بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20051
متن پرسش
سلام علیکم: در بحثی حول کتاب آشتی با خدا فردی قبول دارد هدف از خلقت انسان را طبق چیزی که در کتاب هست ولی نه کاملا بلکه در دستگاه دینی. او معتقد است در دستگاه تجربی این ثابت نمیشه و مباحث اون رو هم رد نمیکنه. مثل هندسه ریمانی و هندسه اقلیدسی که هر دو درستن و هم دیگه رو رد نمیکنن. لطفا این را توجیه کنید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خالق انسان است که مشخص می‌کند هدف خلقت انسان چیست و او می‌فرماید: «ما خلقت الجن و الانس إلاّ لیعبدون». موفق باشید

20050
متن پرسش
سلام: رای مردم در نظر شما چه جایگاهی دارد؟ در جواب شما به سوال ۱۹۹۰۹دیدم که می فرمایید مبنای عمل دولت باید کار حق و درست باشد و نه رای عموم مردم. خب این حرف تا حدی درست است و تا حدی غلط. مقداری که درست است اینه که دولت نباید کار خلاف اسلام انجام بده ولو اینکه رای عموم باشد ولی غلطش این حرف این جاست که از میان کار های درست دولت میتوند کار احسن را انتخواب نکند و بنابر رای مردم کار درستی که به خوبی اون کار احسن نیست را انتخاب کند. به نظرتون زیادی بر این آقایون سخت نگرفتید؟ منظورم شخص شما نیست. این فرمایش امام که میزان رای ملت است را قبول دارید یا نه. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق مبنای امام، میزان رأی مردم است ولی در بستر شریعت الهی و حکومت اللّه. موفق باشید

20049
متن پرسش
سلام: ۱) برای رسیدن به یقظه چه کار باید کرد؟ ۲) به فرض به یقظه برسیم و برای ابد خود برنامه بریزیم برای اینکه طبق برنامه عمل کنیم و منظم باشیم خلافش عمل نکنیم باید چه کارکرد؟ ۳) التماس دعا. یا علی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید جلد اول کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی در این مورد کمک بکند. موفق باشید

20047
متن پرسش
سلام و درود خدا بر شما: آیت الله جوادی و علامه حسن زاده در مورد تکامل برزخی در کجاهای کتبشان بحثهای فلسفی این موضوع را آورده اند تحقیق جامعی در این زمینه را پیگیر هستم. در مورد تکامل برزخی اهل ضلالت و کفر در کتاب معاد شما فرموده اید ادامه داشتن راهشان بصورت تکاملی نیست و به سوی جهنم است و راهی به سوی آتش و عذاب لقای پروردگار در اسم غضب می شوند پس برزخ آنها بدون تکامل فقط در عذاب اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی به یاد ندارم که اساتیدِ فوق در رابطه با تکامل برزخی گفته باشند. آن‌چه مطرح است همان «الیوم یوم العمل و غداً یوم الحساب» است. می‌ماند که بعضی از گناهان در حدّ عذاب برزخی از شخص پاک می‌شود که این به یک معنا، تکاملِ برزخی است و آیت اللّه شجاعی در کتاب «معاد یا بازگشت به سوی خدا» در این مورد نکاتی داشته‌اند. موفق باشید

20046
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: سوالی که این روز ها ذهن این حقیر را درگیر کرده است در روند کار ها و فعالیت هایمان بسیار تاثیر گذار بوده است. تلاش می کنم که این سوال را بپرسم هر چند که هنوز سوالی که پس ذهنم است را پیدا نکرده ام! و این مسئله به خودی خود بسیار برایم آزار دهنده است. اما سعی می کنم کمی منظورم را برسانم. اگر ما یکی از بزرگترین مشکلات انسان عصر امروزی را به خصوص اگر دل در گرو مذهب داشته باشد را خرد بی خردی و یا ایدئولوگ بودن بدانیم و در برابر این ایدوئولوگ نگاه کردن به مسائل و عدم فهم همدیگر بحث مفاهمه و دعوت به تفکر را به میان آوریم و برای دیدگاه های دیگران آنطور که شایسته ی آن دیدگاه می باشد وجوهی از حقیقت را قائل باشیم، و دیگران را نیز به این رویکرد «فکر کردن به حقیقتی بیرون از خود» دعوت نماییم، به طور مثال علی رغم همه ی نقد هایمان به اصول گرایان حزبی و یا اصلاح طلبان غرب زده به معنای اصطلاحی رایج، سعی در شنیدن حرف آنان داشته باشیم و وجوهی از فکر آنان را نیز جلوه هایی از فکر حضرت امام رضوان الله علیه بدانیم، چه کنیم تا دچارِ ایده ی کثرت گرایی آمریکایی نشویم؟ و هویت خود را بر باد رفته و تهی نیابیم؟ اگر قبول نماییم که عالم پست مدرن آمده است تا این هر آنچه سخت و دشوار می نماید را به سخره گیر و دود نماید؛ اگر عالم پست مدرن نتواند افراد را از این نگاه ایدئولوگ برهاند، می تواند این ایدئولوژی ها را پوچ و تهی و بی هویت نماید. هنگامی که این ایدئولوژی ها بی معنا و تهی شد، دیگر نمی توان به آن بازگشت و یا دست به دامان ایدئولوژی دیگری شد. حال آنکه اگر انسان هویت خود را که در تعریف در غیرت با دیگری شکل گرفته است را بر باد رفته بداند هیچ انگیزه ای برای مبارزه ندارد. به عبارتی دقیق تر سوال بنده این است که چگونه می توان خود را از مرز بندی های رایج نجات داد و جایگاهی برای دیگران و تفکران آنان قائل شد در عین حال بی هویت نشد و نشاط داشت؟ مرز های درگیری ما در دانشگاه باید چگونه باشد تا در عین حال که افراد را اسیران زندان توسعه می دانیم و مرزبندی های رایج و نامطلوب با سایر تشکل ها را نداشته باشیم در حال بتوانیم مبارزه کنیم و مقابل کفر بایستیم؟ با تشکر از وقتی که می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی دقیقی را در میان آورده‌اید به همین جهت هم اگر مواظب نباشیم، قصه‌ی ما قصه‌ی کسی می‌شود که «رفت آب بیاورد، آب بردش». به همین جهت گفته می‌شود در بستر سنتی خاص باید آن نوع ارتباطات و تعاملات برقرار باشد و همواره اصولی مدّ نظر قرار گیرد که از نظر بنده آن اصول در متن تشیع در این زمانه انقلاب اسلامی و اهداف انقلاب و رهنمودهای رهبری است در چنین سنتی باید ارتباط با دیگران در میان باشد وگرنه هرکس در جزیره‌ی خود با خود زندگی می‌کند. در حالی‌که انسان‌ها با انسان‌ها، انسان می‌شوند. موفق باشید   

20042
متن پرسش
سلام: قبل از صوت شرح مقالات باید صوت معرفت نفس و حشر را گوش بدهم؟ در صورت گوش دادن به صورت معرفت نفس و حشر که داخل dvd بود، آیا خواندن کتاب های 10 نکته و کتاب معرفت نفس و حشر لازم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مقالات خوب است که «ده نکته» و سپس «برهان صدیقین» و بعد از آن «معاد» را کار کنید. همه‌ی آن موارد با شرح صوتی آن کار شود. موفق باشید

20039
متن پرسش
با عرض سلام : استاد گرانقدر لطفا بفرمایید آیا انقلاب امام خمینی واقعا زنده است؟ دقیقا مکانش کجاست؟ چرا ما هیچ رنگ و بو و نشانی از انقلاب نمی بینیم؟ چرا حضور و وجود انقلاب را حس نمی کنیم؟ انقلاب در مجلس ماست؟ در قوه قضائیه ی ماست؟ در قوه ی مجریه ماست؟ در صدا و سیمای ماست؟ در دانشگاه های ماست؟ در مدارس ماست؟ در ادارات ماست؟ در سطح جامعه ی ماست؟ ... این انقلاب الان کجاست؟ دقیقا کجاست؟ چرا ما انقلاب را نمی بینیم و حس نمی کنیم؟ آیا واقعا انقلاب زنده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  همان‌طور که اسلام را باید در خانه‌ی علی «علیه‌السلام» جستجو کرد و نه در سقیفه، انقلاب اسلامی نیز حضور ارزش‌های الهی در این تاریخ است و در هرجایی می‌توان وجهی از آن را یافت و در همان‌جا می‌توان حجاب‌های مانع حضور انقلاب اسلامی را مشاهده کرد. انقلاب اسلامی در مجلس شورای اسلامی وجود دارد آن‌جایی که نمایندگان روحیه‌ی مقاومت را دامن می‌زنند و در مجلس شورای اسلامی وجود ندارد وقتی بعضی از نمایندگان با وادادگیِ تمام و تحقیر کامل ملت ایران عکس سلفی با کسی می‌گیرند که هیچ نسبتی با اهداف انقلاب اسلامی ندارد. آن‌جایی که خداوند می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»؛[1]

اى مؤمنان به يهود و نصارى اعتمادى همراه با محبت نداشته باشيد، و محبت آن‏ها را در دل خود جاى ندهيد، آن‏ها خودشان نسبت به هم محبت و ولايت متقابل دارند و در بين خودشان بعضى ولى بعض ديگرند، و با همه فاصله‏ اى كه دارند عليه شما متحد مى‏ شوند و به شما نمى‏ گروند و خودشان را رها كنند. هركس به آن‏ها محبت داشته باشد از آن‏هاست - در واقع با اين محبت، روح و روحيه انسان با آن‏ها يكى مى‏ شود - و همچنان كه آن‏ها ظالمند و خداوند هدايتشان نمى ‏كند آن‏هايى هم كه محبتِ يهود و نصارى را در دل بپرورانند به راه هدايت نمى‏ روند و به مقصدى كه مى‏ خواهند نمى‏ رسند. در ادامه مى ‏فرمايند: «فَتَرَى الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٌ فَعَسَى اللّهُ أَن يَأْتِى بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِى أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ»؛[2] مى‏ بينى آن‏هايى كه در قلبشان بيمارى عدم هدايت واقع است و به همين جهت ظالم ماندند، در جهت نزديكى به يهود و نصارى سرعت مى‏ گيرند و مى‏ گويند: مى ‏ترسيم در اثر جدايى از آن‏ها به ما گرفتارى برسد و بدين شكل محبت خود را به‏ يهود و نصارى توجيه مى‏ كنند، اميد است با رسيدن فتح و يا امرى از جانب خداوند، پشيمان شوند و دروغ‏شان بر مؤمنين آشكار شود. اين‏ها در دل‏شان خاموشى اسلام را پنهان كرده بودند تا بتوانند با ارتباط با يهود و نصارى و نابودى تفكر اسلامى مانعى براى شهوات دنيوى خود نداشته باشند، و وقتى فتحى نصيب مسلمان‏ها شد افسوس مى‏ خورند.

خداوند فرمود: «بيمار دلان، در جهت محبت به يهود و نصارى سرعت مى‏ گيرند» بيمار دل كسى است كه از سلامت فطرى خارج شده و از اخلاص و توحيد بيرون آمده باشد و به همين جهت گفته ‏اند؛ بيمارى دل باعث مى‏ شود كه انسان با هر بادى بجنبد و با هر سختى از مسير توحيدى خود به شك فرو رود، لذا چون در جاى ديگر فرمود: منافقان قلب‏شان مرده است، منظور از اين بيمار دلان منافقان نيستند بلكه همان مسلمانان بى‏ تفكرِ ظاهربين مى ‏باشند. سپس ادامه مى ‏دهد: «وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُواْ أَهَؤُلاء الَّذِينَ أَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُواْ خَاسِرِينَ»؛[3]

آنگاه كه فتح رسيد، مؤمنان به سست ايمانانِ بيمار دل گويند: آيا اين يهود و نصارى همان‏هايى هستند كه سوگندهاى سخت خوردند كه با شما باشند؟ كارها و تلاش‏هاى اين محبت‏ ورزان به يهود و نصارى، همه هدر رفته و زيان‏كار شدند. در ادامه مى‏ فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِى اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِى سَبِيلِ اللّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»؛[4] اى مؤمنان (بدانيد) كسى كه از دوستى مؤمنين به دوستى يهود و نصارى بر گردد، به ‏زودى خداوند عده‏ اى را به جاى آن‏ها مى ‏آورد كه محبت‏شان متعلق به خداوند است و دشمنيشان به يهود و نصارى، آن‏ها به خاطر خداوند نسبت به مؤمنين فروتن و نسبت به كافرين بى‏ اعتنا و گردن‏ فرازند، و خداوند كه ياور حقيقى دين است دوست‏داران يهود و نصارى را كه ظاهراً مسلمانند، مى‏ بَرد و چنين مؤمنانى را مى‏ آورد كه در راه خدا قيام مى ‏كنند و خداوند در اين قيام كه براى يارى دين است كمك‏شان مى‏ نمايد و از اوصاف آن‏ها اين كه هيچ نگران نيستند كه كسى در راه احياء دين و قيام براى دين سرزنش‏شان كند و با نظام ارزشى خودش بخواهند حركت آن‏ها را ارزيابى كنند، اين روحيه و قيام، فضل الهى است كه به هر كس خواست مى‏ دهد - مسلم به كسانى مى‏ دهد كه قصدشان تماماً قيام براى خدا باشد - و خداوند واسع و عليم است.

ارتداد فكرى در جامعه‏ ى اسلامى‏

حضرت علامه‏ طباطبايى «رحمةالله‏ عليه» در تفسير الميزان در ذيل چهار آيه فوق بحث مفصلى دارند كه خلاصه آن عبارت است از: «قرآن به چيزهايى تأكيد مى ‏كند كه اگر انسان مواظب نباشد عوامل و شرايط موجود دست به‏ دست هم داده مسلمين را به پرتگاه سقوط مى‏ كشاند، قرآن به محبت به اهل البيت (ص) دستور داده و در آن تأكيد و مبالغه نموده ولى بعدها چنان ستم ‏هايى به اهل البيت نمودند كه اگر واقعاً از طرف قرآن مأمور بودند به اهل البيت (ص) ستم كنند بيش از آنچه كردند نمى ‏توانستند بكنند. يعنى خداوند مردم را به آنچه محبت به آن‏ها موجب سعادتشان بود دعوت كرد و آن‏ها عكس آن عمل كردند، و از طرف ديگر مسلمانان را از دوستى كفار و اهل كتاب نهى نمود و آن‏ها درست عكس آن عمل كردند و هيچ نهى ‏اى در هيچ ‏يك از موارد شرعى مثل نهى از دوستى كفار و اهل كتاب تشديد و تأكيد نشده است، در حدى كه ملاحظه مى ‏كنيد در سوره مائده آيه 51 فرمود: «هر كه با آن‏ها دوست است از آن‏هاست». و در سوره آل عمران آيه 28 باز همين سخن را با مضمونى ديگر فرمود.[5]

وقتى امر به معروف كه حافظ سيره و سنت پيامبر و ائمه (ص) است مختل شود، شعائر عمومى و جلوه ‏هاى اجتماعى سقوط نموده، سيره كفار به جايش مى ‏نشيند و پايه‏ هاى خود را محكم مى‏ كند، تمام چيزهايى كه اجتماع مسلمانان را احاطه نمود و امروز در بين ما جارى است همان‏هايى است كه از كفار گرفته ‏ايم، اين‏كه در آيه مورد بحث مى ‏فرمايد: كسانى را مى ‏آورد كه هم آن‏ها خدا را دوست دارند و هم خدا آن‏ها را ... شما امروز عكس آن را مى‏ بينيد به طورى كه ما يهود و نصارى - كه امروز در غربِ تحت تأثير يهود تجلى كرده - را دوست داريم، ما خدا را دوست نداريم كه در مقابل كفار ذليل و بر مؤمنين سركش هستيم، از جهاد در راه خدا هراس داريم و از هر سرزنشى كه از طرف آن‏ها به ما شود، جا مى‏ خوريم. اين همان است كه در سوره مائده آيه 54 خداوند مى‏ فرمايد: «اجتماع مؤمنين مرتد مى ‏شود». يعنى به جاى علاقه به خدا علاقه به يهود و نصارى پيدا مى ‏كند، ارتداد در اين آيه يعنى برگشتِ محبت ‏آميز به يهود و نصارى، يعنى گرايش قلبى به آن‏ها، كه خدا آن را به منزله كفر مى ‏داند، مى‏ گويد مردمى را مى ‏آورد كه خدا آنان را دوست دارد ... و از سرزنش ملامت‏گرى نمى ‏هراسد. و صفاتى را براى آن‏ها برشمرده كه در عده قليلى از مردم اجتماع ما موجود است».

ما براى نجات خود از فرهنگ ظلمانى غرب مى‏ توانيم به همين چهار آيه از سوره مائده تمسك بجوئيم كه خلاصه آن عبارت بود از:

1- عدم محبت و اعتماد به يهود و نصارى كه شاخصه ‏ى امروزين آن فرهنگ غرب است، با همان تصورى كه يهود از عدم قدرت تصرف خدا در عالم و آدم دارد.

2- عدم نگرانى از ضررى كه فكر مى‏ كنيم با بريدگى از يهود و نصارى براى ما پيش مى ‏آيد.

3- اميدوارى به فتح و رحمت خدا در ازاء عقيده توحيدى و عمل الهى، در مقابل تهديدهاى غرب.

گزينش ‏تكنولوژى از دريچه بينش توحيدى، ص: 161

4- ارزش‏گذارى به مؤمنين و بى‏ اعتنايى به ارزش‏هاى غربى و دوستداران آن‏ها.

5- زنده نگه داشتن عشق الهى در قلب خويش و جامعه، و تلاش براى اين‏كه نگذاريم محبت به خداوند در ما خاموش شود.

6- تقويت روحيه قيام در خود براى يارى دين خدا.

7- عدم نگرانى از ملامت فرهنگ‏ ها و تفكرات غير دينى در راه ايجاد حيات و روش دينى.

تفاوت غرب با مسيحيت‏

در آخر لازم است خدمت عزيزان عرض كنم كه نبايد روحيه مسيحيت موجود را با بعضى از آموزه ‏هاى حضرت عيسى (ع) كه بعضى از مسيحيان به صورت فردى از آن‏ها مت أثرند اشتباه كرد و تصور نمود بايد نقد غرب را از نقد مسيحيت جدا كرد. آرى در تحليل عقلى مسيحيت يك چيز است و غرب چيز ديگر و به ظاهر غربِ موجود با پشت كردن به مسيحيتِ مطرح در قرون وسطى شكل گرفت. ولى با تحليل دقيق‏تر روشن مى‏ شود كه مسيحيتِ قرون وسطى در درون خود عنصر جسمانى كردن حقايق معنوى را از يهوديت پذيرفته، و اين همه‏ ى انحرافى است كه يك دين مى‏ تواند پيدا كند. يهوديت معتقد است خداوند از آسمان پائين مى آيد و با پيامبرش كشتى مى‏ گيرد و يك بار زمين مى‏ خورد و يك بار هم پيامبر را زمين مى‏ زند و به آسمان بر مى‏ گردد.[6] همين تفكر منجر مى‏ شود كه مسيحيت معتقد شود خدا در عيسى حلول مى‏ كند و مى ‏شود مسيح، يعنى از آن جهت كه پيامبر است، عيسى است و از آن جهت كه تجسم خدا در زمين است، مسيح است. چنين مسيحيتِ يهودى زده در عمل نمى ‏تواند راهى جز همان راهى را كه يهوديت مى ‏رود، طى كند. فرض می‌کنیم که امثال خانم موگرینی نماینده‌ی فرهنگی نیست که گروگانِ صهیونیسم است و تنها یک مسیحی است؛ آیا این نوع شیفتگی، مصداقِ دوستی‌گرفتنِ اهل کتاب نیست؟ مطمئن باشید انقلاب اسلامی آزاد از سقیفه و سقیفه‌سازان، راهِ خود را می‌رود و مسیر مجلس شورای اسلامی مسیری نیست که سقیفه‌سازان بتوانند آن را منحرف کنند. اینان حتی اگر از کار زشت خود توبه هم بکنند، صلاحیت تصمیم‌گیری برای این ملت را ندارند و اگر خودشان استعفا ندهند، باید به جهت عدم صلاحیتِ نمایندگی، شورای نگهبان اینان را سلب صلاحیت کند. زیرا انقلاب زنده است و نه‌تنها استکبار را از نابودیِ آن مأیوس کرده، حضورِ خود را در منطقه طوری به اثبات رسانده است که موجب سرافرازیِ آن‌هایی شده است که خود را شیفته‌ی غرب و غربیان نکرده‌اند. در چنین شرایطی چاره‌اندیشی برای جلوگیری از افول جایگاه رفیع مجلس وظیفه‌ای ملی است که هم احزاب سودبرنده از گسیل داشتن چنین افرادی به مجلس می‌بایست برای آن چاره‌ای بیندیشند و هم ساختارهای فراجناحی. اما در این میان ساختار مجلس بیشترین مسئولیت را در قبال صیانت از جایگاه رفیع خود به عهده دارد، تا کنون این قوه کمتر در مقام پالایش کژی‌های درونی خود برآمده؛ از این رو امید است این حساسیت را در واکنشی مناسب به مردم نشان دهد تا نقطه آغاز شایسته‌ای برای صیانت از چنین جایگاه رفیعی باشد. موفق باشید.

 


 

[1] ( 1)- سوره مائده، آيه 51.

[2] ( 2)- همان، آيه 52.

[3] ( 1)- همان، آيه 53.

[4] ( 1)- همان، آيه 54.

[5] ( 1)- در سوره آل عمران، آيه 28 مى ‏فرمايد:« لَّا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُوْنِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّهِ فِى شَيْ‏ءٍ إِلَّا أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاة وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللّهِ الْمَصِيرُ»؛ مؤمنان نبايد كافران را به جاى مؤمنان به دوستى بگيرند و هر كه چنين كند در هيچ چيز او را از دوستى خدا بهره‏اى نيست مگر اينكه از آنان به نوعى تقيه كند و خداوند شما را از خود مى‏ ترساند و بازگشت ‏[همه‏] به سوى خداست.

[6] ( 1)- از اين نمونه تحريفات را كتاب «اسلام آيين برگزيده» گردآورى كرده است مى ‏توانيد به آن رجوع كنيد.

20038
متن پرسش
استاد سلام: منظور از اعیان ثابته چیست؟ اگه در قالب پاسخ نمی گنجد منبع هم معرفی کنید. خوب است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «عرفان نظری» استاد یزدان‌پناه در این مورد خوب است. موفق باشید

20036
متن پرسش
سلام استاد: در بحث زمان فرمودین حال نداریم، فقط تقدم و تاخر است، و یک جا فرمودین گذشته و آینده نداریم و فقط حال داریم، یک کمی گیج شدم. یک کمی بیشتر توضیح می فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکت مربوط به عالم ماده است که با تقدّم و تأخر محقق می‌شود. ولی «حال» مربوط به عالم مجردات است. به نظر می‌آید مباحث «برهان صدیقین» خوب کار نشده است. موفق باشید

20035
متن پرسش
سلام استاد: در بحث معرفت نفس به وجه پایدار اشاره نمودین و در مورد بدن گفتید دانشمندا گفتن که بدن الان ما بدن پارسال ما نیست و کلا تغییر کرده، در بحث حرکت جوهری فرمودین جسم در عین حرکت و تغییر همون بدنه، جمع بین این دو تا چطوره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تغییری که در علوم تجربی مطرح است، تغییر در عرض است و نه در جوهر. موفق باشید

20034
متن پرسش
سلام استاد: ۱. در بحث جسمانیه الحدوث بودن، ابتدا جسم که ابزار است ساخته می شود و بعد روح در آن دمیده می شود یا شروع شکل گیری جنین با نظر روح است؟ یک توضیح مفید بفرمایید لطفا ۲. الان درک از من و تن داریم و حتی درک از نظر من به تن، اما اینکه در ابتدا، روح در بستر تن دمیده می شود رو هنوز به صورت مفهوم هم نفهمیدم، یعنی یک شخص به صورت یک نفس متعین هست می شود و در همان ابتدای هست شدن متعین، به بدن نظر دارد، یا ابتدا هست می شود و خودش بدنی که می خواهد را میابد در شکم یک زن و آن را پرورش می دهد؟ لطفا شرح بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «جسمانیت الحدوث»بودنِ نفس به آن معنا است که نفس ناطقه در بستر جسم انسان در دوره‌ی جنینی با آماده‌شدن جسم در اثر حرکت جوهری بر آن متجلی می‌شود. موفق باشید

20027
متن پرسش
سلام و ارادت خدمت استاد عزیزم: استاد اگر 4 سال آینده یا 10 سال آینده، رئیس جمهور و دولتی سر کار بیاید که از بن دندان معتقد به تمدن نوین اسلامی باشد و هدف اصلی آن تشکیل دولت اسلامی باشد، با توجه به این که جنابعالی می فرمایید «تاریخ» ظهور برخی از لوازم تمدن اسلامی هنوز فرا نرسیده، سئوال این حقیر اینجاست که آیا وجود چنین دولتی در آینده آیا انقلاب اسلامی را به هدف متعالی خودش یعنی تحقق تمدن اسلامی نزدیک می نماید یا خیر؟ یا کماکان باید منتظر ظهور شرایط تاریخی باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آینده‌ی انقلاب اسلامی به سوی تمدن اسلامی است و به مرور در حالِ تحقق است، هرچند با حجاب‌ها و تنگناهایی روبه‌روست که آن‌ها را پشت سر می‌گذارد. موفق باشید

20026
متن پرسش
با تقدیم سلام: در تکمیل بحث عین ثابته گاهی ریشه سوالات به نوع نگاه ما برمی گردد همه می پرسیم چطور ممکن است عین ثابته ی کسی فقر را انتخاب کند اما کسی نمی پرسد چطور عین ثابته کسی ثروتی را انتخاب کرده که منجر به کفرش شده، با تعجب بسیار می پرسیم چطور عین ثابته ی کسی رحم زناکار را انتخاب کرده اما نمی پرسیم چطور رحم غیبت کننده را انتخاب کرده غیبتی که از ۳۶ بار زنا بدتر است و اعجاب ما باید چند برابر باشد. اگر معیار، حقیر بودن است که رحم دومی حقیرتر باید باشد گاهی زنا و فقر و صورت نازیبا و غصه ای جسمی را بد می دانیم چون جامعه اینها را بد می داند و اگر وارد جامعه ای شویم که اینها را نه تنها بد که نعمت می داند این سوالات هم منتفی می شوند ثانیا طبع انسان نارضایتی و اعتراض است ما به نعمتها هم اعتراض داریم اوائل خوشحالیم ولی در ادامه کار به انکار می کشد یعنی نارضایتی ثالثا شاید جواب این سوال که چرا برخی از ما همسران با ایمان یا خانواده بزرگان را انتخاب نکردیم یا چرا نجفی قوچانی در خانه ی قاضی به دنیا نیامد این باشد که اتفاقا گاهی چون ایمان را انتخاب کرده ایم باید کنار همسر بد و در خانواده ی بد باشیم چون اگر با این شخصیت و ضعفها در خانه بزرگان بودیم شاید خوبیهایی داشتیم اما چون تقلیدی بود ارزش کمی داشت ولی در خانواده معمولی این شخصیت خودش را مجبور به جستجو و تعمق می بیند و به عالی ترین درجات می رسد البته نگاههای دقیق تری در این میان هست. درست است جناب استاد؟ ۲. عین ثابته در عین یک سری اختیارها اما قدر و اندازه اش معلول اختیارش نبوده درست است؟ عین ثابته یعنی شخصیتی با این میزان هوش و یا ظرفیت حافظه و خیال و... این را خدا بدون اختیار ما خلق کرده. یعنی اختیار تام نداریم درست است حضرت استاد؟ سپاس بسیار
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خوب است 2- همین‌طور که عرض شد عین ثابته‌ی هر شخص، حدّ ذاتیِ امکان آن است و از این جهت تنها وجود علمی دارد و در علم خداوند است و خداوند آن وجودِ علمی را با خطابِ «کن» یعنی باش، وجود می‌دهد. پیشنهاد می‌شود در این مورد علاوه بر مقاله‌ی «عین ثابته»، مباحثی که در شرح سوره‌ی حمد حضرت امام و شرح کتاب «مصباح الهدایه» ایشان شد را دنبال فرمایید. موفق باشید

20025
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: حضرت استاد اینکه بنده در ۲۰۰۰۹ بحث کفر و ایمان در عین ثابته را به میان کشیدم از این جهت بود که فکر می کنم سوال همه ی ما این است که چطور یک نفر، رحم زناکار، طلاق، فقر و منفی ها را با رضایت انتخاب کرده؟ بحث بر سر دوست داشتن و رضایت است که چطور باید این را حل کرد کسی الان از وضعیتش ناراضی است و در عین حال میگن تو با رضایت قبلا انتخاب کردی! بنده فکر می کنم کسی که وظیفه اش مثلا حفظ زندگی مشترک بوده ولی طلاق گرفته اولا قطعا رضایت داشته و طلاق گرفته و ثانیا طلاق در این شرایط صورت کفر بوده پس به کفر رضایت داده. چون کفر را دوست داشت صورتهای کفر را هم یقینا دوست داشته همانطور که وقتی کسی را دوست داریم یادگاریها و آثارش را هم یقینا دوست داریم پس باطن همه ی ما از وضعیت فعلی دوست داشتن است و ظاهرش نارضایتی یکی می رود توی چاه حین رفتن می گوید شاهد باشید من چاه را دوست نداشتم!! باطن این نارضایتی رضایت است. درست است جناب استاد؟ ۲. اینکه جناب لاهیجی در شرح گلشن راز فرموده اند: «اعیان مجعول به جعل جاعل نیستند چون جعل در موجودات خارجیه استعمال می شود نه صور علمیه» به چه معناست؟ ۳. کتاب مقالات را مطالعه شده اما سالک در تشخیص صحت و سقم مکاشفه همچنان مشکل دارد ضمن اینکه برخی مطالب در خواب حل می شود اما در بیداری چیزی یادمان نمیاید که در جزوه آن بحث یادداشتش کنیم یا بسیار کم یادمان نمیاید چه کنیم؟ چه فایده از این عنایات وقتی چیزی در خاطرمان نمی ماند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال انتخاب‌هایی که انسان می‌کند به یک معنا برایش مقبول است. مگر انتخاب‌های امروزینِ ما که با سختی روبه‌رو می‌شویم، همین‌طور نیست؟ 2- اعیان ثابته به اعتبار امکانِ ذاتیِ موجودات مربوط به وجودِ امکانیِ خودشان است و خداوند در علم خود، عالِم به نحوه‌ی امکانیِ آن‌ها است. لذا جعلِ به جاعل نیست، و به تعبیر محی‌الدین «ما شمّت رائحة الوجود» یعنی وجودی به عنوان پدیده‌ی خارجی ندارد، مگر آن‌که خدا به آن‌ها وجود دهد 3- کشف، یک موضوعِ حضوری است ولی آن‌چه در حافظه می‌ماند، موضوعِ حصولی است. موفق باشید

20024
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: همانطور که مستحضرید بیشتر مساحت کره زمین را آب فرا گرفته است لکن مشکل اصلی اکثر نقاط مشکل خشکسالی و نابودی محصولات و درختان در اثر کم آبی است آیا این موضوع مصداق و مثالی از این آیه شریفه است؟ «وَ إِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَ مَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ» با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی مذکور نظر به حقایق فوق عالم ماده دارد که نزد حضرت حق است و نزول، این‌جا به معنای نازل‌شدنِ آن حقایق است به سوی عالَم ماده. موفق باشید

20023
متن پرسش
سلام: آیا می شود عوالم برزخی را در همین دنیا طی کرد؟ به چه طریقی؟ به دست چه کسی؟ از طریق امام می شود؟ بعد از سلوک کامل شدنی است؟ عارفی به این طریق تا بحال بوده است؟ یعنی اینها بعد از مرگ وضعیتشان با بقیه متفاوت است؟ تشکر از راهنماییتان استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با رعایت دستورات شریعت الهی، انسان می‌تواند بسیاری از مراحل برزخ و قیامت را طی کند. در این مورد خوب است به کتاب «معاد» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

20020
متن پرسش
سلام استاد،شخصی هستم میخواستم به حوزه علمیه روم درسم،علمم،وظاهرم مناسب است ولی مصاحبه رد شدم هر چه هم دعا و توسل و گریه کردم چیزی حاصل نشد.چرا؟چرا امام زمان عج نمیخواد که من طلبه شوم؟مگر نه توسل گره های عظیم را باز میکند مگر نه "یا زهرا"قفل قطور را میشکند پس چرا این مشکل حل نمیشود؟دلم را استاد آرام کن که این مشکل مرا گریان کرده.متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها باید راضی به قضای الهی بود، شاید مصلحت جنابعالی در جای دیگر و چیز دیگری باشد. موفق باشید

20019
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز می خواستم نظر شما را در مورد مقتدی صدر و حرکات اخیر او بدانم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در راستای پروژه‌ی آل سعود جهت شکاف بین تشیع، مقتدی صدر گرفتارِ بازی‌گریِ آن پروژه شد. موفق باشید

20018
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد: ببخشید استاد می شود جوابتان رو به سوال شماره ۲۰۰۰۷ واضح تر عرض بفرمایید چونکه سوال خیلی از دوستان است خداوند شما و این دوستمان رو مورد لطف و رحمت بیشتر قرار دهد. آیا مشکلی نیست جوابتان رو توی گروه ها و کانال ها قرار بدیم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم منظورتان چیست؟! بنده سعی کردم در جواب آن سؤال یک نکته‌ی اساسی را مطرح کنم که در دلِ آن و همراه با بصیرتی که برای مخاطب پیش می‌آید، آینده‌ی انقلاب را به عنوان تقدیرِ توحیدیِ زمانه در نظر بگیرد. عرایضی در این مورد در جلسه‌ی اخیر شرح کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی» شد. به آن معنا که حتی حضرت امام جریان فروریختن 14 کنگره‌ی طاق کسری را به فروریختن کنگره‌ی شاهنشاهی در قرن 14 ربط دادند. حال معلوم است که برای عبور از فرهنگ شاهنشاهی ما با موانعی روبه‌رو خواهیم شد، ولی از این به بعد این انسان‌ها هستند که اندازه‌ی خود را در این تقدیرِ تاریخی معلوم می‌کنند وگرنه خداوند اراده‌ی خود را چه ما بخواهیم و چه نخواهیم محقق خواهد کرد به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ (54)/مائده) که ای مؤمنین! هرکدام از شما به دینی که به صحنه آمده است پشت کنید، خداوند به زودی قومی را به جای شما می‌آورد که آن‌ها خدا را دوست دارند و خدا نیز آن‌ها. آن‌ها در مقابل مؤمنین، فروتن و در مقابل کفار، در عزّت و تقابل‌اند، در راه خدا مجاهده می‌کنند و از سرزنش سرزنش‌کنندگانِ فرهنگ جاهلیت نگران نیستند، خداوند است که به هرکس خواست عزّت می‌بخشد نه فرهنگ‌های جاهلیتِ حاکم، و خدا در حضوری وسیع و عالمانه در صحنه است. موفق باشید چه اشکال دارد که در معرض دیدِ مشترکین کانال‌های دیگر قرار گیرد؟ 

20017
متن پرسش
بسمه تعالی: یکی از حوزویان با استناد به آیه «افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت» و آیات بعدی؛ بویژه دقت در کلمه (کیف) که اشاره به علل اربعه دارد، عنوان داشته اند که دانستن علوم جدیده: زیست شناسی، فیزیک، شیمی، ریاضی و ..... واجب عینی است. مانند حج که برای مستطیع در طول عمرش یکبار واجب عینی است. نظر جنابعالی در این باره چه می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آیه‌ی مذکور به‌راحتی نمی‌توان برداشت کرد زیرا بحث تبیین نبوت در میان است و می‌خواهد بفرماید آیا منکرانِ نبوت بر کیفیت خلقتِ شتر و سیری که دارد، نمی‌نگرند که چگونه نظام الهی به نور ربوبیت ربّ آن را می‌پروراند تا متوجه شود در راستای همین سنت، خداوند به نور ربوبیت خود پیامبر می‌فرستد تا انسانِ مختار را در سیر کمالی خود قرار دهد. موفق باشید  

20016
متن پرسش
سلام استاد: اینکه حرکت جوهری لبس بعد از لبس است برخلاف حرکت عرضی که خلع و لبس است رو یه مقداری روشن‌تر شرح می فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون در حرکت جوهری این جوهر است که شدت می‌یابد، پس خلعی واقع نمی‌شود، بلکه لبسِ بعد از لبس در میان است. موفق باشید

20015
متن پرسش
سلام استاد: دو تا نکته در مورد حرکت جوهری عرض می کنم که اگه اشتباهه تصحیح بفرمایید: ۱. ما دو تا فیض به نام بقا و کمال نداریم، یک فیضه که به اعتبار عالم ماده دو تا نام میگیره چون بقای عالم ماده عین حرکت اونه. ۲. حرکت جوهری بدون ظهور امکان نداره، یعنی حتما در قالب یک عرض باید ظهور کنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نکته‌ی بسیار خوبی است این نکته که می‌فرمایید 2- این یک امر طبیعی است که در عالم ماده که حرکت هست، ماده به صورتش ماده است و در این رابطه حتماً تغییر در میان خواهد بود. موفق باشید

20014
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: چه کنیم از دست خدای شکل و صورت دار آزاد شویم؟ مباحث معرفتی را طبق فرمایش حضرتعالی دنبال می کنم. ۲. چطور می توان به جایی رسید که در همان عالم کشف صحت کشف را بسنجیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر معرفت نفس این مشکل حلّ می‌شود و خود انسان متوجه‌ی حقّانیت و نورایت کشف خود می‌گردد. کتاب «مقالات» از آیت اللّه شجاعی در این مورد کارساز است. موفق باشید

20013
متن پرسش
سلام: من صحبت هاى گروهى روانشناس مثل آقاى فرهنگ، هلاكويي را گوش مي دهم. صحبت هايشان گاهى اوقات در ظاهر بعضا گاهى مواقع با تفكر و تعاليم اسلام نمى خواند، نظر شما در خصوص صحبت هاى ايشان در زمينه روانشناسى و زندگى و ... چيست؟ تا چه حد دنبال كردن ايشان را مفيد مي دانيد؟ صحبت هايشان را كه گوش مى كنم خوب است اما بويى از معرفت و معنويت نمى بينم هر وقت صحبت هاى ايشان را گوش مى كنم ديدم به اسلام و دين و مذهب ضعيف مى شود. انگار فقط براى دنياى مادى خوب است، تو رو خدا كمك كنيد شايد من دركم ضعيف است.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان سخنان مذکور نیستم ولی عنایت داشته باشید روان را باید طوری تربیت کرد که جلال و شکوه الهی در منظرش قرار گیرد و تربیت و درمان حقیقی روان از این طریق ممکن است. موفق باشید

20011
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: نمی دونم این سوال به دستتون میرسه یا نه، یا اینکه اصلا جواب میدید یا نه، آری شک تمام وجود مرا فرا گرفته حتی نسبت به اینکه سوال من جواب داده میشه یا نه! استاد من دچار شکی شدم که نمی دانم چه کنم؛ من اوایل بسیار انقلابی مطیع ولی فقیه و...بودم و سخت مخالف کسانی که این نظریه ها را قبول ندارند یا برایشان کم اهمیت بوده امثال: خاتمی در سیاست و سروش به عنوان نظریه پرداز! ولی اکنون نسبت به آن دورانم شک دارم و بیشتر متمایل به امثال سروش، اصلاح طلبان و غیره شده ام. بعد از ماجراهای پیش آمده از احمدی نژاد گرفته که زمانی نور چشم رهبری و اکنون جریان انحرافی است تا شکست پی در پی جبهه انقلاب و اصولگرا در انتخابات و عدم مقبولیت مردم نسبت به خشونت و تندروی (به تعبییر جامعه) که از انقلاب تاکنون دیگر آن شعارها نیست و اعتدال و اسلام رحمانی بیشتر نمایان شده و جایش را به اسلام خشن که امثال آقای مصباح یزدی قرائت می کرد داده است! استاد چکار کنم من فکر می کنم ولی فقیه دیکتاتور است و اصل تمام کارها به ایشان وابسته و دموکراسی و آزادی بیان بسیار در کشور ما بیمار است. ولی قبلا اینطور نبوده ام و بسیار با افکار امروزم ۱۸۰درجه فرق می کرده ام. اکنون به نظر شما این عیب از کجاست چه کنم؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید ما در تاریخ 200 ساله‌ی خود، گرفتار نگاه غرب به همه‌چیزمان هستیم و به جهت سیطره‌ی چنین نگاهی نمی‌توانیم جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی را که تقدیری است برای حضور خدا در مناسبات بشر و عبور از سکولاریته، درست درک کنیم. در حالی‌که بر اساس تقدیر الهی باید به خدا رجوع کرد و جایگاه ولیّ فقیه در این‌جا معنا دارد که چرا همه‌ی کارها باید به نحوی به ایشان ختم شود از آن جهت که ولیّ فقیه کارشناس کشف حکم خدا است و این با دیکتاتوری که همه‌ی کارها به نفس امّاره‌ی او ختم می‌شود، متفاوت است. خوب است که به کتاب «انقلاب اسلامی، برون‌رفت از عالَم غربی» رجوع فرمایید. خوب است که سری هم به جواب سؤال شماره‌ی 20018 بزنید. موفق باشید

نمایش چاپی