باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خالق انسان است که مشخص میکند هدف خلقت انسان چیست و او میفرماید: «ما خلقت الجن و الانس إلاّ لیعبدون». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق مبنای امام، میزان رأی مردم است ولی در بستر شریعت الهی و حکومت اللّه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید جلد اول کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی در این مورد کمک بکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی به یاد ندارم که اساتیدِ فوق در رابطه با تکامل برزخی گفته باشند. آنچه مطرح است همان «الیوم یوم العمل و غداً یوم الحساب» است. میماند که بعضی از گناهان در حدّ عذاب برزخی از شخص پاک میشود که این به یک معنا، تکاملِ برزخی است و آیت اللّه شجاعی در کتاب «معاد یا بازگشت به سوی خدا» در این مورد نکاتی داشتهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتهی دقیقی را در میان آوردهاید به همین جهت هم اگر مواظب نباشیم، قصهی ما قصهی کسی میشود که «رفت آب بیاورد، آب بردش». به همین جهت گفته میشود در بستر سنتی خاص باید آن نوع ارتباطات و تعاملات برقرار باشد و همواره اصولی مدّ نظر قرار گیرد که از نظر بنده آن اصول در متن تشیع در این زمانه انقلاب اسلامی و اهداف انقلاب و رهنمودهای رهبری است در چنین سنتی باید ارتباط با دیگران در میان باشد وگرنه هرکس در جزیرهی خود با خود زندگی میکند. در حالیکه انسانها با انسانها، انسان میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مقالات خوب است که «ده نکته» و سپس «برهان صدیقین» و بعد از آن «معاد» را کار کنید. همهی آن موارد با شرح صوتی آن کار شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که اسلام را باید در خانهی علی «علیهالسلام» جستجو کرد و نه در سقیفه، انقلاب اسلامی نیز حضور ارزشهای الهی در این تاریخ است و در هرجایی میتوان وجهی از آن را یافت و در همانجا میتوان حجابهای مانع حضور انقلاب اسلامی را مشاهده کرد. انقلاب اسلامی در مجلس شورای اسلامی وجود دارد آنجایی که نمایندگان روحیهی مقاومت را دامن میزنند و در مجلس شورای اسلامی وجود ندارد وقتی بعضی از نمایندگان با وادادگیِ تمام و تحقیر کامل ملت ایران عکس سلفی با کسی میگیرند که هیچ نسبتی با اهداف انقلاب اسلامی ندارد. آنجایی که خداوند میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»؛[1]
اى مؤمنان به يهود و نصارى اعتمادى همراه با محبت نداشته باشيد، و محبت آنها را در دل خود جاى ندهيد، آنها خودشان نسبت به هم محبت و ولايت متقابل دارند و در بين خودشان بعضى ولى بعض ديگرند، و با همه فاصله اى كه دارند عليه شما متحد مى شوند و به شما نمى گروند و خودشان را رها كنند. هركس به آنها محبت داشته باشد از آنهاست - در واقع با اين محبت، روح و روحيه انسان با آنها يكى مى شود - و همچنان كه آنها ظالمند و خداوند هدايتشان نمى كند آنهايى هم كه محبتِ يهود و نصارى را در دل بپرورانند به راه هدايت نمى روند و به مقصدى كه مى خواهند نمى رسند. در ادامه مى فرمايند: «فَتَرَى الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٌ فَعَسَى اللّهُ أَن يَأْتِى بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِى أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ»؛[2] مى بينى آنهايى كه در قلبشان بيمارى عدم هدايت واقع است و به همين جهت ظالم ماندند، در جهت نزديكى به يهود و نصارى سرعت مى گيرند و مى گويند: مى ترسيم در اثر جدايى از آنها به ما گرفتارى برسد و بدين شكل محبت خود را به يهود و نصارى توجيه مى كنند، اميد است با رسيدن فتح و يا امرى از جانب خداوند، پشيمان شوند و دروغشان بر مؤمنين آشكار شود. اينها در دلشان خاموشى اسلام را پنهان كرده بودند تا بتوانند با ارتباط با يهود و نصارى و نابودى تفكر اسلامى مانعى براى شهوات دنيوى خود نداشته باشند، و وقتى فتحى نصيب مسلمانها شد افسوس مى خورند.
خداوند فرمود: «بيمار دلان، در جهت محبت به يهود و نصارى سرعت مى گيرند» بيمار دل كسى است كه از سلامت فطرى خارج شده و از اخلاص و توحيد بيرون آمده باشد و به همين جهت گفته اند؛ بيمارى دل باعث مى شود كه انسان با هر بادى بجنبد و با هر سختى از مسير توحيدى خود به شك فرو رود، لذا چون در جاى ديگر فرمود: منافقان قلبشان مرده است، منظور از اين بيمار دلان منافقان نيستند بلكه همان مسلمانان بى تفكرِ ظاهربين مى باشند. سپس ادامه مى دهد: «وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُواْ أَهَؤُلاء الَّذِينَ أَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُواْ خَاسِرِينَ»؛[3]
آنگاه كه فتح رسيد، مؤمنان به سست ايمانانِ بيمار دل گويند: آيا اين يهود و نصارى همانهايى هستند كه سوگندهاى سخت خوردند كه با شما باشند؟ كارها و تلاشهاى اين محبت ورزان به يهود و نصارى، همه هدر رفته و زيانكار شدند. در ادامه مى فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِى اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِى سَبِيلِ اللّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»؛[4] اى مؤمنان (بدانيد) كسى كه از دوستى مؤمنين به دوستى يهود و نصارى بر گردد، به زودى خداوند عده اى را به جاى آنها مى آورد كه محبتشان متعلق به خداوند است و دشمنيشان به يهود و نصارى، آنها به خاطر خداوند نسبت به مؤمنين فروتن و نسبت به كافرين بى اعتنا و گردن فرازند، و خداوند كه ياور حقيقى دين است دوستداران يهود و نصارى را كه ظاهراً مسلمانند، مى بَرد و چنين مؤمنانى را مى آورد كه در راه خدا قيام مى كنند و خداوند در اين قيام كه براى يارى دين است كمكشان مى نمايد و از اوصاف آنها اين كه هيچ نگران نيستند كه كسى در راه احياء دين و قيام براى دين سرزنششان كند و با نظام ارزشى خودش بخواهند حركت آنها را ارزيابى كنند، اين روحيه و قيام، فضل الهى است كه به هر كس خواست مى دهد - مسلم به كسانى مى دهد كه قصدشان تماماً قيام براى خدا باشد - و خداوند واسع و عليم است.
ارتداد فكرى در جامعه ى اسلامى
حضرت علامه طباطبايى «رحمةالله عليه» در تفسير الميزان در ذيل چهار آيه فوق بحث مفصلى دارند كه خلاصه آن عبارت است از: «قرآن به چيزهايى تأكيد مى كند كه اگر انسان مواظب نباشد عوامل و شرايط موجود دست به دست هم داده مسلمين را به پرتگاه سقوط مى كشاند، قرآن به محبت به اهل البيت (ص) دستور داده و در آن تأكيد و مبالغه نموده ولى بعدها چنان ستم هايى به اهل البيت نمودند كه اگر واقعاً از طرف قرآن مأمور بودند به اهل البيت (ص) ستم كنند بيش از آنچه كردند نمى توانستند بكنند. يعنى خداوند مردم را به آنچه محبت به آنها موجب سعادتشان بود دعوت كرد و آنها عكس آن عمل كردند، و از طرف ديگر مسلمانان را از دوستى كفار و اهل كتاب نهى نمود و آنها درست عكس آن عمل كردند و هيچ نهى اى در هيچ يك از موارد شرعى مثل نهى از دوستى كفار و اهل كتاب تشديد و تأكيد نشده است، در حدى كه ملاحظه مى كنيد در سوره مائده آيه 51 فرمود: «هر كه با آنها دوست است از آنهاست». و در سوره آل عمران آيه 28 باز همين سخن را با مضمونى ديگر فرمود.[5]
وقتى امر به معروف كه حافظ سيره و سنت پيامبر و ائمه (ص) است مختل شود، شعائر عمومى و جلوه هاى اجتماعى سقوط نموده، سيره كفار به جايش مى نشيند و پايه هاى خود را محكم مى كند، تمام چيزهايى كه اجتماع مسلمانان را احاطه نمود و امروز در بين ما جارى است همانهايى است كه از كفار گرفته ايم، اينكه در آيه مورد بحث مى فرمايد: كسانى را مى آورد كه هم آنها خدا را دوست دارند و هم خدا آنها را ... شما امروز عكس آن را مى بينيد به طورى كه ما يهود و نصارى - كه امروز در غربِ تحت تأثير يهود تجلى كرده - را دوست داريم، ما خدا را دوست نداريم كه در مقابل كفار ذليل و بر مؤمنين سركش هستيم، از جهاد در راه خدا هراس داريم و از هر سرزنشى كه از طرف آنها به ما شود، جا مى خوريم. اين همان است كه در سوره مائده آيه 54 خداوند مى فرمايد: «اجتماع مؤمنين مرتد مى شود». يعنى به جاى علاقه به خدا علاقه به يهود و نصارى پيدا مى كند، ارتداد در اين آيه يعنى برگشتِ محبت آميز به يهود و نصارى، يعنى گرايش قلبى به آنها، كه خدا آن را به منزله كفر مى داند، مى گويد مردمى را مى آورد كه خدا آنان را دوست دارد ... و از سرزنش ملامتگرى نمى هراسد. و صفاتى را براى آنها برشمرده كه در عده قليلى از مردم اجتماع ما موجود است».
ما براى نجات خود از فرهنگ ظلمانى غرب مى توانيم به همين چهار آيه از سوره مائده تمسك بجوئيم كه خلاصه آن عبارت بود از:
1- عدم محبت و اعتماد به يهود و نصارى كه شاخصه ى امروزين آن فرهنگ غرب است، با همان تصورى كه يهود از عدم قدرت تصرف خدا در عالم و آدم دارد.
2- عدم نگرانى از ضررى كه فكر مى كنيم با بريدگى از يهود و نصارى براى ما پيش مى آيد.
3- اميدوارى به فتح و رحمت خدا در ازاء عقيده توحيدى و عمل الهى، در مقابل تهديدهاى غرب.
گزينش تكنولوژى از دريچه بينش توحيدى، ص: 161
4- ارزشگذارى به مؤمنين و بى اعتنايى به ارزشهاى غربى و دوستداران آنها.
5- زنده نگه داشتن عشق الهى در قلب خويش و جامعه، و تلاش براى اينكه نگذاريم محبت به خداوند در ما خاموش شود.
6- تقويت روحيه قيام در خود براى يارى دين خدا.
7- عدم نگرانى از ملامت فرهنگ ها و تفكرات غير دينى در راه ايجاد حيات و روش دينى.
تفاوت غرب با مسيحيت
در آخر لازم است خدمت عزيزان عرض كنم كه نبايد روحيه مسيحيت موجود را با بعضى از آموزه هاى حضرت عيسى (ع) كه بعضى از مسيحيان به صورت فردى از آنها مت أثرند اشتباه كرد و تصور نمود بايد نقد غرب را از نقد مسيحيت جدا كرد. آرى در تحليل عقلى مسيحيت يك چيز است و غرب چيز ديگر و به ظاهر غربِ موجود با پشت كردن به مسيحيتِ مطرح در قرون وسطى شكل گرفت. ولى با تحليل دقيقتر روشن مى شود كه مسيحيتِ قرون وسطى در درون خود عنصر جسمانى كردن حقايق معنوى را از يهوديت پذيرفته، و اين همه ى انحرافى است كه يك دين مى تواند پيدا كند. يهوديت معتقد است خداوند از آسمان پائين مى آيد و با پيامبرش كشتى مى گيرد و يك بار زمين مى خورد و يك بار هم پيامبر را زمين مى زند و به آسمان بر مى گردد.[6] همين تفكر منجر مى شود كه مسيحيت معتقد شود خدا در عيسى حلول مى كند و مى شود مسيح، يعنى از آن جهت كه پيامبر است، عيسى است و از آن جهت كه تجسم خدا در زمين است، مسيح است. چنين مسيحيتِ يهودى زده در عمل نمى تواند راهى جز همان راهى را كه يهوديت مى رود، طى كند. فرض میکنیم که امثال خانم موگرینی نمایندهی فرهنگی نیست که گروگانِ صهیونیسم است و تنها یک مسیحی است؛ آیا این نوع شیفتگی، مصداقِ دوستیگرفتنِ اهل کتاب نیست؟ مطمئن باشید انقلاب اسلامی آزاد از سقیفه و سقیفهسازان، راهِ خود را میرود و مسیر مجلس شورای اسلامی مسیری نیست که سقیفهسازان بتوانند آن را منحرف کنند. اینان حتی اگر از کار زشت خود توبه هم بکنند، صلاحیت تصمیمگیری برای این ملت را ندارند و اگر خودشان استعفا ندهند، باید به جهت عدم صلاحیتِ نمایندگی، شورای نگهبان اینان را سلب صلاحیت کند. زیرا انقلاب زنده است و نهتنها استکبار را از نابودیِ آن مأیوس کرده، حضورِ خود را در منطقه طوری به اثبات رسانده است که موجب سرافرازیِ آنهایی شده است که خود را شیفتهی غرب و غربیان نکردهاند. در چنین شرایطی چارهاندیشی برای جلوگیری از افول جایگاه رفیع مجلس وظیفهای ملی است که هم احزاب سودبرنده از گسیل داشتن چنین افرادی به مجلس میبایست برای آن چارهای بیندیشند و هم ساختارهای فراجناحی. اما در این میان ساختار مجلس بیشترین مسئولیت را در قبال صیانت از جایگاه رفیع خود به عهده دارد، تا کنون این قوه کمتر در مقام پالایش کژیهای درونی خود برآمده؛ از این رو امید است این حساسیت را در واکنشی مناسب به مردم نشان دهد تا نقطه آغاز شایستهای برای صیانت از چنین جایگاه رفیعی باشد. موفق باشید.
[1] ( 1)- سوره مائده، آيه 51.
[2] ( 2)- همان، آيه 52.
[3] ( 1)- همان، آيه 53.
[4] ( 1)- همان، آيه 54.
[5] ( 1)- در سوره آل عمران، آيه 28 مى فرمايد:« لَّا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُوْنِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّهِ فِى شَيْءٍ إِلَّا أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاة وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللّهِ الْمَصِيرُ»؛ مؤمنان نبايد كافران را به جاى مؤمنان به دوستى بگيرند و هر كه چنين كند در هيچ چيز او را از دوستى خدا بهرهاى نيست مگر اينكه از آنان به نوعى تقيه كند و خداوند شما را از خود مى ترساند و بازگشت [همه] به سوى خداست.
[6] ( 1)- از اين نمونه تحريفات را كتاب «اسلام آيين برگزيده» گردآورى كرده است مى توانيد به آن رجوع كنيد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «عرفان نظری» استاد یزدانپناه در این مورد خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکت مربوط به عالم ماده است که با تقدّم و تأخر محقق میشود. ولی «حال» مربوط به عالم مجردات است. به نظر میآید مباحث «برهان صدیقین» خوب کار نشده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تغییری که در علوم تجربی مطرح است، تغییر در عرض است و نه در جوهر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «جسمانیت الحدوث»بودنِ نفس به آن معنا است که نفس ناطقه در بستر جسم انسان در دورهی جنینی با آمادهشدن جسم در اثر حرکت جوهری بر آن متجلی میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آیندهی انقلاب اسلامی به سوی تمدن اسلامی است و به مرور در حالِ تحقق است، هرچند با حجابها و تنگناهایی روبهروست که آنها را پشت سر میگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خوب است 2- همینطور که عرض شد عین ثابتهی هر شخص، حدّ ذاتیِ امکان آن است و از این جهت تنها وجود علمی دارد و در علم خداوند است و خداوند آن وجودِ علمی را با خطابِ «کن» یعنی باش، وجود میدهد. پیشنهاد میشود در این مورد علاوه بر مقالهی «عین ثابته»، مباحثی که در شرح سورهی حمد حضرت امام و شرح کتاب «مصباح الهدایه» ایشان شد را دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال انتخابهایی که انسان میکند به یک معنا برایش مقبول است. مگر انتخابهای امروزینِ ما که با سختی روبهرو میشویم، همینطور نیست؟ 2- اعیان ثابته به اعتبار امکانِ ذاتیِ موجودات مربوط به وجودِ امکانیِ خودشان است و خداوند در علم خود، عالِم به نحوهی امکانیِ آنها است. لذا جعلِ به جاعل نیست، و به تعبیر محیالدین «ما شمّت رائحة الوجود» یعنی وجودی به عنوان پدیدهی خارجی ندارد، مگر آنکه خدا به آنها وجود دهد 3- کشف، یک موضوعِ حضوری است ولی آنچه در حافظه میماند، موضوعِ حصولی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیهی مذکور نظر به حقایق فوق عالم ماده دارد که نزد حضرت حق است و نزول، اینجا به معنای نازلشدنِ آن حقایق است به سوی عالَم ماده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با رعایت دستورات شریعت الهی، انسان میتواند بسیاری از مراحل برزخ و قیامت را طی کند. در این مورد خوب است به کتاب «معاد» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها باید راضی به قضای الهی بود، شاید مصلحت جنابعالی در جای دیگر و چیز دیگری باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در راستای پروژهی آل سعود جهت شکاف بین تشیع، مقتدی صدر گرفتارِ بازیگریِ آن پروژه شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم منظورتان چیست؟! بنده سعی کردم در جواب آن سؤال یک نکتهی اساسی را مطرح کنم که در دلِ آن و همراه با بصیرتی که برای مخاطب پیش میآید، آیندهی انقلاب را به عنوان تقدیرِ توحیدیِ زمانه در نظر بگیرد. عرایضی در این مورد در جلسهی اخیر شرح کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی» شد. به آن معنا که حتی حضرت امام جریان فروریختن 14 کنگرهی طاق کسری را به فروریختن کنگرهی شاهنشاهی در قرن 14 ربط دادند. حال معلوم است که برای عبور از فرهنگ شاهنشاهی ما با موانعی روبهرو خواهیم شد، ولی از این به بعد این انسانها هستند که اندازهی خود را در این تقدیرِ تاریخی معلوم میکنند وگرنه خداوند ارادهی خود را چه ما بخواهیم و چه نخواهیم محقق خواهد کرد به همان معنایی که قرآن میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ (54)/مائده) که ای مؤمنین! هرکدام از شما به دینی که به صحنه آمده است پشت کنید، خداوند به زودی قومی را به جای شما میآورد که آنها خدا را دوست دارند و خدا نیز آنها. آنها در مقابل مؤمنین، فروتن و در مقابل کفار، در عزّت و تقابلاند، در راه خدا مجاهده میکنند و از سرزنش سرزنشکنندگانِ فرهنگ جاهلیت نگران نیستند، خداوند است که به هرکس خواست عزّت میبخشد نه فرهنگهای جاهلیتِ حاکم، و خدا در حضوری وسیع و عالمانه در صحنه است. موفق باشید چه اشکال دارد که در معرض دیدِ مشترکین کانالهای دیگر قرار گیرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آیهی مذکور بهراحتی نمیتوان برداشت کرد زیرا بحث تبیین نبوت در میان است و میخواهد بفرماید آیا منکرانِ نبوت بر کیفیت خلقتِ شتر و سیری که دارد، نمینگرند که چگونه نظام الهی به نور ربوبیت ربّ آن را میپروراند تا متوجه شود در راستای همین سنت، خداوند به نور ربوبیت خود پیامبر میفرستد تا انسانِ مختار را در سیر کمالی خود قرار دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون در حرکت جوهری این جوهر است که شدت مییابد، پس خلعی واقع نمیشود، بلکه لبسِ بعد از لبس در میان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نکتهی بسیار خوبی است این نکته که میفرمایید 2- این یک امر طبیعی است که در عالم ماده که حرکت هست، ماده به صورتش ماده است و در این رابطه حتماً تغییر در میان خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر معرفت نفس این مشکل حلّ میشود و خود انسان متوجهی حقّانیت و نورایت کشف خود میگردد. کتاب «مقالات» از آیت اللّه شجاعی در این مورد کارساز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان سخنان مذکور نیستم ولی عنایت داشته باشید روان را باید طوری تربیت کرد که جلال و شکوه الهی در منظرش قرار گیرد و تربیت و درمان حقیقی روان از این طریق ممکن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید ما در تاریخ 200 سالهی خود، گرفتار نگاه غرب به همهچیزمان هستیم و به جهت سیطرهی چنین نگاهی نمیتوانیم جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی را که تقدیری است برای حضور خدا در مناسبات بشر و عبور از سکولاریته، درست درک کنیم. در حالیکه بر اساس تقدیر الهی باید به خدا رجوع کرد و جایگاه ولیّ فقیه در اینجا معنا دارد که چرا همهی کارها باید به نحوی به ایشان ختم شود از آن جهت که ولیّ فقیه کارشناس کشف حکم خدا است و این با دیکتاتوری که همهی کارها به نفس امّارهی او ختم میشود، متفاوت است. خوب است که به کتاب «انقلاب اسلامی، برونرفت از عالَم غربی» رجوع فرمایید. خوب است که سری هم به جواب سؤال شمارهی 20018 بزنید. موفق باشید