باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فلسفه به خودی خود موضوعات را ابژه میکند هرچند متذکر وجود حقایق میگردد. جناب ابنسینا میگوید فلسفهاش را برای عوام نوشته و نظر خودش حکمت مشرقی بوده. ۲. به گفتهی خواجه عبدالله انصاری حتی سالکی که در مرحلهی شهود قلبی است، هنوز در حجابهای خَلقی میباشد که همان مقام «عین الیقین» است تا آنکه به فنای فی الله و بقای بالله برسد که همان مقام «حق الیقین» باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه رحمانی است. سعی کنید کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» را دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن تا حدّی مثل اشعار عارفانه است که اشاراتی به سوی حقایق عالم بالا دارد و با قرائت آن در واقع ما در آن عالم وارد میشویم. لذا ابتدا سعی کنید تفسیر سورههایی که میخواهید بخوانید بدانید تا با تکرار قرائت آن سوره، اشاراتهای آن را بیابید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال شمارهی ۲۳۸۳۲ جواب داده شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علم الأسماء در قرآن مطرح است و خداوند میفرماید: «و للّه الاسماء الحسنی» ولی این چه ربطی دارد به نام و عنوانهایی که ما روی افراد و اشیاء میگذاریم؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بروز این پدیده را به موضوع سیطرهی روحِ نیهیلیسم مربوط دانست. زیرا وقتی باورهای انسان در عمل جواب ندهد، چنین حالتی پیش میآید و اگر در مسیر باورهای معنوی، انسانها با حقیقت مأنوس نشوند خود را در یک خلأ اندیشهورزی احساس میکنند. با اینهمه امید آن را داشته باشید که طرف پس از تجربههایی که در این حالت به او دست میدهد، باز با خودآگاهیِ بیشتر برگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که چرا رهبری انقلاب معتقدند مشروعیت نظام از جمهوریت آن جدا نیست. با توجه به این امر آیا باید مردم را به درجهای از آگاهی رساند که بهترینها را انتخاب کنند؟ یا باید مردم را حذف کرد؟ اسلام در این تاریخ باید با تعالیِ انتخاب مردم ادامه یابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ائمه«علیهمالسلام» که مقامشان مقام خلیفةاللّه است به حکم آیهی «علّم آدم الأسماء کلها» حامل همهی اسماء الهیاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گاهی به نظر میآید باید به خواستگاهِ سؤال عزیزان توجه کرد و جواب داد و نه به ظاهرِ سؤالات. مثل آنکه در قرآن هست که طرف میپرسد چه چیزی انفاق کنیم؟ ولی خداوند مسئله را میبرد در جایگاه اصلی سؤال، و آن اینکه به چه کسانی باید انفاق کرد. ملاحظه کنید: «يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ» (215/بقره) بنابراین اگر به قول شما سؤالات را ذبح میکنیم، ذبح شرعی انجام میگیرد 2- در مورد شکی که به میان میاورید، بحث در محلبودن و محلنبودنِ شک در میان نیست، بحث در این که دکارت میرسد به اینکه در شکبودن، کسی دارد شک میکند که در شکبودنِ خود، شک ندارد و از این طریق بحث را تا یقینِ به وجود انسانی که شک میکند، جلو میبرد با همان جملهی مشهورِ «من شک میکنم، پس هستم». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه که قبول است ولی زبان عربی از نظر مفاهیم، انسجام خاص خود را دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- لازم نیست اولین مخلوق از نظر زمانی، اولین مخلوق باشد، بلکه از نظر رتبه و شرافت نسبت به خالق خود متأخر است و با تجلیِ نور حقْ موجود است بدون تأخر زمانی، مثل رابطهی حرکت انگشتر به وسیلهی حرکت دست که حرکت انگشتر تأخر زمانی ندارد 2- برنامهی «گره» با مصاحبهگریِ جناب آقای دخانچی شکل گرفت که انسان فرهیخته و مطلعی است و آن هم بالاخره با رودربایستی پذیرفته شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته ی استاد حکیمی، علامهی طباطبایی هم اهل تفکیک بودهاند زیرا به خوبی متوجهی جایگاه فلسفه و دین میشدند و هرگز این دو را مخلوط نمیکردند. بحمدالله بنده هم خود را اهل تفکیک میدانم. ولی تفکیکیهای رسمی انکارِ عقل فلسفی میکنند و با امثال جناب ملاصدرا، دشمنی مینمایند. مگر بنا بود عقل فلسفی را همطراز وحی بدانیم؟! که اینهمه وقت صرف میکنند که یک طوری آبروی فیلسوفان را ببرند، زیرا چیزی جز این کارها بلد نیستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مطالب، گستردهتر از آن است که بتوان در محدودهی سؤال و جواب گنجاند. آری! ادراک حسی خود به خود بُعدِ خیالی انسان را فعّال میکند و انسان وجه خیالی محسوس را ابداع مینماید؛ با اینحال از این جملهی جناب صدرا غفلت نفرمایید که میفرماید: «هر علم حصولی، مسبوق به علم حضوری است» و از آن طرف نحوهای از رابطهی حضوری با آن صور در نفس ایجاد میشود. ۲. اگر با نگاهِ هستیشناسانه به محسوسات بنگریم، صورت عقلانیِ آن را نفس ابداع میکند. از طرفی جنس نفس ناطقه آن است که اگر به وجه خیالی آن محسوس نظر کند، صورت خیالی آن محسوس به ظهور میآید. ۳. به پیشفرضهای ذهنی در این موارد باید فکر کرد که ذهن با آن پیشفرضها حکم میکند که مثلاً آن اشکال سفید است. به همین جهت گفته میشود هیچ معرفتی بدون پیشفرض نیست. حال آیا این پیشفرض را ما با عنوان کلّی فرض کنیم؟ یا اساساً در هر رابطه ی محسوسی جزء و کلّ در هم ادغام هستند یعنی هیچ جزئی بدون کلّ نمیشود، و هیچ کلّی بدون جزء نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است مجرد در ذات خود از حضور در بقیهی عوالم محروم نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فقط، گذشت و خُلق نکو. مگر به ما نگفتهاند: «من ندیدم در جهانِ جستجو / هیچ اهلیت بهجز خُلق نکو». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم با مطالعهی جزوهی «جبر و اختیار» و دقت بر روی تفاوت امر تکوینی با امر تشریعی، جواب سؤالتان داده خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره روح دارای بدن است منتها با بودن بدن عنصری، در خفاست و با عبور از بدن عنصری، ظهور می کند همچنانکه با عبور از بدن برزخیف بدن قیامتی ظهور می کند. موفق باشید
سلام علیکم: رسیدن شما از این سفر پر از برکت به خیر ان شاءالله. استاد بزرگوار برای ما که جا ماندیم از این راه عزیز بگویید؛ بگویید در پیاده روی امسال چه دیدید؟ از کربلا چه خبر؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بهترین جواب را که به نظر بنده رسیده است در جزوهی «مسئولیت فهم اربعین» باید جستجو بفرمایید. آنجایی که تأکید میشود تاریخی شروع شده است که روح آن ایثار و تواضع است و در این رابطه مقام معظم رهبری «حفظهاللّه» در سخن اخیر خود نسبت به اربعین میفرمایند این یک لطف الهی است به ما. آری! مایی که فراموش کرده بودیم برای ادامهی انقلاب باید ایثار و تواضع را پیشه نماییم. و امروز خدام زائرانِ حسین «علیهالسلام» انعکاس آن چیزیاند که ما فراموش کرده بودیم ولی شرطِ بقای ما در همین چیز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلاً این حرفها معنا نمیدهد. زیرا فرشتگان ابعاد مختلفی ندارند تا از طریق امتحان، بخواهند بُعدی را بر بُعدی ترجیح دهند. در مورد آنها قرآن میفرماید: «و ما منّا إلاّ و له مقام معلوم» یعنی هرکدام از ما مقام معلوم و ثابتی داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امکان وجود موجوداتِ دیگر در فضا نامعقول نیست، ولی سفر در زمان، یک امر غیر عقلی است که استدلالهای مطرح در حرکت جوهری روشن میکند حرکت، عین ماده و عین زمان است و چیزی به نام حرکت در زمان که انسان از هویت مادی خارج شود، معنا ندارد و بدین لحاظ تنها با سرعتی میتوان حرکت کرد که ماده ظرفیت آن را دارد. مثل اینکه اگر بخواهیم به سرعت نور حرکت کنیم، باید نور باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید توبه کند و با نور خدا شدت آن گناه را که جایگاهی در فطرت انسان ندارد، ضعیف و ضعیفتر گرداند تا افق نفس مطمئنه در مقابل او گشوده شود. موفق باشید
