باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرالمتألهین در این مورد میفرمایند با توجه به اینکه نوزاد و کودک به همان صورت، تقدیر خود را دارند و بر اساس همان تقدیری که داشته است، رحلت کرده، پس در همان مرتبهی وجودی که خلق شده است، مستقر میباشد و از زندگی در آن دنیا بهره میبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم جزوهی «ما و آینده» و مباحث اخیری که تحت عنوان «انقلاب اسلامی و وظیفهای که پیش روی ما است» بتواند در این مورد کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم از این امر رنج میبرم. زیرا بعضی از این افراد تنها برخوردِ علمی با مباحث میکنند و به یک معنا شاگرد چند کتاب از مطالبی هستند که بنده نوشتهام. در حالیکه یافتِ حضور تاریخی که با روح و روحیهی خاصی محقق میشود چیز دیگری است. اینان تلاش نمینمایند تا این مباحث، موجبِ راهی گشوده گردد و در آن راه، خود را در محضر حضرت معبود بیابند و در إزاء تواضع با خلق، آن راه را برای جان خود گشاده و گشادهتر نگه دارند. البته باید به آنان تذکر داد و از آنان ناامید نشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: واسطهی فیض یک مقام است که امروز در حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه» متعیّن میباشد و در زمان رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» در آن حضرت متعیّن بوده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ارتباط انسانها در برزخ و قیامت، قلبی و روحی است و نه زبانی. تلقین هم به زبان عربی انجام میشود به جهت نظمی که در آن زبان هست و معانی به صورتِ بهتری القاء میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 4 جلسهی اول کتاب «آشتی با خدا» جوانب سؤالِ جنابعالی را به روش پدیدارشناسانه بررسی کرده است. خوب است به آن کتاب که در قسمت نوشتارهای سایت هست رجوع فرمایید.http://lobolmizan.ir/book/1187/%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82-%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86 موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه قصه زندگی به همین شکل بوده و هست که حضرت محبوب رُخ می نمایاند و سپس آن را برمیگیرد. و لذا خداوند در خطاب به ما میفرماید: «لِنَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ» تا ببینیم شما چه خواهید کرد. آری! راهی گشوده است که به «خود» آییم و در این بیکرانه زندگی به همان شکل که خداوند با رحمت خود به سوی ما آمد و آغوش خود را برای ما گشود تا مزه رحمت بیکرانه او را بچشیم، باید در ادامه ماه رمضان این ما باشیم و آغوش گشوده محبّت و ایثار به سوی خلق. و این، بهترین حضور در عهدی است که ما با ماه رمضان در خود میتوانیم نگه داریم. محبت و ایثار و خوشبینی و خوشخُلقی، یعنی رمضانیماندن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است. آری! روح مقاومت، روحِ تاریخی این دوران است که به ملتها عطا شده. به طور پراکنده عرایضی شده است. مقالهای تحت عنوان «امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» و مکتب مقاومت در این تاریخ» قبلاً تنظیم شده است که ذیلاً ارسال میگردد. موفق باشید
امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» و مکتب مقاومت در این تاریخ
باسمه تعالی
سخن بر سر معجزه مقاومت است که خداوند در این تاریخ در مقابل مستضعفان جهان گشوده است و مقام معظم رهبری متذکر آن شدند از آن جهت که حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» آن را نمایان ساختند. در این مقاله سعی بر آن است تا جایگاه تذکرات رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» را با خوانندگان محترم در میان بگذاریم.
۱. وقتي آموزههاي ديني، ما را متوجه اين امر ميکند که مشيّتي الهی بر انسانها و تاريخِ آنها حاکم است که از چشم عمومِ پوشيدهاست ولي انبياء و اولياء متذکر آن هستند، ما بر آن ميشويم که بدانيم در هر صورت در زير سايهي اولياء الهي، آن مشيت و سرنوشت بايد از طريق ما ظاهر شود و تحقق يابد وگرنه جهت شکوفایی خود، مطابق ارادهي الهي عمل نکردهايم، همان طور که وقتي حضرت سيدالشهدا «علیهالسلام» در رؤيايي که رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» را در آن ديدند از حضرت شنيدند که فرمودند: «فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلًا ..... إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاهُنَّ سَبَايَا» (ترجمه لهوف، ص 65) خداوند ميخواهد تو را در اين مسير کشتهشده و خانوادهي تو را اسير ببيند. حضرت امام حسين «علیهالسلام» همهي اختيار خود را در مسير ارادهي الهي که از طرف جدّشان از آن آگاه شدند، به کار بردند و به عاليترين شکوفايي ممکن رسيدند.
انبياء و اولياء امکانات و خصوصيات تاريخي را که ما در آن به سر ميبريم به ما متذکر ميشوند تا ما در بستر تاريخ خود به شکوفايي لازم دست يابيم.
يک ملت تنها پس از قرارگرفتن در شرايط تحققِ مشيت الهي در زندگيشان به خودآگاهي و تفکّر تاريخي لازم ميرسند و عملاً ارادهي خداوند را به ظهور ميرسانند. در اين صورت اين ملت در مقابل همهي موانعي که ارادههاي شيطانيِ دوران ايجاد ميکنند ميايستند و پيروز خواهند شد و آينده را از آنِ خود خواهند کرد. رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» با توجه به چنین قاعدهای در تاریخ 14/3/98 در حرم حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» فرمودند:
یک خصوصیّت از خصوصیّات امام هست که بنده امروز دربارهی آن بیشتر میخواهم صحبت کنم و آن، خصوصیّت «مقاومت» است؛ مقاومت، ایستادگی. آن چیزی که امام را در هیئت یک مکتب، یک اندیشه، یک تفکّر، یک راه، مطرح کرد برای زمان خود و در تاریخ، بیشتر این خصوصیّت بود؛ خصوصیّت ایستادگی، مقاومت، عدم تسلیم در مقابل مشکلات و موانع. در برابر طاغوتها امام مقاومت خودش را به رخ همهی دنیا کشید؛ چه طاغوت داخل در دوران مبارزات که خیلیها خسته شدند، خیلیها مشرف به ناامیدی شدند امّا امام محکم ایستاد، امام بدون ذرّهای عقبنشینی در راه مبارزه ایستاد؛ که این مال دوران قبل از پیروزی انقلاب بود. و بعد از پیروزی انقلاب هم فشارها از نوع دیگر و به صورت همهجانبهتر در مقابل امام ظاهر شد، [امّا] امام باز هم اصل مقاومت را، ایستادگی را از دست ننهاد، مقاومت کرد.» این به جهت آن بود که تلاش دشمن و تهدید دشمن نمیتوانست دستگاه محاسباتی امام را به هم بریزد؛ زیرا به بیّنات دین مبین اسلام متّکی بود.
۲. کافي است به جاي آنکه گمان کنيم آنچه در تاريخ ما ميگذرد اتفاقي است، متوجه شويم همهچيز حکيمانه مديريت ميشود و اين اصلي است که نميتوان آن را انکار کرد. اگر تاريخ با نظر به مشيت الهي به انديشه درآمد درخواهيم يافت که بشر نيز در جريان تحقق ارادهي الهي نقش دارد. و ما امروز در راستای تحقق مکتب مقاومت میتوانیم نقشافرینی کنیم به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب میفرمایند:
معنای مقاومت این است که انسان راهی را انتخاب کند که آن را حق میداند، و موانع نتواند او را از حرکت در این راه منصرف کند. حرف امام حاکمیّت دین خدا بود؛ بر جامعهی مسلمین و بر زندگی عموم مردم؛ بدیهی است که این حرف و این مَشی، دشمنان گردنکلفتی در عالم دارد. اینکه یک حکومتی در قلب آسیا، در این نقطهی حسّاس، در ایران به وجود بیاید که شعارش این باشد که با ظلم کنار نمیآید، از مظلوم حمایت میکند، معلوم است دشمنی را کسانی شروع کردند که اهل ظلم بودند، اینها با طبیعت پیام امام بزرگوار یعنی نظام جمهوری اسلامی، طبعاً نمیتوانستند سازگار باشند. امام در مقابل این تهاجم ناجوانمردانه و خباثتآلود، از اوّل، فکر مقاومت را، فکر ایستادگی را، فکر گم نکردن راه و هدف را پایهگذاری کرد و به عنوان یک درس، به عنوان یک راه، برای ماها، برای ملّت ایران، برای مبارزان، برای مسئولان کشور، این راه را نشاندار کرد و گذاشت تا از این راه حرکت کنیم.
۳. اگر متوجه غلبهي مشيت الهي بر همهي قلمروهاي حيات انسانها در طول تاريخ باشيم، در آن صورت مطالعهي تاريخ، مطالعهي نحوهي ظهور متفاوت مشيت خداوند در عالم است و راهي است براي خداشناسي. به شرطي که تنها به شناخت جزئيات محدود نشويم و از شناخت امرِ والا يعني سنتهاي جاري در عالم، چشم پوشي نکنيم. در این رابطه به سخن رهبر معظم انقلاب توجه کنید که میفرمایند:
مقاومت به تدریج از مرزهای جمهوری اسلامی فراتر رفت. امروز در منطقهی ما، منطقهی غربِ آسیا، کلمهی مشترکِ ملّتها، مقاومت است؛ تحلیلگران بینالمللی نیز معتقدند: «یکی از مهمترین علل دشمنیِ آمریکا با جمهوری اسلامی همین است که جمهوری اسلامی مسیر مقاومت را در پیش گرفت و موفّق شد، توفیق پیدا کرد، توانست بر موانع فائق بیاید.
اگر انسان در مرتبهي احساس بماند به هيچ ادراک کلّي نميرسد تا وارد عالم تفکر شود. آنچه اهميت دارد تشخيص مصلحتهاي بزرگ در هر تاريخي و نسبت آنها با ارادهي الهي است و اعمال انسانهاي بزرگ مثل حضرت امام خميني «رضواناللّهتعاليعليه» بر همين اساس مورد توجه قرار ميگيرد. اين انسانها از پندارهاي معمولي فراتر رفتهاند که ميتوانند مصلحتهاي بزرگ زمانهي خود را تشخيص دهند. رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» میفرمایند:
امام مسیر مقاومت را انتخاب کرده است. پشتوانهی انتخابِ مقاومت از سوی امام بزرگوار ما یک پشتوانهی منطقی است. مقاومت، واکنش طبیعیِ هر ملّت آزاده و باشرف در مقابل تحمیل و زورگویی است و موجب عقبنشینی دشمن میشود؛ هرجا ما ایستادگی کردیم و مقاومت کردیم، توانستیم پیش برویم؛ هر جا تسلیم شدیم و طبق میلِ طرف مقابل حرکت کردیم، ضربه خوردیم. و البته مقاومت، هزینه دارد، امّا هزینهی تسلیم در مقابل دشمن بیشتر است از هزینهی مقاومت. و قرآن به وعدهی الهی میفرماید: «وَ لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه.» آیات فراوان قرآن همه همین عاقبت را نوید میدهند به آن کسانی که در راه مقاومتاند. بخشی از استدلال قوی و منطق قوی امام همین آیات است که نشان میدهد مقاومت یک امر ممکن است؛ درست نقطهی مقابلِ فکر غلطِ کسانی که میگویند و تبلیغ میکنند که: «آقا! فایدهای ندارد» خطای بزرگ اینجا است که کسی تصوّر کند در مقابل گردنکلفتهای عالَم نمیشود مقاومت کرد، نمیشود ایستاد.
۴. روح هر ملتي در هر زماني با ارادهي الهي در آن زمان پيوند دارد و اگر آن ملّت آمادگي لازم را از خود نشان دهند هر کاري که از آنها سر ميزند با ارادهي حضرت رب العالمين هماهنگ خواهد بود و آن ملت نمودي از ارادهي الهي هستند. ملتها به ميزاني که متوجه اين امر باشند، نقش آفرين خواهند بود و موفق به ساخت جهاني معنوي و ديني خواهند شد که آيندهي تاريخ از آن تغذيه ميکند و آنها بر آيندهي تاريخ فرمانروايي خواهند کرد.
يکي از علائم انحطاط يک ملت ترجيح خواست فردي افراد بر مشيت و ارادهي کلّي حضرت حق است - ارادهاي که همه بايد در ذيل آن قرار گيرند- و مهمترين کار متفکران جامعه توجه به حضور مشيت الهي و نظر به غايتي است که خداوند براي يک ملت اراده کردهاست.
در افراد مختلف کوششهاي بسياري وجود دارد ولي آن کوششها وقتي اهميت دارند که در جهت غايت نهايي يعني ظهور مهدي «عجلاللّهتعالیفرجه» باشند و از اين جهت در اين عصر و اين زمانه هر حرکتي که در مسير به نتيجه رساندن انقلاب اسلامي باشد حرکتي معنيدار خواهد بود و انسان را از نيستانگاري زمانه رهايي ميبخشد و او را از نظر به منافع فردي که غفلت از امکانات الهی برای این ملت است، به مقاصد بالاتري ميبرد. رهبر انقلاب در این رابطه میفرمایند:
خطای محاسباتی از اینجا ناشی میشود که ما جبههی خودمان را هم درست نشناسیم، جبههی مقابل را هم درست نشناسیم؛ باید حقایق مربوط به این زورگویان را درست بدانیم، حقایق مربوط به خودمان را هم بدانیم. یکی از این حقایق، «قدرت مقاومت» است. در ادبیّات سیاسیِ بینالمللی، «مقاومت به شیوهی امام خمینی» و «دکترین مقاومت امام خمینی» یک موضوع شده. یکی از چهرههای سیاسی دنیا نوشته است: «دوران نقشآفرینی منحصر به فردِ توان نظامی و اقتصادی در سیطرهی جهانی در حال افول است؛ اینکه یک کشوری توان نظامی زیادی داشته باشد و توان اقتصادی زیادی داشته باشد و بتواند به سیطرهی خود ادامه بدهد، دیگر در حال افول است؛ دنیا عوض شده»؛ «در آیندهی نه چندان دور شاهد قدرتهای فرامرزیای خواهیم بود که از لحاظ ماشینآلات جنگی - مثل بمب اتم- یا سهم در تولید صنعتی جهانی، چندان بالا نیستند امّا با قدرت تأثیرگذاری بر میلیونها انسان، سیطرهی نظامی و اقتصادی غرب را به چالش خواهند کشید.» «دکترین مقاومت خمینی با تمام توان، شاهرگهای سیطرهی غرب و آمریکا را هدف گرفته است». راز ماندگاری جمهوری اسلامی این خطّی است که امام بزرگوار، در میان ما باقی گذاشت.
۵. هرکس در ذيل تاريخي که ارادهي الهي براي او رقم زدهاست ميتواند آنچه را در درون دارد به ظهور رساند و در اين رابطه عناصر تشکيلدهندهي يک ملت، داراي سازگاري کاملي خواهند بود و نميتوان عناصر تشکيلدهندهي يک قوم را با عناصر تشکيلدهندهي قوم ديگر جابجا کرد و گمان کنيم ميشود انقلاب اسلامي راههاي برآوردن اهداف خود را در غرب جستجو کند. توجه به این نکته است که رهبر معظم انقلاب میفرمایند:
امروز جبههی مقاومت در منسجمترین وضعیّت در چهل سالِ گذشته است؛ نقطهی مقابل، قدرت استکباری آمریکا و خباثت رژیم صهیونیستی، از چهل سال پیش به این طرف به مراتب تنزّل کردهاند؛ ما این را در محاسبات خودمان باید لحاظ کنیم. آمارهای واضحی وجود دارد در مورد وضع اقتدار اقتصادی آمریکا و تأثیر آمریکا در اقتصاد جهانی که در طول این چندین دهه به شکل عجیبی سقوط کرده است.
۶. رهبران واقعي ملتها اصول کلي تاريخ خود را در درون خويش به الهام دريافتهاند و در صدد تحققبخشيدن به آن اصول کلّي بر ميآيند. قدرت رهبرانِ تاريخي ملّتها نتيجهي پيوند آنها با مشيت الهي است که به آنان الهام و اشراق شدهاست و لذا راهي که چنين رهبراني در تاريخ ميگشايند مسير ساير انسانهاي آن دوران خواهد بود و آن الهام و اشراق، منشأ تحولات بزرگ خواهد شد، هر چند با رنجهاي بزرگ همراه باشد ولي آن رهبران بزرگ براي پيوند خود با مشيت الهي به رنجها و سختيها اهميت نميدهند و از اهداف خود دست برنمیدارند، اهدافی که رهبر معظم انقلاب آنها را اینطور ترسیم میکنند:
هدف مقاومت عبارت است از رسیدن به نقطهی بازدارندگی. هم در اقتصاد، هم در مسائل سیاسی کشور، هم در مسائل اجتماعی، هم در مسائل نظامی باید به نقطهای برسیم که این نقطه برای تعرض به ایران بازدارنده باشد، یعنی دشمن ببیند فایدهای ندارد و با ملّت ایران نمیتواند کاری بکند. مثل بخش نظامی مواجههی ما با مسائلمان و با دشمنانمان باید اوّلاً شجاعانه باشد، مرعوبانه نباشد؛ ثانیاً امیدوارانه باشد، مأیوسانه نباشد؛ ثالثاً عاقلانه و خردمندانه باشد، هیجانی و احساساتیِ سطحی نباشد؛ [رابعاً] مبتکرانه باشد، از روی انفعال نباشد.
۷. سياست در هرحال، مبنا و اساس حقيقي ميطلبد، اگر سياست از ديانت و مشيت الهي که در درون ملت جريان دارد، فاصله بگيرد به امري غير واقعي تبديل ميشود و ديگر خواست کلي زمانه و خواست افراد نيست تا هرکس آزادي خود را در همراهي با خواست جمعي که در نظام اسلامي تحقق يافته بنگرد اما با انقلاب اسلامي است که ميتوان به سياستي دست يافت که ريشه در حقيقت داشته باشد، چيزي که در شخصيت حضرت امام خميني «رضواناللّهتعاليعليه» ملاحظه کرديد و آن درکِ درست ترفندهای دشمن است که رهبر انقلاب اینطور از آن خبر میدهند:
یک شرط دیگر برای موفّقیّت این است که ما به ترفند دشمن برای تضعیف اندیشهی مقاومت توجّه کنیم. زیرا اندیشهی مقاومت، قدرتمندترین سلاحِ یک ملّت است؛ پس طبیعی است که دشمن بخواهد این سلاح را از دست ملّت ایران بگیرد؛ [لذا] روی اندیشهی مقاومت شروع میکنند به وسوسه کردن، تردیدافکنی و با ترفند دشمن تضعیف نشود. متوجهی وعدهی الهی باشیم که هرچه دشمن اسلام بیشتر مجهز شود، امید به نابودی آن بیشتر خواهد بود. خداوند میفرماید: «وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» (احزاب/22) مؤمنان وقتی لشکر احزاب را دیدند گفتند: «این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده، و خدا و رسولش راست گفتهاند!» و این موضوع جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود. این نشان میدهد ایستادگی و مقاومت نتیجهی ایمان و ارتباط با خدا است. ازجملهی وظایف ما حفظ دین و تقوا است تا روحیهی مقاومت در ما شکل بگیرد. وقتی انسان مؤمن شد و دل او باور کرد، آنوقت «قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً»؛ در میدان جنگ هم، مثل یک گلولهی آتش، در دل هدف مینشیند؛ این نتیجهی ایمان و ارتباط با خدا است. مؤمنان در مواجهه با حوادث سخت دچار ترس و دلهره نمیشوند. «اَلا اِنَّ اَولِیاءَ اللهِ لا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون؛ این به خاطر ایمان است، به خاطر ارتباط با خدا است، به خاطر قبول ولایت الهی است؛ خوف و مانند آن نباید باشد. امام «رضواناللّهتعالیعلیه» واقعاً نمیترسید.
۸. وظيفهي اهل تفکر آن است که در تاريخِ خود نقش آفريني کنند و آنچه را که منسوخ است و دورانش به پايان رسيده نشان دهند تا جامعه گرفتار بي فکري و کودني فرهنگي نشود. کودني فرهنگي چيزي نيست جز مشغولشدن بر اموري که مربوط به تاريخ گذشته است. وقتي تاريخ جديدي در حال وقوع است آن کس که هنوز در گذشته زندگي ميکند و در نتيجه منزوي ميشود، بايد خود را در انزواي خود مقصر بداند زيرا نگاه نکرد که ارادهي الهي در اين دوران به چه چيز اشاره دارد تا امروز نيز وارد ساحت آگاهي گردد. رهبر انقلاب میفرمایند:
ملاحظه کنید؛ دو جور آدم در مقابلهی با دشمن وجود دارد: « وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاَّ غُرُوراً. وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا...» (احزاب/ ۱۲ و ۱۳) این یک نگاه است، یک دید است در مقابلهی با این حوادث؛ یک دید دیگر این است که میگوید: « وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» این هم یک دید است.
ما دو جور انسان داریم: یک عده هستند که وقتی هیمنهی آمریکا را میبینند، قدرت نظامی او را میبینند، قدرت دیپلماسی او را میبینند، قدرت تبلیغاتی او را میبینند، پول فراوان او را میبینند، مرعوب میشوند؛ میگویند ما که نمیتوانیم کاری بکنیم، چرا بیخودی نیروهایمان را هدر بدهیم؟ اینجور افراد الآن هستند، در زمان انقلاب ما هم بودند. ما مواجه بودیم با افرادی از این قبیل که میگفتند آقا بیخود چرا خودتان را زحمت میدهید؛ به یک حداقلی قانع شوید و قضیه را تمام کنید. یک عده اینجور بودند. یک عدهی دیگر هستند که نه، قدرت دشمن را با قدرت خدای متعال مقایسه میکنند، عظمت دشمن را در مقابل عظمت پروردگار قرار میدهند؛ آن وقت میبینند که اینها حقیر محضاند، اینها چیزی نیستند. وعدهی الهی را هم راست میشمرند، حسن ظنّ به وعدهی الهی دارند؛ این مهم است. خدای متعال به ما وعده کرده است: «لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ» (حج/۴۰) این وعدهی قطعی است، وعدهی مؤکد است. اگر چنانچه ما به وعدهی الهی حسنظن داشته باشیم، یک جور عمل میکنیم، اگر به وعدهی الهی سوءظنّ داشته باشیم، جور دیگری عمل میکنیم. خدای متعال افرادی را که سوءظنّ دارند، مشخص کرده است: «وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً» (فتح/۶) امروز هم هستند. چند آیه بعد میگوید: «بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلى أَهْليهِمْ أَبَداً وَ زُيِّنَ ذلِكَ في قُلُوبِكُمْ وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً» (فتح/۱۲) سوءظن به خدا موجب میشود که انسان بنشیند و از حرکت و از کار و تلاش باز بماند. اگر حسنظنّ به خدا داشتیم، آن وقت میتوانیم پیش برویم.
۹. از آنجايي که هر زمانهاي مسائل خاص خود را دارد، متفکران بزرگ با توجه به آن مسائل متوجه مشيت الهي در آن زمانه ميشوند و راه حلي ارائه ميکنند که جوابگويي به همهي مسائل آن زمانه در آن راه حل ميگنجند؛ از اين لحاظ ميگوييم هر زماني، متفکر و فکر زمانهي خود را ميطلبد بدون آنکه از افقي که متفکران گذشته گشودهاند روي برگرداند.
درست است که وقتي به ارادهي انسانهايي که در مقابل مشيت الهي سربرکشيدهاند نظر کنيم متوجه ميشويم رسيدن به جامعهي مطلوب دشوارتر از آن است که در ابتداي امر گمان ميشد ولي اين بدين معني نيست که براي شکوفايي خود و جامعه راه حلّ ديگري غیر از راه مقاومت هست بلکه ميفهميم خداوند از ما پايداري و مقاومتِ بيشتري را انتظار دارد و ميخواهد تاريخي را به ظهور برسانيم که بناست انديشههاي ژرف در آن ظهور کند.
در آخر به مصاحبهی نماد مقاومت یعنی جناب سید حسن نصراللّه که در جمعه 21/4/98 با شبکهی خبری «المنار» داشت اشاره میکنم که درباره برخی از قسمتهای نقشه فلسطین اشغالی به صورت مفصل توضیح داد و رسانهها آن را «نقشه محو اسرائیل» توصیف کردند، از آن جهت که هر جملهی او مثل موشکی نقطهزن به سوی سیاستمداران و افکار عمومیِ اسرائیل و حاکمان غربی و سعودی و اماراتی شلیک شد و به صورت پیشگیرانه خواب و تخیّل حمله به ایران و لبنان را از سر دشمنان بیرون کرد زیراکه صلح راستین وقتی برقرار میشود که قدرت واقعی از آنِ ما باشد و این تنها با «مقاومت» ممکن است.
والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به سیرهی مولایمان به عنوان افقی که در مقابل بشریت است و سعهی صدر ایمانیِ آن حضرت موجب میشود تا طرف با آنهمه جسارت بگوید: «لو لا علیٌ لهلک العُمر». این یعنی در موضع توحید و گسترهی توحید، با بقیهی انسانها مواجه شدن، ولی نه آنطور که انسانهای معاند مورد تأیید قرار بگیرند و به اسم سعهی صدر از اصول خود عدول کنیم. همه میدانستند که علی «علیهالسلام» یک قدم در راه باطل با کسی همراهی نمیکند، ولی در عین حال دل میسوزاند تا آنها را هرچه بیشتر از آتشی که در آن افتادهاند، برهاند. از این جهت هر اندازه با خُلق علوی با افراد برخورد شود انگیزهی مخالفان جاهل کم میگردد و ما امروز در مقطع تاریخی حساس و مهمی قرار داریم که به جاهلان تحت تأثیر تبلیغات دشمن نشان دهیم چه اندازه به آنها دروغ گفتهاند. آری! باید نشان داد و این یعنی سیرهی علوی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با صبر و راضیبودن به رضای الهی با موضوع برخورد کنید، به همان نتایجی که میخواهید میرسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع را باید در بحث «برهان صدیقین» و نگاه وجودبینی به جایِ موجودبینی دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیهی ۱۴ سورهی جاثیه میفرماید نسبت به آنهایی که مثل شما امید به ایّام اللّه ندارند، اغماض داشته باشید. ولی این غیر از معاندانی است که در جایگاه مقابل با اسلام ایستادهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم بتوان فصوص الحکم را بدون شرح استاد خواند ولی شرحهای فارسی مثل شرح خوارزمی و شرح بابارکنا و شرحهای عربی مثل شرح قیصری و جندی خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن عزیزان یعنی حضرت امام و رهبر معظم انقلاب نشان دادند اگر به نور حکمت متعالیه، مسئولانِ ما منوّر شوند آن میشود که آن دو عزیز شدند. پس باید به نوعی از خودآگاهی برسیم که حدّ اقل از معارفی که در تفسیر قیّم المیزان به ظهور آمده است؛ سیاستمداران ما غفلت نکنند تا سیاستمدارانی در ترازِ انقلاب باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! میشود از جهتی قوهی غضبیه را در زمرهی وهمیه قرار داد، ولی از آن جهت که وجهی معرفتی حتی معرفتی ناصواب در آن است؛ میتوان آن را جدا نیز در نظر گرفت. به هر صورت این تقسیمبندیها، تقسیمبندیهای مطلق نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت رفاقت خود را با فرزندنباید به هم زد تا آرامآرام خود آن فرزند متوجه شود راه دیگری را باید انتخاب کند. آری! اگر آماده شد، کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» میتواند کمککار باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است مباحث کتاب «ده نکته معرفت نفس» را که بر روی سایت هست، دنبال فرمایید. زیرا در آنجا نسبت جسم و روح شرح داده میشود مضافاً روشن میگردد حتی گیاهان هم، نفس یا روحِ نباتی دارند چه رسد به انسان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده رویهمرفته نکات خوبی بهخصوص در قسمت آخر آن متن دیدم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به کاری که کانت با طرح «نومن» و «فنومن» به میان آورد، توهّم دوگانگیِ بین ذهن و عین را به میان آورد، هایدگر به نحوی عالمانه با طرحِ جهانمندی دازاین توانست مشکل این توهّم را بزداید. و بالاخره اگر تلاش کنید با اندیشهی هایدگر آشنا شوید راهِ حل خوبی را در جلوی خود خواهید یافت. بنده در این مورد عرایضی تحت عنوان «برکات نظر در نسبت بین، وجود نفس با صرف الوجود» داشتهام که آدرس آن را خدمتتان ارسال میدارم: موفق باشید
http://lobolmizan.ir/sound/1155
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرهنگ شیعی روی هم رفته طوری است که اگر انسان مقیّد به آن باشد و در دستورات دینی، ظاهر و باطن را با هم رعایت کند و از حضور قلب در امور غافل نباشد چشمِ قلب خود به خود باز میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید در کنار گوشسپردن به مباحث، فرصتی برای فکرکردن و یادداشتنمودن موضوعات بگذارید و طوری هم نباشد که از بقیهی وظایفی که زندگی به عهدهی شما میگذارد، غافل شوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد چارهای نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد هم استثناء به همان معنا است که تا خدا بخواهد در بهشت میمانند، ولی چون رحمت حضرت حق بر غضب او سبقت دارد همواره بهشتیان در بهشتاند اما نه به آن معنا که خداوند دستبند به دست خود زده است و دیگر اقامت بهشتیان در بهشت بر ارادهی خداوند حاکم باشد. موفق باشید
