بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8418

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باسلام/گروهی هستیم که می خواهیم برای مراسم اعتکاف شهرمان برنامه ریزی کنیم باتوجه به معتکفانی باسلایق وگروههای سنی متفاوت چه رویکردی داشته باشیم/اگرکسی رامی شناسیدکه ازتجربیاتشان می شوداستفاده کرد معرفی نمایید/ خداوندشماراازبلیات حفظ کند./

متن پاسخ

باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شاید جناب آقای علی ایزدی بتوانند تجربیات خود را در اختیارتان بگذارند. تلفن ایشان 09139291232 است. موفق باشید

8032
متن پرسش
سلام من یک دانشجوی شهرسازی هستم که کمابیش بحث های مربوط به نقد غرب را پیگیری کرده ام. سؤال من از شما این است که راه دستیابی به دستور زبان شهرسازی اسلامی چیست؟ و از کجا باید شروع کرد؟ آیا نگاه هایی مثل ساختگرایی، نگاه سیستمی، شهرسازی شهروندگرا از ریشه با نگاه توحیدی تعارض دارند یا می توان آن ها را با نگاه توحیدی به کار بست؟ و سؤال آخر این که چگونه یم مهندس می تواند علم سماوات بداندو راه دستیابی به آن حکمتی که شیخ بهایی داشت چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- جزئیات موضوع شهرسازی در تخصص بنده نیست. عمده آن است که بدانیم باید صورت ظاهری شهرها مظهر و مظاهری از عالم ملکوت باشد و اشاره به آن‌جا داشته باشد که در بحث هنر مقدس می‌توانید آن را دنبال کنید 2- اگر در سیر مطالعاتی از جنبه‌ی حضوری معارف غفلت نشود إن‌شاءاللّه به مرور قلب انسان محل تجلیات عالم ملکوت می‌شود و شیخ بهائی با حکمت اسلامی و عرفان محی‌الدین در این راستا قدم بر داشته . موفق باشید
29801

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در سوال 29783 فرمودید آثار حضرت سلیمان تا حدی در اورشلیم هست اما مختصر جستجویی که کردم گویا باستانشناسان چیز خاصی درین مورد نیافتند. مثلا در ویکیپدیا در مدخل هیکل سلیمان آمده است که معاویه ابراهیم که یکی از باستان شناسان فلسطینی می باشد در مورد معبد سلیمان بیان کرده است که بر اساس حفاری های انجام شده چیزی در مورد معبد پیدا نشده است. همچنین آقای هیرتسوغ که از باستان شناسان اسراییل هست که استاد دانشگاه تل آویو می باشند در مقاله در روزنامه هارتس در 28/11/1999 بیان کرده است که همه حفاری ها در سرزمین اسراییل ناامید کننده است و هیچ چیزی بر اساس آنچه که در تورات آمده پیدا نشده است. در تورات در مورد پادشاهی و حکومت سلیمان و داوود بسیار توصیف شده است که حکومت بزرگ و وسیعی بوده است اما با توجه به حفاری های انجام شده در بهترین حالت یک حکومت قبیله ای کوچک بوده است. آقای اسرائیل فنکلشتاین که مسئول بخش باستان شناسی در دانشگاه تل آویو می باشد بیان کرده است که براساس حفاری ها انجام شده آثار باقی مانده بسیار ناچیز است و تقریبا هیچ نتیجه ای نگرفتند و حتی براساس حفاری ها معبدسلیمان اصلا وجود نداشته است. بر اساس آنچه ذکر شده به صراحت گفته می شود که آتار از معبد سلیمان بر اساس آنچه در تورات ذکر شده است هیچ چیز پیدا نشده است. حضرتعالی اگر اسناد یا منابعی درین زمینه مدنظرتان است محبت کنید بیان فرمایید در مورد سایر انبیا می‌توانستند اسناد تاریخی از خود بجا بگذارند کما اینکه در مورد حضرت محمد احیانا اسنادی بجا مانده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد حضرت سلیمان، اطلاعات بنده در همان حدّی بود که شایع است باید آن کاخ و بنا در اورشلیم باشد که به یک معنا مسجدالاقصی مدّ نظر است و چیز بیشتری نمی‌دانم. و این در استقبال از سؤال جنابعالی بود که چرا از سایر پیامبران آثاری نمانده که عرض شد نقش انبیاء تربیت نفوس بود و این‌که امروز مردم جهان بیگانه از تأثیر انبیاء نیستند، حتی در همان کشورهایی که به ظاهر متجددند. موفق باشید

28650
متن پرسش

سلام علیکم: در پاسخ به یکی از پرسشها فرمودید که اصلی‌ترین مشکل ما، نداشتن گشودگی به هم در عین حفظ اصول است. جداً امروز در سطح نیروهای فرهنگی، مشکل اساسی پیش آمده است. یکی اینکه بسیاری اوقات برای جذب افراد، چنان از اصول فاصله می‌گیرند و یا برای اینکه بین افراد مختلف مطرح شوند که اینها دغدغه‌مند هستند، رسماً با ریشه‌ها و مبانی، به صورت عجیبی برخورد دارند و حتی گاهی چنان سیاه نمایی و فضاسازی در برابر انقلاب و نظام می‌کنند که بسیار تعجب آورست و حتی در مباحث معرفت دینی هم با رویکرد عجیبی کار خود را پیش می‌برند و چنان برخورد می‌کنند که انگار بله ما خودمان مخالف این ساختارها هستیم و انقلاب از ریشه‌ها فاصله گرفته و منحرف شده و ما در یک انحطاط بسر می‌بریم و برای تصدیقش هم متأسفانه دست به فضا سازی می‌زنند. این‌که شخصیتی و معممی مثل آقای زائری چنین با مبانی دینی و انقلاب و نظام برخورد کنند جداً تعجب آورست و حتی گاهی به نظر می‌رسد رسماً دارند دست از مبانی و ریشه‌ها می‌کشند. آقای مهدی نصیری که بسیار تعجب آورتر کار می‌کنند و با تمدن اسلامی مخالفت کرده و استفاده از تجارب همین نظام‌های سکولار برای مدیریت و رفع مشکلات در عین اعتقاد به مهدویت را راهگشای عصر غیبت می‌دانند و حتی درباره‌ی حجاب هم مواضع عجیبی گرفته و روندی مانند مباحث شریعت سهله که در اواخر دهه هفتاد مطرح می‌شد را پیش گرفته‌اند. از طرفی قبول دارم برخی با کمترین مبحثی افراد را از قطار انقلاب و نظام پیاده می‌کنند و یا تاب و تحمل کار فرهنگی در کنار آنان را ندارند و یا حتی افرادی‌که در مبانی و ریشه‌های اسلامی و انقلاب معتقدند ولی در یکی دو مسئله مواضع دیگری ممکن است پیدا کنند را غیر انقلابی می‌خوانند و به قصد عدم انحراف در مسیر، از ارتباط درست و متقن هم نارسایی و کاستی قابل تامل دارند. حضرت آقا هم در همین مباحث فرموده اند دایره انقلاب را گسترده و هدایت و بصیرت‌افزایی و گفتمان سازی کنید و از طرفی سخت بر روی مبانی پافشاری کنید و از مبانی کوتاه نیایید و مراقب باشید به طرف افراد منافق یا بی‌اعتقاد هم نروید و در آن راستا قرار نگیرید. و جداً مشکل در همین دو بحث است که جمع کثیری هدفشان به جای هدایت و بصیرت افزایی و تربیت نیروهای انقلابی صاحب فکر و توانمند و در عین حال نشان‌دادن مبانی اسلام و انقلاب و تمدن اسلامی در قالب گفتمان ویژه گفتمان هنری رسانه‌ای و تولیدات فرهنگی _ هنری، جذب افراد حتی در ازای سیاه نمایی و فضاسازی‌های حیرت‌آور و مخالفت یا کاستی و اصلاحگری مبانی و پرداختن به مسائلی تعدد قرائت‌ها در دین و تساهل و تسامح و تحریف شرایط تاریخی که حتی موجب گلایه و ناخشنودی حضرت آقا در سخنان عید قربان شد؛ است و از طرفی عدم آشنایی با مقتضیات کار قوی فرهنگی من جمله تولید آثار فاخر جذاب و عدم تخاطب مستحکم و حکیمانه در راستای گشودن افق متعالی انقلاب مقابل افراد و عدم دست گشاده و روی مهربان در برابر افراد و بیرون کردن آنها از دایره انقلاب حتی بخاطر چند مسئله یا موردی اختلافی و عدم اعتقاد به ارتباط درست با مردم ویژه نسل پس از پیروزی انقلاب، هم یک مورد و مسئله و امر ناصواب دیگر است. ببخشید اطاله کلام کردم خواستم کمی بحث از اجمال در بیاید تا فرصت و مجال شود در این‌باره، باب بیانات حضرتعالی هم مفتوح شود و در این‌باره بیانات خودتان را بفرمایید. به جهت تجارب کار فرهنگی و مشغول بودن به آن، آنچه به نظرم رسید این بود و به نظرم رسید عرض کردم و امید دارم ان شاء الله مبنا و منظومه فکری_عملی ما در کار فرهنگی جداً همان مبنای بیانیه‌ی گام دوم انقلاب و هدایتگری و بصیرت‌افزایی و تولید محتوا و اثر و کرسی‌های آزاد اندیشی و تعمق در حدّ جذاب و فاخر و مهم‌تر توانمند سازی و تعلیم نیروهای فرهنگی دغدغه‌مند به انقلاب و تلاش در راستای صاحب فکرشدن آنها بر اساس مبادی مشخص مثل نظام فکری امامین انقلاب، علامه طباطبایی، شهید مطهری و شهید آوینی و علامه مصباح باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صد سینه سخن در میان است. وقتی توحید به صحنه‌ی تاریخی ما در میان آید، از آن‌جایی که توحید نافذ است و هرچه جلو بیاید گستره‌ی خود را بیشتر می‌کند و همچون ذاتش، جهان بیشتری را در برمی‌گیرد. دیروز یعنی در ابتدای انقلاب اسلامی باید مواظب بودیم که در دریاچه‌ی توحیدیِ انقلاب اسلامی رودی گِل‌آلود ورود نکند تا کلّیّتِ دریاچه را گل‌آلود کند، ولی توحید انقلاب همچنان گسترده و گسترده شد در آن حدّ که امروز اقیانوسی شده است که هزاران رود گل‌آلود را در آغوش می‌گیرد، آلودگی‌های آن‌ها را فرو می‌نشاند و آن‌ها را از آنِ خود می‌کند.

اگر به هر دلیلی نسبت به انقلاب با روحیه‌ی مقدس‌مآبانه گرفتار تحجر شدیم، انقلاب را دفن کرده‌ایم. رهبر معظم انقلاب فرمودند انقلاب مثل یک موجود زنده است، همواره در حیات جدیدی باید خود را تجربه کند، ایشان در ۲۶ تیرماه سال ۹۸ حکمی به امام جمعه بندرعباس دادند. بنده خواهش می‌کنم به جملاتی که در آن حکم هست دقت فرمایید. می‌‌فرمایند: «تقویت جریان انقلابی و جوانان مؤمن و رویی گشاده و دست مهربان با عموم طبقات، توصیه‌ی مؤکد من است.» عموم مردم در این پیام چه کسانی‌اند؟ در حالی‌که قبل از آن فرموده‌اند تقویت جریان انقلابی و جوانان مؤمن. آیا عموم مردم جز مردمی خواهند بود که نه در راستای تقویت جریان انقلابی قرار دارند و نه در راستای جوانان مؤمن؟ بنده همان زمان که این پیام را دیدم به رفقا عرض کردم این پیام نشان می‌دهد انقلاب وارد مرحله‌ی دیگری شده که می‌تواند مردم معمولی را که به ظاهر نسبتی با انقلاب و حتی اسلام ندارند در بر بگیرد و آن‌ها را از آنِ خود بداند، همان آدم‌هایی که نه انقلابی هستند و نه کاری به انقلاب دارند و نه مؤمن می‌باشند. شما باید نسبت‌تان را با این‌ها تغییر دهید، آن‌هم با رویی گشاده و دستی مهربان. آیا این پیام خبر از آن نمی‌دهد که این انسان‌ها که به ظاهر ربطی به انقلاب ندارند، دیگر خود را در تاریخ مدرن معنا نمی‌کنند، هرچند ظاهرشان مدرن است؟ و باید آن‌ها را از خود بدانیم و ما این را در تشییع پیکر شهدایی مثل شهید حججی و شهید حاج قاسم سلیمانی دیدیم که چه کسانی خود را وابسته به آن شهدا احساس می‌کردند که از نظر ظاهر تحت تأثیر فرهنگ غرب بودند.

باز عرض می‌کنم بحث بسیار است. اگر تا دیروز باید از «دیگری» بترسیم، امروز در فضای توحیدیِ انقلاب اسلامی بسیاری از ان‌هایی که «دیگری» بودند در درون خود نوعی احساس یگانگی با ما دارند مشروط بر آن‌که از ترس آن‌که دریاچه‌ی ما گل‌آلوده نشود، از اقیانوس‌بودنِ خود غفلت نکنیم. در این مورد عرایضی در جزوه‌ی «انقلاب اسلامی و عصری جدید در گام دوم» شده است. شاید موجب گشودگی راهی باشد که فراموشش کرده‌ایم. موفق باشید    

27737
متن پرسش
سلام: چرا شما اینقدر بر تفسیر المیزان تأکید دارید در حالی که بعضی ها معتقدند تسنیم همان المیزان معاصر است که هم با استنادات بیشتر نوشته شده و هم مسائل جدید که در زمان علامه نبودند را نیز مطرح کرده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب شریف «تسنیم» از آیت اللّه جوادی «حفظه‌اللّه» سعی دارد با دقت زیاد، ابعادی از تفسیر شریف «المیزان» را تبیین کند و در این کار بحمداللّه موفق بوده‌اند. ولی در هر حال کتابِ مادر در تفسیر «تسنیم»، تفسیر «المیزان» است با جامعیت خاص خود. به همین جهت بنده همیشه به رفقا پیشنهاد می‌کنم در کنار تفسیر المیزان، از تفسیر تسنیم غفلت نشود. موفق باشید

27056
متن پرسش
سلام استاد عزیز: میدونم از سوالات بچگانه بنده دلخور شدید. بنده تا امشب برهان صدیقین را شروع نکرده بودم. بخاطر همین برام سوال ایجاد شده بود که طبق گفتار شریف مصباح الهدایه که وجود انسان کامل خود اسم اعظم و خود رحمن و رحیم می باشد با توحید غیب الغیوب چگونه جمع می شود مخصوصا در نماز. اگر بنده نوازی کردید سوال بنده را جواب بدید دیگه مزاحم وقت گرانبهای شما نمی شوم. قول میدم. در صورت امکان با چند جمله. شماره بنده ۰۹۱۸۳۱۳۱۵۵۶ همیشه دعاگویتان هستم. بخاطر ضایعه نخاعی هر روز درد می کشم نمیدونم عمرم کفاف میده تا توحید واقعی را دریابم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم بنده در خدمت رفقا هستم و جواب‌دادن به سؤال رفقا مزاحمت نیست. انسانِ کامل مظهر اسم اعظم حضرت حق و مظهر اسماء جمالی و جلالی حضرت حق است و از این جهت، سیره‌ی ائمه «علیهم‌السلام» آینه‌ی نظر به اسماء الهی است و در آن آینه، خداست که ظهور می‌کند به همان معنایی که رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» فرموده باشند: «مَن رآنی فقد رأی اللّه». موفق باشید

25686
متن پرسش
سلام علیکم: استاد، ساز و کار استفاده از رسانه ها مثل فضای مجازی یا صدا و سیما، در عصر حاضر با توجه به رشد تکنولوژی در راستای اهداف دین مبین و ارزشهای توحیدی، چگونه باید باشد و نیروهای انقلابی چه افقی را در کار رسانه ای مد نظر قرار دهند؟ آیا صرفاً امروز این رسانه ها وسیله ای برای تفریح و ارتباط جمعی و گذراندن اوقات هستند (که حتی در صدا و سیما هم چنین رویکردی مشاهده می شود) یا می توان اهداف متعالی را در بستر همین رسانه دنبال کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فضای مجازی یک امکان است با مناسبات خاص خود. باید عده‌ای به میدان آیند و هنرِ ارائه‌ی آن‌چه باید ما ارائه دهیم را به دست آورند. مثل کاری که مرحوم شهید آوینی در «روایت فتح» انجام داد. موفق باشید

25153
متن پرسش
با سلام: ما در حال انجام پژوهشی در موضوع سقط جنین عمدی در بازه زمانی تشکیل نطفه تا قبل از دمیده شدن روح هستیم. سوال ما از استاد این است که به غیر حکم شرعی، چه دلایلی در رد مجوز اینگونه از سقط ها وجود دارد.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: تا قبل از دمیدن روح، آن موجود زنده، انسان نیست هرچند بعداً می‌تواند انسان شود. ولی سقط چنین موجودی، کشتن انسان به حساب نمی‌آید هرچند که به هر حال موجود زنده‌ای را سقط کرده‌ایم. آری! اگر حیات مادر، به عنوان انسانِ بالفعل در خطر است ترجیح در آن است که جنین سقط شود. موفق باشید

24040
متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب رزق اشاره داشتید به حدیثی از امام معصوم که روزی دو قسم است آنچه تو در پی آنی و آنچه آن در پی توست، استاد سوال من این است که آنچه که در پی ماست که از هر راهی باشد می رسد، اما آنچه که ما در پی آن هستیم، چی؟ آن رزق به ما می رسد؟ یا با تلاش می رسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است آن رزقی که مقسوم ما نباشد و ما با حرص و خستگی به دنبال آن بدویم، بعضاً هم به ما برسد ولی چیزی نیست که در زندگی به کار ما آید. موفق باشید

23997

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز درد دلی داشتم و پیشنهادی. بنده از اون دخترهایی هستم که تقریبا سرمایه گذاری زیادی روم شد برای خدمت به کشورم به عنوان یه خانم و نظر به اینکه شما همیشه می فرمایید که دیگه اینکه سلوک طوری باشه که فرد خودش خوب باشه درست نیست و باید وارد اجتماع بود و بخصوص الان که تو بحث خانم ها هنوز مشگل هست اینطور که بنده رو گذشته خودم فکر می کنم اصلا برای همین زمان از طرف مربیان تربیت شده بودم بنده رشته علوم تجربی بودم و واقعا هم با علاقه و با انواع استعداسنجی ها و کلی کار کارشناسی شده از طرف مدرسه وارد این رشته شدم نه اینکه جو دکتری گرفته باشدم ولی متاسفانه به دلیل وجود کنکور و اینکه نتونستم از این سد بگذرم پدر مادر بیسوادی داشتم اصلا این زحماتی که برایم کشیده شد قابل استفاده و ثمر نداد. الان مانده با عمر تلف شده وقتی به اجتماع نگاه می کنم می بینم اینقدر پزشک خانم داریم، ولی متاسفانه اصلا حالا نظر بنده اینه اکثر نتونستن بفهمن چرا اومدن پزشک شدن. خود بنده گاه در مراجعه به پزشک کلی باید بگردم تا یه متعهد متخصص پیدا کنم از طرفی برای دامه در این رشته مانده ام. رشته پزشکی رشته بازی هست اکثر میگن احتمال فساد توش زیاد هست مانده ام از طرفی با وجود طب سنتی اینکه میشه این دو را تلفیق کرد واقعا میشه چیز خوبی از آب دراورد و از طرفی چیزهایی که راجع به اختلاط دختر و پسر می شنوم تو این رشته البته دانشگاه فلاورجان در رشته های پزشکی اونطور که شنیدم تخصصا پزشکی، نه شاخه هایش فقط دخترانه هست ولی آزاد از یه طرف با بعضی دختران که حرف می زنی از عدم اختلاط دختر و پسر راضی اند و میگن به درس و تحقیقمون می رسیم بخصوص بچه هایی که پدر مادران سواد داری ندارن که محیط رو بشناسه و بکر وارد محیط میشن از طرفی هم با دخترانی مواجه میشیم که اختلاط و سر و کله زدن با پسره را کلاس و تمدن میدونن و میگن اینها که پسر تو دانشگاهشون نیست عذر میخام خنگ بار میان از طرفی همون فلاورجان هم هنوز اساتید مرد زیاد داره وقتی از پیشنهادهای برخی آقایون به خانم ها جاهای مختلف می شنوم مردد می شوم چرا من که اینقدر علاقه به درس دارم و اینقدر برام زحمت کشیده شده. یا امثال بنده که زیادن باید اینطور بشیم؟ درسته که به طور پراکنده داره کارهایی میشه ولی به نظر میرسه محیط دانشگاهها نباید جدا بشه از فضای تحقیق، اینطوری یه هرج و مرج ایجاد شده تو هر رشته ای افراد مجبورن برای مدرک بروند داشگاه چون اکثر اساتید نتونستن خودشونو به روز کنن یا اینکه علم ندارن و نمیتونن پاسخ بچه ها را بدهند و بچه ها مجبورند بروند بیرون کلاس خصوصی و اونها که ندارند هم که عمرشون تلف و بعد مدتی هم به علاف بودن عادت میکنن حالا این یعنی حال و روز بنده است که سهمیه شاهد هم داشته ام واقعا سخت شده بخواهی تو محیط های مختلط دوام بیاری. یعنی نمیزارن حاج آقا. البته بنده به کنترل خیال شما هم اعتقاد دارم روشم کار کردم و اصلا وقتی اون مسیر برام باز نشد مسیر رو عوض کردم ولی باز می بینم برایه بیماری خود یا خانواده چقدر باید دنبال یه پزشک خانم خوب گشت. ۲. مسئله دوم اینکه حاج اقا اگر امکان داره یه قسمتی از جلسات تون را مدتی بر خانمها تو یک یا دو تا حوزه علمیه خواهران سطح شهر اگر امکان داره و برای مدتی ترجیها نزدیک زمان ثبت نام حوزها اگر زحمت نیست بگذارید تا خیلی دوستان که دوست دارند وارد حوزه بشن بتونن جای خودشون رو پیدا کنن و یا اگر امکان داره همون دانشگاه فلاورجان یا اینجاها که میشه بچه ها تو اون محیط بتونن ادامه بدهن بنده فکر می کنم یه عده گرد وجود با برکت شما اونقدر جذب شدن که نمیشه رفت محیط دیگه و نمیشه به هر محیطی اعتماد کرد در صورتی که با شما اگر بریم تو فضای دیگر و مدتی اونجا باشیم فکر کنم هم برای اون محیط خوبه هم افرادی از اونجا جذب میشن هم یه عده از دوستان وارد اون محیط ها می شوند و میشه تغییراتی را ایجاد کرد. ممنون استاد عزیزم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به این آیه فکر کنید که حضرت ربّ العالمین می‌فرمایند: «وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا»(مریم/۷۱) و هيچ كس از شما نيست مگر آنكه وارد دوزخ مي شود، از جانب پروردگارت حكمي قطعي است. همین حالت در دنیا هست که ما نمی‌توانیم از این دنیا با این نحوه مشکلات فرار کنیم، بلکه باید تلاش کنیم در عین حضور در این صحنه‌ها، گرفتار آن‌ها نباشیم. به همین جهت در روایت داریم: ائمه «علیهم‌السلام» از جهنم عبور می‌کردند، ولی جهنم برای آن‌ها خاموش بود. ۲. پیشنهاد خوبی است، ولی شرایط سنی بنده طوری است که امکان حضور در محل‌هایی که می‌فرمایید برایم نیست. ولی فکر می‌کنم با توجه به طلبی که دارید خداوند آن طلب را بی‌جواب نمی‌گذارد. موفق باشید

23684

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: برای مطالعه آثار آقای داوری چه سیری را پیشنهاد می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای دکتر داوری به قول خودشان بر اساس احساس دردی که نسبت به امور جامعه تشخیص می‌دهند، نگاه فیلسوفانه‌ی خود را به میان می‌آورند. و بدین لحاظ نمی‌توان برای مطالعه‌ی آثار ایشان سیری تعیین کرد. باید ببینیم مسئله‌ی ما در آثار ایشان کدام است. موفق باشید

23449
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: حضوری فعال در عرصه های اجتماعی در انقلاب اسلامی برای رسیدن به نهایت قرب الهی که محور تفکر جنابعالی است، تا اندازه ی آن را درک کردم، اما میخوام این مسئله را از یک زاویه ببینید و نظر مبارک رابفرمایید. ازاین زاویه که سلوک فردی در قیاس با سلوک اجتماعی بسیار مشکل و چالش برانگیز است، چرا که در سلوک فردی، تفکر و تصمیم شما فردمحور است و اساسا به حضور اجتماعی خود درحد یک صله رحم و خدمت جزئی به مردم می بینید، اما در سلوک اجتماعی چالش مهم اینجاست که وقتی بنا دارید، در عرصه های اجتماعی حضوری فعال داشته باشید، ناخوداگاه با توهمات و تعلقاتی هم چون «شهرت طلبی»، «قدرت طلبی»، «ریاست طلبی» و «فخرفروشی» در روح و روان انسان ظهور می کند، در واقع فعالیت خالصانه فرد را مخدوش می کند. بنظرم خالی از لطف نیست که یادداشتی پیرامون این مقوله بنویسید، و بفرمایید که مواجه با چنین احوالاتی چگونه است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرایضی مبنی بر این‌که «انسان به انسان، انسان می‌شود» شده است. در هر حال آن‌چه سلوک را حقیقی می‌کند، حضور فعّال در اجتماع است با این هدف که خدا را در مناسبات خود حاضر کنیم. پیامبر ما «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «لا رهبانیة فی الاسلام» رهبانیت ما جهاد با استکبار است که مانع حضور خدا در مناسبات انسانی است. فرارکردن از کفر، راهِ چاره نیست باید کفر را فراری دهیم چیزی که با انقلاب اسلامی محقق شد و جناب آقای دکتر سعداللّه زارعی در شماره‌ی اخیر روزنامه‌ی کیهان در روز شنبه ۶ بهمن‌ماه تحت عنوان «اخراج آمریکا از دایره قدرت» متذکر آن شدند. موفق باشید

22084
متن پرسش
سلام استاد: در موضوع تجلی چطور میشه یک چیزی از حق تعالی تجلی و ظهور کند ولی بعضی از اسماء را نداشته باشد در حالی که خدا عین صفات است و وجود او در هر مرتبه از نزول عین صفات اوست اما به نزول؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید با هر اسمی همه‌ی اسماء هست. تنها به جهت محل ظهورِ خاصِ آن اسم، آن اسم ظاهر می‌شود، به همان معنا که در معرفت نفس یافتید که نفس، در محلِ قوه‌ی بینایی ظاهر می‌شود و به همین جهت می‌گویید «من می‌بینم»، یعنی نفس ناطقه در صحنه است، منتها به مظهریت قوه‌ی بینایی. موفق باشید

21872

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: آیا ازدواج از مقدرات الهی است؟ یعنی اینکه کدام زن و مرد با یکدیگر ازدواج کنند این از مقدرات است؟ حال پسری که چند سال باید جاهای مختلف خواستگاری برود تا بالاخره یکی از این خواستگاری ها به تایید دو طرف و طرفین خانواده ها برسد و مشکلی سر راه پیش نیاید و به نتیجه نهایی برسد، تکلیف این پسر چیست؟ چه کند که این به شکل صحیح رقم بخورد؟ و باعث اتلاف وقت خانواده ها ی متعدد نشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی‌ها به جهت آرمان‌های خیالی که دارند باید پس از چند جواب رد که به آن‌ها داده می‌شود تازه سر عقل آیند و به آن‌چه مقدر آن‌ها است بالاخره هدایت شوند و اگر از ابتدا به همان کسی که در تقدیرشان بود راهنمایی می‌شدند نمی‌توانستند آن را بپذیرند. موفق باشید

 

 

18961

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من یه خواهش داشتم و اون این بود از آتش استاد کتاب بصایر الدرجات رو تدریس کنن. و آیا تا الان تدریس نکردن دلیلی داشته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توفیقی پیش نیامده. موفق باشید

18954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من دارم صوت های سلوک ذیل شخصیت امام را گوش میدم یه سوالی برام پیش اومده اینکه مباحثی مثل وحدت، مردم توی این صحبت ها بسیار پرزنگ نشان داده میشه می خواستم از استاد بخواید یه سری منابع (توی صحبت های خودشون) که بیشتر شرح داده شده را معرفی کنن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از مطالعه‌ی اصل کتاب و مطالعه‌ی دو کتاب بعدی که تفصیل کتاب  سلوک است، یعنی کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» و کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی»؛ آرام‌آرام مسائل برایتان روشن می‌شود. موفق باشید

18105

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: توی بحث مرگ از ناامیدی نفس، منظور نفس تکوینیه یا تشریعی؟ مرگ پیرها از کدوم دسته از مردنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع تکوینی است و ربطی به اختیار انسان ندارد. در کتاب «خویشتن پنهان» تا حدّی به آن پرداخته شده است. موفق باشید

15988
متن پرسش
سلام: خسته نباشید ان شاءالله استاد. 1. بنده به مساله ای فکر می کردم ولی نمی دانم درست فهمیدم یا نه. با خود می گفتم: ما جوانان، دانشجویان، طلبه های انقلابی که این همه شوق داریم. هم به فلسفه، هم به تحقیق، هم به تاریخ، هم به تمدن، هم به عرفان نظری هم عملی و.... این همه شوق و انرژی در این همه زمینه باید یک نخ تسبیحی اینها را جمع کند وگرنه خیلی درهم می ماند و به جایی نمی رسد. حال سوالم این است که اگر درست می گویم به نظر شما آن نخ تسبیح که اینها را کنار هم جمع کند چیست؟ 2. این گسیختگی فکری منشأاش کجاست؟ در خود ماست؟ یا در تاریخی که در آن هستیم و تفکرش از خود تاریخ عقب افتاده؟ و یا در چیز دیگر است؟ چگونه رفع می شود؟ اگر استاد منت بگذارند و سوال دوم را کمی (به اقتضای وقتشان) بیشتر توضیح دهند ممنون می شوم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با نظر به انقلاب اسلامی و رسالت تاریخی که در خود احساس می‌کنید، می‌توانید مطالب علمی خود را از گسستگی به پیوستگی تبدیل نمایید. 2- گسستگیِ مذکور به جهت آن است که نمی‌دانیم چه نوع حضوری از طریق این مطالب باید در تاریخ داشته باشیم وگرنه شما ملاحظه فرمودید چگونه آیات سوره‌ی آل‌عمران با نظر به حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی، با انسجام کامل با ما سخن گفتند. در همه‌ی موارد ما باید متوجه باشیم باید خدایی که حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به تاریخ ما برگرداندند، مدّ نظر ما باشد و دل و جان خود را در معرض این خدا قرار دهیم که اگر یک دست ما را به سوی عالم قدس متصل می‌کند، دست دیگر ما را به مشتی تبدیل می‌کند که بر سر فرهنگ استکباری بکوبیم. موفق باشید  

8031
متن پرسش
بسمه تعالی.سلام علیکم.این تفسیر عرفانی را که می گوید شیطان همان قوای دنیایی انسان و فرشتگان قوای الهی انسان هستند یعنی شیطان و ملایک دو بعد از انسان هستند ،را چگونه میشود با آیات قران که هر کام از شیطان وملایک را یک شخص درنظر گرفته جمع کرد؟باتشکر.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: هرگز تفاسیر انفسی منکر ظاهر آیات نیست بلکه متذکر این نکته است که مثل آنچه فرشتگان و شیاطین در این عالم نقش دارند، در عالم نفس انسانی یا عالم صغیر ما بإزاء شیاطین و فرشتگان عواملی هستند. به همین جهت شیطان و فرشته‌ی بیرونی می‌تواند از دریچه‌‌ی همان قوا نفوذ کند. موفق باشید
30972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در منابر شنیده ام که می‌گویند خداوند در روز قیامت آبروی بنده های مومنی که خطا کرده باشند رو مقابل بقیه نمی برد و اون خطاها رو از پیامبر هم می‌پوشاند و از طرفی نفس خود انسان بازتاب کننده تمام اعمالش هست بدون آنکه سخن بگوید. به نظر شما این دو مطلب با هم تناقض ندارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرایط، شرایطی می‌شود که با تجلیات انوار الهی، انسان خود را در موطنی می یابد که اساساً اراده‌های منجر به گناه غرق حضور و توجه به حضرت حق می‌شود و حضوری در میدان شخصیت آن افراد ندارد همان‌طور که بعضاً در دنیا نیز برای اهل ایمان پیش می‌آید که به کلّی اراده‌های قبلی آن‌ها نسبت به اعمال خلاف‌شان از میدان شخصیت‌شان خارج شده و اساساً این افراد دیگر آن افراد نیستند. موفق باشید

28048
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. در پاسخ به دوستانی که گله داشتن از اینکه چرا وقتی کار های روزمره (مثل ایام دانشگاه) غلبه می کند و اندکی از مطالعه فاصله می‌گیریم (حتی برای بنده به اندازه «یک روز» مطالعه نکردن!) حالات معنوی از بین می‌رود، گویا دچار کثرات می شویم به حدی که حتی دیگر نفس هم سر نازسازگاری می گذارد و از ما تبعیت نمی کند. شما پاسخ دادید: هنر ما آن باید باشد که در فعالیت‌ روزمرّه هم، «دست در کار و دل با یار» باشد. می شود راه حل عملی هم بفرمایین؟ بنده با خواندن کتاب های شما و بقیه ی اساتید به این ذهنیت رسیدم که ما در این دنیا آمدیم برای یک ماموریت خاص. پس تمام مناسب های این دنیا (اعمم از تفریح و درس و کار و ازدواج و صله رحم و عبادت....) باید به گونه ای باشد که ما را به آن هدف خاص نزدیک کند. این صحبت را از شما خوانده ام که فرمودین: «انسان باید با انسان ها انسان شود» اما استاد چرا با صله رحم من حس می کنم از عالم خود خارج می شوم و از خدا دور می شوم؟ چرا با درس خواندن دچار غفلت می شوم؟ با اینکه تماما سعی می کنم هدف از درس خواندنم برای رضای خدا و خدمت رسانی به خلق خدا باشد؟ و همین طور مناسبات روز مره دیگر. مگر نه این است که قرار است از طریق «زندگی به روش دین خدا» در زمین به خلیفه اللهی برسیم و گام به گام در این مسیر پیش برویم؟ چرا من نمی توانم «کل» زندگی خود را در این راستا قرار دهم؟ من فقط با انجام چند کار خاص احساس رشد و تعالی می کنم (کتاب خواندن، فکر کردن، عبادت کردن، مباحثه کردن با دوستان همفکر، نشست و برخاست با افراد ناتوان و سالخورده، کمک کردن و خدمت کردن به خلق خدا و تا حدی هم بازی کردن با کودکان....)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کارها که می‌کنید خوب است ولی ظاهراً بیشتر در جهان محدود خودتان با این کارهای خوب به‌سر می‌برید. با حضور در جهانی بزرگ‌تر صله‌ی رحم معنای حضور با انسان‌هایی است که به نحوی ریشه‌ی فرهنگی‌مان می‌باشند. در رابطه با حضور در جهانی گشوده‌تر، پیشنهاد می‌شود جزوه‌ی «قرارگرفتن در بودنِ تاریخی خود» که روی سایت هست، مطالعه شود. موفق باشید

26606

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: این درسته که ما انسان ها از بهشت اومدیم و توی اون عالم هر کس برای خودش نقش هایی رو انتخاب کرده و حالا با توجه به این انتخاب و این نقشی که پیش رو داریم باید ماموریتی رو که توی اون عالم، برای زمین انتخاب کردیم رو به انجام برسونیم و برگردیم؟ و همچنین همه ی خاطره ها و اتفاقات اون عالم دیگه رو به طور موقت تا وقتی که روی زمینیم فراموش کردیم و هنگامی که برگردیم یعنی بمیریم دوباره همه چی یادمون میاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روی هم رفته حرف درستی است ولی ظرایفی دارد که در مباحث فطرت از یک طرف و در مباحث عرفانی از طرف دیگر می‌توانید آن را دنبال نمایید. موفق باشید

25946

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت استاد طاهرزاده: در بین جواب پرسشها، درباره انتخابهایی که انسان قبل از تولد میتونه داشته باشه، جالب بود ولی در عین حال مبهم. میشه لطفا بیشتر توضیح بدید یا کتابی و منبعی را معرفی بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «مبانی عرفان نظری» از استاد پزدان‌پناه در موضوعِ «عین ثابته» در این مورد نکاتی را در اختیار خواننده می‌گذارد. موفق باشید

25565
متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما: شما در کتاب مبانی معرفتی مهدویت فرموده اید: «چیزی که که شدت و ضعف بردار است حقیقت دارد ولی چیزی که شدت و ضعف بردار نیست مثل آجر و دیوار اعتباری است و حقیقتی ندارد.» یه شبهه اینجا است اونم اینکه مثلا ذات اقدس الهی که بالاترین حقیقت در عالم است تشکیک پذیر نیست یعنی نمی تونیم بگیم خدا تر پس طبق این سخن شما نعوذبالله خدا حقیقت ندارد. نظر شما در مورد مطلب شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مفهوم خدا، تشکیک‌بردار نیست ولی مفهومِ خدا هم، که خدا نیست. خدایی که در صحنه است عین تجلیّاتِ اسماء حسنا است و در مراتب مختلف، ظهورات مختلف دارد و به این معنا می‌توان گفت که نحوه‌ای از تشکیک در میان است. آری! همین‌که «وجود»، شدت و ضعف بر می‌دارد، عالی‌ترین مرتبه نیز مطرح است که همان عین وجود است که به اعتبار شدیّت‌اش، اصلِ همه‌ی وجودها است. حضرت حق نیز به عنوان جامعیت همه‌ی اسماء اصلِ همه‌ی تجلیّات اسماء است به همان معنایی که فرمود: «لهُ الأسماء الحسنی». موفق باشید

 

24665

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: نفس بعد از مرگ چگونه می بیند، آیا دیدن او بعد از مرگ با دیدن در دنیا از نظر کیفیت و بعد و... یکسان است؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل دیدن ما در خواب، که این علاوه بر رؤیت قلبی است که به رؤیت حقایق مربوط می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی