بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27437

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان. التماس دعا داریم از حضورتون در این روزهای پایانی شعبان آلودیم. استاد جان مدتی است دارم به جلسات استاد امینی خواه در خصوص کتاب آنسوی مرگ که تجربه نزدیک به مرگ ۳ نفر رو تشریح میکنند، گوش میدهم. ایشان علاوه بر خواندن متن کتاب ، مبانی روایی و قرآنی رو با عنایت به دیدگاه های ملاصدرا و حضرت امام رحمت الله علیه، مطرح می کنند، استاد خیلی مایلم نظر شما رو در مورد این جلسات بدونم، اگر هم گوش ندادید ایام کرونایی فرصت خیلی خوبیه. چون خیلی ها دارن گوش میدن این جلسات رو و میخوان نظر شما رو هم بدونن. ایشون دارن کتاب سه دقیقه در قیامت رو هم شرح میدن علت بالای ۵۰ جلسه برگزار شده.متشکرم آدرس شرح کتاب آنسوی مرگ : http://roshangari.ir/group/58979-%D8%A2%D9%86%20%D8%B3%D9%88%DB%8C%20%D9%85%D8%B1%DA%AF
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده یکی از جلسات ایشان را گوش دادم. بحمداللّه با مبانیِ حِکمی و روایی سخن می‌گفتند. موفق باشید

26842

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من تازه با شما آشنا شدم سوالی دارم منظور این حدیث چیه: امام صادق عليه السلام: ما مِنْ عَبْدٍ اَسَرَّ خَيْرا فَذَهَبَتِ الاَْيّامُ اَبَدا حَتّى يُظْهِرَ اللّه ُ لَهُ خَيْرا وَ ما مِنْ عَبْدٍ يُسِرُّ شَرّا فَذَهَبَتِ الاَْيّامُ حَتّى يُظْهِرَ اللّه ُ لَهُ شَرّا؛ [بحار الأنوار، ج 72، ص 282، ح 4.] هر بنده اى كه خيرى را پنهان كند، با گذشت زمان خداوند خيرى را از او آشكار مى سازد و هر بنده اى كه شرّى را پنهان كند، با گذشت زمان خداوند شرى را از او آشكار مى گرداند. در خصوص نیات بدی که در دل ماست و پنهان هست و طبق این حدیث یه روز آشکار میشه چه کنیم؟ بالاخره افکار و نیات بد هم داریم دیگه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور آن است که تا می‌‌توانید خوبی‌های خود را به رُخِ بقیه نکشید. خداوند خودش آن کار را می‌کند و از آن طرف تا می‌توانید بدیِ کارهای بد و گناه را انکار ننمایید، وگرنه خداوند خودتان را گرفتارِ آن بدی‌ها می‌کند. موفق باشید

26758

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام جواب سوال ۲۶۶۹۷ در مورد روایات در مورد قم بود که جوابش در سایت نیامده همچنین به ایمیل بنده هم ارسال نشده است. احتمالا ایمیل بنده خراب است چون قبلا هم جواب های شما نیامده. لطف کنید جواب را در ایمیل جدید که فرستادم بفرستید. ممنون از زحمات شما. hamedjavarani@chmail.ir
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد. کافی بود سری به سؤالات بزنید. موفق باشید

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالا دفع فتنه از قم از جنبه‌ی فکری باشد و ان‌شاءالله همین مشکلات موجب عزت بیشتر اسلام از طریق قم می‌شود. در این مورد جناب آقای محسن قنبریان نکات خوبی را مطرح فرمودند که همراه با نظر این حقیر خدمتتان ارسال می‌نمایم. موفق باشید. امیدی که در رفع کرونا در پیش است

با سلام: سخنان جناب آقای محسن قنبریان، که ذیلا ملاحظه می کنید. قصه‌ی تفکرِ توحیدی است که در این روز و روزگار باید در آن مستقر شد تا نه‌تنها از بلیّه‌های دورانِ خود عبور کنیم، بلکه تاریخِ توحیدی این زمانه را به ظهور آوریم و به گفته‌ی ایشان: «حالا وقتش رسیده که "علم را اگر در ثریا باشد به زمین آورد" وآبروی مذهب حقش کند.» آری! تاریخ، تاریخِ فرار از طبیعت نیست، تاریخِ رجوع به طبیعت است تا با روحیه‌ی توحیدی، خداوند راه‌های زندگی‌کردن در این زمانه را در دلِ همین علم به ما عطا کند تا نه‌تنها از سیطره‌ی استکبار که به نام علم می‌خواهد بشر را اسیر کند آزاد شویم؛ بلکه در دلِ عقلِ تکنیکی راه‌های زندگیِ جمع بین آسمان و زمین را به بشریت متذکر شویم. خدا را شاکرم که اندیشمندانی همچون جناب آقای محسن قنبریان متذکر  نگاهِ توحیدیِ دقیقی که مربوط به این زمان و زمانه است، را پرورانده است. طاهرزاده

دعای انقلابی برای رفع کرونا

حتما شما هم در شبکه های مجازی این روزها با دستورالعمل های عبادی برای دفع کرونا از اساتید عرفان گذشته ومعاصر مواجه شده اید. ختم زیارت عاشورا شبیه سامراء سابق و دفع وبا؛ نماز جعفر طیار و دعای نور، حرزهایی برای آویزان در خانه و...

مٲثور از آنها قطعا خوب اند و مجرَّب.

با همین تضرعات، سابقا خداوند دفع بلاء از کشور اهل ایمان کرده و به مومنین آبرو داده؛ تا جامعه ایمانی از کفر، در انظار تفاوت کند.

اما الان زمان دیگری است، ودعای برتری لازم است.

تفاوت "کرونا امروز" با "وبای دیروز"، به قدر تفاوت "ایران انقلابی" با "سامرای مستعمره دیروز" است!

جامعه، با مسلمان شدن "صورتی نو" می پذیرد. با تشیّع، "فعلیّتی برتر" می گیرد. با اسلام ناب وتشیع راستین، "تعالی" می گیرد.

در جای خود ثابت است که هر موجود، فیوضات ربّ را با "صورت اخیر" و "فعلیت آخر" خود جذب می کند: نبات با فعلیتِ نباتی اش، چیزی جذب می کند که جماد نمی تواند آنرا جذب کند. انسان، با فعلیتِ عقل و نطقش، فیضی می گیرد که حیوان از آن بی خبر است.

حال جامعه ای که از دوگانه پرستی در آمد و مسلمان شد؛ از اسلامِ فتوحات، بالا آمد و اسلام اهلبیت (ع) را پذیرفت؛ البته چله ی زیارت عاشورایش دفع وبا می کند.

اگر از تشیع انقلابیِ علی (ع) و حسین (ع) بهره بُرد و بر یزیدها شورید، مقابل سفیانی ها ایستاد؛ البته "فعلیت برتری" یافته وفیض بالاتری باید جذب کند. آن فیض برتر چیست؟

حالا وقتش رسیده که "علم را اگر در ثریا باشد به زمین آورد" و آبروی مذهب حقش کند.

بازهم با زیارت عاشورا، نماز جعفر طیّار واستغاثه به امام عصر (ع) چنین می کند. اما نه در رویکرد عام الفیل و عبدالمطلب؛ که شترانش را طلب کند وبگوید: خانه، خود صاحب دارد!

بلکه در رویکرد محمد (ص) و وارثانش؛ که، مومنین (بأیدی المومنین) را جای ابابیل نهد. "اعجاز سجیل" را در "ما رمیت اذ رمیت" بیاورد. حالا، تیرِ کمان مومن، کار سجیل ابابیل می کند. (دقت کنید)

وقتی رئیس دانشگاه بقیة الله ازکلید خوردن سه پروژه برای درمان قطعی ویروس کرونا خبر داد؛ و وزیر بهداشت در پاسخ پیام تشکر رهبر انقلاب گفت: "بی تردید با به زانو درآوردن هرچه زودتر بیماری، جهانیان را شگفت زده می کنیم"؛این فعلیت آخر را در فرزندان خمینی دیدم.

انقلاب خمینی برای جمع دین و دنیا و علم و معنویت آمد و خود را مقدمه تمدن مهدوی خواند. پس دیگر بالاتر از اعجازِ دفع وبا  "از سر مومنین"، باید طلب کند. باید فیض آسمانی علم را جذب کند و بوسیله مومنین انقلابی، کرونا را "از سر بشریت" رفع کند.

این هم دعا واستغاثه شما را می خواهد. ⬅️حالا دیگر فقط برای اعجازِ بی اثر کردن ویروس بین مومنان دعا نکن؛ برای پرچم داری ایران انقلابی در حلّ این بلیه ی جهانی دعا کن ؛ که نظرها را به حقانیت این راه و آن مذهب جلب خواهد کرد.

25240
متن پرسش
سلام: در بحث حرکت جوهری، یه جا گفتید مربوط به عالم ماده است، یه جا گفتید جوهر نفس هم داریم. این یعنی روح انسان، جوهر محسوب می شود. ۱. اونوقت بروز تدریجی صفاتی مثل بخشندگی، صبر و رضایت، و نقطه مقابل اون، بروز تدریجی صفاتی مثل بخل، جزع و طمع، اعراض این جوهر محسوب میشه؟ یعنی یه آدم، جوهر نفسش را بواسطه عدم هماهنگ نمودن تشریع با تکوین (هویت تعلقی خویش که عین ربط و اتصال است)، در حیوانیت کامل می کند و یه آدم دیگه، جوهر نفسش را بواسطه هماهنگ نمودن اعمال عبادی با تکوینش، در مسیر الهی و رسیدن به مقام نفس ناطقه خودش، کامل می کند. درست فهمیدم؟ ۲. حرکت جوهری (تغییر و دگرگونی) برای روح انسان، باعث نقض مجرد بودن روح انسان نمیشه؟ آخه لحظه به لحظه نفس انسان در حال تغییر و دگرگون شدنه و مثلا اگه من امروز شما را ملاقات کنم، و فردا هم دوباره ملاقات کنم، عقل شما من را همان شخص می شناسد، ولی حقیقت این است که من طی گذشت این یک روز، دستخوش تغییرات و دگرگونی های زیادی در نفس خودم شده ام به طوری که دیگر نفس سابق نیستم، از طرفی، خدا هم آن خدای سابق نخواهد بود، چرا که وقتی من تغییر کنم، چطور ممکن است هستی دهنده من (آن وجودی که دائما در حال صدور فیض است تا هست بودن من، پابرجا بماند)، تغییر نکند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! چون نفس انسان به بدنش تعلق دارد از حرکت جوهری بدن متأثر می‌شود، البته تا زمانی که با این بدن مادی به‌سر می‌برد. ۲. نفس ناطقه در ذات خود مجرد است و به همین جهت متوجه می‌شود که امروز همان انسان دیروز است در عین آن‌که به جهت تعلق به بدن، تغییراتی هم داشته ولی در بستر نفس ناطقه‌ی مجردش. موفق باشید

23207
متن پرسش
سلام خسته نباشید: بنده سوالی داشتم از خدمتتون من تا ۲۰ سالگی بخاطر دینی که از پدر و مادرم به من رسیده بدون تحقیق دین اسلام رو پذریفتم و به آن تا حدودی عمل کردم. الان نیاز دارم از صفر تحقیق کنم و خودم به نتیجه برسم چه دینی بهتر است و در حال حاضر تمام تصمیماتم رو عقلانی می گیرم و حرفم اینه انسانیت از هرچیزی بهتر است. خواستم ببینم در خصوص این امر کتابی هست معرفی کنید بنده مطالعه داشته باشم برای تحقیق یا خیر. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر خوبی به سرتان زده است و فکر من آن است که بد نیست با کتاب «آشتی با خدا» که بر روی سایت هست، شروع کنید. سعی بنده در آن کتاب این بوده که مخاطب کتاب امثال جنابعالی باشند. موفق باشید

22890

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنده با همکاری یکی از دوستان به لطف خداوند مدتی است که شروع کردیم به استخراج قوانین الهی از دل کتاب و سنت. تا به حال دو تا از این قوانین استخراج شده. می خواستم لطف بفرمایید نظرتون را بفرمایید. ۱. قانون هجران اگر در دنیا عاشق چیزی یا کسی شوید، آن را از دست خواهید داد. اگر علاقه و محبت انسان به چیزی یا کسی غیر از خدا و یا در غیر از مسیر خدایی از حد بگذرد و جنبه افراطی پیدا کند و خداوند قصد هدایت آن شخص را داشته باشد، آن چیز یا آن کس را از او خواهد گرفت. دلیل نقلی در قسمتی از حدیثی شریف حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: ...والْهِجْرَانُ عُقُوبَةُ الْعِشْقِ... (بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏75 / 11). در معنای واژه عشق در کتب لغت اینچنین آمده است: "يدلُّ على تجاوُزِ حدِّ المحبَّة" ( مقاییس اللغه، ج4،ص 321) و " فرط الحب‏" (لسان العرب، ج10،ص 251) و " هو تجاوز الحد في المحبة " ( مجمع البحرین،ج 5، ص 214) حضرت علی (علیه السلام) در نهج البلاغه می فرمایند: "من‏ عشق‏ شيئا أعشى بصره، و أمرض قلبه. فهو ينظر بعين غير صحيحة، و يسمع بأذن غير سميعة، قد خرقت الشّهوات عقله، و أماتت الدّنيا قلبه، و ولهت عليها نفسه. فهو عبد لها و لمن في يده شي‏ء منها، حيثما زالت زال إليها، و حيثما أقبلت أقبل عليها، لا ينزجر من اللَّه بزاجر، و لا يتّعظ منه بواعظ. كسى كه عاشق چيزى شود، چشم خود را كور و قلب خود را بيمار كرده است. عاشق با چشمى نادرست مى‏ بيند و با گوشى ناشنوا مى ‏شنود، شهوات عقل او را از كار مى‏ اندازد، و دنيا قلب او را مى‏ كشد، و نفس او خواستار بى‏ چون و چراى آن مى‏ شود. عاشق دنيا بنده دنيا مى ‏شود، و بنده كسانى كه چيزى از دنيا در دست دارند، دنيا به هر طرف رود او نيز به همان طرف مى‏ رود، و به هر جا رو كند به آنجا رو مى‏ كند، هيچ بازدارنده ‏اى خدايى او را از بدى باز نتواند داشت، و از هيچ اندرزگويى اندرز نتواند گرفت." ( الحياة / ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 299) با توجه به فرمایش حضرت مشخص می شود در صورتی که شخص عاشق چیزی یا کسی غیر از خدا و در غیر از مسیر خدایی شود چون چشم و گوش او کور و کر می شود و هیچ اندرزی در او اثر گذار نیست اگر خداوند قصد هدایت او را داشته باشد او را از عشقش جدا خواهد کرد تا مقدمات هدایت در او فراهم شود. ۲. قانون عالم واقع اگر بر خلاف قوانین تکوینی یا تشریعی عالم عمل کنید از شرور در امان نخواهید بود. (از هدفی که برای آن خلق شده اید دور خواهید شد) دلیل نقلی در آیه 37 سوره قصص خداوند می فرمایند: «... إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُون» برای فهم بهتر این آیه ابتدا مفردات آن را بررسی می کنیم. فلح : هو النجاة من الشرور و إدراك الخير و الصلاح. (التحقیق، ج9، ص133) برای فهم معنای فلاح باید معنای شر را نیز بررسی کنیم. شر : هو ما يقابل الخير، و قلنا في الخير: إنّه عبارة عمّا يختار و ينتخب و يكون له رجحان و فضل. فالشرّ ما يكون مرجوحا و لا يتمايل الى اختياره و انتخابه. فالخير في الحقيقة: ما فيه نفع و حسن أثر و صلاح. و الشرّ ما فيه ضرر و سوء اثر و فساد. (التحقیق، ج 6، ص 35) و در کتاب کلیدهای شخصیت در تعریف شر آمده است: چیزی که انسان را از هدفی که برایش خلق شده است دور می کند. پس فلاح به معنای نجات از شرور یعنی نجات از چیزی است که انسان را از هدف خلقتش دور می کند. حال واژه ظلم را بررسی می کنیم. ظلم : هو إضاعة الحقّ و عدم تأدية ما هو الحقّ، سواء كان في مورد نفسه أو غيره أو في حقوق اللّه المتعال، و بالنسبة الى ذوى العقلاء أو غيرهم، و في حقوق مادّيّة و معنويّة أو روحانيّة. (التحقیق،ج7،ص171) برای فهم بهتر معنای ظلم باید معنای حق و معنای تضییع را بررسی کنیم. حق : هو الثبوت مع المطابقيّة للواقع. (التحقیق، ج2، ص 262) الضيعة: الضياع. أعني الهلاك. ( مجمع البحرین، ج 4، ص 366) پس معنای ظلم یعنی واقع را از بین بردن و خلاف واقع عمل کردن. در تایید این معنا در بعضی کتب لغت در تعریف ظلم آمده است: ظلم: وَضْع الشي‏ء في غير موضِعه. (لسان العرب،ج12،ص373) و این یعنی خلاف واقع عمل کردن. و از آنجایی که عالم واقع از قوانین تکوینی و تشریعی تشکیل شده است، پس خلاف واقع عمل کردن یعنی خلاف قوانین تکوینی یا تشریعی عمل کردن. در نتیجه اگر کسی برخلاف قوانین تکوینی یا تشریعی عالم عمل کند، از شرور در امان نخواهد بود. ممنونم از وقتی که گذاشتید. خدا خیرتان دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کار خوب و ارزشمندی را دنبال می‌کنید. إن‌شاءاللّه در این مسیر به جایی می‌رسید که متوجه خواهید شد لغات، در هر فرهنگ و قومی روحِ مخصوصی را در تاریخ خود دارد که علمِ إتیمولوژی آن را متذکر می‌شود. خوب است در این مورد مباحثی از اتیمولوژی را نیز دنبال کنید. موفق باشید

22844
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد جناب علامه طباطبایی در تفسیر آیات ۳۳ و ۳۴ سوره مائده می فرمایند: «ذلك لهم خزى فى الدنيا و لهم فى الاخرة عذاب عظيم» بعضى از مفسرين به اين جمله استدلال كرده اند به اينكه صرف جارى كردن حد الهى كه يا قتل است و يا بدار آويختن و يا قطع دست و پا و يا نفى بلد، باعث نمى شود كه عذاب آخرتى مجرم بر طرف شود و اين استدلال تا حدودى حق است. «الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم...» يعنى مگر آن محاربى كه قبل از دستگيرى توبه كرده باشد، و اما بعد از دستگير شدن و قيام دو شاهد بر اينكه او شمشير كشيده ، و يا كسى را كشته ديگر توبه حد شرعيش را بر نمى دارد، و اما اينكه فرمود: (فاعلموا ان الله غفور رحيم) كنايه است از برداشته شدن حد از آنان در آن صورت كه قبل از دستگيرى توبه كرده باشد پس در واقع اين آيه از مواردى است كه مغفرت به غير امر اخروى تعلق گرفته، (چون معنايش اين است كه چنين كسى در صورتى كه توبه كند لازم نيست خود را به محكمه معرفى نموده، و اقرار به قتل كند، تا حاكم حكم اعدامش را صادر و اجراء كند، تا گناهش آمرزيده شود، بلكه همينكه خود و خدا توبه كند حدش آمرزيده و يا ساقط مى شود). سوال ۱: یعنی حکم اسلام این است که اگر کسی فردی را کشت و حاکم نتوانست او را شناسایی و دستگیر کند و آن فرد قاتل توبه کرد دیگر حد قصاص از او ساقط می شود و آمرزیده می شود؟ سوال ۲: اگر اینطور است این با قسمت اول که می فرمایند جاری شدن حد قاتل در این دنیا باعث برداشته شدن عذاب الهی نمی شود منافات دارد. چون قسمت اول خداوند با غضب خودش ظهور دارد و خبری از رحمت او نیست که حتی بعد از جاری شدن حد الهی عذاب آخرت در سر جای خود باقی است. ولی در قسمت دوم نهایت غفران و مغفرت خدا را می رساند که اگر قاتل قبل از دستگیری توبه کند حدش بخشیده می شود. این تناقض برایم حل نشده. ممنون از پاسخگویی شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال اگر طرف توبه کند عذاب آخرتی از او برداشته می‌شود، چه بعد از قصاص توبه کند و چه قبل از آن. عمده توبه به معنای رجوع به حق است جهت طلب مغفرت از حضرت ربّ العالمین. موفق باشید

21896
متن پرسش
با عرض سلام و تشکر: ۱. سوالم این است که آن سه دسته ای که در رساله الولایه علامه (ره) بیان شده است قابل تغییرند یعنی افراد می توانند از دسته اول مثلا خود را به دسته دوم برسانند؟ اگر جواب مثبت است که پس چرا فرمودید با این دسته اصلا نمی توان برخی صحبتها را کرد و برخی توقع ها را داشت پس چگونه رشد کنند؟ اگر هم قابل تغییر نیستند که پس بحث رشد جامعه و زمینه سازی برای ظهور زیر سوال می رود. (قرار گرفتن در هر دسته مربوط به عوالم گذشته هم هست؟) 2. استاد روح حیوانات بعد از کشته شدن چه سرنوشتی دارند؟ آیا بین حیوانی که برای قربانی ذبح می شود با سایر حیوانات بعد از کشته شدن فرقی هست؟ 3. استاد جمادات در عوالم گذشته در حد خودشون انتخابهایی (در پذیرش ولایت) داشته اند که کاربردشان در این عالم حاصل آن انتخاب باشد؟ با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تا آن افراد در آن شرایط باشند نمی‌توانند متوجه‌ی بعضی از حقایق شوند تا انسان بخواهد برای آن‌ها به آن حقایق اشاره کند. ولی اگر به خود آمدند و اصراری بر اندیشه‌ی قبلی خود نداشته باشند، موضوع فرق می‌کند. 2- روی هم رفته روح حیوانات در عالم برتر حاضر می‌شوند ولی عموماً همه‌ی انواع هر نوعی یک روح هستند مثل آن‌که همه‌ی گوسفندان، یک گوسفندند 3-  شاید بتوان این‌طور گفت. زیرا انتخاب‌های جزئی در حیوانات دیده شده است. موفق باشید

20615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد توانا: سوال بنده از شما این است که چگونه می توان از طریق عقلی اثبات کرد که ما علاوه بر بعد جسمانی، بعد روحانی هم داریم؟ به عبارت دیگر اثبات کرد که علاوه بر جسم، وجود مجردی داریم که حیات جسمی ما به آن وابسته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح آن عرایضی در این مورد شده است. خوب است به آن رجوع شود. یا اگر به طور مفصل‌تر خواستید به شرح صوتی 75 جلسه‌ای کتاب «معاد» که هر دو کتاب و شرح ده نکته بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

20448

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1. اسم الله جزو اسماء وصف است؟ 2. کشف ذوقی ظهور چه اسمی است؟ 3. برای داشتن این کشف تا کجا باید بالا رفت؟ 4. شنیدن تسبیح ملائکه مربوط به کدام عالم و چه مرتبه ای از کشف است؟ همینطور تسبیح موجودات 5. اینکه معرفت به ذات نه در توان عقل است و نه در توان قلب بالاخره ما در این حد که ذاتی هست که جامع صفات است و نامحدود که شناخت داریم. مقصود از عدم شناخت چیست؟ شناخت بی واسطه است؟ یعنی بر خلاف اسماء که امکان شناخت بی واسطه اما نسبی را دارند امکان شناخت بی واسطه اینجا نیست. درست است جناب استاد؟ می شود توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اسم اللّه اسمی است که جامع همه‌ی اسماء است. پس در هر صورت، اسم اللّه نیز اسم است 2- «کشف ذوقی» همان کشف است که در مسیر سلوک، به نور اسم ظاهر برای سالک پیش می‌آید 3- این ربطی به ما ندارد، خدا باید ما را جلو ببرد 4- در هر مرحله از «کشف» این پیش می‌آید که وحدت بر کثرت همچنان غالب می‌شود 5- منظور، معرفت حضوری است. موفق باشید

20231
متن پرسش
درود بر آقای طاهرزاده: بنده از این که خداوند واجب الوجود است و من ممکن الوجود چندان راضی نیستم و اندکی دچار حسادت نسبت به خدا هستم چند سوال دارم 1. آیا شیطان صرفا به آدم حسادت داشت یا نسبت به خدا هم حسادت داشت؟ 2. آیا این حسادت موجب می شود مقام من در قیامت بدتر از شیطان باشد؟ 3. با توجه به اینکه به واجب الوجودی دست پیدا نمی کنم و تا ابد ممکن الوجود خواهم بود و هر گونه حیات ممکن الوجودانه برایم قابل تحمل نیست این امکان فراهم است که در صورت درخواستم، خداوند عدم محض به من عطا کند تا بیش ازین شاهد برتری او بر خویش نباشم؟ 4. اگر درخواست عدم میسر نیست راهکار برای رفع این حسادت به خدا چیست؟ خواهشا هر چهار سوال را دقیقا پاسخ گویید و ما را ازین گرداب نجات دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان معرفت لازم از خدا داشته باشد، تنها او را مقصد و معبود می‌یابد و لذا همواره در تلاش است که موانع قرب به او را با زیرِ پاگذاردن خودبینی‌ها و خودخواهی‌ها رفع کند. موفق باشید

19037

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: مطالعات همون طور که در برنامه سایت هست ابعاد مختلفی داره، من توی بعد معرفت نفس پیش رفتم، حالا میخوام در کنارش ابعاد مختلف دیگه من جمله امام شناسی، مهدویت و انقلاب رو هم پیش برم. آیا میشه همه رو در عرض هم پیش رفت، اگه بله برای بحث امام شناسی و مهدویت از کجا شروع کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بعد از «معاد» به «امام‌شناسی» و «مهدویت» بپردازید بهتر است ولی مباحث «انقلاب» را در هر موقعی می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید

17839
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: از آن جایی که یک انسان موحد وقتی که درخت یا کوه را می بیند در واقع حضرت حق را می بیند اولا آیا انسان موحد وقتی که بالفرض فرش یا اتومبیل را هم که می بیند باز حضرت حق را می بیند؟ ثانیا انسان موحد سایر مردم را می بیند به اعتبار جسم و فیزیک بدنی آنها حضرت حق را می بیند یا به اعتبار نفس یا روح آنها خدا را می بیند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مخلوقات عالم را از آن جهت که خداوند خلق کرده همه آینه‌ی نمایش خالق‌شان می‌باشند، ولی واقعیت امور اعتباری مثل فرش و ماشین، صورت ذهنیات بشرند. موفق باشید

14890
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و گرانقدر برخی از آشنایانم که در اروپا زندگی می کنند می گویند: در اروپا صمیمیت و دلسوزی مردم نسبت به یکدیگر و ما بالا است و در اروپا نظم بالایی است در جواب چه بگویم. سپاس فراوان پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً همین‌طور است. ولی فراموش نکنید که این نوع نظم و دلسوزی در مسیر ارضای نفس امّاره است و در این رابطه شیطان هیچ مشکلی برای آن‌ها ایجاد نمی‌کند. شیطان قسم خورده است هرکس در صراط مستقیم قرار دارد، او را وسوسه کند و به همین جهت حضرت صادق«علیه‌السلام» در خطاب به ابن‌جندب می‌فرمایند که بیشترین تلاش شیطان در مقابل شیعیان ما است. موفق باشید. سلام و درود: استاد فاضل و ارجمند با توجه به مطالب فوق همانطور که مستحضرید عدم آشتی با خود راستین و خدا باعث اضطراب می شود و کسی که اضطراب دارد در ارتباط با خود و دیگران دچار اختلال روحی می شود. پس چطوری اروپایی ها در ارتباط با دیگران نه تنها دچار اختلال روحی نمی شود بلکه صمیمت هم دارند. کسی که اضطراب دارد حوصله خودش را ندارد چه برسد دیگران. پس بنابر این چطوری مردم اروپا صمیمی هستند و نظم دارند؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد شیطان در مورد عقل دنیایی اهل دنیا، مشکلی برای آن‌ها ایجاد نکند و بتواند در امور دنیایی در کنار هم باشند ولی چون این نوع رعایت‌ها ذیل اراده‌ی الهی و در راستای آبادانی قیامت نیست، از آرامش بنیادین محرومند به طوری که به قول اریک‌فروم، معضل غربْ امروز روان‌های مضطرب است که برای دوری از آن به هر کاری دست می‌زند. موفق باشید

14470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید محضر استاد گرامی: من با وجود اینکه دخترم ولی اصلا عاطفه و احساس ندارم مثلا دیدن صحنه هایی در رابطه با فاجعه ی منا یا حمله ی عربستان به یمن یا کشتار مردم توسط داعش به هیچ وجه منو ناراحت نمی کنه و وقتی اطرافیانم مشکل یا غمی رو که در زندگی شون دارن بیان میکنن نمی تونم باهاشون هم دلی کنم و از ناراحتی اونا ناراحت بشم و چون از بچگی تو زندگیم مشکلاتی داشتم و دارم وقتی در مورد مشکلات اطرافیانم مطلع میشم به جای ناراحتی ته دلم احساس خوشحالی می کنم اگه همین طور ادامه بدم هلاک میشم لطفا راهنماییم کنین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره هر انسانی در عمق جان خود نسبت به سایر انسان‌ها احساس یگانگی دارد و غم آن‌ها را غم خود احساس می‌کند. باید سعی کنیم آن وَجهِ باطنی خود را ظهور دهیم. موفق باشید

8461
متن پرسش
سلام استاد عزیز جوانی هستم که به خاطر چهره زیبام و اینکه هر چند گاهی دوستانم از چهره زیبای من به نحوی تعریف میکنند دچار شخصیتی خودشیفته شدم و زیاد توی اینه نگاه میکنم و با کمال تاسف بگم به جای اینکه عالم دینی داشته باشم عالمم شده جلب توجه کردن برای خانم ها و دختران طوری این مسئله برام مهم شده که اگه یه روز برم خیابون و کسی بهم توجه نکنه دچار کاهش اعتماد به نفس میشم بله میدونم به یک حیوون تبدیل شدم اما استاد به جان سید علی که برام خیلی عزیزه نمیخوام اینطوری باشم جزوه مرزهای ارتباط رو خوندم چند بار هم خوندم اما نشد سعی کردم نظر به شخصیت والای یوسف صدیق کنم و این کار رو کردم باز هم حل نشد آخه رفیق به قول خودت ما اومدیم تو این دنیا نظر خدا رو جلب کنیم قدسی بشیم نظر به ابدیت داشته باشیم همه رو میدونم اما به قول اون بزرگوار دست ما کوتاه و خرما بر نخیل کمکم کن تو را قسم به ملاصدرا کمکم کن نذار جوونیم تباه شه از دیو و دد ملولم انسانم ارزوست
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌که این را نپذیرفته‌اید که کمال خود را در جلب نظر دیگران جستجو کنید، و جنگ بین نفس امّاره و فطرت الهی را شروع کرده‌اید خوب است. سعی کنید طرف نفس امّاره که می‌گوید ظاهر خود را ببین و به نمایش بگذار، نگیرید. به آن بی‌محلی کنید، به طور عادی در کوچه و خیابان ظاهر شوید، تا پوزه‌ی نفس امّاره به مرور به زمین مالیده شود. موفق باشید
8393
متن پرسش
سلام علیکم در جواب سوالی فرموده اید:"شیطان می‌تواند از جهت تکوینی مورد خطاب سجده باشد در عین آن‌که اختیار دارد می‌تواند دستور را انجام ندهد."از جهت تکوینی چگونه شیطان میتواند مورد خطاب سجده باشد؟اگر امکان دارد توضیح بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحث خوبی است که علامه طباطبائی(ره) دارد و بنده آن را در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» آورده‌ام. ایشان مطرح می‌کنند خطاب «و اذ قلنا للملائکة‌ اسجدوا لآدم» خطاب به مقامی است که فرشتگان در آن هستند و چون مقام فرشتگان مقام تشریع نیست و مقام تکوین است پس آن خطاب، خطاب تکوینی است. حالا این سوال مطرح می‌شود که اگر خطاب تکوینی است موضوع اختیار شیطان که در آن زمان در آن مقام بود چه می‌شود که به آن کاربر عزیز عرض شد می‌شود خطاب تکوینی باشد ولی چون در حوزه‌ای این خطاب صورت می‌گیرد که آن حوزه‌ی اختیار است اختیار را از شیطان نمی‌گیرد که عرض شده درتفسیر آیه33 سوره احزاب عرایضی در این مورد داشتم. موفق باشید
26657

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: حالا که به خاطر وضعیت پیش آمده، مراسم های اعتکاف تعطیل شده، پیشنهاد شما به جای سه روز اعتکاف چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره روزه‌ی آن سه روز جهت اعمال «امّ داود» و رویهمرفته ماندنِ طولانی در مسجد را می‌توان به نحوی جایگزین کرد. موفق باشید

26578
متن پرسش
سلام: خیلی ارادت مندیم. ۱. استاد ما می خواهیم سلوک الی الله کنیم، خسته شدم از این جور زندگی کردن، میخوام روحیه رزمندگان و شهدا و سردار سلیمانی رو داشته باشم. میخوام جور دیگر بشم. نمیدونم باید چی کار کنم، باید نمازم رو اول وقت بخونم، باید کتاب بخونم، باید چی کار کنم؟ من خودمم نفهمیدم چ مرگمه به شما گفتم شاید بدانید. ۲. استاد هر چی میخوام نماز بخونم پیش خودم میگم این دولا راست شدن چجور میتونه آخه تو رو درست کنه، به ولله نمیخوام به نماز توهین کنم. من نماز رو جدیدا به این شکل می بینم که یک سری حرکات با خوندن یک سری حرف ها، تو رو خدا کمکم کنید نمیدونم مشکلم چیه.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. گفت: «ره چنان رو که رهروان رفتند». همین‌که جامعه‌ی شیعه در صفا و صمیمت نسبت به همدیگر به‌سر ببرند، موجب عزّت اهل‌البیت «علیهم‌السلام» می‌شوند و ما باید فضای اجتماعی خود را در چنین شرایطی قرار دهیم، نه افراط و نه تفریط. به عنوان سرباز ولایت، در تعادلِ کامل. و در عین ورود به زندگی و کسب و کار، در کنار نایب امام، حضرت امام خامنه‌ای «حفظه‌اللّه» و در زیر سایه‌ی ایشان بتوانید رفقا و آشنایان خود را با اخلاق خوب و معارف عالیه، متذکر شوید. ۲. آثار تکوینی نماز مهم است که به دستور رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در این هستی وارد نماز می‌شوید یعنی وارد عالَمی که پیامبر خدا در آن وارد شده‌اند، وارد می‌گردید و این یک نوع هماهنگی با آن حضرت است. موفق باشید

26195
متن پرسش
سلام علیکم: برخی افراد و عزیزان در ایام اخیر به تعابیری آسیب شناسانه در جبهه فرهنگی انقلاب رو آورده اند و معتقدند به صهیونیسم اسلامی دچار شده ایم. حاضر نیستیم افرادی دیگر را درون جبهه انقلاب وارد کنیم و رسماً به فکر جذب نیستیم و حفظ اعضای کنونی را مقدم و اولی می دانیم و مع الاسف این تعبیر کمی بین برخی فعالان شاخص انقلابی درگیری و چند دستگی بوجود اورده و اونها رو در فضای مجازی درگیر پاسخگویی به هم کرده است. اولاً آیا این تعبیر صهیونیستی شدن صحیح است و ثانیاً چرا ما گاهی در نقد و بررسی اعمال هم به چنین چند دستگی ها و حتی دعوا های عجیب می رسیم و گاهی حتی حس می کنم از منظومه فکری رهبر انقلاب هم خارج شده و تازه در نظر نمی گیریم سندی راهبردی مثل بیانیه گام دوم داریم که می تواند اتفاقاً حکایت ما را کثرتی در عین وحدت کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تعبیر صهیونیسم اسلامی را نشنیده بودم. ولی به نظر بنده برای بعضی از ماها تعبیر درستی است و بحث جزیره‌ای بودن در انتهای کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب» آسیب‌شناسی شده است. به هر حال در شرایطی هستیم که بسیاری از آن‌هایی را که غیر خودی می‌دانیم می‌توانیم خودی حساب کنیم. در این مورد سخن فرزند شهید سلیمانی به آن جوانی که عکس پدرش را پاره می‌کند، معنایِ آن «بودنی» است که حتی باید چنین افرادی را نیز از خود جدا ندانست. او این‌طور به آن جوان خطاب می‌کند:

جوان مواظب خودت باش

لگدهایت را به تصویر مردی بعداز تکه تکه شدنش می زنی که حتی حالا که رفته ای آن بالا نگران توست که نیفتی

محکم تر هم که بزنی او دلگیر نمی شود ، فقط مواظب باش نیفتی نه از اسب و نه از اصل!

بعضی دیگران  که آنجا برایت سوت و کف می زنند را هم حاج قاسم بچه های خودش می داند

حاج قاسم تو را با آمریکا و اسرائیل اشتباه نمی گیرد

شاید خوشحال هم باشد که تو چه دل و جگری پیدا کرده ای

حاج قاسم شاگرد مردی و سرباز است که به دوستانش  سپرده بود از پاره شدن عکسش نرنجند

و این هردو مرید امامی هستند که فرموده بود به جای روح منی خمینی اگر مردم بگویند مرگ بر خمینی برایش تفاوتی ندارد

بزن جوان  فقط مواظب خودت باش

مواظب باش نیفتی

حاج قاسم حالا دستش در ملکوت عالم بیشتر از قبل باز شده است ای بسا دست ترا هم بگیرد

فقط برای جوابی که به نگاه مهربانش باید بدهی، حرفی داشته باش.

موفق باشید

25943

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیت الله سید محمد مهدی میرباقری در کتابی که اخیراً نوشتند به نام کتاب «عصر جدید» که بیشتر رویکرد تبیین بیانیه گام دوم انقلاب رو داره، در باب رویکرد استحاله در برخورد با تمدن غرب می نویسند: «می‌توانیم در چهارچوب ارزش‌های خودمان، پدیده‌های نو را استحاله کنیم. منتها استحاله سطوحی دارد، از مراحل ساده تا مراحل پیچیده. ما اگر یک شیء را با نقطه‌مختصاتش آوردیم، کل آن سیستم را آورده‌ایم. ما اگر سیستم برق‌رسانیِ یک اتومبیل را قبول کردیم، کل دستگاه آن را قبول کرده‌ایم؛ مگر این‌که نقطه‌مختصاتش را عوض کنیم. تا وقتی که در نقطه‌مختصاتش تغییری ندهیم، باید کل موتور را متناسب و سازگار با همان بسازیم.» الان در شرایط فعلی ویژه اینکه رهبر انقلاب بر الگوی تمدنی مواجهه با غرب و مرزبندی دقیق با جبهه استکبار تاکید داشته اند، واقعاً در سطوح مختلف ویژه در عرصه علم و فناوری چگونه میشه جا انداخت و عملیاتی کرد این الگوی استحاله رو؟ در چه بستری و با چه ضوابطی باید این رویکرد پیاده شود تا مردم صرفاً در تئوری نباشد بلکه عملیاتی هم باشه و مردم ببینن ما نه در برابر غرب متحجریم و نه منفعل و خودباخته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودآگاهی به موضوع آن‌طور که شهید آوینی مطرح می‌کند مهم است. مثلاً این‌که بدانیم این ابزارها فرهنگ خاص خود را دارد و باید تا آن‌جا که ممکن است بومی شوند. موفق باشید

24995
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: استاد نفس هیچگاه بدون بدن نبوده و نخواهد بود، در دنیا با بدن مادی به گونه ای که وقتی اینجاست آنجا نمی تواند باشد مثلا وقتی در اتاق است در کوچه نیست چون در عالم ماده است، بعد از مرگ در برزخ با بدن برزخی (مثالی) و در آخرت هم با بدن اخروی است، و همیشه محدود و وابسته به بدن است و باید حتما بدنی داشته باشد و بدنی باشد تا با آن سیر کند، و دردها و لذت ها را با بدن درک کند چه در دنیا چه در برزخ و چه در آخرت که بهشت و جهنم و نعمتهای بهشتی و عذاب جهنمی با بدن درک می شود، حال چگونه تجرد از این نفس وابسته و محتاج به بدن درک می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن برزخی و قیامتی، وسعتش در حدّ آن عالَم بیکرانه است چون در آن‌جا بُعدی در میان نیست که بدن ما جایی باشد و جایی نباشد، بلکه در عین تشخص، هویتی بیکرانه دارد و جایی او را محدود نمی‌کند. مثل صورت‌های ذهنی است که صورتِ ذهنی شهر اصفهان، مانعِ توجه و حضور صورت ذهنی شهر تهران نمی‌گردد. موفق باشید

24477

شوپنهاوربازدید:

متن پرسش
سلام: الحمدلله به همراه تعدادی از دوستان داریم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه رو می خونیم. رسیدیم به جایی که درباره برکلی و شوپنهاور صحبت میکنه. از اونجایی که توی سخنرانی هاتون دیدم شوپنهاور رو نقد می کنید و الان یادم نیست که چه نقدهایی داشتید و توی چه سخنرانی هایی بوده: لطفا راهنمایی بفرمایید برای نقد نظریات و آرای شوپنهاور آیا کتاب یا مقاله ای از شما یا دیگران هست که بتونم مطالعه کنم؟ از برکلی چطور؟ با تشکر فراوان. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد فهم نگاه شوپن‌هاور ابتدا باید کانت را مطالعه کرد و دوگانگی که بین نومن و فنومن و بحث مفاهیمِ استعلایی به میان می‌آورد و عملا اندیشه‌ای را در مقابل ما قرار می‌دهد که ما هرگز نمی‌توانیم به واقعیت‌های خارجی دست بیابیم. در این راستا شوپن‌هاور معتقد‌ است که کل جهان، همان اراده‌ی ما است و اراده‌ی ما جهان است نه آن‌که جهانی در خارج محقق باشد. می‌ماند که این اشکال بر او وارد است که اولا چه تفاوتی این نگاه با سوفسطائی گری دارد و ثانیا به هر حال این احساس بدیهی که هر کس مبتنی بر آن با عالم خارج ارتباط پیدا می‌کند چه می‌شود. موفق باشید

24168
متن پرسش
سلام استاد عزیز: سخنرانی شیعه در معرض نقشهای شیطان به اینجا رسید که شیطان نقشه میکشه و هی ما را وارد حب دنیا و شهوت وارد میکنه اما سوال اینجاست که شما فرمودید: نگران نباشید چرا این که راه شکست شیطان را می دانیم راه شکست شیطان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان مسیری که اهل‌البیت در مقابل ما می‌گذارند و همان حبّ اهل‌البیت و یقین به حقّانیت آن‌ها، راهی است که شیطان را روسیاه و ناتوان می‌کند. موفق باشید

24095

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و تهیت و آرزوی علو درجات دنیوی و اخروی برای شما و همه مومنان و التماس دعا برای هدایت بنده، استاد عزیز، گذشته بنده ویرانه، هیچ اثر مثبتی نداره، هیچ رابطه اصلاحی در نفسم ندیدم، مدتی هم بصورت مستمر و هر شب در آستانه چهل سالگی قمری، خواب آلودگی را می بینم که مبتلا شدم و غرق در آن و به یک صورت شبها تکرار می شود، راهش چیست؟ امیدم رحمت الهیست و خواستم، ولی دردم را نمی دانم. به نظر شما چکار کنم؟ لطفا خصوصی راهنمایی بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. رجوع به معارف الهی و بازخوانی آن‌ها لازم است. پیشنهاد بنده آن است که بعد از مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کتاب «آشتی با خدا» را دنبال کنید. هر دو کتاب بر روی سایت هست. ۲. نسبت به کنترل غذا و ورزش نیز برنامه‌ریزی کنید. موفق باشید

نمایش چاپی