باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن مبتنی بر سخن ملاصدرا است که میفرماید: «هر علم حصولی مسبوق به علم حضوری است». یعنی وقتی شما با چیزی روبهرو شدید نفس ناطقه صورت آن را در شما ابداع میکند و شما با علم به آن صورت که به صورت حضوری نزد شما است، علم به آن چیز پیدا میکنید که در بیرون است، زیرا ابزارهای حسّی ما علت معدّه هستند تا نفس به عنوان علت حقیقی صورت مناسب شیئ بیرونی را در ما ابداع کند. در این مورد کتاب «معرفتِ نفس و حشر» را دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- معلوم نیست که بتوان ایننوع خوابها را بیاعتبار دانست باید به اشارات و محتوای آنها نظر کرد 2- نمیتوان ایمان اضطراری فرعون در آن حالت را، ایمان به معنای قبول قلبی دانست 3- چیزی در این مورد نمیدانم ولی قرائتهای مختلف از آیات به معنای تحریف قرآن نیست 4- هر دو بزرگوار انسانهای ارزشمندی هستند. جناب آقای یزدانپناه چنانچه مباحثشان را دنبال فرمایید ملاحظه میکنید با دستهبندیهایی که کردهاند و ارجاعاتی که میدهند، برای تعلیم میتواند بهتر باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نور را به عنوان مثال عرض میکنم تا موضوع به ذهن نزدیک شود، ولی اصل برهان یک کلمه بیشتر نیست و آن عبارت است از اینکه اگر کسی معتقد باشد موجوداتی در خارج هست یا آن موجودات باید عین وجود باشند و یا به عین وجود ختم شوند و اشکالات آقای دکتر یثربی مربوط به این موضوع نمیشود و عرض بنده در کارنکردن در زمینهی شکاکیت به معنای شناخت آن تفکر نیست، منظور آن است که عدهای وقت گذاشتهاند در موضوع نقد شکاکیت و مباحثی را در نقد آن دارند، بنده به آن روش معتقد نیستم، به همان روشی که در جوابهای متعدد عرض کردم معتقدم. و اساساً بحث شکاکیت یک موضوع فلسفی نیست، بلکه بر سر درِ تفکر فلسفی و عرفانی نوشته؛ هرکس هنوز موضوع شک خود را حلّ نکرده وارد نشود. لذا همانطور که در جواب یکی از سؤالات عرض کردم جایی برای ادامهی بحث نمیماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کلیسا پس از چندی از جوابگویی به بشری که باید با نور حضرت محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» و مکتب اسلام تغذیه کند، باز ماند و با بعثت حضرت پیامبر«صلواتاللّهعلیهوآله» بدون بهرهگیری از اشارات توحید محمدی«صلواتاللّهعلیهوآله» بر همان آموزههای قبلی خود تأکید نمود و عملاً به مدت چند قرن مسیحیانی را مدیریت میکرد که زندگی را در تشبه به حضرت مسیح به صورت تارک الدنیا میفهمیدند و با جنگهای صلیبی و به انتهارسیدنِ آن، که داستان بسیار پیچیدهای دارد اروپا با صورت دیگری از زندگی خواست، خود را شروع کند و این اروپا، اروپایی است که دیگر معنی زندگی را در سادگی گذشته دنبال نمیکرد و لذا نتوانست به کلیسایی که با غفلت از اسلام از زمانه عقب افتاده بود، هماهنگی داشته باشد. همچنانکه نتوانست به آموزههای جامع اسلامی رجوع کند و در مقابل آن تفریط یعنی دنیاگریزی، افراطِ دنیاطلبی را پیشه کرد و این همان روحی است که امثال فرانسیسبیکن در دل آن تولد میشود و جلو میرود. موفق باشید
سلام علیکم اینجانب با رضایت قلبی همسرم می خواهم در اعتکاف شرکت کنم اما دوستی گفته برای تو شوهرداری از هر مستحبی واجب تر است بین امر خوب و خوب تر - خوب تر را انتخاب کن و در خلوت با خدا مناجات کن این مسئله را به همسرم گفتم ولی وی ترجیح می دهد به اعتکاف بروم سوال من این است که آیا در هر مسئله عبادی و حتی رفتن به زیارتگاهها که همسرم شرایط برایش فراهم نمی شود و ازاین لحاظ با رفتن من مشکلی و مخالفتی ندارد اینجانب نباید شرکت کنم2- چرا ما زنها نباید پیشنهاد دهنده امور مستحبی و یاد آوری اعمال واجب به همسرمان باشیم؟3- گاهی گناهانی مرتکب می شوم و بعد زود پشیمان می شوم از این رفتارم خسته شدم چه کار کنم ؟ با تشکر
باسمه تعالی علیک السلام: 1- در هر صورت وقتی مطمئن هستید شوهرتان راضی است که به اعتکاف بروید، چرا از عملی اینچنین با برکت استفاده نکنید؟ ولی عنایت داشته باشید که رضایت قلبی شوهر برای شما کارساز است، لذا اگر احساس کردید بیشتر دوست دارند در کنارشان باشید این به سرازیزی رحمت خدا برای شما نزدیک تر است. 2- این طور نیست که زنان نباید به همسرشان امور مستحب و واجب را متذکر شوند، بلکه بهترین زنان، زنانی هستند که در امور آخرت به شوهرانشان کمک کنند. 3- همینکه پس از گناه زود پشیمان میشوید لطف خدا است. شیطان شما را گرفتار گناه میکند تا از ادامهی دینداری مأیوس شوید، شما متوجه لطف خدا شوید که نمیخواهد گناهکار بمانید، شما را متذکر بدی گناه میکند تا مفتخر به توبه شوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم همهی این صفات را میتوان برای آقای مجتهدی قائل شد که ایشان انسانی الهی و نورانی بودند و جان پاکی داشتند و مراقب خود بودند و در میان مردم موجب نزول برکات میشدند. بحث بر سرِ توحیدِ عارف و کرامتِ اهل کرامت است. آنچه میتوان گفت اهلِ کرامتبودنِ ایشان است تا آنکه بخواهیم ایشان مثل امثال علامهی قاضی و یا علامهی طباطبایی و یا حضرت امام، اهلِ عرفان باشند. موفق باشید
