بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23727
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: اخیرا برنامه ای از تلویزیون با عنوان عصر جدید در حال پخش است که کپی کاملی از یک برنامه خارجی است و هدف خود را استعداد یابی بیان می کند. بنده به اجبار به جهت همراهی با خانواده این برنامه را نگاه می کنم ولی لذت که نمی برم بماند کلی هم تاسف می خورم که چگونه چیزهایی که نه به درد دنیا و نه به درد آخرت مردم می خورد به عنوان ارزش تبلیغ می شود. اینکه من چهار توپ سر خودکار قرار بدهم و همزمان بچرخانم درست است که تمرکز بالایی نیاز دارد و کار خارق العاده ایست ولی چه فایده ای دارد؟ آیا در این کشور پهناور یک نفر با تفکر معادی پیدا نمی شود که به ریاست صدا و سیما منصوب شود؟ واقعا از بین قحطی های آخرالزمان قحط الرجال از همه بدتر است. لعنت به این فرهنگ غربی و مدرنیته که انسان ها را اسیر کرده و لعنت به من که نمی توانم خود را از چنگال آن خلاص کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه وقتی مسائل خود را نشناسیم، گرفتار این‌گونه سردرگمی‌ها می‌شویم. هنوز نه آینده‌ی خود را درست ترسیم کرده‌ایم و نه مسائلی که ما را به آن آینده نزدیک می‌کند را درست می‌دانیم. مشکل بزرگ این است که مسئولان فرهنگی ما و سازمانی مثل صدا و سیما از تحولی که بنا است در زندگی جامعه روی دهد بی‌خبرند و کارها را سهل و ساده می‌انگارند و نمی‌دانند باید تحولی در روح و روان و تفکر جامعه پدید آورند. مسئله وقتی طرح می‌شود که ما بخواهیم مشکل کشور را حلّ کنیم. ما اگر بخواهیم در چنین تاریخی بمانیم چاره‌ای نداریم که بپرسیم چه بوده‌ایم و چه شده‌ایم و در کجا هستیم و به کجا خواهیم رفت و ادامه‌ی وضع کنونی به چه می‌انجامد؟ گرفتار سودایِ اروپابودن، مسئله‌ای را حلّ نمی‌کند. بحران، با حضور تجدد همیشه همراه است، آن‌چه اهمیتت دارد درکِ بحران و رفع آن است. و اگر می‌خواهیم در جهانی که شروع شده است قرار بگیریم باید به طور جدّی نسبت به رفعِ ضعف‌ها و نقص‌ها و خطاهای خود احساس مسئولیت کنیم. مشکل بزرگ و اصلی ما، غفلت از چشم‌اندازی است که انقلاب اسلامی در برابر ما قرار داده است. توجه داشته باشیم که برای بنای نظامی الهی و قدسی، جز با رسوخ در توحید و آزادی از تعلقات دنیای جدید و کسب ملکات فاضله و مکارم اخلاق در عین آشنایی با جهان جدید و آزادی از فرهنگ سکولار مدرنیته متصوّر نمی‌شود. موفق باشید

22922
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد جان! آیا انقلاب اسلامی با پرورش تنها یک رئیس جمهور در تراز انقلاب اسلامی (شبیه امام خمینی) می تواند، به اهداف متعالی و آرمان های بلند خود نائل گردد؟ چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. همین حالا در همین فضای وانفسا، انقلاب اسلامی به سوی اهداف خود دارد جلو می‌رود. راستی اگر مانعی مثل ترامپ و اوج تحریم‌های پیش‌آمده نبود، از کجا معلوم خواهد شد انقلاب اسلامی می‌تواند با عبور از این تحریم‌ها، تاریخِ دیگری را مدّ نظرها قرار دهد، تاریخی که آمریکا و استکبار با تمام قدرت نمی‌تواند از طلوع و ادامه‌ی آن جلوگیری کند. معلوم است که برای طلوع یک تاریخ، هزینه‌هایی باید پرداخت شود و ما در شرایطی هستیم که داریم این هزینه‌ها را می‌پردازیم. موفق باشید

22611
متن پرسش
با سلام: فرمودید سؤال از عدم، معنا ندارد که بگوییم امکانِ عدم چگونه صورت می‌گیرد چرا باید جبرا الی الابد بقا داشته باشیم من می خواهم پس از مرگ حیات دیگری نداشته باشم یا اگر اقتضای عدالت حق عذاب است هرچه می خواهد عذاب کند بعد مرا نابود کند یا اینکه اگر میسر است هر آنچه بخواهد عبادتش کنم تا پس از مرگ مرا به کل از بین ببرد. سوال اصلی این است که آیا استحاله عقلی وجود دارد که خدا قادر بر نابود ساختن روح من نیست یا سنتش برین است و اگر می تواند نابود کند چه راهکاری وجود دارد که این طلب که در جان ما افتاده یعنی نابودی محض جسما و روحا تحقق یابد؟
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: برای بنده خیلی این حرف‌ها عجیب است. به یاد قضیه‌‌ای افتادم که مولوی مطرح می‌کند:

 آن يكى مرد دو مو آمد شتاب            پيش يك آيينه‏ دار مستطاب‏

         گفت از ريشم سپيدى كن جدا            كه عروس نو گزيدم اى فتى‏

         ريش او ببريد و كل پيشش نهاد            گفت تو بگزين مرا كارى فتاد

         اين سؤال و آن جواب است آن گزين            كه سر اينها ندارد درد دين‏

         آن يكى زد سيليى مر زيد را            حمله كرد او هم براى كيد را

         گفت سيلى زن سؤالت مى ‏كنم            پس جوابم گوى و آن گه مى ‏زنم‏

         بر قفاى تو زدم آمد طراق            يك سؤالى دارم اينجا در وفاق‏

         اين طراق از دست من بوده‏ست يا            از قفا گاه تو اى فخر كيا

         گفت از درد اين فراغت نيستم            كه در اين فكر و تفكر بيستم‏

         تو كه بى‏ دردى همى‏ انديش اين            نيست صاحب درد را اين فكر هين

در راستای افکارِ به درد بخور، موفق باشید

22477

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در جلسه یکشنبه درباره موطن خیال صحبت کردید ولی بنده رابطه آن با ظهور حقیقت یعنی انقلاب اسلامی را متوجه نشدم. قرار است با تربیت خیال چه صورتی را ببینیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جلسه‌ی قبل از جلسه‌ی اخیر، بحثِ نظر به تابلوی اسلامی به میان آمد و این‌که ماوراء جزئیاتِ هر تابلویی، حقیقتی بر کلیت آن تابلو جاری است که انسان از طریق نظر به آن تابلو به کمک قوه‌ی خیال به آن روحِ کلی منتقل می‌شود به همان معنایی که جسم را روحانی، و یا روحانیتی را جسمانی می‌کند. و در این جلسه سعی شد از این جهت نظری بر توانایی‌های قوه‌ی خیال بیندازیم. موفق باشید

22444
متن پرسش
سلام بر شما استاد گرامی: عرض ادب پرسشگری هستم که سوال 18977 و 21532 را نیز مطرح کرده بودم. این سوال نیز در همان راستا است. حالم به لطف و رحمت خداوند بهتر است. سوالی و مشکلی داشتم و آن این است: از شما مکرر می خوانم که می گویید «توحید (یا حالا اهل توحید) با کرامت متفاوت است.» با این مطلب درگیرم. توحید را دقیقا مطرح کردید که یعنی نفی خویش در امور. این را تا حدی می فهمم. اما خب نکته اینجاست که شما صحبت از معرفت نفس می کنید (بنده شرح ده نکته را تقریبا خواندم) ولی می گویید نباید برای آزاد کردن روح باشد و قوت روح! نباید برای رهانیدن خلق باشد بلکه باید برای توحیدی کردن خلق باشد! قوت نفس خوب است یا نه؟ حتما خوب است وگرنه این همه ادعیه و زیارات برای چه؟ اگر قوت خوب است پس توحید با قوی ساختن نفس چه فرقی دارد؟ امکان دارد کسی خودش نفهمد روح قوی ای دارد یا نه ولی در درجه بالای توحید باشد؟ تشخیص مرتبه توحید چگونه است؟ امام (ره) میفرمود ببینید الله ولی شما هست یا نه. این معیار مومن بودن است طبق آیت الکرسی. معیار توحید چیست؟ من اینطور فهمیدم: قوت نفس اگر چه خوب است اما وصل کردن کارها به خدا و قدرت بی نهایت در برابر قدرت نفس قابل مقایسه نیست. ممنونم اگر راهنماییم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معیار توحید، همان حقایقی است که در آیت‌الکرسی مدّ نظر انسان قرار می‌گیرد و همه‌ی ادعیه و زیارات و آیات برای آن است که نفس ناطقه‌ی انسان از نظر به خود و قوای خود که اموری است توهّمی بگذرد و به حضور حضرت حق در عالم و در همه‌ی مناسبات عالم نظر نماید تا آن‌جا که وحدت شخصیه‌ی وجود بر او رُخ نماید و بیابد این سخن خواجه ابوالخیر را که گفت: «تو آمد رفته رفته، رفت من آهسته آهسته» مسیر توحیدی یعنی این. موفق باشید

21916
متن پرسش
سلام استاد: اگر انسان در خواب حقیقت خودش را ببیند چه در برزخ و چه قیامت از نوع رویایی صادقیه و رحمانی است یا از نوع متاثر از اخلاقیات خود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ما هیچ‌وقت نمی‌توانیم مطمئن شویم آن‌چه در رؤیای خود می‌بینیم، حقیقت ما است تا بحث صادقه‌بودن، یا رحمانی‌بودنِ آن پیش آید. نهایتش اشاراتی است که باید خودمان با شواهد دیگری که از طریق معصوم به ما رسیده است، مطلب را بررسی کنیم. موفق باشید   

21581

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: جبران گناهان استمناع و لواط و هم جنس بازی در قرآن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توبه، تواضع، خدمت به خلق و تلاش برای کسب معارف الهی. موفق باشید

18177
متن پرسش
با سلام و احترام و عرض ادب و وقت بخیر: شرمنده استاد جز شما کسی پیدا نمیشه سوالتم رو ازش بپرسم ببخشید خیلی مزاحم میشم. به نظر شما این ها درسته؟ همه رفتار های انسان پایه نوروبیولوژیکی دارند. نوروبیولوژی عملکرد دستگاه عصبی را می‌سنجد و عملکرد دستگاه عصبی خود را در پدیده‌ای به نام رفتار نشان می‌دهد؛ یعنی هر رفتاری که از انسان سر می‌زند؛ حتما ریشه و پایه آن دستگاه عصبی و نوروبیولوژیکی می‌باشد مثل رفتارهای پرخاش، خنده، قضاوت، هدف دار، بی هدف و… و حجاب پدیده بیولوژیکی است نه دینی!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه‌ی انسان محل اصلی همه‌ی احساسات است ولی ظهورِ آن در اعضاء می‌باشد مثل بینایی که مربوط به نفس ناطقه است و شما در خواب که چشمانتان بسته است چیزهایی را می‌بینید که بعداً در بیداری با آن‌ها روبه‌رو می‌شوید. نورون‌ها نیز محل ظهور احساسات نفس ناطقه است. پیشنهاد می‌شود کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن را که بر روی سایت هست، دنبال فرمایید. موفق باشید

12232
متن پرسش
- با سلام خدمت استاد گران مایه: لطف بفرمایید و توضیح دهید که از منظر شما چگونه و با رعایت چه ظرافت هایی باید شعار امسال را با نسبت خود با دولت 11 جمع نماییم؟ در حالی که ما می دانیم بسیاری از رویه های دولت چه در عرصه اقتصاد و چه در عرصه بین الملل خیلی با مبانی انقلاب اسلامی سازگاری ندارد. چگونه با چیزی که قلبا و عقلا قبول نداریم همدل شویم؟ و به تبع ان چگونه با رویه های غلط دولت هم زبان شویم؟ حال انکه در مواردی وظیفه ما انتقاد از دولت است
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که رهبر معظم انقلاب«حفظه‌اللّه» بنا دارند چند قدم تاریخ ملت ما را جلو ببرند و در عین به رسمیت‌شناختن جریان‌های فکری معتقد به اصل انقلاب با سلایق مختلف هرکدام از این جریان‌های فکری متوجه جایگاه جریان مقابلِ خود در انقلاب بشوند. امثال بنده انقلاب را طوری تعریف کرده و اهدافی را برای انقلاب مدّ نظر دارد که با تعریفی که امثال آقای دکتر روحانی و دکتر نوبخت و دکتر جهانگیری کرده‌اند یکسان نیست و از نظر امثال بنده آنچه که این افراد برای انقلاب اسلامی در نظر گرفته‌اند و سعی می‌کنند آن را به فعلیت برسانند، انقلاب اسلامی را از شور انقلابیِ مقابله با استکبار فرو می‌نشاند و رسالت انقلاب اسلامی را که به نظر بنده «نفی استکبار» است تا حدّی به حاشیه می‌برد و عملاً انقلاب اسلامی یک نوع هویت سیاسی فکری فرهنگی می‌شود در کنار فرهنگ غربی و فرهنگ سکولار کشورهایی مثل ترکیه. و لذا این آقایان قبول ندارند اهداف انقلاب آن چیزی است که ما برای انقلاب اسلامی تعریف کرده‌ایم. عمده آن است که ما حرف آقایان را اولاً: بفهمیم و متوجه باشیم این افراد نیز به یک معنا خود را فرزند انقلاب می‌دانند و مطابق تعریفی که از انقلاب اسلامی دارند تلاش می‌کنند  به انقلاب و مردم خدمت کنند و از این جهت می‌توان با آن‌ها همدلی داشت و خدمت آن‌ها را نادیده نگرفت. ثانیاً: از آن جهت که برای انقلاب اسلامی یک هویت مستقل قائل‌اند و بنا ندارند هویت اسلامی انقلابی ما را در ذیل غرب قرار دهند - هرچند ما را در کنار آن‌ها تعریف کرده‌اند – می‌توان با آن‌ها همزبانی داشت و در عین حال دلایل خود را در ضعف این تعریف نسبت به انقلاب به صورت علمی به مردم عرضه داشت و یکی از موضوعات محافل علمی ما باید نقد علمی و عقلی نگاهی باشد که افراد فوق‌الذکر بدان معتقدند، در عین فهم اندیشه‌ی آنان. این‌ آن «آزاداندیشی» مهمی است که ما در این تاریخ بسیار به آن نیاز داریم تا چند قدمی در تاریخ خود جلوتر بیابیم. چرا ما اندیشه‌ی این افراد را جدّی نمی‌گیریم و بر روی آن فکر نمی‌کنیم و انگیزه‌های آن‌ها را که می‌خواهند در راستای انقلاب باشند، درک نمی‌کنیم. با اندک ضعفی که از آن‌ها می‌بینیم به‌کلّی آن‌ها را نفی می‌کنیم. باید جای «نفی» را با «نقد» عوض کرد و خود را مجهز به معارف عالیه‌ای نمود که معلوم شود نگاه آقایان فوق‌الذکر ما را به اهداف مقدس نظام اسلامی نمی‌رساند تا از این طریق آن‌ها در نگاه خود بازاندیشی کنند و از آن مهم‌تر جداً در نوع برخورد خود با منتقدین خود تجدید نظر نمایند. این‌ها گمان می‌کنند منتقدین‌شان هیچ طرحی برای مدیریت نظام ندارند و فکر می‌کنند تنها روش مقابله با استکبار همین روشی است که آقایان پیشه کرده‌اند. آری! ما با همدلی و همزبانی نشان می‌دهیم می‌توان به افکار همدیگر نظر داشت و لااقل همدیگر را بفهمیم و نه این‌که حتماً باید مثل هم فکر کنیم و مثل هم عمل نمائیم و سال‌های سال طول می‌کشد تا این شعور تاریخی در جامعه‌ی ما نهادینه شود. آری اگر چنین فضایی در تاریخ ما به‌وجود آید دیگر نقد دیدگاه‌ها به میان می‌آید به جای نقد اشخاص. در آن فضا ما می‌توانیم دیدگاه دولت آقای روحانی را که در فضای امیدواری به فرهنگ غربی ، نقد نماییم و آرام‌آرام جامعه‌ی خود را به این غنای فرهنگی برسانیم که برای ادامه‌ی حیات انقلاب اسلامی باید آزاد از آنچه که غرب برای بشر پیشنهاد می‌کند تصمیم بگیرد و معنای همدلی و همزبانی برای ایجاد چنین فضایی است که اولاً بفهمیم انگیزه‌ی دولت در رابطه با تعامل با غرب به چه معنا است و چرا تصور می‌کند ما مجبوریم برای ادامه‌ی انقلاب ، غرب را نیز در نظر بگیریم؟ و ثانیاً با انتقادهای دلسوزانه عزمِ جریانی که تصور می‌کند دنیای مدرن دارای اصالت و آینده است، به امیدواری نسبت به آینده‌ی انقلاب توحیدی خود معطوف داریم و با همدلی و همزبانی سعی کنیم خطر دوقطبی‌شدن بین نیروهای وفادار به انقلاب را از سر انقلاب رد نماییم کاری که مقام معظم رهبری با تذکرات دلسوزانه پیشه کرده‌اند. موفق باشید     

10769
متن پرسش
با سلام: من در سیر مطالعاتی مباحث استاد پرسش های بسیاری برایم ایجاد می شود که مرا متوقف می کند. آیا در شیراز مرکزی دارید که مباحث را کار یا رفع اشکال کنند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث حضوری طوری است که در عین آشکارشدن، پنهان است. مثل نور که در عین ظهور ولی مثل دیوار قابل اشاره نیست. لذا نگران ابهاماتی که در سیر مطالعاتی برایتان پیش می‌آید نباشید، همچنان راه را ادامه دهید به وقت‌اش نوری می‌تابد و آن ابهامات روشن می‌شود. شما در این مباحث خود را مطالعه می‌کنید و همواره در خود سیر می‌نمایید. موفق باشید
8248
متن پرسش
سلام و به قول خودتون صبح کم الله بالخیر با وجود تاکید شدید رهبری به ورزش و مطالعه مطالب شما در کتاب جوان و انتخاب بزرگ راجع به ورزش اما بنده متاسفانه هنوز ورزشکار نیستم لکن ورزشکارها رو دوست دارم و خلاصه تنبلی میکنم در امر ورزش میشه اندر فواید ورزش به صورت طبقه بندی شده توضیح بدید و منو به این ور و اون ور رجوع ندید که واقعا انگیزه و پشتکار پیدا کنم تشکر از شما فقط استدعا دارم مختصر توضیح ندید چون دلم میشکنه
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر نخواهی ورزش کنی صد تا کتاب در راستای بحث «تأثیر روح بر حرکات ورزشی» که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» عرض کردم هم بنویسم ورزش نخواهی کرد. و اگر بخواهی ورزش کنی، همین مقدار هم که گفته‌ام زیادی است. موفق باشید
27188

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: همچنان که مطلع هستید اخیراً بحث چله قرن به میان آمده است و جناب آقای حجت الاسلام مهدوی ارفع در یک کلیپی نکاتی و پیشنهادهایی مطرح فرموده اند. نظر جنابعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صحبت‌های آقای حجت الاسلام مهدوی ارفع به عنوان خنثی‌کردن جریان چله‌ی قرن، کار خوبی است به‌خصوص که افراد انقلابی و معتقد به نظام پیشنهاد آقای مهدوی را مدیریت می‌کنند. ولی رویهمرفته نباید از دقت‌های جناب اقای احسان عبادی غفلت شود. آن‌هم در جای خود قابل توجه است. موفق باشید

25858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: بنده کارشناسی حقوق دارم و در حال آماده شدن برای وکالت بودم که با عرفان و آقای دولابی و آثار استاد طیب شاگرد ایشان آشنا شدم درسم را رها کردم و به شدت درون گرا شدم علاقه شدید به تحصیل در حوزه پیدا کردم اما همسرم اصلا اجازه نداد، از پارسال تا حالا هم سیر مطالعاتی شما را دنبال می کنم و هم مشغول حفظ قرآن هستم. برداشتم از آثار شما و دیگر عرفا این بود که برای زن خانه داری بهترین شغل است به همین خاطر وکالت را رها کردم اما الان خیلی منزوی شده ام و دوست دارم فعالیت اجتماعی داشته باشم و از طرفی دلبستگی شدیدی به سیر و سلوک عرفانی دارم. از طرفی پدر و مادری فقیر دارم که خیلی دوست دارند وکالت کنم و کمک خرجشان باشم، همسرم هم خیلی دوست دارد، دو فرزند هم دارم به نظر شما وکالت برای یک زن با سیر سلوک عرفانی اش منافات دارد؟ اگر دارد چه فعالیت اجتماعی کنم که از انزوا یی که به آن مبتلا شده ام خارج بشوم؟ چون در شهری دور از خانواده هم زندگی می کنیم و غریب هستیم. خیلی تنهایی بهم فشار می آورد. دوستِ هم روحیه ای هم پیدا نمی کنم. آیا حفظ و تفسیر را ادامه بدهم یا وکالت؟ هدفم هم کمک به پدر و مادر عزیزتر از جانم و برون رفتن از انزواست. استاد عزیز خیلی به راهنمایی شما محتاجم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سه جزوه‌ی اخیر در مورد «زن» شده، به آن نظر کنید. به نظرم حضور اجتماعی و وکالت برای احقاق حقوق افراد، خودش نوعی گستردگی می‌آورد. موفق باشید

24504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: حضرت رسول یک سوم درآمدشان را به عطر اختصاص میدادن، این به معنای آن نیست که مومن می تواند تمایلات دنیایی خود را افراطی برطرف کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مسلّم است و سیره‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نشان می‌دهد که تمایلات افراطیِ دنیایی نداشتند. شاید آن‌قدر هزینه‌ی زندگی‌شان کم بود که می‌توان آن‌چنان استنباط کرد. موفق باشید

24074

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد من اگر با خانمم به خونه دوست صمیمی و مذهبی ام می روم، آیا اشکالی دارد که با خانم دوستم شوخی کنم یا اینکه باید فرقی بین خانم دوستم با سایر خانمهای نامحرم نگذارم؟ سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید بدانید همسر دوست شما به شما نامحرم است. پس شوخی‌هایی که حریم نامحرم را می‌شکند، نباید انجام شود. ولی در عین حال، می‌شود ارتباط‌ها، خشک و غیر معمول نباشد. موفق باشید

23175

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: عذر خواهم سوال 23160 جواب داده نشده. ممنون میشم اگر پاسخ بدید. خدا حافظتون ان شاءالله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور عرض شد: 23160- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم بد نیست سری به جواب سؤال شماره‌ی 23158 بزنید. موفق باشید

22697

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ریشه نفس اماره از کجاست؟ نفسی که وجودش از خداست چگونه می تواند وجهی داشته باشد که به بدیها امر کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه از آنِ خداست و مخلوقِ او می‌باشد. حال اگر آن نفس، میل به امیال بدنی را هدف قرار دهد تبدیل به امّارة‌ بالسوء می‌شود. موفق باشید

22408

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض خدا قوت: گاهی که دلم می خواهد دوباره شروع کنم و به سمت جلو حرکت کنم ولی باز غم خاطرات گذشته و غم های گذشته به ذهنم می آید و بار از حرمت باز میمونم و نمیدونم چطوری حرکت کنم. فکر اشتباهات در مسیر که داشتم و این شاید به دلیل اشتباهاتی در مسائل تربیتی دچار یک نفر از دین شده باشم و... کلا اجازه حرکت در این مسیر را از دست می دهم و یک حالت افسردگی و خستگی به تمام روحم مسلط میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه‌ی وجود سنت‌ها در عالم باشید و این‌که می‌توانید در مسیر دینداری در بستر سنت‌های الهی قرار گیرید. موفق باشید

21377

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می گویند انسان در کودکی لوح سفیدی بوده که به مرور ممکن است صفات رذیله بگیرد. در حالی که کودک از همان اوایل خودخواه است، همه چیز را برای خود می خواهد، بازی و لذت خودش شرط است نه دیگران، هرچه بیشتر اسباب بازی می خواهد و.... خب همین آدم اگر در بزرگسالی در محیط کاری خودش اگر چنان روحیاتی داسته باشد ما می گوییم فلانی را بازار یا جامعه خراب کرده و فرد بسیار تربیت نشده و گناهکاری است. پس ما انسانها از ابتدا با جولان نفس اماره به دنیا می آییم نه پاک؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علی‌القاعده همین است که می‌فرمایید انسان‌ها در عین داشتن فطرتی پاک، شخصیت خود را از قبل از تولد، خودشان انتخاب می‌کنند که بحث آن در عرفان تحت عنوان «عین ثابته» مطرح است. حتی شما در مرغ‌های خانگی ملاحظه می‌کنید که یکی بدذات است. موفق باشید 

21322
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: نحوه تکلم خداوند چگونه است؟ آیا از لفظ بدون واسطه نفس پیامبر استفاده می کند؟ نحوه ایجاد یک کلمه قرآنی در جان پیامبر شاید به این شکل باشد که کلمه مراتبی دارد یک حقیقت خارجی یا مصداقی دارد که همان قرآن عینی است که این مرتبه دو مرتبه بسیط و بساطت در عین تفصیل دارد، این حقیقت خارجی همان اسماء الهی است این مرتبه توسط قلب مقدس پیامبر دریافت می شود یک معنایی دارد که جایگاه آن عقل پیامبر است یعنی بعد از تنزل از قلب. یک لفظ دارد که پس از نزول از عقل پیامبر به خیال ایشان ظاهر می شود این لفظ صورت دارد اما ماده ندارد که بعد بر گوش برزخی مبارک ایشان نازل شده و شنیده می شود. اگر بر زبان مبارکشان جاری شود علاوه بر صورت لباس ماده هم خواهد پوشید همین مراحل را ما در خودمان تجربه کرده ایم. آیه الله جوادی آملی در «قرآن در قرآن» فرموده اند که معنا که حتما از طرف خداست می ماند لفظ که 2 احتمال هست یا از طرف خداست یا نبی که از طرف خداست «الهی است نه بشری» ایشان نحوه تبدیل تکوین به اعتبار یعنی وتقعیت خارجی لفظ به لفظ اعتباری را با دستگاه مبدلی به نام نفس ناطقه پیامبر توضیح داده اند و این شاید به این معنی است که امکان صدور اعتبار به صورت مستقیم از سوی خدا وجود ندارد. چرا؟ به خاطر عدم سنخیت علت و معلول. آیا دریافت بنده از مطالب درست بوده؟ می شود نحوه تکلم خدا را توضیح بفرمایید. بسیار ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. عنایت داشته باشید که نفس ناطقه‌ی ما وقتی در معرض انوار الهی قرار گرفت و آن انوار تا گوش مثالی نازل شد، صوتی مناسب آن معنا را می‌شنود. زیرا آن معنا تا مرتبه‌ی گوشِ مثالی نازل شده و لذا عملاً آن صوت، در نفسِ ما به‌وجود آمده. و به همین معنا حتماً برایتان پیش آمده که در خواب چیزی را بشنوید. موفق باشید

21119

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز و گرامی: استاد یک سوالی داشتم با توجه به این که بنده همواره سعی دارم جوری کار کنم که انگار یک دقیقه ی دیگر ظهور است و لیطمئن قلبی این سوال را می پرسم استاد می خواهم نظر شما را در مورد خاطره شهید عراقی از حضرت امام رحمةالله علیه بپرسم: حجت الاسلام مهدوی: خدا رحمت کند شهید عراقی و یکی از شخصیتهای سیاسی خوب امروز که متأسفانه نمی توانم اسم ببرم. می گویند وقتی امام در ابتدای نهضت اولین اعلامیه سیاسی خود را داد (خوب ما در حد فهم خودمان درک می کردیم)، با شهید عراقی رفتیم خدمت امام، شهید عراقی با همان خلوصی که داشت گفت حاج آقا واقعاً خیلی خوب می شد اگر این چیزی که شما می گویید اتفاق بیافتد و وضع مردم خوب می شود. امام با بی اعتنایی فرمود بله وضع مردم هم ان شاالله خوب می شود ولی ما مأمور به انجام چنین کاری نیستیم. آقای عراقی هم آدم سمج، گفت آقا چی گفتید؟ امام فرمود ما برای مأموریت دیگری آمدیم. آقای عراقی گفت برای چه مأموریتی آمده اید؟ امام فرمود برای سه مأموریت: اول: سرنگون کردن حکومت پهلوی. دوم: استقرار نظام جمهوری اسلامی. سوم: دادن پرچم حکومت اسلامی به دست صاحب اصلی اش. حوادث روزگار و فاصله زمانی از حافظه ما برد، رفتیم داخل مبارزات و خیلی ها کشته شدند و انقلاب پیروز شد. شهید عراقی هم با زبان روزه توسط سید مهدی هاشمی به شهادت رسید، ما به یکباره دیدیم دو تا از وعده های امام محقق شد. یک وقتی در جمع بعضی از مسئولین نظام از جمله حضرت آیت الله ری شهری گفتم شهید عراقی و بنده شاهد چنین حرفی از امام بودیم. حالا دو مورد آن اتفاق افتاده، سومین آن یعنی چی؟ بحث شد که با دست امام می رسد به دست صاحب اصلی، یا شخص دیگری؟ یکی از همان جمع که حالا اسم نمی برم و شما می شناسید و آدم بزرگواری است گفت من میرم و از امام می پرسم. بعد رفتند و اینقدر از امام اصرار کردند که آقای عراقی همچنین چیزی از شما شنیده، آیا درست است؟ امام فرمودند بله درست است. گفتند دو تا از آنها محقق شده سومی چی؟ امام گفتند سومی هم خدا ان شاءالله می خواهد و می شود. ( خیلی امام پرهیز داشت) اصرار کردم گفتم شما هستید که این پرچم را به دست صاحبش می دهید؟ یا شخص دیگر؟ بعد از اصرار من، امام فرمودند: نه من نیستم. بعد از من کسی خواهد آمد که پرچم را به دست صاحب اصلی اش خواهد داد. البته آیت الله پناهیان هم سخنرانی دارند که فکر کنم گفته اند من با نشانه هایی یقین دارم که حضرت آیت اله خامنه ای عزیز مد ظله العالی سید خراسانی هستند. می خواستم بپرسم نظر جنابعالی چیست؟ با تشکر و عرض پوزش از این که وقت ارزشمند شما را گرفتم. خدا یار و یاورتان باشد. والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. ولی معتقدم انقلاب اسلامی به سوی نور حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» پیش می‌رود و انقلاب اسلامی یک قدم، بیشتر تا حاکمیت امام معصوم فاصله ندارد. موفق باشید

19612
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز ۳ سوال دارم. ۱. راهکار عملی رسیدن به بیداری و یقظه چیست هر چیزی بگویید انجام می دهم به توفیق الهی. حب بطوء هم دارم برایم وقتش مهم نیست. ۲. آیا شما تعداد خواندن جوشن کبیر را می دانید که به حظ ان رسید. مثلا هزار بار یا هر شب تا چند سال. ممنونم استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان در درک معارف الهی مثل معرفت نفس و معرفت ربّ، قدم گذارد و در کنار آن رعایت تقوای الهی و حرام و حلال آن را انجام داد، خداوند او را به یقظه و شعوری خاص می‌رساند تا بتواند حق را از باطل تشخیص دهد و عباداتش کیفیت پیدا می‌کند در آن حال، یک‌بار ذکر اسماء الهی در مناجاتی مثل جوشن کبیر غوغا خواهد کرد. مگر حضرت یونس«علیه‌السلام» بیش از یک‌بار عرضه داشتند: «لا إله الاّ انت سبحانک انّی کنت من الظالمین» که حضرت حق اجابت فرمود و او را از آن ظلمات نجات داد؟! بیشتر به کیفیت عبادات فکر کنید. موفق باشید

19004

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: بنده طلبه پایه نهم حوزه هستم و دروس حوزه رو با جدیت دنبال می کنم. در کنار درس، کانونی در مسجدمان احداث کرده ایم با ظرفیت بسیار بالا که از نظر فضا حدود 2000 متر فضا برای کار فرهنگی و دینی در اختیار داریم. سالهای قبل تر برنامه های فرهنگی مان به روش سنتی اداره می شد تا اینکه با ده نکته حضرتعالی آشنا شدیم بعد از چند مرتبه استماع صوتها مطالب را طی 14 جلسه برای دوستان ارائه کردیم و پس هر جلسه فایلهای حضرتعالی را برای مزید اطلاع در اختیارشان قرارشان قرار دادیم. حال مساله این است ما که هدفمات تربیت دینی به معنی تام کلمه (که علاوه بر اینکه در عرصه اعتقاد و عمل دینی و عرفانی مشکلی نداشته باشد بلکه بتواند از ظرفیت انقلاب برای تحقق آرمان های مهدوی اقدام نماید) می باشد چه سیر مطالعاتی و مباحثاتی از میان کتب و جزوات شما داشته باشیم تا اولا بتوانیم به هدفمان رسیده و ثانیا در کمترین زمان ممکن باشد (زیرا دنبال کردن همه مباحث در سیر مطالعاتی مذکور در سایت نیازمند زمان زیادی است که امکانش برای تمام مخاطبان ما وجود ندارد. لب کلام اینکه چه کنیم درست ترین مسیر را در کوتاهترین زمان ممکن طی کنیم) از راهنمایی های شما کمال تشکر را داریم. بنده و مجموعه دعاگوی شما هستیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که بعد از «برهان صدیقین» بحث «معاد» را دنبال کنید و در کنار آن کتاب «انقلاب اسلامی؛ بازگشت به عهد قدسی» را مدّ نظرها قرار دهید. موفق باشید

18902

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: عمده مسله در بیوگرافی علامه حسن زاده غور در کتب و علوم بودن هست و کمتر از مباحثه کتب است چه نکته ای دارد که هر جای زندگی علامه حسن زاده می خوانیم فقط از صبح تا شب زانو زدن پیش استاد تا شب، شب هم تا دیر وقت مطالعه دوباره فردا همینجوری، مسله اینه که آیا می توان گفت با استادی خوب کتب را فرا گرفتن و خوب عمق گرفتن در آن کتاب و با تفکر و توسل علامه مشربی بشویم آخه کسی مثل علامه استنباط می شود بخواهد دروسی که از صبح تا غروب می رفت مباحثه کند به همان نحوی که الان میگن می بایست یک در میان حداقل کلاس می رفت آیا درسته در نبود هم مباحثه ایی در این مسیر فراگیری علوم علامه مثل ایشان درس بخوانیم یعنی یک ساعت درس یک ساعت تفکرش بعد مطالعه و دوباره قبل کلاس بعدی پیش مطالعه و توسل، حضرت عالی چه توصیه ایی می‌فرماید که بنده در این زمان علامه مشربی درس بخوانم چون شنیدم از سید جلال آشتیانی که تا سی به فصوص الحکم در سیر رسیدید به فهم عمیقش میرسی وگرنه ممکن نیست، ثانیا آیا این نظر هم می شود توضیح دهید چه سری داره سی سالگی؟ خدا خیرتان دهد خیلی گیچ شدم با جوابتان ارومم کنید. ان شاالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره اگر بخواهیم به عمق هر علمی برسیم باید رویکردمان رویکرد تعمّق در آن علم باشد و هنر علامه حسن زاده تعمّق در آن چیزی است که خواسته‌اند بدانند. حال هر چه شرایط آماده‌تر باشد بهتر است. موفق باشید

18792

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت خدمت استاد بزرگوار و شاگردان با اخلاص ایشان. استاد بنده جوانی هستم که مطالعات پراکنده و کم دارم و لذا رنج می برم از این عادت بد و تکراری. دوست دارم تغییری در خود ایجاد کنم و سیر مطالعات خود را به صورت اصولی و به درد به خور در زندگی بکنم لذا می خواهم مطالعات قرآنی بکنم ولی نمی دانم از چه کتب تفسیری شروع کنم که قابل فهم و ساده باشد. سوال بعدیم هم اینه که لطفا در مورد کتاب معراج السعادت که به زبان ساده و امروزی ویرایش شده رو بفرمایید. از شما التماس دعا دارم. یا زهرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرایضی در جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» که بر روی سایت هست، شده است. خوب است قبل از ورود به تفسیر المیزان چند سوره مثل سوره‌های عنکبوت و قصص و روم و زمر را گوش بدهید تا آمادگی ارتباط با زبانِ المیزان فراهم شود. اگر ابتدا قبل از آن بحث «ده نکته در معرفت نفس» را همراه با شرح صوتی آن کار کنید، بهتر ارتباط شما با مباحث برقرار می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی