بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
521

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام.به نظر استاد آیا خواندن کتابهای جناب مصفا اشکالی دارد؟برای خودم به شخصه خیلی مفید بوده است اما گویا استاد نظر خاصی در مورد آثار ایشان دارند.آیا ایشان تمام آثار آقای مصفا را مطالعه کرده اند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده با اطلاعی که از تفکر آقای مصفا و اقای کریشنامورتی دارم عرض می‌کنم که به عنوان روش جهت تخلیه‌ی روان، روش خوبی است و به قول آقای مصفا انسان از تفکر زائد آزاد می‌شود ولی همچنان که خود آقای مصفا نیز مدعی نیستند که می‌خواهند با کتاب‌های خود معارف الهی را به کسی بیاموزند، باید جهت کسب معارف الهی و اخلاق فاضله با رجوع به علماء اسلامی کسب معارف و فضائل نمود. موفق باشید
519

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله و با عرض ادب خدمت استاد گرانقدر و کم نظیر در بحث معاد و ورود انسان به برزخ این سوال برایم بوجود امده که برزخیان مومن ایا در کنار هم هستند ؟برای مثال آیا اگر در دنیا مادر و پسری هر دو مومن که خیلی به هم علاقه مند بودند در برزخ امکان ملاقات یا طی کردن سیر کمال در کنار یکدیگر برایشان فراهم است یا رابطه ی انها محدود به همین دنیاست و پس از مرگ دیگر هیچ ارتباطی برقرار نیست؟ با تشکر از شما
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: قرآن می‌فرماید: در قیامت نسبت‌های این دنیایی مثل نسبت پدر و فرزندی دیگر معنی نمی‌دهد. می‌فرماید: «فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلَا یَتَسَاءلُونَ»(سوره‌ی مؤمنون، آیه‌ی 101) پس آنگاه که در صور دمیده شود [دیگر] میانشان نسبت‏خویشاوندى وجود ندارد و از [حال] یکدیگر نمى‏پرسند. ولی از آن‌جایی که می‌فرماید: «وَ لهم ما یشتَهون» برای مؤمنین در بهشت هرچه می‌خواهند هست، اگر در آن شرایط ، خانواده‌ای طالب اُنس با همدیگر باشند، می‌توانند اُنس بگیرند و با همدیگر زندگی کنند. موفق باشید
297

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب. با توجه به سخنان شما بی توجهی به علوم مهندسی چند وقتی است که مرا از کار و رشته تخصصی ام متنفر کرده است و با اکراه به کار خود ادامه می دهم و پروژه های کاری را پیش می برم به طوری که حتی در کسب درآمد من تاثیر شدید گذاشته است از یک طرف توجیهی می آید که همه این ها پوچ است و علم نیست و توی برزخ پاک می شود و برو بچسب به خواندن و درک مطالب دینی که خدا روزی عالم را تضمین کرده است و از طرف دیگر توجیهی است که باید برای رفاه خانواده ام تلاش کنم و نمی توانم سر این موضوع پا روی آنها بگذارم و بگم از این به بعد دیگر آن رفاه نسبی سابق را نخواهید داشت و با خود می گویم اگر علوم مهندسی خوب بود شما زمین شناسی را رها نمی کردید و به امورات دیگر بپردازید. مجددا از طرف دیگر می گویم پس این همه وقتی که صرف تحقیق کردم چه می شود این همه درس و علاقه ای که صرف شد چه؟ اصلا شاید من باید این راه را بروم که در دنیای اسلام چیزی را ابداع کنم که باعث قدرتمند شدن اسلام شود و ..... خلاصه جنگ سختی در درون من به راه افتاده است؟ لطفا جوابی برای سوالات بالا بدهید که بنده آنها را به عقل یا وهم خود بدهم با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام اولا: همان طور که متوجه شده‌اید بالاخره ما باید یک کسب شرافت‌مندانه ای داشته باشیم و از این جهت به ما فرموده‌اند: کسب در آمد برای راحتی خانواده مثل مجاهده در راه خداست. ثانیا: ما فعلا در دوران گذار هستیم، یعنی باید سوار تکنولوژی غربی باشیم تا آرام، آرام بتوانیم آن‌چه مربوط به فرهنگ دینی است جایگزین آن نماییم. ثالثا: چه اشکال دارد که در کنار مطالعات معرفتی و دینی، کارتان را ادامه دهید و منتظر باشیدتا اگر خدا شرایطی فراهم کرد که تحقیقات شما در راستای ایجاد زمینه جهت تمدن اسلامی بود، آگاهانه وارد شرایط جدید گردید.انشاء الله موفق باشید
4278
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز من خیلی به کار فرهنگی علاقه دارم و یه سری وقت ها یه طرح هایی به سرم می زند و روی آن فکر می کنم و ... البته چون مقام اجرایی ندارم کاری صورت نمی گیرد کار ندارم به هر حال غیر از کار فرهنگی برای توسعه دین انقلاب عظمت پیدا کردن معصومین علیهم السلام مقام معظم رهبری و و و فکر می کنم و طرح ها و پروژه هایی به ذهنم می رسه آیا چنین فکر هایی که در عمل به دلیل نداشتن بعد اجرایی تحقق پیدا نمی کند کار شیطان است؟ یا نه کار عقل است و خدا دوست می دارد ؟ سؤال دوم اینکه جواب اول را برایم مهم می کنداینکه این فکر و دغدغه فرهنگی برام ارزشمند بود و فکر می کردم که خیلی کار خوبی حتی صرف همین فکر کردن چراکه ممکن است در آینده بتوانم نفوذ اجرایی پیدا کنم اما اما یه روز با این تفکرم احساس بدی کردم قضیه این بود که بعد از ماجرایی این جمله درست یا نادرست در ذهنم شکل گرفت که «وقتی امام زمان(عج)تشریف بیارند دیگر تمام دنیا مسلمان می شند و مردم دیگر این ناهنجای های امروز را انجام نمیدهند ...» در آن لحظه گفتم چه دورانی؟ دیگه کارفرهنگی نمیشه کرد چه قدر ناخشه(جالب نیست) واین بودکه به نوعی فهمیدن خر پیداکردن کار من شده! و هدف را گم کردم با این شرح حال بازهم بدون اینکه اول هدف مد نظرم باشد بازهم چنین فکر هایی مثل تهیه طرح تحول حوزه ووو به ذهنم میرسه که به نظرم بدهم نیست ولی قضیه بالاست چه کار باید بکنم؟ با این طرح هایی ابتکاری چه کنم پرورشش بدم ؟ ولش کنم؟ یا ؟؟باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1-بالاخره روی طرح‌های خود فکر کنید و هر روز آن‌ها را پخته‌تر نمائید تا نسبت به شرایط موجود امکان عملیاتی‌شدن داشته باشد و بعد به مراکز مربوطه ارائه دهید 2- وقتی وجود مقدس حضرت مولایمان صاحب‌الزمان«عجل‌الله تعالی‌فرجه» ظهور کنند تازه زمینه‌ی کار فرهنگی با جهت‌گیری درست آن شروع می‌شود. پس اولاً: کارهای فرهنگی ما باید در راستای ایجاد زمینه برای ظهور حضرت باشد، مثل همین انقلاب اسلامی که زمینه‌ی ظهور حضرت است. ثانیاً: خود را برای سربازی حضرت به لطف الهی باید آماده کنید تا اهداف آن حضرت را با توانایی لازم عملیاتی کنیم. موفق باشید
3296
متن پرسش
سلام جناب عالی در جواب سوال 3236 فرمودید که جلد هشت و نه اسفار را ترجمه کردید. میخاستم ببینم از کجا میشه این کتاب رو تهیه کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: چاپ این کتاب تمام شده و با بودن کتاب‌های «خویشتن پنهان» و «معاد جدی‌ترین زندگی» نیازی به تجدید چاپ آن دیده نشده ولی اگر باز تهیه‌ی آن را ضروری می‌دانید به گروه فرهنگی المیزان تلفن بزنید. موفق باشید
25065
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: پیرو سوال ۲۴۶۲۸ که از محضر شما شده بود و خاطره ای منصوب به دکتر حسین زرکوب و رابطه عاشورا با غزل شماره ۹۴ دیوان حافظ «زان یار دلنوازم شکریست بی شکایت» را بیان داشته بود. بنده این متن و پاسخ شما را در وبلاگ شخصی خودم قرار دادم. اما کامنتهای زیادی دریافت کردم که صحت این اتفاق را زیر سوال برده بودند بنده متن مهمترین انتقاد را خدمتتان ارسال می کنم و از آنجایی که شما شرح غزلیات حافظ را انجام می دهید و اینکه نظر این کاربر کاملا متفاوت با نظر شماست خواستم جواب این نقد را از زبان شما بشنوم چون برای خودم هم سوال شده: ۱. این مطلبِ ناراست از آنجا راست جلوه می کند که در ارتباط با سه شخصیت بزرگ است (امام حسین، حافظ و دکتر زرین‌کوب) و از همه مهمتر، برانگیزاننده‌ی احساسات مذهبی! و چه هدفی بزرگتر از تعظیم شعائر عاشورا که بتوان به خاطر آن چنین مطالب کذبی نوشت و منتشر کرد؟! مگر هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند!؟ (از نگاه این افراد) 2⃣ هر پژوهنده یا خواننده‌‌ی تاریخ و ادب پارسی که حداقل یک کتاب به قلم استاد بزرگِ تاریخ و ادبیات، دکتر عبدالحسین زرین‌کوب، خوانده باشد به این حقیقت معترف است که ادبیات این نوشتار، خیلی جدید است و به طرز بیان و نگارش‌ ِ استاد نمی‌ماند چنان که مثلا گفته باشد: "برای لحظه‌ای کُپ کردم و مردد در گرفتن فال" یا مثلاً " بَنِر " 3⃣ نه سلوک و آیین زندگی دکتر زرین‌کوب این بود که مثلاً بر منبر رود و روضه بخواند و نه وسواس علمی استاد اجازه می‌داد که چنین قاطعانه راجع به غزلی اظهار نظر کند و با وجود قرائن نزدیک، آن را قطعاً منتسب به واقعه‌ی کربلا بداند که هنوز حافظ‌پژوهان به خود چنان جرأت و جسارتی نداده‌اند. ❌ با همه ارادت و محبتی که به امام حسین داریم متاسفانه باید بگوییم که به امام حسین قسم که این خاطره، ساختگی است! ✅ دکتر عبدالحسین جلالیان که در مورد دلایل تاریخی غزلهای حافظ تحقیق کرده است؛ در کتاب "شرح حافظ جلالی" در مورد این غزل می‌گوید: ❇️ اوحدی‌مراغه‌یی: بد می‌کنند مردم ز آن بی‌وفا حکایت وآنگه رسیده ما را دل دوستی به غایت با اندکی دقت در مفاد ابیات این غزل و تشابه وزن و قافیه و معانی گله‌آمیز بعضی از ابیات آن با غزل اوحدی مراغه‌یی به این نتیجه‌ می‌رسیم که حافظ از غزل اوحدی متأثر بوده و زمانی به سرودن آن دست زده که از شاه‌شجاع بی‌اعتنایی دیده و از پایان کارخویش بیمناک و در کار خویش سرگردان و حیران بوده است. شاعر در بیت اول و دوم زیر نام (آن یار دلنواز) از شاه شجاع یاد کرده و ضمن تصدیق مساعدتهای قبلی او درحق خود، گله‌مند رفتار و بی‌عنایتیهای فعلی اوست. ❇️ در این غزل دو موضوع به ظاهر از هم جدا و در واقع پیوسته به هم مطرح است. موضوع نخست گله‌مندی از شاه‌شجاع و موضوع دوم مطرح ساختن چند نظر عرفانی دارای ایهام نگرانی و تشویش از دنباله‌روی خط مشی گذشته خود است. شاعر در دوراهه تردید و تصمیم، تردید از صحت راهی که در گذشته پوئیده و تصمیم به ادامه آن دستخوش نگرانی است. در بیت نهم «این راه را نهایت صورت کجا توان بست / کش صد هزار منزل بیش است در بدایت» صراحتاً خود را طرفدار و ادامه دهنده راه دوستی با شاه شجاع قلمداد می‌کند اما بلافاصله در بیت مقطع «هر چند بردی آبم روی از درت نتابم / جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت» از اینکه موفقیت نصیب او شود دچار تردید می‌شود و به خود می‌گوید با همه اقدامات و کوششهای تو شرط موفقیت در آن است که تو با کمک عشق بر این مشکل خود به پیروزی دست یابی. استاد آیا واقعا منظور حافظ از «زان یار دلنواز» شاه شجاع است و این غزل هیچ ارتباطی با عاشورا ندارد؟ پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این‌که ممکن است این واقعه بر ساخته باشد و ربطی به آقای زرین‌کوب نداشته باشد؛ حرفی نیست. هرچه هست برساخته‌ای زیبا و ابتکاری هوشیارانه‌ای می‌باشد 2- مشکل اصلی در تفسیر غزل مذکور است و تطبیق آن غزل با معارف عالیه، که متأسفانه بعضی از افراد نادان که بویی از عرفان نبرده‌اند و فقط استادِ ادبیات‌اند که مبتدا را با خبر جابجا نکنند؛ این کوتاه‌فکران آن غزلیات را آن‌چنان تقلیل می‌دهند که ملاحظه می‌کنید و در نهایت حماقت به دنبال آن‌ هستند که یارِ دلنواز حضرت حافظ را با شاه‌شجاع تطبیق کنند و این بلایی است که ریشه در ظلمِ مستشرقین دارد. زیرا آنان به خوبی متوجه‌اند چنان‌چه ملتی با شورِ عشقی که جناب حافظ بنا دارد به جامعه‌ی بشری برگرداند، جایی برای این کوتوله‌ها نمی‌ماند و بنده به جهت دفع این خطر تصمیم گرفتم متذکر روح کلی غزلیات حضرت لسان‌الغیب شوم، وگرنه هزاران فاصله بین معارف عالیه‌ی موجود در آن غزلیات با آن‌چه که بنده عرض می‌کنم هست. آری! «آب دریا را اگر نتوان کشید / پس به قدر تشنگی باید چشید». موفق باشید    

12629
متن پرسش
سلام علیکم: آیا مثل سال‌های گذشته در مسجد خدیجه‌ کبری«سلام‌اللّه‌علیها» اعتکاف برقرار است؟ و اگر هست، چه روزهایی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه همچون سال‌های قبل در روزهای 25 و 26 و 27 ماه مبارک رمضان یعنی از روز یکشنبه تا روز آخر روز سه‌شنبه اعتکاف برقرار است. هرکس از عزیزان بدون هیچگونه محدودیت و بدون نام‌نویسی می‌توانند شرکت کنند. در ضمن افطاری و سحری به عهده‌ی معتکفین محترم می‌باشد. در ضمن عنایت داشته باشید که فضای اعتکاف طوری است که آوردن بچه‌ها به‌شدت موجب اختلال در امر اعتکاف خواهد شد و هیچ ثوابی برای چنین افرادی در پی نخواهد داشت. موفق باشید

11451
متن پرسش
سلام استاد: خوب هستید؟ خدا حفظتون کنه. یه سوال داشتم خدمت جنابعالی در باب زیارت ائمه می توان گفت: 1. ائمه با دو اسم جلال و جمال بر زائرین تجلی میکنند. که در اثر تجلی جمال شوق زائر و در اثر تجلی جلال خوف یا همان احساس سنگین بودن است. که بعضی معتقدند اسم جلال بالاتر از جمال است. و در آن می خواهند به انسان چیزی بدهند. آیا این استدلال درست است؟ 2. یا اینکه باید همیشه با شوق باشد و اگر هم شوق نبود اینقدر تلاش کرد تا حاصل شود؟ لطف کمی درباره آداب زیارت با امام صحبت کنید می خواهم از زبان خودتان بشونم. خدا اجرتون بده. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همین‌طور است که می‌فرمایید امام«علیه‌السلام» بنا به آمادگی زائر یا با اسم جمال با او برخورد می‌کنند که این برای همه عمومیت دارد، و یا اگر زائر آمادگی داشت و مطمئن بودند با طرح افق‌هایی متعالی از موقعیت خود جا نمی‌خورد، با اسم جلال با او برخورد می‌کنند. عمده آن است که زائر متوجه باشد با امامی ملاقات کرده که آن حضرت با تمام وجود طالب کمک به او هستند. در مورد آداب زیارت جزوه‌ای روی سایت هست إن‌شاءاللّه مفید می‌افتد. موفق باشید

5057
متن پرسش
با سللام خدمت استادگرامی 1_استاد محترم بند ه تاحدی باعواقب بد غیبت کردن وهم چنین گوش دادن غیبت آگاه هستم اما استاد محترم بنده وقتی با بزرگان فامیل برخورد می کنم بعضی ازآنها به غیبت کردن عادت کرده اندحال سوالم اینجاست که اگربا آنهاقطع رابطه کنم می ترسم که به طورکامل ازدین رویگردان شوندوازطرفی اگربا آنهارابطه داشته باشم ناچارم غیبت گوش کنم وظیفه ام جیست؟ 2_درمحله ما برخی مبلغین هستند که برای اینکه جوانان جذب دین بشوند رو به چرت و پرت گویی آورده اند نظر شما درمورد اینجور کارها چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- گوش‌دادن به غیبت غیر از آن است که غیبت به گوش شما بخورد. تا آن‌جا که برایتان ممکن است شما طالب شنیدن آن غیبت‌ها نباشید 2- دین یک حقیقت جدّی و گرم است، اگر با حرف‌های غیر جدّی بخواهیم دین را تبلیغ کنیم عملاً از دین چیزی باقی نمی‌ماند. موفق باشید
3578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام مدتی احساس میکنم خدا دوسم نداره ودعاهامو مستجاب نمیکنه 27 سالمه 7خواستگاره مناسبی نداشتم یا بهتر بگم اصلا خواستگار نداشتم لیسانس هستم خیلی سعی کردم کاری پیدا کنم با خصوصیات رفتاریم و اخلاقیم مطابقت کنه اما پیدا نشد قدم کوتاهه و احساس میکنم به این علت نشده ازدواج کنم اما حس شدیدی درون دالم فریاد میزنه خدا دوست نداره خدا راحتیتو نمیخواد خدا نمیخواد شاد بشی با پدرم هم خیلی مشکل دارم خیلی گیر میده واقعا دیگه خسته شدم اما بدتر از همه حسی که نسبت به خدا پیدا کردم این که خدا منو دوس نداره چکار باید کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مگر می‌شود خدا بندگانش را دوست نداشته باشد. بروید در این فکر که «خلق را با تو بد و بدخو کند... تا تو را ناچار رو این سو کند» گویا خدا می‌خواهد شما با معارف عمیق دینی و اخلاق فاضله همواره با خودش به‌سر ببرید. موفق باشید
9660
متن پرسش
با سلام . استاد اینکه در جلسه دیشب فرمودید: زنان مومنه ما اگر بخواهند مبارزه با استکبار کنند باید به سبک زندگی دینی برگردند، این مطلب بسیار مهم پس چرا نباید در جلسات مفصل جداگانه بحث شود و جلوی اشتباه بزرگ لااقل زنانِ طلبه ی ما در تبعیتِ خواسته یا ناخواسته از فرهنگ غربی گرفته شود؟ چون متاسفانه جز در زندگی بسیار بسیار بسیار قلیلی از زنان مومنه و طلبه ی ما اثری از سبک زندگی ناب دینی دیده نمی شود. استاد بنده برای بسیاری از دختران طلبه ای که در فامیل و در و همسایه و آشنا می شناسم پسران مستعدی سراغ دارم ولی وقتی می بینم از همان اول زندگی فکرشان به لوستر و مبل و ماشین ظرفشوئی و این نوع تجملات است وحشت می کنم معرفی کنم و پسر مردم رو به گرفتاری بندازم. انسان تاسف می خورد وقتی در منزل طلاب این همه تجمل تحمیل شده از جانب زنانشان را می بیند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی ما متوجه عمق بحران تمدن غربی در روان فرد و اجتماع شدیم و خواستیم به تمدنی قدسی نظر نماییم، مسلّم نظرمان معطوف به سبک زندگی اسلامی خواهد شد و در متن چنین رویکردی است که رسالت خانم‌های خانه‌دار ظهور می‌کند و جامعه‌ی خود را از بی‌ثمری در زندگی اشرافی و غرب‌زده نجات خواهند داد. ابتدا وظیفه‌ی زنان خانه‌دار شناختن فرهنگ غربی است و از آن طرف باید تصور صحیحی از تمدن اسلامی پیدا کنند. موفق باشید
6791
متن پرسش
از نگاه شما رابطه حق و تکلیف بین زن و مرد به چه صورت است؟ آیا حقوق و تکالیف متقابل است؟ آیا حقوق و تکالیف متقابل فقط در محیط خانواده و روابط زوجین مطرح است؟ حقوق و تکایف متقابل در جامعه به چه صورت تعریف می شود؟ در تفسیر آیه « ولهن مثل الذی علیهن..» بحث حق و تکلیف مهدی مهریزی این گونه مطرح کرده اند: «رابطه حق و تکلیف در میان انسان ها امری متقابل است، یعنی اگر کسی دارای حق است در مقابل شخصی هست که مکلف است آن را ادا کند و اگر کسی تکلیفی بر عهده دارد در مقابل کسی هست که از او مطالبه حق کند. با این توضیح، اگر حقوق زنان به اندازه تکالیف آنهاست و چون مقابل زنان، مردان قرار دارند، قهرا حقوق و تکالیف مردان نیز برابر خواهد بود؛ زیرا آنجا که زنان ذی حقند مردان مکلفند و آنجا که مردان ذی حقند زنان مکلفند. و این نسبت و تقابل و برابری، امری معروف نزد سرشت و فطرت و وجدان سالم و ذهن و فکر انسان هاست. در اینجا نمی توان بالمعروف را قیدی برای حقوق زنان گرفت و گرنه برابری و مثلیت نقض می شود.»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است که هرجا حقی هست در مقابل تکلیفی است چه در امور فردی بین زن و شوهر و چه در امور اجتماعی مثل رهبر و مردم و یا بین کاسب و مشتری. اگر مرد حقوقی در مقابل زن دارد و زن مکلف به انجام آن است، مرد نیز در برآوردن لباس و مسکن و غذای زن مکلف است و تازه حق مرد همان اندازه‌ای است که شرع مشخص کرده و این حرف‌ها که مرد بر زن ولایت دارد معنا ندارد. موفق باشید
6654

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز من حدود سه سال است که ازدواج کردم همسرم هم خیلی همسر خوب دوست داشتنی است اما مشکلی که هست این است که به تازگی تحمل مشکلات برایش سخت شده و از کوچکترین مشکل خیلی از کوره در می رود نمی دانم باید چکار کنم شنیدم خیلی اوقات اینجور مشکلات خانمها به دلیل سرد مزاجی مرد در روابط زناشویی است آیا همینطور است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: )در این موارد بنده اطلاعات قابل توجهی ندارم. پیشنهاد می‌کنم که به مرکز مشاوره‌ی إنشاء که از طلاب کارآزموده تشکیل شده رجوع فرمایید تلفن آن مرکز عبارت است از 6260205 . موفق باشید
6000

درباره بیمهبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد نظر شما درباره بیمه چیست ؟از این جهت که بیمه سلب نگاه توحیدی اشخاص را رقم میزند . شخصی که بیمه ماشین اش تمام میشود از فردا میگویی چرا سوار ماشین ات نمیشوی ؟ میگوید بیمه اش تمام شده است . تا میخواهد ازدواج کند میگوید وای اگر بیمه نکنم پس آینده خانواده ام چه میشود . یا شما با عباراتی از قبیل اینکه ( خوبه که همین پول بیمه هست , خوبه که همین آب باریکه هست , مجبورم پول بیمه بریزم تا فردا راحت باشم , اگر بیمه نکنم فردا که پیر شوم چه کسی خرج من رو میدهد ) این ها جملاتی هستند عذاب آور . وقتی اینها را از مردم میشنوی و بعد جمله جناب ابوذر به امیرالمومنین را به خاطر میاوری که فرمود یا امیرالمونین علی (علیه السلام) من بر این عقیده هستم که اگر زمین مس شود خدا روزی بنده اش را می رساند . و سپس حضرت امیر او را تحسین کرد .حال نگاه مردم ما کجا و نگاه توحیدی ابوذر غفاری (ره) کجا ؟ حال میخواستم نظر شما را درباره بیمه بدانم . آیا این کار صحیح است که هر ماه مقداری از پول خود را به شرکتی بدهیم ؟ بهتر نیست که همان پول را خرج ایتام کنیم تا حضرت حق ما را بیمه کند ؟ یا به نظر شما بیمه یک وسیله و استفاده از اسباب است ؟ میشود کمی توضیح دهید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با نظر شما موافقم ولی فعلاً با کسانی که این اندازه به اسباب‌های وَهمی امیدوارند نمی‌توانید بحث کنید. موفق باشید
1821
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم اینجانب دختری هستم مجرد اهل اصفهان دارای تحصیلات دانشگاهی و در حال حاضر به صورت حق التدریس در دانشگاه اصفهان مشغول به کار هستم. به خاطر احساس نیاز به کسب معارف اسلامی از طریق کتاب و CDهای استاد طاهرزاده پرداختم و علاقمند هستم که تمام زندگی و آینده خود را صرف تزکیه، تحصیل و تبلیغ امور دینی کنم و در زندگی قناعت کرده و بیشتر وقت خود را به مطالعه و انجام امور فرهنگی بپردازم. لذا تصمیم گرفتم کار در دانشگاه را رها کرده و برای گذران زندگی کارهای مقطعی انجام بدهم و بیشتر وقت خود را صرف جهاد فرهنگی کنم. از طرفی نظر برخی دوستان این است که در کنار کار در دانشگاه به این امور بپردازم و اینکه کاری که از عهده ام برمی آید و ممکن است افراد دیگر نتوانند انجام دهند را رها نکنم. از آنجا که وظیفه زن کار اقتصادی نیست و با توجه به نیاز جامعه به شناخت صحیح اسلام و معارف قرآنی به نظر جنابعالی وظیفه اینجانب چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام به نظر می‌رسد اگر بتوانید با تعمق در امور دینی و رعایت فضائل اخلاقی فعالیت دانشگاهی داشته باشید کمکی به سایر دانشجویان نیز کرده‌اید. موفق باشید
12501
متن پرسش
به نام خدا سلام: استاد محترم بنده دوران نوجوانی و اول جوانی را با غفلت تمام طی کردم و از خدا به شدت دور بودم و اصلی ترین دلیل آن مشغولیت به شهوت و مسائل جنسی بوده است اما از قبل از این ماه مبارک اراده محکم کرده ام که به همه این پوچی ها و آلودگی ها پشت کنم و به سوی محبوب واقعی سیر کنم اما برای اینکه دوباره به سمت این عهد پلید قبلی بازگشت نکنم چند سوال اساسی دارم که پاسخ آنها برای بنده به شدت حیاتی است لذا تمنا دارم با پاسخ مفصل و نه اجمالی بنده را در طی طریق حق یاری کنید جناب استاد خاضعانه تمنا دارم استدعا دارم خواهش دارم پاسخ هایتان کوتاه و مبهم نباشد. سوال اول: ملاک کبیره و صغیره بودن گناهان در شریعت چیست هر چند به گفته معصوم با اصرار صغیره نمی ماند و با استغفار کبیره نمی ماند اما به هر حال ملاک چیست که شریعت بعضی گناهان را کبیره و بعضی را صغیره می داند؟ سوال دوم: به نظر شما چرا شهید دستغیب گناه استمناء را کبیره می دانند این گناه کدام ملاک کبیره بودن را دارد؟ سوال سوم: چرا بنی بشر نسبت به گناهان جنسی حیا و عفت بیشتری نسبت به سایر گناهان دارد این امر فطری به چه علت است، مثلا اگر یک نفر از بنده بپرسد تا کنون غیبت کرده ای از جواب مثبت دادن زیاد خجالت به من دست نمی دهد اما اگر یک نفر بپرسد آیا تا کنون استمناء کرده ای، از جواب مثبت دادن به شدت حیا داریم ریشه این مسئله در عالم واقع چیست؟ سوال چهارم: بنده احساس می کنم گناهان جنسی مثل استمناء خیلی بیشتر از گناهان دیگر بنده را از خدا و معنویت دور می کند این را از عمق وجود حس کرده ام که وقتی این عمل شنیع را انجام می دهم حالاتی به بنده دست می دهد که حتی از معنویت متنفر می شوم اما سایر گناهان خیلی کمتر بنده را از راه حق دور می کند به نظر شما علت چیست؟ سوال پنجم: بنده این را به شدت حس کرده ام که وقتی شهوت بر بنده غالب می شود غضب نیز بر من غالب می شود ارتباط این دو چیست که با تسلط یکی دیگری نیز مسلط می شود. با تشکر از شما استاد عزیز به شدت التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ملاک کبیره‌بودن و صغیره‌بودن گناهان از دو جهت است: یکی این‌که آن عمل جهت‌گیریِ الهی انسان را مختل می‌کند مثل شرک و یا به قتل‌رساندن انسان مؤمن. و دیگر این‌که روحیه‌ی عصیان در مقابل فرمان حضرت حق را در انسان شکل می‌دهد. در این مورد است که گفته می‌شود که هر گناه صغیره می‌تواند کبیره باشد. در صورتی‌که آن شخص با همان دید که آن گناه حکم خدا است و باید انجام ندهد، آن گناه را انجام دهد. 2- بر مبنای فوق مرحوم شهید دستغیب آن‌چنان می‌گوید که ملاحظه می‌کنید. 3- گناهان جنسی از آن جهت که وجه پنهان هرکسی است، روح و روحیه‌ی انسان مایل نیست که برای بقیه ظهور کند در حالی‌که غیبت، برای سایرین نحوه‌ای از ظهور دارد و لذا وَجه پنهانیِ آن نسبت به گناهان جنسی کم‌تر است. 4- از آن جهت که عمل استمناء یک نوع سقوط صریح در مقابل حکم خدا است، شخصِ مرتکب احساس می‌کند به حکم خداوند پشت کرده است و نمی‌توان این حالت که برای شما پیش می‌آید را برای عموم به همین شکل دانست ممکن است که کسی رباخواری و یا غیبت از مؤمن را عصیان مستقیم در مقابل حضرت حق بیابد و همان حالت را داشته باشد که شما در مورد آن گناه دارید. 5- معلوم است که وقتی انسان اجازه داد تا شهوت حرام بر او غلبه کند، راهِ ورود شیطان را در جان خود باز کرده است و شیطان یکی از صفات دیگر خود را که غضب است بر آن فرد گناهکار تحمیل می‌کند. موفق باشید

10943
متن پرسش
سلام علیکم: 1. چرا استاد صمدی معتقدند سفره عالم ماده هیچگاه برچیده نمی شود و ماده برای هیچگاه از صحنه خارج نمی شود در حالی که آیه صریح قرآن از بیچیده شدن کرات و کوهها و جوشش دریاها سخن می گویید؟ 2. منظور استاد حسن زاده از اینکه می فرمایند اگر ظهور در زمان ما محقق نشد در زمان انسانهای دیگر که ممکن است صدها هزار سال دیگر باشند محقق می شود؟ 3. منظورشان از اینکه ما هزاران حضرت آدم (ع) داشته ایم چیست؟ 4. از زمان آدم ابوالبشر تا حال چقدر زمان تقویمی گذشته؟ 5. آیا انسان منحصر به کره زمین است و امام او هم در زمین است؟ 6. آیا امکان وجود مخلوقی دقیقا مثل انسان در غیر از کره زمین وجود دارد؟ 7. آیا امام زمان (عج) امام اجنه نیز هست؟ 8. منظور از دحو الارض به معنای علمی گسترش خلقت است؟ چرا با بودن انسان در کره زمین این همه مکان وسیع وجود دارد؟ فلسفه بزرگی این عالم چیست؟ 9. آیا امام خمینی را مشخصا محشور با حضرت رسول (ص) می دانید و آیا معتقد به کامل بودن سیر ایشان هستید؟ آیا واقعا با دلی آرام و قلبی... بودند؟ اینکه با نماز شب کسی چون حضرت زینب (س) که نشسته خواندند منافات دارد؟ زیارتتان قبول انشا الله.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تجلیات وجودی همواره تا عالم ماده ادامه دارد هرچند این عالم با حرکت جوهری‌اش از قوه به فعل می‌آید و بالا می‌رود و باز عالم ماده با هویت مادی تجلی می‌کند 2- بالاخره ظهور محقق می‌شود 3- هر عالمی آدم خود را دارد و چون به فعلیت رسید عالم دیگری می‌آید با آدم خودش 4- نمی‌دانم 5- حجت الهی، حجت خدا برای همه‌ی مخلوقات است 6- نمی‌دانم 7- آری 8- دحو الأرض تجلی عالم مثال است به صورت مادون که همان عالم ماده است که از کعبه شروع شده 9- در مورد حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» نباید وارد جزئیات شد، مسلّم است که ایشان مطابق سیره‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» عمل کردند 10- آن موضوع مربوط به حضرت زینب«سلام‌اللّه‌علیها» است که اُسوه‌ی مقاومت بودند. موفق باشید
11948
متن پرسش
با اهدای سلام و دعای خیر حضور محترم استاد گرامی و با آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون: همانطور که قبلا به استحضار رسید متناسب با سیر مطالعاتی گروههایی با عناوین «جوان و انتخاب بزرگ» ، «آشتی با خدا» ، «شرح ده نکته از معرفت نفس» ، «برهان صدیقین و حرکت جوهری» در شبکه اجتماعی تلگرام تشکیل شده که فایل های صوتی حضرتعالی به اشتراک گذاشته می شود و سایر دوستان استماع می نمایند و اگر سوالی داشتند در گروه ایی جداگانه به نام مباحثه با پاسخگویی حاج آقا کثیری که معرف حضورتان است به اشکالات و سوالات دوستان پاسخ می دهند که با اتمام گوش کردن در یگ گروه وارد گروه بعدی می شوند حال ما رسیدیم به حرکت جوهری نمی دانیم به کدام اولویت بپردازیم؟ یعنی به کدامیک از مباحث پایه که به توحید، معاد، نبوت و امامت تقسیم بندی فرموده اید بپردازیم یا نه بدون مطالعه مباحث پایه وارد تفسیر مباحث قرآنی و نهج االبلاغه شویم؟ ضمنا طرف مقابل ما در شبکه اجتماعی مشخص نمی کند که چه سن و سالی دارد یا در چه مقطعی تحصیلات دارد ولی این را می دانیم که طیف وسیعی از جوانان را شامل می شود. از این که اظهار لطف می فرمایید سپاسگزارم و آرزوی سلامتی و طول عمر برای حضرتعالی از خداوند منان داریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که حضرت علامه طباطبایی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» جایگاه نبوت را در آبادانیِ معادِ بشری می‌دانند و معتقدند چنانچه بشر بفهمد معاد یعنی چه، متوجه می‌شود که انبیاء عظام در راستای آبادانیِ ابدیتِ انسان چه خدمت بزرگی کرده‌اند و لذا دامن پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را با تمام وجود می‌گیرد و امامت نیز که عملاً ادامه‌ی نبوت و تبیین آن است، روشن می‌شود. لذا پیشنهاد می‌شود در ابتدا «معاد» و سپس «نبوت» و «امامت» در منظر مخاطبین‌تان گشوده شود. موفق باشید

9546

خانوادهبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت آقایان و خانم هایی که علی رغم تدینشان در سوالات دایم بحث طلاق را مطرح می کنند، پیشنهاد می کنم سخنرانی های کم نظیر حاج آقا پناهیان را درباره ی خانواده و رنج کشیدن در این عالم که حدود یک سال پیش در حدود 50 جلسه و حتی بیشتر فرموده اند در سایت عصر بیان معنوی گوش دهند و به بهانه ی تعالی معنوی و این که همسرشان مانع ترقی معنوی آنهاست خودشان را از برکات همسر بد داشتن محروم نکنند!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد دلسوزانه‌ای است. امید است کاربران محترم مدّ نظر قرار دهند. موفق باشید
6069
متن پرسش
سلام استاد گرامی. بنده در شغلی گمارده شده ام که کاملا مرتبط با مسایل و مشکلات مردم هستم. مردم مسائلشان را مطرح می کنند و ما بایستی دنبال کنیم. استاد بنده سالهاست از آثار و فرمایشات حضرتعالی مستفیض می شوم لطفا به من بگویید چه نیتی در این خصوص خالصانه است. در واقع آن معالی نیتی که ممکن است چیست؟شایان ذکر است نتیجه انجام درست و متقن وظیفه امٰ خوش بینی مردم به نظام اسلامی حاصل می شود.تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تلاش برای رفع حوائج شرعی مردم بالاترین عبادت است شما با این نیت کار را شروع کنید و ادامه دهید. موفق باشید
6055
متن پرسش
سلام.نظر شما درباره شخصیت آقای صمدی آملی چیست وآیا شما ایشان را از نزدیک می شناسید؟آیامنش وسیر وسلوک فکری وقلبی ایشان با حضرت علامه حسن زاده تفاوت دارد؟ونظر شما درباره بحثی که تحت عنوان تشکیک ماهیت بیان کردند چسیت؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از نزدیک ایشان را نمی‌شناسم ولی مطالبی که از ایشان خوانده‌ام نشان می‌دهد استاد فرزانه‌ای هستند. در مورد تشکیک ماهیت چیزی از ایشان ندیده‌ام. موفق باشید
4094
متن پرسش
شما مدعی هستید که هر کس در این زمانه هر قدر که سلوک کرد، ذیل شخصیت حضرت امام است؛ به این معنی که تمام فیوضات معنوی‌ای که به او می‌رسد، به واسطة حضرت امام است. و اگر کسی اصلاً ذیل شخصیت ایشان قرارنگیرد، اصلاً سلوک نکرده‌است. به نظر حقیر، این مدعای شما مبتنی بر مقدماتی است: اولاً این انقلاب، یا خودش حقیقت مستقلی است، و یا ظهور شدیدی از حقیقتی است که در غدیر ظهورکرده‌است. و آن، ظهور دین در عرصة جامعه است. ثانیاً این انقلاب، تنها ظهور دین یا غدیر است، طوری که نظر به دین از طریق غیر از این ظهور ممکن نیست. شاید روایاتی که اعمال صالح را بدون ولایت اهل بیت باطل می‌داند مؤید این نظر باشد که لااقل غدیر (اگر چه انقلاب اینطور نباشد) و یا لااقل اهل بیت (اگر چه غدیر حقیقتی مستقل و یا ظهوری مستقل نباشد) چنین جایگاهی دارند؛ که دین فقط از طریق آنها به انسان‌ها می‌رسد و لذا آنها واسطة تمام فیوضات معنوی بر مردم هستند. ثالثاً این انقلاب، ظهور تمام دین است، طوری که حتی عبادات فردی مثل نماز و روزه هم در این انقلاب ظهورکرده‌است. لذا حتی اگر کسی خواست از نماز و روزه‌اش بهره بگیرد، فقط و فقط از طریق این ظهور است که فیض حقیقت نمازی که جزئی از دین است، ممکن است به او برسد. رابعاً این حقیقت، به ارادة حضرت امام ظهور کرده‌است. خامساً وقتی حقیقتی از طریق ارادة کسی ظهورکرد، هر کس خواست از طریق آن ظهور، از آن حقیقتْ مستفیض بشود، حتماً آن شخصِ به ظهور رساننده، واسطه در این فیض‌رسانی است. البته این واسطه‌بودن، ممکن است تنها به این صورت باشد که ملائکه واسطة واقعیِ رسیدنِ فیوضاتِ آن ظهور می‌شوند، لکن به این دلیل که آن شخص بوده که باعث این ظهور شده و ملائکه هم دارند ظهوری که او انجام داده را به قلب این سالک می‌رسانند، پس بالاخره آن شخص واسطه در رسیدن فیض دین از طریق این ظهور است. پس اگر چه شخصِ به ظهور رساننده، در رساندنِ فیضِ آن حقیقت از طریق این ظهور، اراده‌ای نکرده، اما چون در اصل این ظهور اراده کرده، این فیض‌رسانی را هم به او نسبت می‌دهیم. پس درحقیقت، این شخص و آن ظهور، در عرض یکدیگرند (چون معنی ندارد که شخصی در طول دین باشد!)، و لذا نمی‌توان گفت: در فیوضاتی که ملائکه از حقیقت دین به سالک می‌رسانند، حقیقتاً آن شخصِ به ظهور رساننده هم واسطه در این فیض‌رسانی است. الف) آیا شما قبول دارید که ادعای شما مبنی بر این که «تمام سالکانِ این زمان ذیل شخصیت حضرت امام قرار دارند و در تمام فیوضات معنوی حضرت امام واسطه‌اند.» متوقف بر اثبات این مقدمات است؟ ب) آیا شما همة این مقدمات را قبول دارید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری. با این تذکر که قضیه‌ی مستضعفان فکری را باید جدا کرد که نتوانسته‌ا ند حقیقت انقلاب را بفهمند و نسبت به آن بی‌تفاوت باشند. موفق باشید.
3832
متن پرسش
با سلام چرا امام میل به ادامه جنگ داشتند و قطعنامه را تعبیر به جام زهر کردند در حالی که خسارات جنگ زیاد داشت می شد به عبارت دیگر امام از ادامه ی جنگ چه می خواست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر جنگ با آن روحیه ای که حضرت امام دنبال می‌کردند ادامه پیدا می کرد، ما امروز یکی از ابرقدرت‌های دنیا بودیم و این‌طور نبود که دلار ارزش پول ما را تعیین کند. موفق باشید
1237

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام لطفن به من برای داشتن یک موضوع بایان نامه به درد بخور کمک کنید فقط میخام به درد دنیا واخرت بخوره به همفکری نیازدارمدیزی موردنیاز امروز اسلام وتشیع باشه ولی من خودم احساس میکنم هید دغدغه فکری ندار م احساس میکنم هید به درد درس خوندن نمیخورمخیلی زودجواب بدهیددارم کلافه میشم لطفن این سوال رادر سلیت نزنید
متن پاسخ
بنده در این موارد چیزی نمی‌دانم. اگر سؤالی باشد که بتوانم جواب دهم خدمتتان هستم. موفق باشید
13858
متن پرسش
سلام خسته نباشید استاد: چند تا سوال داشتم اولیش درباره ی امام خمینی بود اگر امام از اول می دانست بنی صدر کیست چرا حکم آن را تنفیض کرد؟ چرا به مردم نگفت که چنین هزینه ای کشور ندهد و حضرت آقا در 88 چرا اینها جلوگیری نکردند از این هزینه ها؟ مطلب دوم شیوه ی حکومت امام خمینی است که به نظر من اشکال دارد و آقای مصباح مطلوب تر است. چرا امام معتقد بود هرکس یک رای دارد مگر یک روستایی ساده با یک مرجع تقلید برابر هستند که یک رای دارند و اگر ولی فقیه ولایت الهی دارد اصلا چرا انتخابات، خودش انتخاب کنند این ها نظر آقای مصباح هست که به نظر من منطقی تر از امام هست چرا امام این شیوه را در پیش نگرفتند؟ با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با قسمت آخر سؤال جنابعالی عنایت داشته باشید که موضوع انتخاب یک فرد برای امور اجرایی غیر از انتخاب امام معصوم یا ولیّ فقیه است. مردم‌سالاریِ دینی برای امور اجرایی کشور، راه درستی است از آن جهت که مردم در این رابطه احساس مسئولیت بیشتری نسبت به نظام خود دارند. در مورد بنی‌صدر مسلّم حضرت امام نمی‌دانستند ضعف‌های او کار را به این‌جا می‌کشاند و از این جهت، قصاصِ قبل از جنایت نمی‌توانند بکنند. در مورد فتنه‌ی سال 88 هم، موضوع از همین قرار بود. موفق باشید

نمایش چاپی