بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25725

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: با توجه به جواب سوال ۲۵۷۱۶ : آیا منظور شما این است که ما چون در عالم ماده و در این نشئه هستیم نمی توانیم هم زمان در آن موطن ها یعنی برزخی و اخروی باشیم؟ یا منظورتان این است چون به موطن مادی توجه داریم نمی توانیم حضورمان در موطن و نشئه برزخی و اخروی را درک کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دومی درست است. موفق باشید

25456
متن پرسش
سلام: سال گذشته که اربعین قسمت شد کربلا زیارت بشه تا مدت کوتاهی حال و هوای خوبی داشتم و رابطه خوبی با خانواده و دیگران برقرار بود به لطف ابا عبد الله سلام الله علیه همچنین عزم توبه داشتم و تلاشم بر دوری از گناه بود اما به مرور از بین رفت و غفلت دوباره سراغم آمد و امسال الان که از کربلا برگشتم دوباره همین حال خوب رو دارم اما می ترسم دوباره غفلت نابودم کنه، چکار کنم لااقل چند ماهی در مسیر باشم، می ترسم دوباره آلوده بشم. راهی هست که عزم بر ترک گناه حفظ بشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد با سؤال‌کردن حلّ نمی‌شود باید خود انسان مواظبت بکند که احوالات منفی بر او غالب نشود. موفق باشید

23908

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ۱. غم غربتی که در غروب ها یا بعد از سفر خصوصا زیارتی یا معنوی برای انسان پیش می آید‌ به چه علت است؟ ۲. در این مواقع چطور باید قلب را آرام کرد؟ آیا باید به آن بی محل بود؟ ۳. این حالت در سیر و سلوک و منازل عرفانی چه جایگاهی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در این موارد به راهِ گشوده‌ای که خداوند در مقابل ما قرار می‌دهد، باید فکر کرد. موفق باشید

23901
متن پرسش
سلام: وقت بخیر. سعید هستم از گرگان. مدت کوتاهیه با کانال استاد آشنا شدم. امشب که سری زدم به کانال به سوال و جواب ۲۳۸۸۹ برخوردم که استاد جواب رو در قالب شعری دادند. خیلی دلنشین بود. با خوندن این شعر طوری منقلب شدم که صدای گریه ام تا آخر شعر بلند بود. این شعر از کیست؟ عزیزان کاش میشد صوت خوندن این شعر رو با صدای استاد در کانال داشته باشیم. علت چیست که بعضی شعرها اینطورند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شعر از جناب مولوی است در دیوان شمس تبریزی. واقعاً مولوی در دیوان شمس، روی زمین نیست، همواره در حالِ پرواز است. موفق باشید

23134
متن پرسش
سلام: استاد سوالی در زمینه مباحث معرفت النفس دارم، علت وجود برخی ترس های مشترک بین انسان ها چیست؟ مثلا چرا اکثر خانم ها از موش یا سوسک می ترسند یا بیشتر افراد حتی از تصور تنها ماندن با یک جسد وحشت دارند، چنین ترس هایی دلیل منطقی و مشخصی ندارند و در این موارد خطر خاصی شخص را تهدید نمی کند، مطابق با مبانی معرفت النفس در حکمت متعالیه آیا برای این مسئله توجیهی وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان‌ها با قوه‌ی واهمه از صورت‌ها معنایی را کسب می‌کنند. بعضاً در ایجاد معنا شدت به خرج می‌دهند و معنایی که مطابق واقع نیست را در ذهن خود می‌آورند. از این جهت بعضی‌ها از صورت‌هایی مثل موش یا سوسک، معناهایی در ذهن خود می‌آورند که سختْ آزاردهنده است که البته با تقویت وجهِ عقلانی، قدرت آن صورت‌های ذهنی که واهمه ایجاد کرده است، ضعیف می‌گردد وگرنه بسیاری از انکشافات عرفا در إزاء همین قوه‌ی خوب واهمه است. موفق باشید 

22080

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد تقریبا دو سالی هست که مباحث معرفت نفس را دنبال می کنم. «ده نکته»، «آشتی با خدا»، «براهین صدیقین» و اوایل «معاد» هستم. تا حالا چندین مرتبه شب دچار استرس شدید شدم که تپش قلب همراه دارد و طبق مباحث آشتی با خدا، حس می کنم که ابلیس مرا دچار وسوسه می کند و هر بار با همان مباحث، یاد خدا به قلبم آرامش می دهم، چند صباحی می گذرد شرایط عادی می شود و به ناگه دوباره این حالت پیش میاید. استاد در این مواقع بهترین راه کار چیست باید چه کرد تا این اصطراب و استرس از بین برود .احساس می کنم ابلیس نمی گذارد یاد خدا رو قوت بدهم و واقعا گاهی اوقات فشار زیاد است و از عاقبت کار واهمه دارم. راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید با استراحت و تقویت بدن و ورزش، از قوه‌ی واهمه هرچه بیشتر عبور فرمایید. مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت است، بد نیست. موفق باشید

22044
متن پرسش
با سلام محضر جنابعالی و آرزوی قبولی طاعات: جناب استاد من خیلی ناراحتم....به خیال خام خودم در ماه رجب و شعبان دست و پا شکسته مراقبت انجام دادم ولی دقیقا شب آخر ماه شعبان نفسم مرا به دوران جاهلیتم سوق داد و فریب خوردم و نه تنها نشاط معنوی ام رفت بلکه به شدت در حجاب رفتم و قلبم سیاه شد و با حال بسیار بدی وارد ماه رمضان شده ام. اصلا حوصله خودم را که ندارم هیچ، از زن و بچه و مادر و پدر و برادر و خواهر هم فراری هستم. خیلی پشیمانم ولی نمی دانم چه کنم. بارها شده که پس از مدتها تلاش و مراقبه اندک نشاط و نوری که به دست آورده ام را به خاطر همین گناه از دست داده ام و حالا شدیدا افسرده و نا امیدم. با اینکه موقع گناه کردن به خودم می گفتم خدا می بخشد و توبه می کنم اما الان شرم دارم که دوباره عبادت کنم. با دلسردی و یاس فقط واجبات را دنبال می کنم و با خود می گویم چه فایده دوباره چندین روز و ماه تلاش می کنی اما باز هم توبه می شکنی و همه اش از دستت می رود!! لطفا برایم دعا کنید و راه نجاتی جلوی پای من بگذارید. خدا بر درجات معنوی شما بیفزاید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار شیطان همین است که بگذارد سرِ بزنگاه‌ها ما را از ادامه‌ی کار مأیوس کند. لذا به جای این‌که مأیوس شوید در این موارد تجربه پیدا می‌کنید تا در آینده راه‌های ورود شیطان را بشناسید و از آن عبور کنید. به هیچ‌وجه جایِ مأیوس‌شدن نیست. موفق باشید

21747
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد اخیرا با بررسی اوضاع جهان و کشورمون، اینجور دستگیرم میشه که یک جبهه دوگانه در هر دو سطح کشور و جهان که قبلا شکل گرفته و الان با شیب بیشتری در حال تشکیل است. و به نظر میرسه جبهه غیر حق که آلات و اسباب دنیایی قوی تری دارند در حال تشدید فشارها بر جبهه حق هستند. که بر خلاف نظر بعضی ها که این را بد می دانند و راضی به پا روی حق گذاشتن هستند. من این را تشکیل صحنه ای برای ظهور ایمان های خالص و در نهایت ظهور اراده الهی برای اصلاح می دانم. حال می خواستم نظر شما را به عنوان کم و کیف این جبهه ها و جایگاه زمانی اینها در نسبت با ظهور امام زمان (عج) بدانم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز همان‌طور است که می‌فرمایید. یقیناً شرایط پیروزی حق، هرچه بیشتر در حال فراهم‌شدن است. موفق باشید

20475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در ادامه سوال 20471 بنده بیشتر احساس کردم جوابی که دادید جنبه ظاهری و استدلالی برای شهادت بود. ولی از نظر جنبه باطنی و روح شهادت خون شهید چطور در تاریخ اثر می گذارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نحوه‌ای از سلوک، انسان متوجه‌ی حضور تاریخی اراده‌ی الهی می‌شود و مبتنی بر آن عمل می‌کند. وقتی رعایت دستورات الهی را داشته باشد. موفق باشید

18860

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد فرزانه: جناب استاد آیه ای که می فرماید چرا گروهی مهاجرت نمی کنند تا در دین تفقه کنند و به قوم خود برگردند و مردم را انذار کنند در زمان شخص نبی اکرم و در بین مسلمانان نازل شد حال چه کسانی از کجا به کجا مهاجرت کنند و این قومها در کجا قرار دارند که عده ای بعد از تفقه به میان آنان برگردند؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از نزول آیه‌ی مذکور، از هر قبیله‌ای تعدادی در مدینه جمع شدند و اصحاب خاصی را تشکیل دادند که بعداً روایت‌ها و راهنمایی‌های پیامبر از طریق ایشان بعد از رحلت‌شان به مردم رسید و شاگردان این اصحاب به تابعین مشهور شدند. موفق باشید

18188
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم استاد عزیزتر از جانم سلام علیکم: نمی دانم چطور سوالم را تقدیم کنم؟ ببینید استاد نسبت یگانگی در عالم با درک آن و با احساس آن و با حقیقت آن متفاوت هست؟ چیزی که حقیر درک نموده ام این است که جز من چیزی در عالم وجود ندارد، یعنی من نیستم و خدا باشد و عالم هم باشد، این همه را یکی می بینم، من دم دستی ترین نامی است که می توانم به آن نسبت دهم، البته توجه به این دارم که حضرت حق بصورت من تجلی نموده است و در محل من، اما من احساس دوگانگی بین خودم و او نمی کنم، اینها همه هست اما اتفاق خارق العاده ای دردرون من نیوفتاده است، مثلا وسعت نفسی یا نماز با حضور تری یا درک عمیق تری از حقایق. اگر اینها وحدت هست پس اثرات و تجلیاتش کجاست؟ و یا اگر نیست پس این احساس یگانگی چیست؟ ممنونم بابت حوصله ای که به خرج می دهید. خدا پدر و مادر شما را بیامرزد. یا علی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفتک «صد هزاران خلق در زُنّار شد / تا که عیسی محرم اسرار شد. صد هزاران جان و دل تاراج یافت / تا محمد یک شبی معراج یافت». این حالت را همچنان نگه دارید و باز با رجوع به حق به‌خصوص در عبادات خود را آماده‌ی یافتنی کنید که در جهان‌بودگیِ شما، شما را تا فنایی جلو ببرد که گفت: «در خدا گم شو وصال این است و بس / گمشدن گم کن کمال این است و بس. پیش شیری آهوئی بی‌هوش شد / هستیش در هست او روپوش شد» موفق باشید

17567

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: با توجه به آیه ۱۸۷ سوره آل عمران که بحث تبیین را مطرح فرمودید برای بیان احکام شرعی چه کنیم؟ آیا آنجا نیز می توان تبیین کرد یا تبیین فقط در تفسیر و... است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که در آیه‌ی مذکور نظر به کتاب خدا و جایگاه آن دارد، و عدمِ کتمان کتاب را با تبیین آن مدّ نظر قرار می‌دهد؛ به نظر می‌رسد آیه‌ی مذکور به هویت وحی و جایگاه کلی آن نظر داشته باشد که مسلّم یکی از فروعات آن طرح وظایفِ عملی هرکس نیز هست و این فرعِ بر توجه‌دادن به معارف الهی و بصیرت تاریخی است که هرکس می‌تواند از قرآن بگیرد. موفق باشید

6790

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی زیارت قبول من حاجاتی دارم که برای برآروده شدن آن خیلی تلاش کرده و دعا کردم اما نتیجه نگرفتم تا اینکه روز اربعین زمانی که می خواستم در مراسم عزاداری شرکت کنم در بین راه به دلم افتاد که به خاطر امام حسین (ع) نذر کنم اگر حاجاتم داده شود من ترک گناهی چون غیبت می کنم اما این افکار مرا راحت نگذاشتن هرچند درمراسم عزاداری به خدای خود گفتم اگر این 3 حاجت داده شود بر من است برای رضای خدا غیبت را ترک کنم ولی شرط هم گذاشتم که این مسئله را از دید شما بررسی کنم چرا که همان روز تمام افکارم مشغول این بود که نکند این وسوسه شیطان است البته به این دلایل 1- حاجتم روا نشود و من ناامید شوم و قصد شیطان همین است که من به خدای خود بدبین شوم 2- اگر من غیبت نکردم و حاجتم براورده نشد آنوقت چه ؟ من به عهدم وفا کردم ولی آنها چی؟ 3- من تصمیم گرفتم قبل از برآورده شدن حاجت از حالا این گناه را ترک کنم ولی نگرانی تمام وجودم را گرفته از این بابت که اگر این افکار و حتی نذر وسوسه شیطانی بوده و وهم و خیال بوده نذرم شکسته می شود و دچار عقوبت ترک نذر هم خواهم شد استاد حالا دچار وسواس شدم اصلا راجع به هرکسی حرف می زنم فکر می کنم غیبت کردم یک بار حرف کسی برام سنگین تمام شد وبا یکی درد دل کردم اما بد گویی نکردم ولی گفتم که چه مشکلاتی برام ایجاد میکنه اما بعدش گفتم حتما این غیبت بوده چشمتان روز بد نبیند حسابی داغون شدم و گفتم عجب کاری کردم که نذر کردم این در حالی است که اگر کسی حرفی راجع به من میزنه که باعث ناراحتیم میشه برای تخلیه روحی دلم می خواهد با کسی دردل کنم تو را به خدا به من بگویید چه کار کنم؟ اصلا این نذر نذر درستی هست هرچند بعید می بینم بتوانم از عهده اش بر بیام خیلی نا امیدم متشکرم از استاد خوبم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نذر به‌کلی باطل است چون موضوع آن موضوعی است که شریعت آن را حرام کرده است و بر ما واجب است دستور شریعت را رعایت کنیم. برای رعایت دستور شریعت نذر و قسم لازم نیست. موفق باشید
27330
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: استاد عزیز در کنار مطالعه آثار گرانقدر شما، مورد سنت جاری در تاریخ عالم قرآن کریم را مطالعه می کردم، که متوجه سیری ثابت در تاریخ شدم که در طول تاریخ همواره به جهت تمتعات دنیایی، اکثر انسانها دچار فراموشی معنویت می شوند و این فراموشی همچون حجابی فراگیر پخش شده ولی به نتیجه نرسیده و اَبتر می ماند تا اینکه رسول او در تاریخ ظهور کند و این ظهور همچون فرمان تعظیم به فرشتگان در روز الست است که انسانها در این تاریخ اصل هایشان را برون ریخته و آمدن اجل و محو کفر، حال سوالم در مورد مقطع زمانی قبل از ارسال رسولان هست و شرایط موجود آن زمان اول اینکه اشخاصی مثل یاران حضرت موسی (ع) که بعد از غرق شدن قوم فرعون نجات یافتند و اشخاصی مانند حواریون و اصحاب پیامبر مکرم اسلام، از لحاظ اعتقادی و منتظر بودن و امید داشتن به تغییر اوضاع قبل از ظهور پیامبران در چه سطحی بودند؟ نقش صفات اخلاقی مانند صبر و... که مثلا بتوانند زیر شکنجه و دشنام مخالفان دوام بیاورند چقدر پررنگ بوده؟ثانیا: در مورد قاعده ی آیه ی شریفه «ان الله لایغیر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» اگر خداوند با ارسال رسولان قصد تغییر وضع قومی را دارند، در مورد پیامبران مانند حضرت نوح (ع) و موسی (ع) و... پیامبر اسلام (ص)، آیا تغییر ایجاد شده در قوم ها که حاصل آن ارسال رسولان صرفا مختص کسانی است که بعدا یاران رسولان شدند؟ چون اکثرا که ایمان نمی آوردند و هلاک می شدند. یا اگر ارسال رسولان را تنها رحمت و لطف خداوند بدانیم، جایگاه کاربرد آیه مذکور کجاست؟ثالثا: منظور از قوم در آیه ی مذکور چه سطحی از افرادی هستند؟ رابعا: در مورد ساحرانی که در داستان حضرت موسی (ع) قبل از دیدن آیت الهی با ایشان نبودند و بعد از دیدن آیت به خداوند و پیامبر بودن حضرت موسی (ع) ایمان می آورند، از نظر شخصیتی و اعتقادی چطور این تغییر را تحلیل کنیم؟ اینها قبل از دیدن آیات حضرت موسی (ع)، چه زمینه ای داشتند؟ خامسا: در حالت کلی هر چند انسانها آمادگی رفتاری و معرفتی و اعتقادی برای ظهور را نداشته باشند آیا صِرف ناامیدی از وضع موجود زمینه ساز ظهور است؟با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مستحضرید که بحث در مورد آنچه فرموده‌اید، مفصل است و با مطالعات آثار اندیشمندان دین به‌خوبی روشن می‌گردد. آنچه در این‌جا می‌توان بر روی آن به اجمال فکر کرد، نظر به اسمِ هادی حضرت حق است که در هیچ تاریخی متوقف نیست، ولی صورت‌های مختلفی دارد. آری!

هرکه را میل به بهبود نبود           دیدنِ روی نبی سود نبود

لذا همان‌طور که با بودن رسول خدا «صلّی‌اللّه‌علیه‌‌وآله» از آن حضرت بهره نبردند در دوران فترات هم آن‌هایی که به دنبالِ بهبود بودند از نور عدالت الهی بی‌بهره نمی‌شدند و پیامبران خدا در ایستگاه‌های مختلف تاریخ حاضر می‌شدند تا راه‌های هدایت گم نشود. موفق باشید

25410

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر و زیارتتان قبول درگاه حق: ببخشید تفسیر المیزان در جزوه فرموده اید نظر علامه طباطبایی رو یادداشت کنید. میشه یه مثال بزنید متوجه بشیم روش مفید و مختصر یادداشت برداری از المیزان رو؟ مثلا جلد اول بسم الله الرحمن الرحیم سوره حمد دقیقا کدوم قسمت رو نوشته اید؟ و یک سوال دیگه اینکه میشه طوری سخنرانی کرد که هر سه بعد عقل و قلب و خیال مخاطب رو در نظر گرفت و جای هیچ ابهامی برایش نگذاشت؟ در موضوعات مختلف مثل سبک زندگی اسلامی، مدیریت خشم و...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جزوات «لبّ المیزان» که قبلاً خدمت رفقا داده می‌شد، نمونه‌ی این کار است. شاید آقای توکلی از آن نمونه جزوه‌ها داشته باشند. ۲. باید سعی خود را با توجه به آن سه بُعد گذاشت و سخن گفت. موفق باشید

24724
متن پرسش
بسم رب المهدی (ع) و علی آبائه و علی امنا فاطمه الزهرا (س) سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی، جناب آقای استاد طاهرزاده. چندی است که پس از انتشار جزوه «نظر به ماهیت تکنیک» تفکر به آن ما را در برگرفته است و گوش سپردن به شرح آن هرچه بیشتر ما را در توجه به تاریخ خود متذکر می‌کند. تاریخی که به‌راستی تاریخ انقلاب اسلامی است و تفکر نسبت به آن رجعت به حقیقت را امکان‌پذیر می‌کند. ما تیمی از «دانشجویان دختر حاضر در فضای فنی-مهندسی» هستیم و احساس می‌کنیم حضور در این فضا مسئله‌های جدیدی را پیش روی ما قرار داده است که تفکر پیرامون آن‌ها، فاصله ما را با جواب دور و دورتر می‌کند و اکنون تلاش داریم تا با طرح پرسش‌هایی مسئله را روشن کنیم. ۱. (عقل تکنیکی مثل آزادی، روحیه‌ای است که بشر امروز را فراگرفته) اگر به‌راستی چنین است، چرا ما خود و دیگر زنان جامعه را در این تاریخ نمی‌یابیم؟ آیا می‌توان منتظر پدیدار شدن روح زنانه‌ای در نسبت با مسئله تکنولوژی بود؟ ۲. شما در شرح این روح تاریخی اشارات مختلفی به نسبت تاریخ و زن داشتید و فرمودید، در تاریخی که آزادی روح حاکم بود، زنان غربی در فهم آن پیشگام بودند، اما تاریخ غرب این فهم را به انحراف کشاند. امام خمینی (ره) نیز در پیش‌قدمی بانوان در انقلاب مکرراً از این جنس فرمایشات داشته‌اند (شما بانوان اثبات كرديد كه در صف جلو هستيد. شما اثبات كرديد كه مقدم بر مردها هستيد. مردها از شما الهام گرفتند). اگر درست فهم کرده باشیم که زنان به سبب حس حضور بیشتری که با تاریخ‌دارند، در فهم زمانه‌ی خود حساس‌تر هستند، نشانه‌های آن در تاریخی که عقل تکنیک آن را فراگرفته، چیست؟ ۳. در مسئله زن تعبیر رایج این است که پس از گذشتن از سال‌های اولیه انقلاب و دفاع مقدس، زنان جامعه ظهور متناسبی نداشتند، چه نسبتی بین این تعبیر و این گزاره شما در باب عقل تکنیک است (بر خلاف ابتدای انقلاب و برخلاف دوران دفاع مقدس، عقل تکنیکی در حالِ حاضر ظهوری مناسب ندارد)؟ ۴. (بنیاد عقل تکنیکی ریاضیات است) (عقلی که در هر سنتی می‌تواند خود را به ظهور برساند و معنا کند و با جدیت‌ِ ساختن جهان به همراه است) با این توصیف آیا می‌توان این برداشت را داشت که عقل تکنیک در نسبتی با رشته‌های مهندسی معنا می‌یابد؟ و اگر این‌چنین است دانشجویان فنی-مهندسی باید بیشتر خود را در تاریخ تکنیک بیابند؟ پس چرا در این میان ما شاهد آن هستیم که دختران فنی-مهندسی در این فضا نه‌تنها به‌راحتی نمی‌توانند جایگاه خود را بیابند و عقلانیتی را به صحنه آورند که عزم ساختن جهان در آن باشد، بلکه چونان دچار "سرگردانی" اند که پاسخی برای چرایی و چگونگی حضور خود در این فضا ندارند. ۵. در فضای فنی-مهندسی به‌ظاهر تضادها و تناقضات فراوانی به لحاظ خلقیات و روحیات با جنس زن وجود دارد که سبب می‌گردد تا او نتواند خود را در آن تعریف کند چه برسد به آنکه زنان جایگاهی برای خود در ساختن کشور و آینده‌ی آن و مباحثی مانند اقتصاد مقاومتی، رونق تولید، تولید علم، علوم دانش‌بنیان و ... متصور شوند. ۶. (باید از خود بپرسیم چه می‌شود که مردمی در زمانی نسبت به آینده، چشم‌انداز دارند و مقصد را که گاهی دوردست است هم می‌بینند و گاهی همان مردم نمی‌توانند به آینده‌ی خاص خود فکر کنند) آنچه اکنون مسئله‌ی ماست این است که دعوت به چه آینده‌ای می‌تواند راهگشای زنان جامعه برای به ظهور رساندن عقل تکنیک متناسب با حقیقت انقلاب اسلامی باشد؟ در پایان امیدواریم با نظر به اشارات حضرت‌عالی امکانِ حضوری متناسب با آینده‌ای برآمده از فهمِ تاریخی انقلاب اسلامی شکل گیرد. که قطعاً توجه به آن کمی از غبار این مسیر را می‌کاهد. ان شاءالله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. طلب آزادی ریشه در همین روح تاریخی دارد و باید به آن جوابی درست داد. ۲. نظم خاصی است که ما را وارد ساختن جهانی نو می‌کند. ۳. همان‌طور که شیفتگی به تکنیک، جای عقلِ تکنیکی را گرفت؛ لیبرالیته و إباهه‌گری جای حضور حقیقی زن در این تاریخ را گرفته است و با درک این موضوع، زنان می‌توانند راه درستی را جلو ببرند. ۴. عقل تکنیکی یک روح و روحیه است و هرجا ظهور کند در ساختن جهان کمک می‌کند و این روح و روحیه بیشتر باید در علوم انسانی شکل بگیرد تا راهنمای بقیه باشد. ۵. مهم، روحِ نظمی است که تحت عنون عقل تکنیکی جهان جدید را می‌سازد و نه آن‌که حتماً باید آن روح و روحیه در صنعت حاکم باشد. ۶. این‌که آینده، آینده‌ی روحی است که در مواجهه با غرب، جهانی مناسب این تاریخ ولی با رویکرد قدسی می‌سازد، بحثی نیست، بحث در زمان‌شناسی است و این‌که انسان از زمان خود بیرون نباشد تا گرفتار پوچی نگردد.

البته این مباحث ادامه دارد به‌خصوص در کتابی که تحت عنوان «گوش‌سپردن به ندای بی‌صدای انقلاب اسلامی» در دست تهیه است، مطالبی را متذکر می‌شود. موفق باشید

22275
متن پرسش
سلام استاد: سایه تون مستدام ان شاءالله. شبی رو به خاطر دارم که دچار اضطراری شدید در خصوص عدم درک وضع فعلی انقلاب و رهبری و آینده شدم تا حدی که چند دقیقه ای خودم را زدم. بلکه شاید ناگهان بیدار شوم و ببینم همه اش خواب بوده! تا اینکه چشمم به قرآن کمد نماز خانه خوابگاه خورد، نیت کردم ک خدایا با من حرف بزن و آرامم کن. قرآن را باز کردم و سوره‌ی تکاثر آمد. در آن لحظه سوره‌ی تکاثر اینگونه با من حرف زد که: مشکل از پراکندگی توست پسر، نه از حقیقت، و چه بخواهی و چه نخواهی حقیقت (انقلاب) خودش، خودش را نشان می دهد. قرار گرفتم، اما بعدا که در تفاسیر جستجو کردم اینگونه معنایی ندیدم. سوالم این بود که برداشت من از این سوره غلط بوده؟ و در صورت امکان مختصرا سوره را با رویکرد انقلاب شرح دهید. با سپاس و آرزوی عمر طولانی و پر از توفیق. ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- برداشت خوبی است 2- حضرت ربّ العالمین در سوره‌ی تکاثر ما را متذکر می‌کند که کثرت‌طلبی‌ها شما را بازی داده است در آن حدّ که به اموری مرده و قبرهای بدون حیات نظر دارید و این چیزی نیست که تا آخر برایتان پایدار بماند، به زودی با علم یقینی که پیدا می‌کنید متوجه می‌شوید که جهنّم را برای خود برافروخته‌اید و با نور عین‌الیقین با چنین عذابی روبه‌رو خواهید شد و از شما سؤال می‌شود چرا از نعمت‌هایی که برای نجات خود داشتید که از جمله انقلاب اسلامی است، استفاده نکردید؟ موفق باشید  

22089
متن پرسش
سلام استاد: در ادامه سوالم که پرسیدم ۲۲۰۸۴ آیا جواب شما رو درست فهمیدم. پس همه موجودات در مقام تجلی از حق، همه اسماء را دارند ولی در مقام ظهور اسماء فقط اسم خاصی رو میتونن ظهور بدن؟ به عبارتی یعنی همه خلیفه الله هستند ولی حجت الله کامل نه؟ و یا به عبارت دیگر یعنی وجودشان نازله همه اسماء است ولی این وجود جامع الاسماء در مقام ظهور اسماء ظرفیت نشان دادن یک یا چند اسم خاص رو دارند در غیر انسان؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید وقتی بحث خلیفة اللّه در میان می‌آید که خلیفه‌ی الهی جامع همه‌ی اسماء الهی به صورت بالفعل باشد. حضرت امام در کتاب «مصباح الهدایه» در موضوع جایگاه خلیفه‌ی الهی در عوالم گوناگون هستی نکات دقیقی دارند که خوب است به آن‌جا رجوع شود. موفق باشید

21981
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: در فصل آخر آشتی با خدا یه جایی می فرمایید که این عقیده ها هستند که در دوران پیری برای ما می مانند و اطلاعاتمان فراموش میشه. آیا کسی هم که آلزایمر می گیرد و دیگه یادش میره نماز بخونه و درکی نسبت به نماز نداره هم میشه اینطور گفت در موردش که نمازش عقیده نشده براش یا ربطی نداره به این موضوع؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آلزایمر یک بیماری است که موارد جزئی مورد نیاز زندگی را از صحنه‌ی حافظه می‌برد. ولی در پیری انسان موارد جزئی زندگی را که چندان مورد نیاز نیست با نظر به امور کلی، از آن‌ها عبور می‌کند. و به همین جهت ملکات انسان در پیری از دست نمی‌رود همان‌طور که آن ملکات در قیامت برای او باقی است. موفق باشید

21709

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده طلبه هستم و بسیار به طلبگی و دروس آن علاقه دارم. اما سوالی که در ذهن من است و آن اینکه آیا من می توانستم این دروس را بیرون از حوزه هم بخوانم چرا به حوزه آمدم؟ (گرچه کارم مشکل تر می شد اما روایت هم داریم که هرکس بیشتر تلاش کند خدا بیشتر یاری اش می کند. اگر از نظر اخلاقی هم باز بستگی به خود فرد دارد چه بسا برخی از افراد بیرون از حوزه از طلاب بهتر باشند (کما اینکه بسیاری از حوزه ها استاد اخلاف خوب ندارند) با این وجود بهترین دلیل برای حوزه آمدن چیست؟ فردی می تواند دروس دانشگاه را هم بخواند و صوت دروس حوزوی را هم از سایت ها گوش دهد و هم در رشته دیگر تخصص پیدا کند چه بسا اگر معلم شود می تواند افراد بیشتری را تربیت کند. پس لطفا بفرمایید بهر دلیل بذای حوزه آمدن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که قرآن به ما می‌فرماید «ابتغوا الیه الوسیله»،‌ ما باید در امورات خود به وسیله‌ی مورد اعتماد رجوع کنیم، حوزه مطمئن ترین جایی است برای این‌که انسان به معارف اصیل اسلامی دست بیابد مشروط به آن‌که آن‌ معارفی که دروس رسمی حوزه به شما نمی‌دهد را با مشورت اساتید و با مطالعه‌ی موضوعات مورد نیاز به دست آورید. به خصوص که فضای حوزه، برای یک طلبه‌ی جدی بسیار کمک کننده‌است و در همین رابطه می‌توان استاد اخلاق مورد نظر را نیز پیدا کرد. موفق باشید

21693

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: لطفا نظرتان را درباره این جمله علامه مجلسی که درباره حکما و فلاسفه در خصوص اعتقاد به بهشت دنیایی گفته بفرمایید «از دیگر اعتقادات فلاسفه در مساله معاد این است که آنان برای بهشت و جهنم و ثواب و عقاب عینیت خارجی قائل نبوده و آنها را امری ذهنی و عقلی و از مقوله ادراک می دانند. به این معنا که می گویند بهشت و جهنم عبارت است از ادراک امور خیر و لذیذ و یا ادراک امور شرّ و آزار دهنده، نه آن که واقعا در عینیت خارجی ما چیزی به نام بهشت و حور و قصور و فواکه و یا چیزی به نام جهنم و آتش و انواع عذابهای مادی و عینی داشته باشیم.» یا این عبارت «زیرا که اعظم اسباب الحاد و تضلیل، فتح باب ایراد و تأویل است و عمده اسباب ایمان و یقین، انقیاد و تسلیم است» ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات اخروی بدن» شده است؛ با  تأمّل در آن جزوه معلوم می‌شود که جناب صدرالمتألهین روشن می‌کند که برداشت بعضی‌ها از آن نوع معاد جسمانی که حکما می‌گویند درست نبوده‌است. موفق باشید

21395
متن پرسش
سلام استاد: استاد توی این مدتی که سیر شما رو در ابعاد مختلف دنبال می کنم به یک نگاهی رسیدم. در دل هر مسئله و موضوع دینی میتونم از نظر عقلی روح توحید رو ببینم که مثل نخ تسبیح همه چیز رو در گرفته حتی تمام اصول دین و حتی فروع رو میتونم ببینم که توحید همه رو احاطه کرده و میتونم همه رو در راستای توحید شرح بدم، حتی موضوعات غیر دینی و هر چیزی رو میتونم با نگاه توحیدی تحلیل کنم و خالص رو از ناخالصی یه موضوع تشخیص بدم، نمیدونم الان کجای کارم. ولی میخوام شما راهنمایی کنید. شاید فعلا در جزییات و اطلاعات دینی قوی نباشم البته ولی میخوام این حالت عقلی رو هم قلبی کنم. لطفا از این شاگرد خود دستگیری کنید. چون شما رو تنها استاد خودم میدونم و اگه این شاگردی رو شما بپذیرید شاید در یک سیر منظم قرار بگیرم و بدونم چطور پیش برم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خاصی نیاز نیست. اگر هم‌چنان نظرتان به توحید عالم باشد، این نور توحید است که همچنان به سراغ انسان می‌آید و هرچه بیشتر خود را نشان می‌دهد در آن حدّ که به لطف الهی همه‌ی عالم را به نور توحید می‌نگرید. موفق باشید   

19198
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز ملاک و معیار بیرون رفتن کینه افراد از دل انسان یا بخشیدن آنها چیست؟ آیا باید حتما فرد مورد کینه را دوست بداریم بجای نفرت یا نه همین که از انتقام و میزان نفرت کاسته شود کافیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه باشید آزار و اذیت او، حتماً منفعتی برای شما دارد. لذا غضب و کینه نسبت به او در میان نمی‌آید. موفق باشید

18168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ببخشید مزاحم شدم. پیرو جواب سوال 18159 میشه چند مثال از کارایی که اگه از من سر بزنه موجب تخریب طبیعت به واسطه ی مدرنیته می شود بزنید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از مصرف ظروف یک‌بار مصرف بگیر تا مصرف گاز و بنزین و هرگونه اسرافی که انجام شود. پیشنهاد بنده آن است که اگر فرصت کردید کتاب «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» را که بر روی سایت هست مطالعه فرمایید. موفق باشید

17918

درموضوع رزقبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در مورد رزق که فرمودید انسان فقط باید تلاش کند و ایمان و عمل صالح و نتیجه و رزقی که به انسان می رسد رزق اوست حالا کم یا زیاد، بسیار زیبا و عاقلانه، اما برایم یک سوال پیش آمده و مبهم مانده و آن اینکه شاید مشخص نبودن این میزان تلاش یک مقدار سر در گمی ایجاد کند. لطفا با بیان زیبایتان یک توضیح کوچک بفرمایید و راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «جایگاه رزق در هستی» روشن می‌شود که در کسب رزق نباید حریص بود و این همان تعادلی است که باید رعایت شود. موفق باشید

نمایش چاپی