهیت از وجود شیء انتزاع میشه (قول آقای عبودیت) مشخصه مثلا من به علم حضوری در خود قوه عاقله را می بابم و مفهوم نطق انتزاع می کنم. اما اینکه ماهیت از حدود وجود انتزاع شده یعنی چی؟ یعنی مثلا از نداریهای وجود انتزاع شده به این شکل که ما هر وقت خواستیم ماهیت شیء ای را بیابیم ببینیم اون شیء چه کمالاتی رو نداره؟ این که معنا نمیده و منظور آقایون هم قطعا این نیست. یا اصلا منظور آقایانی که گفتند ماهیات انتزاع میشه از نداری و نفاد و حد وجود منظور دیگه ای دارند؟ من این سوالو چن بار از آقایون پرسیدم اما به نتیجه نرسیدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان وقتی با کثرات روبه‌رو می‌شود از یک طرف وجود را به علم حضوری می‌شناسد و از طرف دیگر متوجه می‌شود آن‌چه در مقابل اوست موجوداتی هستند که وجود دارند. لذا نتیجه می‌گیرند که این‌ها «هست‌هایی» هستند که موجودند به محدودیتِ پرتقال و زمین و آسمان. و این یعنی انتزاعِ ماهیت از وجود با نظر به محدودیت ماهیات. موفق باشید 

18081
متن پرسش
سلام علیکم: آیا این سخنان از نگاه معارف حقه اهل بیت علیهم السلام در مورد فیاضیت خداوند درست می باشد یا خیر چرا: «صفات ذات عین ذات خداوند هست و ازلی می باشند مثل علم و قدرت و حیات و اختیار و هیچ وقت از خدا سلب نمی شود. اما صفات فعل هم به خدا نسبت داده می شود و هم سلب می شود (رزق دادن و رزق ندادن). این صفات حادث هستند و متعلق قدرت خداوند می باشند. خلاقیت و فیاضیت از صفات فعل هست و ازلی نمی باشد. خداوند اگر بخواهد فیض می دهد و اگر نخواهد نمی دهد»؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی را مدّ نظر دارید ولی عنایت داشته باشید صفات فعل هم از جهتی به صفات ذات برمی‌گردد، مثل همان خلاقیت و فیاضیت که به اسمِ جواد حضرت حق رجوع دارد. آری! خلاقیت حضرت حق در راستای مخلوقیتِ مخلوق ظهور می‌کند و از این جهت، صفتِ فعل الهی است و اگر این صفت برای خدا نباشد نقصی در ذات نخواهد بود، برعکس صفات ذات. موفق باشید

16662
متن پرسش
با توجه به اینکه در خواب کاملا من انسان از تن جدا می شود چطور بعضی افراد در خواب حرف می زنند و راه می روند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث معرفت نفس عرض شد که در عین توفّی و جداییِ نفس از بدن در هنگام خواب، تدبیرِ نفس بدون حضور در بدن، محقق است. به همان معنایی که در هنگام خواب، قلب و معده در فعالیت می‌باشند. و سخن‌گفتن و راه‌رفتنِ بعضی از افراد در خواب به جهت آن است که نفس، در این موارد بهره‌ای از تدبیر خود را إعمال می‌کند. موفق باشید

15442
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد و حکیم فاضل همانطورکه مستحضرید رشد اخلاقی و علمی در برزخ برای برخی امکان پذیراست. لطفا تفاوت این رشد با رشد اخلاقی و علمی در دنیا را بیان کنید؟ این رشد برای چه کسانی امکان پذیراست؟ سپاس فراوان باسمه تعالی: سلام علیکم: در برزخ مثل دنیا، اراده‌ای جهت رشد و تعالی نیست، بلکه رفع حجاب است و روبه‌روشدن با ذات اراده‌ها و اعمالی که در دنیا داشته‌ایم. موفق باشید. سلام و احترام: حکیم فاضل، منظور حضرتعالی از ذات اراده ها در پاسخ فوق چیست؟ اراده انسان یا اراده خدا؟ جواب فوق متعلق به حضرتعالی است. سپاس فراوان باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل اراده‌ی انسان‌ها در برزخ و قیامت، هم‌چون سفره‌ی گسترده‌ای می‌شود که انسان‌ها می‌توانند از آن بهره گیرند. و رشد در برزخ و قیامت به معنایِ تفصیل آن اراده‌ها است، نه ایجاد اراده‌ای جدید. موفق باشید. سلام و احترام: حکیم عالیقدر آیا منظور حضرتعالی از جواب فوق این است که در برزخ انسان اراده و اختیاری ندارد و فقط اراده خدا حاکم است. ملاصدرا قایل به این است که در برزخ رشد به اراده خدا است نه انسان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی گفته می‌شود پس از سکرات، انسان اراده‌ای که بخواهد در مقابل دو وظیفه، یکی را انتخاب کند و انجام دهد را؛ ندارد به همان معنایی است که قرآن در توصیف قیامت می‌فرماید: «والامر یؤمئذ للّه». موفق باشید

15159
متن پرسش
با سلام خدمت جناب استاد و تشکر از توجه شما به سوالات سوالی دارم؛ حضرتعالی آیا اقتصاد مقاومتی را یک تاکتیک اقتصادی در واکنش به مسائل امروز اقتصادی کشور می دانید و یا اساسا مولفه های فرهنگی و تمدنی برای اقتصاد مقاومتی قائلید؟ اگر به گفتمانی و تمدنی بودن اقتصاد مقاومتی قائلید لطفا مولفه های این نگاه تمدنی را بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سال‌های قبل در کتاب «گزینش تکنولوژی...» عرض شد ظرفیت این عالم در حدّ قناعت بشر است وگرنه چنان‌چه انسان‌ها گرفتار اسراف از منابع طبیعت شوند، عالَم بر آن‌ها می‌شورد. اقتصاد مقاومتی شرطِ حیات متعالی در این عالم است. در اقتصاد مقاومتی می‌توان به همان اندازه‌ای که خداوند مواهب خود را در طبیعت در اختیار ما گذاشته است، قانع بود و با نوعی از سادگی در زندگی از بحران‌های جهانِ موجود نجات یافت. بنابراین مؤلفه‌ی اصلی اقتصاد مقاومتی از یک طرف، رعایت طبیعت است که با آن تعامل شود، و از طرف دیگر رعایت سادگی است. موفق باشید    مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی

15150

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود: استاد فاضل و ارجمند آیا این سیر مطالعاتی برای طلبه پایه اول عالی است یا سیر مطالعاتی دیگری را می فرمایید؟ الف) کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» ب) کتاب «چه نيازي به نبي»؟ ج) كتاب «آشتي با خدا» د) كتاب «ده نكته از معرفت‌نفس» همراه با سی‌دی و) كتاب «فرزندم اين‌چنين بايد بود» جلد 1 و 2 ح) کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با سی‌دی ط) کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی » همراه با سی‌دی ی) کتاب «خویشتن پنهان» س) کتاب «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی» ک) کتاب «صلوات بر پيامبر(صلی الله علیه وآله)؛ عامل قدسي شدن روح» ل) کتاب «خطر مادّي‌شدن دين»
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: طرح بسیار خوبی است مگر اینکه کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» و «صلوات» به عنوان سیر مطالعاتی معرفتی نیاز نیست دنبال کنید. کتاب «فرزندم» به عنوان دستورالعمل حضرت به امام حسن«علیه‌السلام» کتاب سلوکی بسیار ارزشمندی است. موفق باشید

14048

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با حمد و سپاس به درگاه الهی و صلوات و درود بر پیغمبر خاتم محمد مصطفی و آل اطهارشان و با سلام و عرض ادب خدمت استاد معظم سوال بنده اینست که پیامبر خاتم را شهید کرده اند و یا ایشان به مرگ طبیعی از دنیا رفته اند؟؟اگر بخواهیم یک کار تحقیقاتی در این زمینه انجام دهیم، آیا تا به حال در این زمینه کار شده است؟ چه منابعی را پیشنهاد می کنید؟ چون انسان کامل از لحاظ طب سنتی در اعتدال تام است و اگر عامل خارجی نباشد بدن جسمانی ایشان می ماند و دیگر اینکه در حدیثی از امام رضا علیه السلام منقول است که ما اهل بیت را یا با شمشیر شهید می کنند و یا با سم مسموم می کنند... و از این جا بود که به فکر افتادیم تا در روشن شدن این مساله مهم قدم بر داریم. باتشکر از راهنمایی های راهگشای شما التماس دعای فراوان برای همگان یاعلی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌اید روایت مذکور اشاره دارد که هیچ‌کدام از اولیائ معصوم به مرگ طبیعی رحلت نکرده‌اند و مشهور است که یک زن یهودیه، پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را مسموم کرده است. جای تحقیق دارد. موفق باشید

1550

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحم الرحیم سلام استاد با صحبت هایی که در جلسه ی سلوک در ذیل اندیشه امام خمینی کردید من گیج شدم و سوالایی برام پیش اومد که نمی دونم چه طوری برطرف کنم منظور از خارج و ذهن چیست؟ چرا لیوان و در و دیوار هست، نیستند و عدم هستند؟مگر غیر از این است که اون ها هم ماده هستند و خدا اون ها رو خلق کرده چرا پس می گیم نیستی؟آیا منظور وجودشون هست؟یعنی وجود ندارند؟اگر وجود ندارند پس چی دارند؟ مگر نگفتید که لیوانی که هست اون ذهنیتی است که ما ازش داریم پس یعنی لیوان در خارج وجود نداره؟پس اون چیزی که ما می بینیم و دستمون لمس می کنه چیه؟چرا ما درخت رو شی می دونیم اما میز ساخته شده از درخت رو شی نمی دونیم؟مگر می شه اون میز هم حمد و ستایش خدا رو نکنه؟مگر مخلوق خدا نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده در همان جلسه‌ی اول عرض کردم مخاطب ما در آن جلسات باید کسانی باشند که مباحث قبلی را کار کرده اند تا از اصطلاحات سر در بیاورند. پیشنهاد می‌کنم جنابعالی به مباحث «ده نکته از معرفت نفس» و «برهان صدیقین» مراجعه فرمایید. موفق باشید
30239
متن پرسش
استاد عزیز سلام: پیرامون موضوع رنج (کبد)، سختی ها، از دست رفتن ها، برآورده نشدن نیاز ها، و محرومیت ها و ناراحتی های به دنبال آن و مقام رضا و تسلیم، از حضورتون سوالی داشتم. سوال اول: در مجموعه معارفی که داریم، عبارات و مفاهیم مختلفی داریم که برآیند آن برایم روشن نیست. لطفا موارد زیر را ملاحظه بفرمایید: ۱. ألا إن اولیا الله، لا خوف علیهم و لا هم یحزنون (یونس،۶۲) ۲. وَ قَدْ نَزَلَ بِي يَا رَبّ مَا قَدْ تَكَأّدَنِي ثِقْلُهُ، وَ أَلَمّ بِي مَا قَدْ بَهَظَنِي حَمْلُهُ (فرازی از دعای ۷ صحیفه سجادیه) ۳. وَ اكْسِرْ عَنّي سُلْطَانَ الْهَمّ بِحَوْلِكَ (فرازی از دعای ۷ صحیفه سجادیه) ۴. فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِي يَا رَبّ ذَرْعاً (فرازی از دعای ۷ صحیفه سجادیه) ۵. اللّهُمّ لَا طَاقَةَ لِي بِالْجَهْدِ، وَ لَا صَبْرَ لِي عَلَي الْبَلَاءِ، وَ لَا قُوّةَ لِي عَلَي الْفَقْرِ، فَلَا تَحْظُرْ عَلَيّ رِزْقِي (فرازی از دعای ۲۲ صحیفه سجادیه) ۶. أَشْكُو إِلَيْكَ يَا إِلَهِي ضَعْفَ نَفْسِي عَنِ الْمُسَارَعَةِ فِيمَا وَعَدْتَهُ أَوْلِيَاءَكَ، وَ الْمُجَانَبَةِ عَمّا حَذّرْتَهُ أَعْدَاءَكَ، وَ كَثْرَةَ هُمُومِي، وَ وَسْوَسَةَ نَفْسِي (فرازی از دعای ۵۱ صحیفه سجادیه) ۷. وَ اكْشِفْ غَمّي.يَا وَاحِدُ يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ اللّهُمّ إِنّي أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدّتْ فَاقَتُهُ، وَ ضَعُفَتْ قُوّتُهُ، وَ كَثُرَتْ ذُنُوبُهُ (فرازی از دعای ۵۱ صحیفه سجادیه) ۸. همچنین تصویری برای مان ارائه گشته که حضرت سجاد و حضرت زینب (سلام الله علیها)، بطور مثال، بعد از شهادت سید الشهدا بسیار محزون بودند. ۹. یا تصویری داریم از حزن و ناراحتی امیرالمونین بعد از شهادت حضرت زهرا. سوال ام این است، تصویر درستی که از انسان مومن داریم، کدام است؟ انسان مومن حزن و ناراحتی دارد یا ندارد؟ سوال دوم: اگر انسان مومن، در مقام تسلیم و رضاست، و به مقدرات الهی راضی است، در هنگام سختی ها و فشار ها، در لحظات محرومیت، آیا در درگاه اعلام عجز و بی تابی از فشار و محرومیت و برای برآورده شدن حاجت می‌کند یا نه؟! برنامه انسان مومنی که در سختی است چگونه است؟! آیا آنقدر بطور پیوسته (با روح و روان) در حال تضرع به درگاه خداست تا نیازش برآورده شود؟! و اگر اینطور است، او چگونه از زندگی و لحظه حال خود می‌تواند راضی باشد و طعم آرامش و رضایت را بچشد؟! ان شاءالله که پاسخ این سوال، برای دیگر دوستان هم روشنی بخش خواهد بود. پیشاپیش از شما بسیار ممنونم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌جا که فرمود اولیای الهی را خوف و حزنی نیست؛ به اعتبار اعمال دینی خودشان است که طوری به لطف الهی عمل می‌کنند که نه آن‌ها را پشیمانی اعمال گذشته فرا می‌گیرد، و نه در مسیر دینداری نسبت به آینده نگرانی دارند. ولی در موضوع آنچه برای اولیاء پیش می‌آید، آری! از قضای الهی راضی‌اند و نه از مقضی. در کربلا از عبیدالله و یزید و ظلمی که کردند، راضی نیستند، ولی از این‌که خداوند چنین خواسته تا یزیدیان رسوا شوند، راضی‌اند.

ما در دعاها از حضرت حق تقاضا می‌کنیم شرایطی به‌وجود نیاورد که زمینه‌ی اُنس با خودش برایمان مختل شود و از او می‌خواهیم تا غمِ دوری از خودش را با رفع حجاب‌ها برطرف کند. زیرا بین قضا و مقضی فرق می‌گذاریم. موفق باشید  

25672
متن پرسش
باسمه تعالی با عرض سلام خدمت استاد عزیز و تشکر از روشنگری شما و دیگر کارشناسان مطرح در سوالات قبل جهت موضعگیری اخیر حضرت آقا. آنچه ذهن بنده را مشغول کرده چرا فرمایش آقا دو روز بعد از اعلام ناگهانی طرح دولت بود؟ به نظر بنده حضرت آقا اجازه می دهند خواص اهل حق وظیفشان را انجام دهند اگر مثل بسیاری از موقعیتهای دیگر عمل نکردند، خودشان با در نظر گرفتن جمیع جهات از جمله مسئله امنیت کشور، طراحی های پیچیده دشمن، حمایت از قانون و دستگاهای قانونگذار کشور، توجه به معیشت مردم و غیره وارد میدان می شوند با همه آن محدودیتهایی که برای ولی و حاکم اسلامی وجود دارد (مثل زمانی که حضرت علی علیه السلام دیگر قدرت شمشیر کشیدن ندارند) آیا امامان جمعه نمی توانند با تشکیل یک قرارگاه فرهنگی (به تعبیر خود حضرت آقا) در چنین مواقعی که از عکس العمل اعتراضی مردم بر ضد مردم استفاده می شود به طور هماهنگ در ۸۰۰ جایگاه نماز جمعه در همان روز جمعه اعلام نرخ بنزین قطعنامه ای تنظیم و به سران سه قوه ارسال کنند جهت تغییر زمان و شرایط طرح با دلایل بسیار روشنی که وجود داشت آنگاه مردم صبر می کردند تا هفته بعد و مطالباتشان را اینگونه پی گیری می کردند و جلوی این همه خسارت گرفته می شد؟ ممنون از وقتی که می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو سخن که می‌فرمایید خوب است. چقدر خوب در نکته‌ی اول فرمودید: بر چه اساس ولیّ امر احساس می‌کنند وارد میدان شوند و امنیت که اُسِ اساسِ یک جامعه است را نگهبانی نمایند. حضرت نایب الإمام به ما آموختند وقتی موجی در راه است، خیلی نباید به مسائل جزئی پرداخت. آری! برای آبادانیِ دِهی نباید شهری را خراب کرد. موفق باشید

23832
متن پرسش
سلام علیکم: بعضی کتب شما را خوانده ام و اینجا سوالاتی پرسیده ام از محضرتان، اولا طلب حلالیت می کنم اگر چیزی بین ما هست، و مطلب دوم مطلبی از استاد حکیمی نقل شده که می خواهم نظرتان را بدانم: «ملاصدرا هم از کتاب اسفار اربعه استغفار کرد» علامه محمدرضا حکیمی در گفت‌گو با سالنامه شرق: «ارزش دین به دو چیز است؛ تربیت و معرفت که جامع آن حکمت است و حکمت از طریق غیر وحی محال است. آنها که فلسفه را به حکمت برگرداندند آگاهانه یا ناخودآگاه خیانت کردند. حکمت علم استوار است و خاص قرآن. خود ملاصدرا اواخر عمر کتاب کوچکی دارد به نام «الحکمه العرشیه» که آن را پس از اسفار نوشته است. او در آن از اسفار نام برده و از این اثر فوق‌العاده و ستودنی خویش استغفار می‌کند و می‌گوید: خدایا در کتاب مطالبی است که به دین و سنت پیامبر ضرر می‌رساند. جمله او خبریه است نه شرطیه. نمی گوید اگر در کتاب مشکلی بود من استغفار می‌کنم، می‌گوید چنین چیزی هست و استغفار می‌کنم.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً مستحضرید که آقای حکیمی متعلق به جریان تفکیک هستند و این جریان، همه تلاشش‌شان آن است که طوری در جملات فیلسوفان بگردند و ثابت کنند آن‌ها مستبصر شده‌اند. یک زمانی در جملات علامه طباطبایی نشانه‌هایی را مطرح می‌کردند و حالا بحث ملاصدرا را. حضرت امام خمینی یک‌بار فرمودند از نمازهایی که خوانده‌ام، استغفار می‌کنم. آیا این بدین معنا است که عظمتِ جلال خدا را بالاتر از نمازی که خواندند می‌دانند؟ و یا به این معنا است که مستبصر شده‌اند و از این به بعد نماز نمی‌خوانند؟ جناب ملاصدرا تا آخر بر مبنای حکمت متعالیه و اصالت وجود که عین توحید است، پای‌بند می‌باشند. مگر می‌شود کسی حقایقی را که با عقل به‌دست آورده، زیر پا بگذارد؟! تأسف بنده از آن جهت است که چطور جریان تفکیک متوجه‌ی تاریخی که در آن قرار داریم نیستند و نمی‌دانند امروز اگر پشتوانه‌ی عقلی برای آموزه‌های دینی نداشته باشیم عملاً ما را متهم به انسان‌های خرافی و احساساتی و وَهم‌زده می‌کند. موفق باشید

22987
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد از جنابعالی دو سوال داشتم: ۱. در بند هفتم خطبه ۱ از نهج البلاغه آورده شده که [قسمتی از احکام دینی در قرآن واجب شمرده شد که ناسخ آن در سنت پیامبر (ص) آمده است] و مثالی برای آن آورده شده آیه ۱۵ سوره نساء [فامسکوهن فی البیوت حتی یتوفیهن الموت (زنان بد کاره را در خانه ها زندانی کنید تا بمیرند)] که این حکم برداشته شده و طلاق و رجم جای آن را گرفته است. ابهامی که برای بنده پیش آمده اینست که آیا در قرآن حکم هایی وجود دارد ‌که بعدا تغییر کرده است؟ آیا این بهانه ای برای کافران به این‌کتاب نیست که جامعیت آن را زیر سوال ببرند؟ و سوال دیگر اینکه حال اینگونه آیات و موارد را از کجا تشخیص دهیم؟ لطفا راهنمایی کنید. ۲. مرجع تقلید بنده آیت الله ... است. طی دو سه سال اخیر بنده طبق استدلال های بدست آمده خودم و راهنمایی ها و روشنگری های افرادی چون شما مقام معظم رهبری را مرجع اعلم می دانم. البته مقام نیابت امام زمان (عج) و عنایاتی که بواسطه آن به ایشان می شود هم بسیار موثر است. حال آیا جنابعالی صلاح می دانید که بنده مرجع تقلیدم را تغییر دهم. در ضمن التماس دعای بسیار زیاد از شما دارم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن پس از مدتی شرایط تحقق احکام نهایی خود را فراهم کرد و دیگر دلیلی نداریم که احکام موجود، موقتی باشد به‌خصوص که خود آیاتی که بعداً نسخ می‌شوند موقتی‌بودنِ خود را متذکر می‌گردد 2- اگر مرجع دیگری را اعلم می‌دانید، مگر می‌شود به مرجع قبلی باقی بود؟ موفق باشید

نمایش چاپی