بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد خیلی خسته ام از زندگی ای که هر جور می خواهم بندگی کنم موانع زیادی جلوی پام سبز میشه که انگار من را به ساحتی دیگر غیر از عبودیت و بندگی فرا می خواند. نه ذکری می خواهم نه وردی اما مانده ام مسیر انا لله و انا الیه راجعون را چگونه بپیمایم. با کدامین لوازم و با کدامین برنامه جهت تحقق اون لوازم و چگونه گذر از اون لوازم و دوختن چشم به هدف و مقصد نهایی. آیا لاینفک های این مسیر علم هست یا اینکه تقوایی هست که ربطی به علم ندارد. چه کنم سکوت کنم یا تحرکی به همراه ان'یزه های شبه قدسی می تواند من را به مقصد نزدیک کند ؟ سطح دو حوزه را هم گرفتم ولی نه اصول به دادم رسید و نه فقه. تو ای کسی که ساحتی را غیر این ساحتی که برای ما ترسیم و تعریف شده را می بینی برای من بگو چگونه حرکت را آغاز کنم؟ کجا برم؟ کجا زانوی شاگردی زمین بزنم؟ خسته ام. لطفا بگو آنچه را که باید من بشنوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند: «اول قدم آن است که او را یابی / دوم قدم آن است که با او باشی». روی این نکته فکر کنید راهی که در کسب معارف شروع می‌شود نیاز به صبر و پایداری دارد و در این مسیر، خود به خود حالِ انسان خوب است و موانع نمی‌تواند قدرت چندانی داشته باشد. موفق باشید

21185
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: جناب استاد مرز جهان ماده کجاست؟ چرا با آنکه ماده محدودیت دارد مرزی برای آن متصور نیست چه در ابعاد نجومی و چه در ابعاد اتمی. در پاسخ سوال 20969 مثال نفس و بدن را در این زمینه زده اید. در این مثال بدن مادی و دارای ابعاد است. آیا کل جهان ماده هم دارای ابعادی است و در یک جایی تمام می شود؟ اگر تمام می شود بعد از آن چیست؟ اگر تمام نمی شود با محدود بودن ماده تناقض دارد. ممنون می شوم این گره ذهنی را باز بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ماده در ذات خود محدودیت دارد مثل عدد که عدد 1 غیر از عدد 2 می‌باشد ولی این‌طور نیست که عدد در یک‌جایی به انتها برسد، بلکه هرچقدر جلو بروید باز امکان جلورفتن هست، برعکسز عالَم مجردات که در ذات خود چنین نیستند و به این معنا، کثرت در آن‌جا راه ندارد. موفق باشید

20846
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: امروز در بسیاری از مجامع علمی این بحث مطرح است که احادیث و روایات مربوط به «حقایق نوری اهل بیت» و «طینت» که عمده آنها در بحارالانوار و اصول کافی آمده است و شما از جمله افرادی هستید که آثاری در اعتنا به این احادیث دارید، ضعیف بوده و مربوط به «غلات شیعه» است که از دوره ای به بعد بشکل متواتر بیان شده و از آنجا که غلات اهل غلو و اغراق درباره اهل بیت بودند، این روایات جعلی رو منتشر کردند. از جمله افرادی که این روایات رو مورد مناقشه قرار دادند شیخ مفید و سید مرتضی هستند. از طرفی دکتر سروش هم در این‌باره اشکالاتی آوردند که حتما شما مستحضر هستید. آقای طباطبائی هم در کتاب «مکتب در فرایند تکامل» تعریزاتی به غلات شیعه زده اند. ملاصدرا هم در شرح اصول کافی در باب احادیث طینت، سکوت کرده اند. و.... که البته قطعا شما خیلی خیلی بیشتر از حقیر به این شبهات واقفید. سئوال بنده این است که با این همه هجمه معتنابه ای که در برابر این قبیل احادیث هست و همین‌طور ثقیل الفهم بودن آنها و شبهاتی که درباره جبر و اختیار به ذهن متبادر می‌کنند، چطور می‌توان به صحت آن‌ها بشکل حصولی مطمئن شد و اساسا چه موضعی در مقابل این قبیل احادیث باید اتخاذ کنیم. معتقد بودن و نبودن آنها هر یک تبعات خاص خود را دارد. از بذل توجه شما متشکرم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر صحت زیارت جامعه‌ی کبیره را بپذیریم، تمام مضامینی که در روایات مذکور هست در آن زیارت به صراحت مطرح شده 2- اصلاً بحث سند روایات در میان نیست، عقل متوجه است که عالَم بدون انسان کامل محقق نمی‌شود و لازمه‌ی انسان کامل چنین صفاتی است تا آن‌جا که شما در زیارت جامعه خطاب به اولیاء معصوم اظهار می‌دارید: «بکم فتح اللّه و بکم یختم» آیا مقامی بالاتر از این قابل تصور است؟ موفق باشید

20707

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد سلام: در جواب سوال ۲۰۷۰۰ فرمودید که چون خداوند نیاز به جلب نظر دیگران ندارد و کلا نیاز به کسی ندارد پس دروغ در او راه ندارد و صادق است. آیا می توان اینطور گفت که ذات دروغ عدم است چون وجود ندارد و نیست و ذات صداقت و صدق وجود است چون هست و درک می کنیم و چون ذات خداوند وجود محض و مطلق است پس در خدا عدم راه ندارد چون تماما وجود و وجود تمام اوست و همه ی هست اوست پس در نتیجه چون وجود خداوند وجود مطلق و محض است پس صداقت مطلق و صادق محض هم می باشد و جز صداقت و راستی از او صادر نمی شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. موفق باشید

7926
متن پرسش
سلام استاد عزیز. آیا در محشر "فاطمیون" جایگاه خاصی دارند؟ اینکه گفتن أین الفاطمیون چه جایگاهی دارد؟تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حقیقتاً این‌طور است. روح‌های ظریف و معنوی و شجاع و دلسوز و بصیر، روح‌هایی هستند که با توسل به نور مقدس زهرای مرضیه«سلام‌اللّه‌علیها» برای خود شخصیت خاصی را شکل می‌دهند. موفق باشید
6780
متن پرسش
سلام خدمت استاد گاهی اوقات متوجه میشوم که شما به غیر از اصفهان در شهرهای دیگر هم سخنرانی داشته اید. میخواستم بدونم که از کجا میشه از این برنامه ها مطلع شد تا حضوری از این برنامه ها استفاده کنیم. بنده در تهران ساکن هستم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخنان بنده بیشتر محدود است به همان جلساتی که در اصفهان دارم. تنها اخیراً هر یک‌ماه یک‌بار در قم در رابطه با کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
1568

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی در مصاحبه رجا نیوز با اقای نبویان ایشان نقل فرموده بود "روزی سروش گفت اگر ما بگوییم جبرئیل وحی را دریافت نموده باید پرسید او از کی گرفته باید گفت از فرشته ای دیگر و همینطور ادامه داد پس تسلسل پیش میاید و ان هم محال است." در صورتیکه به نظر من بیسواد او خیلی بد فهمیده است چون جبرئیل چیزی نیست الی تجلی اسم علیم خداوند یعنی خداوند وقتی اراده میکند وحی را بر قلب پیامبر خود القا نماید جلوه اراده او بصورت جبرئیل متجلی میشود و برای همین گاهی اوقات پیامبر در رتبه ای هست که حتی جلوه جبرئیلی هم در کار نیست منظور من این است که جبرئیل مانند پیک پستی نیست که در جایی نشسته باشد و خداوند به او بگوید جبرئیل بیا این چند ایه را بگیر و بده به محمد صلوات الله علیه و علی اله بلکه همین که اراده کند اراده او بصورت جبرئیل متجلی میشود و جبرئیل چیزی نیست الی صورت علمیه خداوند ایا این برداشت حقیر درست است ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: خدا را شکر که در بستر انقلاب اسلامی و در ذیل شخصیت علمی و عملی حضرت امام روح‌الله«رضوان‌الله‌علیه» چنین بصیرت‌هایی در صحنه آمده است، جرعه، جرعه نوشیده‌ای. بیچاره آن‌هایی که کاری کرده‌اند که از نور قرآن بی‌بهره‌اند و به دنبال آن هستند که چگونه رابطه‌ی خود را با نور الهی قطع کنند. موفق باشید
30970
متن پرسش
سلام: آیا مباحث آشنایی با حالات روانی، شناخت نقاط ضعف، خلقیات و... که ذیل مبحث روانشناسی می گنجد، ارتباط معنادار و مشخصی با مباحث معرفت نفس دارد؟ به بیان بهتر، آیا معرفت خلقیات و عادات و شخصیت و مزاج و نقاط ضعف و درون گرایی و برونگرایی و... جزوی از معرفت نفس است؟ به منظور کسب اطلاع و مهارت یابی در خصوص موضوعات فوق، ذیل یک سیره معنوی و اسلامی، چه مباحثی را باید پیگیری کرد؟ آیا در سیر مطالعاتی شما روانشناسی اسلامی حضور دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته در عین این‌که این دو علم نسبت به همدیگر بی‌ارتباط نیستند، و بحمدلله در سال‌های اخیر علم روان‌شناسی به سوی مباحث معرفت نفس و به طور کلی به سوی تفکرات فلسفی توجه و شیفت داشته است؛ با این‌همه و در هر حال نباید فراموش کرد روان‌شناسی یک علم تجربی است و در نسبت با عکس‌العمل‌های بدن نسبت روح را با بدن بررسی می‌کند و نباید از این نکته غفلت کرد و روان‌شناسی را در فلسفه جستجو نمود. موفق باشید

28042
متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: بنده طلبه هستم. ۱. اگر ما بخواهیم تفسیر بخوانیم به نظر شما بین تفسیر تسنیم آقای جوادی آملی و المیزان علامه طباطبایی کدوم را انتخاب کنیم؟ ۲. نظر شما در مورد تفسیر مجمع البیان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. امروز در تاریخی هستیم که تفسیر المیزان بیشتر جواب می‌دهد و در کنار المیزان، از تسنیم کمک باید گرفت. ۲. مجمع‌البیان همان‌طور که از اسم آن مشخص است به واقع، تفسیر نیست تا تکلیف ما را در نسبت با آیات و سور، مشخص کند بلکه جناب طبرسی زحمت زیاد کشیده‌اند و نظرات مختلف را ذیل آیات به میان آورده‌اند که کار با ارزشی است و چنانچه ملاحظه کنید مرحوم علامه طباطبایی در این رابطه از آن اثر، استفاده کرده‌اند. موفق باشید

25855
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار، جناب آقای طاهرزاده: وقت شریف حضرتعالی رو نمی‌گیرم و خلاصه عرض می کنم. بنده در آستانه چهل سالگی هستم و ازهفده هجده سالگی قلبم با هیچ علم و دانشی اروم نشده. دانشگاه فلسفه غرب خوندم، حوزه دارم رسایل میخونم، ریاضی خواندم و الآن با واسطه ی یک گروه شاگرد علامه عالی مقام حسن زاده آملی هستم. اما انگار برای سوالات متعددم پاسخ پیدا نمی کنم، هیچ استادی نیست که بتونم جواب سوالاتم رو از ایشون دریافت کنم. با توجه به اینکه خانم هستم، حضور در یک سری کلاس ها یا پیدا کردن استاد برام ممکن نیست. تقریبا از این آوارگی قلبم خسته شدم و نگرانم که وقت از دست بره و من هیچ قدمی برنداشته باشم. شاگرد گرامی شما، جناب آقای حاج علی اکبری فرمودند از شما راه حل بگیرم. ممنون میشم اگر یک راه‌حل کاربردی برای بنده بفرمایید. برقرار و موید باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این تاریخ راهی که راه سلوکی باشد و غیر از راه اخلاقی است، سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» است تا جان انسان در معرض إشراقی قرار گیرد که خداوند بر قلب او متجلی کرده است. به این موضوع فکر کنید. عرایضی در بحث سوره‌ی «فتح» شده، خوب است به صوت آن توجه شود. موفق باشید 

25366
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: به نظر شما حس کردن (feeling) مهم تر است یا فکر کردن (thinking)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید با تفکر و تعقل نسبت به حقایق، راهِ احساس آن‌ها را می‌توان با عبادت هموار کرد. موفق باشید

25317
متن پرسش
سلام: در یکی از سایت های مخالف عرفان و فلسفه (دارالصادق) به نقل از امام خمینی آمده بود: اسفار اربعه با طول و عرضش از سفر به سوی دوست بازم داشت، نه از فتوحات فتحی حاصل و نه از فصوص الحکم حکمتی دست داد. صحیفه نور جلد ۲۲ ص ۳۸۰. این مطلب با افق هایی از تفکر امام که مطرح می کنید چگونه قابل جمع است؟ اساسا چرا برخی علمای بزرگ و فقها با عرفان و فلسفه مشکل دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» با فلسفه و عرفان نه‌تنها مشکلی نداشتند، بلکه در این اواخر، گورباچف را دعوت به آن‌ها نمودند. آری! خود عرفان و حکمت، کاری می‌کند که انسان متوجه می‌شود نباید مشغول این علوم شود بلکه باید با بصیرتی که از حکمت و عرفان می‌گیرد، به بالاتر از آن‌ها سیر کند. موفق باشید

24039

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: آیا کسانی که قبلا دچار گناهان کبیره شده اند؛ می توانند با توبه وارد سلوک شوند و از سلوک خود هم نتیجه بگیرند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه؟!! مگر نه این‌که خدا بسیار توبه‌پذیر است و توبه‌کنندگان را دوست دارد؟ زیرا انسان با رجوع به حضرت ربّ العالمین، راهِ استقبال پروردگارش را به سوی خود می‌گشاید. موفق باشید

23840
متن پرسش
بسم رب الشهدا و الصدیقین با عرض سلام و خدا قوت: یه سوال اساسی داشتم خدمتتون. راز خوش خلقی و وسعت داشتن با افراد بیرون از خانه و تنگی و بد خلقی با افراد داخل خانه مثل پدر و مادر و همسر چیه؟ بنده چند سالی هست گرفتار چنین روحیه ای هستم و هر چی فکر می کنم به نتیجه ای نمی رسم. نه اینکه بنام بر تنگی و بدخلقی باشه، اتفاقا برنامه ریزی هم می کنم و هر بار تصمیم می گیرم و مصمم میشم که این جوری نباشم اما با کوچکترین تنش یا بد صحبت کردن خودم یا خانواده به هم می ریزم و درِ لجاجت و بدخلقی باز میشه. در حالی بیرون خانه اینطوری نیست. این به خاطر نفاق هستش؟ یا راحت طلبی پنهانی که دارم؟ یا خودبزرگ بینی؟ این یه طرف قضیه است. از طرف دیگه پدرم اخلاقشون به شدت تند بوده و با کوچکترین تنشی عکس العمل شدید نشان می دهند و به این دلیل و دلایل دیگری که هست، مادرم جلوی من و برادرم پدرم را سرزنش می کنند و همین امر باعث شده شأن پدری پدرم به شدت خدشه دار بشه. یکی از دلایل بی احترامی برادرم نسبت به پدرم را همین امر می دونم و البته خودم را ار بی احترامی مبرا نمیدونم. در کل در خانواده ام هیچ کس در جایگاه خودش نیست و همه چیز داغون هستش. مادرم از این اخلاق پدرم در طی حدود ۲۳ سالی که باهم ازدواج کرده اند خیلی رنج کشیده مضافا بر اینکه مادرم کارمند هستند و اکثر مخارج بر دوش ایشان بوده است. منظورم اینه که این مسائل مربوط به پدرم (البته ایشون قصدشون اذیت کردن نیست، اخلاق بدی است که نمی توانند کنار بگذارند وگرنه خیلی برای بنده زحمت کشیده اند و در اعمال عبادی به شدت هیئتی و اهل نماز شب هستند و حتی یکی از دلایل زجر و رنجش من همین تضاد است) یک شخصیت بسیار نفرت انگیز در ذهن اعضای خانواده به ویژه بنده ایجاد کرده در حالی خیلی کلنجار با خودم میرم که این مبنای عملم نباشه و بر اساس تلکیف الهی که دارم عمل کنم. در کل سوال بنده از یک جهت اینه که چرا اینقدر عوامل بیرونی بر روی عملم تاثیر داره و از جهت دیگه این آشوب و تضادی است که داخل خانواده بوجود آمده؛ بنده کاملا احساسم اینه که این آشوب به خاطر اینه که اراده های خانواده اصلا ذیل اراده الهی نیست یعنی می بینم که نیست در حالی که نمیخوان اینجوری باشه (یعنی مثل همان چیزی که در نسبت با غرب داریم قلبا نمیحوان غربی باشند ولی عقلا این طوری اند) و تقاضای راهنمایی دارم که چیکار کنم. در واقع دو سوال دارم: یکی اینکه: با این روحیه ای که در من هست چه بکنم؟ این رو حیه ی تاثیر عوامل بیرونی بر اعمالم که یکی از جلواتش تضاد بین رفتار داخل خانه و بیرون خانه است. دوم اینکه: با این اوضاعی که در خانواده ایجاد شده چطور بر خورد کنم؟ این برخورد های بد و فضای بد موجود بین افراد خانواده، در حالی همه از خودم و پدر و مادرم و برادرم نماز خوان و هیئتی هستیم ولی... بنده مباحثتون رو پیگیر هستم و تقریبا با تفکرتون آشنام ان شاءالله امیدوارم که منظورم رو توانسته باشم بیان کنم. خیلی عذر خواهم که وقتتون رو به این اندازه گرفتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مشکل، مشکلِ بسیاری از مردم در این دنیا است و ریشه در خودبین‌های دنیای مدرن دارد و باید به طلوع جهان دیگری فکر کرد غیر از این جهان. باید بدانیم اگر بخواهیم از دین خود بهره‌ی لازم را ببریم، باید دوگانگیِ بین خود و دیگران را که ما را از نظر به خوبی‌های آن‌ها محروم کرده، تغییر دهیم. و رابطه‌ی صحیح با دیگران به ظهور نمی‌آید مگر آن‌که متوجه باشیم با این رابطه‌های غیر صحیح، عملاً از دستورات و برکاتِ قرآن محروم می‌شویم همان‌طور که به تعبیر قرآن یهود و نصاری از برکات استفاده از تورات و انجیل و از اقامه‌ی آن به جهت عدم تحملِ «غیر» محروم شدند. آن‌جایی که خداوند می‌فرماید: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ حَتَّى تُقيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لَيَزيدَنَّ كَثيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ» (68)/ مائده) ملاحظه می‌کنید که علت ناتوانی اهل کتاب از عدم اقامه‌ی تورات و انجیل آن است که در مقابل وَحی محمدی «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نه‌تنها خاضع نشدند بلکه طغیان و کفرشان افزوده شد. این خطر در مورد ما نیز هست که در مقابل سخنِ حق دیگران، وجوهِ انسانی آن‌ها را در نظر نمی‌گیریم. به هر حال همین‌که مسلمانند و به قول شما نمازخوان و هیئتی هستند، کافی است که با روحیه‌ی گشاده و دلگرم‌کننده با آن‌ها برخورد شود. در این مورد پیشنهاد می‌کنم نسبت به دعای شریف «مکارم الاخلاق» مأنوس باشید.

 بسیاری از مردم از رویارویی با «دیگری» دوری می‌کنند ولی با دیگری تنها راه هم‌زیستی خردمندانه، درک عمیق دیگری و وقوف به محدودیت‌های خویش و در پیش‌گرفتن منش گفتگو است. بسیاری از مشکلات انسانی راه حلی جز تغییر نگاه به «دیگری» ندارد. هر کوششی برای حذف دیگری به خشونتی مضاعف منتهی می‌شود. باید در صدد یافتن الگوی مناسب زیستن با دیگری باشیم. بیش از هرچیز باید قرارگرفتن در کنار دیگری را پذیرفت. و این است تاریخی که باید طلوع کند. موفق باشید  

23715
متن پرسش
سلام استاد: انس (با قرآن؛ صحیفه سجادیه و ... ) به چه معناست و تفاوت آن با عادت چیست؟ از کجا بدانیم با یک حقیقت مثلا قرآن مانوس شده ایم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اُنس با متون دینی به عنوان ذکری است که افقی از حقیقت را در مقابل ما بگشاید. باید با این رویکرد به قرآن و ادعیه رجوع کرد. موفق باشید

22016

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: در طول چهل سال انقلاب اسلامی، اندیشه این مکتب به وضوح و به زبان مردم تبیین نشد و حال با جامعه افسار گسیخته مواجهیم. برای تربیت این جامعه بی بند و بار اگر شکل خود مردم نباشیم حرف آدم را قبول نمی کنن. نظر حضرتعالی چیست؟ چگونه از همسو شدن با آنان فرار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره پس از  چهل سال باید بتوانیم با بازخوانی نسبت به آن‌چه گذشت بیابیم چگونه باید اسلام را ارائه داد که ضعف‌های گذشته از ما سر نزند و سعی کنیم به جای آن‌که رنگ مردم اکنون زده به خود بدهیم با سعه‌ی صدر و علم کافی مردم را تعالی ببخشیم. موفق باشید

21100
متن پرسش
با سلام: سئوالی در باره ی عرض ذاتی پرسیده بودم ممنون از پاسخ. طبق برداشتهای گذشته تصور می کردم معنای عرض در عرض لازم مقابل جوهر است اما عرضی ذاتی در مقابل مثلا جوهر ذاتی، جوهر عرضی و عرض عرضی است و اصلا از نظر تقسیمات مباحث منطقی جایگاه متفاوت دارند. اگر در خطا هستم لطفا اصلاح کنید و اگر آنطور که شما تعریف کردید آیا صفات انسانی مثل رحمت، جود، علم و ... را جزء این صفات می توان دسته بندی کرد؟ بیشتر صفات مطرح شده در این مبحث ناطقیت و ضاحکیت و ماشی بودن و... است که جز ناطقیت باقی واضح نیستند در تعریف.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صفاتی که مربوط به نفس ناطقه است به جهت تجرّدی که دارند عین ذاتش می‌باشند. به همان معنایی که برای خداوند قائلیم که صفات او عین ذات اوست. این که گفته می‌شود اتحاد بین عالم و معلوم هست در همین رابطه می‌باشد که نمی‌توان علم را به معنای حقیقی عارض بر نفس یا ذات انسان دانست. هر چند در مباحث منطقی این کار را می‌کنیم. موفق باشید

19973
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی اینجانب یک برادر دارم ، دانشجو است. درسهای ترم اول برایش سنگین بود. دچار افسردگی شدید شد. البته پیش زمینه هم داشت. ایشان وسواس فکری هم دارند هنوز خودش رو پیدا نکرده. فنی حرفه ای هم ثبت نام کردند برای یادگیری یک مهارت. به مباحث مذهبی علاقه دارد. خودم کتابهای شما را خوانده و صوت برخی مباحث را گوش داده ام. به نظر شما چه کتابی را مطالعه کند برای شروع. یا چه مبحثی را گوش دهد. آیا کلا برای مشکلات روحی انسان که از پدر یا مادر عزیزمان به ارث برده ایم و آنها هم از یکی از والدین شان، در این عالم راه حلی نیست؟ ما هم باید این رفتارها را به فرزندانمان انتقال دهیم؟ مشاوره های روانشناسی راهگشا نیست به تنهایی. ما نباید قطع کننده این جریان یا این زنجیره تکراری باشیم. اصلا امکانش هست؟ دردهای من نگفتنی است، دردهای ار جنس این دنیا. از بی خبری.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که قرآن می‌فرماید: «خُلِق الانسان ضعیفاً» و از آن‌جایی که ضعیف‌بودن بد نیست و ضعیف‌ماندن بد است، هرکس به نحوی ضعف‌هایی دارد که باید در مسیر زندگی و از طریق اعمال و افکار، جبران کند. به نظر بنده دنبال‌کردنِ مباحث «معرفت نفس» خوب است. موفق باشید

19106
متن پرسش
پرسش از مخلوق و حادث بودن قرآن: با عرض سلام و تشکر فراوان – در حدیثی از امام رضا (ع) نقل شده که قرآن حادث است اما مخلوق نیست. اول اینکه آیا این حدیث صحیح است یا خیر؟ دوم: اینکه آیا کلام الهی حادث است؟ نظر متکلمین، فلاسفه و عرفا چیست؟ سوم: در مورد مخلوق نبودن آن نظر این سه گروه علما چیست؟ پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگذارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. به یاد دارم که مرحوم علامه در جمع‌بندی می‌فرمایند الفاظ قرآن حادث است، ولی حقیقت آن از شئونات الهی است و قدیم می‌باشد. موفق باشید

19012

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مدتی است شروع به خواندن ذکر یونسیه به تعداد ۴۰۰ مرتبه کردم البته به طور پراکنده در طول روز احساس می کنم حوصله انجام دادن کارامو ندارم چه کار باید کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر روح‌تان تحمل آن را ندارد تعداد آن اذکار را کم کنید و گرنه به زحمت می افتید. موفق باشید

18629

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: برای قلب های مریض یک راهکار عملی بیان کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر راهی جز همان اخلاق فاضله که علمای اخلاقی همچون ملا احمد نراقی در کتاب شریف «معراج السعاده» در مقابل ما گشوده‌اند، راهی هست؟! موفق باشید

16417
متن پرسش
با سلام: استاد گرامی شرمنده بنده پاسخ سوالم رو نگرفتم. شماره سوال: 16412 ویژگی اصلی من ثابت بودنش هست یا بی نهایت طلبیش؟ ببخشید بنده خوب سوالو مطرح نکردم. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با پدیده‌ی مجردی روبه‌رو باشیم، از یک‌طرف ثابت است و تحت تأثیر حرکت‌های مادی قرار نمی‌گیرد و از طرف دیگر، چون محدودیت‌های مادی مثل زمان‌مندی و مکان‌مندی را ندارد، به این معنا بی‌نهایت می‌باشد. و انسان از آن جهت که طالب خداوند است، طالب بی‌نهایت کمالات می‌باشد. پیشنهاد می‌گردد کتاب «ذه نکته در معرفت نفس» و کتاب «خویشتن پنهان» در این رابطه مطالعه شود. موفق باشید

13211
متن پرسش
سلام: استاد ببینید درست متوجه شدم یا خیر؟ دائم الوضو بودن بخاطر اینست که ما باید در محضر حضرت حق همیشه مطهر و با وضو باشیم از لحاظ ظاهر. حال باطن هم باید اینطور باشد؟ کار خیلی سختی می شود آخر؟!!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وضو به عنوان طهارت ظاهر می تواند زمینه‌ای باشد تا به حکم تبعیت باطن از ظاهر، باطن نیز راحت‌تر پاک باشد. موفق باشید

12754
متن پرسش
سلام علیکم: این که ما قایل به تفاوت جنس زن و مرد در جسم، اخلاق، روحیات و همه جوانب شخصیت هستیم و در عین حال در مباحث معرفت النفس، نفس مجرد انسانی را کاملا مبرا از قبول جنسیت می دانیم، این سوال را به ذهن متبادر می کند که پس علت تفاوت ذاتی دو جنس در همه جنبه ها چیست؟ آیا مطالب کتب غربی که این تفاوت را کاملا به حیطه مسایل زیستی ربط می دهند و تفاوت مغز، غدد و هورمونهای این دو جنس را موجب سایر تفاوتها می دانند صحیح است؟ با تشکر فراوان. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب «خویشتن پنهان» عرض شد درست است که نفس ناطقه در ذات خود نه زن می‌باشد و نه مرد، ولی همین‌که در دوره‌ی جنینی بدنی را که یا زن است و یا مرد، انتخاب می‌کند و تدبیر می‌نماید؛ نشان می‌دهد که در هر صورت از این جهت تفاوت‌هایی بین روح زن و روح مرد هست. موفق باشید

10907
متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم بنده این سوال را یک ماه پیش مطرح نمودم ولی جوابی برایم ارسال نشد سوال درباره حکومت یک ولی فقیه در جامعه است. اگر در جامعه ای در دوره ای از زمان با رای اکثریت مردم یک حکومت مردم سالارانه دینی (مثلا ولایت فقیه شیعی) شکل گرفت اما پس از چندین سال مثلا 40 سال بعد به علت فساد در بخش های مختلف کشور اکثریت مردم (مثلا با یک رفراندوم) راضی به ادامه این سیستم حکومتی نبودند تکلیف چیست؟ آیا این حکومت باید به اراء مردم احترام گذاشته و کنار برود یا مستبدانه به حکومت خود ادامه دهد. با تشکر فراوان از زحمات استاد و دوستان عزیز
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم:. ابن‏اثیر نقل مى‏کند که بعد از قتل عثمان، در روز بیعت با على (ع) که روز جمعه بود، مردم در مسجد حاضر شدند و على (ع) بالاى منبر رفت و فرمود: «ایُّهَا النّاس! انَّ هَذَا امْرُکُمْ لَیْسَ لِاحَدٍ فِیهِ حَقٌّ الّا مَنْ امَرْتُمْ وَ قَدِ افْتَرَقْنَا بِالْأَمْسِ عَلَی امْرٍ وَ کُنْتُ کَارِهاً لِأَمْرِکُمْ فَأَبِیتُمْ الّا انْ اکُونَ عَلَیْکُمْ، الّا وَ انَّهُ لَیْسَ لِی دُونَکُمْ الّا مَفَاتِیحُ مَا لَکُمْ وَ لَیْسَ لِی انْ آخِذٌ دِرْهَماً دُونَکُمْ»؛0 (الکامل، ج 3 ص 193 تاریخ طبرى، ج 4، ص 435.) اى مردم، حکومت‏ از آن‏ شماست، هیچ کس را در آن حقّى نیست مگر کسى که شما او را به حکومت تعیین کنید، ما هم دیروز در حالى از یکدیگر جدا شدیم که من از قبول حکومت شما کراهت داشتم، مگر آن که بر شما مسئول باشم، بدانید که هیچ چیز به من اختصاص پیدا نمى‏کند، مگر همین که کلیدهاى اموال شما را در دست دارم و یک درهم بیشتر از شما نمى‏توانم بردارم. مقام معظم رهبرى «حفظه‏الله» در سخنانشان بابى را باز کردند مبنى بر این‏که؛ مشروعیت حاکمیت ما به خواست مردم است و اگر مردم ما را نخواهند، ادامه‏ى کار ما از نظر شرعى مشروع نیست، چون حق انتخاب مردم همواره جاى خودش محفوظ است، حال مردم وظیفه‏ى الهى‏شان را انجام دادند یا ندادند، موضوع دیگرى است.( بیانات مقام معظم رهبرى« حفظه‏الله» در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوى، 1/ 1/ 89:« یقیناً حضور مردم در مشروعیت یک نظام نقش دارد. آن کسانى که در غرب، مشروعیت خودشان را اساساً ناشى از حضور مردم میدانند و هیچ عامل دیگرى را در آن دخیل نمى‏دانند، آنها یک چنین حضورى را الان ندارند».. موفق باشید
نمایش چاپی